<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://iranpedia.net/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AE%D8%B1%D9%82%D9%87</id>
	<title>خرقه - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://iranpedia.net/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AE%D8%B1%D9%82%D9%87"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D8%AE%D8%B1%D9%82%D9%87&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-07T12:04:34Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.44.2</generator>
	<entry>
		<id>https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D8%AE%D8%B1%D9%82%D9%87&amp;diff=31847&amp;oldid=prev</id>
		<title>حانیه کلهر: صفحه‌ای تازه حاوی «&lt;big&gt;&#039;&#039;&#039;خرقه&#039;&#039;&#039;&lt;/big&gt;؛ پوشش ويژه‌ی درویشان که در تصوف، نشانه‌ی ورود به طریقت است.  خرقه، پیراهن پشمی جلوبسته با آستین‌‌های بلند است که صوفی آن را از دست پیر طریقت می‌گرفت و به تن می‌کرد. خرقه اعطایی اگرچه با گذر زمان، کهنه و فرسوده می‌شد اما صوف...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D8%AE%D8%B1%D9%82%D9%87&amp;diff=31847&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-04-27T11:36:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;lt;big&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خرقه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;/big&amp;gt;؛ پوشش ويژه‌ی درویشان که در تصوف، نشانه‌ی ورود به طریقت است.  خرقه، پیراهن پشمی جلوبسته با آستین‌‌های بلند است که صوفی آن را از دست &lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%B1_%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82%D8%AA&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;پیر طریقت (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;پیر طریقت&lt;/a&gt; می‌گرفت و به تن می‌کرد. خرقه اعطایی اگرچه با گذر زمان، کهنه و فرسوده می‌شد اما صوف...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;big&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خرقه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;/big&amp;gt;؛ پوشش ويژه‌ی درویشان که در تصوف، نشانه‌ی ورود به طریقت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خرقه، پیراهن پشمی جلوبسته با آستین‌‌های بلند است که صوفی آن را از دست [[پیر طریقت]] می‌گرفت و به تن می‌کرد. خرقه اعطایی اگرچه با گذر زمان، کهنه و فرسوده می‌شد اما [[صوفیان]] همچنان آن را می‌پوشیدند؛ زیرا آن را نشانه‌ی ورود به [[طریقت]] و رها شدن از [[دل‌بستگی‌های دنیوی]] می‌دانستند.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشفی، فتوت‌نامه‌ی سلطانی، ۱۳۵۰ش، ص۱۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
==واژه‌شناسی== &lt;br /&gt;
خرقه، از ریشه‌ی خَرق (به‌معنی پاره کردن و دریدن) است&amp;lt;ref&amp;gt;فراهیدی، العین، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۱۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;  و گاهی دلق، جُبّه، ملمّع و پشمینه نیز نامیده می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفیعی ‌کدکنی، این کیمیای هستی، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۷۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;   خرقه، که از تکه پارچه‌های مختلف تهیه می‌شد&amp;lt;ref&amp;gt; [https://www.vajehyab.com/?q=خرقه&amp;amp;f=moein معین، فرهنگ معین، ذیل واژه خرقه.]&amp;lt;/ref&amp;gt;  به‌دلیل وصله‌های بسیار، «مرقع» گفته می‌شد و اگر دارای تکه‌پارچه‌های رنگارنگ بود، آن را «ملمّع» می‌گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;یوسفی، واژه‌نامه تاریخی پوشاک ایران، ۱۳۸۲ش، ص۳۷۳-۳۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
==پیشینه‌ی خرقه‌پوشی== &lt;br /&gt;
برخی [[فتوت‌نامه|فتوت‌نامه‌نویسان]]، خرقه‌پوشی را به [[خضر]]، [[آدم]]، [[حضرت محمد]] و [[امام علی]] نسبت داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشفی، فتوت‌نامه‌ی سلطانی، ۱۳۵۰ش، ج۱، ص۱۵۳-۱۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;  [[عطار]] در شرح‌حال [[اویس قرنی]] می‌گوید که مرقعِ پیامبر، به [[اویس]] داده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;عطار، تذکرة‌ الاولیا، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۲۱-۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;  [[سید حیدر آملی]]، خرقه را سرّ ولایت دانسته که از [[آدم]] تا [[حضرت محمد]] ادامه داشته و بعد از او به [[امامان]] منتقل شده است و تا [[قیامت]] در میان خواص باقی می‌ماند.&amp;lt;ref&amp;gt;آملی، جامع ‌الاسرار و منبع ‌الانوار، ۱۳۶۸ش، ج۱، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;  ابن‌جوزی با اشاره به لباس‌های وصله‌دار [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] و یارانش، خرقه‌پوشی را پدیده‌ای رایج در میان [[مسلمانان]] نخستین دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن‌جوزی، تلبیس ابلیس، ۱۳۶۸ق، ج۱، ص۲۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
==جنس و رنگ خرقه==&lt;br /&gt;
خرقه معمولا از جنس [[پشم]]، [[پنبه]]، [[پلاس]] و [[پوست]] بوده و از رنگ‌های تیره، کبود، ‌شتری، سفید و سیاه در آن استفاده می‌شد و رنگ کبود، رواج بیشتری داشت؛&amp;lt;ref&amp;gt;شفیعی‌ کدکنی، این کیمیای هستی، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۷۶-۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا:&amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
# رنگ کبود چرک‌تاب است و با سفرهای دائمی [[صوفیان]] سازگاری داشت؛&amp;lt;br&amp;gt;  &lt;br /&gt;
# رنگ کبود نشانه‌ی [[غم]] و محنت است و از نظر [[صوفیان]]، مکافات و مصیبت زندگی دنیایی را بازنمایی می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;هجویری، کشف ‌المحجوب، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنایابی اجزای خرقه==&lt;br /&gt;
قسمت بالای گریبان خرقه، قبه و نمادی از [[صبر]] بود. دو آستین خرقه، نماد [[خوف و رجا]] بود. [[سجاف]] پهن دو طرف روی سینه‌ی خرقه، نمادی از [[قبض و بسط]] بود. قسمت کمر خرقه، نمادی از خلاف نفس بود. [[سردوزی]] روی یقه و لبه‌ی آستین روی خرقه که با رنگ متفاوت دوخته می‌شد، نمادی از [[اخلاص]] بود و قسمت گریبان این پوشش، نمادی از صحت یقین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;هجویری، کشف‌ المحجوب، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
==رموز حروف خرقه==&lt;br /&gt;
[[صوفیان]] برای هر حرف خرقه، معنایی خاص، تعریف کرده‌اند. «خ» به معنی خوف و خشیت از [[خداوند]]، «ر» به معنی راضی و تسلیم بودن در برابر [[خداوند]]، «ق» به معنی قرب و قهر نفس و «ه» به معنی [[هدایت]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشفی، فتوت‌نامه‌ی سلطانی، ۱۳۵۰ش، ج۱، ص۱۶۴-۱۶۶. &amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
==انواع خرقه==&lt;br /&gt;
خرقه‌ها معمولا جلوبسته بود و [[درویش|دراویش]] باید آن را از سر به تن می‌کردند. گونه‌ی دیگری از خرقه که فَرَجی نامیده می‌شد، بالاپوش پشمینی بود که فراویز گشاد و بلند با آستین‌های آویزان داشت و جلوی آن بسته و پشت آن دارای دکمه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بهار، سبک‌شناسی، ۱۳۳۷ش، ج۲، ص۲۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
برخی، خرقه را دارای پنج نوع شامل خرقه‌ی [[توبه]]، تصرف، ارادت، [[تبرک]] و ولایت دانسته‌اند. مرید پس از وارد شدن به طریقه‌ی [[تصوف]] و [[توبه]] به درگاه [[خداوند]]، خرقه‌ی توبه را به تن می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سجادی، جامه زهد: خرقه و خرقه‌پوشی، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  خرقه‌ی تصرف خرقه‌ای بود که شیخ با تصرف در حال صوفی، آن را به تن او می‌پوشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;سجادی، جامه زهد: خرقه و خرقه‌پوشی، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۱۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  مرید پس از طی [[طریقت]]، خرقه‌ی ارادت را به تن می‌کرد. خرقه‌ی تبرک را برای آن می‌پوشیدند که به ‌واسطه‌ی هم‌صحبتی با شیخ، دل‌شان صاف شود.&amp;lt;ref&amp;gt;سجادی، جامه زهد: خرقه و خرقه‌پوشی، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۱۰۸-۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;  زمانی‌که شیخ نهادینگی مرید در طریقت را درمی‌یافت و او را لایق نایب شدن می‌دید، به او خرقه‌ی ولایت می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;سجادی، جامه زهد: خرقه و خرقه‌پوشی، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
==شروط و معنای خرقه‌پوشی==&lt;br /&gt;
مرید برای پوشیدن لباس خرقه، می‌بایست یک سال به [[خلق خدا]] خدمت می‌کرد سپس یک سال به [[خداوند]] خدمت کرده و یک سال به مراقبت از دل می‌پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;هجویری، کشف ‌المحجوب، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;  او باید پایداری در تحمل رنج و سختی‌های [[طریقت]] را اثبات می‌کرد و از این راه باز نمی‌گشت.&amp;lt;ref&amp;gt;نجم‌الدین، آداب‌الصوفیه، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;  در این راستا، پوشیدن خرقه به‌معنی [[بیعت]] با شیخ و تسلیم شدن در برابر حکم او بود.&amp;lt;ref&amp;gt;سهروردی، عمر بن‌ محمد، عوارف ‌المعارف، ۱۹۸۳م، ج۱، ص۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;  همچنین خرقه‌پوشی به‌معنای [[تزکیه نفس|تزکیه‌ی نفس]] و دوری از [[هم‌نشین]] بد و عادت‌های ناپسند است.&amp;lt;ref&amp;gt;عزالدین کاشانی، مصباح‌ الهدایة و مفتاح‌ الکفایة، ۱۳۲۵ش، ص۱۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;  خرقه از نظر ظاهر، نشان‌دهنده‌ی رتبه‌ی طریقت [[صوفی]] بود. [[صوفیان]] زمانی‌که کسی را نمی‌شناختند، از او می‌پرسیدند که «خرقه از دست چه‌کسی داری؟»&amp;lt;ref&amp;gt;شفیعی‌ کدکنی، این کیمیای هستی، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
اگر [[صوفی]] از راه [[طریقت]] دور می‌شد و نافرمانی می‌کرد شیخ، خرقه را از او می‌ستاند و از جمع [[صوفیان]] اخراج می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;میهنی، اسرار التوحید، ۱۳۳۲ش، ص۹۰-۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انتقاد از خرقه‌پوشی==&lt;br /&gt;
برخی از پژوهشگران به این نکته اشاره کرده‌اند که خرقه‌پوشی اگرچه نماد بی‌اعتنایی به ظواهر دنیوی بود اما رفته‌رفته به نوعی ظاهرسازی تبدیل شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شفیعی‌ کدکنی، این کیمیای هستی، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;  ابن‌جوزی (سده ششم هجری) خرقه‌پوشی [[صوفیان]] را مصداق فریب [[شیطان]] می‌دانست.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن‌جوزی، تلبیس ابلیس، ۱۳۶۸ق، ج۱، ص۲۱۰. &amp;lt;/ref&amp;gt;  [[حافظ]] (سده هشتم هجری)، برخی از [[صوفیان]] عصر خود را [[ریاکار]] و زهدنما دانسته و در این رابطه اصطلاح خرقه سالوس و خرقه آلوده را به کار برده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سجادی، جامه زهد: خرقه و خرقه‌پوشی، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۲۲۷. &amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
==آیین خرقه‌پوشی==&lt;br /&gt;
پوشیدن و درآوردن خرقه، دارای آیین خاصی بوده است. ابتدا مرید باید صلاحیت پوشیدن خرقه را پیدا می‌کرد. او برای پوشیدن خرقه، با طهارت،&amp;lt;ref&amp;gt;کاشفی، فتوت‌نامه‌ی سلطانی، ۱۳۵۰ش، ج۱، ص۱۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;  دو رکعت [[نماز]] خرقه می‌خواند.&amp;lt;ref&amp;gt;شفیعی ‌کدکنی، این کیمیای هستی، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۸۰-۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;  پس از پوشیدن خرقه، مرید چرخی می‌زد که نشانه‌ی [[خودشناسی]] برای [[خداشناسی]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشفی، فتوت‌نامه‌ی سلطانی، ۱۳۵۰ش، ج۱، ص۱۵۸-۱۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;  برای بیرون آوردن خرقه، [[صوفی]] باید در حالت [[سماع]] و بی‌اختیاری آن را از تن درآورده یا پاره کرده و حتما باید آن را در جای پاکی قرار می‌داد. پس از [[سماع]]،‌ خرقه تکه‌تکه شده و به حاضران داده می‌شد. این خرقه را «خرقه سماعی» و این عمل را «خرقه مجروح کردن» می‌گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;شفیعی ‌کدکنی، این کیمیای هستی، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;  زمانی‌ که [[سالک]] به مقام بالاتر می‌رسید به [[شکرانه|شکرانه‌ی]] این مقام،‌ خرقه خود را پاره می‌کرد و از تن بیرون می‌آورد.&amp;lt;ref&amp;gt;هجویری، کشف ‌المحجوب، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;  این عمل به «خرقه دریدن» شناخته می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;سجادی، جامه زهد: خرقه و خرقه‌پوشی، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۲۵۸.  &amp;lt;/ref&amp;gt;  خرقه اگر پاره می‌شد، [[سالک]] باید آن را وصله می‌کرد و حق کنار گذاشتن خرقه را نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشفی، فتوت‌نامه‌ی سلطانی، ۱۳۵۰ش، ج۱، ص۱۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
==خرقه در ادبیات فارسی==&lt;br /&gt;
رد پای خرقه در [[شعر|اشعار]] [[فارسی]] دیده می‌شود. [[سنایی]] در [[شعر]] خود می‌گوید:&amp;lt;ref&amp;gt;[https://ganjoor.net/sanaee/divans/ghazal-sanaee/sh280 سنایی، دیوان اشعار، غزلیات، غزل شماره ۲۸۰، بیت ۳، سایت گنجور.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{آغاز نستعلیق}}&lt;br /&gt;
 {{شعر|نستعلیق}}&lt;br /&gt;
 {{ب|هم ساکن [[خانقاه]] بودیم|هم خرقه‌ی [[صوفیان]] دریدیم }}&lt;br /&gt;
 {{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
 {{پایان نستعلیق}}  &lt;br /&gt;
[[حافظ]] نیز به این واژه اشاره کرده است:&amp;lt;ref&amp;gt;[https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh193 حافظ، دیوان حافظ، غزلیات، غزل شماره ۱۹۳، بیت ۵، سایت گنجور.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{آغاز نستعلیق}}&lt;br /&gt;
 {{شعر|نستعلیق}}&lt;br /&gt;
 {{ب|مفلسانیم و هوای [[می]] و [[مطرب]] داریم|آه اگر خرقه‌ی پشمین به گرو نستانند }}&lt;br /&gt;
 {{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
 {{پایان نستعلیق}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* ابن‌جوزی، ابوالفرج، تبلیس ابلیس، بیروت، [بی‌نا]، ۱۳۶۸ق.&lt;br /&gt;
* آملی، حیدربن‌علی، جامع‌الاسرار و منبع‌الانوار، به‌تحقیق عثمان‌اسماعیل یحیی، تهران،‌ علمی و فرهنگی، ۱۳۶۸ش.&lt;br /&gt;
* بهار،‌ محمدتقی ملک‌الشعرا، سبک‌شناسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۳۷ش. &lt;br /&gt;
* حافظ، دیوان حافظ، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۶ فروردین ۱۴۰۱ش. &lt;br /&gt;
* سجادی، علی‌محمد، جامه زهد: خرقه و خرقه‌پوشی، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۶۹ش.&lt;br /&gt;
* سهروردی، عمربن‌محمد، عوارف‌المعارف، بیروت، دارالکتب العربی، ۱۹۸۳م.&lt;br /&gt;
* سنایی، دیوان اشعار، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۶ فروردین ۱۴۰۱ش.&lt;br /&gt;
* شفیعی ‌کدکنی، محمدرضا و درودیان، ولی‌الله، این کیمیای هستی، تبریز، آیدین، چ۱، ۱۳۸۵ش.&lt;br /&gt;
* عزالدین کاشانی، محمود،‌ مصباح ‌الهدایه و مفتاح‌ الکفایه، به‌تحقیق جلال‌الدین همایی، تهران، هما، ۱۳۲۵ش.&lt;br /&gt;
* عطار،‌ محمد بن ‌ابراهیم، تذکرة ‌الاولیا، به‌تحقیق محمد استعلامی، تهران، زوار، ۱۳۷۸ش.&lt;br /&gt;
* فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، به‌تحقیق مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم، موسسه دارالهجره، ۱۴۰۵ق.&lt;br /&gt;
* کاشفی، حسین‌ بن ‌علی، فتوت‌نامه‌ی سلطانی، به‌تحقیق محمدجعفر محجوب، تهران، [بی‌نا]، ۱۳۵۰ش.&lt;br /&gt;
* معین، محمد، فرهنگ معین، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۲۶ فروردین ۱۴۰۱ش.&lt;br /&gt;
* میهنی، محمد بن منور، اسرار التوحید، به‌تحقیق ذبیح‌الله صفا، تهران، [بی‌نا]، ۱۳۳۲ش.  &lt;br /&gt;
* نجم‌الدین، احمد بن ‌عمر، آداب ‌الصوفیه، به‌تحقیق مسعود قاسمی، تهران، [بی‌نا]، ۱۳۶۳ش.&lt;br /&gt;
* هجویری، علی ‌بن ‌عثمان، کشف ‌المحجوب، به‌تحقیق محمود عابدی، تهران، سروش، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
* یوسفی، غلامحسین، واژه‌نامه تاریخی پوشاک ایران، ترجمه پیمان متین، تهران، امیرکبیر،‌ ۱۳۸۲ش.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حانیه کلهر</name></author>
	</entry>
</feed>