<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://iranpedia.net/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AE%D9%85%DB%8C%D8%B1</id>
	<title>خمیر - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://iranpedia.net/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AE%D9%85%DB%8C%D8%B1"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D8%AE%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-07T11:25:16Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.44.2</generator>
	<entry>
		<id>https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D8%AE%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=32059&amp;oldid=prev</id>
		<title>حانیه کلهر: صفحه‌ای تازه حاوی «آماده‌سازی خمیر جهت پخت نان در نانوایی {{درشت|&#039;&#039;&#039;خمیر&#039;&#039;&#039;}}؛ ترکیب آرد و آب، جهت تهیه نان و شیرینی.  خمیر ترکیبی از آرد و آب است که در صورت ترش شدن، برای تهیه نان و شیرینی به‌کار می‌رود و در فرهنگ...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D8%AE%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=32059&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-04-28T12:51:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «&lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AE%D9%85%DB%8C%D8%B1_1.jpg&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;پرونده:خمیر 1.jpg (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;جایگزین=آماده‌سازی خمیر|بندانگشتی|آماده‌سازی خمیر جهت پخت نان در نانوایی&lt;/a&gt; {{درشت|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خمیر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;}}؛ ترکیب آرد و آب، جهت تهیه نان و شیرینی.  خمیر ترکیبی از آرد و آب است که در صورت ترش شدن، برای تهیه نان و شیرینی به‌کار می‌رود و در فرهنگ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;[[پرونده:خمیر 1.jpg|جایگزین=آماده‌سازی خمیر|بندانگشتی|آماده‌سازی خمیر جهت پخت نان در نانوایی]]&lt;br /&gt;
{{درشت|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خمیر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;}}؛ ترکیب آرد و آب، جهت تهیه نان و شیرینی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خمیر ترکیبی از آرد و آب است که در صورت ترش شدن، برای تهیه نان و شیرینی به‌کار می‌رود و در فرهنگ ایرانی جایگاهی ویژه دارد. این واژه عربی در نقاط مختلف ایران با لهجه‌ها و نام‌های متفاوتی همچون حمیر، ایمیر و شیشته تلفظ می‌شود. خمیر نه تنها در نانوایی‌ها و تهیه نان سنتی (مانند سنگک) اهمیت دارد، بلکه در طب سنتی و باورهای عامیانه برای درمان بیماری‌ها و دفع چشم‌زخم کاربرد داشته است. در آیین‌ها و مراسم سنتی، از خمیر برای برکت‌بخشی در سال نو، آیین‌های عروسی و حفاظت از انسان و حیوانات استفاده می‌شده است. ادبیات عامه و ضرب‌المثل‌ها نیز از خمیر به عنوان نمادی از نعمت، تجربه، رشد و گاه بی‌تجربگی یاد کرده‌اند. خمیر فراتر از ماده غذایی، نقش فرهنگی، درمانی و آیینی در زندگی ایرانیان داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==واژه‌شناسی خمیر==&lt;br /&gt;
به ترکیب [[آرد]] و [[آب]] که ترش شده باشد، خمیر می‌گویند و آن را جهت تهیه [[نان]] و شیرینی استفاده می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/خمیر-3 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه خمیر.]&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین به هر چیزی که با آب ترکیب شده و غلیظ شود مانند گِل نیز خمیر می‌گویند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.vajehyab.com/moein/خمیر معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه خمیر.]&amp;lt;/ref&amp;gt; خمیر، واژه‌ای عربی است. این واژه در غالب نقاط [[ایران]] به همین شکل، تلفظ می‌شود؛ اما لک‌ها و اهالی ابیانه به آن حمیر، یهودیان [[اصفهان]] به آن ایمیر و لارستانی‌ها از واژه شیشته استفاده می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;کیا، واژه‌نامه شصت‌وهفت گویش ایرانی، ۱۳۹۰ش، ص۳۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==استفاده از خمیر در نان==&lt;br /&gt;
خمیر، بیشتر جهت تهیه نان استفاده می‌شود. خمیر نان [[سنگک]] از آرد، آب، نمک و ماده ترش‌کننده تشکیل شده است. ماده ترش‌کننده، تأثیر زیادی در مطلوب شدن نان دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;روغنی، نان سنگک، ۱۳۸۵ش، ص۱۸۴–۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; در بسیاری از نانوایی‌ها، خمیر امروز را نگه می‌دارند تا ترش شود و فردا در خمیر بعدی استفاده می‌کنند. مردم [[شیراز]] و [[کازرون]] به این خمیر، خمیرمایه می‌گویند.&amp;lt;ref&amp;gt;بهروزی، واژه‌ها و مثل‌های شیرازی و کازرونی، ۱۳۴۸ش، ص۲۵۰–۲۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; مردم [[تهران]] و [[کرمان]] به آن خمیرترش می‌گویند.&amp;lt;ref&amp;gt;ستوده، فرهنگ کرمانی، ۱۳۳۵ش، ص۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; در نانوایی، فردی با نام خمیرساز حضور دارد که آردهای گوناگون را به‌نحوی با یکدیگر مخلوط می‌کند که در اصطلاح، «ری» آن کاهش نیافته و رنگ و طعم نان مطبوع شود.&amp;lt;ref&amp;gt;بقیعی، مشاغل قدیم، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خمیر در طب مردمی==&lt;br /&gt;
در قدیم، مردم باور داشتند که اگر خمیری را به اندام‌های فرد بیمار زده و به [[سگ در فقه اسلامی|سگ]] بدهند؛ اگر سگ آن را خورد یعنی بیمار خوب می‌شود و اگر نخورد، یعنی بیمار می‌میرد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحفة الغرائب، ۱۳۷۱ش، ص۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در داراب فارس، جهت درمان بیماری‌های عفونی، خمیر شور را روی عفونت قرار می‌دهند. اهالی جزیره [[کیش]]، جهت درمان محلی که سگ گاز گرفته، ابتدا زخم را خوب شسته و سپس خمیر آرد گندم روی آن می‌گذارند.&amp;lt;ref&amp;gt;مختارپور، دو سال با بومیان جزیره کیش، ۱۳۸۷ش، ص۲۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; مردم لرستان، جهت درمان آبسه دندان، مقداری خمیر و پونه از بیرون روی دندان قرار می‌دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;اسدیان خرم‌آبادی، باورها و دانسته‌ها در لرستان و ایلام، ۱۳۵۸ش، ص۲۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خمیر در فرهنگ ایرانیان==&lt;br /&gt;
[[پرونده:5789.jpg|جایگزین=نان عباسی - آرام بیدگل|بندانگشتی|درست کردن نان عباسی در آرام بیدگل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تقدس خمیر و آیین برکت‌بخشی در سال نو (تهران)===&lt;br /&gt;
بانوان در تهران با نیت این‌که دست‌های آن‌ها در نعمت و [[برکت]] باشد، در ساعت‌های اولیهٔ [[نوروز|سال نو]]، خمیر درست می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;شهری، طهران قدیم، ۱۳۸۱–۱۳۸۳ش، ج۴، ص۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی باور داشتند که بعضی از حیوانات در پی بی‌احترامی به خمیر، تبدیل به حیوان شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;شهری، طهران قدیم، ۱۳۸۱–۱۳۸۳ش، ج۴، ص۵۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کاربردهای حفاظتی: دفع چشم‌زخم و گزند حیوانات===&lt;br /&gt;
#[[پرونده:548.jpg|alt=پخت نان - عشایر قشقایی|بندانگشتی|تصویری از پخت نان توسط یک زن عشایر قشقایی]]در آبادی جندق: در آبادی جندق، جهت دفع [[چشم‌زخم]]، زنی از ۷ [[خانه]] که [[دختر|دختری]] به‌نام فاطمه دارند، آرد جمع کرده و با روغن منداب خمیری تهیه می‌کند. سپس خمیر را به شکل گلوله درآورده و در آتش می‌اندازد تا چشم‌زخم برطرف شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حکمت یغمایی، جندق روستایی کهن بر کران کویر، ۱۳۵۳ش، ص۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#در مازندران: مردم [[مازندران]]، جهت دفع چشم‌زخم از احشام خود، روی پیشانی آن‌ها خمیر می‌مالیدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مهجوریان نماری، باورها و بازی‌های مردم مازندران، ۱۳۸۴ش، ص۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#در خوانسار: مردم [[خوانسار]]، باور دارند که برای مصون‌ماندن از نیش مار و سایر حیوانات، باید مقداری از خمیر نان را به شکل استوانه درآورده و کنار تنور قرار دهند. سپس در ابتدای تابستان از آن خمیر نان تهیه کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;نیازی، مردم‌شناسی خوانسار، ۱۳۸۹ش، ص۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خمیر در آیین‌های عروسی (فراهان)===&lt;br /&gt;
در فراهان، یکی از [[مراسم عروسی|مراسم‌های عروسی]] «دربار آردی» نام دارد. در این مراسم که شب پیش از عروسی برگزار می‌شود، فامیل‌های داماد در خانهٔ او و فامیل‌های عروس در [[خانه|خانهٔ]] عروس جمع شده و [[جشن]] می‌گیرند. در انتهای شب، خمیری درست کرده و تا صبح اجازه می‌دهند ور بیاید. صبح فردا از آن خمیر نان پخته و به مادر عروس و مادر داماد می‌دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;مرادی غیاث‌آبادی، فراهان‌نامه، ۱۳۹۰ش، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خمیر در ادبیات عامه==&lt;br /&gt;
مردم [[سیرجان]]، زمانی‌که میان دو نفر نزدیک به یکدیگر، نزاعی رخ دهد می‌گویند: مایه خمیر که در خانه گم شود یا کار مادر است یا دختر.&amp;lt;ref&amp;gt;سریزدی، نامه سیرجان، ۱۳۸۰ش، ص۱۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; مردم [[ایل بختیاری|بختیاری]]، بر این باورند که در موقع خمیرگیری اگر مقداری از آن بپرد مهمان به خانه می‌آید و می‌گویند: خمیر من پرید، شوهر تو آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۹۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; زرقانی‌ها به [[جوانی|جوان]] بی‌تجربه خمیر ورز نخورده می‌گویند.&amp;lt;ref&amp;gt;ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۶۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{آغاز منابع}}&lt;br /&gt;
* اسدیان خرم‌آبادی، محمد و دیگران، باورها و دانسته‌ها در لرستان و ایلام، تهران، وزارت فرهنگ و آموزش عالی مرکز مردم‌شناسی ایران، ۱۳۵۸ش.&lt;br /&gt;
* بقیعی، غلام‌حسین، مشاغل قدیم، مشهد، سخن‌گستر، چ۱، ۱۳۸۴ش.&lt;br /&gt;
* بهروزی، علی‌نقی، واژه‌ها و مثل‌های شیرازی و کازرونی، شیراز، اداره کل فرهنگ و هنر فارس، ۱۳۴۸ش.&lt;br /&gt;
* تحفه الغرائب، منسوب به محمد بن ایوب حاسب، به‌تحقیق جلال متینی، تهران، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، ۱۳۷۱ش.&lt;br /&gt;
* حکمت یغمایی، عبدالکریم، جندق روستایی کهن بر کران کویر، تهران، [بی‌نا]، ۱۳۵۳ش.&lt;br /&gt;
* دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۲۶ خرداد ۱۴۰۱ش.&lt;br /&gt;
* ذوالفقاری، حسن، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، تهران، معین، چ۱، ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
* روغنی، داود، نان سنگک، به‌تحقیق جواد صفی‌نژاد، تهران، اختران، چ۱، ۱۳۸۵ش.&lt;br /&gt;
* ستوده، منوچهر، فرهنگ کرمانی، تهران، فرهنگ ایران‌زمین، چ۱، ۱۳۳۵ش.&lt;br /&gt;
* سریزدی، محمود، نامه سیرجان، تهران، آثار، ۱۳۸۰ش.&lt;br /&gt;
* شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، معین، ۱۳۸۱–۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
* کیا، صادق، واژه‌نامه شصت‌وهفت گویش ایرانی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۹۰ش.&lt;br /&gt;
* مختارپور، رجب‌علی، دو سال با بومیان جزیره کیش، تهران، ورجاوند، ۱۳۸۷ش.&lt;br /&gt;
* مرادی غیاث‌آبادی، رضا و مرادی غیاث‌آبادی، رضا، فراهان‌نامه، تهران، پژوهش‌های ایرانی، ۱۳۹۰ش.&lt;br /&gt;
* معین، محمد، فرهنگ فارسی، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۲۶ خرداد ۱۴۰۱ش.&lt;br /&gt;
* مهجوریان نماری، علی‌اکبر، باورها و بازی‌های مردم مازندران، آمل، شمال پایدار، ۱۳۸۴ش.&lt;br /&gt;
* نیازی، محسن، مردم‌شناسی خوانسار، تهران، سخنوران، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حانیه کلهر</name></author>
	</entry>
</feed>