|
|
| (۱۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
|
| |
|
| '''عزیزه الحبری'''؛ فمینیست اسلامی، معتقد به خوانشی نو در متون دینی است. | | '''{{درشت|عزیزه الهبری؛}}''' نظریهپرداز فمنیست اسلامی با تأکید بر بازتفسیر منابع دینی در جهت برابری جنسیتی. |
|
| |
|
| هرچند رویکرد اصلی عزیزه الحبری فقهی -حقوقی است، اما وی به عنوان یک مسلمان بهطور جدی به مباحث قرآنی نیز پرداخته است، زیرا یکی از دلایل ضعف و نقص فقه کنونی را ناشی از فهم نادرست از قرآن کریم بهعنوان متن اصلی دین اسلام میداند. الحبری با کمک از نظریات [[فضلالرحمن ملک]]<ref>فضلالرحمن به خاطر اندیشههای متجددانهاش دربارهٔ اسلام و همچنین مطالعاتی که در مورد هرمنیوتیک و فهم قرآن انجام دادهاست، شهرت دارد.</ref> برخی آیات حقوقی مرتبط با [[زنان]] را بازتفسیر کرده است.
| | عزیزه هبری با رویکردی فقهی-حقوقی و با بهرهگیری از نظریات فضلالرحمن ملک، به بازتفسیر آیات حقوقی مرتبط با زنان میپردازد. وی عدالت قرآنی را بر پایۀ توحید و مفهوم میزان تبیین میکند و معتقد است استدلال شیطانی (برتریجویی) سرچشمۀ بیعدالتی است. او با روشهای اصلاح تدریجی و بسترمندسازی تاریخی، مفاهیمی چون عدالت اجتماعی، سیاسی و خانوادگی را بهمعنای تساوی و تعادل در روابط انسانی تفسیر میکند. در مقابل، منتقدان بر این باورند که استنتاج تساوی مطلق حقوقی از اصل توحید با وجود تفاوتهای روشن فقهی در قرآن مانند تفاوت در قصاص، دیه، جهاد و احکام خانوادگی، ناسازگار است. همچنین تفسیر خاص وی از واژگانی چون «نشوز» و «ضرب» با شأن نزول، منابع لغوی و روایات معتبر همخوانی ندارد و مبانی حدیثی اهلسنت با اصل تساوی وجودی زن و مرد در تعارض است. |
|
| |
|
| == زندگینامه == | | == زندگینامه == |
| | عزیزه هبری در [[لبنان]] و در خانوادهای اهل علم متولد شد. پدربزرگ وی، شیخ توفیق هبری، بنیانگذار نخستین جنبش دیدهبانی در جهان عرب بود. وی همزمان با اوج گیری جنبش حقوق مدنی در ایالات متحده آمریکا، به این کشور مهاجرت کرد. در این دوره با مالکوم ایکس، فعال برجستۀ حقوق مدنی، دیدار کرد و مالکوم وی را به نقشآفرینی مؤثر در عرصۀ رهبری اجتماعی تشویق کرد.<ref>هدايت زاده، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، 1395ش، ص10-11.</ref> الهبری در دوران جوانی دیدگاه انتقادی نسبت به رویکردهای پدرسالارانه در اسلام داشت، اما در دورههای بعدی به این باور رسید که اسلام با نظام طبقاتی جنسیتی سازگار نیست. وی گاه از رویکرد خود در بازخوانی قرآن با عنوان «زنگرایی» یاد کرده است.<ref>[https://www.academia.edu/29552443/%DA%86%D8%B4%D9%85_%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2_%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%A8%D9%87_%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C_%D9%81%D9%82%D9%87_%D8%B3%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B4_%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%A8%D8%B1%DB%8C بدره و دیگران، «چشمانداز جریان موسوم به فمینیسم اسلامی به بازنگری فقه سنّی؛ کاوش تطبیقی دیدگاههای عزیزه الحبری و کشیا علی»، 1394ش، ص362؛] [http://kq.meybod.ac.ir/article_1863_23ccdbf34adf6b42d7a3a3b781f00815.pdf هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2]</ref> |
|
| |
|
| === تولد ===
| | وی دکترای فلسفه را از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد و سپس در ۱۹۸۵م، از همان دانشگاه، مدرک دکترای حقوق را نیز گرفت. هبری در ۱۹۹۲م بهعنوان نخستین زن مسلمان در ایالات متحده، به مرتبه استاد دانشگاه حقوق نائل آمد و از آن پس، آثار متعددی در زمینههای حقوق زنان، دموکراسی و حقوق بشر از منظر اسلامی منتشر کرد. پیش از آن، وی در رشتۀ فلسفه تدریس کرد.<ref>[http://kq.meybod.ac.ir/article_1863_23ccdbf34adf6b42d7a3a3b781f00815.pdf هدایتزاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص10]</ref> |
| عزیزه الحبری در لبنان و در خانوادهای اهل علم متولد شد. پدربزرگ وی، شیخ توفیق الحبری، بنیانگذار نخستین جنبش دیدهبانی در جهان عرب بود. وی همزمان با اوج گیری جنبش حقوق مدنی در ایالات متحده آمریکا، به این کشور مهاجرت کرد. در این دوره با مالکوم ایکس، فعال برجسته حقوق مدنی، دیدار کرد و مالکوم وی را به نقشآفرینی مؤثر در عرصه رهبری اجتماعی تشویق کرد.<ref>هدايت زاده، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، 1395ش، ص10-11.</ref> الحبری در دوران جوانی دیدگاه انتقادی نسبت به رویکردهای پدرسالارانه در اسلام داشت، اما در دورههای بعدی به این باور رسید که اسلام با نظام طبقاتی جنسیتی سازگار نیست. وی گاه از رویکرد خود در بازخوانی قرآن با عنوان «زنگرایی» یاد کرده است.<ref>[https://www.academia.edu/29552443/%DA%86%D8%B4%D9%85_%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2_%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%A8%D9%87_%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C_%D9%81%D9%82%D9%87_%D8%B3%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B4_%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%A8%D8%B1%DB%8C بدره و دیگران، «چشمانداز جریان موسوم به فمینیسم اسلامی به بازنگری فقه سنّی؛ کاوش تطبیقی دیدگاههای عزیزه الحبری و کشیا علی»، 1394ش، ص362؛] [http://kq.meybod.ac.ir/article_1863_23ccdbf34adf6b42d7a3a3b781f00815.pdf هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2]</ref>
| |
|
| |
|
| === تحصیلات === | | ==دیدگاههای عزیزه هبری== |
| وی دکترای فلسفه را از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد و سپس در سال ۱۹۸۵م، از همان دانشگاه، مدرک دکترای حقوق را نیز اخذ نمود. الحبری در سال ۱۹۹۲م بهعنوان نخستین زن مسلمان در ایالات متحده، به مرتبه استاد دانشگاه در دانشکده حقوق نائل آمد و از آن پس، آثار متعددی در زمینههای حقوق زنان، دموکراسی و حقوق بشر از منظر اسلامی منتشر کرد. پیش از آن، وی در رشتۀ فلسفه تدریس میکرد.<ref>[http://kq.meybod.ac.ir/article_1863_23ccdbf34adf6b42d7a3a3b781f00815.pdf هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2]</ref>
| |
|
| |
|
| ==دیدگاههای عزیزه الحبری== | | === معنای عدالت و رابطه آن با میزان در قرآن === |
| معنای عدالت و رابطه آن با میزان در قرآن
| | از دیدگاه هبری، فهم عدالت در قرآن بدون توجه به توحید ممکن نیست و مفهوم میزان پیوندی اساسی با عدالت دارد. میزان در نظام آفرینش بیانگر نظم و اندازهای است که خداوند در همۀ موجودات قرار داده و از انسان خواسته شده تا از آن تخطی نکند. این میزان، هم در جهان طبیعی بهصورت قوانین طبیعت و هم در جهان انسانی بهصورت کمال اخلاقی و ملکۀ عدالت تجلی مییابد. انسان با اختیار خود میتواند مسیر میزان و عدالت را برگزیند یا با پیروی از امیال شخصی از آن منحرف شود. در این نگاه، میزان معیار سنجش اعمال در آخرت نیز خواهد بود و پیامبران برای برپایی قسط و میزان در میان انسانها مبعوث شدهاند.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص58-60.]</ref> |
|
| |
|
| از دیدگاه هبری، فهم عدالت در قرآن بدون توجه به توحید ممکن نیست و مفهوم «میزان» پیوندی اساسی با عدالت دارد. میزان در نظام آفرینش بیانگر نظم و اندازهای است که خداوند در همه موجودات قرار داده و از انسان خواسته شده تا از آن تخطی نکند. این میزان، هم در جهان طبیعی به صورت قوانین طبیعت و هم در جهان انسانی به صورت کمال اخلاقی و ملکه عدالت تجلی مییابد. انسان با اختیار خود میتواند مسیر میزان و عدالت را برگزیند یا با پیروی از امیال شخصی از آن منحرف شود. در این نگاه، میزان معیار سنجش اعمال در آخرت نیز خواهد بود و پیامبران برای برپایی قسط و میزان در میان انسانها مبعوث شدهاند.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص58-60.]</ref>
| | === استدلال توحیدی در اثبات عدالت === |
| | وی توحید را بنیادیترین اصل قرآنی میداند که آموزههای قرآن، از جمله مفهوم تساوی و عدالت، از آن ناشی میشود. بر اساس این دیدگاه، اعتقاد به خدای یگانه مستلزم پذیرش تعادل و هماهنگی در سراسر نظام آفرینش و روابط انسانی است. غفلت از توحید به برداشتهای نادرست از مفاهیم قرآنی و در نهایت به بیعدالتی در عرصههای اجتماعی و خانوادگی میانجامد. هبری با استناد به صفات رحمان و رحیم خداوند و بخشایش گناه آدم بهدلیل ضعف و نه تکبر، استدلال میکند که رحمت فراگیر الهی مستلزم تساوی و عدالت و نفی هرگونه برتریجویی است. همچنین خلقت همۀ انسانها از یک نفس، پایۀ برابری ذاتی آنان و معیار برتری را تنها تقوا معرفی میکند. در دیدگاههای الهبری، عدالت بهمعنای تساوی بهکار رفته است.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص60-62.]</ref> |
|
| |
|
| استدلال توحیدی در اثبات عدالت | | === استدلال شیطانی و رابطۀ آن با بیعدالتی === |
| | هبری سرچشمۀ بیعدالتی را «استدلال شیطانی» مینامد که نقطه مقابل استدلال توحیدی است. نمونۀ اصلی این استدلال، خودداری ابلیس از سجده به آدم بر اساس ادعای برتری ذاتی بود که به تکبر انجامید. این منطق به حوزههای اجتماعی و خانوادگی نیز سرایت میکند؛ ثروتمندی که خود را برتر از فقیر بداند یا انسانی که نژاد یا [[جنسیت]] خود را عامل برتری بشمارد، گرفتار همین استدلال شده است.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص63-64.]</ref> |
|
| |
|
| هبری توحید را بنیادیترین اصل قرآنی میداند که همه آموزههای قرآن، از جمله مفهوم عدالت، از آن ناشی میشود. بر اساس این دیدگاه، اعتقاد به خدای یگانه مستلزم پذیرش تعادل و هماهنگی در سراسر نظام آفرینش و روابط انسانی است. غفلت از توحید به برداشتهای نادرست از مفاهیم قرآنی و در نهایت به بیعدالتی در عرصههای اجتماعی و خانوادگی میانجامد. هبری با استناد به صفات رحمان و رحیم خداوند و بخشایش گناه آدم به دلیل ضعف و نه تکبر، استدلال میکند که رحمت فراگیر الهی مستلزم عدالت و نفی هرگونه برتریجویی است. همچنین خلقت همه انسانها از یک نفس، پایه برابری ذاتی آنان و معیار برتری را تنها تقوا معرفی میکند. | | == روششناسی تفسیری هبری == |
|
| |
|
| نقد استدلال شیطانی و رابطه آن با بیعدالتی
| | * یکی از مؤلفههای روشی هبری در فهم قرآن، رویکرد اصلاح تدریجی است. وی حقایق قرآنی را هم مطلق و هم دیالکتیک میداند؛ مطلق از آن رو که کلام خدا است و دیالکتیک بهدلیل ماهیت تدریجی پیشرفت فهم بشر. به نظر وی بسیاری از تغییرات اجتماعی به دستور قرآن به مرور زمان صورت گرفته است. برای مثال ممنوعیت شراب در سه مرحله نازل شد. همچنین بردهداری که در آن زمان رواج گسترده داشت، نمیتوانست یکباره لغو شود، بلکه قرآن با احکام تدریجی زمینۀ ریشهکنی آن را فراهم کرد.<ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص102-103.</ref> |
| | * به باور هبری، تغییر تدریجی گرچه بلندمدت است، اما پایدارتر از تغییرات اجباری و ناگهانی بوده و آسیب کمتری دارد. وی تأکید میکند اجتهاد در این زمینه نیازمند دانش گسترده به قرآن و سنت و نیز رعایت تقوا است.<ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص100-102.</ref> |
| | * هبری همچنین بر لزوم توجه به بستر تاریخی عصر نزول تأکید دارد. به باور وی، برای فهم برخی احکام قرآنی، باید شرایط فرهنگی آن دوره را در نظر گرفت. <ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص102-103.</ref> |
|
| |
|
| هبری سرچشمه بیعدالتی، برتریجویی و تبعیض را «استدلال شیطانی» مینامد که نقطه مقابل استدلال توحیدی است. نمونه اصلی این استدلال، خودداری ابلیس از سجده به آدم بر اساس ادعای برتری ذاتی (آتش در برابر خاک) بود که به تکبر انجامید. این منطق به حوزههای اجتماعی و خانوادگی نیز سرایت میکند؛ ثروتمندی که خود را برتر از فقیر بداند یا انسانی که نژاد یا جنسیت خود را عامل برتری بشمارد، گرفتار همین استدلال شده است. بنابراین، هرگونه نظام مبتنی بر تبعیض نژادی، طبقاتی، جنسیتی یا اقتدارگرایانه مصداق استدلال شیطانی و در تضاد با عدالت توحیدی است. تواضع و پذیرش برابری ذاتی انسانها نیز مهمترین فضیلت برخاسته از توحید محسوب میشود. | | == تفسیر آیه ضرب از دیدگاه هبری == |
| | عزیزه هبری با استناد به جهانبینی توحیدی قرآن معتقد است که هرگونه تفسیر خشونتآمیز از آیه ۳۴ سوره نساء مبتنی بر استدلال شیطانی (برتریجویی جنسیتی) بوده و با اصل توحید که بر تساوی و عدالت استوار است، تعارض دارد. به باور وی، ضرب زنان نشانۀ برتری مرد بر زن و موجبات شرک محسوب میشود؛ زیرا اطاعت از شوهر را در عرض اطاعت از خداوند قرار میدهد. او با استناد به روایات منقول از [[حضرت محمد]] بر تکریم زنان تأکید دارند، ضرب را عملی ناسازگار با سیرۀ حضرت محمد میداند و با توجه به اصل «تغییر تدریجی احکام» و شرایط تاریخی نزول آیه (خشونت مردان مکه)، معتقد است حکم ضرب با تحول زمان و مکان قابل تغییر یا نسخ است.<ref>[https://tqh.alzahra.ac.ir/article_3520_af2629883af28834aef06427e5ba2f10.pdf محمدجعفری و صیدی، «نقد و بررسی دیدگاه عَزیزه هِبری در تفسیر «ضَرْب» زن در آیه 34 سوره نساء»، 1397ش، 38-50.]</ref> همچنین وی واژۀ نشوز را به ارتکاب زنای محصنه تفسیر میکند و ضرب را اقدامی نمادین، غیرآسیبزا و مشروط به ناکارآمدی موعظه و ترک بستر میداند. هدف قرآن را اصلاح تدریجی فرهنگ عصر نزول قرآن و هدایت به سوی روابط مبتنی بر مودت و رحمت معرفی میکند.<ref>هدایتزاده و دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص103-107.</ref> |
|
| |
|
| انعکاس عدالت در روابط انسانی: الف) عدالت اجتماعی
| | == انتقاد به دیدگاههای الهبری == |
|
| |
|
| در حوزه عدالت اجتماعی، هبری بر آن است که عدالت توحیدی به تخصیص منصفانه و برابر منابع و فرصتها میانجامد. قرآن با توصیه به رفتار حمایتآمیز با یتیمان، زنان و بردگان، بر مسئولیت متقابل انسانها در برابر یکدیگر، بهویژه ضعفا، تأکید کرده است. نهادهای مالی مانند زکات و صدقه و تحریم ربا سازوکارهایی برای برقراری تعادل و هماهنگی اجتماعی و جلوگیری از ستم به نیازمندان هستند. در این دیدگاه، جامعه عادلانه اسلامی بر پایه اصل تساوی شکل میگیرد و نابرابریهای ساختاری ناشی از تکبر و برتریجویی، به تعبیر هبری، مصداق استدلال شیطانی و تکرار منطق قابیل در تضییع حقوق دیگران است. | | === انتقاد به استدلال توحیدی در اثبات تساوی حقوق === |
| | به نظر منتقدان هبری از یک اصل وجودشناسانه (توحید) بهطور مستقیم، نتایج هنجاری و حقوقی را استنتاج کرده است، اما در خود قرآن موارد نقض این استنتاج وجود دارد. برای مثال همسران حضرت محمد در احکامی مانند دو برابربودن عذاب در صورت ارتکاب گناه آشکار با دیگر زنان یکسان شمرده نشدهاند. این تمایز نشان میدهد که توحید لزوماً به تساوی حقوقی یکسان در همه موارد منجر نمیشود. دوم آنکه، تأکید هبری بر دلالت میزان بر تساوی مطلق با کاربرد جمع این واژه در قرآن (الموازین) به چالش کشیده میشود؛ زیرا جمعبستن میزان بیانگر تعدد معیارهای سنجش است و ملازمۀ آن با یک معنای واحد را مخدوش میکند.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص58-60.]</ref> |
|
| |
|
| انعکاس عدالت در روابط انسانی: ب) عدالت سیاسی
| | === انتقاد به استدلال شیطانی در اثبات بیعدالتی و عدم تساوی === |
| | نقد اصلی به این بخش از نظریه هبری آن است که لازمۀ منطقی دیدگاه او، شیطانی و غیرتوحیدیخواندن دستهای از آیات قرآن است که خود احکامی مبتنی بر تفاوت را بیان میدارند. قرآن در عین تأکید بر عدالت، تفاوتهای حقوقی متعددی را میان انسانها نظیر تفاوت میان زن و مرد، آزاد و برده و مسلمان و اهل ذمه، تشریع کرده است. اگر هرگونه عدم تساوی ملازم با بیعدالتی و استدلال شیطانی باشد، لازم میآید که در قرآن نوعی ناسازگاری درونی وجود داشته باشد، حال آنکه قرآن خود را مجموعهای بدون اختلاف معرفی میکند. از این رو، به نظر منتقدان عدالت قرآنی بهمعنای تساوی مطلق در همۀ احکام نیست، بلکه متناظر با تفاوتها، احکام متفاوت نیز عادلانه تفسیر میشود.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf صیدی و حسننیا، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، 1395ش، ص63-64.]</ref> |
|
| |
|
| عدالت سیاسی در نظریه هبری بر سه اصل گزینش سیاسی برابر، مشارکت سیاسی برابر و امنیت سیاسی برای همگان استوار است. نخست، بیعت زنان و مردان با پیامبر در مدینه نشاندهنده برابری شهروندی و آزادی افراد در انتخاب حاکم و نبود تفاوت جنسیتی در این حق است. دوم، اصل شورا حاکم را ملزم میکند که تصمیمات را بر اساس مشورت با امت اتخاذ کند تا از خودرأیی و تصمیمگیری ناعادلانه پرهیز شود. سوم، امنیت سیاسی با پذیرش تکثر دینی و نفی اجبار در دین تحقق مییابد؛ همانگونه که پیامبر با عقد معاهده با یهودیان مدینه و اعلام نظام حقوقی برابر، این اصل را محقق ساخت.
| | === انتقاد به تفسیر آیه ضرب === |
| | منتقدان در پاسخ به هبری گفتهاند: نخست آنکه برتریهای تکوینی و تشریعی در قرآن مانند برتری برخی انسانها بر دیگران در رزق، دانش، یا جهاد، بهمعنای برتریجویی شیطانی نبوده و پذیرش ضرب تأدیبی بهمعنای شرک یا نفی توحید نیست. دوم، روایات تکریم زنان با روایات ضرب تأدیبی منافاتی ندارد؛ همان گونه که خداوند کرامت انسانی را با وضع مجازات برای گناهان مانند شلاق، قطع دست، قصاص، جمع کرده است، ضرب تأدیبی زن نیز در چارچوب اجرای حکم الهی و با استناد به داستان حضرت ایوب (ضرب با دستهای سبک) قابل توجیه است. سوم، حکم ضرب از احکام ثابت نصوص شرعی است نه اجتهادی و ادعای تغییر آن با گذشت زمان مستلزم اجتهاد در مقابل نص صریح است. چهارم، آیه ۳۴ سوره نساء در سال پنجم هجرت در مدینه نازل شده و شأن نزول آن مربوط به مردان انصار است، نه خشونت مردان مکه. پنجم، اطاعت از شوهر در چارچوب شرع، عین اطاعت از خداوند محسوب میشود؛ چنانکه اطاعت از رسول و اولی الامر نیز همین گونه است و تفسیر نشوز به فحشا با سیاق آیه و روایات معتبر همخوانی ندارد.<ref>[https://jqr.isca.ac.ir/article_22611_5a66a58b32bf2316215b3d124f5561d3.pdf محمدجعفری و صیدی، «نقد و بررسی دیدگاه عَزیزه هِبری در تفسیر «ضَرْب» زن در آیه 34 سوره نساء»، 1397ش، 38-50.]</ref> |
|
| |
|
| | == فعالیتهای عزیزه هبری == |
| | هبری بهعنوان استاد بازنشسته و افتخاری دانشکده حقوق دانشگاه ریچموند در ویرجینیا فعالیت کرده است.<ref>[https://kq.meybod.ac.ir/article_1863_23ccdbf34adf6b42d7a3a3b781f00815.pdf هدایتزاده و دیگران، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص95.]</ref> در ژوئن ۲۰۱۱م، باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا، هبری را بهعنوان نماینده در کمیسیون بینالمللی آزادی مذهبی منصوب کرد. وی در ۱۹۹۲م [[موسسه کرامه (KARAMAH)|مؤسسه کرامه]] را با هدف حمایت از حقوق زنان مسلمان در سراسر جهان تأسیس کرد. این مؤسسه از طریق برنامههای آموزشی، تحقیقات فقهی و ایجاد شبکهای از حقوقدانان و رهبران مسلمان فعالیت میکند. افزون بر این، وی عضو هیأت مؤسس مجلۀ فلسفۀ فمینیستی هیپاتیا نیز بوده است.<ref>[http://kq.meybod.ac.ir/article_1863_23ccdbf34adf6b42d7a3a3b781f00815.pdf هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2]</ref> |
|
| |
|
| نقد استدلال توحیدی در اثبات عدالت
| | == آثار عزیزه هبری == |
| | | کتابهای بازتعریف نقشهای زنان مسلمان در قرن آینده، جهانبینی اسلامی: فقه اسلامی، از دیدگاه یک مسلمان آمریکایی و میل جنسی، ازدواج و خانواده در ادیان جهان از آثار مکتوب هبری است. وی در مجلات حقوقی نیز مقاله چشمانداز اسلام نسبت به خشونت خانگی را نوشته است.<ref>هدايت زاده، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، 1395ش، ص10-11.</ref> |
| نخستین نقد این است که هبری از یک اصل وجودشناسانه (توحید) مستقیماً نتایج هنجاری و حقوقی (برابری مطلق و تساوی) را استنتاج کرده است، اما در خود قرآن موارد نقض این استنتاج وجود دارد. برای نمونه، همسران پیامبر در احکامی مانند دو برابر بودن عذاب در صورت ارتکاب گناه آشکار با دیگر زنان یکسان شمرده نشدهاند. این تمایز نشان میدهد که توحید لزوماً به تساوی حقوقی یکسان در همه موارد منجر نمیشود. دوم آنکه، تأکید هبری بر دلالت «میزان» بر تساوی مطلق با کاربرد جمع این واژه در قرآن (الموازین) به چالش کشیده میشود. جمع بستن میزان بیانگر تعدد معیارهای سنجش است و ملازمه آن با یک معنای واحد یعنی تساوی را مخدوش میکند.
| |
| | |
| قد استدلال شیطانی در اثبات بیعدالتی و عدم تساوی
| |
| | |
| نقد اصلی به این بخش از نظریه هبری آن است که لازمه منطقی دیدگاه او، شیطانی و غیرتوحیدی خواندن دستهای از آیات قرآن است که خود احکامی مبتنی بر تفاوت را بیان میدارند. قرآن در عین تأکید بر عدالت، تفاوتهای حقوقی متعددی را میان انسانها (نظیر تفاوت میان زن و مرد، آزاد و برده، و مسلمان و اهل ذمه) تشریع کرده است. اگر هرگونه عدم تساوی ملازم با بیعدالتی و استدلال شیطانی باشد، لازم میآید که در قرآن نوعی ناسازگاری درونی وجود داشته باشد، حال آنکه قرآن خود را مجموعهای منسجم و بدون اختلاف معرفی میکند. بنابراین، عدالت قرآنی به معنای تساوی مطلق در همه احکام نیست، بلکه متناظر با تفاوتها، احکام متفاوتی را نیز عادلانه میداند.
| |
| | |
| نقد عدالت اجتماعی به معنای تساوی
| |
| | |
| در نقد این بخش بیان میشود که هرچند قرآن به رعایت عدالت با یتیمان، زنان و بردگان فرمان داده، این به معنای تساوی مطلق حقوقی آنان با سایر گروهها نیست. نمونه بارز آن، حکم قصاص و دیه است که در آن میان انسان آزاد و برده و نیز میان مرد و زن تفاوتهای حقوقی وجود دارد. همچنین تکلیف جهاد در میدان نبرد از عهده زنان برداشته شده و جهاد بردگان نیز منوط به اذن مالک دانسته شده است. این تمایزات نشان میدهد که عدالت اجتماعی در قرآن الزاماً به یکسانی همه احکام و تکالیف برای همگان نمیانجامد و دیدگاه هبری مبنی بر تساوی کامل با این موارد نقض روبهرو است.
| |
| | |
| نقد عدالت سیاسی
| |
| | |
| نخست، در موضوع گزینش سیاسی برابر، این دیدگاه مطرح میشود که در قرآن انتخاب پیامبران و جانشینان آنان به اراده و اصطفای الهی صورت میگیرد، نه به انتخاب و بیعت مردم. مردم در این موارد حق اختیار و انتخاب ندارند و موظف به اطاعت از فرمان خدا و پیامبر هستند. در خصوص استناد هبری به آیه بیعت زنان (ممتحنه/۱۲) نیز اشکال شده که واژه «بیعت» در لغت به معنای اطاعت است، نه گزینش سیاسی، و این آیه در مقام بیان شرایط پذیرش این اطاعت بوده است. همچنین این آیه سخنی از بیعت «نمایندگان» زنان به میان نیاورده است. دوم، در زمینه امنیت سیاسی، نقد بر این است که اصل نفی اجبار در دین و برخورداری همه افراد از امنیت سیاسی، شامل کافران حربی نمیشود و آنان در جامعه اسلامی از امنیت سیاسی یا اجتماعی برخوردار نیستند.
| |
| | |
| | |
| عزیزه الحبری به جاودانگی قرآن کریم و شمول پیامهای آن برای تمامی انسانها در همۀ اعصار اعتقاد دارد. به باور وی، قرآن همانگونه که برای مخاطبان عصر نزول راهنما بوده، برای مردم امروز نیز میتواند پاسخگوی نیازهای آنان باشد. وی بر این باور است که مفهوم برابری جنسیتی در قرآن تأیید شده است؛ چنانکه در آیات متعدد، زنان و مردان دوست و یار یکدیگر معرفی شدهاند و هر دو از یک نفس واحد آفریده شدهاند. الحبری این توجه قرآن به برابری جنسیتی را نشانهای بر جاودانگی کلام الهی میداند، زیرا در دورهای که سخنی از حقوق زنان نبود، قرآن بدان توجه داشته است.<ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص96-97.</ref>
| |
| | |
| === اصول فهم قرآن ===
| |
| الحبری در آثار خود اصولی را برای فهم قرآن معرفی کرده و رعایت آنها را مانع ارائه تفاسیر نادرست و پدرسالارانه میداند.
| |
| | |
| ==== اصل توحید ====
| |
| توحید مبنای جهانبینی اسلامی و یکی از مفاهیم بنیادین در اندیشه الحبری است. وی از این اصل برای نفی پدرسالاری و اثبات برابری زن و مرد استفاده میکند. بر اساس این اصل، تنها خداوند خالق هستی است و ارادۀ او بر همه چیز برتری دارد. هر تفکری که بخواهد چیزی را در برابر ارادۀ الهی قرار دهد، به شرک منجر میشود. الحبری غرور ابلیس را نمونهای از نگاه طبقاتی میداند که در تقابل با برابری بنیادین بشریت است. وی با استناد به آیهای که معیار برتری انسانها را تقوا معرفی میکند، هر معیار دیگری را باطل میشمارد. الحبری جامعه مطلوب اسلامی را مبتنی بر بیعت و شورا میداند که در مقابل نظام سلسلهمراتبی ظالمانه قرار دارد. در چنین جامعهای همه مردم از جمله زنان میتوانند حتی عالیترین مقامات را بازخواست کنند. وی برای اثبات دیدگاه خود به خاطرهای از عمر بن خطاب اشاره میکند که با استدلال یک زن قرآنی، نظر خود را دربارۀ مهریه پس گرفت.<ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص97-98.</ref>
| |
| | |
| ==== اصل تنوع ====
| |
| الحبری با استناد به آیهای که انسانها را به اقوام و قبایل مختلف تقسیم کرده، این تنوع را نه دلیل برتری، بلکه عامل شناخت متقابل میداند. وی تأکید میکند تنها معیار برتری، تقوا است. او به بیعت زنان با پیامبر در صدر اسلام اشاره کرده و نتیجه میگیرد که بیعت و شورا اصول بنیادین حکومت اسلامیاند و بیعت زنان نیز بدون کم و کاست پذیرفته شده که نشانه برابری زن و مرد است.<ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص99.</ref>
| |
| | |
| ==== اصل سازگاری ====
| |
| با استناد به آیاتی که هدف از آفرینش همسران را رسیدن به آرامش و ایجاد مودت و رحمت بیان میکند، الحبری این اصل را تبیین مینماید. وی رابطه زناشویی را پوشش و حریم یکدیگر میداند که موجب آسایش و سازگاری میشود. این نگاه اصیل اسلامی جایی برای تبعیض جنسی باقی نمیگذارد. او رفتار پیامبر با همسرانشان را الگوی کامل روابط مبتنی بر احترام متقابل معرفی میکند؛ چنانکه عایشه آزادی فکری داشت و با پیامبر مخالفت میکرد، اما محبت میان آنان برقرار بود.<ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص99-100.</ref>
| |
| | |
| == مؤلفههای روششناختی تفسیری الحبری ==
| |
| | |
| === اصالح تدریجی ===
| |
| یکی از مؤلفههای روشی الحبری در فهم قرآن، رویکرد اصالح تدریجی است. وی حقایق قرآنی را هم مطلق و هم دیالکتیک میداند؛ مطلق از آن رو که کلام خداست و دیالکتیک به دلیل ماهیت تدریجی پیشرفت فهم بشر. بسیاری از تغییرات اجتماعی در قرآن به مرور زمان صورت گرفته است. برای نمونه، ممنوعیت شراب در سه مرحله نازل شد. همچنین بردهداری که در آن زمان رواج گسترده داشت، نمیتوانست یکباره لغو شود، بلکه قرآن با احکام تدریجی زمینه ریشهکنی آن را فراهم کرد. به باور الحبری، تغییر تدریجی گرچه بلندمدت است، اما پایدارتر از تغییرات اجباری و ناگهانی بوده و آسیب کمتری دارد. وی تأکید میکند اجتهاد در این زمینه نیازمند دانش گسترده به قرآن و سنت و نیز رعایت تقوا است.<ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص100-102.</ref>
| |
| | |
| === بسترمندسازی تاریخی ===
| |
| الحبری بر لزوم توجه به بستر تاریخی عصر نزول تأکید دارد. به باور وی، برای فهم برخی احکام قرآنی مانند حکم ضرب زنان، باید شرایط فرهنگی آن دوره را در نظر گرفت. مردان عصر جاهلی رفتار خشنی با زنان داشتند و این فرهنگ را به دورۀ اسلامی نیز منتقل کرده بودند. از این رو، طرح موضوع ضرب در قرآن به معنای تأیید آن نبوده، بلکه محدود کردن آن در بستر تاریخی خود بوده است.<ref>هدایتزاده دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص102-103.</ref>
| |
| | |
| == تفسیر آیه ضرب از دیدگاه الحبری ==
| |
| الحبری در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء از هر دو مؤلفه روشی خود استفاده میکند. وی ابتدا شأن نزول آیه را بیان میکند که پیامبر به مردی که همسرش را میزد، حق قصاص داد، اما آن مرد اعتراض کرد و آیه نازل شد.
| |
| | |
| به باور الحبری، هدف قرآن از طرح ضرب، محدود کردن این سنت جاهلی بوده است. وی استدلال میکند که قرآن در گام نخست، ضرب را به حالت خاص نشوز محدود کرد. او با تحلیل لغوی و استناد به خطبه پیامبر و آیات دیگر، نشوز را بهمعنای زنا تفسیر میکند. بدین ترتیب، ضرب تنها در صورت ارتکاب زنا و پس از ناکارآمدی موعظه و ترک بستر مجاز میشود.
| |
| | |
| در گام دوم، الحبری ضرب را به عملی نمادین و غیرخشن تقلیل میدهد. با استناد به داستان حضرت ایوب که مأمور شد با دستهای گندم همسرش را بزند تا به سوگند خود وفا کند اما آسیبی نرساند، و نیز با توجه به روایات نبوی که ضرب باید با ابزار سبک و بدون آسیب باشد، نتیجه میگیرد که ضرب قرآنی با خشونت خانگی تفاوت اساسی دارد. همچنین سیاق آیه که پس از ضرب به راهکار داوری خانوادگی اشاره میکند، نشان میدهد ضرب نباید مشکلی ایجاد کند که با وساطت قابل حل نباشد.
| |
| | |
| در گام سوم، الحبری به مدل آرمانی قرآن اشاره میکند که روابط زناشویی را بر اساس آرامش، مودت و رحمت بنا نهاده است. حتی در صورت جدایی، قرآن الگوی طلاق را با نیکی و احسان معرفی میکند. به این ترتیب، قرآن ضمن محدود کردن تدریجی سنت جاهلی، مسلمانان را به سوی الگوی برتر روابط انسانی سوق داده است.<ref>هدایتزاده و دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص103-107.</ref>
| |
| | |
| == انتقاد به دیدگاه الحبری درباره معنای نشوز ==
| |
| دیدگاه عزیزه الحبری درباره تفسیر «نشوز» بهمعنای زنای اثباتشده، با نقدهایی روبهرو شده است که اعتبار این برداشت را محل تردید قرار میدهد.
| |
| | |
| * این تفسیر با شأن نزولی که خود او نقل میکند سازگار نیست. در آن گزارش، پیامبر مردی را که همسرش را زده بود سرزنش کرد و حتی حکم به قصاص داد. اگر نشوز به معنای زنای محصنه باشد، انتظار میرود واکنش پیامبر متوجه جرم سنگین زن باشد، نه محکومیت شوهر. این ناسازگاری پرسشبرانگیز است.
| |
| * روایاتی که کیفیت «ضرب» را بسیار خفیف و غیرآسیبزا توصیف میکنند، با فرض ارتکاب زنای محصنه تناسبی ندارند. افزون بر این، در فقه اسلامی مجازات زنا با شرایط اثبات خاص، در صلاحیت حاکم شرع است و نه همسر؛ بنابراین سپردن واکنش به شوهر با ماهیت آن جرم همخوانی ندارد.
| |
| * از منظر لغوی نیز شواهد معتبری برای تفسیر نشوز به معنای زنا ارائه نشده است. منابع مهم لغت عرب چنین معنایی را برای این واژه ذکر نکردهاند و استناد مشخصی نیز برای این برداشت ارائه نشده است.
| |
| * کاربرد دیگر واژه نشوز در همان سوره، در مورد بیم زن از نشوز یا اعراض شوهر، نشان میدهد که این واژه بیشتر بهمعنای سرکشی یا ناسازگاری در روابط زناشویی است. همنشینی آن با «اعراض» نیز قرابت معنایی این دو را تقویت میکند و با معنای زنا فاصله دارد.<ref>هدایتزاده و دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص107-108.</ref>
| |
| * تفسیر محدود از تعابیری چون «زنان صالح» و «نگهبانان در غیاب» بهمعنای صرفاً حفظ پاکدامنی، با تنوع دیدگاههای تفسیری سازگار نیست. مفسران این عبارات را ناظر به جنبههایی مانند حفظ اسرار خانوادگی یا پاسداری از اموال نیز دانستهاند.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش ج3، ص371.</ref>
| |
| * استناد به آیاتی که درباره ارتکاب فاحشه و لزوم شهادت چهار شاهد سخن میگویند، با توجه به تفاوت آشکار مجازاتها، دچار تعارض است. در آن آیات، مجازاتی سنگین و رسمی مطرح شده، در حالی که در روایات مربوط به آیه ۳۴، تنها جدایی در بستر و ضرب غیرآسیبزا ذکر شده است. این تفاوت نشان میدهد که موضوع دو حکم یکسان نیست.<ref>هدایتزاده و دیگران، «نگرش فمینیستی عزیزه الحبری به آیات قرآن با تأكید بر مسأله ضرب زنان»، 1399ش، ص107-108.</ref>
| |
| | |
| == فعالیت ==
| |
| الحبری بهعنوان استاد بازنشسته و افتخاری دانشکده حقوق دانشگاه ریچموند در ویرجینیا فعالیت کرده است.<ref>[http://www.law.richmond.edu/faculty/aalhibri «Azizah Al-Hibri»، سایت دانشگاه ریچموند]</ref> در ژوئن ۲۰۱۱ میلادی، باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا، الحبری را به عنوان نماینده در کمیسیون بینالمللی آزادی مذهبی منصوب کرد. وی در ۱۹۹۲م مؤسسه «کرامه» را با هدف حمایت از حقوق زنان مسلمان در سراسر جهان تأسیس کرد. این مؤسسه از طریق برنامههای آموزشی، تحقیقات فقهی و ایجاد شبکهای از حقوقدانان و رهبران مسلمان فعالیت میکند. افزون بر این، وی عضو هیأت مؤسس مجله فلسفه فمینیستی «هیپاتیا» نیز بوده است.<ref>[http://kq.meybod.ac.ir/article_1863_23ccdbf34adf6b42d7a3a3b781f00815.pdf هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2]</ref>
| |
| | |
| == آثار ==
| |
| کتابهای «بازتعریف نقشهای زنان مسلمان در قرن آینده»، «جهانبینی اسلامی: فقه اسلامی، از دیدگاه یک مسلمان آمریکایی»، و «میل جنسی، ازدواج، و خانواده در ادیان جهان» از آثار مکتوب الحبر است. وی در مجلات حقوقی «چشمانداز اسلام نسبت به خشونت خانگی» را نوشته است.<ref>هدايت زاده، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، 1395ش، ص10-11.</ref> | |
|
| |
|
| ==پانویس== | | ==پانویس== |
| {{پانویس}} | | {{پانویس}} |
| | {{پانویس پیشنویس}} |
| | |
| ==منابع== | | ==منابع== |
| | *«اسلام و مساله ضرب زن»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 11 تیر 1387ش. |
| *بدره، محسن و دیگران، «چشمانداز جریان موسوم به "فمینیسم اسلامی" به بازنگری فقه سنّی؛ کاوش تطبیقی دیدگاههای عزیزه الحبری و کشیا علی»، مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شمارۀ 3، 1394ش، | | *بدره، محسن و دیگران، «چشمانداز جریان موسوم به "فمینیسم اسلامی" به بازنگری فقه سنّی؛ کاوش تطبیقی دیدگاههای عزیزه الحبری و کشیا علی»، مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شمارۀ 3، 1394ش، |
| | *جعفری، محمدرسول و صیدی، محمود، «نقد و بررسی دیدگاه عَزیزه هِبری در تفسیر «ضَرْب» زن در آیه 34 سوره نساء»، مجلۀ تحقیقات علوم قرآن و حدیث، شمارۀ 2، 1397ش. |
| *صیدی، محمود و حسننیا، علی، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، مجلۀ پژوهشهای قرآنی، شمارۀ 81، 1395ش. | | *صیدی، محمود و حسننیا، علی، «تحلیل انتقادی نظریه عزیزه هبری پیرامون «عدالت توحیدی» در قرآن کریم»، مجلۀ پژوهشهای قرآنی، شمارۀ 81، 1395ش. |
| *«Azizah Al-Hibri»، سایت دانشگاه ریچموند، تاریخ بازدید: 18 بهمن 1401ش.
| |
| *مکارم شیرازی، ناصر، تفسری نمونه، تهران،دار الكتب اسلامیه،، 1374ش.
| |
| *هدایتزاده، محمدصادق، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، مجلۀ گلستان قرآن، شمارۀ 9، 1395ش. | | *هدایتزاده، محمدصادق، «نویسندگان برجسته دیدگاه زن گرایانه اسلامی»، مجلۀ گلستان قرآن، شمارۀ 9، 1395ش. |
| *هدایتزاده، محمدصادق و دیگران، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»، فصلنامه کتاب قیم، شماره 22، 1399ش. | | *هدایتزاده، محمدصادق و دیگران، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»، فصلنامه کتاب قیم، شماره 22، 1399ش. |