حسین صبوری (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات مفهوم | |||
| تصویر =آهو۳.jpg | |||
| زیرنویس تصویر =دو آهوی زیبا در پارک ملی گلستان در سال ۱۴۰۲ش | |||
| image_alt =دو آهوی زیبا در پارک ملی گلستان | |||
| فایل پادکست =آهو.ogg | |||
| حجم فایلپادکست =11 | |||
| تاریخ پادکست =20-2-1405 | |||
| زیرنویس عنوان = | |||
| عنوان اصلی = | |||
| عنوان انگلیسی = | |||
| عنوان عربی = | |||
| عنوان علمی = | |||
| شاخه علمی = | |||
| نوع مفهوم = | |||
| معنای اصطلاحی = | |||
| حوزه کاربرد = | |||
| گستره جغرافیایی = | |||
| منشأ تاریخی = | |||
| نخستین کاربرد = | |||
| ریشه واژه = | |||
| مرتبط با = | |||
| اهمیت = | |||
| مبدع = | |||
| مروج = | |||
| مقدس برای = | |||
| مورد احترام = | |||
| آثار مرتبط = | |||
}} | |||
{{درشت|'''آهو'''}}؛ حیوانی زیبا از گروه پستانداران و نشخوارکنندگان. | {{درشت|'''آهو'''}}؛ حیوانی زیبا از گروه پستانداران و نشخوارکنندگان. | ||
آهو در فرهنگ ایرانی نماد | آهو در [[فرهنگ ایرانی]] نماد [[زیبایی]]، [[زنانگی]] و [[معصومیت]] است که بهویژه نوع مُشکین آن یعنی آهوی ختایی اهمیت بالایی دارد. این حیوان، حضوری پررنگ در [[ادبیات عرفانی]] و کلاسیک، [[افسانه|افسانهها]] مانند داستان [[ضامن آهو]] و [[باورهای مردمی]] داشته است. علاوه بر جایگاه فرهنگی، از گذشتههای دور، گوشت آهو در نظام غذایی و اعضای بدن آن در طب سنتی، کاربرد درمانی داشته است. | ||
== معرفی آهو == | == معرفی آهو == | ||
آهو که با نامهای غزال، غزاله، مارال، ظبی، ظبیه (آهوی ماده)، ابوالسفاح و فائر نیز شناخته میشود،<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/آهو-2 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه آهو.]</ref> جانوری از خانواده تهیشاخان است که انواع مختلفی از آن در جهان وجود دارد. این حیوان، از راستهٔ شکافتهسُمها است و معمولاً، دوندهای سریع و چابک بهحساب میآید که دست و پایی دراز و باریک و چشمانی زیبا دارد.<ref>[https://www.vajehyab.com/moein/آهو-3 معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه آهو.]</ref> آهو، همواره، بهدلیل داشتن ویژگیهای ظاهری، مورد توجه انسانها بوده و بهعنوان نمادی زنانه شناخته میشود. بههمین دلیل، در ادبیات مکتوب و [[ادبیات شفاهی|شفاهی]] [[ایران]]، ارتباط نزدیکی میان آهو و [[زن|زنان]] وجود دارد.<ref>شوالیه، فرهنگ نمادها، ۱۳۸۵ش، ص۳۱۲.</ref> | |||
== انواع آهو == | == انواع آهو == | ||
[[پرونده:آهو۴.jpg|جایگزین=تصویری از آهوی مشکین|بندانگشتی|تصویری از آهوی مشکین]] | [[پرونده:آهو۴.jpg|جایگزین=تصویری از آهوی مشکین|بندانگشتی|تصویری از آهوی مشکین]] | ||
در نقاط مختلف جهان، دو نوع آهو وجود دارد: | در نقاط مختلف جهان، دو نوع آهو وجود دارد: | ||
* آهوی سفید | |||
* آهوی ختایی (مُشکین) | |||
آهوی ختایی، رنگی قهوهای و دو دندان بلند دارد که از دهان او بیرون زده است. این نوع از آهوان، میان ناف و آلت تناسلی خود، کیسهای با دو سوراخ دارند که نوعی ماده خوشبو بهنام مُشک، در آن ترشح و جمع میشود. این | آهوی ختایی، رنگی قهوهای و دو دندان بلند دارد که از دهان او بیرون زده است. این نوع از آهوان، میان ناف و آلت تناسلی خود، کیسهای با دو سوراخ دارند که نوعی ماده خوشبو بهنام مُشک، در آن ترشح و جمع میشود. این ماده، زمانیکه کل کیسه را فرا بگیرد، از سوراخهای آن، نشت کرده و پخش میشود. بههمین دلیل، شکار آهوی ختایی، از دیرباز، میان مردم جهان مرسوم بوده است. علاوهبر مُشک، پوست و گوشت این نوع از آهوان نیز مورد استفاده قرار میگیرد.<ref>بهرامی، فرهنگ روستایی، ۱۳۱۷ش، ص۱۰۰؛ شمیسا، فرهنگ اشارات ادبیات فارسی، ۱۳۷۷ش، ص۶۹.</ref> | ||
== زیستگاه آهو == | == زیستگاه آهو == | ||
انواع مختلفی از آهوان | انواع مختلفی از آهوان در مناطق گرمسیری ایران حضور دارند. گونهای از این حیوان بهنام جیبیر، در دامنههای کوهستانی در اطراف [[گرمسار]]، دشتهای [[بیرجند]] و [[آشتیان]] زندگی میکنند. جیبیرها، از نمونههای کمیاب و ازجمله حیوانات وحشی در ایران بهحساب میآیند.<ref>اسدی، نگاهی به گرمسار سرزمین خورشید درخشان، ۱۳۷۸ش، ص۷۴؛ بهنیا، بیرجند نگین کویر، ۱۳۸۰ش، ص۱۲۳؛ نجفی آشتیانی، نیمنگاهی به آشتیان، ۱۳۸۵ش، ص۲۶.</ref> | ||
== شکار آهو == | == شکار آهو == | ||
طبقه مرفه و حاکم در ایران، از دیرباز بهمنظور [[تفریح]] و خوردن گوشت، به شکار آهو میپرداختند. این موضوع، در سفرنامههای | طبقه مرفه و حاکم در ایران، از دیرباز بهمنظور [[تفریح]] و خوردن گوشت، به [[شکار آهو]] میپرداختند. این موضوع، در [[سفرنامه|سفرنامههای]] مسافران خارجی نیز بارها ثبت شده است. برای مثال، [[ژان باتیست تاورنیه|تاورنیه]]، در [[دوره صفویان]]، به شیوههای مختلف شکار آهو در ایران اشاره کرده است. در آن زمان، ایرانیان، از پرندگان بزرگ شکاری یا [[یوزپلنگ]] تربیتشده، برای شکار آهو کمک میگرفتند. در واقع، این نوع پرندگان آموزشدیده، به آزار شکار مورد نظر پرداخته و سرعت او را هنگام فرار کاهش میدادند، در نتیجه، شکارچی میتوانست بهراحتی، حیوان را شکار کند.<ref>تاورنیه، سفرنامه، ۱۳۸۳ش، ص۳۳–۳۵؛ الئاریوس، سفرنامه، بیتا، ص۲۱۳–۲۱۵.</ref> [[ژان شاردن|شاردن]]، به فراوانی آهوان در منطقه [[آذربایجان]] اشاره کرده است.<ref>شاردن، سیاحتنامه، ۱۳۴۲ش، ص۱۱۸؛ بنتان، سفرنامه، ۱۳۵۴ش، ص۹۵؛ پولاک، سفرنامه، ۱۳۶۱ش، ص۱۲۸–۱۳۳.</ref> | ||
== آهو در ادبیات ایران == | == آهو در ادبیات ایران == | ||
در امثال و حِکم ایرانیان، [[ادبیات داستانی عامیانه|داستانهای عامیانه]]، [[افسانه]]ها و نیز [[ترانه]]ها، همواره از آهو و | در امثال و حِکم ایرانیان، [[ادبیات داستانی عامیانه|داستانهای عامیانه]]، [[افسانه]]ها و نیز [[ترانه]]ها، همواره از آهو و ویژگیهای منتسب به آن، ازجمله [[زیبایی]] ظاهری، خوشبویی (آهوی نر منطقه ختن) و معصومیت آن، یاد شده است.<ref>[https://gheseheshgh.eramblog.com/post/7oH/آهو-مظهر-عشق-و-زیبایی «آهو مظهر عشق و زیبایی»، وبسایت ارم بلاگ.]</ref> | ||
=== آهو در اشعار فارسی === | === آهو در اشعار فارسی === | ||
| خط ۳۰: | خط ۶۲: | ||
=== آهو در ادبیات عرفانی === | === آهو در ادبیات عرفانی === | ||
در ادبیات عرفانی نیز، | در ادبیات عرفانی نیز، آهو بهصورتی نمادین به کار گرفته شده است. آهو، معمولاً نماد عارفی عاشق، پاک و بیگناه است که به دست تقدیر، در دام این دنیا، گرفتار شده است. برای مثال، [[مولانا|مولوی]] در [[مثنوی معنوی]] حکایتی دارد که در آن، بچه آهویی در طویلهٔ خران گرفتار شده است.<ref>مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۶۳ش، دفتر پنجم، ص۵۴ و ۵۹؛ شعبانی، شاخهٔ مرجان، ۱۳۸۶ش، ص۵۹–۶۴؛ تاجدینی، فرهنگ نمادها و نشانهها در اندیشهٔ مولانا، ۱۳۸۳ش، ص۶۴–۶۷.</ref> | ||
=== آهو در افسانههای ایرانی === | === آهو در افسانههای ایرانی === | ||
[[پرونده:آهو۱.jpg|جایگزین=تابلوی ضامن آهوی محمود فرشچیان|بندانگشتی|تابلوی ضامن آهوی محمود فرشچیان]] | [[پرونده:آهو۱.jpg|جایگزین=تابلوی ضامن آهوی محمود فرشچیان|بندانگشتی|تابلوی ضامن آهوی محمود فرشچیان]] | ||
آهو، در افسانههای ایرانی، بهعنوان صیدی زیبا و شکاری جذاب برای شکارچیان معرفی شده است. آهوان، در این نوع از افسانهها، همواره به | آهو، در افسانههای ایرانی، بهعنوان صیدی زیبا و شکاری جذاب برای شکارچیان معرفی شده است. آهوان، در این نوع از افسانهها، همواره به [[پری]]، ماهدخت یا موجوداتی خیالی تبدیل میشوند که قهرمان قصه را به ماجرا و حوادثی شگرف هدایت میکردند. در افسانهای، دختر پادشاه با توسل به [[جادو]]، خود را به آهویی تبدیل کرده و قهرمان داستان را به قصر پادشاه کشانده و او را به کشتن میدهد.<ref>درویشیان، فرهنگ افسانههای مردم ایران، ج7، ۱۳۸۱ش، ص509-513.</ref> در برخی دیگر از افسانهها، خوردن گوشت آهو یا مغز آن را تنها راه علاج قهرمان قصه معرفی کردهاند.<ref>درویشیان، فرهنگ افسانههای مردم ایران، ج7، ۱۳۸۱ش، ص113-117.</ref> در گروهی دیگر از افسانهها، آهو نماد یک زن اغواگر و فریبنده است که در نهایت منجر به سستشدن [[ایمان]] قهرمان داستان میشود.<ref>مجمل التواریخ و القصص، ۱۳۱۸ش، ص۱۱۰–۱۱۲.</ref> | ||
آهوان، در برخی افسانهها نیز، نماد حیوانی معصوم در دام صیاد بودهاند، مانند داستان معروف پیامبر و ضمانت آهو، که در آن پیامبر، ضامن آهویی شده که از [[حضرت محمد|پیامبر]] میخواهد او را نجات داده تا به فرزند خود [[شیر]] دهد و سپس بازگردد و پیامبر، او را از دست صیاد نجات میدهد. در باور شیعیان نیز، [[امام رضا]] به ضامن | آهوان، در برخی افسانهها نیز، نماد حیوانی معصوم در دام صیاد بودهاند، مانند داستان معروف پیامبر و ضمانت آهو، که در آن پیامبر، ضامن آهویی شده که از [[حضرت محمد|پیامبر]] میخواهد او را نجات داده تا به فرزند خود [[شیر]] دهد و سپس بازگردد و پیامبر، او را از دست صیاد نجات میدهد. در باور [[شیعیان]] نیز، [[امام رضا]] به [[ضامن آهو]]، معروف است که این باور، برگرفته از داستانی حقیقی در منطقه میان [[سمنان]] و [[دامغان]] است.<ref>بحرالفوائد، ۱۳۴۵ش، ص۳۸۰؛ عوفی، جوامع الحکایات، ۱۳۳۵ش، ص۲۱۰؛ کاشفی، روضة الشهداء، ۱۳۳۴ش، ص۱۳۶–۱۳۷؛ علوی عاملی، قواعد السلاطین، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۵؛ هبلهرودی، جامع التمثیل، ۱۳۷۷ق، ص۲۸۵–۲۸۶.</ref> | ||
=== آهو در ترانه ایرانیان === | === آهو در ترانه ایرانیان === | ||
| خط ۴۲: | خط ۷۴: | ||
{{شعر جدید|متن=به قربون دو چشمان غزالت \\ندیده آفتاب ماه جمالت}} | {{شعر جدید|متن=به قربون دو چشمان غزالت \\ندیده آفتاب ماه جمالت}} | ||
مردم فارس نیز، از آهو در ترانههای خود استفاده کردهاند، مانند:<ref>همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۷۱ش، ص۶۷ و ۲۵۵ و ۳۲۲؛ فقیری، سیری در ترانههای محلی، ۱۳۸۵ش، ص۱۴۸ و ۱۵۰؛ ورجاوند، سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین، ۱۳۷۷ش، ص۹۴۲.</ref> | مردم [[استان فارس|فارس]] نیز، از آهو در ترانههای خود استفاده کردهاند، مانند:<ref>همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۷۱ش، ص۶۷ و ۲۵۵ و ۳۲۲؛ فقیری، سیری در ترانههای محلی، ۱۳۸۵ش، ص۱۴۸ و ۱۵۰؛ ورجاوند، سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین، ۱۳۷۷ش، ص۹۴۲.</ref> | ||
{{شعر جدید|متن=چو آهو میشوم در کوه و دره \\که صیاد درشوی رویم نبینی}} | {{شعر جدید|متن=چو آهو میشوم در کوه و دره \\که صیاد درشوی رویم نبینی}} | ||
=== آهو در امثال و حکم ایرانیان === | === آهو در امثال و حکم ایرانیان === | ||
[[پرونده:آهو۲.jpg|جایگزین=سنگنگارههای باستانی در درهٔ تیمره، واقع در کوههای زاگرس|بندانگشتی|سنگنگارههای باستانی در درهٔ تیمره، واقع در کوههای زاگرس مربوط به بیش از ۶۰۰۰ سال قبل.]] | [[پرونده:آهو۲.jpg|جایگزین=سنگنگارههای باستانی در درهٔ تیمره، واقع در کوههای زاگرس|بندانگشتی|سنگنگارههای باستانی در درهٔ تیمره، واقع در کوههای زاگرس مربوط به بیش از ۶۰۰۰ سال قبل.]] | ||
در ادب فارسی، از خصوصیات آهو به صورتی رمزگونه یاد شده است. برای مثال، تشبیهات متعددی از واژه آهو، در راستای وصف یار و | در ادب فارسی، از خصوصیات آهو به صورتی رمزگونه یاد شده است. برای مثال، تشبیهات متعددی از واژه آهو، در راستای وصف یار و زیبارویان، وجود دارد، مانند: آهوچشم، آهوپای، آهودل، آهوخرام، آهوپرواز و نیز کنایههایی همچون «آهوی مانده گرفتن» و «آهوی ناگرفته بخشیدن».<ref>نظامی گنجهای، لیلی و مجنون، ۱۳۶۳ش، ص۱۶۲–۱۶۵ و ۲۱۲–۲۱۷؛ سنایی، حدیقة الحقیقة، ۱۳۵۹ش، ص۴۵۷ و ۴۵۸؛ خاقانی شروانی، دیوان، ۱۳۳۶ش، ص۴۵۴؛ حافظ، دیوان، ۱۳۸۱ش، ۶۹۴–۶۹۵؛ جامی، هفت اورنگ، بیتا، ص۱۵۵.</ref> | ||
در امثال و حکم فارسیزبانان، آهو و ویژگیهای او نیز حضور دارند. برای مثال بیرجندیها میگویند: آهو اگر | در امثال و حکم فارسیزبانان، آهو و ویژگیهای او نیز حضور دارند. برای مثال بیرجندیها میگویند: آهو اگر جستوخیز دارد، خرگوش هم میتواند بدود؛ مردم [[قوم لر|لرزبان]] ایران نیز معتقدند که آهو در هر کوهی که گوشت گرفت، در همان کوه گوشتش را هم میریزد، شوشتریها نیز مثلی دارند، مانند آهو را گفتند: برای که میدوی؟ گفت: برای جانم، تازی را گفتند: برای که میدوی؟ گفت: برای اربابم، مردم [[ایل سنگسر|سنگسر]] نیز میگویند: آهو نچرد پنبهٔ ما را، ما گذشتیم از پشمش.<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ۱۳۸۸ش، ص۲۵۴.</ref> | ||
== خواص درمانی آهو == | == خواص درمانی آهو == | ||
=== طب سنتی === | === طب سنتی === | ||
برخی پزشکان، در گذشته، از برخی اعضای داخلی بدن آهوان، برای درمان بیماریها بهره میبردند. از نظر آنها، گوشت آهو، طبیعتی گرم و خشک داشته و برای افرادی که مزاجی سرد دارند، مفید بوده است.<ref>ابنبطلان، تقویم الصحة، ۱۳۶۶ش، ص۶۲ و ۶۳؛ جرجانی، ذخیرهٔ خوارزمشاهی، ج2، ۱۳۸۲ش، ص41 و 51؛ مراغی، منافع حیوان، ۱۳۸۸ش، ص۹۸–۹۹؛ عقیلی خراسانی، مخزن الادویة، ۱۸۴۴م، ص۶۲۷.</ref> برخی دیگر از طبیبان، گوشت آهو را بسیار سبک دانستهاند که هضم بسیار راحتی دارد، بههمین دلیل برای درمان نفخ | برخی پزشکان، در گذشته، از برخی اعضای داخلی بدن آهوان، برای درمان بیماریها بهره میبردند. از نظر آنها، گوشت آهو، طبیعتی گرم و خشک داشته و برای افرادی که مزاجی سرد دارند، مفید بوده است.<ref>ابنبطلان، تقویم الصحة، ۱۳۶۶ش، ص۶۲ و ۶۳؛ جرجانی، ذخیرهٔ خوارزمشاهی، ج2، ۱۳۸۲ش، ص41 و 51؛ مراغی، منافع حیوان، ۱۳۸۸ش، ص۹۸–۹۹؛ عقیلی خراسانی، مخزن الادویة، ۱۸۴۴م، ص۶۲۷.</ref> برخی دیگر از طبیبان، گوشت آهو را بسیار سبک دانستهاند که هضم بسیار راحتی دارد، بههمین دلیل برای درمان [[نفخ]]، خوردن گوشت آهو را توصیه میکردند.<ref>تحفة الغرائب، منسوب به محمد بن ایوب حاسب، ۱۳۷۱ش، ص۲۰۰؛ جرجانی، ذخیرهٔ خوارزمشاهی، ج2، ۱۳۸۲ش، ص51.</ref> همچنین، طبیبان در [[طب سنتی ایران|طب سنتی]]، گوشت آهو را برای درمان [[ککومک]]، لک و [[پیسی]]، درد شُش و پهلو مؤثر میدانستند. گوشت خشکشده آهو بهعنوان پادزهر، گوشت پختهٔ آهو برای درمان آسم، زهرهٔ آهو برای تسکین گوشدرد، درمان [[نازایی]]، پرپشت شدن موی سر، توقف خوندماغ، درمان سیاهسرفه، تسهیل رشد دندان در کودکان توصیه میشد.<ref>تحفة الغرائب، منسوب به محمد بن ایوب حاسب، ۱۳۷۱ش، ص۲۰۰؛ دنیسری، نوادر التبادر لتحفة البهادر، ۱۳۵۰ش، ص۲۲۹</ref> گاهی، شاخ آهو را سوزانده و خاکستر آن را برای درمان ضربدیدگی و کوفتگی اندامهای بدن تجویز میکردند.<ref>جمالی یزدی، فرخنامه، ۱۳۴۶ش، ص۵۶.</ref> | ||
همچنین، طبیبان در [[طب سنتی ایران|طب سنتی]]، گوشت آهو را برای درمان | |||
=== طب مردمی === | === طب مردمی === | ||
در طب مردمی نیز، گوشت آهو و اعضای بدن او، خواص درمانی بسیاری را شامل میشد. برای مثال، در لرستان و | در طب مردمی نیز، گوشت آهو و اعضای بدن او، خواص درمانی بسیاری را شامل میشد. برای مثال، در [[لرستان]] و [[استان ایلام|ایلام]]، پوست آهو را برای درمان زخم ناشی از گلوله، مؤثر میدانستند.<ref>اسدیان خرمآبادی، باورها و دانستهها در لرستان و ایلام، ۱۳۵۸ش، ص۲۵۸.</ref> در میان مردم [[خراسان]] نیز، مغز قلم آهو را برای درمان اسهال مفید میدانند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۳۳؛ شاملو، احمد، کتاب کوچه، ج3، ۱۳۶۰ش، ص757.</ref> همچنین، مردم در لرستان، [[سرمه]] تهیهشده از مغز قلم آهو را بسیار مقوی دانسته و خواص بسیاری برای آن میشمارند.<ref>شادابی، فرهنگ مردم لرستان، ۱۳۷۷ش، ص۱۰۷.</ref> در [[تهران]]، مردم معتقدند که گوشت آهو برای درمان [[یرقان|زردی]]، گرفتگی قلب، بیماریهای عصبی، خون آهو برای تقویت و رشد مو، پوست آهو برای دوری از گزند حشرات و درمان [[شبادراری]]،<ref>شهری، طهران قدیم، ج5، ۱۳۸۳ش، ص424.</ref> پشکل آهو برای روشنشدن پوست و پشکل پختهشدهٔ آهو نیز برای درمان ورم دستگاه گوارش مفید است.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۶۸ش، ص۲۰۳.</ref> | ||
در [[تهران]]، مردم معتقدند که گوشت آهو برای درمان | |||
== آهو در باور مردم ایران == | == آهو در باور مردم ایران == | ||
آهو در فرهنگ و باورهای ایرانیان، از جایگاهی ویژه برخودار است. دیدن آهو در [[خواب]] را نشانی از دوشیزهای زیباروی میدانند.<ref>خوابگزاری، ۱۳۸۵ش، ص۲۷۶.</ref> باورهایی دیگر نیز نسبت به آهو در نقاط مختلف [[ایران]] وجود دارد. برای مثال، در درگز، بارش باران در هوای آفتابی را نشانهٔ زایش بچه توسط آهویی در کوهستان میدانند.<ref>تکلیفی چاپشلو، ادبیات عامهٔ شهرستان درگز، ۱۳۷۹ش، ص۲۴۲.</ref> در [[قشم]]، باوری مشابه وجود دارد و بارش باران در هوای ابری و آفتابی را نشانهٔ زایش بره آهویی ماده در نظر میگیرند.<ref>اسدیان خرمآبادی، گوشهای از دانشها و باورهای عامه در شهر قشم، ۱۳۸۳ش، ص۳۰.</ref> | آهو در فرهنگ و باورهای ایرانیان، از جایگاهی ویژه برخودار است. دیدن آهو در [[خوابدیدن|خواب]] را نشانی از دوشیزهای زیباروی میدانند.<ref>خوابگزاری، ۱۳۸۵ش، ص۲۷۶.</ref> باورهایی دیگر نیز نسبت به آهو در نقاط مختلف [[ایران]] وجود دارد. برای مثال، در درگز، بارش [[باران]] در هوای آفتابی را نشانهٔ زایش بچه توسط آهویی در کوهستان میدانند.<ref>تکلیفی چاپشلو، ادبیات عامهٔ شهرستان درگز، ۱۳۷۹ش، ص۲۴۲.</ref> در [[قشم]]، باوری مشابه وجود دارد و بارش باران در هوای ابری و آفتابی را نشانهٔ زایش بره آهویی ماده در نظر میگیرند.<ref>اسدیان خرمآبادی، گوشهای از دانشها و باورهای عامه در شهر قشم، ۱۳۸۳ش، ص۳۰.</ref> برخی از مردم [[گیلان]]، شاخ و سُم آهو را، رمانندهٔ [[جن]] و [[پری]] میدانند.<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ۱۳۸۸ش، ص۲۷۸.</ref> در میان مردم [[کرمان]]، نگهداری حیواناتی مانند [[کبک (پرنده)|کبک]] و آهو را، بهدلیل شورچشمی آنها، بد دانسته و شکار آنها را [[تفریح|تفریحی]] شوم میدانند.<ref>مرادی، ترانهها، زبانزدها و فرهنگ عامهٔ مردم کرمان، ۱۳۸۷ش، ص۲۸۲ و ۲۸۵؛ مؤید محسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۱ش، ص۴۷۸ و ۴۸۳.</ref> در [[کازرون]]، مردم، شاخ آهو را با قطعهای نمک، به دیوار خانه نصب میکنند و معتقدند که این کار، منجر به دورماندن [[خانه]] و اعضای آن، از [[چشمزخم|چشم]] و نظر بد خواهد شد.<ref>شیخالحکمایی، کازرونیه، ۱۳۸۵ش، ص۱۸۶.</ref> در میان تهرانیها نیز، کشتن حیوانات بیآزار مانند آهو را موجب [[فقر|تنگدستی]] میدانستند.<ref>ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج2، ۱۳۴۸ش، ص324.</ref> | ||
برخی از | |||
در [[کازرون]]، مردم، شاخ آهو را با قطعهای نمک، به دیوار خانه نصب میکنند و معتقدند که این کار، منجر به دورماندن [[خانه]] و اعضای آن، از [[چشمزخم|چشم]] و نظر بد خواهد شد.<ref>شیخالحکمایی، کازرونیه، ۱۳۸۵ش، ص۱۸۶.</ref> در میان تهرانیها نیز، کشتن حیوانات بیآزار مانند آهو | |||
== آهو | == گوشت آهو == | ||
گوشت آهو نزد ایرانیان، از بهترین گوشتهای خوراکی دانسته میشد و اغلب توسط اقشار پردرآمد، [[مصرف]] میشده است. کباب گوشت آهو، که در دورهٔ صفویان به آن دو غرمه (قرمه) آهو میگفتند، بسیار پرطرفدار بوده است.<ref>نورالله، «مادة الحیاة، رساله در علم طباخی»، آشپزی دورهٔ صفوی، ۱۳۶۰ش، ص۲۰۵.</ref> خوراکی بهنام قلیه | گوشت آهو نزد ایرانیان، از بهترین گوشتهای خوراکی دانسته میشد و اغلب توسط اقشار پردرآمد، [[مصرف]] میشده است. کباب گوشت آهو، که در [[دوره صفویان|دورهٔ صفویان]] به آن دو غرمه (قرمه) آهو میگفتند، بسیار پرطرفدار بوده است.<ref>نورالله، «مادة الحیاة، رساله در علم طباخی»، آشپزی دورهٔ صفوی، ۱۳۶۰ش، ص۲۰۵.</ref> خوراکی بهنام قلیه سنگسیر نیز در همین دوره مرسوم بوده که از گوشت پختهشده آهو همراه با [[سیر]]، [[نعناع]] خشک و [[کشک]] تهیه میشد.<ref>نورالله، «مادة الحیاة، رساله در علم طباخی»، آشپزی دورهٔ صفوی، ۱۳۶۰ش، ص۲۰۵-206 و 237.</ref> جهانگردان نیز در دورههای مختلف، از خوراکهای لذیذ تهیهشده از گوشت آهو در [[ایران]] یاد کردهاند.<ref>دروویل، سفرنامه، ۱۳۴۸ش، ص82-83.</ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||