پرش به محتوا

آرش کمان‌گیر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۳: خط ۳:
| زیرنویس تصویر    =تندیس آرش کمانگیر در کاخ‌موزه سعدآباد تهران   
| زیرنویس تصویر    =تندیس آرش کمانگیر در کاخ‌موزه سعدآباد تهران   
| image_alt        =تندیس آرش کمانگیر در کاخ‌موزه سعدآباد تهران
| image_alt        =تندیس آرش کمانگیر در کاخ‌موزه سعدآباد تهران
| فایل پادکست      =   
| فایل پادکست      =آرش کمان‌گیر.ogg  
| حجم فایلپادکست    =   
| حجم فایلپادکست    =10/3  
| تاریخ پادکست      =   
| تاریخ پادکست      =27-2-1405  
| زیرنویس عنوان    =   
| زیرنویس عنوان    =   


خط ۲۹: خط ۲۹:
| آثار مرتبط        =  
| آثار مرتبط        =  
}}
}}
{{درشت|'''آرش کمانگیر'''}}؛ پهلوان تیرانداز ایرانی.
{{درشت|'''آرش کمان‌گیر'''}}؛ پهلوان تیرانداز ایرانی.


آرش کمانگیر، پهلوان اسطوره‌ای ایران، در جنگ منوچهر و افراسیاب جان خود را فدای تعیین مرز ایران و توران کرد. او تیری از کوه رویان در طبرستان، به سوی جیحون پرتاب کرد و بدنش از فشار کمان از هم پاشید. این افسانه در اوستا، شاهنامه و ادبیات معاصر ایران بازتاب گسترده‌ای دارد.
آرش کمان‌گیر، پهلوان اسطوره‌ای ایران، در جنگ منوچهر و افراسیاب جان خود را فدای تعیین مرز ایران و توران کرد. او تیری از کوه رویان در [[طبرستان]]، به سوی [[جیحون]] پرتاب کرد و بدنش از فشار کمان از هم پاشید. این [[افسانه]] در [[اوستا]]، [[شاهنامه]] و [[ادبیات معاصر ایران]] بازتاب گسترده‌ای دارد.


== معرفی آرش کمانگیر ==
== معرفی آرش کمان‌گیر ==
آرش کمانگیر، آرش کمان‌کش، آرش تیرانداز یا آرش شیواتیر، نام پهلوانی ایرانی است که جانش را در راه میهن خود فدا کرد. در کتاب اوستا، به بهترین تیرانداز با نام «اِرِخِ ش» به‌معنای تیزتیرترینِ ایرانیان اشاره شده است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/کمانگیر دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه آرش.]</ref> این نام در زبان پهلوی به‌صورت «ارَش شیپاک‌تیر» و با صفت تیزتیر آمده است.<ref>Pahlavi Texts, 1897, p104.</ref> روایت آرش از متون اوستایی و پهلوی به فارسی و عربی راه یافته است. بلعمی در تاریخ خود، اسطورهٔ مرزنمایی و آرش کمانگیر را به نقل از طبری بازگو می‌کند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2060903/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1 قاری، «معمای آرش کمانگیر»، 1399ش، ص66.]</ref>
آرش کمان‌گیر، آرش کمان‌کش، آرش تیرانداز یا آرش شیواتیر، نام پهلوان اسطوره‌ای ایران است که جانش را در راه میهن خود فدا کرد. در کتاب اوستا، به بهترین تیرانداز با نام «اِرِخِ ش» به‌معنای تیزتیرترینِ ایرانیان اشاره شده است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/کمانگیر دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه آرش.]</ref> این نام در [[زبان پهلوی]] به‌صورت «ارَش شیپاک‌تیر» و با صفت تیزتیر آمده است.<ref>Pahlavi Texts, 1897, p104.</ref> روایت آرش از متون اوستایی و پهلوی به [[زبان فارسی|فارسی]] و [[زبان عربی|عربی]] راه یافته است. [[ابوعلی محمد بلعمی|بلعمی]] در [[تاریخ بلعمی|تاریخ]] خود، اسطورهٔ مرزنمایی [[آرش کمانگیر|آرش کمان‌گیر]] را به نقل از [[محمد بن جریر طبری|طبری]] بازگو می‌کند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2060903/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1 قاری، «معمای آرش کمانگیر»، 1399ش، ص66.]</ref>


شخصیت آرش کمانگیر را شخصیتی نیمه اسطوره‌ای_نیمه تاریخی می‌دانند. نیمه اسطوره‌ای، از آن جهت که این اتفاق مربوط به دوران پیشدادی است و از زمان و مکان آن اطلاعات دقیقی در دسترس نیست؛ و نیمه تاریخی، زیرا در بسیاری از کتب ادبی و تاریخی ایران باستان و پس از آن، به‌خصوص دوران پس از [[اسلام]]، از این اتفاق بسیار یاد شده است.<ref>[https://www.academia.edu/43149856/از_آرش_اساطیری_تاریخی_تا_آرش_برخوانی_بیضایی_یک_بررسی_تطبیقی_صدرالدین_طاهری_From_mythohistorical_Arash_to_Arash_in_Beyzais_recitation_a_comparative_study_Sadreddin_Taheri_ طاهری، «از آرش اساطیری/ تاریخی تا آرش برخوانی بیضایی»، ص80.]</ref>
شخصیت آرش کمان‌گیر را شخصیتی نیمه‌اسطوره‌ای_نیمه‌تاریخی می‌دانند. نیمه‌اسطوره‌ای، ازآن‌جهت که این اتفاق مربوط به [[پیشدادیان|دوران پیشدادی]] است و از زمان و مکان آن اطلاعات دقیقی در دسترس نیست؛ و نیمه‌تاریخی، ازآن‌جهت که در بسیاری از کتب ادبی و تاریخی [[تاریخ ایران باستان|ایران باستان]] و پس از آن، به‌خصوص پس از [[ورود اسلام به ایران]]، از این اتفاق بسیار یاد شده است.<ref>[https://www.academia.edu/43149856/از_آرش_اساطیری_تاریخی_تا_آرش_برخوانی_بیضایی_یک_بررسی_تطبیقی_صدرالدین_طاهری_From_mythohistorical_Arash_to_Arash_in_Beyzais_recitation_a_comparative_study_Sadreddin_Taheri_ طاهری، «از آرش اساطیری/ تاریخی تا آرش برخوانی بیضایی»، ص80.]</ref>


== افسانه آرش کمانگیر ==
== افسانه آرش کمان‌گیر ==
آرش، پهلوان ایرانی، کماندار لشکر منوچهر، شاه پیشدادی، بود. زمانی‌که افراسیاب تورانی به ایرانشهر حمله کرد، میان منوچهر و افراسیاب بر سر قلمرو حکمرانی آن‌ها جنگی درگرفت.<ref>Bundahishn, 1908, 211. بلعمی، تاریخ، ج1، ۱۳۵۳ش، ص345 و 346؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ج3، ۱۹۰۳م، ص146؛ ابوعلی مسکویه، تجارب الامم، ج1، ۱۳۶۶ش، ص12؛ ثعالبی مرغنی، غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، ۱۹۰۰م، ص107؛ گردیزی، زین‌الاخبار، ۱۳۴۷ش، ص7؛ ابن‌بلخی، فارس‌نامه، ۱۳۶۳ش، ص37.</ref> افراسیاب به تخریب [[چشمه]]‌ها، [[قنات]]‌ها و شهرها پرداخت و با انحراف مسیر رودخانه‌ها، آب را از ایران‌زمین دریغ کرد.<ref>مینوی خرد، ۱۳۶۴ش، ص۴۴؛ مجمل التواریخ و القصص، ۱۳۱۸ش، ص۴۳.</ref> زمانی‌که منوچهر مغلوب شد، به [[مازندران]] رفت. در آن‌جا برای ایجاد صلح بین هر دو فرمانده، چنین مقرر شد که کمانداری از [[ایران]]، تیری بیندازد و هر کجا که تیر بر زمین نشست، مرز ایران و توران باشد. منوچهر از آرش، پهلوان نامدار ایرانی خواست تا این تیر را بیفکند. هرچند بسیاری از افراد در لشکر ایران، بر آرش خُرده گرفتند که چنین کاری حماقت است و فقط در راستای کوچک‌انگاری ایرانیان طراحی شده، اما آرش این کار را پذیرفت. وی، برهنه شد و تن خود را مطهر ساخت و به مردم گفت که پس از تیراندازی نابود خواهد شد؛ زیرا تمام توانش را بر سر این کار فدا خواهد کرد. آرش بر فراز قله‌ای رفت و آنچنان کمان را کشید که بدن وی، بی‌درنگ از آسیبِ آن چندپاره شد. تیر آرش، از بامداد تا نیمروز رفت و در کنار جیحون فرود آمد؛ بنابراین، جیحون به‌عنوان مرز ایران و توران شناخته شد.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/کمانگیر دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه آرش.]</ref>
آرش، پهلوان ایرانی، کمان‌دار لشکر منوچهر، شاه پیشدادی، بود. زمانی‌ که افراسیاب تورانی به ایرانشهر حمله کرد، میان [[منوچهر]] و [[افراسیاب]] بر سر قلمرو حکمرانی آن‌ها جنگی درگرفت.<ref>Bundahishn, 1908, 211. بلعمی، تاریخ، ج1، ۱۳۵۳ش، ص345 و 346؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ج3، ۱۹۰۳م، ص146؛ ابوعلی مسکویه، تجارب الامم، ج1، ۱۳۶۶ش، ص12؛ ثعالبی مرغنی، غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، ۱۹۰۰م، ص107؛ گردیزی، زین‌الاخبار، ۱۳۴۷ش، ص7؛ ابن‌بلخی، فارس‌نامه، ۱۳۶۳ش، ص37.</ref> افراسیاب به تخریب [[چشمه]]‌ها، [[قنات]]‌ها و شهرها پرداخت و با انحراف مسیر [[رودخانه|رودخانه‌ها]]، [[آب]] را از ایران‌زمین دریغ کرد.<ref>مینوی خرد، ۱۳۶۴ش، ص۴۴؛ مجمل التواریخ و القصص، ۱۳۱۸ش، ص۴۳.</ref> زمانی‌که منوچهر مغلوب شد، به [[مازندران]] رفت. در آن‌جا برای ایجاد صلح بین هر دو فرمانده، چنین مقرر شد که کمان‌داری از [[ایران]]، تیری بیندازد و هر کجا که تیر بر زمین نشست، مرز ایران و توران باشد. منوچهر از آرش، پهلوان نامدار ایرانی خواست تا این تیر را بیفکند. هرچند بسیاری از افراد در لشکر ایران، بر آرش خُرده گرفتند که چنین کاری حماقت است و فقط در راستای کوچک‌انگاری ایرانیان طراحی شده، اما آرش این کار را پذیرفت. وی، برهنه شد و تن خود را پاکیزه ساخت و به مردم گفت که پس از تیراندازی نابود خواهد شد؛ زیرا تمام توانش را بر سر این کار فدا خواهد کرد. آرش بر فراز قله‌ای رفت و آن‌چنان [[کمان (جنگ‌افزار)|کمان]] را کشید که بدن وی، بی‌درنگ از آسیبِ آن چندپاره شد. تیر آرش، از بامداد تا نیمروز رفت و در کنار [[جیحون]] فرود آمد؛ بنابراین، جیحون به‌عنوان مرز ایران و توران شناخته شد.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/کمانگیر دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه آرش.]</ref>


== مکان و زمان پرتاب تیر آرش کمانگیر ==
== مکان و زمان پرتاب تیر آرش کمان‌گیر ==
مبدأ و مقصد تیرِ آرش در منابع مختلف، به صورت‌های متفاوتی ذکر شده است. بیشتر منابع، مبدأ را طبرستان (سرزمینی بین [[دریای خزر]] و رشته‌کوه البرز)<ref>مقدسی، البدء و التاریخ، ج3، ۱۹۰۳م، ص146؛ گردیزی، زین‌الاخبار، ۱۳۴۷ش، ص۲۴۳. بیرونی، القانون المسعودی، ج1، ۱۳۷۳ق، ص262.</ref> و مقصد را [[بلخ]]<ref>ثعالبی مرغنی، غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، ۱۹۰۰م، ص107.</ref> دانسته‌اند. در اوستا بیان شده که آرش، تیری را از کوه «اِیْرخْشَئُوتَه» همان «کوه رویان» در طبرستان به کوه «خْوَنْوَنْت» روان کرده است.<ref>تفضّلی، «آرش»، 1356ش، ص77 و 78.</ref> مردم فارسی‌زبان سین‌کیانگ (تُرکستان) در غرب چین معتقدند که این تیر به درخت گردویی برخورده کرده و بنابراین، این مردم آن درخت را درخت آرش نامیده‌اند. به‌همین دلیل، کوه افراسیاب و درهٔ شینگان را که در نزدیکی این درخت است، مرز ایران و توران می‌دانند.<ref>بدیعی، «سین‌کیان و تاج‌گوران؛ مرز ایران و توران»، ۱۳۸۸ش.</ref> حمدالله مستوفی<ref>مستوفی، تاریخ گزیده، 1364ش، ص86 و 87.</ref> و فخرالدین اسعدگرگانی نیز محل پرتاب تیر را جایی در ساری عنوان کرده‌اند.<ref>[https://ganjoor.net/asad/veysoramin/sh65/ اسعد گرگانی، ویس و رامین، بیت39.]</ref>
مبدأ و مقصد تیرِ آرش در منابع مختلف، به صورت‌های متفاوتی ذکر شده است. بیشتر منابع، مبدأ را [[طبرستان]] گفته‌اند که سرزمینی بین [[دریای خزر]] و [[رشته‌کوه البرز]] است<ref>مقدسی، البدء و التاریخ، ج3، ۱۹۰۳م، ص146؛ گردیزی، زین‌الاخبار، ۱۳۴۷ش، ص۲۴۳. بیرونی، القانون المسعودی، ج1، ۱۳۷۳ق، ص262.</ref> و مقصد را [[بلخ]]<ref>ثعالبی مرغنی، غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، ۱۹۰۰م، ص107.</ref> دانسته‌اند. در [[اوستا]] بیان شده که آرش، تیری را از کوه «اِیْرخْشَئُوتَه» همان «کوه رویان» در طبرستان به کوه «خْوَنْوَنْت» روان کرده است.<ref>تفضّلی، «آرش»، 1356ش، ص77 و 78.</ref> مردم فارسی‌زبان سین‌کیانگ (تُرکستان) در غرب [[چین]] معتقدند که این تیر به درخت گردویی برخورد کرده و بنابراین، این مردم آن درخت را درخت آرش نامیده‌اند. به‌همین دلیل، کوه افراسیاب و درهٔ شینگان را در نزدیکی این درخت، مرز ایران و توران می‌دانند.<ref>بدیعی، «سین‌کیان و تاج‌گوران؛ مرز ایران و توران»، ۱۳۸۸ش.</ref> [[حمدالله مستوفی]]<ref>مستوفی، تاریخ گزیده، 1364ش، ص86 و 87.</ref> و [[فخرالدین اسعد گرگانی]] نیز محل پرتاب تیر را جایی در [[ساری]] عنوان کرده‌اند.<ref>[https://ganjoor.net/asad/veysoramin/sh65/ اسعد گرگانی، ویس و رامین، بیت39.]</ref>
{{شعر جدید|متن=از آن خوانند آرش را کمانگیر \\که از آمل بمرو انداخت یک تیر
{{شعر جدید|متن=از آن خوانند آرش را کمانگیر \\که از آمل به مرو انداخت یک تیر
ترا زیبد نه آرش را سواری \\که صد فرسنگ بگذشتی ز ساری}}
ترا زیبد نه آرش را سواری \\که صد فرسنگ بگذشتی ز ساری}}
بسیاری از منابع قدیمی‌تر، مانند متون پهلوی، تاریخ تیراندازی را روز ششم [[فروردین]] عنوان کرده‌اند. اما منابعی دیگر، این تاریخ را در روز [[تیر]] (۱۳ تیرماه) همزمان با جشن تیرگان دانسته‌اند.<ref>Pahlavi Texts, 1897, p104.</ref>


== آرش کمانگیر در شاهنامه ==
بسیاری از منابع قدیمی‌تر، مانند متون پهلوی، تاریخ تیراندازی را روز [[۶ فروردین|ششم فروردین]] عنوان کرده‌اند. اما منابعی دیگر، این تاریخ را در [[تیرگان]] دانسته‌اند که [[۱۳ تیر]] است.<ref>Pahlavi Texts, 1897, p104.</ref>
[[فردوسی]]، در چند بیت از نام آرش و کمانداری او یاد کرده است:<ref>[https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/shirooye/sh2 فردوسی، شاهنامه، بیت206.]</ref>
 
== آرش کمان‌گیر در شاهنامه ==
[[فردوسی]]، در چند بیت از نام آرش و کمان‌داری او یاد کرده است:<ref>[https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/shirooye/sh2 فردوسی، شاهنامه، بیت206.]</ref>
{{شعر جدید|متن=چو آرش که بردی به فرسنگ تیر \\چو پیروزگر قارن شیرگیر…}}
{{شعر جدید|متن=چو آرش که بردی به فرسنگ تیر \\چو پیروزگر قارن شیرگیر…}}


بهرام چوبین نیز در [[جنگ]] با خسرو پرویز، خود را با افتخار از نژادِ آرش معرفی می‌کند:<ref>[https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/parviz/sh5 فردوسی، شاهنامه، بیت220.]</ref>
[[بهرام چوبین]] نیز در [[جنگ]] با [[خسرو پرویز]]، خود را با افتخار از نژادِ آرش معرفی می‌کند:<ref>[https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/parviz/sh5 فردوسی، شاهنامه، بیت220.]</ref>
{{شعر جدید|متن=من از تخمهٔ نامور آرشم \\چو جنگ آورم آتش سرکشم}}
{{شعر جدید|متن=من از تخمهٔ نامور آرشم \\چو جنگ آورم آتش سرکشم}}


== آرش کمانگیر در ادبیات معاصر ==
== آرش کمان‌گیر در ادبیات معاصر ==
ادیبان و شاعران معاصر ایرانی نیز از آرش و افسانهٔ او یاد کرده‌اند. از آن جمله می‌توان به ارسلان پوریا، نادر ابراهیمی، مهرداد اوستا، سیاوش کسرایی و بهرام بیضایی اشاره کرد.<ref>[https://sani43.blogfa.com/post/96 امینی ثانی، «سابقۀ نام و افسانۀ آرش در ادبیات فارسی»، وبلاگی ثانی 43.]</ref>
ادیبان و شاعران معاصر ایرانی نیز از آرش و افسانهٔ او یاد کرده‌اند، ازجمله: [[ارسلان پوریا]]، [[نادر ابراهیمی]]، [[مهرداد اوستا]]، [[سیاوش کسرایی]] و [[بهرام بیضایی]].<ref>[https://sani43.blogfa.com/post/96 امینی ثانی، «سابقۀ نام و افسانۀ آرش در ادبیات فارسی»، وبلاگی ثانی 43.]</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۰۰

آرش کمان‌گیر
تندیس آرش کمانگیر در کاخ‌موزه سعدآباد تهران
تندیس آرش کمانگیر در کاخ‌موزه سعدآباد تهران


آرش کمان‌گیر؛ پهلوان تیرانداز ایرانی.

آرش کمان‌گیر، پهلوان اسطوره‌ای ایران، در جنگ منوچهر و افراسیاب جان خود را فدای تعیین مرز ایران و توران کرد. او تیری از کوه رویان در طبرستان، به سوی جیحون پرتاب کرد و بدنش از فشار کمان از هم پاشید. این افسانه در اوستا، شاهنامه و ادبیات معاصر ایران بازتاب گسترده‌ای دارد.

معرفی آرش کمان‌گیر

آرش کمان‌گیر، آرش کمان‌کش، آرش تیرانداز یا آرش شیواتیر، نام پهلوان اسطوره‌ای ایران است که جانش را در راه میهن خود فدا کرد. در کتاب اوستا، به بهترین تیرانداز با نام «اِرِخِ ش» به‌معنای تیزتیرترینِ ایرانیان اشاره شده است.[۱] این نام در زبان پهلوی به‌صورت «ارَش شیپاک‌تیر» و با صفت تیزتیر آمده است.[۲] روایت آرش از متون اوستایی و پهلوی به فارسی و عربی راه یافته است. بلعمی در تاریخ خود، اسطورهٔ مرزنمایی آرش کمان‌گیر را به نقل از طبری بازگو می‌کند.[۳]

شخصیت آرش کمان‌گیر را شخصیتی نیمه‌اسطوره‌ای_نیمه‌تاریخی می‌دانند. نیمه‌اسطوره‌ای، ازآن‌جهت که این اتفاق مربوط به دوران پیشدادی است و از زمان و مکان آن اطلاعات دقیقی در دسترس نیست؛ و نیمه‌تاریخی، ازآن‌جهت که در بسیاری از کتب ادبی و تاریخی ایران باستان و پس از آن، به‌خصوص پس از ورود اسلام به ایران، از این اتفاق بسیار یاد شده است.[۴]

افسانه آرش کمان‌گیر

آرش، پهلوان ایرانی، کمان‌دار لشکر منوچهر، شاه پیشدادی، بود. زمانی‌ که افراسیاب تورانی به ایرانشهر حمله کرد، میان منوچهر و افراسیاب بر سر قلمرو حکمرانی آن‌ها جنگی درگرفت.[۵] افراسیاب به تخریب چشمه‌ها، قنات‌ها و شهرها پرداخت و با انحراف مسیر رودخانه‌ها، آب را از ایران‌زمین دریغ کرد.[۶] زمانی‌که منوچهر مغلوب شد، به مازندران رفت. در آن‌جا برای ایجاد صلح بین هر دو فرمانده، چنین مقرر شد که کمان‌داری از ایران، تیری بیندازد و هر کجا که تیر بر زمین نشست، مرز ایران و توران باشد. منوچهر از آرش، پهلوان نامدار ایرانی خواست تا این تیر را بیفکند. هرچند بسیاری از افراد در لشکر ایران، بر آرش خُرده گرفتند که چنین کاری حماقت است و فقط در راستای کوچک‌انگاری ایرانیان طراحی شده، اما آرش این کار را پذیرفت. وی، برهنه شد و تن خود را پاکیزه ساخت و به مردم گفت که پس از تیراندازی نابود خواهد شد؛ زیرا تمام توانش را بر سر این کار فدا خواهد کرد. آرش بر فراز قله‌ای رفت و آن‌چنان کمان را کشید که بدن وی، بی‌درنگ از آسیبِ آن چندپاره شد. تیر آرش، از بامداد تا نیمروز رفت و در کنار جیحون فرود آمد؛ بنابراین، جیحون به‌عنوان مرز ایران و توران شناخته شد.[۷]

مکان و زمان پرتاب تیر آرش کمان‌گیر

مبدأ و مقصد تیرِ آرش در منابع مختلف، به صورت‌های متفاوتی ذکر شده است. بیشتر منابع، مبدأ را طبرستان گفته‌اند که سرزمینی بین دریای خزر و رشته‌کوه البرز است[۸] و مقصد را بلخ[۹] دانسته‌اند. در اوستا بیان شده که آرش، تیری را از کوه «اِیْرخْشَئُوتَه» همان «کوه رویان» در طبرستان به کوه «خْوَنْوَنْت» روان کرده است.[۱۰] مردم فارسی‌زبان سین‌کیانگ (تُرکستان) در غرب چین معتقدند که این تیر به درخت گردویی برخورد کرده و بنابراین، این مردم آن درخت را درخت آرش نامیده‌اند. به‌همین دلیل، کوه افراسیاب و درهٔ شینگان را در نزدیکی این درخت، مرز ایران و توران می‌دانند.[۱۱] حمدالله مستوفی[۱۲] و فخرالدین اسعد گرگانی نیز محل پرتاب تیر را جایی در ساری عنوان کرده‌اند.[۱۳]

از آن خوانند آرش را کمانگیر
که از آمل به مرو انداخت یک تیر
ترا زیبد نه آرش را سواری
که صد فرسنگ بگذشتی ز ساری


بسیاری از منابع قدیمی‌تر، مانند متون پهلوی، تاریخ تیراندازی را روز ششم فروردین عنوان کرده‌اند. اما منابعی دیگر، این تاریخ را در تیرگان دانسته‌اند که ۱۳ تیر است.[۱۴]

آرش کمان‌گیر در شاهنامه

فردوسی، در چند بیت از نام آرش و کمان‌داری او یاد کرده است:[۱۵]

چو آرش که بردی به فرسنگ تیر
چو پیروزگر قارن شیرگیر…


بهرام چوبین نیز در جنگ با خسرو پرویز، خود را با افتخار از نژادِ آرش معرفی می‌کند:[۱۶]

من از تخمهٔ نامور آرشم
چو جنگ آورم آتش سرکشم


آرش کمان‌گیر در ادبیات معاصر

ادیبان و شاعران معاصر ایرانی نیز از آرش و افسانهٔ او یاد کرده‌اند، ازجمله: ارسلان پوریا، نادر ابراهیمی، مهرداد اوستا، سیاوش کسرایی و بهرام بیضایی.[۱۷]

پانویس

  1. دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه آرش.
  2. Pahlavi Texts, 1897, p104.
  3. قاری، «معمای آرش کمانگیر»، 1399ش، ص66.
  4. طاهری، «از آرش اساطیری/ تاریخی تا آرش برخوانی بیضایی»، ص80.
  5. Bundahishn, 1908, 211. بلعمی، تاریخ، ج1، ۱۳۵۳ش، ص345 و 346؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ج3، ۱۹۰۳م، ص146؛ ابوعلی مسکویه، تجارب الامم، ج1، ۱۳۶۶ش، ص12؛ ثعالبی مرغنی، غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، ۱۹۰۰م، ص107؛ گردیزی، زین‌الاخبار، ۱۳۴۷ش، ص7؛ ابن‌بلخی، فارس‌نامه، ۱۳۶۳ش، ص37.
  6. مینوی خرد، ۱۳۶۴ش، ص۴۴؛ مجمل التواریخ و القصص، ۱۳۱۸ش، ص۴۳.
  7. دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه آرش.
  8. مقدسی، البدء و التاریخ، ج3، ۱۹۰۳م، ص146؛ گردیزی، زین‌الاخبار، ۱۳۴۷ش، ص۲۴۳. بیرونی، القانون المسعودی، ج1، ۱۳۷۳ق، ص262.
  9. ثعالبی مرغنی، غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، ۱۹۰۰م، ص107.
  10. تفضّلی، «آرش»، 1356ش، ص77 و 78.
  11. بدیعی، «سین‌کیان و تاج‌گوران؛ مرز ایران و توران»، ۱۳۸۸ش.
  12. مستوفی، تاریخ گزیده، 1364ش، ص86 و 87.
  13. اسعد گرگانی، ویس و رامین، بیت39.
  14. Pahlavi Texts, 1897, p104.
  15. فردوسی، شاهنامه، بیت206.
  16. فردوسی، شاهنامه، بیت220.
  17. امینی ثانی، «سابقۀ نام و افسانۀ آرش در ادبیات فارسی»، وبلاگی ثانی 43.

منابع

  • امینی ثانی، «سابقهٔ نام و افسانهٔ آرش در ادبیات فارسی»، وبلاگی ثانی ۴۳، تاریخ درج مطلب: ۱۲ مرداد ۱۳۹۰ش.
  • ابن‌بلخی، فارس‌نامه، به‌تحقیق لسترنج و نیکلسن، تهران، اساطیر، ۱۳۶۳ش.
  • ابوعلی مسکویه، احمد، تجارب الامم، به‌تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، ۱۳۶۶ش.
  • اسعد گرگانی، فخرالدین، ویس و رامین، نامهٔ پنجم اندر جفا بردن از دوست، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۱ مهر ۱۴۰۰ش.
  • بلعمی، محمد، تاریخ، به‌تحقیق محمدتقی بهار و محمد پروین گنابادی، تهران، زوار، ۱۳۵۳ش.
  • بدیعی، نادره، «سین‌کیان و تاج‌گوران؛ مرز ایران و توران»، فصل‌نامه فروزش، شماره سوم، زمستان ۱۳۸۸ش.
  • بیرونی، ابوریحان، القانون المسعودی، حیدرآباد دکن، مطبعة دائرة المعارف العثمانیة، ۱۳۷۳ق.
  • تفضّلی، احمد، «آرش»، دانشنامة ایران و اسلام، تهران، کتاب، ۲۵۳۶ (۱۳۵۶ش).
  • ثعالبی مرغنی، حسین، غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، به‌تحقیق زُتنبرگ، پاریس، بی‌جا، ۱۹۰۰م.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۲۱ مهر ۱۴۰۰ش.
  • شهمردان بن ابی‌الخیر، روضة المنجمین، چاپ تصویری، به‌تحقیق جلیل اخوان زنجانی، تهران، مرکز انتشار نسخ خطی، ۱۳۶۸ش.
  • طاهری، صدرالدین و نوبخت، تکتم، «از آرش اساطیری/ تاریخی تا آرش برخوانی بیضایی»، تهران، نشریه ادبیات تطبیقی، شماره۱۶.
  • گردیزی، عبدالحی، زین‌الاخبار، به‌تحقیق عبدالحی حبیبی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۷ش.
  • فردوسی، شاهنامه، در وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۱ مهر ۱۴۰۰ش.
  • قاری، غلامعلی، «معمای آرش کمانگیر»، مجله استارباد، شماره ۱۹، پاییز ۱۳۹۹ش.
  • مجمل التواریخ و القصص، به‌تحقیق محمدتقی بهار، تهران، کلاله خاور، ۱۳۱۸ش.
  • مستوفی، حمدالله، تاریخ گزیده، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۴ش.
  • مقدسی، مطهر، البدء و التاریخ، به‌تحقیق کلمان هوار، پاریس، چاپ کلمان هوار، ۱۹۰۳م.
  • مینوی خرد، به‌تحقیق احمد تفضلی، تهران، توس، ۱۳۶۴ش.
  • Pahlavi Texts, ed. J. D. M. Jamasp-Asana, Bombay, 1897.
  • Bundahishn, TD2, Bombay, 1908.