<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://iranpedia.net/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA</id>
	<title>بهشت - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://iranpedia.net/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-19T09:03:42Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.44.2</generator>
	<entry>
		<id>https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA&amp;diff=30152&amp;oldid=prev</id>
		<title>زهرا فاضل: صفحه‌ای تازه حاوی «نقشی از بهشت در حرم امام رضا، در میدان ولیعصر تهران {{درشت|&#039;&#039;&#039;بهشت&#039;&#039;&#039;}}؛ جایگاه برتری که نیکوکاران پس از مرگ، در آن زندگی خواهند کرد.  بهشت یا وهشت، در لغت به‌م...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA&amp;diff=30152&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-04-20T11:34:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «&lt;a style=&quot;color: unset; cursor: text; text-decoration: none&quot;&gt;جایگزین=نقشی از بهشت در حرم امام رضا، در میدان ولیعصر تهران|بندانگشتی|نقشی از بهشت در حرم امام رضا، در میدان ولیعصر تهران&lt;/a&gt; {{درشت|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بهشت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;}}؛ جایگاه برتری که نیکوکاران پس از مرگ، در آن زندگی خواهند کرد.  بهشت یا وهشت، در لغت به‌م...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;[[پرونده:بهشت۲.jpg|جایگزین=نقشی از بهشت در حرم امام رضا، در میدان ولیعصر تهران|بندانگشتی|نقشی از بهشت در حرم امام رضا، در میدان ولیعصر تهران]]&lt;br /&gt;
{{درشت|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بهشت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;}}؛ جایگاه برتری که نیکوکاران پس از مرگ، در آن زندگی خواهند کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهشت یا وهشت، در لغت به‌معنی عالم برتر و بهتر است و در اصطلاح به‌معنی جایگاه آراسته و سرشار از نعمت است که نیکوکاران، پس از مرگ در آن زندگی خواهند کرد. بهشت را خُلد، دارالسلام، سرای ابدی یا دارالجزای مردمان نیکوکار، مینو، فردوس، حظیره قدس و جنت نیز می‌نامند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/بهشت دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه بهشت، سایت واژه‌یاب.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==واژه‌شناسی بهشت==&lt;br /&gt;
در [[اوستا]]، [[بهشت]] به‌صورت «وهیشته» آمده که از ریشه «وهو» گرفته شده&amp;lt;ref&amp;gt;مکنزی، فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ۱۳۸۳ش، ص۱۵۲؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
 Nyberg, A Manual of Pahlavi, 1974, V.II, P201; Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch, 1904, P.1399-1402;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌دوست، فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی، ج1، ۱۳۸۳ش، ص222-223.&amp;lt;/ref&amp;gt; و به‌معنی جهانی نیکوتر، خوش‌تر و ضد دژنگهو (دوزخ در زبان پهلوی) است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/بهشت دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه بهشت، سایت واژه‌یاب.]&amp;lt;/ref&amp;gt; «گرزمان» یا «گرودمان» در زبان اوستایی به‌معنی [[خانه]] پاداش یا همان بهشت برین و جایگاه اهوره‌مزدا است.&amp;lt;ref&amp;gt;Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch, 1904, P.1092.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[زبان عربی]]، بهشت را جنت گویند. واژه «فردوس» نیز معرب واژه «پردوس» یا «پردیس»&amp;lt;ref&amp;gt;غیاث اللغات، ۱۳۴۹ش، ذیل واژه فردوس.&amp;lt;/ref&amp;gt; و به‌معنی باغ یا مکانی محصور از درخت، انواع گیاه و چهارپایان سودمند است.&amp;lt;ref&amp;gt;Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch, 1904, P.673-674, 865.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از پژوهشگران معتقدند که واژه فردوس، در دوران کشورگشایی [[کورش|کوورش]] (در قرن ۶ قبل از میلاد)، جهانی شد و انگارهٔ پاداش ایزدی از اندیشه ایرانیان به یهودیان منتقل گردید و آن‌ها نیز سرای باقی را «فردوس» نامیدند.&amp;lt;ref&amp;gt;پورداود، آناهیتا، ۱۳۸۰ش، ص۱۰۳–۱۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همزمان با [[مهاجرت]] یهودیان به بابِل، واژه فردوس به زبان عِبری نیز وارد گردید و در تورات به‌کار گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/بهشت دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه فردوس، سایت واژه‌یاب.]&amp;lt;/ref&amp;gt; یونانیان نیز، متأثر از شکوه باغ‌های ایرانی در دوران هخامنشیان، همان نام ایرانی فردوس را در نوشته‌های خود به‌کار گرفتند. امروزه در مناطق اروپایی و شرقی، این واژه کاربرد دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه باور به بهشت در ایران باستان==&lt;br /&gt;
در دوران ایران باستان، باورِ رفتن به بهشت، پس از مرگ و بهره‌مندی از لذت یک زندگی روشن همواره وجود داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;بویس، تاریخ کیش زرتشت، ج1، ۱۳۷۴–۱۳۷۵ش، ص157.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از مورخان، پیشینهٔ این باور ایرانیان را به [[آیین زرتشت|آئین زردشت]] (۱۸۰۰ سال پیش از میلاد مسیح)، بازمی‌گردانند که از رستاخیز و آتشگاه (جهنم) و پردیس (بهشت) سخن گفته است. بر اساس این باور، روح فرد پرهیزکار (کسی که کارهای نیک بیش‌تری&amp;lt;ref&amp;gt;آموزگار، کتاب پنجم دینکرد: آوانویسی، ۱۳۸۶ش، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; نسبت به گناهان خود داشته باشد)،&amp;lt;ref&amp;gt;ارداویراف‌نامه، ۱۳۴۲ش، ص۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از ۳ شبانه‌روز و در بامداد روز چهارم (پس از داوری توسط ایزدان سروش، رشن و اشتاد)،&amp;lt;ref&amp;gt;آذرگشسب، مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان، ۱۳۷۲ش، ص۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; روشن شده و از میان گل‌ها، درختان زیبا و خوش‌بو، با راهنمایی وجدان خود، با برداشتن ۳ گام (اولین گام در پایهٔ اندیشه نیک؛ دومین گام در پایه گفتار نیک و سومین گام در پایه کردار نیک) به گام چهارم در پایهٔ روشنی‌های بی‌آغاز، داخل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;هادخت نسک، ۱۳۸۶ش، ص۶۲ و ۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دیگر منابع ایران باستان نیز به بهشت اشاراتی صورت گرفته است. در مینوی خرد، از ۳ بهشت شامل ستاره‌پایه تا ماه‌پایه، از ماه‌پایه تا خورشیدپایه و از خورشیدپایه تا گرودمان سخن گفته‌اند. اولین بهشت «اندیشه نیک»، دومین آن «گفتار نیک» و سومین آن «کردار نیک» است و چهارمین پایه، که بلندترین جایگاه بهشت نیز شناخته می‌شود، گرودمان است که برخی آن را جایگاه اورمزد و امشاسپندان می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;مینوی خرد، ۱۳۶۴ش، ص۲۰ و ۹۹–۱۰۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در هر پایه از بهشت، افراد به میزان نیکویی خود، جایگاهی بهتر نسبت به دیگران خواهند داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، ۱۳۸۷ش، ص۲۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از موبدان و پادشاهان از سفر مینوی خود به کمک ایزدان، سخن گفته‌اند. برای مثال، کرتیر در کتیبه‌ای از سفر خود به مینو (بهشت) و وجود بهشت و دوزخ سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;بویس، تاریخ کیش زرتشت، ج1، ۱۳۷۴–۱۳۷۵ش، ص115.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه باور به بهشت در دوران اسلامی==&lt;br /&gt;
واژه «جنت» در حدود ۲۰۰ مرتبه به‌معنی باغ و جایگاه مؤمنان، در [[قرآن]] به‌کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جفری، واژه‌های دخیل در قرآن مجید، ۱۳۷۲ش، ص۱۷۰–۱۷۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; واژه «فردوس» نیز ۲ بار در قرآن به‌کار رفته و آن نیز به‌معنی باغ و بوستان آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/بهشت دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه فردوس، سایت واژه‌یاب.]&amp;lt;/ref&amp;gt; قرآن، بهشت را پاداش پرهیزکاران دانسته است. نمازگزاران و انفاق‌کنندگان، به گونه‌ای ویژه، وارد بهشت می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم، سوره معارج، آیات 22-35 و 70؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوره نازعات، آیات 40-41 و 79؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوره بینه، آیات 8 و 98.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیکوکارانی که به پیمان خود با خداوند، وفادار بوده‌اند، در بهشت با شرابی به طبع کافور&amp;lt;ref&amp;gt;سوره دهر، آیات 5-7 و 76.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا [[زنجبیل]]،&amp;lt;ref&amp;gt;سوره دهر، آیه 17.&amp;lt;/ref&amp;gt; انواع میوه‌ها و گوشت‌ها،&amp;lt;ref&amp;gt;سوره طور، آیات 22 و 52.&amp;lt;/ref&amp;gt; لباس‌های حریر&amp;lt;ref&amp;gt;سوره دهر، آیه 12 و 76.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در حالی‌که از سایه درختان بهره می‌برند،&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مرسلات، آیه 77 و 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; پذیرایی خواهند شد. بهشتیان هر چیزی که بخواهند، به‌سرعت فراهم می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ق، آیه 35 و 50.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آنان از آفتاب سوزان و سرمای زمهریر دور خواهند بود.&amp;lt;ref&amp;gt;سوره دهر، آیه 13 و 76.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن، به کسانی که از قهر خدا بترسند، وعده داده که برای آن‌ها، دو باغ مهیا خواهد شد که دو چشمه [[آب]] روان، انواع نعمت‌ها و میوه‌ها و زنان با [[حیا]] در آن حضور دارند. بر فراز آن ۲ بهشت، دو بهشت دیگر قرار دارد که در آن‌ها نیز نعمت‌هایی بسیار وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;سوره الرحمن، آیه 46-76 و 55.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[امام علی]]، حضور در بهشت و نعمت‌های آن را همیشگی دانسته و عنوان کرده که پیری و فقر در بهشت، جایی ندارند.&amp;lt;ref&amp;gt;نهج‌البلاغه، ۱۳۶۸ش، خطبهٔ ۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهشت، دارای ۸ طبقه است و آسمان طبقه هشتم، «کرسی» نام دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;کرمانی، «مقصود از اینکه جسم مؤمن «ارض بهشت» او ست چیست؟»، ۱۳۵۸ش، ص۳۱۷ و ۳۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; این ۸ طبقه را فردوس، عالیه، نعیم، عدن، مقام، خلود، المأوی و دارالسلام نامیده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;کرمانی، «مقصود از اینکه جسم مؤمن «ارض بهشت» او ست چیست؟»، ۱۳۵۸ش، ص۳۱۹–۳۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; «جنات عدن» در باور برخی از اندیشمندان، بالاترین درجه بهشت است که به مقربین، پیامبران، امامان و شهدا اختصاص دارد. بر اساس آیات و روایات، این جایگاه، چنان متعالی است که نه چشمی دیده و نه به قلب کسی خطور کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;طبرسی، تفسیر مجمع البیان،]بی‌تا[، ذیل سوره توبه، آیه 72.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==بهشت در ادبیات فارسی==&lt;br /&gt;
در ادبیات پارسی‌زبانان، توصیف بهشت و باور مردم درباره آن، به‌صورت گسترده بازنمایی شده است. [[فردوسی]] در اشعار خود، از واژه بهشت بسیار استفاده کرده و در بیتی می‌گوید:&amp;lt;ref&amp;gt;[https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/fereydoon/sh1 فردوسی، شاهنامه، فریدون، بخش 1، سایت گنجور.]&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{آغاز نستعلیق}}&lt;br /&gt;
 {{شعر|نستعلیق}}&lt;br /&gt;
 {{ب|بیاراست گیتی بسان بهشت|به‌جای گیا، سرو گلبن بکشت}}&lt;br /&gt;
 {{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
 {{پایان نستعلیق}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[خاقانی]] نیز در شعر خود، بهشت را به‌کار برده است:&amp;lt;ref&amp;gt;[https://ganjoor.net/khaghani/divankh/ghasidekh/sh154 خاقانی، دیوان اشعار، قصاید، شماره 154، سایت گنجور.]&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{آغاز نستعلیق}}&lt;br /&gt;
 {{شعر|نستعلیق}}&lt;br /&gt;
 {{ب|فردا به بهشت گشته سیراب|در کوثر مصطفات جویم}}&lt;br /&gt;
 {{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
 {{پایان نستعلیق}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در امثال و حکم، دعاها و نفرین‌های عامیانه و رسمی نیز از واژه بهشت، استفاده شده است. برای مثال، «بهشت آن‌جاست کآزاری نباشد»؛&amp;lt;ref&amp;gt;دهخدا، امثال و حکم، ج1، ۱۳۵۷ش، ص479.&amp;lt;/ref&amp;gt; «بهشت به سرزنشش نمی‌ارزد»؛ «بهشت را به بها نمی‌دهند، به بهانه می‌دهند»؛&amp;lt;ref&amp;gt;رفعتی، هزار مثل جیرفتی، ۱۳۷۹ش، ص۹۷؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
سالاری، فرهنگ مردم کوهپایهٔ ساوه، ۱۳۷۹ش، ص۴۱۱؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
دهخدا، امثال و حکم، ج1، ۱۳۵۷ش، ص479-480.&amp;lt;/ref&amp;gt; «بهشت را بهشتی، اگر دنیا را بهشتی»؛&amp;lt;ref&amp;gt;دهخدا، امثال و حکم، ج1، ۱۳۵۷ش، ص480.&amp;lt;/ref&amp;gt; «بهشت را نتوان یافت رایگان»؛ «چوب از بهشت اومده، چوب معلم از درخت بهشت است»؛&amp;lt;ref&amp;gt;شاملو، کتاب کوچه، حرف «ب»، دفتر دوم، ۱۳۵۷–۱۳۷۸ش، ص۱۹۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; «دنیا بهشت خران است»؛&amp;lt;ref&amp;gt;پارسا، مقایسهٔ تطبیقی امثال کردی و فارسی، ۱۳۸۷ش، ص۱۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; «بهشت، زیر پای مادران است» و «سبکساری از بهشت آمده است».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/بهشت دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه بهشت، سایت واژه‌یاب.]&amp;lt;/ref&amp;gt; در دعای خیر برای دیگران نیز، ایرانیان معمولاً بهشتی شدن افراد و عزیزان را از خداوند تمنا می‌کنند، مانند «جای پدرت در بهشت باشد»،&amp;lt;ref&amp;gt;سالاری، فرهنگ مردم کوهپایهٔ ساوه، ۱۳۷۹ش، ص391.&amp;lt;/ref&amp;gt; «الهی از حوض کوثر آب بخوری».&amp;lt;ref&amp;gt;کرباسی راوری، فرهنگ مردم راور، ۱۳۶۵ش، ص۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بهشتی» و «بهشتی‌روی» نیز کنایه از خوب‌روی یا ساده‌روی به‌کار می‌رود، زیرا، در باور مردم، در بهشت، همه انسان‌ها، به‌جز [[حضرت محمد|پیامبر اسلام]]، ساده‌رو و در ظاهری نوجوانانه حاضر خواهند شد.&amp;lt;ref&amp;gt;غیاث اللغات، ۱۳۴۹ش، ذیل واژه بهشتی‌روی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بهشت در هنر ایرانیان==&lt;br /&gt;
[[پرونده:بهشت.jpg|جایگزین=کاخ هشت بهشت تبریز|بندانگشتی|کاخ هشت بهشت تبریز]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:بهشت۱.jpg|جایگزین=فرش بهارستان معروف به بهارخسرو متاثر از بهشت و خصوصیات آن|بندانگشتی|فرش بهارستان معروف به بهارخسرو متاثر از بهشت و خصوصیات آن]]&lt;br /&gt;
باغ در فرهنگ ایرانیان، نماد و آیینه‌ای از بهشت آسمانی است و [[زیبایی]] آن را یادآور می‌شود. باغ‌های معروف به هشت بهشت، سبک ویژه‌ای از معماری ایرانی را نشان می‌دهند که در نقاط مختلفی از ایران، بنا شده‌اند، مانند عمارت هشت ضلعی «هشت بهشت» در [[تبریز]] (دوره [[تیموریان]]). این نوع از طراحی و معماری ایرانیان، در هنر [[مینیاتور]] آن‌ها نیز مورد توجه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی معتقدند که حتی طراحی فرش‌های ایرانی، متأثر از بهشت و خصوصیات آن است، مانند فرش‌های «بهار خسرو» که [[بهار]] جاودان را بازنمایی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;خوانساری، باغ ایرانی، ۱۳۸۳ش، ص۹–۱۰ و ۱۴ و ۳۱ و ۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این تأثیر، موجب شد تا هنر [[قالی بافی|قالی‌بافی]] در نقاط مختلف [[ایران]] به هنر «قالی‌باغی» مشهور شود. در این شاخه هنری، طرح قالی معمولاً دارای باغ، حوض و جوی‌های مختلف و متعدد، عمارت و دار و درخت فراوان است. در نوع خاصی از این طراحی، زمینه قالی به مربع‌هایی تقسیم شده و داخل هر مربع، طرح کوچکی از بهشت نمایش داده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;Diamand, Oriental Rugs in the Metropolitan Museum of Art, 1973, P78-79, 83;{{سخ}}&lt;br /&gt;
Dilley, Oriental Rugs and Carpets, 1959, P55-58.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[نقاشی|نقاشی‌های]] رسم‌شده از بهشت، همواره درختی وجود دارد که نشان [[زندگی]]، جاودانگی و سرسبزی است. در دوره تیموریان، این نقش به‌صورت درختی سربرآورده از یک گلدان است.&amp;lt;ref&amp;gt;Golombek, The Timurid Architecture of Iran and Turan, 1988, Pic.376.&amp;lt;/ref&amp;gt; نقش طاووس، به‌عنوان موجودی بهشتی، در اکثر آثار هنری، مانند مینیاتور، کاشی و ظروف فلزی به چشم می‌خورد. این نقش معمولاً به‌شکل دو طاووس قرینه (روبه‌روی هم) ترسیم شده است. درخت سرو نیز در باور ایرانیان، همواره نشان زندگی ابدی و نمادی از بهشت است&amp;lt;ref&amp;gt;Hillenbrand, Islamic Architecture, 1994, P.278-279.&amp;lt;/ref&amp;gt; که در آثار هنری بر روی کاسه در کاشان، دیده می‌شود. حک کردن واژه بهشت، بر روی کاشی‌ها و ظروف سفالی نیز هنری است که نمونهٔ آن را می‌توان در کاشی‌های آستان قدس و ظروف سفالی کشف‌شده در نیشابور دید.&amp;lt;ref&amp;gt;قوچانی، کتیبه‌های سفال نیشابور، ۱۳۶۴ش، ص۲۶ و ۷۴ و ۱۳۲ و ۲۹۶، تصویرهای۳ و ۲۷ و ۵۶ و ۱۳۸؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
قوچانی، اشعار فارسی کاشی‌های تخت سلیمان، ۱۳۷۱ش، ص18-19.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بهشت در باور مردم ایران==&lt;br /&gt;
در باور ایرانیان، بهشت سرشار از سازش و آرامش است.&amp;lt;ref&amp;gt;Loeffler, Islam in Practice, 1988, P67.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از مرگ، روح افراد نیکوکار به بهشت رفته و سرآغاز خوشی‌های آن‌ها خواهد بود. مُردن در روز [[عاشورا]] و برخی روزهای خاص، از نظر ایرانیان بسیار نیکو است و درهای بهشت به روی افراد درگذشته، باز خواهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ۱۳۸۷ش، ص۲۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; شادمان بودن چهره در هنگام مرگ نیز نشانه بهشتی بودن است. مُردن بر اثر یک دوره بیماری طولانی نیز موجب بهشتی شدن فرد می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ۱۳۸۷ش، ص168.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهشت، علاوه بر جایگاه آسمانی آن، در زبان عامیانه به‌معنای باغ و سرزمینی سرسبز نیز به کار می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۷۱ش، ص۲۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; مردم در تنکابن بر این باورند که خداوند، بهشت را برای پنج تن آل عبا، زینت داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن، ۱۳۸۷ش، ص۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در باور کهن برخی از مردم، کشتن زنبور به‌دلیل موذی و اهریمنی بودن آن، پاداشی برابر با یک دانهٔ [[خرما]] در بهشت دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی اردکانی، فرهنگ عامهٔ اردکان، ۱۳۸۱ش، ص۴۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; مُردن در زمان [[کودک|کودکی]] نیز، فرد را به‌صورت مستقیم به بهشت هدایت می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۷۱ش، ص328.&amp;lt;/ref&amp;gt; کودکان، پس از مرگ به‌صورت بلبل یا پرنده‌ای دیگر درآمده و در هنگام ورود به بهشت، از فرشتگان الهی قول می‌گیرند که پدر و مادر آن‌ها را نیز به بهشت ببرند.&amp;lt;ref&amp;gt;ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ۱۳۸۷ش، ص168.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خوردن تمام دانه‌های یک [[انار]]، به دلیل آن‌که یک دانه بهشتی در آن وجود دارد، موجب بهشتی شدن فرد می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;شکورزاده، عقاید و رسوم عامهٔ مردم خراسان، ۱۳۴۶ش، ص۲۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; در [[سیرجان]]، [[سروستان]] و [[خراسان]]، معتقدند که همهٔ آب‌های کره زمین، در روز [[جمعه]] به بهشت می‌روند، از این‌رو لباس شستن در روز جمعه را نکوهش می‌کنند؛ اگر ضرورتی در شستن رخت‌ها در روز جمعه پیش آید، فرد می‌تواند تکه‌ای از لباس [[سادات]] را نیز همراه با رخت‌های خود بشوید تا از این گناه، دور بماند.&amp;lt;ref&amp;gt;شکورزاده، عقاید و رسوم عامهٔ مردم خراسان، ۱۳۴۶ش، ص۲۶9؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۷۱ش، ص۳۲۶؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
مؤید محسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۱ش، ص۴۷۲؛{{سخ}}&lt;br /&gt;
شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۵۷–۱۳۷۸ش، حرف «آ»، دفتر اول، ص۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{آغاز منابع}}&lt;br /&gt;
* قرآن کریم.&lt;br /&gt;
* آذرگشسب، اردشیر، مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان، تهران، فروهر، ۱۳۷۲ش.&lt;br /&gt;
* آموزگار، ژاله و تفضلی، احمد، کتاب پنجم دینکرد: آوانویسی، ترجمه، تعلیقات و واژه‌نامه، تهران، معین، ۱۳۸۶ش.&lt;br /&gt;
* ارداویراف‌نامه، ترجمهٔ رحیم عفیفی، [[مشهد]]، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۲ش.&lt;br /&gt;
* بویس، مری، تاریخ کیش زرتشت، ترجمهٔ همایون صنعتی‌زاده، تهران، توس، ۱۳۷۴–۱۳۷۵ش.&lt;br /&gt;
* بهار، مهرداد، پژوهشی در اساطیر ایران، تهران، آگه، ۱۳۸۷ش.&lt;br /&gt;
* پارسا، احمد، مقایسهٔ تطبیقی امثال کردی و فارسی، سنندج، دانشگاه کردستان، ۱۳۸۷ش.&lt;br /&gt;
* پورداود، ابراهیم، آناهیتا، به‌تحقیق مرتضی گرجی و میترا مهرآبادی، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۸۰ش.&lt;br /&gt;
* جفری، آرتور، واژه‌های دخیل در قرآن مجید، ترجمهٔ فریدون بدره‌ای، تهران، توس، ۱۳۷۲ش.&lt;br /&gt;
* حسن‌دوست، محمد، فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی، تهران، فرهنستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
* خاقانی، دیوان اشعار، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۱۵ اسفند ۱۴۰۰ش.&lt;br /&gt;
* خلعتبری لیماکی، مصطفی، فرهنگ مردم تنکابن، تهران، پازینه، ۱۳۸۷ش.&lt;br /&gt;
* خوانساری، مهدی و دیگران، باغ ایرانی، ترجمهٔ مهندسین مشاور آران، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
* دهخدا، علی‌اکبر، امثال و حکم، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۷ش.&lt;br /&gt;
* دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۱۵ اسفند ۱۴۰۰ش.&lt;br /&gt;
* رفعتی، حسین، هزار مثل جیرفتی، کرمان، مرکز کرمان‌شناسی، ۱۳۷۹ش.&lt;br /&gt;
* سالاری، عبدالله، فرهنگ مردم کوهپایهٔ ساوه، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۷۹ش.&lt;br /&gt;
* شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، مازیار، ۱۳۵۷–۱۳۷۸ش.&lt;br /&gt;
* شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم عامهٔ مردم خراسان، تهران، سروش، ۱۳۴۶ش.&lt;br /&gt;
* طباطبایی اردکانی، محمود، فرهنگ عامهٔ اردکان، تهران، شورای فرهنگی، ۱۳۸۱ش.&lt;br /&gt;
* طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.&lt;br /&gt;
* غیاث‌اللغات، غیاث‌الدین محمد رامپوری، تهران، امیرکبیر، ۱۳۴۹ش.&lt;br /&gt;
* کرباسی راوری، علی، فرهنگ مردم راور، تهران، بلخ، ۱۳۶۵ش.&lt;br /&gt;
* کرمانی، محمدکریم، «مقصود از اینکه جسم مؤمن «ارض بهشت» او ست چیست؟»، به‌تحقیق هانری کربن، ترجمهٔ ضیاءالدین دهشیری، تهران، ارض ملکوت، ۱۳۵۸ش.&lt;br /&gt;
* فردوسی، شاهنامه، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۱۵ اسفند ۱۴۰۰ش.&lt;br /&gt;
* قوچانی، عبدالله، اشعار فارسی کاشی‌های تخت سلیمان، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۱ش.&lt;br /&gt;
* قوچانی، عبدالله، کتیبه‌های سفال نیشابور، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، ۱۳۶۴ش.&lt;br /&gt;
* ماسه، هانری، معتقدات و آداب ایرانی، ترجمهٔ مهدی روشن‌ضمیر، تهران، شفیعی، ۱۳۸۷ش.&lt;br /&gt;
* مکنزی، دیویدنیل، فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ترجمهٔ مهشید میرفخرایی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
* مؤید محسنی، مهری، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، کرمان، مرکز کرمان‌شناسی، ۱۳۸۱ش.&lt;br /&gt;
* مینوی خرد، ترجمهٔ احمد تفضلی، تهران، توس، ۱۳۶۴ش.&lt;br /&gt;
* نهج‌البلاغه، ترجمهٔ جعفر شهیدی، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۶۸ش.&lt;br /&gt;
* هادخت نسک، ترجمهٔ مهشید میرفخرایی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۶ش.&lt;br /&gt;
* همایونی، صادق، فرهنگ مردم سروستان، تهران، به نشر، ۱۳۷۱ش.&lt;br /&gt;
* Bartholomae, Ch. , Altiranisches Wörterbuch, Strassburg, 1904.&lt;br /&gt;
* Diamand, M. S. , Oriental Rugs in the Metropolitan Museum of Art, New York, 1973&lt;br /&gt;
* Dilley, A. U. , Oriental Rugs and Carpets, New York, 1959&lt;br /&gt;
* Golombek, L. and D. Wilber, The Timurid Architecture of Iran and Turan, Princeton, 1988&lt;br /&gt;
* Hillenbrand, R. , Islamic Architecture, Edinburgh, 1994&lt;br /&gt;
* Loeffler, R. , Islam in Practice, New York, 1988.&lt;br /&gt;
* Nyberg, H. S. , A Manual of Pahlavi, Wiesbaden, 1974.&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>زهرا فاضل</name></author>
	</entry>
</feed>