بدون خلاصۀ ویرایش |
علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) ←منابع: ابرابزار |
||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{درشت|'''جنسیت از منظر جامعهشناسی'''}}؛ تکالیف و رفتارهای منتسب به جنس از منظر جامعهشناسان. | {{درشت|'''جنسیت از منظر جامعهشناسی'''}}؛ تکالیف و رفتارهای منتسب به جنس از منظر جامعهشناسان. | ||
از منظر جامعهشناسی، جنسیت یک سازهٔ اجتماعی است، نه یک واقعیت ذاتی یا صرفاً زیستشناختی. در حالی که | از منظر جامعهشناسی، [[جنسیت]] یک سازهٔ اجتماعی است، نه یک واقعیت ذاتی یا صرفاً زیستشناختی. در حالی که [[جنس]] به تفاوتهای فیزیولوژیک و بیولوژیک اشاره دارد، جنسیت به مجموعه نقشها، رفتارها، انتظارات و هنجارهایی گفته میشود که [[جامعه]] بر اساس جنس افراد به آنها نسبت میدهد. این مفهوم از طریق فرآیندهای [[جامعهپذیری]] در نهادهایی مانند [[خانواده]]، [[آموزش]]، [[رسانه|رسانهها]] و [[دین]] ساخته، نهادینه و بازتولید میشود. [[جامعهشناسی جنسیت]] با رد ذاتانگاری زیستشناختی، بر ساختهشدن اجتماعی، تاریخی و فرهنگی [[مردانگی]] و [[زنانگی]] تأکید میورزد. معنای جنسیت در زمانها و مکانهای مختلف متغیر است و نظامهای قدرت در شکلدهی به آن نقش اساسی دارند. درک جنسیت بهعنوان یک سازه، امکان نقد، مقاومت و بازتعریف [[هنجارهای جنسیتی]] را فراهم میآورد و نشان میدهد که این هنجارها نه سرنوشت محتوم، بلکه محصول روابط اجتماعیاند و بنابراین قابل تغییر هستند. | ||
== مفهومشناسی جنسیت از منظر جامعهشناسی == | ==مفهومشناسی جنسیت از منظر جامعهشناسی== | ||
مفهوم [[جنسیت]] بهعنوان یک سازهٔ اجتماعی، هرچند ریشههایی در آثار جان مانی (۱۹۵۵م) و رابرت استولر (۱۹۶۸م) دارد، اما عمدتاً با کتاب انقلابی [[آن اوکلی]] با نام '''''جنس، جنسیت و جامعه''''' (۱۹۷۲م) و نظریهپردازان [[فمینیسم|فمینیست]] موج دوم مانند [[سیمون دوبوار|سیمون دو بووار]]<ref>. Lamblin, A disgraceful affair: Simone de Beauvoir, 1996, p.12.</ref> و [[کیت میلت]]<ref>. آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۳۲7-۳۲8.</ref> به مفهومی کلیدی در جامعهشناسی و [[مطالعات جنسیت]] تبدیل شد.<ref>. Tong, feminist thought a comprehensive introduction, 2014, p.50-57; Oakley, Sex, Gender and Society, 1972, p.158-159.</ref> | مفهوم [[جنسیت]] بهعنوان یک سازهٔ اجتماعی، هرچند ریشههایی در آثار جان مانی (۱۹۵۵م) و رابرت استولر (۱۹۶۸م) دارد، اما عمدتاً با کتاب انقلابی [[آن اوکلی]] با نام '''''جنس، جنسیت و جامعه''''' (۱۹۷۲م) و نظریهپردازان [[فمینیسم|فمینیست]] موج دوم مانند [[سیمون دوبوار|سیمون دو بووار]]<ref>. Lamblin, A disgraceful affair: Simone de Beauvoir, 1996, p.12.</ref> و [[کیت میلت]]<ref>. آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۳۲7-۳۲8.</ref> به مفهومی کلیدی در جامعهشناسی و [[مطالعات جنسیت]] تبدیل شد.<ref>. Tong, feminist thought a comprehensive introduction, 2014, p.50-57; Oakley, Sex, Gender and Society, 1972, p.158-159.</ref> | ||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
مفهوم جنسیت در [[ایران]] از نیمهٔ دوم دهه ۱۹۷۰م، وارد گفتمان علمی شد و بهویژه در آغاز دهه ۱۳۸۰ش، بهصورت گسترده در آثار دانشگاهی و عمومی مورد توجه قرار گرفت. در ایران، پذیرش این مفاهیم با چالشهای فرهنگی همراه بود و گفتمان جنسیت عمدتاً در حلقههای آکادمیک و روشنفکری محدود ماند. امروزه با ظهور نظریههای [[کوئیر]] و فمینیسم [[اینترسکشوال]]، درک افراد از جنسیت بهعنوان سازهای اجتماعی پیچیدهتر و چندبعدی شده است.<ref>. Sorensen, “Feminist Archaeology”, 2005, p.12.</ref> | مفهوم جنسیت در [[ایران]] از نیمهٔ دوم دهه ۱۹۷۰م، وارد گفتمان علمی شد و بهویژه در آغاز دهه ۱۳۸۰ش، بهصورت گسترده در آثار دانشگاهی و عمومی مورد توجه قرار گرفت. در ایران، پذیرش این مفاهیم با چالشهای فرهنگی همراه بود و گفتمان جنسیت عمدتاً در حلقههای آکادمیک و روشنفکری محدود ماند. امروزه با ظهور نظریههای [[کوئیر]] و فمینیسم [[اینترسکشوال]]، درک افراد از جنسیت بهعنوان سازهای اجتماعی پیچیدهتر و چندبعدی شده است.<ref>. Sorensen, “Feminist Archaeology”, 2005, p.12.</ref> | ||
=== تفاوت جنس و جنسیت === | ===تفاوت جنس و جنسیت=== | ||
جنس؛ مفهومی است که بر تفاوتهای فیزیولوژیک و آناتومیک بین زنان و مردان، مانند اندامهای تناسلی، کروموزومها (XX/XY)، هورمونهای استروژن و تستوسترون و ویژگیهای ثانویهٔ جنسی دلالت دارد.<ref>. گرت، جامعهشناسی جنسیت، ۱۳۸۵ش، ص۹.</ref> جنسیت؛ مجموعه نقشها، رفتارها، انتظارات و هنجارهایی است که [[جامعه]] به افراد بر اساس جنس آنها نسبت میدهد<ref>. احمدی، داستان شهر ممنوعه (پژوهشی جامع در باب دگرباشان در ایران)، ۱۳۹۸ش، ص۳۰.</ref> و این مفهوم با اصطلاح [[مردانگی]] و [[زنانگی]] همراه است.<ref>. گرت، جامعهشناسی جنسیت، ۱۳۸۵ش، ص۹.</ref> | جنس؛ مفهومی است که بر تفاوتهای فیزیولوژیک و آناتومیک بین زنان و مردان، مانند اندامهای تناسلی، کروموزومها (XX/XY)، هورمونهای استروژن و تستوسترون و ویژگیهای ثانویهٔ جنسی دلالت دارد.<ref>. گرت، جامعهشناسی جنسیت، ۱۳۸۵ش، ص۹.</ref> جنسیت؛ مجموعه نقشها، رفتارها، انتظارات و هنجارهایی است که [[جامعه]] به افراد بر اساس جنس آنها نسبت میدهد<ref>. احمدی، داستان شهر ممنوعه (پژوهشی جامع در باب دگرباشان در ایران)، ۱۳۹۸ش، ص۳۰.</ref> و این مفهوم با اصطلاح [[مردانگی]] و [[زنانگی]] همراه است.<ref>. گرت، جامعهشناسی جنسیت، ۱۳۸۵ش، ص۹.</ref> | ||
== نظریههای جنسیت در جامعهشناسی == | ==نظریههای جنسیت در جامعهشناسی== | ||
ادبیات [[جامعهشناسی جنسیت]] با رویکردهای متنوعی از زیستشناسی تا [[روانشناسی|روانشناسی اجتماعی]] به تحلیل [[جنس]]، [[جنسیت]]، [[تقسیم کار جنسی]] و شکلگیری جنسی زن و مرد میپردازد. گاه نظریات تلفیقی همچون زیستی-اجتماعی یا روانشناسی-اجتماعی تعامل ذهن، [[بدن]] و جامعه را بررسی میکنند. حتی گاه نظریههای تندتر و کلانتر مانند [[پدرسالاری]] و طبقات جنسی، نقدهای رادیکال به ساختارهای جنسیتی وارد میکنند.<ref>. [https://www.jwss.ir/article_12445_23d913e398d50790d36761073ad1ae1c.pdf باقری، «راهبرد نظریهپردازی در جامعهشناسی جنسیت و جامعهشناسی خانواده»، ۱۳۸۹ش، ص۲۴۴.]</ref> | ادبیات [[جامعهشناسی جنسیت]] با رویکردهای متنوعی از زیستشناسی تا [[روانشناسی|روانشناسی اجتماعی]] به تحلیل [[جنس]]، [[جنسیت]]، [[تقسیم کار جنسی]] و شکلگیری جنسی زن و مرد میپردازد. گاه نظریات تلفیقی همچون زیستی-اجتماعی یا روانشناسی-اجتماعی تعامل ذهن، [[بدن]] و جامعه را بررسی میکنند. حتی گاه نظریههای تندتر و کلانتر مانند [[پدرسالاری]] و طبقات جنسی، نقدهای رادیکال به ساختارهای جنسیتی وارد میکنند.<ref>. [https://www.jwss.ir/article_12445_23d913e398d50790d36761073ad1ae1c.pdf باقری، «راهبرد نظریهپردازی در جامعهشناسی جنسیت و جامعهشناسی خانواده»، ۱۳۸۹ش، ص۲۴۴.]</ref> | ||
=== نظریههای کلاسیک دربارهٔ جنسیت === | ===نظریههای کلاسیک دربارهٔ جنسیت=== | ||
==== فمینیسم سوسیالیستی ==== | ====فمینیسم سوسیالیستی==== | ||
از منظر فریدریش انگلس، ستم جنسیتی ریشه در ظهور مالکیت خصوصی و نظام طبقاتی دارد که زنان را به طبقه تحت ستم در [[خانواده]] تبدیل کرد. انگلس در منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت استدلال میکند که کنترل مردان بر تولیدمثل و [[کار خانگی]] زنان، پایه اقتصادی مردسالاری است.<ref>. Firestone, The Dialectic of Sex, 1970, p.47-48.</ref> از منظر این دیدگاه [[نظام مردسالار]] و [[نظام سرمایهداری]] به کمک یکدیگر زنان را [[استثمار]] میکنند.<ref>مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمینیسم، ۱۳۹۰ش، ص۳۸.</ref> این دیدگاه بیش از حد بر اقتصاد متمرکز است و سایر اشکال ستم مانند فرهنگ یا روانشناسی را نادیده میگیرد.<ref>. لنگرمن و برنتلی، نظریه فمینیستی معاصر، جورج ریتزر، نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر، ۱۳۷۴ش، ص۴۸۱.</ref> | از منظر فریدریش انگلس، ستم جنسیتی ریشه در ظهور مالکیت خصوصی و نظام طبقاتی دارد که زنان را به طبقه تحت ستم در [[خانواده]] تبدیل کرد. انگلس در منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت استدلال میکند که کنترل مردان بر تولیدمثل و [[کار خانگی]] زنان، پایه اقتصادی مردسالاری است.<ref>. Firestone, The Dialectic of Sex, 1970, p.47-48.</ref> از منظر این دیدگاه [[نظام مردسالار]] و [[نظام سرمایهداری]] به کمک یکدیگر زنان را [[استثمار]] میکنند.<ref>مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمینیسم، ۱۳۹۰ش، ص۳۸.</ref> این دیدگاه بیش از حد بر اقتصاد متمرکز است و سایر اشکال ستم مانند فرهنگ یا روانشناسی را نادیده میگیرد.<ref>. لنگرمن و برنتلی، نظریه فمینیستی معاصر، جورج ریتزر، نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر، ۱۳۷۴ش، ص۴۸۱.</ref> | ||
=== نظریههای ساختاریانتقادی دربارهٔ جنسیت === | ===نظریههای ساختاریانتقادی دربارهٔ جنسیت=== | ||
==== فمینیسم ساختاری ==== | ====فمینیسم ساختاری==== | ||
[[سیمون دو بووار|سیمون دوبووار]] در کتاب ''جنس دوم'' استدلال میکند انسان، [[زن]] زاده نمیشود، بلکه زن میشود؛ جنسیت از این منظر، یک برساخته فرهنگی است، نه یک سرنوشت زیستشناختی.<ref>. دوبووار، جنس دوم، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲1-۲6.</ref> او با تحلیل فرآیندهای [[جامعهپذیری جنسیتی از دیدگاه سیمون دوبووار|جامعهپذیری]]، نشان میدهد چگونه زنان به [[جنس دوم]] تبدیل میشوند.<ref>. دوبووار، جنس دوم، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۵۰۳.</ref> رویکرد دوبووار با وجود پیشگامی در تحلیل برساختههای اجتماعی جنسیت، بهدلیل غفلت از عوامل تقاطعی همانند نژاد/طبقه و تأکید صرف بر دوگانهٔ زن-مرد، در تبیین پیچیدگیهای معاصر جنسیت ناتوان است.<ref>. مردیها و پاکنیا، سیطره جنس، ۱۳۹۴ش، ص۱۱۵؛ [https://ensani.ir/file/download/article/1586594443-9718-40-2.pdf چاوشی و بستان نجفی، «نقد و بررسی ماهیت و جیستی زن در فمینیسم اگزیستانسیالیستی سیمون دوبووار»، ۱۳۹۸ش، ص29-31.]</ref> | [[سیمون دو بووار|سیمون دوبووار]] در کتاب ''جنس دوم'' استدلال میکند انسان، [[زن]] زاده نمیشود، بلکه زن میشود؛ جنسیت از این منظر، یک برساخته فرهنگی است، نه یک سرنوشت زیستشناختی.<ref>. دوبووار، جنس دوم، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲1-۲6.</ref> او با تحلیل فرآیندهای [[جامعهپذیری جنسیتی از دیدگاه سیمون دوبووار|جامعهپذیری]]، نشان میدهد چگونه زنان به [[جنس دوم]] تبدیل میشوند.<ref>. دوبووار، جنس دوم، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۵۰۳.</ref> رویکرد دوبووار با وجود پیشگامی در تحلیل برساختههای اجتماعی جنسیت، بهدلیل غفلت از عوامل تقاطعی همانند نژاد/طبقه و تأکید صرف بر دوگانهٔ زن-مرد، در تبیین پیچیدگیهای معاصر جنسیت ناتوان است.<ref>. مردیها و پاکنیا، سیطره جنس، ۱۳۹۴ش، ص۱۱۵؛ [https://ensani.ir/file/download/article/1586594443-9718-40-2.pdf چاوشی و بستان نجفی، «نقد و بررسی ماهیت و جیستی زن در فمینیسم اگزیستانسیالیستی سیمون دوبووار»، ۱۳۹۸ش، ص29-31.]</ref> | ||
==== ساختارمند شدن ==== | ====ساختارمند شدن==== | ||
نظریه ساختارمند شدن جنسیت با تمایز میان جنس و جنسیت آغاز میشود. آنتونی گیدنز استدلال میکند که جنسیت از طریق فرآیندهای [[جامعهپذیری]] در نهادهایی مانند [[خانواده]] و [[آموزش و پرورش|آموزش]] نهادینه میشود و به نظامی از روابط قدرت تبدیل میشود که هم ساختارهای اجتماعی را شکل میدهد و هم توسط کنشگران اجتماعی بازتولید یا به چالش کشیده میشود. این چارچوب با ترکیب تحلیل ساختاری یا کلان و عاملیت فردی یا خرد، نشان میدهد که چگونه [[هنجارهای جنسیتی]] همزمان هم محدودکننده و هم قابل تغییر هستند.<ref>. گیدنز، جامعهشناسی، ۱۳۸۷ش، ص۱۹۲.</ref> | نظریه ساختارمند شدن جنسیت با تمایز میان جنس و جنسیت آغاز میشود. آنتونی گیدنز استدلال میکند که جنسیت از طریق فرآیندهای [[جامعهپذیری]] در نهادهایی مانند [[خانواده]] و [[آموزش و پرورش|آموزش]] نهادینه میشود و به نظامی از روابط قدرت تبدیل میشود که هم ساختارهای اجتماعی را شکل میدهد و هم توسط کنشگران اجتماعی بازتولید یا به چالش کشیده میشود. این چارچوب با ترکیب تحلیل ساختاری یا کلان و عاملیت فردی یا خرد، نشان میدهد که چگونه [[هنجارهای جنسیتی]] همزمان هم محدودکننده و هم قابل تغییر هستند.<ref>. گیدنز، جامعهشناسی، ۱۳۸۷ش، ص۱۹۲.</ref> | ||
==== نظام مردسالاری ==== | ====نظام مردسالاری==== | ||
[[کیت میلت]] [[مردسالاری]] را سیستمی ساختاری و نهادینهشده میداند که سلطهٔ مردانه را از طریق شش ساختار کلیدی شامل [[خانواده]]، [[کار]]، [[دولت]]، [[خشونت]]، [[سکسوالیته]] و [[فرهنگ]] بازتولید میکند.<ref>. هام و گمبل، فرهنگ نظریههای فمنیستی، ۱۳۸۲ش، ص۴۰۷ و ۴۳۳؛ رودگر، فمینیسم: تاریخچه، نظریات، گرایشها، نقد، ۱۳۸۸ش، ص۹0-۹1.</ref> هرچند این نظریه با تمرکز انحصاری بر ساختارهای مردسالارانه، نقش عاملیت زنان و مقاومتهای تاریخی آنان در بازتعریف قدرت را نادیده میگیرد.<ref>. رودگر، فمینیسم: تاریخچه، نظریات، گرایشها، نقد، ۱۳۸۸ش، ص۹0-۹4.</ref> [[سیلویا والبی]] با تمایز بین [[مردسالاری خصوصی]] یا سلطه در حوزه خانواده و [[مردسالاری عمومی]] یا سلطه در [[نهادهای اجتماعی]]، تحول تاریخی این نظام را نشان میدهد.<ref>. آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۲.</ref> اگرچه این نظریه بهخاطر نادیده گرفتن تفاوتهای طبقاتی و نژادی میان زنان مورد نقد قرار گرفته، اما چارچوبی کلیدی برای تحلیل پدیدههایی مانند شکاف دستمزد جنسیتی و [[خشونت علیه زنان|خشونت سیستماتیک علیه زنان]] فراهم میآورد.<ref>. آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۳.</ref> این رویکرد بهویژه در مطالعات معاصر دربارهٔ اشکال جدید مردسالاری در جوامع سرمایهداری پیشرفته کاربرد گستردهای یافته است.<ref>. آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۲.</ref> | [[کیت میلت]] [[مردسالاری]] را سیستمی ساختاری و نهادینهشده میداند که سلطهٔ مردانه را از طریق شش ساختار کلیدی شامل [[خانواده]]، [[کار]]، [[دولت]]، [[خشونت]]، [[سکسوالیته]] و [[فرهنگ]] بازتولید میکند.<ref>. هام و گمبل، فرهنگ نظریههای فمنیستی، ۱۳۸۲ش، ص۴۰۷ و ۴۳۳؛ رودگر، فمینیسم: تاریخچه، نظریات، گرایشها، نقد، ۱۳۸۸ش، ص۹0-۹1.</ref> هرچند این نظریه با تمرکز انحصاری بر ساختارهای مردسالارانه، نقش عاملیت زنان و مقاومتهای تاریخی آنان در بازتعریف قدرت را نادیده میگیرد.<ref>. رودگر، فمینیسم: تاریخچه، نظریات، گرایشها، نقد، ۱۳۸۸ش، ص۹0-۹4.</ref> [[سیلویا والبی]] با تمایز بین [[مردسالاری خصوصی]] یا سلطه در حوزه خانواده و [[مردسالاری عمومی]] یا سلطه در [[نهادهای اجتماعی]]، تحول تاریخی این نظام را نشان میدهد.<ref>. آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۲.</ref> اگرچه این نظریه بهخاطر نادیده گرفتن تفاوتهای طبقاتی و نژادی میان زنان مورد نقد قرار گرفته، اما چارچوبی کلیدی برای تحلیل پدیدههایی مانند شکاف دستمزد جنسیتی و [[خشونت علیه زنان|خشونت سیستماتیک علیه زنان]] فراهم میآورد.<ref>. آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۳.</ref> این رویکرد بهویژه در مطالعات معاصر دربارهٔ اشکال جدید مردسالاری در جوامع سرمایهداری پیشرفته کاربرد گستردهای یافته است.<ref>. آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۲.</ref> | ||
==== دیدگاه آن اوکلی ==== | ====دیدگاه آن اوکلی==== | ||
نظریه [[آن اوکلی]] در [[جامعهشناسی جنسیت]] عمدتاً با دو عنوان کلیدی شناخته میشود: | نظریه [[آن اوکلی]] در [[جامعهشناسی جنسیت]] عمدتاً با دو عنوان کلیدی شناخته میشود: | ||
# '''نظریه تمایز جنس/جنسیت''': او در کتاب جنس، جنسیت و جامعه، برای اولین بار بهصورت نظاممند تفاوت بین [[جنس]] یا تفاوتهای زیستشناختی و [[جنسیت]] یا برساختههای اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی را تئوریزه کرد.<ref>. [https://xyonline.net/sites/xyonline.net/files/2019-08/Jackson%2C%20Contemporary%20Feminist%20Theories%20(1998).pdf Oakley, Sex, Gender and Society, 1972.]</ref> این چارچوب پایهای برای مطالعات فمینیستی بعدی شد.<ref>. [https://xyonline.net/sites/xyonline.net/files/2019-08/Jackson%2C%20Contemporary%20Feminist%20Theories%20(1998).pdf Jackson, Contemporary Feminist Theories, 1998, p.133.]</ref> | #'''نظریه تمایز جنس/جنسیت''': او در کتاب جنس، جنسیت و جامعه، برای اولین بار بهصورت نظاممند تفاوت بین [[جنس]] یا تفاوتهای زیستشناختی و [[جنسیت]] یا برساختههای اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی را تئوریزه کرد.<ref>. [https://xyonline.net/sites/xyonline.net/files/2019-08/Jackson%2C%20Contemporary%20Feminist%20Theories%20(1998).pdf Oakley, Sex, Gender and Society, 1972.]</ref> این چارچوب پایهای برای مطالعات فمینیستی بعدی شد.<ref>. [https://xyonline.net/sites/xyonline.net/files/2019-08/Jackson%2C%20Contemporary%20Feminist%20Theories%20(1998).pdf Jackson, Contemporary Feminist Theories, 1998, p.133.]</ref> | ||
# '''نظریه کار خانگی''': در کتاب جامعهشناسی کار خانگی، او [[کار خانگی]] زنان را بهعنوان یک نهاد مردسالارانه تحلیل کرد که بهصورت سیستماتیک بیمزد و نامرئی باقی میماند.<ref>. آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۱۲۰.</ref> این اثر از نخستین مطالعات تجربی دربارهٔ [[نظریههای تقسیم کار جنسیتی|تقسیم کار جنسیتی]] در خانواده است.<ref>. گرت، جامعهشناسی جنسیت، ۱۳۸۵ش، ص۷۵؛ بستان، اسلام و جامعهشناسی خانواده، ۱۳۸۵ش، ص۱8-۱9؛ گراگلیا، فمینیسم در آمریکا تا سال 2003، ۱۳۸۵ش، ص۶۹.</ref> | #'''نظریه کار خانگی''': در کتاب جامعهشناسی کار خانگی، او [[کار خانگی]] زنان را بهعنوان یک نهاد مردسالارانه تحلیل کرد که بهصورت سیستماتیک بیمزد و نامرئی باقی میماند.<ref>. آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۱۲۰.</ref> این اثر از نخستین مطالعات تجربی دربارهٔ [[نظریههای تقسیم کار جنسیتی|تقسیم کار جنسیتی]] در خانواده است.<ref>. گرت، جامعهشناسی جنسیت، ۱۳۸۵ش، ص۷۵؛ بستان، اسلام و جامعهشناسی خانواده، ۱۳۸۵ش، ص۱8-۱9؛ گراگلیا، فمینیسم در آمریکا تا سال 2003، ۱۳۸۵ش، ص۶۹.</ref> | ||
==== طبقات جنسی ==== | ====طبقات جنسی==== | ||
نظریه طبقات جنسی [[شولامیت فایرستون]] در کتاب ''دیالکتیک جنسیت'' با رویکردی [[فمینیسم رادیکال|رادیکال- فمینیستی]]، ستم بر زنان را نه صرفاً محصول ساختارهای اجتماعی، بلکه نتیجهٔ زیستشناسی تولیدمثلی میداند.<ref>. Jaggar, Human Biology in Feminist Theory in Knowing Woman, 1994, p.81.</ref> فایرستون استدلال میکند که تفاوتهای بیولوژیک مانند [[بارداری]] و [[زایمان]]، پایهٔ مادی برای شکلگیری نخستین سلسله مراتب طبقاتی؛ مردان بهمثابه طبقه مسلط و زنان بهمثابه طبقه تحت ستم فراهم کرده است.<ref>. Firestone, The Dialectic of Sex, 1970, p.18-23.</ref> او با تأکید بر اینکه طبیعت خود یک ساختار فرهنگی است،<ref>. Hekman, Gender and Knowledge, 1992, p.137.</ref> خواستار انقلابی فناورانه برای رهایی از تعیینکنندگی زیستشناسی شد.<ref>. فرنچ، جنگ علیه زنان، ۱۳۷۳ش، ص۳۳1-۳۳2.</ref> | نظریه طبقات جنسی [[شولامیت فایرستون]] در کتاب ''دیالکتیک جنسیت'' با رویکردی [[فمینیسم رادیکال|رادیکال- فمینیستی]]، ستم بر زنان را نه صرفاً محصول ساختارهای اجتماعی، بلکه نتیجهٔ زیستشناسی تولیدمثلی میداند.<ref>. Jaggar, Human Biology in Feminist Theory in Knowing Woman, 1994, p.81.</ref> فایرستون استدلال میکند که تفاوتهای بیولوژیک مانند [[بارداری]] و [[زایمان]]، پایهٔ مادی برای شکلگیری نخستین سلسله مراتب طبقاتی؛ مردان بهمثابه طبقه مسلط و زنان بهمثابه طبقه تحت ستم فراهم کرده است.<ref>. Firestone, The Dialectic of Sex, 1970, p.18-23.</ref> او با تأکید بر اینکه طبیعت خود یک ساختار فرهنگی است،<ref>. Hekman, Gender and Knowledge, 1992, p.137.</ref> خواستار انقلابی فناورانه برای رهایی از تعیینکنندگی زیستشناسی شد.<ref>. فرنچ، جنگ علیه زنان، ۱۳۷۳ش، ص۳۳1-۳۳2.</ref> | ||
==== تقاطعگرایی ==== | ====تقاطعگرایی==== | ||
نظریه تقاطعگرایی از [[کیمبرلی ویلیامز کرنشاو]]، نشان میدهد چگونه نظامهای ستم مانند [[نژادپرستی]]، [[جنسیتگرایی]] و طبقهگرایی بهصورت درهمتنیده و متقاطع عمل میکنند و تجربیات منحصربهفردی برای افراد ایجاد میکنند.<ref>. [https://chicagounbound.uchicago.edu/cgi/viewcontent.cgi?article=1052&context=uclf Crenshaw, “Demarginalizing the intersection of race and sex: A black feminist critique of antidiscrimination doctrine, feminist theory and antiracist politics”, 1989, p.139.]</ref> این نظریه با مطالعه شرایط زنان سیاهپوست در نظام حقوقی آمریکا اثبات کرد که تبعیضها را نمیتوان صرفاً بر اساس یک محور هویتی مثل جنسیت یا نژاد، تحلیل کرد، بلکه باید تعامل پیچیدهٔ این هویتها را در بافتهای اجتماعی بررسی کرد.<ref>. [https://blogs.law.columbia.edu/critique1313/files/2020/02/1229039.pdf Crenshaw, “Mapping the margins: Intersectionality, identity politics, and violence against women of color”, 1991, p.1259-1263 and p. 1297.]</ref> تقاطعگرایی امروزه نشان میدهد چگونه ساختارهای قدرت، هویتهای چندگانه را همزمان تحتتأثیر قرار میدهند.<ref>. [https://blogs.law.columbia.edu/critique1313/files/2020/02/1229039.pdf Crenshaw, “Mapping the margins: Intersectionality, identity politics, and violence against women of color”, 1991, p.1297-1299.]</ref> | نظریه تقاطعگرایی از [[کیمبرلی ویلیامز کرنشاو]]، نشان میدهد چگونه نظامهای ستم مانند [[نژادپرستی]]، [[جنسیتگرایی]] و طبقهگرایی بهصورت درهمتنیده و متقاطع عمل میکنند و تجربیات منحصربهفردی برای افراد ایجاد میکنند.<ref>. [https://chicagounbound.uchicago.edu/cgi/viewcontent.cgi?article=1052&context=uclf Crenshaw, “Demarginalizing the intersection of race and sex: A black feminist critique of antidiscrimination doctrine, feminist theory and antiracist politics”, 1989, p.139.]</ref> این نظریه با مطالعه شرایط زنان سیاهپوست در نظام حقوقی آمریکا اثبات کرد که تبعیضها را نمیتوان صرفاً بر اساس یک محور هویتی مثل جنسیت یا نژاد، تحلیل کرد، بلکه باید تعامل پیچیدهٔ این هویتها را در بافتهای اجتماعی بررسی کرد.<ref>. [https://blogs.law.columbia.edu/critique1313/files/2020/02/1229039.pdf Crenshaw, “Mapping the margins: Intersectionality, identity politics, and violence against women of color”, 1991, p.1259-1263 and p. 1297.]</ref> تقاطعگرایی امروزه نشان میدهد چگونه ساختارهای قدرت، هویتهای چندگانه را همزمان تحتتأثیر قرار میدهند.<ref>. [https://blogs.law.columbia.edu/critique1313/files/2020/02/1229039.pdf Crenshaw, “Mapping the margins: Intersectionality, identity politics, and violence against women of color”, 1991, p.1297-1299.]</ref> | ||
=== نظریههای مدرن دربارهٔ جنسیت === | ===نظریههای مدرن دربارهٔ جنسیت=== | ||
==== کارکردگرایی ساختاری ==== | ====کارکردگرایی ساختاری==== | ||
از منظر تالکوت پارسونز، جنسیت بهعنوان بخشی از نظام کارکردی جامعه تحلیل میشود که در آن مردان نقش ابزاری یا ارتباط با دنیای خارج و [[معیشت]] و زنان نقش ابرازی یا حفظ انسجام عاطفی و تربیت فرزندان را ایفا میکنند.<ref>کرایب، نظریههای اجتماعی مدرن از پارسونز تا هابرماس، ۱۳۸۱ش، ص۶۷.</ref> این تقسیمبندی به ثبات اجتماعی کمک میکند.<ref>. Parsons, The Social System, 1951, p.151-158; Harvey and MacDonald, Doing Sociology, 1993, p.197; Sabini, Social Psychology, 1995, p.519.</ref> این دیدگاه [[کلیشههای جنسیتی]] را طبیعی جلوه میدهد و نابرابریهای ساختاری را نادیده میگیرد.<ref>. میشل، جامعهشناسی خانواده و ازدواج، ۱۳۵۴ش، ص۱۲۲ و ۱۲۷.</ref> | از منظر تالکوت پارسونز، جنسیت بهعنوان بخشی از نظام کارکردی جامعه تحلیل میشود که در آن مردان نقش ابزاری یا ارتباط با دنیای خارج و [[معیشت]] و زنان نقش ابرازی یا حفظ انسجام عاطفی و تربیت فرزندان را ایفا میکنند.<ref>کرایب، نظریههای اجتماعی مدرن از پارسونز تا هابرماس، ۱۳۸۱ش، ص۶۷.</ref> این تقسیمبندی به ثبات اجتماعی کمک میکند.<ref>. Parsons, The Social System, 1951, p.151-158; Harvey and MacDonald, Doing Sociology, 1993, p.197; Sabini, Social Psychology, 1995, p.519.</ref> این دیدگاه [[کلیشههای جنسیتی]] را طبیعی جلوه میدهد و نابرابریهای ساختاری را نادیده میگیرد.<ref>. میشل، جامعهشناسی خانواده و ازدواج، ۱۳۵۴ش، ص۱۲۲ و ۱۲۷.</ref> | ||
==== کنش متقابل نمادین ==== | ====کنش متقابل نمادین==== | ||
از منظر اروینگ گافمن، جنسیت در رسانهها و تبلیغات بهصورت دیداری و اجرایی برساخته میشود. وی با مفهوم [[نمایش جنسیت]] در چارچوب نظریه نمایشی خود نشان میدهد که جنسیت در تعاملات اجتماعی از طریق رفتارهای نمادین، ژستها و صحنهآراییهای هدفمند به نمایش گذاشته میشود.<ref>ریتزر، نظریههای جامعهشناسی در دوران معاصر، ۱۳۷۴ش، ص۹۴–۹۳.</ref> گافمن با مفهوم مدیریت تأثر نشان میدهد که چگونه افراد بهطور مستمر در حال تنظیم و اصلاح این نمایش جنسیتی هستند. هرچند این نظریه به درک از ساختهشدن جنسیت در سطح خرد کمک میکند، اما بهدلیل عدم توجه کافی به ساختارهای کلان قدرت، مورد نقد قرار گرفته است.<ref>. [https://images.hamshahrionline.ir/hamnews/1385/850507/world/idea.htm سلطانی، «لطیف، لوده، عروسک؛ بررسی نظریه اروین گافمن درباره نمایش جنسیت در تبلیغات»، ۱۳۸۵ش، شماره 4046، ص۱۱.]</ref> | از منظر اروینگ گافمن، جنسیت در رسانهها و تبلیغات بهصورت دیداری و اجرایی برساخته میشود. وی با مفهوم [[نمایش جنسیت]] در چارچوب نظریه نمایشی خود نشان میدهد که جنسیت در تعاملات اجتماعی از طریق رفتارهای نمادین، ژستها و صحنهآراییهای هدفمند به نمایش گذاشته میشود.<ref>ریتزر، نظریههای جامعهشناسی در دوران معاصر، ۱۳۷۴ش، ص۹۴–۹۳.</ref> گافمن با مفهوم مدیریت تأثر نشان میدهد که چگونه افراد بهطور مستمر در حال تنظیم و اصلاح این نمایش جنسیتی هستند. هرچند این نظریه به درک از ساختهشدن جنسیت در سطح خرد کمک میکند، اما بهدلیل عدم توجه کافی به ساختارهای کلان قدرت، مورد نقد قرار گرفته است.<ref>. [https://images.hamshahrionline.ir/hamnews/1385/850507/world/idea.htm سلطانی، «لطیف، لوده، عروسک؛ بررسی نظریه اروین گافمن درباره نمایش جنسیت در تبلیغات»، ۱۳۸۵ش، شماره 4046، ص۱۱.]</ref> | ||
==== برساخت فرهنگی جنسیت ==== | ====برساخت فرهنگی جنسیت==== | ||
برساخت فرهنگی جنسیت، از نظر تأثیر و پیامد، یک نظریه انتقادی قدرتمند علیه ذاتانگاری جنسیتی است و از نظر محتوای نظری یکی از پایههای اساسی نظریه مدرن بهشمار میرود.<ref>ریتزر، نظریههای جامعهشناسی در دوران معاصر، ۱۳۷۴ش، ص۲۷۴.</ref> [[مارگارت مید]] با مطالعه تطبیقی سه جامعه بومی نشان داد که ویژگیهای روانشناختی و رفتاریِ مرتبط با [[جنسیت]]، برخلاف انگارههای ذاتگرایانه، محصول فرآیندهای [[جامعهپذیری]] و الگوهای فرهنگی هستند. یافتههای مید آشکار ساخت که مفاهیم [[مردانگی]] و [[زنانگی]] در فرهنگهای مختلف به شکلهای متنوع و گاه متضادی بروز میکنند مثل جوامعی که زنان، پرخاشگر و مردان احساساتی بودند و مؤید آن است که جنسیت یک برساخته فرهنگی است نه یک واقعیت زیستشناختی.<ref>. هام و گمبل، فرهنگ نظریههای فمنیستی، ۱۳۸۲ش، ص۱۸۱.</ref> | برساخت فرهنگی جنسیت، از نظر تأثیر و پیامد، یک نظریه انتقادی قدرتمند علیه ذاتانگاری جنسیتی است و از نظر محتوای نظری یکی از پایههای اساسی نظریه مدرن بهشمار میرود.<ref>ریتزر، نظریههای جامعهشناسی در دوران معاصر، ۱۳۷۴ش، ص۲۷۴.</ref> [[مارگارت مید]] با مطالعه تطبیقی سه جامعه بومی نشان داد که ویژگیهای روانشناختی و رفتاریِ مرتبط با [[جنسیت]]، برخلاف انگارههای ذاتگرایانه، محصول فرآیندهای [[جامعهپذیری]] و الگوهای فرهنگی هستند. یافتههای مید آشکار ساخت که مفاهیم [[مردانگی]] و [[زنانگی]] در فرهنگهای مختلف به شکلهای متنوع و گاه متضادی بروز میکنند مثل جوامعی که زنان، پرخاشگر و مردان احساساتی بودند و مؤید آن است که جنسیت یک برساخته فرهنگی است نه یک واقعیت زیستشناختی.<ref>. هام و گمبل، فرهنگ نظریههای فمنیستی، ۱۳۸۲ش، ص۱۸۱.</ref> | ||
=== نظریههای پساساختارگرا و پسامدرن دربارهٔ جنسیت === | ===نظریههای پساساختارگرا و پسامدرن دربارهٔ جنسیت=== | ||
==== اجرایی بودن جنسیت ==== | ====اجرایی بودن جنسیت==== | ||
[[جودیت باتلر]] در کتاب ''آشوب جنسیتی'' با معرفی مفهوم [[اجرای جنسیت]] استدلال میکند که جنسیت نه یک هویت ذاتی، بلکه نتیجه تکرار عملکردهای نهادینهشده اجتماعی است.<ref>. [https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1002/9781118663219.wbegss220#:~:text=Gender%20performance%20is%20the%20idea,American%20poststructuralist%20philosopher%20Judith%20Butler. Butler, Gender as performance, 1996, p.112.]</ref> بهعقیدهٔ او، جنسیت از طریق کنشهای گفتمانی و رفتاری مانند [[پوشش]]، حرکات بدن و زبان ساخته و بازتولید میشود و ماهیتی سیال و غیرثابت دارد.<ref>. [https://monoskop.org/images/d/df/Butler_Judith_Bodies_That_Matter_On_the_Discursive_Limits_of_Sex_1993.pdf Butler, Bodies that matter: On the discursive limits of 'sex', 1993, p.95.]</ref> این نظریه پایهای برای مطالعات کوئیر و نقد ساختارهای دوتایی جنسیت شد.<ref>. [https://lauragonzalez.com/TC/BUTLER_gender_trouble.pdf Butler, Gender trouble: Feminism and the subversion of identity, 1990, p.33.]</ref> | [[جودیت باتلر]] در کتاب ''آشوب جنسیتی'' با معرفی مفهوم [[اجرای جنسیت]] استدلال میکند که جنسیت نه یک هویت ذاتی، بلکه نتیجه تکرار عملکردهای نهادینهشده اجتماعی است.<ref>. [https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1002/9781118663219.wbegss220#:~:text=Gender%20performance%20is%20the%20idea,American%20poststructuralist%20philosopher%20Judith%20Butler. Butler, Gender as performance, 1996, p.112.]</ref> بهعقیدهٔ او، جنسیت از طریق کنشهای گفتمانی و رفتاری مانند [[پوشش]]، حرکات بدن و زبان ساخته و بازتولید میشود و ماهیتی سیال و غیرثابت دارد.<ref>. [https://monoskop.org/images/d/df/Butler_Judith_Bodies_That_Matter_On_the_Discursive_Limits_of_Sex_1993.pdf Butler, Bodies that matter: On the discursive limits of 'sex', 1993, p.95.]</ref> این نظریه پایهای برای مطالعات کوئیر و نقد ساختارهای دوتایی جنسیت شد.<ref>. [https://lauragonzalez.com/TC/BUTLER_gender_trouble.pdf Butler, Gender trouble: Feminism and the subversion of identity, 1990, p.33.]</ref> | ||
==== گفتمان قدرت ==== | ====گفتمان قدرت==== | ||
میشل فوکو در ''تاریخ جنسیت'' استدلال میکند که [[جنسیت]] و [[سکسوالیته]] برساختههای گفتمانی قدرت هستند، نه اموری طبیعی.<ref>. برنز، میشل فوکو، ۱۳۸۱ش، ص۱۱4-۱۱7؛ ضمیران، میشل فوکو: دانش و قدرت، ۱۳۷۸ش، ص۱۶4-۱۶6.</ref> او نشان میدهد نهادهای پزشکی، حقوقی و مذهبی از قرن ۱۸ میلادی با طبقهبندی بدنها و تمایلات، هویتهای جنسیتی طبیعی و غیرطبیعی را ساختند.<ref>. ضمیران، میشل فوکو: دانش و قدرت، ۱۳۷۸ش، ص۱۶5-۱۶6.</ref> فوکو قدرت را نه صرفاً سرکوبگر، بلکه مولد دانش و [[هویت]] میداند.<ref>. رابینو و دریفوس، میشل فوکو (فراسوی ساختگرایی و هرمنوتیک)، ۱۳۸۹ش، ص۲۹۳.</ref> این نظریه پایهای برای نقد هنجارهای جنسیتی و مطالعات [[کوئیر]] شد.<ref>. [https://mph.ui.ac.ir/article_25294_982be42e43bb3ddd5c1ca181bef232fa.pdf اصغری و کریمی، «ساختگشایی و هستیزدایی از سوژه و هویت جنسیتی: دوبوار و باتلر»، ۱۳۹۹ش، ص۱۳۴.]</ref> | میشل فوکو در ''تاریخ جنسیت'' استدلال میکند که [[جنسیت]] و [[سکسوالیته]] برساختههای گفتمانی قدرت هستند، نه اموری طبیعی.<ref>. برنز، میشل فوکو، ۱۳۸۱ش، ص۱۱4-۱۱7؛ ضمیران، میشل فوکو: دانش و قدرت، ۱۳۷۸ش، ص۱۶4-۱۶6.</ref> او نشان میدهد نهادهای پزشکی، حقوقی و مذهبی از قرن ۱۸ میلادی با طبقهبندی بدنها و تمایلات، هویتهای جنسیتی طبیعی و غیرطبیعی را ساختند.<ref>. ضمیران، میشل فوکو: دانش و قدرت، ۱۳۷۸ش، ص۱۶5-۱۶6.</ref> فوکو قدرت را نه صرفاً سرکوبگر، بلکه مولد دانش و [[هویت]] میداند.<ref>. رابینو و دریفوس، میشل فوکو (فراسوی ساختگرایی و هرمنوتیک)، ۱۳۸۹ش، ص۲۹۳.</ref> این نظریه پایهای برای نقد هنجارهای جنسیتی و مطالعات [[کوئیر]] شد.<ref>. [https://mph.ui.ac.ir/article_25294_982be42e43bb3ddd5c1ca181bef232fa.pdf اصغری و کریمی، «ساختگشایی و هستیزدایی از سوژه و هویت جنسیتی: دوبوار و باتلر»، ۱۳۹۹ش، ص۱۳۴.]</ref> | ||
== پانویس == | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
| خط ۱۰۴: | خط ۱۰۴: | ||
{{پایان چپچین}} | {{پایان چپچین}} | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
{{جامعهشناسی}} | |||
{{جنسیت}} | |||