سعید مقدم (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات مفهوم
{{جعبه اطلاعات مفهوم
| تصویر            =دستار.png   
| تصویر            =دستار۲.png   
| زیرنویس تصویر    =[[عبدالعلی مزاری]]؛ از رهبران افغانستان با دستاری بر سر   
| زیرنویس تصویر    =ملا کمال صلاحی‌زهی از سران قوم بلوچ با دستاری بر سر   
| image_alt        =عبدالعلی مزاری؛ از رهبران افغانستان با دستاری بر سر
| image_alt        =ملا کمال صلاحی‌زهی از سران قوم بلوچ
| فایل پادکست      =   
| فایل پادکست      =   
| حجم فایلپادکست    =   
| حجم فایلپادکست    =   
خط ۴۴: خط ۴۴:


در عصر ایلخانان، جایگاه دستار اهمیت بیشتری یافت. غازان خان دستار را به‌عنوان بخشی از پوشش رسمی دربار تعیین کرد و آن را در میان پوشاک حکومتی رواج داد.<ref>اقبال آشتیانی، ''تاریخ مغول''، ۱۳۴۷ش، ص۲۵۹.</ref> با این حال، در روزگار جانشین او، اولجایتو، به‌دلیل اختلافات مذهبی و کشمکش میان پیروان مذاهب اسلامی، برخی از بزرگان مغول نسبت به دستاربندان  نگاه منفی پیدا کردند و آنان را مورد آزار قرار می‌دادند.<ref>اقبال آشتیانی، عباس، ''تاریخ مغول''، ۱۳۴۷ش، ص۳۱۴.</ref>
در عصر ایلخانان، جایگاه دستار اهمیت بیشتری یافت. غازان خان دستار را به‌عنوان بخشی از پوشش رسمی دربار تعیین کرد و آن را در میان پوشاک حکومتی رواج داد.<ref>اقبال آشتیانی، ''تاریخ مغول''، ۱۳۴۷ش، ص۲۵۹.</ref> با این حال، در روزگار جانشین او، اولجایتو، به‌دلیل اختلافات مذهبی و کشمکش میان پیروان مذاهب اسلامی، برخی از بزرگان مغول نسبت به دستاربندان  نگاه منفی پیدا کردند و آنان را مورد آزار قرار می‌دادند.<ref>اقبال آشتیانی، عباس، ''تاریخ مغول''، ۱۳۴۷ش، ص۳۱۴.</ref>
 
[[پرونده:دستار۳.png|جایگزین=پرتره شاه عباس اول، اثر بیشن داس|بندانگشتی|پرتره شاه عباس اول، اثر بیشن داس، حدود ۱۶۱۸م]]
در روزگار صفویان، تاج قزلباش مشهورترین پوشش سر بود. این تاج از کلاه نمدی سرخ‌رنگی با نوک بلند تشکیل می‌شد که به یاد دوازده امام شیعه، به دوازده ترک تقسیم می‌شد. بر گرد آن، دستاری سفید و برای سادات، دستاری سبزرنگ از پشم یا ابریشم می‌پیچیدند.<ref>فلسفی، ''زندگانی شاه عباس اول''، تهران، ج۱، ۱۳۳۲ش، ص۲۱۳.</ref> شاه عباس اول در مراسم رسمی و دیدارهای سیاسی، تاج قزلباش همراه با دستار سبز ابریشمی بر سر می‌گذاشت؛ اما در محافل غیررسمی، از دستارهای ساده و بدون تاج استفاده می‌کرد.<ref>فلسفی، ''زندگانی شاه عباس اول''، تهران، ج۱، ۱۳۳۲ش، ص۱۵.</ref>
در روزگار صفویان، تاج قزلباش مشهورترین پوشش سر بود. این تاج از کلاه نمدی سرخ‌رنگی با نوک بلند تشکیل می‌شد که به یاد دوازده امام شیعه، به دوازده ترک تقسیم می‌شد. بر گرد آن، دستاری سفید و برای سادات، دستاری سبزرنگ از پشم یا ابریشم می‌پیچیدند.<ref>فلسفی، ''زندگانی شاه عباس اول''، تهران، ج۱، ۱۳۳۲ش، ص۲۱۳.</ref> شاه عباس اول در مراسم رسمی و دیدارهای سیاسی، تاج قزلباش همراه با دستار سبز ابریشمی بر سر می‌گذاشت؛ اما در محافل غیررسمی، از دستارهای ساده و بدون تاج استفاده می‌کرد.<ref>فلسفی، ''زندگانی شاه عباس اول''، تهران، ج۱، ۱۳۳۲ش، ص۱۵.</ref>


خط ۶۹: خط ۶۹:
برخی از مثل‌هایی که دربارۀ دستار وجود دارد، غالباً مصرعی شعر است که در میان مردم رایج شده است، مانند: نه سر ماند، نه دستار؛ هر روز مرا سری و دستاری نیست؛ زن مرد نگردد به نکو بستن دستار؛ هر کسی بندد به آیین دگر دستار را؛ من کجا و هوسِ لاله به دستار زدن.<ref>دهگان، ''فرهنگ جامع ضرب‌المثلهای فارسی''، ۱۳۸۳ ش، ص۴۶۴.</ref>
برخی از مثل‌هایی که دربارۀ دستار وجود دارد، غالباً مصرعی شعر است که در میان مردم رایج شده است، مانند: نه سر ماند، نه دستار؛ هر روز مرا سری و دستاری نیست؛ زن مرد نگردد به نکو بستن دستار؛ هر کسی بندد به آیین دگر دستار را؛ من کجا و هوسِ لاله به دستار زدن.<ref>دهگان، ''فرهنگ جامع ضرب‌المثلهای فارسی''، ۱۳۸۳ ش، ص۴۶۴.</ref>
==اهمیت پوشیدن دستار==
==اهمیت پوشیدن دستار==
[[پرونده:دستار۱.png|جایگزین=پیرمرد بلوچ با دستار|بندانگشتی|پیرمرد بلوچ با دستار|387x387پیکسل]]
در تمام دوره‌های تاریخی ایران، دستار از میان انواع پوشاک، دارای اهمیت بیشتری بوده است؛<ref>  [https://ensani.ir/file/download/article/1615796531-10346-46-2.pdf رضا‌زاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویت‌سازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، ۱۳۹۹ش، ص۳۶.] </ref> از جمله عوامل مهم در گسترش استفاده از دستار در میان مسلمانان، علاوه بر جایگاه فرهنگی و اجتماعی آن، تأکیدها و روایات موجود در سنت اسلامی نیز بوده است.<ref>  حیدرمیرزا دوغلات، تاریخ رشیدی، ۱۳۸۳ش، ص۸۶.</ref> این پوشش، علاوه بر کارکرد اصلی خود در پوشاندن سر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بخش‌های بدن، به سبب قرار گرفتن در بالاترین بخش اندام انسان، امکان نمایش جایگاه اجتماعی و جلوه‌های ظاهری فرد را نیز فراهم می‌کرد.<ref>ذکاء، «نگاهی به کلاه پارسیان در روزگار هخامنشیان»، ۱۳۴۲ش، ص۲۸.</ref> همان‌قدر که دستار بر سر داشتن اهمیت داشت، بی‌دستار شدن، تحقیر به شمار می‌آمد.<ref>  [https://ensani.ir/file/download/article/1554534928-9952-19-3.pdf موسوی، «بی‌دستار شدن، اشکال و دلایل»، ۱۳۹۷ش، ص۵۱]</ref> به دلیل اهمیت دستار در فرهنگ مردم، فقط در موارد خاصی افراد بدون دستار دیده می‌شدند:
در تمام دوره‌های تاریخی ایران، دستار از میان انواع پوشاک، دارای اهمیت بیشتری بوده است؛<ref>  [https://ensani.ir/file/download/article/1615796531-10346-46-2.pdf رضا‌زاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویت‌سازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، ۱۳۹۹ش، ص۳۶.] </ref> از جمله عوامل مهم در گسترش استفاده از دستار در میان مسلمانان، علاوه بر جایگاه فرهنگی و اجتماعی آن، تأکیدها و روایات موجود در سنت اسلامی نیز بوده است.<ref>  حیدرمیرزا دوغلات، تاریخ رشیدی، ۱۳۸۳ش، ص۸۶.</ref> این پوشش، علاوه بر کارکرد اصلی خود در پوشاندن سر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بخش‌های بدن، به سبب قرار گرفتن در بالاترین بخش اندام انسان، امکان نمایش جایگاه اجتماعی و جلوه‌های ظاهری فرد را نیز فراهم می‌کرد.<ref>ذکاء، «نگاهی به کلاه پارسیان در روزگار هخامنشیان»، ۱۳۴۲ش، ص۲۸.</ref> همان‌قدر که دستار بر سر داشتن اهمیت داشت، بی‌دستار شدن، تحقیر به شمار می‌آمد.<ref>  [https://ensani.ir/file/download/article/1554534928-9952-19-3.pdf موسوی، «بی‌دستار شدن، اشکال و دلایل»، ۱۳۹۷ش، ص۵۱]</ref> به دلیل اهمیت دستار در فرهنگ مردم، فقط در موارد خاصی افراد بدون دستار دیده می‌شدند:
*برداشتن دستار در مراسم سوگواری؛
*برداشتن دستار در مراسم سوگواری؛
خط ۸۳: خط ۸۲:


==کاربردهای دستار==
==کاربردهای دستار==
در ادب فارسی، قرار دادن مکاتبات و نوشته‌ها در این سرپوش پیشینه‌ای کهن دارد. همچنین نهادن مسواک در دستار در نواحی شمال‌شرقی ایران، رسمی رایج در میان اهل صلاح بوده است.<ref>  [https://ensani.ir/fa/article/430808/%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8-%D9%81%D8%A7% موسوی، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستاربندی در ادبیات»، ۱۳۹۸ش، ص۱۵۳-۱۵۲].</ref> در گذشته، مردم به جای کیف پول امروزی از دستار استفاده می‌کردند؛ به‌گونه‌ای که سکه‌های خود را در گوشه‌ای از آن می‌بستند و همراه خود به بازار می‌بردند.<ref>  قمی، تاریخ قم،1361ش، ص184.</ref> همچنین در مواقع نیاز، دستار کارکرد طناب یا ریسمان را نیز پیدا می‌کرد؛ چنان‌که سعدی در داستانی به این کاربرد اشاره کرده است: فردی در بیابان سگی تشنه را می‌یابد و برای آب‌دادن به او، ناچار از کلاه خود به‌جای دلو (سطل) و از دستار خویش به‌جای ریسمان استفاده می‌کند؛<ref>  سعدی، بوستان، 1380ش، ص81-82.</ref>  در نواحی کویری ایران نیز، مردم بخش انتهایی دستار را پشت گردن می‌آویختند و در هنگام وزش بادهای کویری از آن برای محافظت دهان و گردن در برابر خاک و شن استفاده می‌کردند؛<ref>  شهشهانی، تاریخ پوشش سر در ایران، ۱۳۷۴ش، ص۱۶۳.</ref>
در ادب فارسی، قرار دادن مکاتبات و نوشته‌ها در این سرپوش پیشینه‌ای کهن دارد. همچنین نهادن مسواک در دستار در نواحی شمال‌شرقی ایران، رسمی رایج در میان اهل صلاح بوده است.<ref>  [https://ensani.ir/fa/article/430808/%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8-%D9%81%D8%A7% موسوی، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستاربندی در ادبیات»، ۱۳۹۸ش، ص۱۵۳-۱۵۲].</ref> در گذشته، مردم به جای کیف پول امروزی از دستار استفاده می‌کردند؛ به‌گونه‌ای که سکه‌های خود را در گوشه‌ای از آن می‌بستند و همراه خود به بازار می‌بردند.<ref>  قمی، تاریخ قم،۱۳۶۱ش، ص۱۸۴.</ref> همچنین در مواقع نیاز، دستار کارکرد طناب یا ریسمان را نیز پیدا می‌کرد؛ چنان‌که سعدی در داستانی به این کاربرد اشاره کرده است: فردی در بیابان سگی تشنه را می‌یابد و برای آب‌دادن به او، ناچار از کلاه خود به‌جای دلو (سطل) و از دستار خویش به‌جای ریسمان استفاده می‌کند؛<ref>  سعدی، بوستان، ۱۳۸۰ش، ص۸۲-۸۱.</ref>  در نواحی کویری ایران نیز، مردم بخش انتهایی دستار را پشت گردن می‌آویختند و در هنگام وزش بادهای کویری از آن برای محافظت دهان و گردن در برابر خاک و شن استفاده می‌کردند؛<ref>  شهشهانی، تاریخ پوشش سر در ایران، ۱۳۷۴ش، ص۱۶۳.</ref>


== رنگ دستار ==
== رنگ دستار ==
استفاده از انواع رنگ‌ها نشان از مقام، مرتبه و مسلک پوشنده دستار بود. رنگ سفید متعلق به شیخ‌ها و زاهدان‌، رنگ سیاه و رنگ سبز مخصوص سادات، رنگ شیری و شکری ویژه بازاری‌ها بود که تا چندی پیش با نخ زرد و قهوه‌ای سوزن‌دوزی و تزیین می‌شد.‌<ref>  ماهیار نوابی، عمامۀ شیروشکری، نامۀ مینوی، ۱۳۵۰ش، ص۴۴۵</ref>  
استفاده از انواع رنگ‌ها نشان از مقام، مرتبه و مسلک پوشنده دستار بود. رنگ سفید متعلق به شیخ‌ها و زاهدان‌، رنگ سیاه و رنگ سبز مخصوص سادات، رنگ شیری و شکری ویژه بازاری‌ها بود که تا چندی پیش با نخ زرد و قهوه‌ای سوزن‌دوزی و تزیین می‌شد.‌<ref>  ماهیار نوابی، عمامۀ شیروشکری، نامۀ مینوی، ۱۳۵۰ش، ص۴۴۵</ref>  
==تزیین‌ دستار (دستار مرصع‌)==
==تزیین‌ دستار (دستار مرصع‌)==
منابع موجود نشان از تزیین دستار‌ها با مواد گران‌بهایی چون سنگ‌های قیمتی، طلا و جواهرات و همچنین‌ برخی مواد غیرقیمتی، مانند پر و ‌یا گل دارند. استفاده از گل برای تزیین دستار بیشتر در ادبیات به‌ویژه شاعران سبک هندی بازتاب داشته است.<ref>  [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستاربندی در ادبیات»، ۱۳۹۸ش، ص۱۶۳-۱۶۲.]</ref> در عصر صفوی علاوه بر پر و گل استفاده از مروارید برای تزیین دستار نیز رایج بوده است.<ref>  شهشهانی، تاریخچه پوشش سر در ایران، ۱۳۷۴ش، ص۱۳۰.</ref>
[[پرونده:دستار۴.jpg|جایگزین=شاه صفی یکم با دستار تزیین‌شده|بندانگشتی|شاه صفی یکم با دستار تزیین‌شده]]
منابع موجود نشان از تزیین دستار‌ها با مواد گران‌بهایی چون سنگ‌های قیمتی، طلا و جواهرات و همچنین‌ برخی مواد غیرقیمتی، مانند پر و ‌یا گل دارند. استفاده از گل برای تزیین دستار بیشتر در ادبیات به‌ویژه شاعران سبک هندی بازتاب داشته است.<ref>  [https://lire.modares.ac.ir/article-41-41992-fa.pdf موسوی، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستاربندی در ادبیات»، ۱۳۹۸ش، ص۱۶۳-۱۶۲.]</ref> در عصر صفوی علاوه بر پر و گل استفاده از مروارید برای تزیین دستار نیز رایج بوده است.<ref>  شهشهانی، تاریخچه پوشش سر در ایران، ۱۳۷۴ش، ص۱۳۰.</ref>
==دستار در میان اقوام ایرانی==
==دستار در میان اقوام ایرانی==


* '''کردها'''
* [[پرونده:دستار۵.jpg|جایگزین=پیرزن کرمانجی با دستاری بر سر|بندانگشتی|پیرزن کرمانجی با دستاری بر سر]]'''کردها'''


کُردها، معتقد هستند که سر مردان نباید لخت باشد و با انواع پوشش‌ها سر را می‌پوشانند.<ref>  [https://www.homsa.net/blog/kurdish-dress/ «لباس کردی؛ همنشینی رنگ و سلیقه و هنر»، وب‌سایت هومسا.]</ref> مردان کرد به دور عرق‌چین خود دستاری از جنس ابریشم و به رنگ مشکی می‌پیچند. این دستارها ریشه دارند که بر روی صورت آن‌ها قرار می‌گیرد.<ref>ضیاءپور، پوشاک ایل‌ها چادرنشینان و روستاییان ایران، ۱۳۴۶ش، ص۶۷؛ کسراییان، کردهای ایران، ۱۳۷۲ش.</ref> زنان کرد نیز بر روی سر خود دستار می‌بندند. دستار آن‌ها دو قسمت دارد. قسمت نخست کلاهی کوتاه با کلّگی مسطح و پولک‌دوزی شده و قسمت دوم پارچة مشکی که به دور کلاه روی هم انباشته و با استفاده از سنجاق به یکدیگر وصل می‌کنند.<ref>ضیاءپور، پوشاک ایل‌ها چادرنشینان و روستاییان ایران، ۱۳۴۶ش، ص۲۲؛ کسراییان، کردهای ایران، ۱۳۷۲ش. </ref> زنان کرد در [[قوچان]]، دستار را روی روسری خود می‌بندند.<ref>ضیاءپور، پوشاک ایل‌ها چادرنشینان و روستاییان ایران، ۱۳۴۶ش، ص۲۷و۶۰و۹۰؛ کسراییان، کردهای ایران، ۱۳۷۲ش.</ref>  
کُردها، معتقد هستند که سر مردان نباید لخت باشد و با انواع پوشش‌ها سر را می‌پوشانند.<ref>  [https://www.homsa.net/blog/kurdish-dress/ «لباس کردی؛ همنشینی رنگ و سلیقه و هنر»، وب‌سایت هومسا.]</ref> مردان کرد به دور عرق‌چین خود دستاری از جنس ابریشم و به رنگ مشکی می‌پیچند. این دستارها ریشه دارند که بر روی صورت آن‌ها قرار می‌گیرد.<ref>ضیاءپور، پوشاک ایل‌ها چادرنشینان و روستاییان ایران، ۱۳۴۶ش، ص۶۷؛ کسراییان، کردهای ایران، ۱۳۷۲ش.</ref> زنان کرد نیز بر روی سر خود دستار می‌بندند. دستار آن‌ها دو قسمت دارد. قسمت نخست کلاهی کوتاه با کلّگی مسطح و پولک‌دوزی شده و قسمت دوم پارچة مشکی که به دور کلاه روی هم انباشته و با استفاده از سنجاق به یکدیگر وصل می‌کنند.<ref>ضیاءپور، پوشاک ایل‌ها چادرنشینان و روستاییان ایران، ۱۳۴۶ش، ص۲۲؛ کسراییان، کردهای ایران، ۱۳۷۲ش. </ref> زنان کرد در [[قوچان]]، دستار را روی روسری خود می‌بندند.<ref>ضیاءپور، پوشاک ایل‌ها چادرنشینان و روستاییان ایران، ۱۳۴۶ش، ص۲۷و۶۰و۹۰؛ کسراییان، کردهای ایران، ۱۳۷۲ش.</ref>  
خط ۱۱۱: خط ۱۱۱:


* '''افغانستان'''
* '''افغانستان'''
 
[[پرونده:دستار۶.png|جایگزین=یکی از مکاتب افغانستان در شروع سال تحصیلی|بندانگشتی|تصویر یکی از مکاتب افغانستان در شروع سال تحصیلی.]]
دستار که در افغانستان با نام‌هایی چون مندیل، لنگی، فوته (فیته)، سرله (سَلّه)، چلمه (نام بوسنیایی)، لوکنته، لنگوته و پتکی نیز شناخته می‌شود، یکی از پوشش‌های سنتی مردان است.<ref>[https://jameghor.com/article/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B4%D9%85%D9%84%D9%87/ غوری، محمدانور، «جایگاه دستار و شمله»، وب‌سایت جام غور.]</ref> این پوشش علاوه بر کارکرد پوششی، جایگاه فرهنگی، اجتماعی و گاه مذهبی دارد. دستار در افغانستان پیشینه‌ای کهن دارد و ریشه آن به سنت‌های پوششی منطقه و فرهنگ‌های هم‌جوار بازمی‌گردد. در دوره‌های مختلف تاریخی میان اقشار مختلف جامعه و حتی در میان حاکمان و نخبگان رایج بوده و با گسترش فرهنگ اسلامی در منطقه، جایگاه گسترده‌تری پیدا کرده است. در جامعه افغانستان، دستار نماد احترام، وقار و هویت فرهنگی است و بیشتر در میان روحانیون، بزرگان قومی و افراد مسن استفاده می‌شود. شیوه بستن و رنگ دستار در مناطق مختلف کشور متفاوت است؛ در شرق و جنوب‌شرق معمولاً بزرگ‌تر و تیره‌رنگ، و در شمال—به‌ویژه میان اقوام ازبک—ساده‌تر و روشن‌تر است که این تفاوت‌ها بازتاب تنوع فرهنگی کشور به‌ شمار می‌رود.<ref>[https://swn.af/a-man-with-a-silk-scarf/ «مردی با دستار ابریشمی»، وب‌سایت سلام وطندار فارسی.]</ref>
دستار که در افغانستان با نام‌هایی چون مندیل، لنگی، فوته (فیته)، سرله (سَلّه)، چلمه (نام بوسنیایی)، لوکنته، لنگوته و پتکی نیز شناخته می‌شود، یکی از پوشش‌های سنتی مردان است.<ref>[https://jameghor.com/article/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B4%D9%85%D9%84%D9%87/ غوری، محمدانور، «جایگاه دستار و شمله»، وب‌سایت جام غور.]</ref> این پوشش علاوه بر کارکرد پوششی، جایگاه فرهنگی، اجتماعی و گاه مذهبی دارد. دستار در افغانستان پیشینه‌ای کهن دارد و ریشه آن به سنت‌های پوششی منطقه و فرهنگ‌های هم‌جوار بازمی‌گردد. در دوره‌های مختلف تاریخی میان اقشار مختلف جامعه و حتی در میان حاکمان و نخبگان رایج بوده و با گسترش فرهنگ اسلامی در منطقه، جایگاه گسترده‌تری پیدا کرده است. در جامعه افغانستان، دستار نماد احترام، وقار و هویت فرهنگی است و بیشتر در میان روحانیون، بزرگان قومی و افراد مسن استفاده می‌شود. شیوه بستن و رنگ دستار در مناطق مختلف کشور متفاوت است؛ در شرق و جنوب‌شرق معمولاً بزرگ‌تر و تیره‌رنگ، و در شمال—به‌ویژه میان اقوام ازبک—ساده‌تر و روشن‌تر است که این تفاوت‌ها بازتاب تنوع فرهنگی کشور به‌ شمار می‌رود.<ref>[https://swn.af/a-man-with-a-silk-scarf/ «مردی با دستار ابریشمی»، وب‌سایت سلام وطندار فارسی.]</ref>