حانیه کلهر (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «<big>'''چغندر'''</big>؛ گیاهی از خانواده اسفناجیان با برگ‌ها و ریشه‌ی خوراکی. چغندر، گیاهی از تیره‌ی اسفناجیان با برگ‌هایی درشت و پهن است که موادغذایی در ریشه‌ی آن اندوخته می‌شود. چغندر سه نوع قند، رسمی و فرنگی دارد.<ref>[https://www.vajehyab.com/moein/چغندر معی...» ایجاد کرد
 
زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
ایجاد لینک داخلی
 
خط ۶: خط ۶:
برخی از طبیبان قدیمی، طبع چغندر را سرد و تر<ref>ابومنصور موفق هروی، الابنیة عن حقائق الادویة، ۱۳۷۱ش، ص۱۸۲.</ref>  و برخی، گرم و خشک یا گرم و تر دانسته‌اند.<ref>رازی، الحاوی، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۳۰-۳۱؛ حاجی‌زین عطار، اختیارات بدیعی، ۱۳۷۱ش، ص۲۲۸.</ref>  بهترین قسمت چغندر، برگ و ساقه‌ی آن است. چغندر برای بهبود سرفه، نرم شدن سینه،<ref>جمالی یزدی، فرخ‌نامه، ۱۳۴۶ش، ص۱۵۴.</ref>  درد مفاصل، نقرس، صرع، خلط‌های غلیظ، ورم معده و کبد مفید است.<ref>حاجی‌زین عطار، اختیارات بدیعی، ۱۳۷۱ش، ص۲۲۸.</ref>  شستن صورت با آب برگ چغندر، باعث روشنی پوست می‌شود.<ref>بحرالفوائد، ۱۳۴۵ش، ص۲۹۵.</ref>  همچنین درد دندان و آماس بدن را نیز کاهش می‌دهد.<ref>شهمردان بن ابی‌الخیر، نزهت‌نامه علایی، ۱۳۶۲ش، ص۲۳۱.</ref>  شستن سر با آن، باعث تقویت ریشه‌ی مو، دفع شوره و رشد مجدد مو می‌شود. ترکیب آب پخته‌ی برگ چغندر با عسل یا روغن بادام، داروی درد گوش است. قرار دادن پا در آب پخته‌ی برگ چغندر باعث بهبودی ترک‌های پا می‌شود.<ref>جمالی یزدی، فرخ‌نامه، ۱۳۴۶ش، ص۱۵۳-۱۵۴.</ref>  برگ چغندر در نرم نگه‌داشتن طبع، مفید است.<ref>جرجانی، ذخیره خوارزمشاهی، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۱۳۲و۱۷۰.</ref>  چغندر سیاه قابض و چغندر سفید مسهل است.<ref>کاسانی، ترجمه و تحریر صیدنه بیرونی، ۱۳۵۸ش، ج۱، ص۳۹۰.</ref>  ترکیب موم گداخته با عصاره برگ چغندر، باعث از بین رفتن ورم‌های بدن می‌شود.<ref>بیرجندی، معرفت فلاحت، ۱۳۸۷ش، ص۱۲۷.</ref>   
برخی از طبیبان قدیمی، طبع چغندر را سرد و تر<ref>ابومنصور موفق هروی، الابنیة عن حقائق الادویة، ۱۳۷۱ش، ص۱۸۲.</ref>  و برخی، گرم و خشک یا گرم و تر دانسته‌اند.<ref>رازی، الحاوی، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۳۰-۳۱؛ حاجی‌زین عطار، اختیارات بدیعی، ۱۳۷۱ش، ص۲۲۸.</ref>  بهترین قسمت چغندر، برگ و ساقه‌ی آن است. چغندر برای بهبود سرفه، نرم شدن سینه،<ref>جمالی یزدی، فرخ‌نامه، ۱۳۴۶ش، ص۱۵۴.</ref>  درد مفاصل، نقرس، صرع، خلط‌های غلیظ، ورم معده و کبد مفید است.<ref>حاجی‌زین عطار، اختیارات بدیعی، ۱۳۷۱ش، ص۲۲۸.</ref>  شستن صورت با آب برگ چغندر، باعث روشنی پوست می‌شود.<ref>بحرالفوائد، ۱۳۴۵ش، ص۲۹۵.</ref>  همچنین درد دندان و آماس بدن را نیز کاهش می‌دهد.<ref>شهمردان بن ابی‌الخیر، نزهت‌نامه علایی، ۱۳۶۲ش، ص۲۳۱.</ref>  شستن سر با آن، باعث تقویت ریشه‌ی مو، دفع شوره و رشد مجدد مو می‌شود. ترکیب آب پخته‌ی برگ چغندر با عسل یا روغن بادام، داروی درد گوش است. قرار دادن پا در آب پخته‌ی برگ چغندر باعث بهبودی ترک‌های پا می‌شود.<ref>جمالی یزدی، فرخ‌نامه، ۱۳۴۶ش، ص۱۵۳-۱۵۴.</ref>  برگ چغندر در نرم نگه‌داشتن طبع، مفید است.<ref>جرجانی، ذخیره خوارزمشاهی، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۱۳۲و۱۷۰.</ref>  چغندر سیاه قابض و چغندر سفید مسهل است.<ref>کاسانی، ترجمه و تحریر صیدنه بیرونی، ۱۳۵۸ش، ج۱، ص۳۹۰.</ref>  ترکیب موم گداخته با عصاره برگ چغندر، باعث از بین رفتن ورم‌های بدن می‌شود.<ref>بیرجندی، معرفت فلاحت، ۱۳۸۷ش، ص۱۲۷.</ref>   
==چغندر در طب مردمی==
==چغندر در طب مردمی==
اهالی خراسان برای درمان کچلی از برگ چغندر استفاده می‌کنند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم عامه مردم خراسان، ۱۳۴۶ش، ص۲۳۱-۲۳۲.</ref>  مردم اردکان از این گیاه برای بهبود کورک بهره می‌برند.<ref>طباطبایی اردکانی، فرهنگ عامه اردکان، ۱۳۸۱ش، ص۷۰۱.</ref>  در اصفهان، مردم برای دفع سنگ کیسه‌ی صفرا آب برگ چغندر را می‌خورند.<ref>جانب‌اللهی، پزشکی سنتی و عامیانه مردم ایران، ۱۳۹۰ش، ص۸۰.</ref>  برخی معتقدند که پخته‌ی چغندر (لبو) بهترین صبحانه بوده و باعث پاک‌سازی بدن و رفع کم‌خونی می‌شود. ترکیب آب چغندر خام و هویج، خاصیت ضد سرطانی دارد.<ref>خوش‌بین، گیاهان معجزه‌گر، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۱۷.</ref>   
اهالی خراسان برای درمان کچلی از برگ چغندر استفاده می‌کنند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم عامه مردم خراسان، ۱۳۴۶ش، ص۲۳۱-۲۳۲.</ref>  مردم اردکان از این گیاه برای بهبود کورک بهره می‌برند.<ref>طباطبایی اردکانی، فرهنگ عامه اردکان، ۱۳۸۱ش، ص۷۰۱.</ref>  در [[اصفهان]]، مردم برای دفع سنگ کیسه‌ی صفرا آب برگ چغندر را می‌خورند.<ref>جانب‌اللهی، پزشکی سنتی و عامیانه مردم ایران، ۱۳۹۰ش، ص۸۰.</ref>  برخی معتقدند که پخته‌ی چغندر (لبو) بهترین صبحانه بوده و باعث پاک‌سازی بدن و رفع کم‌خونی می‌شود. ترکیب آب چغندر خام و هویج، خاصیت ضد سرطانی دارد.<ref>خوش‌بین، گیاهان معجزه‌گر، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۱۷.</ref>   
==چغندر در غذای ایرانی==
==چغندر در غذای ایرانی==
در دوره‌ی صفوی از این گیاه در غذاهای ماست‌وا، آش نارنج، آش رواج، آش ترخانه و قلیه ماست استفاده می‌شد.<ref>رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، ۱۳۷۸ش، ص۳۴۹.</ref>  مردم در دوره قاجاریه، خوراک‌هایی مانند شاه‌ناز، یوز قلیه، برانی چغندر، قلیه به و قلیه حبشی را از چغندر تهیه می‌کردند.<ref>جامع الصنایع، ۱۳۸۹ش، ص۳۴و۳۸و۴۵و۴۶و۵۶و۶۱.</ref>  گیلانی‌ها در آش قلیه، خورش ترشی‌تره، تورشه‌واش و ترشی هفت‌بیجار چغندر می‌ریزند.<ref>دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۳۲۹.</ref>  کشک چغندر از خوراکی‌های سفره‌ی مردم ایل قشقایی است.<ref>مؤید محسنی، فرهنگ عامیانه سیرجان، ۱۳۸۶ش، ص۴۲۵.</ref>  مردم خراسان در نوعی آش نذری با نام «آش اوماج و کماج» از برگ چغندر استفاده می‌کنند. در فراهان اراک با دوغ کشک و لبو نوعی غذا با نام «چغندر دوغ» برای شب یلدا تهیه می‌کنند.<ref>برزآبادی فراهانی، یلدا و شب چله از آغاز تا امروز، ۱۳۹۰ش، ص۱۲۹.</ref>  آش انار، آش جو، جوبا و قلیه‌ی چغندر نیز از چغندر تهیه می‌شوند.<ref>مؤید محسنی، فرهنگ عامیانه سیرجان، ۱۳۸۶ش، ص۴۲۵.</ref>  
در دوره‌ی صفوی از این گیاه در غذاهای ماست‌وا، آش نارنج، آش رواج، آش ترخانه و قلیه ماست استفاده می‌شد.<ref>رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، ۱۳۷۸ش، ص۳۴۹.</ref>  مردم در دوره قاجاریه، خوراک‌هایی مانند شاه‌ناز، یوز قلیه، برانی چغندر، قلیه به و قلیه حبشی را از چغندر تهیه می‌کردند.<ref>جامع الصنایع، ۱۳۸۹ش، ص۳۴و۳۸و۴۵و۴۶و۵۶و۶۱.</ref>  گیلانی‌ها در آش قلیه، خورش ترشی‌تره، تورشه‌واش و ترشی هفت‌بیجار چغندر می‌ریزند.<ref>دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۳۲۹.</ref>  کشک چغندر از خوراکی‌های سفره‌ی مردم ایل قشقایی است.<ref>مؤید محسنی، فرهنگ عامیانه سیرجان، ۱۳۸۶ش، ص۴۲۵.</ref>  مردم خراسان در نوعی [[آش]] نذری با نام «آش اوماج و کماج» از برگ چغندر استفاده می‌کنند. در فراهان اراک با دوغ کشک و لبو نوعی غذا با نام «چغندر دوغ» برای شب یلدا تهیه می‌کنند.<ref>برزآبادی فراهانی، یلدا و شب چله از آغاز تا امروز، ۱۳۹۰ش، ص۱۲۹.</ref>  آش انار، آش جو، جوبا و قلیه‌ی چغندر نیز از چغندر تهیه می‌شوند.<ref>مؤید محسنی، فرهنگ عامیانه سیرجان، ۱۳۸۶ش، ص۴۲۵.</ref>  
==چغندر در ادبیات فارسی==
==چغندر در ادبیات فارسی==
کلیدواژه چغندر در کنایه‌ها و مثل‌های فارسی نیز استفاده شده است. اندک مندک، چغندر زردک (درباره‌ی فرد بی‌خاصیت استفاده می‌شود).<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۷۲ش، ص۹۷۵.</ref>  آش اصل، چغندر است (در بیان اهمیت کار). اگر او چغندر نپز است، من هم دیگ نجوشم (برای بیان استوار بودن در انجام کاری).<ref>امینی، فرهنگ عوام، ۱۳۳۹ش، ص۵۷و۵۹.</ref>  
کلیدواژه چغندر در کنایه‌ها و مثل‌های فارسی نیز استفاده شده است. اندک مندک، چغندر زردک (درباره‌ی فرد بی‌خاصیت استفاده می‌شود).<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۷۲ش، ص۹۷۵.</ref>  آش اصل، چغندر است (در بیان اهمیت کار). اگر او چغندر نپز است، من هم دیگ نجوشم (برای بیان استوار بودن در انجام کاری).<ref>امینی، فرهنگ عوام، ۱۳۳۹ش، ص۵۷و۵۹.</ref>