<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://iranpedia.net/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%81%D8%B7%D8%B1%D8%AA</id>
	<title>فطرت - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://iranpedia.net/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%81%D8%B7%D8%B1%D8%AA"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D9%81%D8%B7%D8%B1%D8%AA&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-08T00:38:34Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.44.2</generator>
	<entry>
		<id>https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D9%81%D8%B7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=44210&amp;oldid=prev</id>
		<title>علی شاهرودی: ابرابزار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D9%81%D8%B7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=44210&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-05-10T09:31:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ابرابزار&lt;/p&gt;
&lt;a href=&quot;https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D9%81%D8%B7%D8%B1%D8%AA&amp;amp;diff=44210&amp;amp;oldid=43335&quot;&gt;نمایش تغییرات&lt;/a&gt;</summary>
		<author><name>علی شاهرودی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D9%81%D8%B7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=43335&amp;oldid=prev</id>
		<title>فاطمه کمالی: صفحه‌ای تازه حاوی «کتاب فطرت اثر استاد مرتضی مطهری &#039;&#039;&#039;{{درشت|فطرت}}&#039;&#039;&#039;؛ سرشت و آفرینش ویژهٔ انسان.  فطرت در لغت به‌معنای آفرینش آغازین و ابداعی است و در انسان به‌عنوان نوعی هدایت تکوینی و درونی جلو...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://iranpedia.net/w/index.php?title=%D9%81%D8%B7%D8%B1%D8%AA&amp;diff=43335&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-05-09T10:10:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «&lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%81%D8%B7%D8%B1%D8%AA%DB%B2.jpg&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;پرونده:فطرت۲.jpg (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;جایگزین=کتاب فطرت اثر استاد مرتضی مطهری|بندانگشتی|کتاب فطرت اثر استاد مرتضی مطهری&lt;/a&gt; &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{درشت|فطرت}}&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;؛ سرشت و آفرینش ویژهٔ انسان.  فطرت در لغت به‌معنای آفرینش آغازین و ابداعی است و در انسان به‌عنوان نوعی هدایت تکوینی و درونی جلو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;[[پرونده:فطرت۲.jpg|جایگزین=کتاب فطرت اثر استاد مرتضی مطهری|بندانگشتی|کتاب فطرت اثر استاد مرتضی مطهری]]&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{درشت|فطرت}}&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;؛ سرشت و آفرینش ویژهٔ انسان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فطرت در لغت به‌معنای آفرینش آغازین و ابداعی است و در انسان به‌عنوان نوعی هدایت تکوینی و درونی جلوه می‌کند که او را به‌سوی شناخت حق و گرایش به خیر و کمال سوق می‌دهد. در قرآن، فطرت انسان با توحید و گرایش به خداوند پیوند خورده و از ویژگی‌هایی چون همگانی بودن، پایداری و تغییرناپذیری برخوردار است. تفاوت آن با غریزه در این است که فطرت ویژهٔ انسان و ناظر به جنبه‌های الهی و معنوی اوست، در حالی‌که غریزه در سطح حیوانی مشترک است.  فطرت، پایهٔ اخلاق، دین‌باوری و همزیستی اجتماعی به‌شمار می‌رود و از منظر عقل، نقل و شهود قابل اثبات است. اندیشمندان مسلمان همچون جوادی آملی و محمدتقی جعفری، آن را نحوه‌ای از آفرینش الهی و بینش و گرایش درونی انسان به کمال مطلق می‌دانند؛ در حالی‌که متفکران غربی مانند فروید و ردولف اتو نیز با رویکردی متفاوت، به وجود عناصر ذاتی، ناخودآگاه یا گرایش قدسی در انسان اذعان کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مفهوم‌شناسی فطرت==&lt;br /&gt;
فِطرَت از ریشهٔ [[زبان عربی|عربی]] «فطر»، به‌معنای گشودن و دو نیمه کردن،&amp;lt;ref&amp;gt;[https://lib.eshia.ir/86657/7/350 حسینی زَبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس‏، 1414ق‏، ج7، ص350.]&amp;lt;/ref&amp;gt; شکاف طولی&amp;lt;ref&amp;gt;[https://lib.eshia.ir/41892/1/640 راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن،1412ق، ص640.]&amp;lt;/ref&amp;gt; و اختراع و ابداع است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://lib.eshia.ir/86531/2/781 جوهری فارابی، الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة، 1407ق، ج2، ص781.]&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که آفرینش هم به‌منزلهٔ شکافتن پردهٔ عدم و پدیدار شدن هستی است یکی از معانی واژه فطرت، آفرینش ابداعی است. ابن‌عباس نیز واژهٔ «فاطر» در «فاطر السموات و الارض»&amp;lt;ref&amp;gt;سورهٔ فاطر، آیهٔ 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; را با تکیه بر فهم عرفی بادیه‌نشینان عرب، ناظر به خلقت اولیه دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://lib.eshia.ir/40680/3/457 ابن‌اثیر جزری، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، 1367ش‏، ج3، ص457.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانشوران از مفهوم فطرت تعریف‌های گوناگونی ارائه داده‌اند؛ برخی متفکران معاصر آن را نوعی هدایت تکوینی و خدادادی در وجود انسان دانسته است که در دو حوزهٔ شناخت و [[احساس]] نمودار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مصباح یزدی، معارف قرآن، ۱۳۸۰ش، ص26.&amp;lt;/ref&amp;gt; جوادی آملی فطرت را عامل تمایز انسان از حیوان؛ یعنی همان عقل و میل او در رسیدن به کمال مطلق، دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، «فطرت در آیینه قرآن»، 1389ش، ص7.&amp;lt;/ref&amp;gt; علی‌رغم کاربرد این مفهوم در علوم مختلف، همهٔ آنها به معرفت یا گرایشی که مقتضای نوع آفرینش انسان است و از طریق تجربه و تعلیم به دست می‌آید، توجه دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.eshia.ir/23019/1/7306 مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ج1، ص۷۳۰۶.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفاوت فطرت و غریزه===&lt;br /&gt;
[[غریزه]] در لغت به معنای سرشت، طبع، طبیعت و نهاد است.&amp;lt;ref&amp;gt;فراهیدی، کتاب العین، 1409ق، ج 4، ص 382.&amp;lt;/ref&amp;gt; غریزه به امور ذاتی مشترک میان انسان و حیوان اشاره دارد؛ اما فطرت بر امور سرشتی ویژهٔ انسان تأکید دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;حسین‌زاده، نگاه معرفت‌شناسی به وحی، الهام، تجربهٔ دینی و عرفانی و فطرت، 1390ش، ص233-239.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فطرت خاص و عام==&lt;br /&gt;
*&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;فطرت عام&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;؛ کاربرد فطرت عام، شامل کل هستی است. با توجه به آیهٔ «الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْض»&amp;lt;ref&amp;gt;سورهٔ فاطر، آیهٔ 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; خداوند آفرینندهٔ آسمان‌ها و زمین و همهٔ موجودات است.&lt;br /&gt;
*&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;فطرت خاص&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;؛ مراد فطرتی است که متعلق به روح هر انسانی است که به‌سبب آن به ربوبیت [[خدا]] و عبودیت خویش معترف می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، «فطرت در آیینه قرآن»، 1389ش، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فطرت در قرآن و روایات==&lt;br /&gt;
[[پرونده:فطرت.jpg|جایگزین=آیهٔ فطرت؛ آیهٔ ۳۰ سورهٔ روم|بندانگشتی|آیهٔ فطرت؛ آیهٔ ۳۰ سورهٔ روم]]&lt;br /&gt;
چندین آیهٔ [[قرآن]] به فطرت توحیدی انسان اشاره کرده‌اند؛ آیهٔ ۳۰ سورهٔ روم (آیهٔ فطرت)، مراد از فطرت را [[توحید]] و [[دین]] اسلام معرفی کرده که انسان‌ها بر اساس آن و برای تمسک به آن آفریده شده‌اند. خداوند انسان را به گونه‌ای آفریده که به حق تمایل دارد و از باطل بیزار است. درست همانند علاقهٔ مادر به فرزند که امری تعلیمی نیست، بلکه فطری و غریزی است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://noorlib.ir/book/view/12751 قرائتی، تفسیر نور، 1388ش، ج7، ص197.]&amp;lt;/ref&amp;gt; آیهٔ ۱۷۲ سورهٔ اعراف (آیهٔ میثاق) نیز اشاره‌ای به «توحید فطری» و وجود [[ایمان]] به خدا در اعماق روح آدمی دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://lib.eshia.ir/50082/7/4 مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج7، ص4.]&amp;lt;/ref&amp;gt; خداوند، توحید را در فطرت و سرشت انسان‌ها قرار داده و هر انسانی به گونه‌ای ربوبیت و وحدانیت خداوند را دریافته و بر آن گواه است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://noorlib.ir/book/view/12751/ قرائتی، نفسیر نور، 1388ش، ج3، ص217.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایات اسلامی نیز مصادیق فطرت در بیشتر موارد، به اصول عقاید اسلامی همچون معرفت خدا،&amp;lt;ref&amp;gt;[https://lib.eshia.ir/27311/3/35 کلینی، الکافی، 1430ق، ج3، ص35.]&amp;lt;/ref&amp;gt; دین [[اسلام]]،&amp;lt;ref&amp;gt;[https://lib.eshia.ir/71860/3/278 مجلسی‏، بحار الأنوار، 1403ق‏، ج3، ص278.]&amp;lt;/ref&amp;gt;[[نبوت]]&amp;lt;ref&amp;gt;[https://lib.eshia.ir/71860/3/277 مجلسی، بحار الأنوار، 1403ق، ج3، ص277.]&amp;lt;/ref&amp;gt; و ولایت&amp;lt;ref&amp;gt;[https://lib.eshia.ir/71860/3/277 مجلسی، بحار الأنوار، 1403ق، ج3، ص277.]&amp;lt;/ref&amp;gt;مرتبط است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های فطرت در انسان==&lt;br /&gt;
*شناخت و گرایش‌های عملی انسان تحمیلی نیست بلکه در نهاد او قرار داده شده است و انسان به‌واسطهٔ فطرت، خدا و دین را می‌شناسد؛&lt;br /&gt;
*فطرت پایدار و تغییرناپذیر است؛ فطرت با فشار و تحمیل زایل نمی‌شود، گرچه در مواردی ممکن است تضعیف شود؛&lt;br /&gt;
*فطرت امری همگانی است و در نهاد همهٔ انسان‌ها قرار دارد؛&lt;br /&gt;
*فطرت سبب تمایز انسان با سایر موجودات است؛ چرا که انسان با فطرت خود متوجه هستی محض و کمال مطلق می‌شود و همین امر ملاک تعالی و ارزش او است.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، «فطرت در آیینه قرآن»، 1398ش، ص9.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثبات فطرت در انسان==&lt;br /&gt;
دانشمندان با روش‌های مختلفی فطرت را اثبات کرده‌اند:&lt;br /&gt;
#&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روش نقلی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;؛ در این روش با توجه به آیاتی که از فطرت و حقیقت‌جویی انسان سخن گفته&amp;lt;ref&amp;gt;سوره روم، آیه 30؛ سوره أعراف، آیه 172.&amp;lt;/ref&amp;gt; و همچنین روایاتی که بیانگر تولد هر انسان بر مبنای فطرت است،&amp;lt;ref&amp;gt;[https://lib.eshia.ir/15046/1/331 ابن‌بابویه، التوحید، 1398ش، ص331.]&amp;lt;/ref&amp;gt; وجود فطرت در انسان اثبات می‌شود.&lt;br /&gt;
#&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روش شهودی و وجدانی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;؛ این روش، با تکیه بر این مهم که خداوند سرشت انسان را به‌گونه‌ای آفریده که در صورت تأملِ انسان در ذات و نفس خود، بدون نیاز به اخذ مفاهیم ذهنی و عقلی، به وجود آفریدگار گواهی می‌دهد،&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ensani.ir/fa/article/7322/ قدردان قراملکی، «خداشناسی فطری، ادله و شبهات»، 1383ش.]&amp;lt;/ref&amp;gt; فطرت را با امور درونی و ذاتی انسان ثابت می‌کند.&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روش عقلی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;؛ برخی با بیان دو مقدمهٔ عقلی، فطرت در انسان را اثبات کرده‌اند:&lt;br /&gt;
#انسان موجودی مجرد است؛ پس آنچه هویت انسان را تشکیل می‌دهد و آنچه درک کنندهٔ داده‌های حسی است، مجرد است؛ یعنی همان که به «روح» تعبیر می‌شود و با «خود» یا «من» به آن اشاره می‌کنیم، ویژگی‌های ماده را ندارد و مجرّد است.&lt;br /&gt;
#هر موجود مجردی فاعل و خالق خود را به‌صورت غیراکتسابی درک می‌کند. با توجه به این دو مقدمه، انسان را فطرتاً خداشناس دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://hawzah.net/fa/Article/View/55316 موسوی فراز، «برهان فطرت»، 1386ش.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارکرد فطرت==&lt;br /&gt;
فطرت زمینه‌ای برای رشد [[اخلاق|اخلاقی]] در انسان، یکسان شدن نوع اندیشه و احساس و در نتیجه توانایی بر [[زندگی]] اجتماعی است. همچنین مشترک بودن فطرت در همهٔ زمان‌ها سبب سیر تکاملی در انسان‌ها خواهد شد؛ بدون امر مشترکی میان همهٔ انسان‌ها، سیر از نقص به‌سوی تکامل بی‌معنا خواهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ensani.ir/fa/article/48270/ کریمی، «فطرت و شخصیت»،1381ش.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فطرت از دیدگاه اندیشمندان مسلمان==&lt;br /&gt;
[[پرونده:فطرت۱.jpg|جایگزین=آیت‌الله عبدالله جوادی آملی مفسر، فیلسوف و فقیه ایرانی|بندانگشتی|آیت‌الله عبدالله جوادی آملی مفسر، فیلسوف و فقیه ایرانی]]&lt;br /&gt;
اندیشمندان [[مسلمان]] به اصل فطرت در انسان قائل‌اند و تعاریف گوناگونی برای آن بیان می‌کنند، برای نمونه محمدتقی جعفری (۱۳۰۲–۱۳۷۷ش)، فطرت را جریان طبیعی و قانونی نیروهای به وجود آمده در انسان دانسته است. به‌عقیدهٔ او در هر یک از نیروهای غریزی، مغزی و روانی، فطرتی وجود دارد که جریان طبیعی و منطقی آن نیرو است.&amp;lt;ref&amp;gt;جعفری، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، 1378ش، ج‏1، ص‏141.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر جوادی آملی فطرت همان بینش شهودی انسان نسبت به هستی محض و نیز گرایش آگاهانه و کشش شاهدانه و پرستش خاضعانه‌ای نسبت به خدا است و نحوهٔ خاصی از آفرینش است که حقیقت آدمی به آن نحو سرشته شده و جان آدمی به آن شیوه خلق شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;جوادی آملی، ده مقاله پیرامون مبدأ و معاد، 1372ش، ص‏69.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی نیز فطرت را نوعی هدایت تکوینی، در دو قلمروی «شناخت» و «احساس» می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ensani.ir/fa/article/48270/ کریمی، «فطرت و شخصیت»، 1381ش.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فطرت از دیدگاه اندیشمندان غیرمسلمان==&lt;br /&gt;
برخی روان‌شناسان و اندیشمندان غیرمسلمان بر اصل فطرت در انسان معترف‌اند، مثلا:&lt;br /&gt;
*زیگموند فروید (۱۸۵۶–۱۹۳۹م)، روان‌شناس معروف اتریشی، بر [[ضمیر ناخودآگاه]] انسان تأکید می‌کند و انسان را دارای غرایز می‌داند. برخی با توجه ساختار سه وجهی شخصیت انسان از نظر فروید، او را قائل به نوعی امر ذاتی و فطری دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، مکتب‌های روان‌شناسی و نقد کتاب، 1369ش، ج1، ص67.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ردولف اتو (۱۸۶۹–۱۹۳۷م) معتقد است دین‌داری و گرایش به امر قدسی، امری ساختاری و ذاتی است که ریشه در سرشت و فطرت آدمی دارد و امری عارضی، صوری، تحمیلی و بیرونی نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;اتو، مفهوم امر قدسی، 1380ش، ص 218.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{آغاز منابع}}&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
* ابن‌اثیر جزری، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، محقق محمود محمد طناحی، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان‏، ۱۳۶۷ش‏.&lt;br /&gt;
* ابن‌بابویه، محمد بن علی‏، التوحید، مصحح هاشم حسینی، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۹۸ش.&lt;br /&gt;
* اتو، رودلف، مفهوم امر قدسی، ترجمهٔ دکتر همایون همتی، تهران، نقش‌جهان، ۱۳۸۰ش.&lt;br /&gt;
* جعفری، محمدتقی، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۸ش.&lt;br /&gt;
* جوادی آملی، عبدالله، «فطرت در آیینه قرآن»، دوفصلنامهٔ انسان‌پژوهی دینی، سال هفتم، شماره ۲۳، ۱۳۸۹ش.&lt;br /&gt;
* جوادی آملی، عبدالله، ده مقاله پیرامون مبدأ و معاد، قم، الزهرا، ۱۳۷۲ش.&lt;br /&gt;
* جوهری فارابی، أبونصر إسماعیل بن حماد، الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة، محقق احمد عبدالغفور عطار، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۴۰۷ق.&lt;br /&gt;
* حسین‌زاده، محمد، نگاه معرفت‌شناسی به وحی، الهام، تجربهٔ دینی و عرفانی و فطرت، قم، مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۹۰ش.&lt;br /&gt;
* حسینی زَبیدی، محمدمرتضی‏، تاج العروس من جواهر القاموس‏، مصحح علی هلالی و علی سیری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق‏.&lt;br /&gt;
* دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، مکتب‌های روان‌شناسی و نقد کتاب، تهران، سمت، ۱۳۶۹ش.&lt;br /&gt;
* راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن‏، محقق صفوان عدنان داوودی، دمشق، دار القلم- الدار الشامیة، ۱۴۱۲ق‏.&lt;br /&gt;
* فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.&lt;br /&gt;
* قدردان قراملکی، محمدحسن، «خداشناسی فطری، ادله و شبهات»، مجله قبسات، شمارهٔ ۳۶، ۱۳۸۳ش.&lt;br /&gt;
* قرائتی، محسن‏، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن‏، ۱۳۸۸ش‏.&lt;br /&gt;
* کریمی، محمد، «فطرت و شخصیت»، رواق اندیشه، شمارهٔ ۱۴، ۱۳۸۱ش.&lt;br /&gt;
* کلینی، أبوجعفر محمّد بن یعقوب، الکافی، محقق دارالحدیث، قم، دارالحدیث، ۱۴۳۰ق.&lt;br /&gt;
* مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، تحقیق جمعی از محققان‏، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، ۱۴۰۳ق‏.&lt;br /&gt;
* مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش.&lt;br /&gt;
* موسوی فراز، سید محمدرضا، «برهان فطرت»، مجله معرفت، شمارهٔ ۶۲، ۱۳۸۶ش.&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه کمالی</name></author>
	</entry>
</feed>