<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://iranpedia.net/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D9%87</id>
	<title>سرمه - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://iranpedia.net/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D9%87"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D9%87&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-07T10:34:34Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.44.2</generator>
	<entry>
		<id>https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D9%87&amp;diff=31851&amp;oldid=prev</id>
		<title>حانیه کلهر: صفحه‌ای تازه حاوی «تصویری از سرمه و سرمه‌دانی در مناطق کردنشین. &lt;big&gt;&#039;&#039;&#039;سُرمه&#039;&#039;&#039;&lt;/big&gt;؛ ماده‌ا‌‌ی آرایشی و سیاه‌رنگ  که به چشم می‌کشند.  &#039;&#039;&#039;سُرمه&#039;&#039;&#039; پودری سیاه‌رنگ است که از دوده‌ی مواد آلی یا از سنگی براق به‌...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D9%87&amp;diff=31851&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-04-27T11:48:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «&lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Killedan.jpg&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;پرونده:Killedan.jpg (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;جایگزین=سرمه و سرمه‌دانی -کردی|بندانگشتی|تصویری از سرمه و سرمه‌دانی در مناطق کردنشین.&lt;/a&gt; &amp;lt;big&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سُرمه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;/big&amp;gt;؛ ماده‌ا‌‌ی آرایشی و سیاه‌رنگ  که به چشم می‌کشند.  &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سُرمه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; پودری سیاه‌رنگ است که از دوده‌ی مواد آلی یا از سنگی براق به‌...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;[[پرونده:Killedan.jpg|جایگزین=سرمه و سرمه‌دانی -کردی|بندانگشتی|تصویری از سرمه و سرمه‌دانی در مناطق کردنشین.]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;big&amp;gt;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سُرمه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;lt;/big&amp;gt;؛ ماده‌ا‌‌ی آرایشی و سیاه‌رنگ  که به چشم می‌کشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سُرمه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; پودری سیاه‌رنگ است که از دوده‌ی مواد آلی یا از سنگی براق به‌نام «سنگ سرمه» به‌دست می‌آید و از کهن‌ترین ابزارهای آرایشی و درمانی در ایران به‌شمار می‌رود. بهترین نوع آن در کوه‌پایه اصفهان و کوهستان خرقان یافت می‌شود. شواهد تاریخی از کاربرد سرمه نزد مادها و هخامنشیان خبر می‌دهند و در دوره‌های صفویه و قاجاریه نیز استفاده از آن میان زنان ایرانی رواج گسترده داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در منابع اسلامی، سرمه‌کشیدن سنتی پسندیده و دارای خواصی همچون تقویت بینایی و رشد مژه‌ها دانسته شده است. در طب سنتی ایرانی نیز گونه‌های گوناگونی از سرمه مانند سرمه‌ی هفت‌جواهر، سرمه بادام و سرمه قلم گاو تهیه می‌شد که هر یک کاربردی خاص در درمان یا زیبایی داشتند. سرمه علاوه بر کارکرد پزشکی و آرایشی، در ادبیات فارسی و فرهنگ عامیانه نیز حضوری پررنگ داشته و به‌عنوان نمادی از زیبایی و عشق در شعر و ضرب‌المثل‌ها به‌کار رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی سرمه==&lt;br /&gt;
سُرمه معمولا دوده‌ای است که از سوزاندن برخی مواد بدست می‌آید. اما نوعی سرمه‌ی سنگی نیز وجود دارد که سوده‌ی سنگی ورقه‌ای و براق به‌نام سنگ سرمه است. بهترین نوع این سرمه در شهر کوه‌پایه در استان [[اصفهان]] و کوهستان خرقان وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;گلریز، مینودر یا باب‌الجنة قزوین، ۱۳۶۸ش، ج۱، ص۸۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
[[پرونده:Kohl Tube LACMA M.76.97.81.jpg|جایگزین=سرمه‌دانی مفرغی - پیش از میلاد- لرستان|بندانگشتی|تصویر سرمه‌دانی مفرغی مربوط به ۵۰۰ تا ۸۰۰ سال پیش از میلاد در لرستان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==واژه‌شناسی سرمه==&lt;br /&gt;
سرمه، گردی سیاه‌رنگ است که از سولفور آهن یا سولفور سرب تهیه شده و برای سیاه کردن مژه و پلک استفاده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.vajehyab.com/amid/سرمه عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه سرمه.]&amp;lt;/ref&amp;gt;  واژه‌ی سرمه ازریشه‌ی سورمی سنسکریت برگرفته شده که به‌معنی روشنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;داعی‌الاسلام، فرهنگ نظام، ذیل واژه سرمه.&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
==پیشینه سرمه==&lt;br /&gt;
برخی منابع تاریخی، آخرین پادشاه ماد را دارای چشمان سرمه‌کشیده توصیف کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;Xenophon, Cyropaedia, 1968, I, Chapter 3, Paragraph 2.&amp;lt;/ref&amp;gt;  [[کورش|کوروش]] نیز به هم‌نشینان خود سفارش می‌کرد که [[سرمه]] به چشمان خود بکشند تا چشم‌هایشان درخشان‌تر شود.&amp;lt;ref&amp;gt;Xenophon, Cyropaedia, 1968, VIII, Chapter 1, Paragraph 40-41.&amp;lt;/ref&amp;gt;  همچنین در برخی منابع تاریخی و جغرافیایی مربوط به سده چهارم هجری به وجود معدن سرمه در نزدیکی اصفهان، کوه دماوند،&amp;lt;ref&amp;gt;اصطخری، ممالک و مسالک، ترجمه کهن فارسی، ۱۳۷۳ش، ص۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; منطقه طوس و شهر سامار از توابع دیلمان&amp;lt;ref&amp;gt;حدود العالم، ۱۳۶۲ش، ص90 و ۱۴۸. &amp;lt;/ref&amp;gt;  اشاره شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابوریحان بیرونی]] (سده پنجم هجری) به رسم سرمه کشیدن بنی‌امیه در روز [[عاشورا]] اشاره کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;بیرونی، آثارالباقیه، ۱۳۸۹ش، ص۵۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;  در سفرنامه‌های مربوط به دوره [[صفویه]] و [[قاجاریه]] به رسم سرمه کشیدن زنان ایرانی برای [[زیبایی]] چشم، توجه شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;شاردن، سیاحت‌نامه، ۱۳۴۵ش، ج۷، ص۳۶؛ سالتیکف، مسافرت به ایران، ۱۳۳۶ش، ص۹۴؛  Dieulafoy, La Perse, Ia Chaldee et La Susiane, 1989, P179؛ Sheil, Glimpses of Life and Manners in Persia, 1856, P133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==سرمه کشیدن در آموزه‌های اسلامی==&lt;br /&gt;
سرمه کشیدن چشم، یکی از سنت‌های مورد توجه [[حضرت محمد]] بوده و در روایات اسلامی، مردان و زنان به انجام آن سفارش شده‌اند. پیشوایان مذهب [[شیعه]]، یاران خود را به سرمه کشیدن تشویق می‌کردند. در منابع فقهی نیز سرمه کشیدن به چشم، جزء اعمال نیکو و مستحب معرفی شده است و حتی عده‌ای از فقها، سرمه کشیدن را از زینت‌های ممنوعه زنان در برابر [[نامحرم]] نمی‌دانند. برخی روایات به خاصیت درمانی سرمه مانند رشد مژه‌ها، تیزبینی چشم و خارج شدن گرد و خاک از چشم، نیز توجه کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://fa.wikishia.net/view/سرمه_کشیدن . «سرمه کشیدن»، در ویکی‌شیعه.]&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
==انواع سرمه==&lt;br /&gt;
در طب قدیم برای هر فرد، سرمه‌ی سازگار با مزاج او تهیه می‌شد. برخی از انواع سرمه عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#سرمه هفت‌جواهر؛ [[طلا]]، نقره، [[یاقوت]]، زبرجد و لعل را می‌سوزاندند و ترکیب آن‌ها با مغز گردو، [[بادام]] و پسته‌ی سوخته شده، کوبیده می‌شد. به این ترکیب استخوان سوخته‌ی قلم پای طاووس برای قوت چشم اضافه می‌گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۴۸ش، ص۳۳۱؛ مونس‌الدوله، خاطرات، ۱۳۸۹ش، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#سرمه ترمه؛ این سرمه از دوده‌ی ترمه‌ی کشمیری به‌دست می‌آمد.&lt;br /&gt;
#سرمه دنبه؛ این سرمه از روغن دنبه به‌دست می‌آمد و چون چرب بود بیش‌تر برای زیبایی به‌کار می‌رفت. از این سرمه به ابروها نیز می‌کشیدند و خالی نیز میان ابروها قرار می‌دادند (زنگک کشیدن).&lt;br /&gt;
#سرمه قلم گاو؛ برای تهیه این سرمه، فتیله‌ی پنبه را داخل مغز قلم گاو که ذوب شده قرار می‌دادند تا بسوزد و دوده تولید کند. از این دوده به‌عنوان سرمه استفاده می‌کردند. طبع این سرمه سرد و خشک است و برای زمانی که چشم بخار می‌کرد یا جوش گرمی می‌زد، استفاده می‌شد.&lt;br /&gt;
#سرمه بادام؛ این سرمه با استفاده از مغز بادام تهیه می‌شود.&lt;br /&gt;
#سرمه هدهد؛ در گذشته، از ترکیب خون هدهد با چند ماده‌ی دیگر، سرمه تهیه کرده و برای سپیدبختی به چشم می‌کشیدند.&amp;lt;ref&amp;gt;کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۴۸ش، ص۳۲۹-۳۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#سرمه سنگ؛ در زمان قدیم سروستانی‌ها معتقد بودند که این سرمه باعث گرفتگی صدا می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۷۱ش، ص۳۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==طرز تهیه سرمه==&lt;br /&gt;
[[پرونده:480858642 2726509244187722 5405562569644114309 n.jpg|جایگزین=سرمه دست ساز|بندانگشتی|تصویری از تهیه سرمه دست ساز]]&lt;br /&gt;
تهیه هر کدام از انواع سرمه، روش خاصی دارد. برای مثال، برای تهیه سرمه بادام، مغز بادام را روی اجاق می‌گذارند و بالای آن بشقاب چینی برای جمع‌آوری دوده قرار می‌دهند. برای جلوگیری از شکستن بشقاب، پشت بشقاب را دستمال مرطوب می‌گذارند. زیر اجاق را روشن کرده و دوده‌ی جمع شده درون بشقاب را برداشته و داخل سرمه‌دان می‌ریزند.&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی ‌اردکانی، فرهنگ عامه اردکان، ۱۳۸۱ش، ص۳۵۵-۳۵۶. &amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
==کاربردهای درمانی سرمه==&lt;br /&gt;
از سرمه‌ی مغز قلم برای قوت چشم و از سرمه‌‌ی سنگ برای آبریزش چشم استفاده می‌شد. مردم از سرمه‌ی بادام برای از بین بردن حرارت چشمی که سرخ شده بود، استفاده می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;شهری، طهران قدیم، ۱۳۸۳ش، ج۳، ص۳۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  در [[کردستان]] برای درمان شب‌کوری، سرمه را با [[آب]] [[رازیانه]] مخلوط کرده و به چشم می‌زدند.&amp;lt;ref&amp;gt;صفی‌زاده، طب سنتی در میان کردان، ۱۳۶۱ش، ص۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
==سرمه در ادبیات فارسی==&lt;br /&gt;
در [[ضرب‌المثل|ضرب‌المثل‌ها]] و [[شعر فارسی|اشعار فارسی]] از واژه سرمه استفاده شده است. [[عنصری بلخی|عنصری]] در شعری گفته است:&amp;lt;ref&amp;gt;[https://ganjoor.net/onsori/oghas/sh68 عنصری، قصاید، قصیده شماره ۶۸، بیت ۲، سایت گنجور.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{آغاز نستعلیق}}&lt;br /&gt;
{{شعر|نستعلیق}}&lt;br /&gt;
{{ب|بعارض تو آن گرد مشک سوده بسست|بچشم سرمه مکن،خلق را بلا منمای}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
{{پایان نستعلیق}}  &lt;br /&gt;
فرخی سیستانی در بیتی اشاره می‌کند:&amp;lt;ref&amp;gt;[https://ganjoor.net/farrokhi/divanf/ghasidefk/sh176 فرخی سیستانی، دیوان اشعار، قصاید، قصیده شماره ۱۷۶، بیت ۱۵، سایت گنجور.]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{آغاز نستعلیق}}&lt;br /&gt;
{{شعر|نستعلیق}}&lt;br /&gt;
{{ب|با بندگان مرا به ره اندر عدیل کن|تا در دو دیده سرمه کنم خاک راه تو}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
{{پایان نستعلیق}}  &lt;br /&gt;
اسدی توسی  نیز می‌گوید:&amp;lt;ref&amp;gt;[https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh14 اسدی توسی، گرشاسپ‌نامه، بخش ۱۴، بیت ۴، سایت گنجور.]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 {{آغاز نستعلیق}}&lt;br /&gt;
 {{شعر|نستعلیق}}&lt;br /&gt;
 {{ب| دو چشم تو را دیدنم سرمه بود | کنون از چه گشتست آن سرمه دود }}&lt;br /&gt;
 {{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
 {{پایان نستعلیق}}  &lt;br /&gt;
همچنین در ضرب‌المثلی آمده است که: سرمه را از چشم می‌دزدد ( کنایه از مهارت داشتن در دزدی).&amp;lt;ref&amp;gt;ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۱۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
==سرمه در ادبیات عامیانه==&lt;br /&gt;
در استان فارس در شعری برای [[ازدواج]] می‌خوانند: میل بیار دستش کنیم*** سرمه چشای مستش کنیم***اذن از باباش بگیریم*** فردا شو عقدش کنیم.&amp;lt;ref&amp;gt;همایونی، زنان و سروده‌هایشان در گستره فرهنگ مردم ایران‌زمین، ۱۳۸۹ش، ص۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان قدیم در [[تهران]] زنان برای عزیز شدن نزد شوهرشان می‌خواندند: سرمه‌ی من سرمه‌سیاه***سرمه‌ی من آهنربا***وقتی می‌کشم می‌خنده***زبون آقاشو می‌بنده.&amp;lt;ref&amp;gt;کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۴۸ش، ص۳۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[اردکان]] در زمان قدیم وقتی به چشم نوزاد دختر سرمه می‌کشیدند، می‌خواندند: سرمه‌چری، سرمه‌پری، سرمه‌ی خال مشتری***هر که دختر ما رو می‌بینه، دل‌هاش ببری.&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی ‌اردکانی، فرهنگ عامه اردکان، ۱۳۸۱ش، ص۳۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{آغاز منابع}}&lt;br /&gt;
*اسدی توسی، گرشاسپ‌نامه، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.&lt;br /&gt;
*اصطخری، ابراهیم، ممالک و مسالک، ترجمه کهن فارسی، به‌تحقیق ایرج افشار، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۳۷۳ش.&lt;br /&gt;
*بیرونی، ابوریحان، آثارالباقیه، به‌ترجمه اکبر داناسرشت، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*حدود العالم، به‌تحقیق منوچهر ستوده، تهران، کتاب‌خانه طهوری، ۱۳۶۲ش.&lt;br /&gt;
*داعی‌الاسلام، محمدعلی، فرهنگ نظام، تهران، دانش، ۱۳۶۳ش.&lt;br /&gt;
*ذوالفقاری، حسن، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، تهران، معین، ۱۳۸۸ش.&lt;br /&gt;
*سالتیکف، آ.د.، مسافرت به ایران، به‌ترجمه محسن صبا، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۳۶ش.&lt;br /&gt;
*«سرمه کشیدن»، در ویکی‌شیعه، تاریخ بازدید: 15 اردیبهشت 1401ش.&lt;br /&gt;
*شاردن، ژان، سیاحت‌نامه، به‌ترجمه محمد عباسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۴۵ش.&lt;br /&gt;
*شهری، جعفر، تهران قدیم، تهران، معین، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
*صفی‌زاده، صدیق، طب سنتی در میان کردان، تهران، عطایی، ۱۳۶۱ش.&lt;br /&gt;
*طباطبایی‌ اردکانی، محمود، فرهنگ عامه اردکان، یزد، شورای فرهنگ عمومی استان یزد، ۱۳۸۱ش.&lt;br /&gt;
*عمید، حسن، فرهنگ فارسی، سایت واژه‌ياب، تاریخ بازدید: ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.&lt;br /&gt;
*عنصری، قصاید، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.&lt;br /&gt;
*فرخی سیستانی، دیوان اشعار، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.&lt;br /&gt;
*کتیرایی، محمود، از خشت تا خشت، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۸ش.&lt;br /&gt;
*گلریز، محمدعلی، مینودر یا باب‌الجنه قزوین، تهران، طه، ۱۳۶۸ش.&lt;br /&gt;
*مصاحب، غلام‌حسین و دیگران، دایره‌المعارف فارسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۰ش.&lt;br /&gt;
*مونس‌الدوله، خاطرات، به‌تحقیق سیروس سعدوندیان، تهران، زرین، ۱۳۸۰ش.&lt;br /&gt;
*همایونی، صادق،‌ زنان و سروده‌هایشان در گستره فرهنگ مردم ایران‌زمین، تهران،‌ گل آذین، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
*همایونی، صادق، فرهنگ مردم سروستان، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۱ش.&lt;br /&gt;
*Dieulafoy, J.,  La Perse, Ia Chaldee et La Susiane, Tehran, 1989.&lt;br /&gt;
*Sheil, M., Glimpses of Life and Manners in Persia, London, 1856.&lt;br /&gt;
*Xenophon, tr.W.Miller,  Cyropaedia, London, 1968.&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حانیه کلهر</name></author>
	</entry>
</feed>