بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''<big>اصول دین؛</big>''' پایههای اعتقادی دین. | == '''چیستی اصول دین''' == | ||
=== چیستی دین === | |||
تعاریف اندیشمندان از دین بسیار متنوع و در قالبهای مختلفی تقسیم پذیرند. به گفته محققان تعاریف برخاسته از نگاه غربی، با ویژگیهایی چون خاستگاه برون دینی، عدم جامعیت و بیتوجهی به حقانیت دین شناخته میشوند. از این رو برخی متفکران غربی، عنصر مشترک ادیان را «آگاهی از امر متعالی» میدانند؛ مفهومی که می تواند بر خدا یا اموری مانند برهمن در هندوئیسم، نیروانا در بودیسم و تائو در تائویسم تطبیق یابد. | |||
در مقابل، برخی اندیشمندان مسلمان، دین را با رویکردی دروندینی و مبتنی بر دین حق تعریف میکنند و بر جامعیت آن تأکید دارند؛ چنانکه دین را مجموعه معارف نظری و عملی قدسی میدانند و آن را شامل عقاید، اخلاق و قوانین الهی برای هدایت بشر معرفی میکنند. بر اساس این نگاه هر دینوارهای که دارای بنیاد آسمانی نباشد مانند بودیسم، کنفوسیونیسم و هندوئیسم از دایره دین خارج است.<ref>شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص40-45.</ref> برخی نیز در تعریفی عام، دین را همان سنت اجتماعی<ref>[https://jpht.ut.ac.ir/article_96148_ea658ab3764e5b779de234628ddc7a43.pdf گلی، «گونهشناسی و بررسی نقادانه تعاریف علامه طباطبایی ازدین»، 1403ش، ص5.]</ref> و راه و رسم زندگی دانستهاند،<ref>[https://jpht.ut.ac.ir/article_96148_ea658ab3764e5b779de234628ddc7a43.pdf گلی، «گونهشناسی و بررسی نقادانه تعاریف علامه طباطبایی ازدین»، 1403ش، ص3.]</ref> چه برخاسته از وحی باشد و چه مبتنی بر قراردادهای بشری.<ref>توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8.</ref> در این نگاه، دین مفهومی فراگیر است که سنتهای اجتماعی مختلف در قالب ادیان توحیدی، الحادی و شرکآمیز را دربرمیگیرد.<ref>[https://qabasat.iict.ac.ir/article_732750_7f993c9641b109053bbecc4ae1cd754e.pdf گلی، «دیدگاه علامه طباطبایی دربارۀ قلمرو دین در علوم»، 1404ش، ص104]؛ توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8.</ref> از اینرو، پژوهشگران در یک نگاه کلی دین را مجموعهای از عقاید، اخلاق و قوانین برای اداره جامعه و پرورش انسانها میدانند؛ خواه این مجموعه حق باشد یا باطل.<ref>[https://lib.eshia.ir/50083/1/19/اصطلاحى خسروپناه، «کلام جدید»، 1381ش، ص19.]</ref> بر این اساس عنصر مشترک ادیان مجموعهای از بایدها و نبایدهای رفتاری است که به نوعی جهانبینی استوار است.<ref>ربانی گلپایگانی، «عقل و دین در پرتو قرآن کریم»، 1392ش، ص59.</ref> | |||
=== مفهوم «اصل» در دین === | |||
لغتشناسان برای واژه «اصل» معانی گوناگونی همچون قاعده، ریشه، پایه و زیرساخت برشمردهاند.<ref>شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص53.</ref> این معانی همگی به یک حقیقت بازمیگردند: آنچه شیء بر آن بنا میشود.<ref>موسوی اصفهانی و نصیری، «اصل انگاری آموزه امامت از دیدگاه قرآن کریم»، 1400ش، ص19.</ref> بر این اساس، «اصل» امری ثابتی است که امر دیگر بر آن تکیه دارد و وجودش به آن مستند است.<ref>وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص9؛ دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.</ref> به باور پژوهشگران «زیرساخت» به معنای شالوده و اساس امور و پدیدههاست و مقصود از آن در مباحث نظری، مجموعه مبانی و پیشفرضهای بنیادین است.<ref>شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص54.</ref> این پیشفرضها که دانستههای دینی بر آنها استوار است یا بدیهیاند یا باید اثبات شوند؛ در غیر این صورت، ارزش علمی نخواهند داشت.<ref>شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص51-52.</ref> | |||
=== تعریف اصول دین === | |||
اندیشمندان، «اصول دین» را پایههای اساسی و بنیان دین میدانند؛<ref name=":2" /> بهطوری که سایر بخشهای دین بر این پایهها استوار هستند.<ref name=":3" /> از اینرو، «اصول دین» در عامترین معنای دین بهمثابه اصول راه و رسم زندگی، مفهومی فراگیر دارد و همه ادیان، اعم از الهی و غیرالهی را دربرمیگیرد؛ اما در معنای خاص، ناظر به اصول ادیان الهی است و تنها همانها را شامل میشود.<ref>توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص7-8.</ref> | |||
به باور متفكّران اسلامى هر دین و مکتبی از دو بخش تشکیل میشود: جهانبینی و ایدئولوژی. جهانبینی، زیرساخت و تکیهگاه فکری هر مکتب است و همه دینها، آیینها و مکتبهای اجتماعی بر نوعی جهانبینی استوارند. بایدها و نبایدها و مسئولیتهایی که هر مکتب مطرح میکند، نتیجهٔ طبیعی و ضروری همان جهانبینی است که ارائه میدهد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/46797/%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C?q=%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%20%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%20%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C&score=274877907000.0&rownumber=1 شکوهی، «دین شناسی استاد مطهری»، 1385ش، ص32.]</ref> | |||
بر این اساس، جهانبینی با «علم عقاید» ارتباطی نزدیک، اساسی و جداییناپذیر دارد؛ اما همه اعتقادات جزئی و تفصیلی را دربرنمیگیرد. ازاینرو، گستره مسائل جهانبینی نسبت به گستره مسائل علم عقاید محدودتر است. اعتقادات، زمانی که به صورت بینشهایی کلی، منسجم و هماهنگ درباره عالم هستی تنظیم میشوند، در سه محور بنیادی دستهبندی میگردند: هستیشناسی، انسانشناسی و راهشناسی. این سه محور، اصول و ارکان اصلی جهانبینی را تشکیل میدهند و چارچوب کلی آن را سامان میبخشند.<ref>اسماعیلی، [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2127082/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C?q=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%20%D9%88%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%DB%8C%D9%86&score=16392.982&rownumber=152 «جهان بینی - همایش دانشنامه کلام اسلامی»، ج3، ص247.]</ref> | |||
از این رو اندیشمندان مسلمان بر این باوراند که هر دينى ست كم از دو بخش، تشكيل مىگردد: 1 عقيده يا عقايدى كه حكم پايه و اساس و ريشه آن را دارد. 2 دستورات عملى كه متناسب با آن پايه يا پايه هاى عقيدتى و برخاسته از آنها باشد. | |||
بنابراين، كاملا بجاست كه بخش عقايد در هر دينى «اصول»، و بخش احكام عملى «فروع» آن دين ناميده شود چنانكه دانشمندان اسلامى، اين دو اصطلاح را در مورد عقايد و احكام اسلامى بكار برده اند. از این رو | |||
بخش عقايد در هر دينى «اصول»، و بخش احكام عملى «فروع» آن دين ناميده شود عقاید مصباح | |||
دين را به دو بخش اصول و فروع دين يا نظام هست ها و نظام بايدها منشعب ساخته اند کلام جدید خسروپناه | |||
بنابراین جهان بینی با «علم عقائد ارتباط تنگاتنگی دارد اما جهان بینی شامل اعتقادات جزئی نمیشود لذا دائره مسائل جهان بینی تنگتر از دائره مسائل علم عقائد است اعتقادات بینشهای کلی و هماهنگ در باره عالم هستی در سه محور هستی شناسی انسان شناسی و راه شناسی خلاصه میشوند که اصول جهان بینی را تشکیل میدهند | |||
برخی متفکران مسلمان، اصطلاح «اصول دین» را مفهومی شکلگرفته در آثار متکلمان اسلامی میدانند که در قرآن، روایات و منابع نخستین به کار نرفته است؛<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1344080/%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%aa%d8%a8-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%b3%d9%86%d8%aa?q=%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%D9%8A%D9%86&rownumber=6&score=16393.04 فروهی و دیگران، «سـیر تطور اصول دین در مکاتب اهل سنت»، 1396ش، ص115.]</ref> هرچند زمان دقیق آن روشن نیست؛<ref name=":4" /> در مقابل، گروهی دیگر تعبیر «دعائم الإسلام» (پایههای اسلام) در روایات و منابع دینی را ناظر به جایگاه بنیادین برخی آموزهها دانسته و آن را همسو با همین معنا تفسیر میکنند.<ref name=":5" /> | |||
تحقیقات نشان میدهد که این اصطلاح در کاربردهای گوناگون، بهصورت مترادف با «علم کلام»، «منابع معرفت دینی»، «امور اعتقادی» و نیز «احکام عملی، اخلاقی و فقهی» به کار رفته است.<ref name=":6" /> | |||
اما رایجترین کاربرد آن به بخش اعتقادی دین مربوط میشود؛<ref name=":6" /> چراکه این دسته از باورها، [[جهانبینی]] هر دین را شکل میدهند<ref name=":7" /> و مبنای [[اخلاق]] و احکام دینی به شمار میروند.<ref name=":8" /> ازاینرو، ایدئولوژی دینی برگرفته از همین جهانبینی الهی دانسته میشود.<ref name=":9" /> در این تعریف، اصول دین یا اصول عقاید در مقابل فروع اعتقادی مانند [[قضا و قدر]]، فروع فقهی مانند [[نماز]] و [[روزه]] و اصول [[مذهب شیعه]] مانند [[عدالت]] و [[امامت]] قرار میگیرند <ref name=":10" /> و کسی که این باورها را با قلب قبول کند، دیندار است.<ref name=":11" /> | |||
نقد و بررسى تعاريف علوم انسانى از دين دين روان شناسان و جامعه شناسان عمدتاً به مطالعه ى رفتارهاى فردى و اجتماعى متديّنان به جاى پژوهش در باره ماهیت دين پرداخته اند; در حالى كه رفتار دين داران الزاماً بر گرفته از دين نخواهد بود; بنا بر اين در اين كه مطالعه ى رفتار دين داران و نهادها و سازمان هاى دينى، موضوع پژوهش در علوم اجتماعى است، ترديدى وجود ندارد و ليكن نمى توان از اين طريق به چيستى و ماهيت دين پى برد. | |||
از این رو اصول دین در عام ترین گستره مفهومی دین یعنی اصول زندگی و شامل همه ادیان ادیان الهی و غیر الهی میشود و در معنای خاص یعنی اصول دین الهی و شامل همه ادیان الهی میشود. به باور متفكّران اسلامى، | |||
== '''گونهشناسی اصول دین''' == | |||
=== اصول اعتقادی === | |||
=== اصول اخلاقی === | |||
=== اصول فقهی و حقوقی === | |||
== '''ویژگیهای اصول دین''' == | |||
=== خاستگاه و معیار اصول دین === | |||
=== فطری بودن اصول دین === | |||
=== جهان شمول بودن اصول دین === | |||
=== ثابت بودن اصول دین === | |||
== '''اصول دین در ادیان مختلف''' == | |||
=== اصول دین در ادیان غیرالهی === | |||
=== اصول دین در ادیان الهی === | |||
==== اصول دین در ادیان ابراهیمی ==== | |||
==== اصول دین در ادیان غیرابراهیمی ==== | |||
=== اصول دین در مذاهب اسلامی === | |||
== '''نمودهای اجتماعی باور به اصول دین''' == | |||
'''<big>اصول دین؛</big>''' پایههای اعتقادی دین.<ref group="دیدگاه">مقاله دو مشکل جدی دارد: 1. در بخش های زیادی از مقاله قلم فرسایی شده و نیازمند ویرایش ویکی نگارانه درد. 2. کاملا از منظر کلامی و درون گفتمانی نوشته شده است. به همین خاطر مقاله در سطح انتزاع باقی مانده و با متن فرهنگ و سبک زندگی پیوند نخورده است. | |||
نکاتی دیگری در متن آمده است. </ref> | |||
اصول دین، پایهها و بنیانهای اعتقادی دین هستند که سایر آموزههای دینی بر آنها استوارند و در [[ادیان ابراهیمی]] مانند [[اسلام]]، [[مسیحیت]] و [[یهودیت]] مشترکاند. این اصول پاسخگوی پرسشهای بنیادین انسان درباره مبدأ، مقصد و مسیر زندگی هستند و نقش مهمی در شکلگیری جهانبینی دینی دارند. این اصول شامل توحید، نبوت و معاد است و در مذهب تشیع، عدل و امامت نیز به آنها افزوده میشود. این اصول، ریشه در [[فطرت]] انسان است و با گرایش درونی او به حقیقت، نیکی و جاودانگی پیوند خوردهاند. باور به این اصول [[زندگی]] را معنا میبخشد، موجب ارتقای [[سلامت روانی]]، [[آرامش درونی]]، امیدواری، [[تقوا]] و پایبندی به ارزشهای اخلاقی و اجتماعی میشود و زمینهساز پایداری جامعه و سازندگی تمدنی است. | اصول دین، پایهها و بنیانهای اعتقادی دین هستند که سایر آموزههای دینی بر آنها استوارند و در [[ادیان ابراهیمی]] مانند [[اسلام]]، [[مسیحیت]] و [[یهودیت]] مشترکاند. این اصول پاسخگوی پرسشهای بنیادین انسان درباره مبدأ، مقصد و مسیر زندگی هستند و نقش مهمی در شکلگیری جهانبینی دینی دارند. این اصول شامل توحید، نبوت و معاد است و در مذهب تشیع، عدل و امامت نیز به آنها افزوده میشود. این اصول، ریشه در [[فطرت]] انسان است و با گرایش درونی او به حقیقت، نیکی و جاودانگی پیوند خوردهاند. باور به این اصول [[زندگی]] را معنا میبخشد، موجب ارتقای [[سلامت روانی]]، [[آرامش درونی]]، امیدواری، [[تقوا]] و پایبندی به ارزشهای اخلاقی و اجتماعی میشود و زمینهساز پایداری جامعه و سازندگی تمدنی است. | ||
== تعریف اصول دین == | == تعریف اصول دین == | ||
اصول دین، پايههایی هستند كه اساس و بنيادِ دین را تشكيل مىدهند؛<ref>[https://lib.eshia.ir/27251/8/97/%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF محمدی ریشهری، «دانشنامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص97؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/22513/%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86 رضوی، «قاعده نفی تقلید در اصول دین»، 1383ش، ص124.]</ref> بهطوریکه سایر قسمتهای دین بر آن پایهها تکیه دارند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.]</ref> بهگفتهٔ محققان، اصطلاح اصول دین در معنای خاص خود به باورهای بنیادین اسلام اشاره دارد و در معنای گستردهتر، شامل مبانی مشترک ادیان ابراهیمی میشود<ref group="دیدگاه">شما از همینجا نگاه خود را محدود کردید به نگاهای درون دینی. خوب اگر از منظر برون دینی به بحث پرداخته شود، حتما هر آنچه دین گفته میشود یکسره اصولی دارد. یعنی مقاله نویسنده بر چند پیش فرض استوار است: 1. دین را محدود کرده به ادیان الهی و آسمانی؛ 2. ادیان الهی را هم محدود کرده به ادیان توحیدی ابراهیمی؛ 3. منظر نگاه خود را هم براساس آموزه های اسلام شیعی عیار کرده است. 4. اصول را هم محدود به اصول کلامی و اعتقادی کرده است. در حالیکه از منظر کلان تر هم این بحث قابل طرح است. تمام ادیان یکسره اصولی دارد که در جامعه نمود می یاید؛ مثلا زرتشت اصول ندارد؟ حتما دارد. ثانیا اصول هم محدود به اصول کلامی و اعتقادی شده است. بسته به گستره یک دین اصول آن هم کم یا زیاد میشود. مثل اصول اخلاقی و فقهی ادیان دارای اخلاق و شریعت. بهتر نیست که بحث جامع تر و بدون تقید به یک پیش فرض خاص بررسی شود؟</ref>. در تعریف دیگری، به معنای اصول زندگی است که به ادیان الهی و غیرالهی توجه دارد. گاهی نیز منظور از اصول دین، اصول یک مذهب خاص است.<ref>[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_2446_00bfcab935776d9dc7009e9eb158ba55.pdf توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص7-8.]</ref> این اصطلاح همچنین در معانی مختلفی مانند علم [[کلام]]، منابع معرفت [[دین]] یا امور اعتقادی و عملی بهکاررفته است، اما رایجترین کاربرد آن به بخش اعتقادی دین مربوط میشود؛<ref>[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_2446_00bfcab935776d9dc7009e9eb158ba55.pdf توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8-11 | اصول دین، پايههایی هستند كه اساس و بنيادِ دین را تشكيل مىدهند؛<ref name=":2">[https://lib.eshia.ir/27251/8/97/%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF محمدی ریشهری، «دانشنامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص97؛] [https://lib.eshia.ir/73068/1/222/شريعتى سجادی، «فرهنگ معارف اسلامی»، 1373ش، ج1، ص222]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/22513/%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86 رضوی، «قاعده نفی تقلید در اصول دین»، 1383ش، ص124.]</ref> بهطوریکه سایر قسمتهای دین بر آن پایهها تکیه دارند.<ref name=":3">[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.]</ref> بهگفتهٔ محققان، اصطلاح اصول دین در معنای خاص خود به باورهای بنیادین اسلام اشاره دارد و در معنای گستردهتر، شامل مبانی مشترک ادیان ابراهیمی میشود<ref group="دیدگاه">شما از همینجا نگاه خود را محدود کردید به نگاهای درون دینی. خوب اگر از منظر برون دینی به بحث پرداخته شود، حتما هر آنچه دین گفته میشود یکسره اصولی دارد. یعنی مقاله نویسنده بر چند پیش فرض استوار است: 1. دین را محدود کرده به ادیان الهی و آسمانی؛ 2. ادیان الهی را هم محدود کرده به ادیان توحیدی ابراهیمی؛ 3. منظر نگاه خود را هم براساس آموزه های اسلام شیعی عیار کرده است. 4. اصول را هم محدود به اصول کلامی و اعتقادی کرده است. در حالیکه از منظر کلان تر هم این بحث قابل طرح است. تمام ادیان یکسره اصولی دارد که در جامعه نمود می یاید؛ مثلا زرتشت اصول ندارد؟ حتما دارد. ثانیا اصول هم محدود به اصول کلامی و اعتقادی شده است. بسته به گستره یک دین اصول آن هم کم یا زیاد میشود. مثل اصول اخلاقی و فقهی ادیان دارای اخلاق و شریعت. بهتر نیست که بحث جامع تر و بدون تقید به یک پیش فرض خاص بررسی شود؟</ref>. در تعریف دیگری، به معنای اصول زندگی است که به ادیان الهی و غیرالهی توجه دارد. گاهی نیز منظور از اصول دین، اصول یک مذهب خاص است.<ref>[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_2446_00bfcab935776d9dc7009e9eb158ba55.pdf توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص7-8.]</ref> این اصطلاح همچنین در معانی مختلفی مانند علم [[کلام]]، منابع معرفت [[دین]] یا امور اعتقادی و عملی بهکاررفته است، اما رایجترین کاربرد آن به بخش اعتقادی دین مربوط میشود؛<ref name=":6">[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_2446_00bfcab935776d9dc7009e9eb158ba55.pdf توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8-11]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/86458/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82-%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86?q=%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86&score=16393.031&rownumber=16 محمدی، «اصول دین: بررسی تعریف و مصادیق آن از دیدگاه متکلمان»، 1373ش، ص7.]</ref> چراکه این دسته از باورها، [[جهانبینی]] هر دین را شکل میدهند<ref name=":7">[https://lib.eshia.ir/10216/1/12/%D8%B7%D8%A8%D9%82 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص12.]</ref> و مبنای [[اخلاق]] و احکام دینی به شمار میروند.<ref name=":8">[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص76.]</ref> ازاینرو، ایدئولوژی دینی برگرفته از همین جهانبینی الهی دانسته میشود.<ref name=":9">[https://lib.eshia.ir/10216/1/14/%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A6%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%D9%89 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص14.]</ref> در این تعریف، اصول دین یا اصول عقاید در مقابل فروع اعتقادی مانند [[قضا و قدر]]، فروع فقهی مانند [[نماز]] و [[روزه]] و اصول [[مذهب شیعه]] مانند [[عدالت]] و [[امامت]] قرار میگیرند <ref name=":10">[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1083158/%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86?q=%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D9%84%20%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA&score=274877907000.0&rownumber=1 توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8-9.]</ref> و کسی که این باورها را با قلب قبول کند، دیندار است.<ref name=":11">[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص64.]</ref> | ||
برخی دینپژوهان معاصر اصول دین را مفهومی قراردادی میدانند و معتقدند این تعبیر نه از سوی امامان مطرح شده<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2118678/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%B2%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86?q=%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%D9%8A%D9%86&score=16392.81&rownumber=31 وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص8.]</ref> و نه در [[قرآن]] آمده، بلکه بعدها در آثار متکلمان اسلامی شکل گرفته است،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1344080/%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%aa%d8%a8-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%b3%d9%86%d8%aa?q=%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%D9%8A%D9%86&rownumber=6&score=16393.04 فروهی و دیگران، «سـیر تطور اصول دین در مکاتب اهل سنت»، 1396ش، ص115.]</ref> هرچند زمان دقیق آن روشن نیست.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/86458/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82-%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86 محمدی، «اصول دین: بررسی تعریف و مصادیق آن از دیدگاه متکلمان»، 1373ش، ص7.]</ref> اما برخی دیگر تعبیر دعائم الإسلام (پایههای اسلام) در روایات و منابع دینی را ناظر به جایگاه بنیادین برخی آموزهها میدانند.<ref>[https://lib.eshia.ir/27251/8/99/%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%8A%D9%85 محمدی ریشهری، «دانشنامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص99؛] [https://lib.eshia.ir/11005/2/18/%D8%AF%D9%8E%D8%B9%D9%8E%D8%A7%D8%A6%D9%90%D9%85%D9%90 کلینی، یعقوب، الکافی، ج2، ص18.]</ref> | برخی دینپژوهان معاصر اصول دین را مفهومی قراردادی میدانند و معتقدند این تعبیر نه از سوی امامان مطرح شده<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2118678/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%B2%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86?q=%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%D9%8A%D9%86&score=16392.81&rownumber=31 وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص8.]</ref> و نه در [[قرآن]] آمده، بلکه بعدها در آثار متکلمان اسلامی شکل گرفته است،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1344080/%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%aa%d8%a8-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%b3%d9%86%d8%aa?q=%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%D9%8A%D9%86&rownumber=6&score=16393.04 فروهی و دیگران، «سـیر تطور اصول دین در مکاتب اهل سنت»، 1396ش، ص115.]</ref> هرچند زمان دقیق آن روشن نیست.<ref name=":4">[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/86458/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82-%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86 محمدی، «اصول دین: بررسی تعریف و مصادیق آن از دیدگاه متکلمان»، 1373ش، ص7.]</ref> اما برخی دیگر تعبیر دعائم الإسلام (پایههای اسلام) در روایات و منابع دینی را ناظر به جایگاه بنیادین برخی آموزهها میدانند.<ref name=":5">[https://lib.eshia.ir/27251/8/99/%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%8A%D9%85 محمدی ریشهری، «دانشنامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص99؛] [https://lib.eshia.ir/11005/2/18/%D8%AF%D9%8E%D8%B9%D9%8E%D8%A7%D8%A6%D9%90%D9%85%D9%90 کلینی، یعقوب، الکافی، ج2، ص18.]</ref> | ||
== خاستگاه و معیار اصول دین == | == خاستگاه و معیار اصول دین == | ||