<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://iranpedia.net/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A7%D9%84%D8%A7%DA%A9%D9%84%D9%86%DA%AF</id>
	<title>الاکلنگ - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://iranpedia.net/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A7%D9%84%D8%A7%DA%A9%D9%84%D9%86%DA%AF"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%A7%DA%A9%D9%84%D9%86%DA%AF&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-07T09:23:16Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.44.2</generator>
	<entry>
		<id>https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%A7%DA%A9%D9%84%D9%86%DA%AF&amp;diff=29996&amp;oldid=prev</id>
		<title>زهرا فاضل: صفحه‌ای تازه حاوی «الاکلنگ‌بازی  {{درشت|&#039;&#039;&#039;الاکلنگ&#039;&#039;&#039;}}؛ از بازی‌های سنتی کودکان  الاکلنگ، وسیله‌ای بازی به شکل میله‌ای بلند با تکیه‌گاه وسط و دو نشیمنگاه در دو طرف است که کودکان با فشار پا به زمین بالا و پایین...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%A7%DA%A9%D9%84%D9%86%DA%AF&amp;diff=29996&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-04-20T05:25:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «&lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D9%84%D8%A7%DA%A9%D9%84%D9%86%DA%AF.jpg&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;پرونده:الاکلنگ.jpg (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;جایگزین=الاکلنگ‌بازی |بندانگشتی|الاکلنگ‌بازی &lt;/a&gt; {{درشت|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;الاکلنگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;}}؛ از بازی‌های سنتی کودکان  الاکلنگ، وسیله‌ای بازی به شکل میله‌ای بلند با تکیه‌گاه وسط و دو نشیمنگاه در دو طرف است که کودکان با فشار پا به زمین بالا و پایین...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;[[پرونده:الاکلنگ.jpg|جایگزین=الاکلنگ‌بازی |بندانگشتی|الاکلنگ‌بازی ]]&lt;br /&gt;
{{درشت|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;الاکلنگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;}}؛ از بازی‌های سنتی کودکان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاکلنگ، وسیله‌ای بازی به شکل میله‌ای بلند با تکیه‌گاه وسط و دو نشیمنگاه در دو طرف است که کودکان با فشار پا به زمین بالا و پایین می‌روند. این بازی سنتی در ایران با نام‌های «آلاکلنگ»، «الله‌کلنگ» و «ارجوحه» شناخته می‌شود و در هر منطقه، اشعار و روش‌های محلی متفاوتی دارد، مانند میناب، یزد، اصفهان و مشهد. ابزار بازی در گذشته چوبی و امروزه فلزی است و براساس قوانین اهرم و فیزیک عمل می‌کند. الاکلنگ در ادبیات و ضرب‌المثل‌های ایرانی نیز به کار رفته و نشان‌دهنده برتری و تعادل در حرکت است. این بازی علاوه بر سرگرمی، جنبه اجتماعی و فرهنگی محلی دارد و در برخی منابع تاریخی نیز ذکر شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تعریف بازی الاکلنگ==&lt;br /&gt;
[[الاکلنگ]]، وسیلهٔ [[بازی]] به‌شکل یک میله یا چوب بلند است، با تکیه‌گاهی در وسط و دو نشیمنگاه در دو طرف، که با فشار آوردن بالا و پایین می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.vajehyab.com/amid/الاکلنگ عمید، حسن، فرهنگ فارسی، ذیل واژه الاکلنگ، سایت واژه یاب.]&amp;lt;/ref&amp;gt; در فرهنگ‌های فارسی و عربی قدیمی‌تر نیز الاکلنگ به‌معنای تیری چوبین آمده که در فاصله‌ای از زمین قرار می‌دادند، و دو [[کودک]] را در دو طرف آن سوار می‌کردند و هر کدام به‌نوبت، همانند کفه‌های ترازو، بالا و پایین می‌رفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;داعی‌الاسلام، فرهنگ نظام، ج1، ۱۳۶۲ش، ص۴۰۲؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
مکری، فرهنگ فارسی، ج1، ۱۳۳۳ش، ص۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این بازی، با نام‌های «آلاکلنگ» و «الله‌کلنگ» نیز یاد می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;رحمتی، فرهنگ عامیانه، ۱۳۳۰ش، ص۴۳؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
معین، فرهنگ فارسی، ج1، ۱۳۸۲ش، ص۱۳۶؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
شاملو، کتاب کوچه، ج2، ۱۳۷۸ش، ص۵۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; در بعضی از گویش‌های ایرانی، واژه «الّا» به‌معنی آن سوی و آن طرف است.&amp;lt;ref&amp;gt;ایزدپناه، فرهنگ لکی، ۱۳۶۷ش، ص۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; کلمه رجحان نیز که واژه «ارجوحه» از آن گرفته شده، به‌معنی برتری داشتن است و در این بازی نیز، در هر مرتبه بالا و پایین شدن، سمتی بر سمت دیگر برتری یافته و بالا می‌ایستد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاج العروس، ذیل واژه رجح، 1414ق.&amp;lt;/ref&amp;gt; هرچند، در برخی از منابع دیگر، ارجوحه را هم‌معنی بازی‌های «تاب» یا «بادپیچ» دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;بلوکباشی، بازی‌های کهن در ایران، ۱۳۸۶ش، ص30-31.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تشریح بازی الاکلنگ==&lt;br /&gt;
در گذشته، از تیری چوبی، و امروزه، از میله‌های فلزی برای این بازی استفاده می‌کنند. این تیر باید طولی در حدود ۵–۶ متر داشته و از زمین بالاتر قرار بگیرد، برخی حداکثر این ارتفاع را یک متر در نظر گرفته‌اند. سپس، دو نفر، در دو سمت این تیر نشسته و هر کدام با فشار آوردن پا به زمین، خود را به‌سمت بالا می‌کشانند و دوباره پایین می‌آیند.&amp;lt;ref&amp;gt;ستوده، فرهنگ کرمانی، ۱۳۳۵ش، ص۹؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
دادمان، دستور زبان و تطور و فرهنگ لهجهٔ اصفهان، ۱۳۵۵ش، ص۱۳۲؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
شمیم، فرهنگ، ۱۳۷۹ش، ص۴۳؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
صدری افشار، فرهنگ زبان فارسی امروز، ۱۳۷۳ش، ص۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این تیر چوبی یا فلزی، بنابر قانون اهرم، در علم فیزیک، آزادانه حول تکیه‌گاه خود چرخیده و بالا و پایین می‌رود. وزن بازیکنان دو طرف میله و فاصلهٔ آن‌ها از محور وسط نیز، همگی براساس قوانین فیزیک، تنظیم می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ‌نامهٔ کودکان و نوجوانان، ج4، ۱۳۸۳ش، ص۱۵۰–۱۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بازی الاکلنگ در مناطق مختلف ایران==&lt;br /&gt;
در میناب، برای درست کردن ابزار این بازی، ابتدا دو کندهٔ نخل را آماده کرده و یکی را که دو شاخه داشته باشد، بر روی زمین قرار داده و دیگری را روی آن دو شاخه قرار می‌دهند. سپس بر دو سر آن سوار شده و حرکت می‌دهند. مینابی‌ها، در هنگام انجام این بازی، عبارت «کاکا پلنگا جی والا» را زمزمه می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;سعیدی، فرهنگ مردم میناب، ۱۳۸۶ش، ص۱۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#در [[یزد]]، روش اجرای بازی، دقیقاً به‌همین صورت است، اما، آن‌ها شعری با این مضمون را نیز می‌خوانند: «الاکُلُنگک بازیه، تیر و تفنگُک بازیه، الاکلنگ یزّی، نه کاه موخاد نه سبزی».&amp;lt;ref&amp;gt;شریعتی، بازی‌های سنتی کودکان و نوجوانان در استان یزد، ۱۳۸۰ش، ص۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#در [[اصفهان]]، دو تیر چوب را به‌صورت صلیب روی هم قرار داده و کودک اول به‌هنگام بر زمین کوبیدن پاهایش می‌گوید: «الاکلنگ» و نفر دوم وقتی همین کار را تکرار می‌کند، می‌گوید: «شیر و پلنگ».&amp;lt;ref&amp;gt;جناب، فرهنگ مردم اصفهان، ۱۳۸۵ش، ص۲۶۳، ۲۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#در [[ایلام]] نیز، کودکان، الاکلنگ را به‌همین شکل بازی کرده و این شعر را زمزمه می‌کنند: «سی قه ره قووم قووم سیک باندم».&amp;lt;ref&amp;gt;محمدی، فرهنگ بازی‌های محلی ایلام، ج1، ۱۳۸۳ش، ص۱۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#مردم [[سروستان]]، این بازی را «آلادینگو» می‌نامند. بازیکنان، هنگام بالا آمدن چوب می‌گویند: «آلا» و هنگام پایین رفتن می‌گویند: «دینگو».&amp;lt;ref&amp;gt;همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۷۱ش، ص۵۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#کودکان [[مشهدی]]، برای این بازی، ترانه «علی لمبک، شاخ دمبک» را می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;پروین گنابادی، بازی‌های محلی ایران، ۱۳۵۵ش، ص۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; در مناطق دیگر [[ایران]] نیز، این بازی به‌همین شیوه با اشعاری خاص در هر منطقه اجرا می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;هاشم‌نیا، فرهنگ مردم گروس (بیجار و حومه)، ۱۳۸۰ش، ص۸۱؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
امیریان، بازی‌های محلی استان کهگیلویه و بویراحمد، ۱۳۷۰ش، ص۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==الاکلنگ در ادبیات ایران==&lt;br /&gt;
اَلّاکلنگ، یکی از بازی‌هایی است که در برخی از منابع مکتوب کهن نیز به آن اشاره شده است. از جمله، کتاب «[[آثار الباقیه]]» که در آن [[ابوریحان بیرونی|بیرونی]]، از الاکلنگی یاد کرده که پادشاه بر آن سوار شد و مردم از آن الهام گرفتند و نام آن را «اُرجوحه» نهادند.&amp;lt;ref&amp;gt;بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۹۳م، ص216.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از واژه الاکلنگ، در تعبیرها، کنایه‌ها و [[ضرب‌المثل|ضرب‌المثل‌های]] ایرانی نیز استفاده شده است. برای مثال:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«الاکلنگ یزّی / نه نون می‌خاد نه سبزی / آب می‌خوره فراوون / نونشو می‌ده به مردم»؛&amp;lt;ref&amp;gt;شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۷۸ش، ص۷۲۶–۷۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی از منابع به‌شیوهٔ الاکلنگ [[بهلول]] اشاره شده که او، در کنایه به فهماندن مردم که کار دنیا به دلخواه پیش نرفته و امور عالم، هیچ‌کدام، به‌صورت کامل، باب دل کسی نیست، الاکلنگ را یک‌نفره بازی می‌کرد. وی، برای این کار، از یک طرف چوب پیاده شده و بر طرف دیگر سوار می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شهری، قند و نمک (ضرب‌المثل‌های تهرانی)، ۱۳۷۰ش، ص84.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{آغاز منابع}}&lt;br /&gt;
* امیریان، فریدون، بازی‌های محلی استان کهگیلویه و بویراحمد، تهران، جهان معاصر، ۱۳۷۰ش.&lt;br /&gt;
* ایزدپناه، حمید، فرهنگ لکی، تهران، مؤسسهٔ فرهنگی جهانگیری، ۱۳۶۷ش.&lt;br /&gt;
* بلوکباشی، علی، بازی‌های کهن در ایران، تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ۱۳۸۶ش.&lt;br /&gt;
* بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیة، به‌تحقیق زاخاو، لایپزیگ، بی‌نا، ۱۹۹۳م.&lt;br /&gt;
* پروین گنابادی، محمد، بازی‌های محلی ایران، تهران، توس، ۱۳۵۵ش.&lt;br /&gt;
* تاج العروس، به‌تحقیق علی شیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ق.&lt;br /&gt;
* جناب، علی، فرهنگ مردم اصفهان، به‌تحقیق رضوان پورعصار، اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، ۱۳۸۵ش.&lt;br /&gt;
* دادمان، ناصر، دستور زبان و تطور و فرهنگ لهجهٔ اصفهان، اصفهان، مشعل، ۱۳۵۵ش.&lt;br /&gt;
* داعی‌الاسلام، محمدعلی، فرهنگ نظام، تهران، دانش، ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
* رحمتی، یوسف، فرهنگ عامیانه، تهران، ۱۳۳۰ش.&lt;br /&gt;
* ستوده، منوچهر، فرهنگ کرمانی، تهران، فرهنگ ایران زمین، ۱۳۳۵ش.&lt;br /&gt;
* سعیدی، سهراب، فرهنگ مردم میناب، تهران، زوفا، ۱۳۸۶ش.&lt;br /&gt;
* شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، مازیار، ۱۳۷۸ش.&lt;br /&gt;
* شریعتی، علی‌اکبر، بازی‌های سنتی کودکان و نوجوانان در استان یزد، یزد، اندیشمندان یزد، ۱۳۸۰ش.&lt;br /&gt;
* شمیم، علی‌اصغر، فرهنگ، تهران، مدبر، ۱۳۷۹ش.&lt;br /&gt;
* شهری، جعفر، قند و نمک (ضرب‌المثل‌های تهرانی)، تهران، معین، ۱۳۷۰ش.&lt;br /&gt;
* صدری افشار، غلامحسین و دیگران، فرهنگ زبان فارسی امروز، تهران، کلمه، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
* عمید، حسن، فرهنگ فارسی، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۱۴ دی ۱۴۰۰ش.&lt;br /&gt;
* فرهنگ‌نامهٔ کودکان و نوجوانان، تهران، شورای کتاب کودک، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
* معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۲ش.&lt;br /&gt;
* مکری، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، بی‌نا، ۱۳۳۳ش.&lt;br /&gt;
* محمدی (کلهر)، آیت و محمدی، فاطمه، فرهنگ بازی‌های محلی ایلام، تهران، سمیرا، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
* هاشم‌نیا، محمود و ملک‌محمدی، ملوک، فرهنگ مردم گروس (بیجار و حومه)، بیجار، ۱۳۸۰ش.&lt;br /&gt;
* همایونی، صادق، فرهنگ مردم سروستان، مشهد، آستان قدس، ۱۳۷۱ش.&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>زهرا فاضل</name></author>
	</entry>
</feed>