بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات مفهوم | {{جعبه اطلاعات مفهوم | ||
| تصویر = | | تصویر =دستار۲.png | ||
| زیرنویس تصویر = | | زیرنویس تصویر =ملا کمال صلاحیزهی از سران قوم بلوچ با دستاری بر سر | ||
| image_alt = | | image_alt =ملا کمال صلاحیزهی از سران قوم بلوچ | ||
| فایل پادکست = | | فایل پادکست = | ||
| حجم فایلپادکست = | | حجم فایلپادکست = | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
==مفهومشناسی== | ==مفهومشناسی== | ||
دستار، اسم مرکبی از '''دست''' و پسوند '''ار'''، در لغت بهمعنای دستمال و روپاک است و در اصطلاح به هر پارچهای که به دور سر با وضعیتی خاص پیچیده شود، دستار گویند. روپاک، رومال،<ref>''تبریزی، برهان قاطع، ذیل واژۀ مندیل.''</ref> شال سَر و مِکوَره مترادف دستار هستند<ref> [https://vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژۀ دستار.]</ref> و در زبان عربی، از آن با عنوان [[عمامه]]،<ref>نفیسی، فرهنگ نفیسی، ذیل | دستار، اسم مرکبی از '''دست''' و پسوند '''ار'''، در لغت بهمعنای دستمال و روپاک است و در اصطلاح به هر پارچهای که به دور سر با وضعیتی خاص پیچیده شود، دستار گویند. روپاک، رومال،<ref>''تبریزی، برهان قاطع، ذیل واژۀ مندیل.''</ref> شال سَر و مِکوَره مترادف دستار هستند<ref> [https://vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژۀ دستار.]</ref> و در زبان عربی، از آن با عنوان [[عمامه]]،<ref>نفیسی، فرهنگ نفیسی، ذیل واژۀ مندیل.</ref> مِندیل و عِصابه<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژۀ دستار.]</ref> یاد میشود. این هممعنایی را نمیتوان بهصورت مطلق پذیرفت؛ زیرا شیوه بستن، نوع تزیین، رنگ و میزان پارچهٔ بهکاررفته در این سرپوش، موجب ایجاد تفاوتهایی میان نمونههای مختلف آن شده است.<ref>موسوی، «بیدستار شدن، اشكال و دلايل»، ۱۳۹۷ش، ص۵۰.</ref> | ||
هممعنایی دستار با روپاک (دستمال) نشان میدهد که مردان از پارچهای استفاده میکردند که همواره همراه آنان بود و برای خشککردن سر و صورت به کار میرفت و در صورت نیاز، از آن بهعنوان پوشش سر نیز استفاده میکردند.<ref>خزائلی، | هممعنایی دستار با روپاک (دستمال) نشان میدهد که مردان از پارچهای استفاده میکردند که همواره همراه آنان بود و برای خشککردن سر و صورت به کار میرفت و در صورت نیاز، از آن بهعنوان پوشش سر نیز استفاده میکردند.<ref>خزائلی، ''واژهنامۀ پوشش سر در ایران''، تهران، ۱۳۸۰ش، ص۶۵.</ref> | ||
==پیشینه دستار در ایران== | ==پیشینه دستار در ایران== | ||
پیشینۀ دستار در ایران به دوران باستان بازمیگردد. مادها به کلاه خود دستاری میبستند.<ref>ضیاءپور، پوشاک ایرانیان، ۱۳۴۹ش، ص۱۱۷.</ref> در تخت جمشید، نقش برجسته خدمتگذار پارسی دیده میشود که دستاری بر سر دارد.<ref>ضیاءپور، پوشاک هخامنشیها و مادیها در تخت جمشید، ۱۳۵۰ش، | پیشینۀ دستار در ایران به دوران باستان بازمیگردد. مادها به کلاه خود دستاری میبستند.<ref>ضیاءپور، پوشاک ایرانیان، ۱۳۴۹ش، ص۱۱۷.</ref> در تخت جمشید، نقش برجسته خدمتگذار پارسی دیده میشود که دستاری بر سر دارد.<ref>ضیاءپور، پوشاک هخامنشیها و مادیها در تخت جمشید، ۱۳۵۰ش، ص۱۳.</ref> خسرو پرویز ساسانی (۵۹۰-۶۲۸) دستاری داشت که در آتش نمیسوخت.<ref>بلعمی، تاریخ بلعمی، ۱۳۴۱ش، ص۱۰۹۲.</ref> | ||
عمامهپوشی از صدر اسلام، رواج داشت.<ref>[https://lib.eshia.ir/11013/2/214 ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۱۴.] </ref> پس از گسترش اسلام در ایران، بر سر نهادن عمّامه در میان گروههای برگزیده جامعه، افزایش یافت.<ref>خزائلی، واژهنامه پوشش سر در ایران، ۱۳۸۰ش، | عمامهپوشی از صدر اسلام، رواج داشت.<ref>[https://lib.eshia.ir/11013/2/214 ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۱۴.] </ref> پس از گسترش اسلام در ایران، بر سر نهادن عمّامه در میان گروههای برگزیده جامعه، افزایش یافت.<ref>خزائلی، واژهنامه پوشش سر در ایران، ۱۳۸۰ش، ص۶۷ و ۶۹.</ref> در زمان امویان (۴۱-۱۳۲ق) و عباسیان (۱۳۲-۶۵۶ق) در شهر بم دستارهایی بافته میشد که به دستار بمی معروف بود. در سدۀ چهارم هجری قمری، برخی شهرهای ایران به تولید دستارهای خاص شهرت داشتند؛ از جمله شهر آمل که به بافت دستارچههای زربافت معروف بود.<ref>متین، پوشاک ایرانیان، ۱۳۸۳ش، ص۳۶ و ۱۴۵.</ref> | ||
شاهان آلبویه (۳۲۰-۴۴۸قمری) کلاه بلندی بر روی سر قرار داده و دستاری روی آن میبستند.<ref>فقیهی، | شاهان آلبویه (۳۲۰-۴۴۸قمری) کلاه بلندی بر روی سر قرار داده و دستاری روی آن میبستند.<ref>فقیهی، آلبویه و اوضاع زمان ایشان، ۱۳۵۷ش، ص۳۴۱.</ref> در دورۀ سلجوقیان، دستار یکی از پوششهای رایج سر به شمار میرفت. دستارها معمولاً یا بر گرد کلاهی کوچک بسته میشدند و یا بهصورت نواری به دور کلاه پیچیده میشدند. این شیوه، بخشی از پوشش متداول مردان آن عصر بود و در نگارهها و آثار تاریخی نیز دیده میشود.<ref>شهشهانی، تاریخ پوشش سر در ایران، ۱۳۷۴ش، ص۷۶.</ref> | ||
در عصر ایلخانان، جایگاه دستار اهمیت بیشتری یافت. غازان خان دستار را بهعنوان بخشی از پوشش رسمی دربار تعیین کرد و آن را در میان پوشاک حکومتی رواج داد.<ref>اقبال آشتیانی، | در عصر ایلخانان، جایگاه دستار اهمیت بیشتری یافت. غازان خان دستار را بهعنوان بخشی از پوشش رسمی دربار تعیین کرد و آن را در میان پوشاک حکومتی رواج داد.<ref>اقبال آشتیانی، ''تاریخ مغول''، ۱۳۴۷ش، ص۲۵۹.</ref> با این حال، در روزگار جانشین او، اولجایتو، بهدلیل اختلافات مذهبی و کشمکش میان پیروان مذاهب اسلامی، برخی از بزرگان مغول نسبت به دستاربندان نگاه منفی پیدا کردند و آنان را مورد آزار قرار میدادند.<ref>اقبال آشتیانی، عباس، ''تاریخ مغول''، ۱۳۴۷ش، ص۳۱۴.</ref> | ||
[[پرونده:دستار۳.png|جایگزین=پرتره شاه عباس اول، اثر بیشن داس|بندانگشتی|پرتره شاه عباس اول، اثر بیشن داس، حدود ۱۶۱۸م]] | |||
در روزگار صفویان، تاج قزلباش مشهورترین پوشش سر بود. این تاج از کلاه نمدی سرخرنگی با نوک بلند تشکیل میشد که به یاد دوازده امام شیعه، به دوازده ترک تقسیم میشد. بر گرد آن، دستاری سفید و برای سادات، دستاری سبزرنگ از پشم یا ابریشم میپیچیدند.<ref>فلسفی، ''زندگانی شاه عباس اول''، تهران، ج۱، ۱۳۳۲ش، ص۲۱۳.</ref> شاه عباس اول در مراسم رسمی و دیدارهای سیاسی، تاج قزلباش همراه با دستار سبز ابریشمی بر سر میگذاشت؛ اما در محافل غیررسمی، از دستارهای ساده و بدون تاج استفاده میکرد.<ref>فلسفی، ''زندگانی شاه عباس اول''، تهران، ج۱، ۱۳۳۲ش، ص۱۵.</ref> | |||
در | در زمان نادر شاه افشار، روحانیان از دستارهای سفید و سیاه برای پوشش سر استفاده میکردند.<ref>خزائلی، واژهنامه پوشش سر در ایران، ۱۳۸۰ش، ص۷۵-۷۴.</ref> نادر شاه افشار نیز تاج و دستار خود را با جواهرات گرانبها میآراست.<ref>هنوی، ''زندگی نادرشاه''، ترجمۀ اسماعیل دولتشاهی، ۱۳۶۵ش، ص۳۲۲.</ref> | ||
در | در دورۀ زندیه، ثروتمندان دستارهایی از جنس شال کرمان یا کشمیر بر سر میگذاشتند و این دستارها را حتی در حضور شاه نیز برنمیداشتند. در این دوره، برخی افراد نیز از عرقچینهای رنگی یا چرمین استفاده میکردند و بر روی آن شال کشمیری میبستند.<ref>رجبی، ''کریم خان زند و زمان او''، ۱۳۵۵ ش، ص۱۷۸-۱۷۷.</ref> کریم خان زند کلاهی استوانهای بر سر داشت که دور آن دستاری از ترمه یا پارچۀ سفید پیچیده میشد.<ref>شهشهانی، ''تاریخچۀ پوشش سر در ایران''، ۱۳۷۴ ش، ص۱۴۲.</ref> | ||
در دورۀ قاجار، دستار در میان روحانیان، مردم عادی، روستاییان و ایلهای ایران رواج داشت.<ref>غیبی، هشت هزار سال تاریخ پوشاک اقوام ایرانی، ۱۳۸۵ش، ص۵۶۷.</ref> اوژن فلاندن رنگهای سفید، سیاه، آبی و [[سبز (رنگ)|سبز]] را برای دستار روحانیان گزارش کرده است.<ref>شهشهانی، ''تاریخچۀ پوشش سر در ایران''، ۱۳۷۴ ش، ص۲۵۵.</ref> استفاده از دستار تا اواخر قاجار و آغاز دورۀ پهلوی در میان علما و اهل علم رایج بود؛ چنانکه [[محمدتقی بهار (ملکالشعرا)|ملکالشعرای بهار]] نیز در آغاز، دستار بر سر میگذاشت.<ref>عرفانی، ''شرح احوال و آثار ملک الشعرا محمدتقی بهار''، ۱۳۳۵ش، ص۳۶.</ref> با این حال، استفاده از دستار ابتدا در میان درباریان قاجار و مردم فرنگدیده منسوخ شد و سپس طبقات متوسط نیز به تبعیت از آنان، آن را کنار گذاشتند.<ref>غیبی، هشت هزار سال تاریخ پوشاک اقوام ایرانی، ۱۳۸۵ش، ص۵۶۷.</ref> | |||
در دورۀ قاجار، دستار در میان روحانیان، مردم عادی، روستاییان و ایلهای ایران رواج داشت.<ref>غیبی، | |||
==اجزای دستار== | ==اجزای دستار== | ||
دستار از پیچه، چشم، طَرف یا گوشه، طُرّه یا دنباله، عُقده یا گره و کلاه تشکیل شده است.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/1615796531-10346-46-2.pdf رضازاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویت سازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، | دستار از پیچه، چشم، طَرف یا گوشه، طُرّه یا دنباله، عُقده یا گره و کلاه تشکیل شده است.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/1615796531-10346-46-2.pdf رضازاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویت سازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، ۱۳۹۹ش، ص۴۳.] </ref> | ||
==نحوه بستن دستار== | ==نحوه بستن دستار== | ||
دستار بدون کلاه و یا عرقچین به دور سر بسته نمیشود و پس از پوشیدن عرقچین پارچه به دور آن پیچیده میشود.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/1615796531-10346-46-2.pdf رضازاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویتسازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، | دستار بدون کلاه و یا عرقچین به دور سر بسته نمیشود و پس از پوشیدن عرقچین پارچه به دور آن پیچیده میشود.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/1615796531-10346-46-2.pdf رضازاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویتسازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، ۱۳۹۹ش، ص۳۸.] </ref> بستن دستار شیوه خاصی دارد؛ قسمتی از پارچه دستار گردن را میپوشاند و لایههای زیادی از باقیماندۀ پارچه مانند تاج بر سر گذاشته میشود. قسمتی از آن دور سر و مابقی در پشت گردن، آویزان میشود. روش بستن دستار در عصر صفوی بسیار متفاوت بوده است؛ با استفاده از پارچهای راهراه، یا چهارخانه و یا رنگی یکدست به دور کلاهی از جنس نمد چندین بار پیچیده میشده است و برای تزیین از پر و یا گل و گیاه استفاده میکردند.<ref>شهشهانی، تاریخ پوشش سر در ایران، ۱۳۷۴ش، ص۱۳۱-۱۲۹. </ref> نحوه دستار بستن و پیچ و تاپ آن نزد شاعران خیالپرداز، استعاره از غنچه، گل و شکوفه گرفته شده است:<ref>[https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمونهای دستار و دستاربندی در ادبیات»، ۱۳۹۸ش، ص۱۵۱.]</ref> | ||
{{شعر جدید | {{شعر جدید | ||
| متن =دستار گل امروز نگر گشته پریشان | | متن =دستار گل امروز نگر گشته پریشان | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
پیچیدن دستار به شیوۀ عمامه، نیازمند مهارت بود و در گذشته افرادی با عنوان عمامهپیچ از این راه امرار معاش میکردند. شیوۀ بستن دستار در مناطق مختلف ایران تفاوت داشت؛ برای نمونه، در برخی نواحی، دنبالۀ عمامه را بر شانه میانداختند تا در صورت نیاز چهره را با آن بپوشانند. در خراسان نیز دهقانان بخشی از دستار را بهصورت تاجمانند بر سر نگه میداشتند که نشانۀ دارایی و جایگاه اجتماعی آنان بود.<ref>خزائلی، واژهنامه پوشش سر در ایران، ۱۳۸۰ش، ص۶۲و۶۵.</ref> زاهدان و صوفیان نیز دستار را به گونهای میبستند که یک پیچ آن از زیر زنخدان میگذشت و سر دیگرش بر دوش میافتاد؛ این نوع دستار تحتالحَنَک نام داشت.<ref>غیبی، هشت هزار سال تاریخ پوشاک اقوام ایرانی، ۱۳۸۵ش، ص۳۲۷.</ref> | پیچیدن دستار به شیوۀ عمامه، نیازمند مهارت بود و در گذشته افرادی با عنوان عمامهپیچ از این راه امرار معاش میکردند. شیوۀ بستن دستار در مناطق مختلف ایران تفاوت داشت؛ برای نمونه، در برخی نواحی، دنبالۀ عمامه را بر شانه میانداختند تا در صورت نیاز چهره را با آن بپوشانند. در خراسان نیز دهقانان بخشی از دستار را بهصورت تاجمانند بر سر نگه میداشتند که نشانۀ دارایی و جایگاه اجتماعی آنان بود.<ref>خزائلی، واژهنامه پوشش سر در ایران، ۱۳۸۰ش، ص۶۲و۶۵.</ref> زاهدان و صوفیان نیز دستار را به گونهای میبستند که یک پیچ آن از زیر زنخدان میگذشت و سر دیگرش بر دوش میافتاد؛ این نوع دستار تحتالحَنَک نام داشت.<ref>غیبی، هشت هزار سال تاریخ پوشاک اقوام ایرانی، ۱۳۸۵ش، ص۳۲۷.</ref> | ||
==عوامل مؤثر در شیوه بستن دستار== | ==عوامل مؤثر در شیوه بستن دستار== | ||
عوامل متعددی در بستن دستار دخیل هستند؛ بهطور مثال سنتها و سفارشات دینی یکی از مواردی است که بر نحوه بستن دستار تأثیرگذار بوده است. نوع دیگر آن، تقلید از رفتار مرشد و یا شخصیتی محبوب در اجتماع است که مردم برای نمایش همفکری و همسویی خود با او به تقلید پوشش میپردازند. دستار بستن امیرعلیشیر نوایی که بعدها بهطرز میرعلی شیری از آن یاد شده یکی از این برخوردها است و یا ابازه پاشا عثمانی بهعلت محبوبیت باعث ترویج روشی در بستن دستار پس از مرگ خود شد.<ref> [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمونهای دستار و دستاربندی در ادبیات»، | عوامل متعددی در بستن دستار دخیل هستند؛ بهطور مثال سنتها و سفارشات دینی یکی از مواردی است که بر نحوه بستن دستار تأثیرگذار بوده است. نوع دیگر آن، تقلید از رفتار مرشد و یا شخصیتی محبوب در اجتماع است که مردم برای نمایش همفکری و همسویی خود با او به تقلید پوشش میپردازند. دستار بستن امیرعلیشیر نوایی که بعدها بهطرز میرعلی شیری از آن یاد شده یکی از این برخوردها است و یا ابازه پاشا عثمانی بهعلت محبوبیت باعث ترویج روشی در بستن دستار پس از مرگ خود شد.<ref> [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمونهای دستار و دستاربندی در ادبیات»، ۱۳۹۸ش، ص۱۵۰.]</ref> | ||
==دستار در شعر و ادب فارسی== | ==دستار در شعر و ادب فارسی== | ||
دستار در ادب فارسی، گاه بهصورت مستقیم و گاه در قالب تشبیه، استعاره و دیگر آرایههای ادبی بازتاب یافته است. شاعران فارسیزبان از ویژگیهایی چون رنگ، اندازه، شکل و شیوۀ قرار گرفتن دستار بر سر، برای تصویرسازی و مضمونپردازی بهره بردهاند. در شعر دورههای آغازین، بهویژه در آثار شاعرانی چون فرخی سیستانی و منوچهری دامغانی، دستار بیشتر در توصیف طبیعت و عناصر ظاهری بهکار رفته است. از قرن پنجم و ششم هجری به بعد، با افزایش انتقادهای اجتماعی و اخلاقی نسبت به برخی دستاربندان و زاهدان ریاکار، دستار در شعر فارسی جنبهای نمادین یافت و به نشانهای از ریا، تظاهر و زهدفروشی تبدیل شد. ازاینرو، شاعرانی چون سنایی غزنوی، مولوی و ملکالشعرای بهار، در آثار خود از دستار و دستاربندان در نقدهای اخلاقی و اجتماعی بهره گرفتهاند.<ref> [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمونهای دستار و دستاربندی در ادبیات»، | دستار در ادب فارسی، گاه بهصورت مستقیم و گاه در قالب تشبیه، استعاره و دیگر آرایههای ادبی بازتاب یافته است. شاعران فارسیزبان از ویژگیهایی چون رنگ، اندازه، شکل و شیوۀ قرار گرفتن دستار بر سر، برای تصویرسازی و مضمونپردازی بهره بردهاند. در شعر دورههای آغازین، بهویژه در آثار شاعرانی چون فرخی سیستانی و منوچهری دامغانی، دستار بیشتر در توصیف طبیعت و عناصر ظاهری بهکار رفته است. از قرن پنجم و ششم هجری به بعد، با افزایش انتقادهای اجتماعی و اخلاقی نسبت به برخی دستاربندان و زاهدان ریاکار، دستار در شعر فارسی جنبهای نمادین یافت و به نشانهای از ریا، تظاهر و زهدفروشی تبدیل شد. ازاینرو، شاعرانی چون سنایی غزنوی، مولوی و ملکالشعرای بهار، در آثار خود از دستار و دستاربندان در نقدهای اخلاقی و اجتماعی بهره گرفتهاند.<ref> [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمونهای دستار و دستاربندی در ادبیات»، ۱۳۹۸ش، ص۱۴۸.]</ref> | ||
برخی از مثلهایی که دربارۀ دستار وجود دارد، غالباً مصرعی شعر است که در میان مردم رایج شده است، مانند: نه سر ماند، نه دستار؛ هر روز مرا سری و دستاری نیست؛ زن مرد نگردد به نکو بستن دستار؛ هر کسی بندد به آیین دگر دستار را؛ من کجا و هوسِ لاله به دستار زدن.<ref>دهگان، | برخی از مثلهایی که دربارۀ دستار وجود دارد، غالباً مصرعی شعر است که در میان مردم رایج شده است، مانند: نه سر ماند، نه دستار؛ هر روز مرا سری و دستاری نیست؛ زن مرد نگردد به نکو بستن دستار؛ هر کسی بندد به آیین دگر دستار را؛ من کجا و هوسِ لاله به دستار زدن.<ref>دهگان، ''فرهنگ جامع ضربالمثلهای فارسی''، ۱۳۸۳ ش، ص۴۶۴.</ref> | ||
==اهمیت پوشیدن دستار== | ==اهمیت پوشیدن دستار== | ||
در تمام دورههای تاریخی ایران، دستار از میان انواع پوشاک، دارای اهمیت بیشتری بوده است؛<ref> [https://ensani.ir/file/download/article/1615796531-10346-46-2.pdf رضازاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویتسازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، ۱۳۹۹ش، ص۳۶.] </ref> از جمله عوامل مهم در گسترش استفاده از دستار در میان مسلمانان، علاوه بر جایگاه فرهنگی و اجتماعی آن، تأکیدها و روایات موجود در سنت اسلامی نیز بوده است.<ref> حیدرمیرزا دوغلات، تاریخ رشیدی، ۱۳۸۳ش، ص۸۶.</ref> این پوشش، علاوه بر کارکرد اصلی خود در پوشاندن سر بهعنوان یکی از مهمترین بخشهای بدن، به سبب قرار گرفتن در بالاترین بخش اندام انسان، امکان نمایش جایگاه اجتماعی و جلوههای ظاهری فرد را نیز فراهم میکرد.<ref>ذکاء، «نگاهی به کلاه پارسیان در روزگار هخامنشیان»، ۱۳۴۲ش، ص۲۸.</ref> همانقدر که دستار بر سر داشتن اهمیت داشت، بیدستار شدن، تحقیر به شمار میآمد.<ref> [https://ensani.ir/file/download/article/1554534928-9952-19-3.pdf موسوی، «بیدستار شدن، اشکال و دلایل»، ۱۳۹۷ش، ص۵۱]</ref> به دلیل اهمیت دستار در فرهنگ مردم، فقط در موارد خاصی افراد بدون دستار دیده میشدند: | |||
در تمام دورههای تاریخی ایران، دستار از میان انواع پوشاک، دارای اهمیت بیشتری بوده است؛<ref> [https://ensani.ir/file/download/article/1615796531-10346-46-2.pdf رضازاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویتسازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، | |||
*برداشتن دستار در مراسم سوگواری؛ | *برداشتن دستار در مراسم سوگواری؛ | ||
*برداشتن دستار در مراسم پایکوبی؛ | *برداشتن دستار در مراسم پایکوبی؛ | ||
| خط ۸۳: | خط ۷۹: | ||
*خلع دستار توسط دیگری برای گرفتن مقام و منصب؛ | *خلع دستار توسط دیگری برای گرفتن مقام و منصب؛ | ||
*دزدیدن دستار؛ | *دزدیدن دستار؛ | ||
*برداشتن دستار برای مجازات شخص (مثلاً حلقه کردن به دور گردن خود شخص).<ref> [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمونهای دستار و دستاربندی در ادبیات»، | *برداشتن دستار برای مجازات شخص (مثلاً حلقه کردن به دور گردن خود شخص).<ref> [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمونهای دستار و دستاربندی در ادبیات»، ۱۳۹۸ش، ص۱۴۶.]</ref> | ||
==کاربردهای دستار== | ==کاربردهای دستار== | ||
در ادب فارسی، قرار دادن مکاتبات و نوشتهها در این سرپوش پیشینهای کهن دارد. همچنین نهادن مسواک در دستار در نواحی شمالشرقی ایران، رسمی رایج در میان اهل صلاح بوده است.<ref> [https://ensani.ir/fa/article/430808/%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8-%D9%81%D8%A7% موسوی، «اشارات و | در ادب فارسی، قرار دادن مکاتبات و نوشتهها در این سرپوش پیشینهای کهن دارد. همچنین نهادن مسواک در دستار در نواحی شمالشرقی ایران، رسمی رایج در میان اهل صلاح بوده است.<ref> [https://ensani.ir/fa/article/430808/%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8-%D9%81%D8%A7% موسوی، «اشارات و مضمونهای دستار و دستاربندی در ادبیات»، ۱۳۹۸ش، ص۱۵۳-۱۵۲].</ref> در گذشته، مردم به جای کیف پول امروزی از دستار استفاده میکردند؛ بهگونهای که سکههای خود را در گوشهای از آن میبستند و همراه خود به بازار میبردند.<ref> قمی، تاریخ قم،۱۳۶۱ش، ص۱۸۴.</ref> همچنین در مواقع نیاز، دستار کارکرد طناب یا ریسمان را نیز پیدا میکرد؛ چنانکه سعدی در داستانی به این کاربرد اشاره کرده است: فردی در بیابان سگی تشنه را مییابد و برای آبدادن به او، ناچار از کلاه خود بهجای دلو (سطل) و از دستار خویش بهجای ریسمان استفاده میکند؛<ref> سعدی، بوستان، ۱۳۸۰ش، ص۸۲-۸۱.</ref> در نواحی کویری ایران نیز، مردم بخش انتهایی دستار را پشت گردن میآویختند و در هنگام وزش بادهای کویری از آن برای محافظت دهان و گردن در برابر خاک و شن استفاده میکردند؛<ref> شهشهانی، تاریخ پوشش سر در ایران، ۱۳۷۴ش، ص۱۶۳.</ref> | ||
== رنگ دستار == | == رنگ دستار == | ||
استفاده از انواع رنگها نشان از مقام، مرتبه و مسلک پوشنده دستار بود. رنگ سفید متعلق به شیخها و زاهدان، رنگ سیاه و رنگ سبز مخصوص سادات، رنگ شیری و شکری ویژه بازاریها بود که تا چندی پیش با نخ زرد و قهوهای سوزندوزی و تزیین میشد.<ref> ماهیار نوابی، عمامۀ شیروشکری، نامۀ مینوی، ۱۳۵۰ش، | استفاده از انواع رنگها نشان از مقام، مرتبه و مسلک پوشنده دستار بود. رنگ سفید متعلق به شیخها و زاهدان، رنگ سیاه و رنگ سبز مخصوص سادات، رنگ شیری و شکری ویژه بازاریها بود که تا چندی پیش با نخ زرد و قهوهای سوزندوزی و تزیین میشد.<ref> ماهیار نوابی، عمامۀ شیروشکری، نامۀ مینوی، ۱۳۵۰ش، ص۴۴۵</ref> | ||
==تزیین دستار (دستار مرصع)== | ==تزیین دستار (دستار مرصع)== | ||
منابع موجود نشان از تزیین دستارها با مواد گرانبهایی چون سنگهای قیمتی، طلا و جواهرات و همچنین برخی مواد غیرقیمتی، مانند پر و یا گل دارند. استفاده از گل برای تزیین دستار بیشتر در ادبیات بهویژه شاعران سبک هندی بازتاب داشته است.<ref> [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و | [[پرونده:دستار۴.jpg|جایگزین=شاه صفی یکم با دستار تزیینشده|بندانگشتی|شاه صفی یکم با دستار تزیینشده]] | ||
منابع موجود نشان از تزیین دستارها با مواد گرانبهایی چون سنگهای قیمتی، طلا و جواهرات و همچنین برخی مواد غیرقیمتی، مانند پر و یا گل دارند. استفاده از گل برای تزیین دستار بیشتر در ادبیات بهویژه شاعران سبک هندی بازتاب داشته است.<ref> [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمونهای دستار و دستاربندی در ادبیات»، ۱۳۹۸ش، ص۱۶۳-۱۶۲.]</ref> در عصر صفوی علاوه بر پر و گل استفاده از مروارید برای تزیین دستار نیز رایج بوده است.<ref> شهشهانی، تاریخچه پوشش سر در ایران، ۱۳۷۴ش، ص۱۳۰.</ref> | |||
==دستار در میان اقوام ایرانی== | ==دستار در میان اقوام ایرانی== | ||
* '''کردها''' | * [[پرونده:دستار۵.jpg|جایگزین=پیرزن کرمانجی با دستاری بر سر|بندانگشتی|پیرزن کرمانجی با دستاری بر سر]]'''کردها''' | ||
کُردها، معتقد هستند که سر مردان نباید لخت باشد و با انواع پوششها سر را میپوشانند.<ref> [https://www.homsa.net/blog/kurdish-dress/ «لباس کردی؛ همنشینی رنگ و سلیقه و هنر»، وبسایت هومسا.]</ref> مردان کرد به دور عرقچین خود دستاری از جنس ابریشم و به رنگ مشکی میپیچند. این دستارها ریشه دارند که بر روی صورت آنها قرار میگیرد.<ref>ضیاءپور، پوشاک ایلها چادرنشینان و روستاییان ایران، ۱۳۴۶ش، ص۶۷؛ کسراییان، کردهای ایران، | کُردها، معتقد هستند که سر مردان نباید لخت باشد و با انواع پوششها سر را میپوشانند.<ref> [https://www.homsa.net/blog/kurdish-dress/ «لباس کردی؛ همنشینی رنگ و سلیقه و هنر»، وبسایت هومسا.]</ref> مردان کرد به دور عرقچین خود دستاری از جنس ابریشم و به رنگ مشکی میپیچند. این دستارها ریشه دارند که بر روی صورت آنها قرار میگیرد.<ref>ضیاءپور، پوشاک ایلها چادرنشینان و روستاییان ایران، ۱۳۴۶ش، ص۶۷؛ کسراییان، کردهای ایران، ۱۳۷۲ش.</ref> زنان کرد نیز بر روی سر خود دستار میبندند. دستار آنها دو قسمت دارد. قسمت نخست کلاهی کوتاه با کلّگی مسطح و پولکدوزی شده و قسمت دوم پارچة مشکی که به دور کلاه روی هم انباشته و با استفاده از سنجاق به یکدیگر وصل میکنند.<ref>ضیاءپور، پوشاک ایلها چادرنشینان و روستاییان ایران، ۱۳۴۶ش، ص۲۲؛ کسراییان، کردهای ایران، ۱۳۷۲ش. </ref> زنان کرد در [[قوچان]]، دستار را روی روسری خود میبندند.<ref>ضیاءپور، پوشاک ایلها چادرنشینان و روستاییان ایران، ۱۳۴۶ش، ص۲۷و۶۰و۹۰؛ کسراییان، کردهای ایران، ۱۳۷۲ش.</ref> | ||
* '''بختیاریها''' | * '''بختیاریها''' | ||
| خط ۱۱۴: | خط ۱۱۱: | ||
* '''افغانستان''' | * '''افغانستان''' | ||
[[پرونده:دستار۶.png|جایگزین=یکی از مکاتب افغانستان در شروع سال تحصیلی|بندانگشتی|تصویر یکی از مکاتب افغانستان در شروع سال تحصیلی.]] | |||
دستار که در افغانستان با نامهایی چون مندیل، لنگی، فوته (فیته)، سرله (سَلّه)، چلمه (نام بوسنیایی)، لوکنته، لنگوته و پتکی نیز شناخته میشود، یکی از پوششهای سنتی مردان است.<ref>[https://jameghor.com/article/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B4%D9%85%D9%84%D9%87/ غوری، محمدانور، «جایگاه دستار و شمله»، وبسایت جام غور.]</ref> این پوشش علاوه بر کارکرد پوششی، جایگاه فرهنگی، اجتماعی و گاه مذهبی دارد. دستار در افغانستان پیشینهای کهن دارد و ریشه آن به سنتهای پوششی منطقه و فرهنگهای همجوار بازمیگردد. در دورههای مختلف تاریخی میان اقشار مختلف جامعه و حتی در میان حاکمان و نخبگان رایج بوده و با گسترش فرهنگ اسلامی در منطقه، جایگاه گستردهتری پیدا کرده است. در جامعه افغانستان، دستار نماد احترام، وقار و هویت فرهنگی است و بیشتر در میان روحانیون، بزرگان قومی و افراد مسن استفاده میشود. شیوه بستن و رنگ دستار در مناطق مختلف کشور متفاوت است؛ در شرق و جنوبشرق معمولاً بزرگتر و تیرهرنگ، و در شمال—بهویژه میان اقوام ازبک—سادهتر و روشنتر است که این تفاوتها بازتاب تنوع فرهنگی کشور به شمار میرود.<ref>[https://swn.af/a-man-with-a-silk-scarf/ «مردی با دستار ابریشمی»، وبسایت سلام وطندار فارسی.]</ref> | دستار که در افغانستان با نامهایی چون مندیل، لنگی، فوته (فیته)، سرله (سَلّه)، چلمه (نام بوسنیایی)، لوکنته، لنگوته و پتکی نیز شناخته میشود، یکی از پوششهای سنتی مردان است.<ref>[https://jameghor.com/article/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B4%D9%85%D9%84%D9%87/ غوری، محمدانور، «جایگاه دستار و شمله»، وبسایت جام غور.]</ref> این پوشش علاوه بر کارکرد پوششی، جایگاه فرهنگی، اجتماعی و گاه مذهبی دارد. دستار در افغانستان پیشینهای کهن دارد و ریشه آن به سنتهای پوششی منطقه و فرهنگهای همجوار بازمیگردد. در دورههای مختلف تاریخی میان اقشار مختلف جامعه و حتی در میان حاکمان و نخبگان رایج بوده و با گسترش فرهنگ اسلامی در منطقه، جایگاه گستردهتری پیدا کرده است. در جامعه افغانستان، دستار نماد احترام، وقار و هویت فرهنگی است و بیشتر در میان روحانیون، بزرگان قومی و افراد مسن استفاده میشود. شیوه بستن و رنگ دستار در مناطق مختلف کشور متفاوت است؛ در شرق و جنوبشرق معمولاً بزرگتر و تیرهرنگ، و در شمال—بهویژه میان اقوام ازبک—سادهتر و روشنتر است که این تفاوتها بازتاب تنوع فرهنگی کشور به شمار میرود.<ref>[https://swn.af/a-man-with-a-silk-scarf/ «مردی با دستار ابریشمی»، وبسایت سلام وطندار فارسی.]</ref> | ||