زهرا فاضل (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «300px|thumb|left|نان <big>'''نان'''</big>، خوراکی از آردِ خمیر کرده و بر آتش پخته<br> نان از خمیر آرد برخی دانه‌های گیاهی مانند گندم و جو تهیه می‌شود. این خوراک، از دیرباز در سراسر جهان از بنیادی‌ترین خوراک‌ها به‌خصوص در میان مردم ایران و آسی...» ایجاد کرد
 
 
خط ۸: خط ۸:
برای تهیه نان، آرد اَلَک کرده را با خمیر مایه (مُخَمِر) مخلوط کرده و گاهی به آن جوش شیرین یا نمک اضافه می‌کنند. پس از وَرز دادن خمیر، به آن استراحت می‌دهند تا به اصطلاح «وَر» بیاید و حجم آن زیاد شود. وَر آمدن خمیر فرآیندی برای سبک‌تر شدن نان، آسان‌تر شدن جویدن نان و هضم راحت‌تر آن است. مُخَمِر همان مایه خمیری است که از خود خمیر نان درست می‌کنند. مقداری خمیر را در کنار تنور قرار می‌دهند تا ترش شود. گاز حاصل از خمیر ترش سبب ترد شدن نان شده و همچنین به آن عطر و طعم بهتری می‌دهد. برخی از نان‌ها را که برای مراسم مذهبی تهیه می‌کنند بدون خمیر مایه است. پس از پایان یافتن این فرآیند، نان را می‌پزند.  
برای تهیه نان، آرد اَلَک کرده را با خمیر مایه (مُخَمِر) مخلوط کرده و گاهی به آن جوش شیرین یا نمک اضافه می‌کنند. پس از وَرز دادن خمیر، به آن استراحت می‌دهند تا به اصطلاح «وَر» بیاید و حجم آن زیاد شود. وَر آمدن خمیر فرآیندی برای سبک‌تر شدن نان، آسان‌تر شدن جویدن نان و هضم راحت‌تر آن است. مُخَمِر همان مایه خمیری است که از خود خمیر نان درست می‌کنند. مقداری خمیر را در کنار تنور قرار می‌دهند تا ترش شود. گاز حاصل از خمیر ترش سبب ترد شدن نان شده و همچنین به آن عطر و طعم بهتری می‌دهد. برخی از نان‌ها را که برای مراسم مذهبی تهیه می‌کنند بدون خمیر مایه است. پس از پایان یافتن این فرآیند، نان را می‌پزند.  
==انواع نان‌==
==انواع نان‌==
پخت نان در نقاط مختلف دنیا، روش‌های متفاوتی دارد. در خارج از ایران، نان «تُست» (نانی که بافتی صاف دارد و برش‌های نازک خورده است) و نان «باگت» (نانی که برای ساندویچ‌ها استفاده می‌شود) معروف‌ترین نان‌ها هستند. اما در ایران، تفاوت‌های چشمگیری در طبخ نان مشاهده می‌شود. علاوه ‌بر رواج نان‌های فانتزی که از خارج وارد شده‌اند، برخی از نان‌های معروف و معمول در گذشته مانند «لواش»، «پنجه‌کش»، «تافتان»، «سنگک» و «بربری»،<ref>بلوکباشی، در فرهنگ خود زیستن و به فرهنگ‌های دیگر نگریستن، ۱۳۸۸ش، ص۲۵۹ و ۲۶۱.</ref>  «نان خشک/ خشکه»، «نان جو» و «نان برنج» یا نان‌برنجی هنوز هم در ایران رواج دارند.<ref>بلوکباشی، در فرهنگ خود زیستن و به فرهنگ‌های دیگر نگریستن، ۱۳۸۸ش، ص۲۵۸ و ۲۵۹.</ref> مردم ایران بر اساس آداب و رسوم و نیز به‌تناسب اقلیم و جغرافیای خود، نان را طبخ می‌کنند. برای مثال در مناطق سردسیر، از چاشنی‌هایی همچون دارچین و زنجبیل در طبخ نان استفاده می‌شود که طبعی گرم دارند. در خوزستان و سایر شهرهای ایران که کشت برنج رایج است، نان برنج نیز معمول بوده و هست. نان «تَمیجون» (تَمیجان)، نان «لاکو» و  نان «خُلفه» از معروف‌ترین نان‌های برنجی مردم گیلان هستند.<ref>پاینده، فرهنگ گیل و دیلم، ۱۳۶۶ش، ص748 و 749. </ref>  نان «بلوط» نیز از نان‌هایی است که از دیرباز در میان ایلات و عشایر ایران رواج داشته که خواص دارویی و ارزش غذایی بالایی برای آن قائل هستند.<ref>بیرونی، الصیدنة، ۱۳۸۳ش، ص336 و 337. </ref>  این نان در گویش لری «کَلگ» یا «کَلج» نامیده می‌شود.<ref>بلوکباشی، «ایل بهمئی»،  1344ش، ص25 و 26.  </ref> نان «گُلاج» (غلاج)، نانی شبیه به نان بربری و از جمله نان‌های شمالی ایران است. نان «فطیر» نیز از نان‌های سنتی ایرانی است که بیش‌تر در بین مردم آذری زبان ایران رایج است. نان «توتک» که همان نان «شیرمال» است در اندازه‌ای کوچک‌تر؛ و نان «مَغزی» نیز نانی است که در آن از مغز گردو و شیر استفاده می‌شود، از انواع دیگر نان در ایران می‌باشند.
پخت نان در نقاط مختلف دنیا، روش‌های متفاوتی دارد. در خارج از ایران، نان «تُست» (نانی که بافتی صاف دارد و برش‌های نازک خورده است) و نان «باگت» (نانی که برای ساندویچ‌ها استفاده می‌شود) معروف‌ترین نان‌ها هستند. اما در ایران، تفاوت‌های چشمگیری در طبخ نان مشاهده می‌شود. علاوه ‌بر رواج نان‌های فانتزی که از خارج وارد شده‌اند، برخی از نان‌های معروف و معمول در گذشته مانند «لواش»، «پنجه‌کش»، «[[تافتان]]»، «[[سنگک]]» و «بربری»،<ref>بلوکباشی، در فرهنگ خود زیستن و به فرهنگ‌های دیگر نگریستن، ۱۳۸۸ش، ص۲۵۹ و ۲۶۱.</ref>  «نان خشک/ خشکه»، «نان جو» و «نان برنج» یا نان‌برنجی هنوز هم در ایران رواج دارند.<ref>بلوکباشی، در فرهنگ خود زیستن و به فرهنگ‌های دیگر نگریستن، ۱۳۸۸ش، ص۲۵۸ و ۲۵۹.</ref> مردم ایران بر اساس آداب و رسوم و نیز به‌تناسب اقلیم و جغرافیای خود، نان را طبخ می‌کنند. برای مثال در مناطق سردسیر، از چاشنی‌هایی همچون دارچین و زنجبیل در طبخ نان استفاده می‌شود که طبعی گرم دارند. در خوزستان و سایر شهرهای ایران که کشت برنج رایج است، نان برنج نیز معمول بوده و هست. نان «تَمیجون» (تَمیجان)، نان «لاکو» و  نان «خُلفه» از معروف‌ترین نان‌های برنجی مردم گیلان هستند.<ref>پاینده، فرهنگ گیل و دیلم، ۱۳۶۶ش، ص748 و 749. </ref>  نان «بلوط» نیز از نان‌هایی است که از دیرباز در میان ایلات و عشایر ایران رواج داشته که خواص دارویی و ارزش غذایی بالایی برای آن قائل هستند.<ref>بیرونی، الصیدنة، ۱۳۸۳ش، ص336 و 337. </ref>  این نان در گویش لری «کَلگ» یا «کَلج» نامیده می‌شود.<ref>بلوکباشی، «ایل بهمئی»،  1344ش، ص25 و 26.  </ref> نان «گُلاج» (غلاج)، نانی شبیه به نان بربری و از جمله نان‌های شمالی ایران است. نان «فطیر» نیز از نان‌های سنتی ایرانی است که بیش‌تر در بین مردم آذری زبان ایران رایج است. نان «توتک» که همان نان «شیرمال» است در اندازه‌ای کوچک‌تر؛ و نان «مَغزی» نیز نانی است که در آن از مغز گردو و شیر استفاده می‌شود، از انواع دیگر نان در ایران می‌باشند.
==جایگاه نان در ادبیات فارسی==
==جایگاه نان در ادبیات فارسی==
نقش و اهمیت والای نان در زندگی روزمره مردم، علت ورود آن به ادبیات و زبان فارسی است. نان، به‌جز خوراک پخته شده از خمیر و آرد، به‌معنای نعمت، روزی و دارایی نیز در میان مردم به‌کار می‌رود.<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=%D9%86%D8%A7%D9%86&f=moein معین، فرهنگ معین، ذیل واژه نان، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: 16 شهریور 1400.] </ref>  اصطلاحات و کنایه‌های زیادی در ادبیات ایرانی شامل واژه نان می‌باشند. «نان‌آور»: کسی که مسئول تأمین معاش خانواده است؛ «نان‌رِسان»: بخشنده و روزی رسان؛ «نان‌بُر»: کسی که راه کسب معاش و روزی مردم را می‌بندد؛ «نان‌خور»: افرادی که تحت سرپرستی یک نفر زندگی می‌کنند؛ «نان‌دار»: معاملاتی پُر سود؛ «به نان رساندن»: بهره رساندن؛ «نان بر دیوار بستن/ نان به دیوار زدن»: کار بیهوده و بی‌فایده؛ «نان به نرخ روز خوردن»: کنایه از افراد فرصت‌طلب است؛ «نان تو روغن افتادن»: برآمدن آرزو، کار و مقام؛ «نان از تنور سرد پختن»: کار عجیب و غریب کردن؛ «نان با ناخن خوردن»: نهایت خساست و فرومایگی؛ «نان به آب تَر کردن/ نان در آب زدن»: به خست زیستن؛ «نان به خون افتادن»: با سختی و خون دل امرار معاش کردن؛ «نان به قرض هم دادن»: از کسی امید تلافی حمایت داشتن؛ «نان به نان نرسانیدن»: نهایت فقر و تنگ‌دستی؛ «نان خود را آجر کردن»: باعث قطعی روزی خود شدن؛ «نان خود را حلال کردن»: سودی را در برابر تحمل رنجی بر خود مباح کردن؛ « نان در آستین خوردن»: خساست و فرومایگی؛ «نان در انبان کسی گذاشتن یا نهادن»: عذر کسی را خواستن یا کنایه از مسافرت کردن نیز می‌باشد؛ «نان را به اشتهای مردم خوردن»: با سلیقه دیگران زندگی کردن؛ «نان گفتن و جان دادن»: کنایه از تنگ‌یابی و تنگ‌سالی؛ «نیم نان»: قطعه نان/ تکه نان؛ «عاشق نان جویده است/ می‌خواهد نان را بجوند و در دهانش بگذراند»: کنایه از راحت‌طلبی و آماده‌خوری؛ «حیف نان»: کنایه از وجود بی‌خاصیت و مهمل؛ و امثالی چون «نانی بده، جانی بخر»، «نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم» و «نان امروز که داری، غم فردا چه خوری؟!»<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D9%86%D8%A7%D9%86-2 دهخدا،  فرهنگ دهخدا، ذیل واژه نان، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: 16 شهریور 1400.] </ref>  نیز از جمله اصطلاحات و کنایه‌های رایج در بین مردم امروز است.  
نقش و اهمیت والای نان در زندگی روزمره مردم، علت ورود آن به ادبیات و زبان فارسی است. نان، به‌جز خوراک پخته شده از خمیر و آرد، به‌معنای نعمت، روزی و دارایی نیز در میان مردم به‌کار می‌رود.<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=%D9%86%D8%A7%D9%86&f=moein معین، فرهنگ معین، ذیل واژه نان، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: 16 شهریور 1400.] </ref>  اصطلاحات و کنایه‌های زیادی در ادبیات ایرانی شامل واژه نان می‌باشند. «نان‌آور»: کسی که مسئول تأمین معاش خانواده است؛ «نان‌رِسان»: بخشنده و روزی رسان؛ «نان‌بُر»: کسی که راه کسب معاش و روزی مردم را می‌بندد؛ «نان‌خور»: افرادی که تحت سرپرستی یک نفر زندگی می‌کنند؛ «نان‌دار»: معاملاتی پُر سود؛ «به نان رساندن»: بهره رساندن؛ «نان بر دیوار بستن/ نان به دیوار زدن»: کار بیهوده و بی‌فایده؛ «نان به نرخ روز خوردن»: کنایه از افراد فرصت‌طلب است؛ «نان تو روغن افتادن»: برآمدن آرزو، کار و مقام؛ «نان از تنور سرد پختن»: کار عجیب و غریب کردن؛ «نان با ناخن خوردن»: نهایت خساست و فرومایگی؛ «نان به آب تَر کردن/ نان در آب زدن»: به خست زیستن؛ «نان به خون افتادن»: با سختی و خون دل امرار معاش کردن؛ «نان به قرض هم دادن»: از کسی امید تلافی حمایت داشتن؛ «نان به نان نرسانیدن»: نهایت فقر و تنگ‌دستی؛ «نان خود را آجر کردن»: باعث قطعی روزی خود شدن؛ «نان خود را حلال کردن»: سودی را در برابر تحمل رنجی بر خود مباح کردن؛ «نان در آستین خوردن»: خساست و فرومایگی؛ «نان در انبان کسی گذاشتن یا نهادن»: عذر کسی را خواستن یا کنایه از مسافرت کردن نیز می‌باشد؛ «نان را به اشتهای مردم خوردن»: با سلیقه دیگران زندگی کردن؛ «نان گفتن و جان دادن»: کنایه از تنگ‌یابی و تنگ‌سالی؛ «نیم نان»: قطعه نان/ تکه نان؛ «عاشق نان جویده است/ می‌خواهد نان را بجوند و در دهانش بگذراند»: کنایه از راحت‌طلبی و آماده‌خوری؛ «حیف نان»: کنایه از وجود بی‌خاصیت و مهمل؛ و امثالی چون «نانی بده، جانی بخر»، «نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم» و «نان امروز که داری، غم فردا چه خوری؟!»<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D9%86%D8%A7%D9%86-2 دهخدا،  فرهنگ دهخدا، ذیل واژه نان، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: 16 شهریور 1400.] </ref>  نیز از جمله اصطلاحات و کنایه‌های رایج در بین مردم امروز است.  
==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
برگرفته از «https://iranpedia.net/wiki/نان»