حقوق زن در اسلام
مرتضی مطهری با تأکید بر برابری زن و مرد در حقوق انسانی، معتقد است؛[۱] زن و مرد هر دو مستقل خلق شدهاند و هرگز زن، طفیلی مرد نیست.[۲] زنان و مردان در احراز نقشهای اجتماعی، استفاده از مواهب خلقت، تحصیل،[۳] حق تملک و حق آزادی تفاوتی ندارند.[۴] هر دو جنس برای رسیدن به مقام قرب الهی از استعداد یکسان برخوردار هستند، پاداشهای اخروی نیز صرفاً نتیجه ایمان و عمل صالح است که هیچ ربطی به جنسیت افراد ندارد.[۵] زنان و مردان در حوزه اخلاق جنسی نیز بهطور یکسان موظف به حفظ عفت و اجتناب از چشمچرانی هستند.[۶] او با استناد به آیات قرآن، حقوق متقابل زن و شوهر را در این گزاره تلخیص میکند که هر دو زینت و پوشش یکدیگر هستند[۷] و هر دو در تولید نسل انسانی سهم مشترک دارند.[۸] وی تفاوت زنان و مردان در قدرت یادگیری را با تردید مطرح کرده و معتقد است که این تفاوت فراگیر نیست.[۹]
از نظر علامه، جنسیت در اصل انسانیت تأثیرگذار نبوده و باعث شدت و ضعف انسانیت نمیشود. از این منظر، زن و مرد در خاستگاه مادی، فطرت الهی، منابع شناخت، کرامت انسانی، وجدان اخلاقی و وابستگی زن و مرد به یکدیگر، اشتراک دارند.[۱۰]
از نظر مصباح یزدی، افراد انسان از جهت جنسیت به مرد و زن تقسیم میشوند،[۱۱] اما در اصل ویژگیهای انسانی مشترکاند. قرآن در آیهٔ نخست سورهٔ نساء «وَ خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا» بهروشنی نشان میدهد که حضرت آدم و همسرش حوا، از یک ماده اولیه خلق شدهاند. همچنین آدم و حوا در فریفتهشدن و هبوط از بهشت، سرنوشتی مشترک داشتند.[۱۲]
مصباح یزدی بر این باور است که بسیاری از تکالیف زن و مرد مشترک است و هر دو از راه عبودیت و انجام وظایف خود بهطور یکسان به کمال میرسند. او میگوید تا جایی که تفاوتهای جسمی، روانی و حکمت الهی اقتضای ویژهای نداشته باشد، زنان در عرصههای اجتماعی و سیاسی از استقلال برخوردارند.
بهویژه در بعد اقتصادی، زنان در اسلام از استقلال مالی برخوردارند؛ میتوانند مالک شوند، قرارداد ببندند و اموال خود را آزادانه اداره کنند. مصباح این استقلال را نشانه احترام به شخصیت زن و تأکید بر مسئولیت فردی او میداند. افزون بر این، در خانواده نیز مادر از حقوقی برتر از پدر برخوردار است و نقش او در تربیت و دوام خانواده جایگاهی ممتاز دارد.[۱۳]
عبدالله جوادی آملی، حقیقت انسان را روح مجرد و منزه از پدیدههای ذکورت و انوثت میداند.[۱۴] از این منظر مردانگی و زنانگی وصف تن است، نه وصف روح.[۱۵] بدن، ابزار محض برای روح است، تمام کارها را روح انجام میدهد، رنجها و لذتها همه مربوط به روح میشود.[۱۶] کمالات انسانی که به روح مجرّد برمیگردد، نه مشروط به ذکورت است و نه ممنوع به انوثت.[۱۷]
با توجه به اصالت روح در حیات انسانی، بحث از تفاوت تکالیف و مزایای حقوقی زن و مرد سالبه به انتفاع موضوع است، چون حقیقت انسانی زن و مرد یگانه بوده و دوگانگی نیست تا گفته شود؛ تکالیف و حقوق آنها متفاوت هستند یا متساوی. زن و مرد باید در چهره انسانیت دیده شوند و در این چهره حقیقت انسان را روح او تشکیل میدهد، نه بدن او و نه مجموع جسم و جان او. درک، شهود، تقوا، اراده و صبر که از اوصاف عقل نظری و عملی هستند، هیچکدام متصف به مردانگی و زنانگی نمیشوند، پس بحث از تفاوت یا تساوی زن و مرد در این امور نیز معنا ندارد.[۱۸] البته در کارهای عملی که مربوط به بدن است، مرزها متفاوت و قوانین جدا است.[۱۹]
تفسیر نور با استناد به آیات قرآن؛ گوهر وجودی زن و مرد را یکی دانسته[۲۰] و تأکید دارد که هیچکدام از نظر جنسیت بر دیگری برتر نیستند.[۲۱] پسر و دختر، هر دو هدیه الهی هستند.[۲۲] ملاک پاداشهای معنوی ایمان به خداوند است که در آن میان زن و مرد تفاوتی وجود ندارد.[۲۳] برخی از زنان به مقامات معنویای میرسند که بسیاری از مردان از رسیدن به آن عاجز هستند.[۲۴] زنان و دختران فراتر از کسب کمالات معنوی میتوانند با حفظ عفت و حیا، در حیات اجتماعی نیز نقشهای جدی ایفا کنند؛ زنان مانند مردان باید در مسائل امنیتی کشور فعال بوده و علیه نظامهای طاغوتی مبارزه کنند.[۲۵] در حاکمیت طاغوت، هر کس از طرفداران حق، چه زن و چه مرد، باید نقشهای مبارزاتی خود را به خوبی انجام دهد.[۲۶] در این ارتباط نیز ممکن است برخی زنان به مراتب برتر از مردان عمل کرده و مفیدتر برای خود، جامعه و نسل بشری باشند.[۲۷]
از منظر تفسیر نمونه؛ زن و مرد از یک جنس هستند[۲۸] و هیچگونه تفاوتی از نظر انسانی و مقامات معنوی میان آنها وجود ندارد.[۲۹] درهای سعادت بهطور یکسان بهروی هر دو باز است.[۳۰] زن مانند مرد از حقوق فردی، اجتماعی و انسانی برخوردار بوده و هردو میتوانند در پرتوی ایمان و عمل صالح دارای حیات طیبه[۳۱] و بهشتی شوند.[۳۲] اسلام زن را مانند مرد مستقل دانسته[۳۳] و هر دو جنس را در کسب کمالات انسانی از شرایط یکسان برخوردار میداند.[۳۴] مردان و زنان هر کدام متناسب با تلاشهای خود موقعیتهای اجتماعی و مقامات معنوی را کسب میکنند.[۳۵]
زنان مانند مردان میتوانند به درجات عالی علمی برسند.[۳۶] انواع ارتباطات مالی برای زن بلامانع بوده[۳۷] و هر دو به مجازات واحدی محکوم میشوند.[۳۸] تفاوتهای جسمی، روانی و پارهای از تفاوتها در مسئولیتهای اجتماعی هرگز به ارزش انسانی زن لطمه نمیزند.[۳۹]
نظام حقوق زن در اسلام
کلیه معارف اسلامی از آنجا که برای تامین سعادت فرد (زن و مرد)، خانواده و جامعه در راستای حیات مادی و معنوی انسان فروفرستاده شده است در مجموع از یک نظام فراگیر برخوردار است که این نظام کلی در درون خویش مجموعه نظام های کوچک تری را در بر میگیرد. بنابراین اولا گزارههای مربوط به حقوق زن خود یک نظام است و در چارچوبه نظام حقوق اسلام نظام یافته و مستلزم نگاه سیستمی است. همانگونه که گزارههای ارزشی و حقایق تکوینی هر کدام نظاممند است. ثانیا، نظام حقوق اسلام و به تبع آن نظام حقوق زن در اسلام در ارتباط با نظام ارزشی و نظام تکوین عمل میکنند. بنابراین نظام هویت ، منزلت و حقوق زن روی همرفته یک بسته نظاممند، مرتبط با کل نظام دین است. به دیگر سخن منظور از نظام، تصویر جامعی است که دین اسلام در ناحیه توصیفها، ارزشها و حقوق از وضعیت مطلوب زن ارائه میدهد.
در مرحله توصیف، ویژگیهای طبیعی و تکوینی در ابعاد مختلف جسمانی و روحی معرفی می گردد. در مرحله ارزش گذاری به جایگاه و منزلتی که محصول ویژگیهای تکوینی و تاثیر هر یک از زن و مرد در مجموعه حیات انسانی است ، اشاره میشود و الگوی مطلوب انتظارات اسلامی مورد بحث قرار میگیرد. در بخش حقوق از برخورداریها - محرومیتها و حقوق - تکالیفی که برای زنان و مردان در نظر گرفتهشده آگاه میشویم، تا امکان داوری در مورد عادلانه یا ناعادلانه بودن، فراتری یا فروتری زن در نگرش اسلام و دیگر مکاتب بشری آگاهی یابیم.[۴۰] ارتباط به شدت فراگیر، پیچیده، نظام وار و سیستمی این اجزا نقش تعیین کنندهای در عملکرد شایسته این نظام دارد. [۴۱] وجود خلل یا نقصان در این نظام، میتواند به ناسازگاریهای گستردهای در سطوح دیگر منجر شده و به صورتی دومینو وار منجر به کژکاردی دیگر زیر سیستمها و نهایتا کل سیستم شود. [۴۲]
پانویس
- ↑ مطهری، مجموعه آثار (نظام حقوق زن در اسلام)، 1377ش، ج19، ص137.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار (نظام حقوق زن در اسلام)، 1377ش، ج19، ص134.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار (نظام حقوق زن در اسلام)، 1377ش، ج19، ص159.
- ↑ مطهری، یادداشتها، 1378ش، ج3، ص242.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار (نظام حقوق زن در اسلام)، 1377ش، ج19، ص132.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار (آشنایی با قرآن(1-5))، 1377ش، ج26، ص450.
- ↑ سوره بقره، آیه 187.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار (نظام حقوق زن در اسلام)، 1377ش، ج19، ص134.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار (زن و مسائل قضایی و سیاسی)، 1377ش، ج29، ص412-411.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1417ق، ج2، ص271.
- ↑ مصباح یزدی، پاسخ استاد به جوانان پرسشگر، بیتا، ص263.
- ↑ . مصباح یزدی، پاسخ استاد به جوانان پرسشگر، بیتا، ص263.
- ↑ مصباح یزدی، پرسشها و پاسخها، ج5، 1391ش، ص274.
- ↑ جوادی آملی، قرآن در قرآن، 1388ش، ص380.
- ↑ جوادی آملی، حکمت عبادات، 1388ش، ص189.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص140.
- ↑ جوادی آملی، سروش هدایت بیتا، ج2، ص166.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص76-80.
- ↑ جوادی آملی، سروش هدایت بیتا، ج2، ص166.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج4، ص246.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص239.
- ↑ سوره شوری، آیه 49 – 50.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج9، ص24-23.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص51.
- ↑ سوره قصص، آیه 11-10.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج7، ص345.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص51.
- ↑ مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص224.
- ↑ مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج17، ص313.
- ↑ مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص224.
- ↑ سوره نحل، آیه 97.
- ↑ سوره غافر، آیه 40.
- ↑ مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص162.
- ↑ مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص223.
- ↑ سوره نساء، آیه 32.
- ↑ مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج17، ص314.
- ↑ سوره نساء، آیه 32.
- ↑ مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص163.
- ↑ مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص224.
- ↑ محمد رضا زیبائی نژاد و محمد تقی سبحانی، در آمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، قم. دفتر مطالعات و تحقیقات زنان. 1388. ص7
- ↑ المیزان ج 3 ص 97-104
- ↑ نورمن بلیکی، پارادایمهای تحقیق در علوم انسانی، ترجمه دکتر سید حمیدرضا حسنی و همکاران، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1391نورمن بلیکی. طراحی پژوهشهای اجتماعی . ترجمه حسن چاوشیان . تهران: نشر نی . چاپ دوم1387. ص301