صفحه‌ای تازه حاوی «'''<big>تفسیر قرآن</big>'''؛ بیان معنا و کشف مقصود آیات قرآن بر اساس قواعد زبان عربی و اصول عقلایی محاوره. ==مفهوم‌شناسی== واژه تفسیر در لغت به معنای ایضاح و تبیین است.<ref>فراهیدی، العین، 1409ق، ذیل واژه «‌فسر‌».</ref> تفسیر در اصطلاح، گاهی به‌عنوان کار...» ایجاد کرد
 
امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
 
خط ۵: خط ۵:
دو مصطلح تفسیر و تأویل در عرف مفسران با یکدیگر پیوند معنایی دارند؛ با وجود تفاوت معنای لغوی تفسیر (کشف و بیان) و تأویل (از مآل به معنای عاقبت و مرجع)، در مورد معنای اصطلاحی این دو، دیدگاه‌های متفاوتی مطرح است؛ کهن‌ترین دیدگاه از ابوعبید است که دو مصطلح تفسیر و تأویل را مترادف شمرده است.<ref>السیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، 1416ق، ج2، ص1189.</ref> در دوره‌های متأخر، تأویل به معنای بازگرداندن لفظ از معنای ظاهری و حمل آن بر معنای غیر ظاهر با تکیه بر ادله عقلی یا نقلی، منفصل دانسته می‌شود. دسته‌ای دیگر، تفسیر را ناظر به نقل روایات تفسیری و تأویل را ناظر به درایت و اجتهاد در فهم مرادات آیه دانسته‌اند.<ref>الزرکشی، البرهان فی‌ علوم‌ القرآن، 1376ق، ج1، ص150.</ref> در روایتی از امام باقرعلیه السلام، تأویل، مترادف باطن شمرده شده و هر دو در مقابل معنای تنزیلی و ظاهری آیه قرار گرفته‌اند.<ref>الصفار، بصائر الدرجات، 1404ق، ص223.</ref>  
دو مصطلح تفسیر و تأویل در عرف مفسران با یکدیگر پیوند معنایی دارند؛ با وجود تفاوت معنای لغوی تفسیر (کشف و بیان) و تأویل (از مآل به معنای عاقبت و مرجع)، در مورد معنای اصطلاحی این دو، دیدگاه‌های متفاوتی مطرح است؛ کهن‌ترین دیدگاه از ابوعبید است که دو مصطلح تفسیر و تأویل را مترادف شمرده است.<ref>السیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، 1416ق، ج2، ص1189.</ref> در دوره‌های متأخر، تأویل به معنای بازگرداندن لفظ از معنای ظاهری و حمل آن بر معنای غیر ظاهر با تکیه بر ادله عقلی یا نقلی، منفصل دانسته می‌شود. دسته‌ای دیگر، تفسیر را ناظر به نقل روایات تفسیری و تأویل را ناظر به درایت و اجتهاد در فهم مرادات آیه دانسته‌اند.<ref>الزرکشی، البرهان فی‌ علوم‌ القرآن، 1376ق، ج1، ص150.</ref> در روایتی از امام باقرعلیه السلام، تأویل، مترادف باطن شمرده شده و هر دو در مقابل معنای تنزیلی و ظاهری آیه قرار گرفته‌اند.<ref>الصفار، بصائر الدرجات، 1404ق، ص223.</ref>  
==اهمیت و ضرورت تفسیر==
==اهمیت و ضرورت تفسیر==
قرآن به زبان عربی نازل شده است، اما به دلیل اشتمال آن بر معارف اعتقادی و احکام و همچنین به‌دلیل تقدیم، تأخیر، ناسخ، منسوخ، اجمال و تفصیل در آیات، پیامبر اکرم از همان آغاز به شرح و توضیح آیات قرآن پرداخت.<ref>ابن‌خلدون، مقدمه‌ ابن‌‌خلدون، ص438-439.</ref> به اعتقاد زرکشی، اعراب در زمان نزول آیات با سؤال کردن از پیامبر به باطن و ظرایف آیات دست می‌یافتند؛ این ویژگی‌ها به همراه نامأنوس بودن برخی از الفاظ قرآن و فاصله زمانی تدریجی با روزگار نزول آیات،<ref>الراغب، مقدمه جامع ‌التفاسیر، 1405ق، ص47-48.</ref> ضرورت تفسیر را بیشتر کرده است.<ref>معرفت، التفسیر و المفسرون، 1426ق، ج1، ص17-18. </ref>   
قرآن به [[زبان عربی]] نازل شده است، اما به دلیل اشتمال آن بر معارف اعتقادی و احکام و همچنین به‌دلیل تقدیم، تأخیر، ناسخ، منسوخ، اجمال و تفصیل در آیات، پیامبر اکرم از همان آغاز به شرح و توضیح آیات قرآن پرداخت.<ref>ابن‌خلدون، مقدمه‌ ابن‌‌خلدون، ص438-439.</ref> به اعتقاد زرکشی، اعراب در زمان نزول آیات با سؤال کردن از پیامبر به باطن و ظرایف آیات دست می‌یافتند؛ این ویژگی‌ها به همراه نامأنوس بودن برخی از الفاظ قرآن و فاصله زمانی تدریجی با روزگار نزول آیات،<ref>الراغب، مقدمه جامع ‌التفاسیر، 1405ق، ص47-48.</ref> ضرورت تفسیر را بیشتر کرده است.<ref>معرفت، التفسیر و المفسرون، 1426ق، ج1، ص17-18. </ref>   
==مبانی تفسیر==
==مبانی تفسیر==
تفسیر قرآن بر اصول موضوعه و باورهایی استوار است که اصل امکان و جواز تفسیر یا کیفیت و روش و اصول و قواعد تفسیر را مورد توجه قرار داده و به آنها جهت می‌دهد.<ref>رجبی، روش‌شناسی‌ تفسیرقرآن، 1379ش،  ص3. </ref> رویکردها، روش‌ها و گرایش‌های تفسیری نیز متأثر از مبانی تفسیر است.<ref>مؤدب، مبانی‌ تفسیر قرآن، 1386ش،  ص25.</ref> انواع مبانی تفسیر عبارت‌اند از:  
تفسیر قرآن بر اصول موضوعه و باورهایی استوار است که اصل امکان و جواز تفسیر یا کیفیت و روش و اصول و قواعد تفسیر را مورد توجه قرار داده و به آنها جهت می‌دهد.<ref>رجبی، روش‌شناسی‌ تفسیرقرآن، 1379ش،  ص3. </ref> رویکردها، روش‌ها و گرایش‌های تفسیری نیز متأثر از مبانی تفسیر است.<ref>مؤدب، مبانی‌ تفسیر قرآن، 1386ش،  ص25.</ref> انواع مبانی تفسیر عبارت‌اند از: