پرش به محتوا

فرهنگ: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
بدون خلاصۀ ویرایش
امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۲۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''{{درشت|فرهنگ؛}}''' شیوۀ زندگی، باورها، ارزش‌ها، هنجارها و نمادهای مشترک یک جامعه یا گروه اجتماعی.<ref group="دیدگاه">به نظرتان مباحث مربوط به مفهوم و تطورات واژه وزن زیادی به خود نگرفته است؟ کل متن مقاله 4700 کلمه است و بیش از 2000 کلمه به واژه و تطورات آن اختصاص یافته است. افزون بر این، در هر سه زبان بحث تطورات و ماهیت همپوشانی زیادی پیدا کرده است.  
'''{{درشت|فرهنگ؛}}''' شیوهٔ زندگی مبتنی بر مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها، هنجارها و نمادهای مشترک در یک جامعه یا گروه اجتماعی.


از سوی دیگر اگر بنا بر جامعیت است چرا از فرهنگ های آسیاسی و شرقی سخنی به میان نیامده است؟</ref>
فرهنگ (به انگلیسی: Culture، به عربی: ثقافة)، مجموعه‌ای درهم‌تنیده از باورها، ارزش‌ها، هنجارها، دانش‌ها، هنرها، مهارت‌ها، قانون، آداب‌ورسوم و نمادهای مشترک است که شیوهٔ زندگی در یک [[جامعه]] و نظام معرفتی، هویتی و رفتاری انسان‌ها را شکل می‌دهد. این پدیدهٔ برساختهٔ بشری، امری غریزی نیست، بلکه از طریق فرایند یادگیری و [[جامعه‌پذیری]] از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و پدیده‌ای همواره پویا و تحول‌پذیر است. فرهنگ به‌دلیل گستردگی و چندلایه‌بودن، با رهیافت‌های توصیفی، نمادین، تاریخی، تکوینی، ساختاری و روانی، واکاوی می‌شود. در اندیشهٔ متفکران مسلمان، فرهنگ بیشتر با مفاهیمی چون تهذیب نفس، انسان‌سازی، حیات متعالی و هدایت‌گری دین پیوند خورده است. امروزه علاوه‌بر کارکردهای بنیادین نظیر [[همبستگی اجتماعی]] و پاسخ به نیازهای اجتماعی، مفاهیمی چون [[اقتصاد فرهنگ]] و [[صنعت فرهنگ]] و به‌ویژه [[صنایع فرهنگی خلاق]]، نشان‌دهندهٔ نقش کلیدی فرهنگ در تعیین منزلت طبقاتی، بازتولید قدرت و اقتصاد جوامع مدرن است.


فرهنگ (به انگلیسی: Culture، به عربی: ثقافة) در علوم انسانی و اجتماعی، مجموعه‌ای درهم‌تنیده از شیوهٔ زندگی، باورها، ارزش‌ها، هنجارها، دانش‌ها، هنرها، قانون، آداب‌ورسوم و نمادهای مشترک یک جامعه است که نظام معرفتی، هویتی و رفتاری انسان‌ها را شکل می‌دهد. این پدیدهٔ برساختهٔ بشری، امری غریزی نیست، بلکه از طریق فرآیند یادگیری و فرهنگ‌پذیری از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و پدیده‌ای همواره پویا و تحول‌پذیر است. عناصر سازندهٔ فرهنگ عموماً در دو بُعد کلان درونی  و بیرونی  تبلور می‌یابند. واژهٔ فرهنگ در زبان فارسی تطور معنایی پرفرازونشیبی را پشت سر گذاشته است؛ از معنای اولیهٔ تعلیم و تربیت، خرد و کیاست در متون پارسی میانه و ادبیات کلاسیک، تا نام‌گذاری دانش‌نامه‌ها در قرون متأخر و در نهایت معادل‌سازی برای مفهوم مدرن غربی (Culture) که امروزه کاربرد جامعه‌شناختی دارد. به‌دلیل گستردگی و چندلایه‌بودن این مفهوم، اندیشمندان غربی آن را از رهیافت‌های گوناگونی نظیر توصیفی، نمادین، تاریخی، تکوینی، ساختاری و روانی واکاوی کرده‌اند؛ درحالی‌که در جهان عرب و در اندیشهٔ متفکران مسلمان، با رویکردی غایت‌شناختی و هنجاری، فرهنگ بیشتر با مفاهیمی چون تهذیب نفس، انسان‌سازی، حیات متعالی و هدایت‌گری دین پیوند خورده است. امروزه علاوه بر کارکردهای بنیادین نظیر انسجام‌بخشی و پاسخ به نیازهای اجتماعی، مفاهیمی نوین چون سرمایه فرهنگی  و صنایع فرهنگی نشان‌دهندهٔ نقش کلیدی فرهنگ در تعیین منزلت طبقاتی، بازتولید قدرت و اقتصاد جوامع مدرن است.
== تعریف فرهنگ ==
واژهٔ فرهنگ از دورهٔ پارسی میانه وارد ادبیات ایران‌زمین شده<ref>آشوری، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، 1357ش، ص18.</ref> و بر وزن و همسان «فرهنج»، به معنای علم، دانش، خرد، ادب، بزرگی و سنجیدگی، کتاب لغت، نام مادر کیکاووس، شاخه درختی که در زمین ریشه دوانده و سرچشمه آب (دهن فرهنج) یا سر کاریز است.<ref>برهان، برهان قاطع، 1362، ج3، ص1480-1481، ذیل واژه فرهنج و فرهنگ؛ دهخدا، لغت‌نامه، 1377، ص، 17132 و 17133، ذیل واژه فرهنگ و فرهنگی.</ref> فرهنگ در متون کلاسیک و [[زبان فارسی]] در این معانی به‌ کار رفته است: فضایل اخلاقی و خلق‌وخوی نیکو،<ref>میرفخرایی، بررسی دینکرد ششم، 1392ش، ص115 و 175؛ بیهقی، تاریخ بیهق، 1361ش، ص4؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم‌افزار شاهنامه مثنوی معنوی، 1392ش، دفتر اول، ص 77؛ سنایی، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، 1387ش، ص103؛ جامی، مثنوی هفت اورنگ، 1366ش، ج2، ص478، بیت 1275.</ref> دانش، تربیت و یادگیری،<ref>روح‌الامینی، زمینه فرهنگ‌شناسی، ۱۳۹۴ش، ص۱۲؛ ابن‌سینا، ظفرنامه، بی‌تا، ص۱۰؛ جامی، هفت اورنگ، 1366ش، ج۲، ص۴۷۸؛ سجاسی، فرائد السلوک، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۵؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم‌افزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص۸۵۶، بیت ۳۱۰۶۸ و ص۱۰۷۲، بیت ۳۸۸۸۰؛ مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۹۱ش، ص۳۲۰.</ref> مهارت و توانمندی‌های عملی،<ref>[https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh74 نظامی گنجوی، ''کلیات خمسه''، خسرو و شیرین، بخش ۷۴، وب‌سایت گنجور؛] دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۸۳ش، ج3، ص۱۶۲۲؛ [https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh90 اسدی طوسی، ''گرشاسپ‌نامه''، بخش ۹۰، وب‌سایت گنجور؛] اصفهانی، تحفة الملوک، 1382ش، ص۵؛ مولوی، مثنوی معنوی، 1391ش، ص۲۶۲، بیت ۳۱۸۱، ص۶۴۸، بیت ۱۳۸۰ و ص۸۸۸، بیت ۳۸۳۲؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم‌افزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص۸۹۴، بیت ۳۲۴۲۷؛ طهرانی، دستورالاعقاب، ۱۳۷۶ش، ص۸۶.</ref> کیاست و فراست<ref>[https://ganjoor.net/saadi/mavaez/ghete2/sh147 سعدی، مواعظ، قطعه ۱۴۷، وب‌سایت گنجور؛] مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم‌افزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص۹، بیت ۲۷۴؛ [https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh90 اسدی طوسی، گرشاسپ‌نامه، بخش ۹۰، وب‌سایت گنجور.]</ref> و آداب، منش و رسوم نخبگان و طبقات درباری.<ref>المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۹؛ [https://ganjoor.net/zahiri/sendbad/sh5 ظهیری سمرقندی، سندبادنامه، بخش ۵، وب‌سایت گنجور؛] کوسج، برزونامه (بخش کهن)، ۱۳۸۷ش، ص۹۶–۹۷؛ مولوی، مثنوی معنوی، 1391، ص۸۴۱، ابیات ۲۴۷۲–۲۴۷۳ و ۸۴۳، ابیات ۲۵۲۵–۲۵۲۷.</ref>


== فرهنگ در زبان و ادبیات فارسی ==
فرهنگ در زبان فارسی چندین تطور مفهومی را تجربه کرده است:


=== '''لغت‌‌شناسی''' ===
* در متون پارسی میانه، دلالت بر تعلیم و تربیت داشت.<ref>عریان، «خسرو قبادان و ریدکی»، ۱۳۶۱ش، ص۱۰۸۱؛ آذرپاد، ''دینکرد ششم: حکمت فرزانگان ساسانی''، ۱۳۹۱ش، ص۱۲۲–۱۲۳؛ آشوری، داریوش، ''تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، 1357''، ص۱۸؛ مشکور، ''کارنامه اردشیر بابکان''، ۱۳۲۹ش، ص۵.</ref>
واژۀ فرهنگ که از دورۀ پارسی میانه و زبان پارسیک وارد ادبیات نوشتاری و گفتاری تمدن پارس شده است،<ref>آشوری، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، 1357ش، ص18.</ref> از ماده [ف َر هَ ن ک] بر وزن و معنای «فرهنج» از پیشوند فر+ هنگ از ریشه ثنگ (thang) اوستایی به معنای کشیدن و فرهیخت تشکیل‌شده و به معنای علم، دانش، خرد، ادب، بزرگی و سنجیدگی، کتاب لغات، نام مادر کیکاووس، شاخه درختی که در زمین ریشه دوانده و سرچشمه آب (دهن فرهنج) یا سر کاریز آمده است.<ref>برهان، برهان قاطع، 1362، ج3، ص1480-1481، ذیل واژه فرهنج و فرهنگ؛ دهخدا، لغتنامه دهخدا، 1377، ص، 17132 و 17133، ذیل واژه فرهنگ و فرهنگی.</ref> مطابق معانی فوق اصطلاح وزارت فرهنگ، به‌عنوان نهاد متولی تعلیم و تربیت و یاددادن دانش‌های روز در دورۀ قاجاریه تأسیس و با ارتقاء سطح دانش افراد جامعه و تربیت افراد متخصص، هدف‌گذاری شد.<ref>معین، فرهنگ فارسی، 1360ش، ج2، ص پیاپی، 2538، ذیل واژه فرهنگ.</ref> مجموعۀ آداب‌ورسوم و مجموعۀ علوم، معارف و هنرهای یک قوم و آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت از معانی دیگر فرهنگ است که در کتاب‌های لغت ذکرشده است.<ref>عمید، فرهنگ عمید،  1387ش، ج2، ص1536. ذیل واژه فرهنگ.</ref>
* در دورهٔ کلاسیک هویتی نخبگانی یافت.<ref>المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۹؛ غزالی، ''نصیحة الملوک''، ۱۳۱۷ش، ص۶۵.</ref>
* از قرن یازدهم هجری با نام‌گذاری واژه‌نامه‌ها همگانی‌تر شد.<ref>اصفهانی، ''جُنگ فرهنگ، ادب و تاریخ''، ۱۰۰۴ق؛ بهرامی، ''فرهنگ روستائی، یا دایرةالمعارف فلاحتی''، ۱۳۱۷ش.</ref>
* در سال ۱۳۱۷ش، با تأسیس وزارت فرهنگ، معادل آموزش و پرورش رسمی به کار رفت. در این زمان، معلمان را فرهنگیان گفتند.<ref>سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، شماره اسناد: ۹۵/۲۹۷/۳۰۸۶، ۲۹۷/۱۲۰۹۸ و ۲۹۷/۲۶۳۸۱؛ مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، قانون توسعه معارف در ولایات، مصوب ۱۳۰۶ش؛ بنی‌هاشم، نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن، ۱۳۴۰ش؛ کسروی، فرهنگ چیست؟، ۱۳۴۴ش، ص۳–۴؛ معین، فرهنگ فارسی، 1360ش، ج2، 2538، ذیل واژه فرهنگ.</ref>
* با ورود علوم غربی، ابتدا معادل تمدن و سپس معادل اصطلاح جامعه‌شناختی Culture قرار گرفت.<ref>صدیق، ''یک سال در آمریکا: شرح مسافرت به امریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور''، ۱۳۲۱ش؛ محمدی، ''فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب''، ۱۳۲۳ش، ص۱۰؛ گارودی، ''کمونیسم و رستاخیز فرهنگ''، ۱۳۲۶ش؛ حکمت، «ایران در فرهنگ جهان»، ۱۳۲۶ش، ص۱۱.</ref>
* پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ش، ادبیات رسمی رویکردی ایدئولوژیک به این واژه یافت و مفاهیمی چون [[تهاجم فرهنگی]] و [[امنیت فرهنگی]] محور سیاست‌گذاری‌ها شد.<ref>اسلامی ندوشن، فرهنگ و شبه‌فرهنگ، ۱۳۵۴ش، ص۲۴؛ حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ۱۳۵۹ش؛ زمانی و شفعی، «درآمدی بر رابطه امنیت و فرهنگ در عصر جهانی شدن»، 1386ش، ص17-18؛ شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، ۱۳۵۸ش.</ref>


=== '''ماهیت فرهنگ در زبان و ادبیات فارسی''' ===
=== فرهنگ در زبان و ادبیات غربی ===
مفهوم فرهنگ در متون و تراث کهن فارسی، دارای تنوع معنایی گسترده‌ای است که در شش محور اصلی زیر طبقه‌بندی شده است:<ref group="دیدگاه">این طبقه بندی ها به نظر تحقیق دست اول میاد نه گزارش ویکی...</ref>
واژهٔ Culture در زبان‌های اروپایی از واژهٔ کهن فرانسوی Couture اقتباس شده است که آن نیز برگرفته از ریشه لاتین فعل ''colo'' و مصدر ''colere'' به‌ معنای کشت، پرورش گیاه و مراقبت است.<ref>پهلوان، فرهنگ‌شناسی، ۱۳۸۲ش، ص۳–۴؛ ویلیامز، فرهنگ و جامعه، 1398، ص30-31؛ Berger, A. A. , "The Meanings of Culture: Culture: Its Many Meanings", ''M/C Journal'', Vol. 3, No. 2, 2000. Longman Exams dictionary, Pearson Education Limited, 2006, p. 359.</ref> این مفهوم که در اصل کاربردی کشاورزی و زیست‌شناختی داشت، نخستین‌بار توسط سیسرون، متفکر رومی، با استعاره‌ای برای توصیف رشد فکری و اخلاقی انسان به‌ کار رفت و مبدأ توسعهٔ معنایی این واژه در اروپای مدرن شد.<ref>همرسلی، ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ۱۴۰۰ش، ص۱۷.</ref> از قرن هجدهم تا اوایل قرن بیستم میلادی، فرهنگ به‌ویژه در زبان آلمانی به‌شکل Kultur با مفاهیمی چون دستاوردهای تمدنی بشریت و شبکهٔ دانش و تعلیم‌وتربیت کاملاً مترادف شد. متفکران با این همانی‌سازی تلاش می‌کردند، از ارزش‌های هنری و ادبی در برابر پیشروی بی‌روحِ تمدن صنعتی دفاع کنند.<ref>پهلوان، فرهنگ‌شناسی، ۱۳۷۸ش، ص۵؛ همرسلی، مارتین، مفهوم فرهنگ، 1400ش، ص۱۸.</ref>


'''اخلاق و فضایل اخلاقی:''' در متونی چون ''دینکرد ششم''، فرهنگ در کنار خرد و دین، نیک‌ترین چیزهاست.<ref>میرفخرایی، بررسی دینکرد ششم، 1392ش، صص115 و 175.</ref> فردوسی در ''شاهنامه'' آن را هم‌تراز با خرد و نشانگر ویژگی‌های برتر باطنی انسان می‌داند.<ref>مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم افزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص 207، بیت 7404، ص 1096، بیت 39760  و ص ص87، بیت 3089-3090.</ref> ابوالفضل بیهقی فرهنگ را معادل علم اخلاق و ویژگی بارز نظام معرفتی ایرانیان برمی‌شمارد.<ref>بیهقی، تاریخ بیهق، 1361ش، ص4.</ref> شاعرانی چون مولوی، سنایی و جامی نیز آن را به‌معنای خلق‌خوی نیکو، مناعت‌طبع و ادب به کار برده‌اند.<ref>مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم افزار شاهنامه مثنوی معنوی، 1392ش، دفتر اول، ص 77؛ سنایی، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، 1387ش، ص103؛ جامی، مثنوی هفت اورنگ، 1366ش، ج2، ص478، بیت 1275.</ref>
=== فرهنگ در زبان و ادبیات عربی ===
معادل واژهٔ فرهنگ در زبان عربی ثقافة است که ریشه در واژگانی با بار معنایی ترازبندی، سرعت فهم، مهارت‌آموزی، هوشمندی و چابکی دارد.<ref>فراهیدی، کتاب العین، 1367ش، ج‏5، ص138؛ ابن‌فارس، معجم مقایسیس اللغه، 1363ش، ج1، ص382-383؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ۱۳۰۰ق، ص۱۲۷؛ آذرتاش و آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی، 1379ش، ص69.</ref> ثقافة در کاربردهای تخصصی، بر علوم و فنون نیازمند مهارت و اندیشه‌پروری دلالت دارد.<ref>مصطفی ابراهیم، معجم الوسیط، 1386ش، ج1، ص98؛ آذرتاش و آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی، 1379ش، ص69.</ref> این پیوند لغوی با تیزبینی و یادگیری،<ref>فؤاد سعید و فوزی خلیل، ''الثقافه و الحضاره: مقاربه بین الفکرین الغربی و الاسلامی''، ۲۰۰۸م، ص۹۹–۱۰۱.</ref> در چارچوب نظام شناختی عربی-اسلامی با محوریت متون وحیانی و مؤلفه‌هایی چون اصلاح، تهذیب و ابتنا بر [[فطرت]] انسانی بسط یافته و دربرگیرندهٔ اعتقادات، میراث هویتی، ارزش‌های متعالی و اصول رفتاری یک قوم است.<ref>فؤاد سعید و فوزی خلیل، الثقافه و الحضاره، ص۹۹–۱۰۱؛ الخطیب، لمحات فی ثقافة الاسلامیه، ۱۹۷۹م/۱۳۹۹ق، ص۱۳؛ عارف، الحضاره، الثقافه المدنیه: دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم، ۱۹۹۴م، ص۳۱–۳۲.</ref> در پی تحولات و مناسبات سیاسی جهان عرب<ref>بن‌نبی، ''مشکلة الثقافة''، 1984م، ص۳۶.</ref> در قرون ۱۹ و ۲۰ میلادی، مفهوم غربی Culture وارد ادبیات عرب شد.<ref>عارف، ''الحضاره، الثقافه المدنیه: دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم''، ۱۹۹۴م، ص۲۶.</ref> در سال ۱۹۲۷م، ثقافة به‌ معنای معارف و مهارت‌های اکتسابی در تمایز با حضارة به‌ معنای تمدن، پیشنهاد شد.<ref>موسی، «الثقافه و الحضاره»، مجله ''الهلال''، دسامبر ۱۹۲۷م، ص۱۷۱؛ فؤاد سعید و فوزی خلیل، ''الثقافه و الحضاره: مقاربه بین الفکرین الغربی و الاسلامی''، ۲۰۰۸م، ص۹۸.</ref> پذیرش معنای مردم‌نگارانهٔ غربی، نشانۀ رویکردی التقاطی دانسته شده است که دلالت‌های بومی واژه ثقافة به‌نفع اصطلاح‌شناسی غربی به حاشیه رانده‌ می‌شود.<ref>عارف، ''الحضاره، الثقافه المدنیه: دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم''، 1994م، ص۳۰.</ref>


'''دانش و تربیت:''' در متون پهلوی و رساله‌هایی نظیر ''ظفرنامه''، فرهنگ، بذر دانش و کلید درک حقایق است.<ref>روح‌الامینی، ''زمینه فرهنگ‌شناسی''، ۱۳۹۴ش، ص ۱۲؛ ابن‌سینا، ''ظفرنامه''، [بی‌تا]، ص ۱۰.</ref> در متون کلاسیک، هویتی کاملاً اکتسابی و آموزشی دارد؛<ref>جامی، ''هفت اورنگ، 1366ش''، ج۲، ص ۴۷۸.</ref> چنان‌که در ''فرائد السلوک'' برای توصیف محتوای آموزشی و معلمان استفاده شده است.<ref>سجاسی، ''فرائد السلوک''، ۱۳۸۶ش، ص ۱۰۵.</ref> فردوسی و مولوی نیز فرهنگ را در پیوند با دانش‌آموزی و در تقابل با نادانی به کار برده‌اند.<ref>مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم افزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص ۸۵۶، بیت ۳۱۰۶۸ و ص ۱۰۷۲، بیت ۳۸۸۸۰؛ مولوی،  ''مثنوی معنوی''، ۱۳۹۱ش، ص ۳۲۰.</ref>
=== رابطه جامعه و فرهنگ ===
ار منظر دانش [[جامعه‌شناسی]]، جامعه به گروهی از انسان‌ها اشاره دارد که در یک قلمرو جغرافیایی مشخص زندگی می‌کنند، دارای نظام سیاسی-اقتصادی مشترک‌ هستند و با یکدیگر تعامل دارند؛ اما فرهنگ، الگوها، باورها و شیوهٔ زندگی مشترک آن افراد است. جامعه، سخت‌افزار و کالبد انسانی و فرهنگ، نرم‌افزار یا روح حاکم بر آن کالبد ذکر شده است. این دو مفهوم جدایی‌ناپذیرند؛ هیچ جامعه‌ای بدون فرهنگ نمی‌تواند به حیات و انسجام خود ادامه دهد و هیچ فرهنگی نیز بدون یک جامعهٔ انسانی امکان بقا، انتقال و تجلی ندارد.<ref>گیدنز، جامعه‌شناسی، 1381ش، ص56.</ref>


'''تدبیر و راه‌چاره:''' در ادبیات حماسی و غنایی، تدبیر به‌ویژه در امور جنگ و صلح از ارکان فرهنگ است و در برابر جنگ‌طلبیِ بی‌منطق قرار می‌گیرد.<ref>[https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh74 نظامی گنجوی، ''کلیات خمسه''، خسرو و شیرین، وب‌سایت گنجور، بخش ۷۴؛] دهخدا، ''امثال و حکم''، ۱۳۸۳ش، ج3، ص ۱۶۲۲؛ [https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh90 اسدی طوسی، ''گرشاسپ‌نامه''، وب‌سایت گنجور، بخش ۹۰.]</ref> در متونی نظیر ''تحفة‌الملوک''، ''شاهنامه'' و اشعار مولوی، فرهنگ همان راه‌چاره‌ای است که انسان را از مشقت‌ها می‌رهاند.<ref>اصفهانی، ''تحفة الملوک''، 1382ش، ص ۵؛ مولوی، ''مثنوی معنوی''، تهران، 1391ش، ص ۲۶۲، بیت ۳۱۸۱، ص ۶۴۸، بیت ۱۳۸۰ و ص ۸۸۸، بیت ۳۸۳۲؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم افزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص ۸۹۴، بیت ۳۲۴۲۷.</ref> در اسناد دیوانی متأخرتر نیز، فقدان تدبیر پیامد بی‌فرهنگی دانسته شده است.<ref>طهرانی، ''دستورالاعقاب''، ۱۳۷۶ش، ص ۸۶.</ref>
== رویکردهای علمی به فرهنگ ==
 
فرهنگ در اصطلاحات علمی، معانی مختلفی دارد. دانشنامه‌ بریتانیکا و دایرةالمعارف بین‌المللی علوم اجتماعی، این تعاریف را در رویکردهای جهان‌شمول، تکاملی، ساختاری و هنجاری طبقه‌بندی کرده‌اند.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص۴–۵.</ref> در یک دسته‌بندی دیگر، رویکردهای تعریف فرهنگ به هشت دسته تقسیم می‌شوند:<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص۱۵۷؛ گوهری‌پور، «معنا و مفهوم فرهنگ عمومی در پرتو مفهوم جهان‌های ممکن»، 1388ش، ص149-150.</ref>
'''توانایی و مهارت:''' فرهنگ امری اکتسابی و پرورشی است که بر ویژگی‌های خونی و نژادی (گهر) برتری دارد.<ref>مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم افزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص ۱۱۰۴، ابیات ۴۰۰۲۸-۴۰۰۳۱.</ref> در ''مثنوی معنوی'' نیز، این واژه صراحتاً هم‌تراز با واژهٔ هنر و به‌معنای مهارت‌های فردی و توانمندی‌های عملی و فنی استفاده شده است.<ref>مولوی، ''مثنوی معنوی''، 1391ش، ص ۸۵۳، ابیات ۲۸۱۶-۲۸۱۹ و ص ۶۷۲، بیت ۲۰۵۱.</ref>
# '''رویکرد کلاسیک:''' فرهنگ، فرایند گسترش استعدادهای بشری است که با فراگیری آثار پژوهشی و هنری به قابلیت می‌رسد.<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص۱۵۷.</ref> فرهنگ از این منظر، به معنی ذهنیت بالنده اجتماع<ref>ویلیامز، «به سوی جامعه‌شناسی فرهنگ»، ۱۳۸۰ش، ص۵۲.</ref> و شاخص رشد یک جامعه است.<ref>الیوت، دربارهٔ فرهنگ، ۱۳۶۹ش، ص۳۲.</ref>
 
# '''رویکرد توصیفی:''' فرهنگ یک کل نظام‌مند شامل باورها، آیین‌ها و موضوعات مادی،<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص۱۶۱.</ref> یا کلیت درهم‌تنیده‌ای است از دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات و هرگونه توانایی که آدمی به‌عنوان عضو جامعه به دست می‌آورد.<ref>آشوری، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص۳۷.</ref>  
'''کیاست و فراست:''' شاعرانی چون فردوسی و اسدی طوسی فرهنگ را معادل هوشمندی و کیاست دانسته‌اند<ref>[https://ganjoor.net/saadi/mavaez/ghete2/sh147 سعدی، ''مواعظ''، وب‌سایت گنجور، قطعه ۱۴۷؛] مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم افزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص ۹، بیت ۲۷۴.</ref> و سعدی برخورداری آن را در تقابل با غفلت و به‌عنوان خصلتی لازمهٔ زمامداری معرفی می‌کند.<ref>[https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh90 اسدی طوسی، ''گرشاسپ‌نامه''، وب‌سایت گنجور، بخش ۹۰.]</ref>
# '''رویکرد تاریخی:''' فرهنگ به‌عنوان میراث اجتماعی یا سنت گذشتگان<ref>آگ‌برن و نیم‌کوف، زمینه جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص۶۹.</ref> دربرگیرندهٔ رفتارهای مشترک انسانی است که از نسلی به نسل بعد منتقل می‌شود.<ref>آشوری، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص۴۴ و ۴۵.</ref>
 
# '''رویکرد هنجاری:''' فرهنگ عبارت است از شیوه‌های رفتار، احساس و اندیشهٔ آموخته‌شده در جامعه<ref>روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص۱۲۳.</ref> و نیز تلاش‌ها برای موجه‌سازی این سرمشق‌ها در زندگی.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص۲۷.</ref>
'''آداب و منش:''' در متونی چون مقدمهٔ ''شاهنامه ابومنصوری''، ''سندبادنامه'' و ''برزونامه''، فرهنگ دلالت بر آداب‌ورسومِ اختصاصیِ درباریان و پادشاهان دارد که یادگیری آن برای شاهزادگان ضروری بوده است.<ref>المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، مندرج در: رضازاده ملک، رحیم، دیباچه شاهنامه ابومنصوری، فصلنامه ''نامه انجمن''، ۱۳۸۳ش، شماره ۱۳، ص ۱۲۹؛ [https://ganjoor.net/zahiri/sendbad/sh5 ظهیری سمرقندی، ''سندبادنامه''، وب‌سایت گنجور، بخش ۵؛] کوسج، ''برزونامه (بخش کهن)''، ۱۳۸۷ش، صص ۹۶-۹۷.</ref> مولوی نیز این واژه را برای توصیف شیوهٔ رفتار و منشِ ویژهٔ آدمیان به‌کار برده است.<ref>مولوی، ''مثنوی معنوی''، 1391، ص ۸۴۱، ابیات ۲۴۷۲-۲۴۷۳ و  ۸۴۳، ابیات ۲۵۲۵-۲۵۲۷.</ref>
# '''رویکرد روان‌شناختی:''' فرهنگ دربرگیرندهٔ تمام وسایلی است که انسان‌ها به کمک آنها هدف‌های فردی و جمعی خود را تأمین می‌کنند.<ref>آشوری، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص۵۳.</ref>
 
# '''رویکرد نمادین:''' فرهنگ نظام‌های نمادین هر جامعه و اطلاعات نهفته در آن‌ها<ref>نولان و لنسکی، جامعه‌های انسانی، ۱۳۸۰ش، ص۶۳.</ref> مانند [[دین]]، هنر، فلسفه، اسطوره، زبان و علم است.<ref>کاسیرر، فلسفه و فرهنگ، ۱۳۶۰ش، ص۳۸ و ۹۹.</ref>
=== تطور معنایی فرهنگ در زبان و ادبیات فارسی ===
# '''رویکرد ساختاری:''' فرهنگ صورت‌های نمادین در بافت‌های اجتماعی<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص۱۶۹.</ref> و ویژگی‌های مادی و معنوی سازمان‌یافته برای تأمین نیازهای اساسی بشری است.<ref>آگ‌برن و نیم‌کوف، زمینه جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص۶۹.</ref>
واژهٔ فرهنگ در سیر تاریخیِ زبان و متون فارسی، هفت مرحله و تغییرِ رویکردِ بنیادین را سپری کرده است:<ref group="دیدگاه">این مرحله‌بندی گزارش منابع است یا ...؟</ref>
# '''رویکرد تکوینی:''' فرهنگ به‌عنوان فرآورده و ساختهٔ انسان و به‌مثابه شناخت مشترک میان اعضای جامعه تلقی می‌شود.<ref>ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص۱۱۳.</ref>
 
'''پیدایش واژه (پارسی میانه تا قرون اولیه):''' در متون کهنی چون ''دینکرد ششم'' و ''کارنامه اردشیر بابکان''، این واژه عمدتاً ناظر بر فرآیند «تعلیم و تربیت» و عاملی برای شکل‌دهی به منش و شخصیت انسان بوده است.<ref>عریان، «خسرو قبادان و ریدکی»، ۱۳۶۱ش، ص ۱۰۸۱؛ آذرپاد، ''دینکرد ششم: حکمت فرزانگان ساسانی''، ۱۳۹۱ش، صص ۱۲۲-۱۲۳؛  آشوری، داریوش، ''تعریفها و مفهوم فرهنگ، 1357''، ص ۱۸؛ مشکور، ''کارنامه اردشیر بابکان''، ۱۳۲۹ش، ص ۵؛ آشوری، ''تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، 1357ش''، ص ۱۸.</ref>
 
'''هویت نخبگانی (دوره کلاسیک):''' در هزارهٔ نخست هجری، مفهوم فرهنگ به ادبیات دیوانی و درباری راه یافت و دلالت بر دانش، رفتار اخلاقی و آداب‌ورسوم اختصاصیِ طبقات حاکم، شاهزادگان و فرزانگان مانند آنچه در ''قابوس‌نامه'' یا ''مقدمه شاهنامه ابومنصوری'' آمده، پیدا کرد.<ref>المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، ۱۳۸۳ش، ص ۱۲۹؛ غزالی، ''نصیحة الملوک''، ۱۳۱۷ش، ص ۶۵.</ref>
 
'''همگانی‌شدن واژه (دوره فرهنگ‌نامه‌نویسی):''' از قرن یازدهم هجری به بعد، این واژه کاربردی عمومی‌تر یافت و برای نام‌گذاری واژه‌نامه‌ها و دانش‌نامه‌ها نظیر ''فرهنگ جهانگیری''، ''فرهنگ رشیدی'' و بعدها ''فرهنگ روستائی،'' رواج پیدا کرد.<ref>اصفهانی، ''جُنگ فرهنگ، ادب و تاریخ''، ۱۰۰۴ق؛ بهرامی، ''فرهنگ روستائی، یا دایرةالمعارف فلاحتی''، ۱۳۱7ش.</ref>
 
'''ورود به ساختار حکومتی (دوره دیوانی):''' در سال ۱۳۱۷ش  با تغییر نام وزارت معارف به «وزارت فرهنگ»، این واژه هویتی رسمی و دولتی یافت و در اسناد حکومتی، صراحتاً معادل «آموزش و پرورش رسمی» به کار رفت.<ref>سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، شماره اسناد: ۹۵/۲۹۷/۳۰۸۶ ، ۲۹۷/۱۲۰۹۸ و ۲۹۷/۲۶۳۸۱؛ مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، قانون توسعه معارف در ولایات، مصوب ۱۳۰۶ش؛ بنی‌هاشم، ''نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن''، ۱۳۴۰ش.</ref> در همین دوره، منتقدانی چون احمد کسروی آن را معادل یادگیری دانش‌های کاربردی برای زندگی اجتماعی تعریف کردند.<ref>کسروی، ''فرهنگ چیست؟''، ۱۳۴۴ش، صص ۳-۴.</ref>
 
'''تلاقی با مفاهیم مدرن (دوره ترجمه):''' با ورود علوم مدرن به ایران، این واژه به‌عنوان معادل اصطلاحات غربی (Culture و Kultur) برگزیده شد. در دهه‌های ۱۳۲۰ش و ۱۳۳۰ش، فرهنگ عمدتاً مترادف با «تمدن و مظاهر پیشرفت» تلقی می‌شد؛<ref>صدیق، ''یک سال در امریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور''، ۱۳۲۱ش؛ محمدی، ''فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب''، ۱۳۲۳ش، ص ۱۰؛ گارودی، ''کمونیسم و رستاخیز فرهنگ''، ۱۳۲۶ش؛ حکمت، «ایران در فرهنگ جهان»، ۱۳۲۶ش، ص ۱۱.</ref> اما از اواسط دههٔ ۱۳۴۰ش و با ترجمهٔ متون پایه‌ایِ جامعه‌شناسی، معنای تخصصیِ مدرن خود (مجموعه‌ای از باورها، هنجارها، رسوم و فولکلور) را پیدا کرد.<ref>آگ‌برن و نیم‌کوف، ''زمینه جامعه‌شناسی''، ۱۳۸۰ش، ص ۱۳۸؛ زمانی، ''کتاب‌شناسی فرهنگ عامه و مردم‌شناسی ایران''، ۱۳۵۰ش.</ref>
 
'''رویکرد انتقادی و هنجاری:''' از اواخر دههٔ ۱۳۴۰ش و به‌ویژه پس از انقلاب ۱۳۵۷ش، رویکرد به فرهنگ در ادبیات رسمی ایران چرخشی ایدئولوژیک یافت.<ref>اسلامی ندوشن، ''فرهنگ و شبه‌فرهنگ''، ۱۳۵۴ش، ص ۲۴؛ حداد عادل، ''فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی''، ۱۳۵۹ش.</ref> در این دوره، مفاهیمی چون تهاجم فرهنگی و امپریالیسم فرهنگی به کانون توجه سیاست‌گذاران تبدیل شد و در نقطهٔ مقابل، راهبرد امنیت فرهنگ شکل گرفت.<ref>زمانی و شفعی، «درآمدی بر رابطه امنیت و فرهنگ در عصر جهانی شدن»، 1386ش، ص 17-18. </ref> تأسیس نهادهایی چون ''شورای عالی انقلاب فرهنگی'' بازتاب همین رویکردِ ارزش‌محور است.<ref>شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، ۱۳۵۸ش.</ref>
 
'''رویکرد علمی (دوره توسعه علوم انسانی):''' همگام با بسط رشته‌های علوم اجتماعی در دانشگاه‌ها، تعاریف کلاسیک، جهان‌شمول و علمی انسان‌شناسانی چون ادوارد تایلر از فرهنگ، مرجعیت آکادمیک و پژوهشی یافت.<ref group="دیدگاه">منبع؟</ref>
 
== فرهنگ در زبان و ادبیات غربی و اروپایی ==
 
=== ریشه‌‌شناسی واژهٔ Culture ===
فرهنگ در زبان‌های اروپایی معادل اصطلاح کالچر (Culture) است که ریشه در فعل لاتین ''colo'' و مصدر ''colere'' به‌معنای مستعد ساختن، رشد دادن، پروردن و آمادهٔ کشت نمودن دارد.<ref>پهلوان، فرهنگ‌شناسی، ۱۳۸۲ش، ص ۳-۴؛ ویلیامز، فرهنگ و جامعه، 1398، ص 30-31.</ref> در ریشه‌شناسی این واژه به دو مفهوم Cultivate و Colere اشاره شده است: ''کالتیویت'' به‌معنای آماده‌سازی زمین برای پرورش گیاه، سخت‌کوشی برای توسعهٔ مهارت‌ها و تلاش برای گسترش روابط انسانی است<ref>Longman Exams dictionary, Pearson Education Limited, 2006, p. 359.</ref> و ''کالرا'' به‌معنای مراقبت از گیاهان و بارور نمودن زمین به‌کار رفته است.<ref>Berger, A. A., "The Meanings of Culture: Culture: Its Many Meanings", ''M/C Journal'', Vol. 3, No. 2, 2000.</ref> بر این اساس، متداول‌ترین معنای لغوی و ریشه‌ای این واژه، مراقبت و پرورش دادن است؛ مفهومی که علاوه بر علوم انسانی، در زیست‌شناسی نیز برای بیان کشت باکتری‌ها (فراهم کردن محیط مناسب و منابع تغذیه برای رشد) کاربرد دارد. در روند تطور این واژه، تمایل به رشد طبیعی، با استعاره‌ای توسعه‌یافته به رشد فکری و اخلاقی انسان‌ها بسط یافت. سیسرون، متفکر رومی، مفهوم کالچر را برای رشد شخصیتی و معنوی به‌کار برد که همین امر مبدأ توسعهٔ معنایی این واژه در اروپای مدرن قرار گرفت.<ref>همرسلی، ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ۱۴۰۰ش، ص ۱۷.</ref>
 
=== ماهیت فرهنگ در زبان و ادبیات غربی ===
در ادبیات و مطالعات غربی، دست‌کم سه تفسیر کلان از ماهیت فرهنگ وجود دارد که هریک دارای رویکردهای علمی و اجتماعی مختص به خود هستند:
 
'''فرهنگ به‌مثابه شبکهٔ دانش:''' در این معنا، فرهنگ از سنخ دانش و در چارچوب نظام تعلیم و تربیت تعریف می‌شود و به‌عنوان شبکه‌های دانش شناخته می‌شود.<ref>Wyer, Robert S., Chiu, Chi-yue, and Hong, Ying-yi, ''Understanding Culture: Theory, Research, and Application'', 2009, p. 4.</ref>
 
'''فرهنگ به‌مثابه تمدن بشری:''' در این تعریف، فرهنگ مساوی با تمدن انسانی و دستاوردهای بشری در نظر گرفته می‌شود. نویسندگان قرن نوزدهم با استفاده از این مفهوم، تلاش می‌کردند تناقض‌های میان ادبیات، هنر و صنایع‌دستی را در برابر پیشروی تمدن صنعتی و فناوری‌های جدید تبیین کنند.<ref>همرسلی، مارتین، ''مفهوم فرهنگ، 1400ش''، ص ۱۸.</ref> این هم‌معنایی در برخی از متون فارسی نیز بازتاب یافته است؛ چنان‌که دستاوردهای تمدنی با عنوان دستاوردهای فرهنگی توصیف می‌شوند.<ref>ولایتی، ''فرهنگ و تمدن اسلامی''، ۱۳۸۷ش.</ref>
 
'''فرهنگ به‌مثابه شیوهٔ زندگی:''' در این تعریف فرهنگ چیزی جز «شیوهٔ زندگی» جوامع انسانی نیست. بر این اساس، مردم‌شناسان الگوهای زندگی بشر در ادوار تاریخی و ملل مختلف را تحت عنوان فرهنگ مطالعه می‌کنند.<ref>همرسلی، مارتین، ''مفهوم فرهنگ، 1400ش''، ص ۱۸.</ref>
 
=== تطور معنایی در جوامع غربی ===
تحول معنایی واژهٔ فرهنگ در زبان انگلیسی و سایر جوامع غربی، روندی کم‌وبیش همسو را طی کرده است.<ref group="دیدگاه">منبع؟</ref>
 
'''ریشه‌‌شناسی و تحول اولیه:''' به گفتهٔ ریموند ویلیامز، ریشهٔ واژهٔ «کالچر» (Culture) به واژهٔ کهن فرانسوی «کوتور» (Couture - به‌معنای دوخت‌ودوز) بازمی‌گردد که بعدها به شکل «کولتور» درآمده و در نیمهٔ نخست قرن پانزدهم میلادی از زبان فرانسوی وارد ادبیات انگلیسی شده است.<ref>پهلوان،  ''فرهنگ‌شناسی''، ۱۳۷۸ش، صص ۳-۴.</ref>
 
'''پیوند با مفهوم تمدن:''' از قرن هجدهم میلادی، معنای کالچر با مفهوم «تمدن» گره خورد و این دو واژه تا قرن بیستم در معنایی مشترک به‌کار می‌رفتند.<ref>پهلوان، ''فرهنگ‌شناسی،'' ۱۳۷۸ش، ص ۵.</ref> این روند در زبان آلمانی نیز  طی شد؛ به‌نحوی که ابتدا به‌صورت Cultur و سپس Kultur به‌کار رفت و در نهایت در معنای تمدن رواج یافت.<ref>پهلوان، ''فرهنگ‌شناسی: گفتارهایی در زمینه فرهنگ و تمدن''، ۱۳۷۸ش، ص ۵.</ref>
 
'''رویکردهای مردم‌شناختی و جامعه‌شناختی:''' از نیمهٔ اول قرن بیستم، فرهنگ به موضوع محوری بررسی‌های مردم‌شناسان و جامعه‌شناسان تبدیل شد. آثاری نظیر ''فرهنگ ابتدایی'' نوشتهٔ ادوارد برنت تایلر (۱۸۷۱م)، ''شاخه زرین'' نوشتهٔ جیمز فریزر (۱۸۹۰م)، ''کارکردهای ذهن در جوامع عقب‌مانده'' نوشتهٔ لوسین لوی-برول (۱۹۱۰م)، ''صور بنیانی حیات دینی'' نوشتهٔ امیل دورکیم (۱۹۱۲م) و ''توتم و تابو'' نوشتهٔ زیگموند فروید (۱۹۱۳م)، الگوهای فرهنگی اقوام مختلف را مورد مطالعه قرار دادند. در این دوران، در حالی که منتقدان فرهنگی، فرهنگ را امری واحد می‌پنداشتند، متفکران مکتب هرمنوتیک از تکثر فرهنگی دفاع کرده و لزوم فهم هر فرهنگ بر اساس شرایط خاص همان فرهنگ را مطرح کردند. بعدها، مکتب رمانتیسم به ارزش‌گذاری متفاوت فرهنگ عامه و فرهنگ ملی پرداخت و انسان‌شناسان در انگلستان و آمریکا، تمرکز خود را بر مطالعهٔ فرهنگ‌های غیرغربی معطوف ساختند.<ref>همرسلی، ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ۱۴۰۰ش، ص ۱۹.</ref>
 
'''مطالعات فرهنگی و کاربردهای نوین:''' در قرن بیستم، در جامعه‌شناسی آلمان به‌ویژه در آثار گئورگ زیمل، ماکس وبر و کارل مانهایم، ماهیت مدرنیته و پیامدهای فرهنگیِ صنعتی‌شدن و عقلانیت علمی مورد بررسی قرار گرفت.<ref>همرسلی،  ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ۱۴۰۰ش، صص ۱۹-۲۰.</ref> هم‌زمان در جامعه‌شناسی انگلیسی-آمریکایی، عناصری چون عقاید عامه، آداب‌ورسوم، طبقات اجتماعی، اقلیت‌های قومی، فرقه‌های مذهبی، خرده‌فرهنگ‌ها و ضدفرهنگ‌ها به کانون مباحث فرهنگ تبدیل شدند.<ref>همرسلی، ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ۱۴۰۰ش، ص ۲۰.</ref> سایر رشته‌ها نیز به مطالعات فرهنگی روی آوردند. در علوم سیاسی، مطالعهٔ فرهنگ مدنی و فرهنگ سیاسی گسترش یافت و در مطالعات مدیریت، نظریهٔ فرهنگ سازمانی شکل گرفت. این روند منجر شد تا از دههٔ ۱۹۶۰م، حوزهٔ مطالعاتی میان‌رشته‌ای جدیدی تحت عنوان مطالعات فرهنگی در دانشگاه‌ها رسمیت یابد.<ref>همرسلی،  ''مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)''، ۱۴۰۰ش، صص ۲۱-۲۲.</ref>
 
== فرهنگ در زبان و ادبیات عربی ==
 
=== واژه‌‌شناسی ===
معادل فرهنگ فارسی و کالچر انگلیسی ثقافة از ریشه ثَقَفَ و ثَقَف<ref group="دیدگاه">با قبلی فرقی دارد؟</ref> به معنای ترازبندی و برابر سازی، سرعت فهم و یادگیری، ماهر بودن، استادکار بودن و چابک بودن<ref>فراهیدی، كتاب العين، 1367، ج‏5، ص 138؛ ابن فارس، معجم مقایسیس اللغه،  1363، ج1، صص382-383. </ref> و ثَقِفَ هوشمندی (حذق)، به معنای درک هوشمندانه (حاذق فهم)، نظارت، سرعت یادگیری، زیرکی<ref>ابن منظور، لسان العرب، ۱۳۰۰ق، ص ۱۲۷.</ref> یافتن، ملاقات کردن و برخورد کردن است.<ref>آذرتاش و آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی، 1379ش، ص69.</ref> ثَقافت به معنای علوم، معارف و فنونی که نیازمند مهارت‌آموزی است و ثِقافت هنرنمایی و بازی هنرمندانه با شمشیر و ابزارهای جنگی و نمایشی است.<ref>مصطفی ابراهیم، معجم الوسیط، 1386ش، ج1، ص98.</ref> از دیگر کاربردهای ثَقافت دانش، بینش، تعلیم و تربیت و فرهنگ و تمدن است. مطابق همین معنا «ثقافی» جهت امر تربیتی، روشنفکری و فرهنگی و تثقیف به معنای اندیشه‌پروری و تعلیم و آموزش و تربیت به کار می‌رود.<ref>آذرتاش و آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی، 1379ش، ص69.</ref>
 
=== چیستی ثقافت در زبان و ادبیات عربی ===
در کاربردهای عمومی و تخصصی واژگانی چون هوش، تیزبینی، فهم و سرعت یادگیری که در معانی لغوی این واژه ذکر شده‌اند، با کیفیت‌های اولیهٔ مفهوم فرهنگ پیوند دارند.<ref>فؤاد سعید و فوزی خلیل، ''الثقافه و الحضاره: مقاربه بین الفکرین الغربی و الاسلامی''، ۲۰۰۸م، صص ۹۹-۱۰۱.</ref> در زبان عربی، مفاهیمی چون فرهنگ‌سازی، اصلاح و تهذیب از مختصات بنیادین ثقافت به‌شمار می‌روند. در چارچوب نظام شناختی عربی-اسلامی، فرهنگ با محوریت متون وحیانی (قرآن و سنت) شناخته می‌شود.<ref>فؤاد سعید و فوزی خلیل، ''الثقافه و الحضاره''، صص ۹۹-۱۰۱.</ref> در این دیدگاه، فرهنگ مجموعه‌ای از اعتقادات، اصول، انضباط‌های رفتاری، میراثِ هویتی و اندیشه‌های یک قوم است.<ref>الخطیب، ''لمحات فی ثقافة الاسلامیه''، ۱۹۷۹م/۱۳۹۹ق، ص ۱۳.</ref> مفهوم ثقافت دارای پنج دلالت معنایی و تحلیلی است که عبارتند از: ابتنا بر فطرت انسانی، جست‌وجوی ارزش‌های متعالی، پیوند با حیات اجتماعی، پویایی و استمرار و ارزش‌گذاری انسانی.<ref>نصر محمد، ''الحضاره، الثقافه المدنیه: دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم''،  ۱۹۹۴م، صص ۳۱-۳۲.</ref>
 
=== تطور واژۀ ثقافت در جهان عرب ===
به‌گفتهٔ مالک بن‌نبی این واژه در متون مکتوب، آثار ادبی و اسناد اداری دوره‌های اموی و عباسی یافت نمی‌شود؛ دورانی که جوامع اسلامی در اوج شکوفایی قرار داشتند و مضامین فرهنگی در سطوح مختلف جامعه جریان داشت.<ref>بن نبی، ''مشکله الثقافه''، ۱۹۸۴م، صص ۱۹-۲۰.</ref> همچنین، این کلمه در نوشته‌های ابن خلدون به‌کار نرفته است، اما محققان معتقدند که وی عملاً ۶۱ فصل از ''مقدمه'' خود را به انواع فرهنگ‌ها و مسائل فرهنگی زمان خود و پیش از آن اختصاص داده است که نشان از اهمیت ارزش مطالعاتی این مقوله در آن دوران دارد.<ref>الخطیب، ''لمحات فی ثقافة الاسلامیه''، ۱۹۷۹م، ص ۲۵.</ref>
 
مالک بن‌نبی ریشهٔ توجه مدرن به مسئلهٔ ثقافت را در درون مناسبات جهان عرب جست‌وجو کرده و سخنرانی جمال عبدالناصر در دانشگاه قاهره (با مضمونِ واگذاری مسئولیت آینده به دانشگاهیان) را نقطهٔ عطفی در اهتمام حاکمیت به فرهنگ و فرهنگیان می‌داند.<ref>بن نبی، ''مشکله الثقافه''، 1984م، ص ۳۶.</ref>
 
مفهوم مدرن فرهنگ (Culture) با تمام اقتضائات معناییِ غربی خود، در قرون نوزدهم و بیستم میلادی و در پی دوران رکود علمی جهان اسلام و شکل‌گیری نهضت ترجمه، وارد ادبیات عرب شد.<ref>نصر محمد، ''الحضاره، الثقافه المدنیه: دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم''،  ۱۹۹۴م، ص ۲۶.</ref> در روند معادل‌سازی، این واژه به دو اصطلاح الثقافه و الحضاره ترجمه شد. سلامه موسی نخستین کسی بود که در سال ۱۹۲۷م واژهٔ Culture را به ثقافت ترجمه کرد. وی با الهام از ابن خلدون، ثقافت را به‌معنای مجموعه‌ای از معارف، علوم، آداب و فنون ذهنی و اکتسابی مردم در نظر گرفت و آن را از حضارت (تمدن) متمایز ساخت.<ref>موسی،  «الثقافه و الحضاره»، مجله ''الهلال''، دسامبر ۱۹۲۷م، ص ۱۷۱؛ فؤاد سعید و فوزی خلیل، ''الثقافه و الحضاره: مقاربه بین الفکرین الغربی و الاسلامی''، ۲۰۰۸م، ص ۹۸.</ref> پس از وی، متفکران عرب مفهوم ثقافت را عمدتاً در همان معنای مردم‌نگارانهٔ غربی به‌کار بردند. نصر محمد عارف در نقد این روند مدعی است که نویسندگان عرب در دو قرن اخیر، رویکردی التقاطی داشته‌اند؛ ابتدا ریشه‌های لغوی ثقافت را در نظام واژگانی عربی مطرح کرده و سپس با چرخشی کامل، به‌سراغ معنای اصطلاحی و غربی آن رفته‌اند که این امر دلالت‌های معنایی ویژهٔ عربی را به حاشیه رانده است.<ref>نصر محمد، ''الحضاره، الثقافه المدنیه: دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم''، 1994م، ص ۳۰.</ref>
 
== رهیافت‌های<ref group="دیدگاه">تعبیر رویکرد استفاده شود، برای ویکی بهتر نیست؟</ref> عملی<ref group="دیدگاه">عملی یا علمی؟ رویکردهای زیر عملی نیستند و بیشتر جنبه تعریف و نظری دارند.</ref> به فرهنگ ==
فرهنگ به جهت انتزاعی بودن، در اصطلاحات علمی به معانی مختلفی به کار رفته است. دانشنامه‌هایی چون بریتانیکا و دایرةالمعارف بین‌المللی علوم اجتماعی، این تعاریف را در دسته‌هایی نظیر رویکردهای جهان‌شمول، تکاملی، ساختاری و هنجاری طبقه‌بندی کرده‌اند.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۴-۵.</ref> در یک دسته‌بندی دیگر، رهیافت‌های تعریف فرهنگ به هشت دسته تقسیم می‌شوند:<ref group="دیدگاه">این تقسیم مستند به منابع است یا ...؟ </ref>
 
'''رهیافت کلاسیک:''' در این رهیافت فرهنگ فرآیند گسترش استعدادهای بشری است که با فراگیری آثار پژوهشی و هنری به قابلیت می‌رسد.<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۵۷.</ref> محققانی نظیر ریموند ویلیامز فرهنگ را به معنی ذهنیت بالنده و فرآیندهای این بالندگی تعریف کرده‌اند.<ref>ویلیامز، «به سوی جامعه‌شناسی فرهنگ»، ۱۳۸۰ش، ص ۲۵۲.</ref> تی. اس. الیوت نیز فرهنگ را شاخص رشد یک جامعه معرفی می‌کند.<ref>الیوت، درباره فرهنگ، ۱۳۶۹ش، ص ۳۲.</ref>
 
'''رهیافت توصیفی:''' در این رویکرد فرهنگ یک کل نظام‌مند شامل باورها، آیین‌ها و موضوعات مادی است.<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۶۱.</ref> ادوارد تایلور در عام‌ترین تعریف می‌گوید: فرهنگ کلیت در هم تنیده‌ای است از دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات و هرگونه توانایی که آدمی به‌عنوان عضو جامعه به دست می‌آورد.<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۳۷.</ref> رادکلیف براون ویژگی فرهنگ را در بعد مادی رفتار نهادینه شده و در بعد ذهنی احساسات مشترک معرفی می‌کند که کارکردش حفظ یکپارچگی است.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۲۴ و ۲۵.</ref>
 
'''رهیافت تاریخی:''' در این رهیافت فرهنگ به‌عنوان میراث اجتماعی یا سنت رسیده از گذشتگان قلمداد می‌شود.<ref>آگ‌برن و نیم‌کوف، زمینه جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹.</ref> فرانتس بوآس فرهنگ را دربرگیرندۀ رفتارهای مشترک انسانی می‌داند که از نسلی به نسلی قابل انتقال است.<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۴۴ و ۴۵.</ref>
 
'''رهیافت هنجاری:''' در این رهیافت فرهنگ به‌عنوان الگو، قاعده یا راه و روش زندگی تلقی می‌شود. کروبر و کلاک‌هون علاوه بر استانداردهای رفتاری، تلاش‌ها برای موجه‌سازی این سرمشق‌ها را نیز جزء فرهنگ می‌دانند.<ref>سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۲۷.</ref> گی روشه فرهنگ را شیوه‌های رفتار، احساس و اندیشه‌ی آموخته شده در جامعه می‌داند.<ref>روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص ۱۲۳.</ref>
 
'''رهیافت روان‌شناختی:''' در این دیدگاه، فرهنگ دربرگیرندۀ تمام وسایلی است که انسان‌ها به کمک آنها هدف‌های فردی و جمعی خود را تأمین می‌نمایند.<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۵۳.</ref>
 
'''رهیافت نمادین:''' فرهنگ نظام‌های نمادین هر جامعه و اطلاعات نهفته در آن‌ها است.<ref>نولان و لنسکی، جامعه‌های انسانی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۳.</ref> لسلی وایت فرهنگ را سازمانی از پدیده‌های وابسته به نمادها می‌داند که فرایندی مداوم، تراکمی و پیشرونده است.<ref>لاور، دیدگاه‌ها درباره دگرگونی اجتماعی، ۱۳۷۳ش، ص ۲۰۱-۲۰۲.</ref> ارنست کاسیرر دین، هنر، اسطوره، زبان و علم را جزو حیات فرهنگی دانسته و آن‌ها را صورت‌های سمبولیک می‌نامد.<ref>کاسیرر، فلسفه و فرهنگ، ۱۳۶۰ش، ص ۳۸ و ۹۹.</ref>
 
'''رهیافت ساختاری:''' تأکید این رهیافت بر خصلت نظام‌مندی است. فرهنگ صورت‌های نمادین در بافت‌های اجتماعی ساختمند است<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۶۹.</ref> و ویژگی‌های مادی و معنوی سازمان‌یافته برای تأمین نیازهای اساسی بشری را شامل می‌شود.<ref>آگ‌برن و نیم‌کوف، زمینه جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹.</ref>
 
'''رهیافت تکوینی:''' فرهنگ به‌عنوان فرآورده و ساختۀ انسان و به‌مثابه شناخت مشترک میان اعضای جامعه تلقی می‌گردد.<ref>ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۳.</ref>  


== فرهنگ در اندیشه متفکران مسلمان ==
== فرهنگ در اندیشه متفکران مسلمان ==
اندیشمندان مسلمان بر اساس هستی‌شناسی و انسان‌شناسی اسلامی، از منظرهای مختلفی به تبیین و تعریف ماهیت فرهنگ پرداخته‌اند:
اندیشمندان مسلمان براساس هستی‌شناسی و انسان‌شناسی اسلامی، از منظرهای مختلفی به تبیین و تعریف ماهیت فرهنگ پرداخته‌اند:


[[مرتضی مطهری]] فرهنگ را به‌مثابه روح یا ساختار معنوی و هویتی جامعه تعریف می‌کند.<ref>مطهری، ''فلسفه تاریخ''، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص ۴۶.</ref> [[سید علی خامنه‌ای]] فرهنگ را روح حاکم بر کالبد اجتماعی می‌داند<ref>[https://khl.ink/f/3162 خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای انجمن قلم»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای.]</ref> که ساختار شناختی-اعتقادی،<ref>[https://khl.ink/f/10141 خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبر»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای.]</ref> ساحت رفتاری-عملی<ref>[https://khl.ink/f/25993 خامنه‌ای، «بیانات در حرم مطهر رضوی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای.]</ref> و کارکرد هویت‌ساز و جهت دهنده ارکان اصلی آن را تشکیل می‌دهد.<ref>[https://khl.ink/f/10141 خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبر»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای؛] [https://khl.ink/f/18292 خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای.]</ref> محمدتقی جعفری با تفکیک فرهنگ به پیرو و پیشرو، بر اهمیت تقویت فرهنگ پیشرو که مبتنی بر عقل سلیم و احساسات متعالی است تأکید می‌ورزد.<ref>جعفری، ''فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو''، ۱۳۷۹ش، صص ۲، ۷۴، ۷۶، ۸۷ و ۹۳.</ref> سید موسی صدر فرهنگ را زندگی عقلانی و مبتنی بر جهان‌بینی و تعالیم الهی تعریف کرد.<ref>صدر، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، ۱۳۴۵ش، صص ۳۰۵-۳۰۸.</ref>
* [[مرتضی مطهری]] فرهنگ را به‌مثابه روح یا ساختار معنوی و هویتی جامعه تعریف می‌کند.<ref>مطهری، ''فلسفه تاریخ''، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۴۶.</ref> [[سید علی خامنه‌ای]] فرهنگ را روح حاکم بر کالبد اجتماعی می‌داند<ref>[https://khl.ink/f/3162 خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای انجمن قلم»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.]</ref> که ساختار شناختی-اعتقادی،<ref>[https://khl.ink/f/10141 خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبر»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.]</ref> ساحت رفتاری-عملی<ref>[https://khl.ink/f/25993 خامنه‌ای، «بیانات در حرم مطهر رضوی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.]</ref> و کارکرد هویت‌ساز و جهت‌دهنده، ارکان اصلی آن را تشکیل می‌دهد.<ref>[https://khl.ink/f/10141 خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبر»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای؛] [https://khl.ink/f/18292 خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.]</ref> او فرهنگ را به‌سان هوایی می‌داند که انسان‌ها در آن تنفس می‌کنند.<ref>[https://khl.ink/f/25993 خامنه‌ای، «بیانات در حرم رضوی»، پایگاه حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.]</ref>
* [[محمدتقی جعفری]] با تفکیک فرهنگ به پیرو و پیشرو، بر اهمیت تقویت فرهنگ پیشرو که مبتنی بر عقل سلیم و احساسات متعالی است، تأکید می‌ورزد.<ref>جعفری، ''فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو''، ۱۳۷۹ش، ص۲، ۷۴، ۷۶، ۸۷ و ۹۳.</ref> [[سید موسی صدر]] فرهنگ را زندگی عقلانی و مبتنی بر جهان‌بینی و تعالیم الهی تعریف کرده است.<ref>صدر، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، ۱۳۴۵ش، ص۳۰۵–۳۰۸.</ref>
* از نظر [[محمدتقی مصباح یزدی]] فرهنگ شامل جنبه‌های شناختی و کنشی، رفتار انسان را از حیوان متمایز می‌سازد.<ref>مصباح یزدی، ''تهاجم فرهنگی''، ۱۳۷۶ش، ص۷۱.</ref> فرهنگ، شامل تمام دستاوردهای بشری اعم از [[علوم عقلی]]، [[علوم تجربی]]، علوم نقلی محض، [[فلسفه]]، [[عرفان]]، [[دین]]، [[هنر]]، [[ادبیات]]، [[کلام]]، [[اخلاق]]، [[فقه اسلامی|فقه]]، نظام‌های ارزشی و حقوقی، [[زیبایی‌شناسی]] و [[آداب‌ورسوم]] می‌شود.<ref>مصباح یزدی، ''جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن''، ۱۳۷۹ش، ص۲۷۱–۲۷۲.</ref> او از نظر کارکردی برای فرهنگ دو نقش اساسی قائل است: نخست معنابخشی به زندگی از طریق ارائه چارچوب‌های تفسیری و ارزشی برای غنا بخشیدن به حیات انسانی و دوم هدایت رفتارها بوسیلهٔ سامان‌دهی کنش‌های فردی و اجتماعی با تعیین چارچوب‌های هنجاری.<ref>مصباح یزدی، ''مجموعه آثار: پرسش‌ها و پاسخ‌ها''، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۱۵۲.</ref> وی در تعریفی ساختاری نیز، فرهنگ را دربرگیرندۀ باورها، ارزش‌ها و هنجارها می‌داند.<ref>مصباح یزدی، ''مجموعه آثار: پرسش‌ها و پاسخ‌ها''، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۱۵۱.</ref>
* [[امام خمینی|سید روح‌الله خمینی]] غایت فرهنگ را انسان‌سازی<ref>خمینی، صحیفه امام، ۱۳78ش، ج۹، ص۷۶.</ref> و جایگاه آن را هم‌تراز با مأموریت پیامبران الهی می‌داند.<ref>خمینی، صحیفه امام، 1378ش، ج۷، ص۴۳۰.</ref> خمینی با تشبیه فرهنگ به کارخانه آدم‌سازی، مهم‌ترین وظیفهٔ آن را تربیت انسان‌ها برمی‌شمارد، همان‌گونه که هدف از بعثت انبیا نیز انسان‌سازی بوده است.<ref>خمینی، صحیفه امام، ۱۳78ش، ج۷، ص۴۲۸.</ref> وی فرهنگ را به اسلامی،<ref>خمینی، صحیفه امام، 1378ش، ج10، ص53.</ref> غربی<ref>خمینی، صحیفه امام، 1378ش، ج11، ص180.</ref> و استعماری تقسیم کرده است.<ref>خمینی، صحیفه امام، 1378ش، ج4، ص63.</ref>


از نظر محمدتقی مصباح یزدی فرهنگ هم جنبه‌های شناختی و هم کنشی حیات انسانی را دربرمی‌گیرد. این مؤلفه‌های به‌هم‌پیوسته، رفتار انسان را از حیوان متمایز می‌سازد.<ref>مصباح یزدی، ''تهاجم فرهنگی''، ۱۳۷۶ش، ص ۷۱.</ref> وی از منظر توصیفی، تعریفی عام از فرهنگ ارائه می‌دهد که شامل تمام دستاوردهای بشری اعم از علوم عقلی، علوم تجربی، علوم نقلی محض، فلسفه، عرفان، دین، هنر، ادبیات، کلام، اخلاق، فقه، نظام‌های ارزشی و حقوقی، زیبایی‌شناسی و آداب‌ورسوم می‌شود.<ref>مصباح یزدی، ''جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن''، ۱۳۷۹ش، صص ۲۷۱-۲۷۲.</ref> همچنین از نظر کارکردی برای فرهنگ دو نقش اساسی قائل است: نخست معنابخشی به زندگی از طریق ارائه چارچوب‌های تفسیری و ارزشی برای غنا بخشیدن به حیات انسانی و دوم هدایت رفتارها بوسیلۀ سامان‌دهی کنش‌های فردی و اجتماعی با تعیین چارچوب‌های هنجاری.<ref>مصباح یزدی، ''مجموعه آثار: پرسش‌ها و پاسخ‌ها (جلد 1-5)''، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص ۱۵۲.</ref> وی در تعریفی ساختاری نیز، فرهنگ را دربرگیرنده باورها، ارزش‌ها و هنجارها می‌داند.<ref>مصباح یزدی، ''مجموعه آثار: پرسش‌ها و پاسخ‌ها (جلد 1-5)''، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص ۱۵۱.</ref>
== عناصر فرهنگ ==
عناصر فرهنگ به دو دسته درونی (ذهنی) و بیرونی (مادی) تقسیم شده است.<ref name=":0">رجب‌زاده، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، ۱۳۷۷ش، ص۶۴.</ref>


[[امام خمینی|سید روح‌الله خمینی]] با تأکید بر اینکه برنامه اسلام انسان‌سازی است، غایت فرهنگ را نیز انسان‌سازی می‌داند<ref>خمینی، صحیفه امام، ۱۳78ش، ج۹، ص ۷۶.</ref> و فرهنگ جایگاهی هم‌تراز با مأموریت پیامبران الهی می‌یابد؛ تا جایی که وی فرهنگ را سایه‌ای از نبوت و دست‌اندرکاران فرهنگی را سایه‌ای از نبی معرفی می‌کند و بیان می‌دارد که این سایه باید دقیقاً همان کارکردی را داشته باشد که پیامبران داشته‌اند.<ref>خمینی، صحیفه امام، 1378ش، ج۷، ص ۴۳۰.</ref> خمینی با تشبیه فرهنگ به کارخانه آدم‌سازی، مهم‌ترین وظیفۀ آن را تربیت انسان‌ها برمی‌شمارد، همان‌گونه که هدف از بعثت انبیا نیز انسان‌سازی بوده است.<ref>خمینی، صحیفه امام، ۱۳78ش، ج۷، ص ۴۲۸.</ref> وی دلیل اهمیت این موضوع را جایگاه والای انسان در عالم هستی می‌داند و فعالیت در مسیر انسان‌سازی را شریف‌ترینِ مشاغل برمی‌شمارد.<ref>خمینی، صحیفه امام، ۱۳78ش، ج۷، ص ۴۲۹.</ref> وی فرهنگ را به فرهنگ اسلامی،<ref>خمینی، صحیفه امام، 1378، ج10، ص 53.</ref> غربی<ref>خمینی، صحیفه امام، 1378، ج11، ص 180.</ref> و استعماری تقسیم کرده است.<ref>خمینی، صحیفه امام، 1378، ج4، ص 63.</ref>
عناصر ذهنی عبارت‌اند از:
* عقاید و [[باور|باورها]]؛<ref name=":1">باهنر، جهان‌بینی اسلامی، ۱۳۶۱ش، ص۶.</ref>
* [[ارزش (اخلاق)|ارزش‌ها]] به‌مثابه جوهره فرهنگ<ref name=":2">نقی‌نظرپور، ارزش‌ها و توسعه، ۱۳۷۸ش، ص۷۰.</ref> و درجه‌بندی امور از خوب تا بد؛<ref name=":3">رفیع‌پور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص۲۶۹.</ref>
* [[هنجار اجتماعی|هنجارها]] اعم از الزامی، مرجح و مجاز<ref name=":4">افروغ، فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص24-25؛ کوزر، نظریه‌های بنیادی جامعه‌شناختی، ۱۳۷۸ش، ص۴۳۳.</ref> به‌عنوان قواعد تنظیم‌کنندهٔ روابط انسان<ref name=":5">رفیع‌پور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص۱۸۵.</ref> و دارای کارکردهای حفظ حیات انسان، پیش‌بینی‌پذیر کردن کنش‌ها و ایجاد انسجام اجتماعی؛<ref name=":6">افروغ، فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص۲۵.</ref>
* نظام ذخیرهٔ دانش؛<ref name=":7">نولان و لنسکی، جامعه‌های انسانی، ۱۳۸۰ش، ص۶۹؛ ترنر، جامعه‌شناسی، 1378ش، ص85.</ref>
* حقوق بنیادین انسان.<ref name=":8">سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص۵۲.</ref>


== رابطه جامعه و فرهنگ ==
جنبه‌های سخت‌افزاری فرهنگ که عناصر ذهنی در آن‌ها تحقق عینی می‌یابند، عنصر بیرونی نام‌گذاری شده و عبارت‌اند از:
جامعه به گروهی از انسان‌ها اشاره دارد که در یک قلمرو جغرافیایی مشخص زندگی می‌کنند، دارای نظام سیاسی-اقتصادی مشترک‌اند و با یکدیگر تعامل دارند؛ اما فرهنگ الگوها، باورها و شیوهٔ زندگی مشترکِ آن افراد است. جامعه سخت‌افزار و کالبد انسانی و فرهنگ نرم‌افزار یا روح حاکم بر آن کالبد ذکر شده است. این دو مفهوم جدایی‌ناپذیرند؛ هیچ جامعه‌ای بدون فرهنگ نمی‌تواند به حیات و انسجام خود ادامه دهد و هیچ فرهنگی نیز بدون یک جامعهٔ انسانی امکان بقا، انتقال و تجلی ندارد.<ref>گیدنز، جامعه شناسی، 1381ش، ص56.  </ref>
* رفتارهای اکتسابی و حامل بار معنایی؛<ref name=":9">روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص۷۸؛ رفیع، فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد، ۱۳۷۴ش، ص۲۸۳.</ref>
 
* نمادها؛<ref name=":10">ریتزر، نظریه‌های معاصر در جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص۲۸۵–۲۸۶.</ref>
== عناصر فرهنگ<ref group="دیدگاه">اگر عناصر فرهنگ به شکل زیر تفکیک شود بهتر نیست؟
* تکنولوژی اعم از مادی و اجتماعی؛<ref name=":11">ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص۱۱۴، گولد و کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، ۱۳۷۶ش، ص۲۶۱؛ اسدی، مواجهه آیات و روایات با جنبه‌های منفی فرهنگ، ۱۳۸۰ش، ص۳۶–۳۸.</ref>
 
* هنر.<ref name=":12">اسدی، مواجهه آیات و روایات با جنبه‌های منفی فرهنگ، ۱۳۸۰ش، ص۳۶–۳۸.</ref>
برای مخاطب عمومی برخی از این موارد در حد یک جمله نیاز به توضیح ندارد؟</ref> ==
عناصر فرهنگ به دو دسته درونی (ذهنی) و بیرونی (مادی) تقسیم شده است. عناصر ذهنی عبارتند از:<ref name=":0">رجب‌زاده، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، ۱۳۷۷ش، ص ۶۴.</ref> عقاید و باورها<ref name=":1">باهنر، جهان‌بینی اسلامی، ۱۳۶۱ش، ص ۶.</ref> ارزش‌ها به‌مثابه جوهره فرهنگ<ref name=":2">نقی‌نظرپور، ارزش‌ها و توسعه، ۱۳۷۸ش، ص ۷۰.</ref> و درجه‌بندی امور از خوب تا بد،<ref name=":3">رفیع‌پور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص ۲۶۹.</ref> هنجارها اعم از الزامی، مرجح و مجاز<ref name=":4">افروغ، فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص 24-25؛ کوزر، نظریه‌های بنیادی جامعه‌شناختی، ۱۳۷۸ش، ص ۴۳۳.</ref> به‌عنوان قواعد تنظیم کنندۀ روابط انسان<ref name=":5">رفیع‌پور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص ۱۸۵.</ref> و دارای کارکردهای حفظ حیات انسان، پیش‌بینی‌پذیر نمودن کنش‌ها و ایجاد انسجام اجتماعی،<ref name=":6">افروغ، فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص ۲۵.</ref> نظام ذخیرۀ دانش<ref name=":7">نولان و لنسکی، جامعه‌های انسانی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹؛ ترنر، جامعه شناسی، 1378، ص85. </ref> و حقوق بنیادین انسان جزو عناصر ذهنی و درونی شمرده شده است'''.'''<ref name=":8">سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۵۲.</ref> جنبه‌های سخت‌افزاری فرهنگ که عناصر ذهنی در آن‌ها تحقق عینی می‌یابند، عنصر بیرونی نام‌گذاری شده که عبارتند از: رفتارها اکتسابی و حامل بارمعنایی،<ref name=":9">روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص ۷۸؛ رفیع، فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد، ۱۳۷۴ش، ص ۲۸۳.</ref> نمادها،<ref name=":10">ریتزر، نظریه‌های معاصر در جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص ۲۸۵-۲۸۶.</ref> تکنولوژی اعم از مادی و اجتماعی<ref name=":11">ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۴، گولد و کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، ۱۳۷۶ش، ص ۲۶۱؛ اسدی، مواجهه آیات و روایات با جنبه‌های منفی فرهنگ، ۱۳۸۰ش، ص ۳۶-۳۸.</ref> و هنر.<ref name=":12">اسدی، مواجهه آیات و روایات با جنبه‌های منفی فرهنگ، ۱۳۸۰ش، ص ۳۶-۳۸.</ref>
 
=== متن پیشنهادی: ===
عناصر فرهنگ به دو دسته درونی (ذهنی) و بیرونی (مادی) تقسیم شده است.<ref name=":0" />
 
عناصر ذهنی عبارتند از:
 
* عقاید و باورها؛<ref name=":1" />
* ارزش‌ها به‌مثابه جوهره فرهنگ<ref name=":2" /> و درجه‌بندی امور از خوب تا بد؛<ref name=":3" />
* هنجارها اعم از الزامی، مرجح و مجاز<ref name=":4" /> به‌عنوان قواعد تنظیم‌کنندۀ روابط انسان<ref name=":5" /> و دارای کارکردهای حفظ حیات انسان، پیش‌بینی‌پذیر نمودن کنش‌ها و ایجاد انسجام اجتماعی؛<ref name=":6" />
* نظام ذخیرۀ دانش؛<ref name=":7" />
* حقوق بنیادین انسان'''.'''<ref name=":8" />
 
جنبه‌های سخت‌افزاری فرهنگ که عناصر ذهنی در آن‌ها تحقق عینی می‌یابند، عنصر بیرونی نام‌گذاری شده که عبارتند از:
 
* رفتارهای اکتسابی و حامل بارمعنایی؛<ref name=":9" />
* نمادها؛<ref name=":10" />
* تکنولوژی اعم از مادی و اجتماعی؛<ref name=":11" />
* هنر.<ref name=":12" />


== ویژگی‌های فرهنگ ==
== ویژگی‌های فرهنگ ==
'''عمومیت:''' فرهنگ یک معرفت مشترک و فراگیر در سطح یک جامعه و یا گروه‌های اجتماعی (خرده فرهنگ) است.<ref group="دیدگاه">در منبع بعدی این مطلب را ندیدم.</ref>
* '''عمومیت:''' فرهنگ، یک معرفت مشترک و فراگیر در سطح یک جامعه یا گروه‌های اجتماعی (خرده‌فرهنگ) است.
 
* '''ضرورت:''' جامعه بدون فرهنگی که اکثریت از آن پیروی کنند، قابل تصور نیست.
'''ضرورت:''' جامعه‌ای بدون فرهنگی که اکثریت از آن پیروی نمایند، قابل تصور نیست. از این‌رو برخی گفته‌اند که فرهنگ همان هوایی است که تنفس می‌کنیم.<ref>[https://khl.ink/f/25993 خامنه‌ای، «بیانات در حرم رضوی»، پایگاه حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای.] </ref>
* '''قابل فراگیری:''' فرهنگ، غریزی و ژنتیکی نیست، بلکه از طریق فرایند [[جامعه‌پذیری]] آموخته می‌شود.
 
* '''نسبیت:''' خصوصیات فرهنگی هر جامعه متناسب با آن جامعه است.
'''قابل فراگیری:''' فرهنگ غریزی و ژنتیکی نیست، بلکه از طریق فرآیند فرهنگ‌پذیری و اجتماعی شدن آموخته می‌شود.
* '''برساختی:''' برخلاف طبیعت که تکوینی است، فرهنگ محصول دست بشر است.
 
* '''تحول‌پذیری:''' فرهنگ‌ها همواره در حال تغییر و نو شدن هستند؛ زیرا انسان‌ها در تعامل دائم با یکدیگرند. از این رو فرهنگ پدیده‌ای پویا و غیرایستا است.<ref>روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص۱۲۳–۱۲۵؛ ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص۱۱۰–۱۱۲.</ref>
'''نسبیت:''' خصوصیات فرهنگی هر جامعه متناسب با آن جامعه است.
 
'''برساختی:''' برخلاف طبیعت که تکوینی است، فرهنگ محصول دست بشر است.
 
'''تحول‌پذیری:''' فرهنگ‌ها همواره در حال تغییر و نو شدن هستند؛ زیرا انسان‌ها در تعامل دائم با یکدیگرند. از این رو فرهنگ پدیده‌ای پویا و غیرایستا است.<ref>روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص ۱۲۳-۱۲۵؛ ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۰-۱۱۲.</ref>


== فرهنگ‌پذیری و نهادهای انتقال فرهنگ ==
== فرهنگ‌پذیری و نهادهای انتقال فرهنگ ==
از آنجا که فرهنگ پدیده‌ای غریزی و ژنتیکی نیست، از نسلی به نسل دیگر آموخته و منتقل می‌شود. در علوم اجتماعی به فرآیند یادگیری و درونی‌سازی عناصر فرهنگی، فرهنگ‌پذیری می‌گویند. به ساختارها و مجاری منتقل‌کنندۀ فرهنگ، '''ن'''هادهای فرهنگ‌پذیرکننده می‌گویند.<ref>آکبرن و نیم کف، زمینه جامعه شناسی، 1380ش، ص 170.</ref> مهم‌ترین این نهادها عبارتند از: خانواده به‌مثابه قرارگاه فرهنگ‌پذیری، آموزش و پرورش، گروه همسالان، رسانه‌های جمعی و نهاد دین.<ref>گیدنز، جامعه شناسی، 1381ش، صص 103-107.</ref>
از آن‌جا که فرهنگ، پدیده‌ای غریزی و ژنتیکی نیست، از نسلی به نسل دیگر آموخته و منتقل می‌شود. در علوم اجتماعی به فرایند یادگیری و درونی‌سازی عناصر فرهنگی، فرهنگ‌پذیری می‌گویند. به ساختارها و مجاری منتقل‌کنندهٔ فرهنگ، '''ن'''هادهای فرهنگ‌پذیرکننده می‌گویند.<ref>آکبرن و نیم کف، زمینه جامعه‌شناسی، 1380ش، ص170.</ref> مهم‌ترین این نهادها عبارتند از:  
 
* خانواده
== مفاهیم کلیدی در جامعه‌شناسی فرهنگ ==
* آموزش و پرورش
در مطالعات جامعه‌شناختی و انسان‌شناسی، برای تحلیل دقیق‌تر پویایی‌ها و تنوعات فرهنگی درون جوامع، مفاهیم پایه‌ای زیر مورد توجه قرار می‌گیرند:
* گروه همسالان
 
* رسانه‌های جمعی
'''خرده‌فرهنگ و ضدفرهنگ:''' در درون هر فرهنگ مسلط، همواره گروه‌هایی وجود دارند که دارای ارزش‌ها، هنجارها و سبک زندگی متمایزی هستند. به این الگوهای متمایز که در عین حال با فرهنگ کلان جامعه در تعارض بنیادین نیستند، خرده‌فرهنگ می‌گویند؛ مانند فرهنگ اقوام، اقلیت‌ها یا جوانان. اما اگر یک گروه اجتماعی در تقابل، ستیز و طرد آشکار ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگ مسلط قرار گیرد، الگوی رفتاری آن‌ها ضدفرهنگ نامیده می‌شود.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 79. </ref>
* نهاد دین<ref>گیدنز، جامعه‌شناسی، 1381ش، ص103-107.</ref>
 
'''قوم‌مداری و نسبیت فرهنگی:''' تمایل به ارزیابی و قضاوت دربارهٔ فرهنگ‌های دیگر بر اساس معیارها و استانداردهای فرهنگ خودی، قوم‌مداری نامیده می‌شود که غالباً با احساس برتری فرهنگی همراه است.<ref>گیدنز، جامعه شناسی، 1381ش، ص63.</ref> در نقطهٔ مقابل، نسبیت فرهنگی بر این اصل علمی و روش‌شناختی استوار است که هر فرهنگ را باید تنها بر اساس معیارها، منطق و ارزش‌های درون همان فرهنگ شناخت و قضاوت کرد، نه با استانداردهای بیرونی.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 76.</ref>
== جامعه‌شناسی فرهنگ ==
در مطالعات جامعه‌شناسی و [[انسان‌شناسی]]، برای تحلیل دقیق‌تر پویایی‌ها و تنوعات فرهنگی درون جوامع، مفاهیم پایه‌ای زیر مورد توجه قرار می‌گیرند:


'''تأخر فرهنگی:''' در روند تغییر و تحول جوامع، معمولاً سرعت تغییر در بخش‌های مادی فرهنگ مانند تکنولوژی، ماشین‌آلات و ابزار بسیار بیشتر از بخش‌های غیرمادی نظیر باورها، قوانین، اخلاق و ارزش‌ها است. این عدم هماهنگی و شکاف ناشی از عقب‌ماندگی فرهنگ غیرمادی از فرهنگ مادی تأخر فرهنگی نامیده است.<ref>[https://www.ricac.ac.ir/en/page/1155/%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C#_ftn1 «تأخر فرهنگی»، وب‌سایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.] </ref>
'''خرده‌فرهنگ و ضدفرهنگ:''' در درون هر فرهنگ مسلط، همواره گروه‌هایی وجود دارند که دارای ارزش‌ها، هنجارها و سبک زندگی متمایزی هستند. به این الگوهای متمایز که در عین حال با فرهنگ کلان جامعه در تعارض بنیادین نیستند، [[خرده‌فرهنگ]] می‌گویند؛ مانند فرهنگ اقوام، اقلیت‌ها یا جوانان؛ اما اگر یک گروه اجتماعی در تقابل، ستیز و طرد آشکار ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگ مسلط قرار گیرد، الگوی رفتاری آن‌ها [[ضدفرهنگ]] نامیده می‌شود.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص79.</ref>


'''شوک فرهنگی:''' برخورد ناگهانی و عمیق یک فرد با فرهنگی کاملاً بیگانه و ناشناخته که در آن عناصر فرهنگ پیشین فرد کارکرد خود را از دست می‌دهند، به پدیده‌ای روانی و اجتماعی به نام شوک فرهنگی منجر می‌شود که با احساس سردرگمی، اضطراب و بیگانگی همراه است.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 75.</ref>
'''قوم‌مداری و نسبیت فرهنگی:''' تمایل به ارزیابی و قضاوت دربارهٔ فرهنگ‌های دیگر براساس معیارها و استانداردهای فرهنگ خودی، قوم‌مداری نامیده می‌شود که غالباً با احساس برتری فرهنگی همراه است.<ref>گیدنز، جامعه‌شناسی، 1381ش، ص63.</ref> در نقطهٔ مقابل، نسبیت فرهنگی بر این اصل علمی و روش‌شناختی استوار است که هر فرهنگ را باید تنها براساس معیارها، منطق و ارزش‌های درون همان فرهنگ شناخت و قضاوت کرد، نه با استانداردهای بیرونی.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص76.</ref>


'''فرهنگ واقی و آرمانی:''' به فرهنگ رایج فرهنگ واقعی و به فرهنگ که به دنبال آن یک جامعه است<ref group="دیدگاه">کدام تعبیر درست است:؟
'''تأخر فرهنگی:''' در روند تغییر و تحول جوامع، معمولاً سرعت تغییر در بخش‌های مادی فرهنگ مانند تکنولوژی، ماشین‌آلات و ابزار بسیار بیشتر از بخش‌های غیرمادی نظیر باورها، قوانین، اخلاق و ارزش‌ها است. این عدم هماهنگی و شکاف ناشی از عقب‌ماندگی فرهنگ غیرمادی از فرهنگ مادی تأخر فرهنگی نامیده است.<ref>[https://www.ricac.ac.ir/en/page/1155/شکاف-فرهنگی#_ftn1 «تأخر فرهنگی»، وب‌سایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.]</ref>


به دنبال آن یک جامعه است
'''شوک فرهنگی:''' برخورد ناگهانی و عمیق یک فرد با فرهنگی کاملاً بیگانه و ناشناخته که در آن عناصر فرهنگ پیشین کارکرد خود را از دست می‌دهند، به پدیده‌ای روانی و اجتماعی به نام شوک فرهنگی منجر می‌شود که با احساس سردرگمی، اضطراب و بیگانگی همراه است.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص75.</ref>


یک جامعه به دنبال آن است</ref>، فرهنگ آرمانی گفته می‌شود.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 78.</ref>
'''فرهنگ واقعی و آرمانی:''' به فرهنگ رایج، فرهنگ واقعی و به فرهنگ مطلوب، فرهنگ آرمانی گفته می‌شود.<ref>رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص78.</ref>


== گونه‌شناسی و دسته‌بندی‌های فرهنگ<ref group="دیدگاه">انواع فرهنگ بهتر نیست؟</ref><ref group="دیدگاه">مفاهیمی چون فرهنگ دینی و فرهنگ اسلامی و فرهنگ ایرانی در این مقاله نباید به کار گرفته شود؟ فکر میکنم در همین قسمت جا داشته باشد که نامی از آنها برده شود.</ref> ==
== انواع فرهنگ ==
فرهنگ پدیده‌ای چند بعدی است که جامعه‌شناسان و انسان‌شناسان آن را بر اساس معیارهای مختلفی نظیر گسترهٔ جمعیتی، سطح اجتماعی، موقعیت جغرافیایی و خاستگاه معرفتی، به دسته‌های گوناگونی تقسیم کرده‌اند؛ بر اساس سطح فراگیری و لایه‌های اجتماعی به فرهنگ ملی، عمومی، حرفه‌ای و سازمانی، براساس گسترۀ جغرافیایی و هویتی به فرهنگ قومی و بومی، فرهنگ ملی، فرهنگ جهانی تقسیم شده است.<ref>دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، نقشه مهندسی فرهنگی کشور، 1392ش، صص 7-9 و 16. </ref> برخی فرهنگ را به فرهنگ رسوبی، مایع و بی‌رنگ، پیرو و پیشرو تقسیم نموده است.<ref>جعفری، فرهنگ پیروی و فرهنگ پیشروف، 1379ش، ص 151-153.</ref>
فرهنگ پدیده‌ای چند بعدی است که جامعه‌شناسان و انسان‌شناسان، آن را براساس معیارهای مختلفی نظیر گسترهٔ جمعیتی، سطح اجتماعی، موقعیت جغرافیایی و خاستگاه معرفتی، به دسته‌های گوناگونی تقسیم کرده‌اند؛ فرهنگ براساس سطح فراگیری و لایه‌های اجتماعی به فرهنگ ملی، عمومی، حرفه‌ای و سازمانی، براساس گسترهٔ جغرافیایی و هویتی به فرهنگ قومی و بومی، فرهنگ ملی، فرهنگ جهانی و از تعابیر چون [[فرهنگ اسلامی]]، [[فرهنگ ایرانی]]، فرهنگ اسلامی‌ایرانی، فرهنگ غربی و فرهنگ سکولار نیز استفاده شده است.<ref>دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، نقشه مهندسی فرهنگی کشور، 1392ش، ص7-9، 16، 22-23 و 86.</ref> برخی فرهنگ را به فرهنگ رسوبی، مایع و بی‌رنگ، پیرو و پیشرو تقسیم کرده‌اند.<ref>جعفری، فرهنگ پیروی و فرهنگ پیشروف، 1379ش، ص151-153.</ref>


== کارکردهای اساسی فرهنگ<ref group="دیدگاه">به نظر بحث کارکردها نباید بر اساس یک نظریه و بدون بومی سازی نوشته می‌شد. https://eshia.ir/feqh/archive/text/rashad/falsafeh_farhang/91/910810/</ref> ==
== کارکردهای اساسی فرهنگ ==
از منظر رویکرد کارکردگرایی و به‌طور خاص در اندیشه برونیسلاو مالینوفسکی، مهم‌ترین کارکرد فرهنگ، برآورده ساختن نیازهای زندگی اجتماعی انسان و نیازهای بنیادین او برای انطباق با محیط اطراف است.<ref>مالینوفسکی، ۱۳۷۹ش، ص ۶۱.</ref> مالینوفسکی نیازهای بشر و پاسخ‌های فرهنگی جامعه به آن‌ها را به سه دسته کلی تقسیم می‌کند:
کارکردهای فرهنگ بسته به رویکرد متفکران، از منظرهای متفاوتی تبیین شده است؛ برای مثال:
* برونیسلاو مالینوفسکی مهم‌ترین کارکرد فرهنگ را برآورده ساختن نیازهای انسان برای انطباق با محیط می‌داند. وی نیازهای بشر و پاسخ‌های فرهنگی را به سه دسته تقسیم می‌کند:<ref>مالینوفسکی، مطالعه علمی فرهنگ، ۱۳۷۹ش، ص۶۱.</ref>


'''پاسخ به نیازهای بنیادین (زیستی):''' شامل نیازهای اولیه‌ای نظیر سوخت‌وساز، تولیدمثل، رفاه بدنی، امنیت، تحرک، رشد و تندرستی است. فرهنگ در پاسخ به این نیازها، نهادهایی چون نظام معیشت، نظام خویشاوندی، مسکن و سرپناه، سازوکارهای محافظتی، آموزش‌وپرورش و سیستم‌های بهداشتی را به وجود می‌آورد.
# ''نیازهای بنیادین'' مانند تغذیه، امنیت و تندرستی که فرهنگ از طریق نهادهایی چون نظام معیشت و سازوکارهای محافظتی به آن‌ها پاسخ می‌دهد.
# نیاز به ارتباط و هم‌زیستی که فرهنگ نهادهایی چون زبان، اخلاق، دین و ایدئولوژی را برای پاسخ به آن‌ها خلق می‌کند.
# نیازهای شناختی و عاطفی که با تأمین آن‌ها، انسجام اجتماعی حفظ می‌شود.<ref>فکوهی، ''تاریخ اندیشه و نظریه‌های انسان‌شناسی''، 1386ش، ص167-170.</ref>
* فردریک کاپلستون کارکرد فرهنگ را معطوف به عالی‌ترین قوای ذهنی انسان می‌داند که او را از گیاه و حیوان متمایز می‌سازد. وی با تأکید بر سرشت اجتماعی فرهنگ، معتقد است رشد استعدادهای فردی و ارتقای ذوق و سلیقه، تنها در سایهٔ همبستگی اجتماعی محقق می‌شود.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص۳۱۱.</ref>
* از منظر راهبردی و سیاست‌گذاری، فرهنگ دارای چند گونه کارکرد است:


'''پاسخ به نیازهای اشتقاقی (نمادین):''' این نیازها پس از پاسخگویی به نیازهای اولیه و در بستر زندگی جمعی ظاهر می‌شوند و اموری چون نیاز به ارتباط، تفاهم، مبادله و هم‌زیستی فکری را در بر می‌گیرند. فرهنگ از طریق نهادهایی چون زبان، اخلاق، دین، ایدئولوژی، جهان‌بینی‌ها و نظام‌های ارتباطی به این دسته از نیازها پاسخ می‌دهد.<ref>فوکوهی، ''تاریخ اندیشه و نظریه‌های انسان شناسی''، 1386ش، صص 167-170.</ref>  فردریک کاپلستون، تأکید می‌کند که فرهنگ دلالت بر تهذیب و توسعهٔ عالی‌ترین قوای ذهنی انسان دارد؛ قوایی که او را از دنیای نبات و حیوان متمایز می‌کند.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص ۳۱۱.</ref><ref group="دیدگاه">مطلب خط پایانی این بند کمی غیرمرتبط با '''پاسخ به نیازهای اشتقاقی (نمادین)''' به نظر می رسد.</ref>
# فرهنگ با ترکیب چهار مؤلفهٔ بینش‌ها، منش‌ها، کشش‌ها و کنش‌ها، کانون اصلی شکل‌گیری [[سبک زندگی]] است.
# فرهنگ ارزش‌ها و هنجارها را به‌گونه‌ای پایدار و درونی می‌کند که افراد جامعه بدون نیاز به الزام بیرونی به آن‌ها عمل می‌کنند.
# فرهنگ می‌تواند به‌صورت آگاهانه برای بازسازی، هدایت و اصلاح سایر مناسبات جامعه نظیر نظام اقتصادی، سیاسی و امنیتی به کار گرفته شود.<ref>[https://eshia.ir/feqh/archive/text/rashad/falsafeh_farhang/91/910810/ رشاد، «کارکردشناسی فرهنگ»، وب‌سایت ارتباط شیعی.]</ref>


'''پاسخ به نیازهای یکپارچه‌ساز:''' این دسته شامل نیازهای شناختی و عاطفی افراد است و به اموری چون تقویت اعتبار، احترام، منزلت اجتماعی، اطمینان، ثبات و نیازهای روانی-اجتماعی مانند عزت نفس مربوط می‌شود.<ref>فوکوهی، ''تاریخ اندیشه و نظریه‌های انسان شناسی''، 1386ش، صص 167-170.</ref> کاپلستون تأکید دارد که فرهنگ دارای سرشتی کاملاً اجتماعی است و رشد استعدادهای فردی جز در سایهٔ [[همبستگی اجتماعی]] و برای خدمت به بشر محقق نمی‌شود.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص ۳۱۱.</ref> بخشی از این پرورش ذوقی، ارتقای سلیقه از یک حس ظاهری به یک ادراک متعالی و فطری است.<ref>مهدوی کنی، دین و سرمایه اجتماعی، ۱۳۹۰ش، ص ۶۵.</ref>
== صنایع فرهنگی و اقتصاد فرهنگ ==
امروزه تولید، توزیع و مصرف محصولات فرهنگی، شاخهٔ مستقلی به نام [[اقتصاد فرهنگ]] را شکل داده است تا نشان دهد که چگونه کالاها و خدمات فرهنگی نظیر [[سینما]]، نشر، [[هنر]] و [[رسانه (ارتباطات)|رسانه]]، علاوه بر کارکردهای معنایی و هویتی، به یکی از سودآورترین بخش‌های اقتصاد جهانی تبدیل شده‌اند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/344552/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A4%D9%84%D9%81%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D ناظمی اردکانی و صیادی، «بررسی وضعیت مؤلفه‌های اقتصاد فرهنگ در ایران»، 1393ش، ص193.]</ref> ریشهٔ فلسفی این مبحث به آرای [[ارسطو]] منتسب شده که به این موضوع ذیل عناوین صُنع و فِعل پرداخته است.<ref>ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، 1386ش، ص219-220.</ref>  


=== صنایع فرهنگی و اقتصاد فرهنگ<ref group="دیدگاه">چرا ذیل کارکردها قرار گرفته است؟</ref> ===
صنع یا خلق فرهنگی به تولید آثار و محصولات فرهنگی اشاره کرده است؛ مفهومی که امروزه از آن با تعابیری چون [[صنایع فرهنگی]]<ref>[https://sahebnews.ir/102206/صنایع-فرهنگی-چیست-؟.htm متقی، «صنایع فرهنگی چیست؟»، پایگاه خبری صاحب نیوز.]</ref> و [[صنایع خلاق]] یاد می‌شود.<ref>[https://hatefcenter.org/fa/صنایع-خلاق-چیست/ «صنایع خلاق چیست و به چه صنایعی خلاق می‌گویند؟» وب‌سایت اندیشکده هاتف.]</ref> در دورهٔ معاصر، متفکران مکتب فرانکفورت نظیر ماکس هورکهایمر و تئودور آدورنو با طرح اصطلاح [[صنعت فرهنگ]]، به نقد عصر روشنگری و نظام [[سرمایه‌داری]] پرداختند. آن‌ها مدعی شدند که نظام سرمایه‌داری با بهره‌گیری از ابزارها و تکنولوژی‌های نوین و در قالب [[امپریالیسم فرهنگی]]، به تولید فرهنگ کاذب، توده‌ای و سرکوب‌گر می‌پردازد تا سلطهٔ خود را بر جوامع تثبیت کند.<ref>ریتزر، مبانی نظریهٔ جامعه‌شناختی معاصر و ریشه‌های کلاسیک آن، 1389ش، ص195-200.</ref>
امروزه تولید، توزیع و مصرف محصولات فرهنگی، شاخهٔ مستقلی به نام [[اقتصاد فرهنگ]] را شکل داده است. این حوزه نشان می‌دهد که چگونه کالاها و خدمات فرهنگی نظیر سینما، نشر، هنر و رسانه، علاوه بر کارکردهای معنایی و هویتی، به یکی از سودآورترین بخش‌های اقتصاد جهانی تبدیل شده‌اند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/344552/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A4%D9%84%D9%81%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D ناظمی اردکانی و صیادی، «بررسی وضعیت مؤلفه‌های اقتصاد فرهنگ در ایران»، 1393ش، ص193.]</ref>


ریشهٔ فلسفی این مبحث به آرای ارسطو منتسب شده که به این موضوع ذیل عناوین صُنع (خلق) و فِعل پرداخته است.<ref>ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، 1386ش، ص 219-220.</ref> صنع یا خلق فرهنگی به تولید آثار و محصولات فرهنگی اشاره کرده است؛ مفهومی که امروزه از آن با تعابیری چون صنایع فرهنگی<ref>[https://sahebnews.ir/102206/%D8%B5%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%9F.htm متقی، «صنایع فرهنگی چیست ؟»، پایگاه خبری صاحب نیوز.]</ref> و صنایع خلاق یاد می‌شود.<ref>[https://hatefcenter.org/fa/%D8%B5%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/ «صنایع خلاق چیست و به چه صنایعی خلاق می‌گویند؟» وب‌سایت اندیشکده هاتف.]</ref>
از سوی دیگر، مفهوم فعل در نگاه ارسطویی، به [[مصرف فرهنگ]] و نحوهٔ مواجههٔ مخاطب با محصولات فرهنگی اشاره دارد. امروزه، الگوهای مصرف محصولات فرهنگی توسط اقشار مختلف جامعه و تأثیرات پدیدهٔ جهانی‌شدن بر این الگوها، ازجمله موضوعات مهم و کلیدی در [[مطالعات فرهنگی]] به‌شمار می‌رود.<ref>گوییگان، مطالعات فرهنگی و سیاست‌های فرهنگی، 1388ش، ص286-287.</ref>
 
در دورهٔ معاصر، متفکران مکتب فرانکفورت نظیر ماکس هورکهایمر و تئودور آدورنو با طرح اصطلاح صنعت فرهنگ، به نقد عصر روشنگری و نظام سرمایه‌داری پرداختند. آن‌ها مدعی شدند که نظام سرمایه‌داری با بهره‌گیری از ابزارها و تکنولوژی‌های نوین و در قالب امپریالیسم فرهنگی، به تولید فرهنگ کاذب، توده‌ای و سرکوب‌گر می‌پردازد تا سلطهٔ خود را بر جوامع تثبیت کند.<ref>ریتزر، مبانی نظریۀ جامعه‌شناختی معاصر و ریشه‌های کلاسیک آن، 1389، صص 195-200.</ref>
 
از سوی دیگر، مفهوم فعل در نگاه ارسطویی، به مصرف فرهنگ و نحوهٔ مواجههٔ مخاطب با محصولات فرهنگی اشاره دارد. امروزه، الگوهای مصرف محصولات فرهنگی توسط اقشار مختلف جامعه و تأثیرات پدیدهٔ جهانی‌شدن بر این الگوها، از جمله موضوعات مهم و کلیدی در مطالعات فرهنگی به‌شمار می‌رود.<ref>گوییگان، مطالعات فرهنگی و سیاست‌‌های فرهنگی، 1388ش، صص 286 - 287.</ref>
 
== سرمایه فرهنگی<ref group="دیدگاه">نسبت سرمایه فرهنگی با عناصر بیرونی فرهنگ چیست؟
 
در چارچوب مقاله، سرمایه فرهنگی چه جایگاهی دارد؟ </ref><ref group="دیدگاه">اگر سرمایه فرهنگی در این مقاله جا دارد فکر میکنم جهانی‌شدن فرهنگ
 
فرهنگ دیجیتال هم بتواند در این مقاله جا بگیرد.</ref> ==
نخستین بار بوردیو سرمایه فرهنگی را برای توضیح دلیل تفاوت در موفقیت تحصیلی فرزندان طبقات مختلف اجتماعی به کار برد. به باور بوردیو، سرمایه فرهنگی شامل مجموعه‌ای از نمادها، مهارت‌ها و ارزش‌هاست که جایگاه افراد را در جامعه تعیین می‌کند. این سرمایه می‌تواند مستقل از ثروت مادی عمل کرده و کمبود پول را برای کسب منزلت و قدرت اجتماعی جبران کند. همچنین، انتقال این سرمایه در خانواده‌ها روشی پنهان و نامحسوس برای حفظ و انتقال امتیازات طبقاتی از نسلی به نسل دیگر است؛ زیرا برخلاف ثروت مالی، به‌راحتی قابل کنترل یا مالیات‌بندی نیست.<ref>بوردیو، «شکل های سرمایه»، ۱۳۸۴ش، صص ۱۳۷-۱۳۹؛ فیلد، سرمایه اجتماعی، ۱۳۸۶ش، ص ۲۹.</ref>
 
بوردیو سرمایه فرهنگی را به سه شکل کلی دسته‌بندی می‌کند:<ref>بوردیو، «شکل های سرمایه»، ۱۳۸۴ش، ص ۱۳۶.</ref>
 
* '''سرمایه درونی‌شده (متجسد):''' شامل دانش، مهارت‌ها و توانمندی‌هایی است که فرد در طول زمان می‌آموزد و به عادت‌واره تبدیل می‌شود. این نوع سرمایه برخلاف کالا، مستقیماً قابل خرید و فروش نیست و فقط با استخدام خود فرد قابل بهره‌برداری است.<ref>بوردیو، سرمایه اجتماعی، ۱۳۸۴ش، صص ۱۳۹-۱۴۳.</ref>
* '''سرمایه عینی (کالایی):''' شامل کالاها و محصولات مادی فرهنگی مانند کتاب، آثار هنری، لغت‌نامه‌ها و ابزارها است. این نوع سرمایه دارای مالکیت فیزیکی است و به‌راحتی می‌توان آن را فروخت و به پول تبدیل کرد.<ref>بوردیو، سرمایه اجتماعی، ۱۳۸۴ش، صص ۱۴۳-۱۴۵.</ref>
* '''سرمایه نهادینه‌شده:''' به معنای تأیید قانونی و رسمی مهارت‌های فرد توسط نهادهای جامعه است که آشناترین نمونهٔ آن، مدارک تحصیلی است. این مدارک به توانمندی‌های شخص اعتباری دائمی و قانونی می‌بخشند و ارزش آن‌ها را در بازار کار مشخص می‌کنند.<ref>بوردیو، سرمایه اجتماعی، ۱۳۸۴ش، صص ۱۳۷ و ۱۴۵-۱۴۷.</ref>


== رابطه دین و فرهنگ ==
== رابطه دین و فرهنگ ==
افرادی چون تی. اس. الیوت بیان کرده است که رابطهٔ [[دین]] و فرهنگ ذاتی است؛ به‌گونه‌ای که هیچ فرهنگی نتوانسته مستقل از دین پدیدار شود<ref group="دیدگاه">بحث چگونگی پیدایش فرهنگ هم میتواند خودش یک عنوان جداگانه باشد:
محمدتقی مصباح یزدی براساس نحوهٔ تعریف دین و فرهنگ، سه نوع رابطه را میان آن‌ها مطرح کرده است:  


https://noorlib.ir/book/view/127094/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF?pageNumber=176&viewType=pdf</ref> و بسط یابد. از این منظر، بسته به موقعیت تاریخی و اجتماعی، این دو همواره محصول یکدیگر بوده‌اند و تفکیک آن‌ها در یک جامعهٔ ایزوله و نفوذناپذیر دشوار است.<ref>الیوت، تامس استرنز، ''درباره‌ی فرهنگ''، ۱۳69ش، صص ۱۱ و ۲۸.</ref> دیدگاه‌های نظری پیرامون نسبت این دو مفهوم در دو کلان‌نظریه دسته‌بندی شده است:<ref group="دیدگاه">زاویه دید دیگری هم در این بحث وجود دارد که کمی با این دوگانه متفاوت است و در یکی از منابع شما گزارش شده است. آیا آن سه گانه غیر از این دوگانه است؟
* دین زیرمجموعهٔ فرهنگ؛
* اشتراک دین و فرهنگ در سطح رفتارها؛
* همسانی کامل دین و فرهنگ.<ref>مصباح یزدی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، 1391ش، ص150-153.</ref>


https://noorlib.ir/book/view/127094/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF?pageNumber=259&viewType=pdf</ref>
در ارزیابی کارکردی نسبت دین و فرهنگ، سه رویکرد کلی مطرح است:  


=== نظریه انطباق<ref group="دیدگاه">نظریه انطباق را شما انتخاب کرده‌اید؟ از میان فرض های زیر فقط فرض سوم انطابق است و دو فرض دیگر تنها سازگاری را نشان میدهد.</ref> ===
* دین به‌عنوان محصول فرهنگ و برساختهٔ اجتماع؛
این نظریه بر همسانی و وحدت مفهومی دین و فرهنگ<ref group="دیدگاه">اگر وحدت مفهومی دارند طبیعتا نسبت بین دین و فرهنگ باید تساوی تعریف شود نه عموم و خصوص مطلق یا من وجه.</ref> تأکید دارد. محمدتقی مصباح یزدی با واکاوی این نسبت، آن را تابعی از تعریفِ ارائه‌شده برای هر دو مفهوم می‌داند. در این رویکرد، دین مجموعه‌ای از باورهای قلبی و رفتارهای عملی متناسب با آن تعریف می‌شود که در سعادت انسان نقش دارند. بر این اساس، نسبت دین با تعاریف مختلف فرهنگ به‌شرح زیر است:<ref>مصباح یزدی،  ''پرسش‌ها و پاسخ‌ها''، 1385ش، ج1، ص ۱۵۰.</ref>
* تعامل دوسویه با نقش جهت‌دهندهٔ دین در فرهنگ؛<ref>پیروزمند، مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی، 1395ش، ص44-45 و 49.</ref>
* دین به‌عنوان منبع و پایهٔ اصلی فرهنگ‌سازی که فرهنگ مطلوب را نیازمند تغذیه از مبانی وحیانی می‌داند.<ref>علی ذوعلم، فرهنگ ناب اسلامی، 1403ش، ص163؛ پیروزمند، نظریه بنیادین در مناسبات دین و فرهنگ، 1392ش، ص263، 273 و 280.</ref>


* '''رابطه عموم و خصوص مطلق:''' اگر فرهنگ به‌معنای اعتقادات، ارزش‌ها، اخلاق و رفتارهای متأثر از آن‌ها باشد، دین بخشی از فرهنگ تلقی می‌شود.<ref group="دیدگاه">در این تعریف، نقطه مازاد فرهنگ بر دین چیست؟</ref>
== تربیت و فرهنگ ==
* '''رابطه عموم و خصوص من‌وجه:'''<ref group="دیدگاه">وجه تمایز هر کدام از دین و فرهنگ چیست که این نوع رابطه شکل گرفته است؟</ref> اگر فرهنگ به‌معنای آداب‌ورسوم و بُعد رفتاری زندگی باشد، دین و فرهنگ دو حوزهٔ مستقل‌اند<ref group="دیدگاه">اگر تلاقی و همپوشانی دارند چطور مستقل شده اند؟
در رویکردهای فلسفی و الهیاتی، هدف و غایت اصلی فرهنگ، پرورش و به فعلیت رساندن ظرفیت‌های وجودی و فطری انسان تعریف شده است. در این دیدگاه، آن دسته از پدیده‌ها که جنبهٔ ارتقایی و تصعیدی برای فکر و روان انسان ندارند، در زمرهٔ امور فرهنگی قرار نمی‌گیرند؛ هرچند ممکن است جذاب یا مفرح باشند.<ref>جعفری، فرهنگ پیروی و فرهنگ پیشرو، ۱۳۷۳ش، ص۷۶.</ref>  


و چرا این نوع نسبت ذیل انطباق تعریف شده است؟</ref> که صرفاً در ساحت رفتارها با یکدیگر تلاقی و همپوشانی دارند.
متفکرانی چون [[مرتضی مطهری]]، با تفکیک میان صنعت (ساختن ابزاری) و تربیت (شکوفا کردن استعدادها)، هدف فرهنگ را از جنس [[تربیت]] دانسته و نگاه مدرن به فرهنگ به‌عنوان یک صنعت صرف را نقد می‌کنند.<ref>مطهری، ''یادداشت‌ها''، 1379ش، ج۲، ص۸۹.</ref> فردریک کاپلستون استدلال می‌کند فرهنگی که عالی‌ترین قوای ذهنی انسان را در ارتباط با شناخت خدا به‌عنوان عالی‌ترین موضوع نادیده بگیرد، فرهنگی ناقص و فرومایه است.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص۳۱۵–۳۱۶ و ۱۳۱.</ref> در این دیدگاه، فرهنگ با قانون طبیعی و اخلاق پیوندی ناگسستنی دارد. جدایی فرهنگ از [[اخلاق]] و [[دین]] در دنیای مدرن، عامل اصلی انحطاط و تحقیر سرشت انسان معرفی می‌شود؛ زیرا در تمدن‌های کهن، شکوفایی فرهنگی همواره در سایهٔ رعایت اخلاق و دین پدیدار می‌شد.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص۳۱۸–۳۲۰.</ref>
* '''انطباق کامل:''' اگر فرهنگ به‌عنوان عامل معنابخش و جهت‌دهندهٔ زندگی تعریف شود، کاملاً با دین منطبق است. مبنای این انطباق آن است که رفتارهای انسانی، برخلاف غریزهٔ حیوانی، مبتنی بر ارزش‌ها و جهان‌بینی هستند. در بینش اسلامی، این جهان‌بینی الهی است که معنا و جهت حیات را تعیین می‌کند و از این رو، فرهنگ با دین همسان می‌گردد.<ref>مصباح یزدی، ''پرسش‌ها و پاسخ‌ها''، 1385ش، ج1، صص ۱۵۱-۱۵۳.</ref><ref group="دیدگاه">این همسانی از باب وحدت مفهومی است؟ یا در عین تفاوت مفهومی، همسان شده اند؟</ref>
 
=== نظریه هدایت‌گری ===
این نظریه به نسبت‌سنجی کارکردی میان دین و فرهنگ می‌پردازد و در سه رویکرد متفاوت صورت‌بندی شده است:
 
* '''دین به‌عنوان محصول فرهنگ:''' در رویکردهای جامعه‌شناسانه نظیر آرای کارکردگرایانی چون امیل دورکیم، هربرت اسپنسر و همچنین مکتب مارکسیسم، دین نهادی برساختهٔ اجتماع و زاییدهٔ نظام‌های فرهنگی است که بشر برای پاسخ به نیازهای خود آن را ابداع کرده است.<ref>پیروزمند، ''مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی''،  ۱۳۹۵ش، صص ۴۴-۴۵.</ref>
* '''تعامل دوسویه با عاملیت دین:''' دین و فرهنگ تأثیر متقابل دارند، اما مؤلفه‌های اعتقادی، رفتاری و نمادین فرهنگ در جوامع مختلف بر اساس باورهای مذهبی جهت‌دهی می‌شوند و دین نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری الگوهای هنجاری دارد.<ref>پیروزمند، ''مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی، 1395ش''، ص ۴۹.</ref>
* '''هدایت‌گری بنیادین دین:''' در این دیدگاه، فرهنگ مطلوب آن است که مؤلفه‌های خود را از مبانی و ارزش‌های وحیانی تغذیه کند و در مسیر تعالی قرار گیرد.<ref>ذوعلم، علی، ''فرهنگ ناب اسلامی''، 1397ش،  ص ۱۶۳.</ref> بازتاب این رویکرد در سیاست‌گذاری‌های کلان نیز مشهود است؛ چنان‌که در سند «نقشه مهندسی فرهنگی کشور»، فرهنگ مشتمل بر نظامی از اعتقادات و رفتارها تعریف شده که منبعث از وحی بوده و به بخش‌های مختلف جامعه محتوا می‌بخشد.<ref>[https://rc.majlis.ir/fa/law/show/859054 شورای عالی انقلاب فرهنگی، ''نقشه مهندسی فرهنگی کشور''، 1392ش، ص ۸.]</ref><ref group="دیدگاه">آیا این نظریه همان انطباق کامل را نتیجه نمی‌دهد و آیا اساسا غیر از آن است؟</ref>
 
== تربیت و فرهنگ ==
در رویکردهای فلسفی و الهیاتی، هدف و غایت اصلی فرهنگ، پرورش و به فعلیت رساندن ظرفیت‌های وجودی و فطری انسان تعریف شده است. در این دیدگاه، آن دسته از پدیده‌ها که جنبهٔ ارتقایی و تصعیدی برای فکر و روان انسان ندارند، در زمرهٔ امور فرهنگی اصیل قرار نمی‌گیرند؛ هرچند ممکن است جذاب یا مفرح باشند.<ref>جعفری،  فرهنگ پیروی و فرهنگ پیشرو، ۱۳۷۳ش، ص ۷۶.</ref> متفکرانی چون مرتضی مطهری، با تفکیک میان صنعت (ساختن ابزاری) و تربیت (شکوفا کردن استعدادها)، هدف فرهنگ را از جنس تربیت دانسته و نگاه مدرن به فرهنگ به‌عنوان یک صنعت صرف را نقد می‌کنند.<ref>مطهری، مرتضی، ''یادداشت‌ها''، 1379ش، ج۲، ص ۸۹.</ref> کاپلستون استدلال می‌کند فرهنگی که عالی‌ترین قوای ذهنی انسان را در ارتباط با شناخت خدا به‌عنوان عالی‌ترین موضوع نادیده بگیرد، فرهنگی ناقص و فرومایه است.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، صص ۳۱۵-۳۱۶ و ۱۳۱.</ref> در این دیدگاه، فرهنگ با قانون طبیعی و [[اخلاق]] پیوندی ناگسستنی دارد. جدایی فرهنگ از اخلاق و دین در دنیای مدرن، عامل اصلی انحطاط و تحقیر سرشت انسان معرفی می‌شود؛ زیرا در تمدن‌های کهن، شکوفایی فرهنگی همواره در سایهٔ رعایت اخلاق و دین پدیدار می‌گشت.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، صص ۳۱۸-۳۲۰.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
خط ۲۳۳: خط ۱۳۴:


== منابع ==
== منابع ==
 
{{آغاز منابع}}
* آذرپاد پسر امید و آذر فرنبغ پسر فرخزاد، دینکرد ششم: حکمت فرزانگان ساسانی، ترجمه از انگلیسی، فرشته آهنگری، تهران، صبا، اول، 1391ش.
* آذرپاد پسر امید و آذر فرنبغ پسر فرخزاد، دینکرد ششم: حکمت فرزانگان ساسانی، ترجمه از انگلیسی، فرشته آهنگری، تهران، صبا، ۱۳۹۱ش.
* آذرتاش و آدرنوش، فرهنگ معاصر عربی - فارسی، تهران، نشر نی، 1379ش.  
* آذرتاش و آدرنوش، فرهنگ معاصر عربی-فارسی، تهران، نی، ۱۳۷۹ش.
* آشوری، داریوش، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، تهران، مرکز اسناد فرهنگی آسیا، ۱۳۵۷ش.
* آشوری، داریوش، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، تهران، مرکز اسناد فرهنگی آسیا، ۱۳۵۷ش.
* آگ‌برن، ویلیام و نیم‌کوف، مایر، زمینه جامعه‌شناسی، ترجمه و اقتباس امیرحسین آریان‌پور، تهران، نشر گستره، ۱۳۸۰ش.
* آگ‌برن، ویلیام و نیم‌کوف، مایر، زمینه جامعه‌شناسی، ترجمه و اقتباس امیرحسین آریان‌پور، تهران، گستره، ۱۳۸۰ش.
* ابن‌سینا، حسین، ظفرنامه، تصحیح دکتر غلامحسین صدیقی، انتشارات انجمن آثار ملی، بی‌تا.
* ایتزن، دی. استنلی، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ترجمه ضیاء تاج‌الدین، مجله نامه فرهنگ، ش۲۷، ۱۳۷۶ش.
* ابن فارس، احمد، معجم مقایس اللغه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1363ش.
* ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، ترجمه و تمهید صلاح الدین سلجوقی، تهران، عرفان، ۱۳۸۶ش.
* ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۳۰۰ق.
* ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، ترجمه و تمهید صلاح الدین سلجوقی، تهران، عرفان، 1386ش.  
* اسدی، محمدعلی، مواجهه آیات و روایات با جنبه‌های منفی فرهنگ، پایان‌نامه، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰ش.
* اسدی، محمدعلی، مواجهه آیات و روایات با جنبه‌های منفی فرهنگ، پایان‌نامه، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰ش.
* اسدی طوسی، گرشاسب نامه، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: 26 اردیبهشت 1405ش.
* اسدی طوسی، گرشاسب نامه، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
* اسلامی ندوشن، محمدعلی، فرهنگ و شبه‌فرهنگ، تهران، توس، ۱۳۵۴ش،
* اصفهانی، علی بن ابی فحص، تحفة الملوک، تصحیح علی‌اکبر احمدی دارانی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، 1382ش.
* اصفهانی، سلطان محمد بن قطب الدین، ''جُنگ فرهنگ، ادب و تاریخ''، تهران، کتابخانه مجلس شورای اسلامی ۱۰۰۴ق.
* افروغ، عماد، فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی، تهران، مؤسسه فرهنگ و دانش، ۱۳۷۹ش.
* افروغ، عماد، فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی، تهران، مؤسسه فرهنگ و دانش، ۱۳۷۹ش.
* الیوت، تی. اس.، درباره فرهنگ، ترجمه حمید شاهرخ، تهران، نشر مرکز، ۱۳۶۹ش.
* ابن‌سینا، حسین، ظفرنامه، تصحیح دکتر غلامحسین صدیقی، انجمن آثار ملی، بی‌تا.
* الخطیب، عمر عوده، لمحات فی ثقافة الاسلامیه، بیروت، الرساله، 1399ه.ق – 1979م.
* ابن‌فارس، احمد، معجم مقائیس اللغه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۶۳ش.
* المعمری، ابومنصور، مقدمه شاهنامه ابومنصوری، مندرج در: رحیم رضازاده ملک، دیباچه شاهنامه ابومنصوری، فصلنامه نامه انجمن، شماره 13، 1383ش.
* ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۳۰۰ق.
* ایتزن، دی. استنلی، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ترجمه ضیاء تاج‌الدین، مجله نامه فرهنگ، ش۲۷، ۱۳۷۶ش.
* اسلامی ندوشن، محمدعلی، فرهنگ و شبه‌فرهنگ، تهران، توس، ۱۳۵۴ش،
* اصفهانی، علی بن ابی فحص، تحفة الملوک، تصحیح علی‌اکبر احمدی دارانی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، ۱۳۸۲ش.
* اصفهانی، سلطان محمد بن قطب الدین، جُنگ فرهنگ، ادب و تاریخ، تهران، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، ۱۰۰۴ق.
* الیوت، تی.اس. دربارهٔ فرهنگ، ترجمه حمید شاهرخ، تهران، مرکز، ۱۳۶۹ش.
* الخطیب، عمر عوده، لمحات فی ثقافة الاسلامیه، بیروت، الرساله، ۱۳۹۹ق–۱۹۷۹م.
* المعمری، ابومنصور، مقدمه شاهنامه ابومنصوری، مندرج در: رحیم رضازاده ملک، دیباچه شاهنامه ابومنصوری، فصلنامه نامه انجمن، شماره ۱۳، ۱۳۸۳ش.
* باهنر، محمدجواد، جهان‌بینی اسلامی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۱ش.
* باهنر، محمدجواد، جهان‌بینی اسلامی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۱ش.
* برهان، محمدحسین بن خلف تبریزی، برهان قاطع، تهران، امیر کبیر، 1362ش.
* برهان، محمدحسین بن خلف تبریزی، برهان قاطع، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۲ش.
* بوردیو، پی­یر، «شکل های سرمایه»، ترجمه افشین خاکباز و حسن پویان، در: سرمایه اجتماع به کوشش کیان تاجبخش، تهران، شیرازه، 1384ش.
* بن‌نبی، مالک، مشکلة الثقافة، ترجمه عبدالصبور شاهین، قاهره، دارالفکر للطباعه والنشر، ۱۹۸۴م.
* بن نبی، مالک، مشکله الثقافه، ترجمه عبدالصبور شاهین، قاهره، دارالفکر للطباعه والنشر، ۱۹۸۴م.
* بنی‌هاشم، محمود، نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۴۰ش.
* بنی‌هاشم، محمود، ''نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن''، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۴۰ش.
* بیتس، دانیل، انسان‌شناسی فرهنگی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، علمی، ۱۳۷۳ش.
* بیتس، دانیل، انسان‌شناسی فرهنگی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۷۳ش.
* بیلینگتون، روزاموند و دیگران، فرهنگ و جامعه، ترجمه فریبا عزبدفتری، تهران، قطره، ۱۳۸۰ش.
* بیلینگتون، روزاموند و دیگران، فرهنگ و جامعه، ترجمه فریبا عزبدفتری، تهران، نشر قطره، ۱۳۸۰ش.
* بیهقی، علی بن زید، تاریخ بیهق، تصحیح احمد بهمنیار، تهران، فروغی، ۱۳۶۱ش.
* بیهقی، علی بن زید، تاریخ بیهق، تصحیح احمد بهمنیار، تهران، فروغی، 1361ش.
* بهرامی، تقی، ف‍ره‍ن‍گ روس‍ت‍ائ‍ی، ی‍ا، دای‍ره‌ال‍م‍ع‍ارف ف‍لاح‍ت‍ی، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۱۷ش.
* بهرامی، تقی، ف‍ره‍ن‍گ‌ روس‍ت‍ائ‍ی‌، ی‍ا، دای‍ره‌ال‍م‍ع‍ارف‌ ف‍لاح‍ت‍ی، بی‌جا، بی‌نا، 1317‌ش.  
* پهلوان، چنگیز، فرهنگ‌شناسی، تهران، تهران، پیام امروز، ۱۳۷۸ش.
* پهلوان، چنگیز، فرهنگ‌شناسی، تهران، تهران، پیام امروز، 1378ش.
* پیروزمند، علیرضا، مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی، قم، تمدن نوین اسلامی، ۱۳۹۵ش.
* پیروزمند، علیرضا، مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی، قم، تمدن نوین اسلامی، 1395ش.
* پیروزمند، علیرضا، نظریه بنیادین مناسبات دین و فرهنگ، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۹۲ش.
* «تأخر فرهنگی»، وب‌سایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، تاریخ بازدید: 1 خرداد 1405ش.
* «تأخر فرهنگی»، وب‌سایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، تاریخ بازدید: ۱ خرداد ۱۴۰۵ش.
* تامپسون، جان.ب.، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ترجمه مسعود اوحدی، تهران، مؤسسه آینده پویان، ۱۳۷۸ش.
* تامپسون، جان. ب. ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ترجمه مسعود اوحدی، تهران، مؤسسه آینده پویان، ۱۳۷۸ش.
* ترنر، جاناتان اچ.، مفاهیم و کاربردهای جامعه‌شناختی، ترجمه محمد فولادی و محمدعزیز بختیاری، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۸ش.
* ترنر، جاناتان اچ. مفاهیم و کاربردهای جامعه‌شناختی، ترجمه محمد فولادی و محمدعزیز بختیاری، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۸ش.
* جامی خراسانی، نورالدین عبدالرحمن بن احمد، مثنوی هفت اورنگ، تهران، سعدی (سراي اخوان)، 1366ش.
* جامی خراسانی، نورالدین عبدالرحمن بن احمد، مثنوی هفت اورنگ، تهران، سعدی (سرای اخوان)، ۱۳۶۶ش.
* جعفری، محمدتقی، فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳ش.
* جعفری، محمدتقی، فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳ش.
* حداد عادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، تهران، انتشارات سروش، ۱۳۵۹ش.
* حداد عادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، تهران، سروش، ۱۳۵۹ش.
* حکمت، علی اصغر، ایران در فرهنگ جهان، نامه فرهنگستان، شماره 2،  اسفند ۱۳۲۶ش.
* حکمت، علی‌اصغر، ایران در فرهنگ جهان، نامه فرهنگستان، شماره ۲، اسفند ۱۳۲۶ش.
* خامنه‌ای، سید علی، «بیانات در دیدار با اعضای انجمن قلم»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: ۸ بهمن ۱۳۸۱ش.
* خامنه‌ای، سیدعلی، «بیانات در دیدار با اعضای انجمن قلم»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: ۸ بهمن ۱۳۸۱ش.
* خامنه‌ای، سید علی، «بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: ۲۵ شهریور ۱۳۸۹ش.
* خامنه‌ای، سیدعلی، «بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: ۲۵ شهریور ۱۳۸۹ش.
* خامنه‌ای، سید علی، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: ۲۳ خرداد ۱۳۹۰ش.
* خامنه‌ای، سیدعلی، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: ۲۳ خرداد ۱۳۹۰ش.
* خامنه‌ای، سید علی، «بیانات در حرم مطهر رضوی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: ۱ فروردین ۱۳۹۳ش.
* خامنه‌ای، سیدعلی، «بیانات در حرم مطهر رضوی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: ۱ فروردین ۱۳۹۳ش.
* خمینی، سید روح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳78ش.
* خمینی، سید روح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۸ش.
* دبیر خانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، ''نقشه مهندسی فرهنگی کشور''، وب‌سایت مجلس شورای اسلامی، تاریخ ابلاغ 1392ش.
* دبیر خانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، نقشه مهندسی فرهنگی کشور، وب‌سایت مجلس شورای اسلامی، تاریخ ابلاغ ۱۳۹۲ش.
* دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، تهران، چاپ افست، ۱۳۴۱ش.
* دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، تهران، چاپ افست، ۱۳۴۱ش.
* دهخدا، علی اکبر، امثال و حکم، تهران، ایران، 1383ش.
* دهخدا، علی‌اکبر، امثال و حکم، تهران، ایران، ۱۳۸۳ش.
* ذوعلم، علی، فرهنگ ناب اسلامی: مبانی و الگوهای مفهومی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، 1397ش.
* ذوعلم، علی، فرهنگ ناب اسلامی: مبانی و الگوهای مفهومی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، ۱۳۹۷ش.
* رابرتسون، یان، درآمدی بر جامعه، ترجمه حسین بهروان، مشهد، آستان قدس رضوی، 1372ش.
* رابرتسون، یان، درآمدی بر جامعه، ترجمه حسین بهروان، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲ش.
* رجب‌زاده، احمد، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، در فرهنگ و جامعه، تدوین بهروز گرانپایه، تهران، ۱۳۷۷ش.
* رجب‌زاده، احمد، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، در فرهنگ و جامعه، تدوین بهروز گرانپایه، تهران، ۱۳۷۷ش.
* رفیع، جلال، فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۴ش.
* رشاد، علی‌اکبر، «کارکردشناسی فرهنگ»، وب‌سایت ارتباط شیعی، تاریخ درج مطلب: ۱۰ آبان ۱۳۹۱ش.
* رفیع، جلال، فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۴ش.
* رفیع‌پور، فرامرز، آناتومی جامعه، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۰ش.
* رفیع‌پور، فرامرز، آناتومی جامعه، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۰ش.
* روشه، گی، کنش اجتماعی، ترجمه هما زنجانی‌زاده، مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسی، ۱۳۶۷ش.
* روشه، گی، کنش اجتماعی، ترجمه هما زنجانی‌زاده، مشهد، دانشگاه فردوسی، ۱۳۶۷ش.
* روح الاميني، محمود، زمینه فرهنگ‌شناسی، تهران، عطار، یازدهم، 1394ش.
* روح‌الامینی، محمود، زمینه فرهنگ‌شناسی، تهران، عطار، یازدهم، ۱۳۹۴ش.
* ریتزر، جورج، نظریه‌های معاصر در جامعه‌شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۸۰ش.
* ریتزر، جورج، نظریه‌های معاصر در جامعه‌شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، علمی، ۱۳۸۰ش.
* ریتزر، جورج، مبانی نظریۀ جامعه‌شناختی معاصر و ریشه‌های کلاسیک آن، ترجمه شهناز مسمی پرست، تهران، ثالث، 1389ش.  
* ریتزر، جورج، مبانی نظریهٔ جامعه‌شناختی معاصر و ریشه‌های کلاسیک آن، ترجمه شهناز مسمی پرست، تهران، ثالث، ۱۳۸۹ش.
* زمانی، محمود [علی بلوکباشی]، کتاب‌شناسی فرهنگ عامه و مردم‌شناسی ایران، بی‌جا، موسسه فرهنگی منطقه‌ای، 1350ش.
* زمانی، علی‌اکبر و شفعی، جمال، «درآمدی بر رابطه امنیت و فرهنگ در عصر جهانی شدن»، ماهنامه نگرش راهبردی، شماره ۸۳ و ۸۴، ۱۳۸۶ش.
* زمانی، علی اکبر و شفعی، جمال، «درآمدی بر رابطه امنیت و فرهنگ در عصر جهانی شدن»، ماهنامه نگرش راهبردی، شماره 83 و 84، 1386ش.
* سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، شماره اسناد: ۹۵/۲۹۷/۳۰۸۶، ۲۹۷/۱۲۰۹۸ و ۲۹۷/۲۶۳۸۱.
* سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، شماره اسناد: ۹۵/۲۹۷/۳۰۸۶ ، ۲۹۷/۱۲۰۹۸ و ۲۹۷/۲۶۳۸۱.
* سلیمی، حسین، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌الملل، ۱۳۷۹ش.
* سلیمی، حسین، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌الملل، ۱۳۷۹ش.
* سجاسی، اسحاق بن ابراهیم، فرائد السلوک، تهران، پاژنگ، 1386ش.
* سجاسی، اسحاق بن ابراهیم، فرائد السلوک، تهران، پاژنگ، ۱۳۸۶ش.
* سعدی، ''مواعظ''، وب‌سایت گنجور، قطعه ۱۴۷،  تاریخ بازدید: 26 اردیبهشت 1405ش.
* سعدی، مواعظ، قطعه ۱۴۷، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
* سنایی، ابوالمجد مجدود بن آدم، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، تهران، نگاه، 1387ش.
* سنایی، ابوالمجد مجدود بن آدم، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، تهران، نگاه، ۱۳۸۷ش.
* شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، شیراز، دانشگاه شیراز، کانون استادان مترقی، 1358ش.  
* شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، شیراز، دانشگاه شیراز، کانون استادان مترقی، ۱۳۵۸ش.
* صدر، سید موسی، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، مجله درسهایی از مکتب اسلام، سال هشتم، شماره ۵، ۱۳۴۵ش.
* صدر، سید موسی، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، مجله درس‌هایی از مکتب اسلام، سال هشتم، شماره ۵، ۱۳۴۵ش.
* صدیق، عیسی، یک سال در امریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور و چگونگی اخلاق و افکار و روحیات ملت امریکا که در مدت اقامت یک ساله مشاهده شده، تهران، بنگاه پروین، 1321ش.
* صدیق، عیسی، یک سال در آمریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور و چگونگی اخلاق و افکار و روحیات ملت آمریکا که در مدت اقامت یک ساله مشاهده شده، تهران، بنگاه پروین، ۱۳۲۱ش.
* «صنایع خلاق چیست و به چه صنایعی خلاق می‌گویند؟» وب‌سایت اندیشکده هاتف، تاریخ درج مطلب: 22 اسفند 1401ش.
* «صنایع خلاق چیست و به چه صنایعی خلاق می‌گویند؟» وب‌سایت اندیشکده هاتف، تاریخ درج مطلب: ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ش.
* طهرانی، مهدی نواب، دستورالاعقاب، تهران، تاریخ ایران، 1376ش.
* طهرانی، مهدی نواب، دستورالاعقاب، تهران، تاریخ ایران، ۱۳۷۶ش.
* ظهیری سمرقندی، محمد، سندبادنامه، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید مطلب: 26 اردیبهشت 1405ش.
* ظهیری سمرقندی، محمد، سندبادنامه، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید مطلب: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
* عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، امیرکبیر، 1387ش.
* عارف، نصرمحمد، الحضاره، الثقافه المدنیه:دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم، فیرجینیا، المهدالعالمی للفکر الاسلامی، ۱۹۹۴م.
* عریان، سعید، «خسرو قبادان و ریدکی»، مجله چیستان، اردیبهشت، شماره9، 1361ش.
* عریان، سعید، «خسرو قبادان و ریدکی»، مجله چیستان، اردیبهشت، شماره ۹، ۱۳۶۱ش.
* غزالی طوسی، محمد بن احمد، نصیحة الملوک، چاپخانه مجلس در طهران، 1317ش.
* غزالی طوسی، محمد بن احمد، نصیحة الملوک، چاپخانه مجلس در طهران، ۱۳۱۷ش.
* فراهیدی، خلیل بن احمد، كتاب العين، قم، هجرت، 1367ش.
* فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، هجرت، ۱۳۶۷ش.
* فیلد، جان، سرمایه اجتماعی، ترجمه غلامرضا غفاری و حسین رمضانی، تهران، کویر، 1386ش.
* فیلد، جان، سرمایه اجتماعی، ترجمه غلامرضا غفاری و حسین رمضانی، تهران، کویر، ۱۳۸۶ش.
* فؤاد سعید، فوزی خلیل، الثقافه و الحضاره: مقاربه بین الفکرین الغربی و الاسلامی، دمشق، دارالفکر، 2008م.
* فؤاد سعید، فوزی خلیل، الثقافه و الحضاره: مقاربه بین الفکرین الغربی و الاسلامی، دمشق، دارالفکر، ۲۰۰۸م.
* فوکوهی، ناصر، تاریخ اندیشه و نظریه‌های انسان‌شناسی، تهران، نی، 1386ش.
* فکوهی، ناصر، تاریخ اندیشه و نظریه‌های انسان‌شناسی، تهران، نی، ۱۳۸۶ش.
* کاسیرر، ارنست، فلسفه و فرهنگ، ترجمه بزرگ نادرزاده، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۰ش.
* کاسیرر، ارنست، فلسفه و فرهنگ، ترجمه بزرگ نادرزاده، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۰ش.
* کاپلستون، فردریک چارلز، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ترجمه ترجمه علیرضا بهبهانی، علی‌اصغر حلبی. تهران، بهبهانی، 1371ش.  
* کاپلستون، فردریک چارلز، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ترجمه ترجمه علیرضا بهبهانی، علی‌اصغر حلبی. تهران، بهبهانی، ۱۳۷۱ش.
* کسروی، احمد، فرهنگ چیست؟، تهران، انتشارات باهماد آزادگان، ۱۳۴۴ش،  
* کسروی، احمد، فرهنگ چیست؟، تهران، باهماد آزادگان، ۱۳۴۴ش،
* کوزر، لوئیس و دیگران، نظریه‌های بنیادی جامعه‌شناختی، ترجمه فرهنگ ارشاد، تهران، نشر نی، ۱۳۷۸ش.
* کوزر، لوئیس و دیگران، نظریه‌های بنیادی جامعه‌شناختی، ترجمه فرهنگ ارشاد، تهران، نی، ۱۳۷۸ش.
* کوسج، شمس‌الدین محمد، برزونامه (بخش کهن)، مقدمه‌ و تصحیح، اکبر نحوی، تهران، مرکز پژوهشی ميراث مکتوب، 1387ش.  
* کوسج، شمس‌الدین محمد، برزونامه (بخش کهن)، مقدمه و تصحیح، اکبر نحوی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، ۱۳۸۷ش.
* گارودی، روژه، کمونیسم و رستاخیز فرهنگ، ترجمه منتظم، تهران، چمن، ۱۳۲۶ش.
* گارودی، روژه، کمونیسم و رستاخیز فرهنگ، ترجمه منتظم، تهران، چمن، ۱۳۲۶ش.
* گیدنز، آنتونی، جامعه‌شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نی، 1381ش.
* گیدنز، آنتونی، جامعه‌شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نی، ۱۳۸۱ش.
* گولد، جولیوس و کولب، ویلیام ل.، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه گروه مترجمان، تهران، انتشارات مازیار، ۱۳۷۶ش.
* گولد، جولیوس و کولب، ویلیام ل. فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه گروه مترجمان، تهران، مازیار، ۱۳۷۶ش.
* گوییگان، توبی، مطالعات فرهنگی و سیاست‌های فرهنگی، ترجمه نیلوفر قادری، تهران، رخداد نو، 1388ش.  
* گوهری‌پور، «معنا و مفهوم فرهنگ عمومی در پرتو مفهوم جهان‌های ممکن»، نامهٔ پژوهش فرهنگی، سال دهم، دورهٔ سوم، شمارهٔ هفتم، ۱۳۸۸ش،
* لاور، رابرت اچ.، دیدگاه‌ها درباره دگرگونی اجتماعی، ترجمه کاووس سیدامامی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۳ش.
* گوییگان، توبی، مطالعات فرهنگی و سیاست‌های فرهنگی، ترجمه نیلوفر قادری، تهران، رخداد نو، ۱۳۸۸ش.
* مالینوفسکی، برونیسلاو، نظریه علمی درباره فرهنگ، ترجمه عبدالحمید زرین‌قلم، تهران، نشر گام نو، ۱۳۷۹ش.
* لاور، رابرت اچ. دیدگاه‌ها دربارهٔ دگرگونی اجتماعی، ترجمه کاووس سیدامامی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۳ش.
* متقی، محمد، متقی، «صنایع فرهنگی چیست ؟»، پایگاه خبری صاحب نیوز، تاریخ درج مطلب: 26 خرداد 1393ش.
* مالینوفسکی، برونیسلاو، مطالعه علمی دربارهٔ فرهنگ، ترجمه عبدالحمید زرین‌قلم، تهران، گام نو، ۱۳۷۹ش.
* محمدی، محمد، فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب، تهران، پیمان، ۱۳۲۳ش.
* متقی، محمد، متقی، «صنایع فرهنگی چیست؟»، پایگاه خبری صاحب نیوز، تاریخ درج مطلب: ۲۶ خرداد ۱۳۹۳ش.
* محمد عارف، نصر، الحضاره، الثقافه المدنیه:دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم، فیرجینیا، المهدالعالمی للفکر الاسلامی، 1994م.
* محمدی، محمد، فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب، تهران، پیمان، ۱۳۲۳ش.
* مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، «قانون توسعه معارف در ولایات»، مصوب ۱۳۰۶ش.
* مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، «قانون توسعه معارف در ولایات»، مصوب ۱۳۰۶ش.
* مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي، نرم افزار شاهنامه فردوسی، تاریخ انتشار: 1392/8/11ش.  
* مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم‌افزار شاهنامه فردوسی، تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۳۹۲ش.
* مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي، نرم افزار مثنوی معنوی، تاریخ آخرین تغییرات: 1392/8/11ش.  
* مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم‌افزار مثنوی معنوی، تاریخ آخرین تغییرات: ۱۱ آبان ۱۳۹۲ش.
* مشکور، محمدجواد، کارنامه اردشیر بابکان، تهران، چاپخانه دانش، 1329ش.
* مشکور، محمدجواد، کارنامه اردشیر بابکان، تهران، چاپخانه دانش، ۱۳۲۹ش.
* مصباح یزدی، محمد تقی، تهاجم فرهنگی، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، 1376ش.
* مصباح یزدی، محمدتقی، تهاجم فرهنگی، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۶ش.
* مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ در قرآن، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، 1379ش.
* مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ در قرآن، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۹ش.
* مصباح یزدی، محمدتقی، مجموعه آثار، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج1، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۵ش.
* مصباح یزدی، محمدتقی، مجموعه آثار، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج۱، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۵ش.
* مصطفی ابراهیم، معجم الوسیط، تهران، موسسه الصادق، 1386ش
* مصطفی ابراهیم، معجم الوسیط، تهران، مؤسسه الصادق، ۱۳۸۶ش
* مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۴ش.
* مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۷۴ش.
* مطهری، مرتضی، ''فلسفه تاریخ''، تهران، صدرا، ۱۳۸۰ش.  
* مطهری، مرتضی، فلسفه تاریخ، تهران، صدرا، ۱۳۸۰ش.
* مطهری، مرتضی، ''یادداشت‌ها''، تهران، صدرا، 1379ش.
* مطهری، مرتضی، یادداشت‌ها، تهران، صدرا، ۱۳۷۹ش.
* معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیر کبیر، 1360ش.
* معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۰ش.
* موسی، سلامه، الثقافه و الحضاره، القاهره، مجله الهلال، دیسمابر 1927م.
* موسی، سلامه، الثقافه و الحضاره، القاهره، مجله الهلال، ۱۹۲۷م.
* مولانا جلال الدین بلخی، معنوی مثنوی، تهران، آدینه سبز، 1391ش.
* مولانا جلال الدین بلخی، معنوی مثنوی، تهران، آدینه سبز، ۱۳۹۱ش.
* میرفخرایی، مهشید، بررسی دینکرد ششم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1392ش.
* میرفخرایی، مهشید، بررسی دینکرد ششم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۹۲ش.
* مهدوی کنی، محمد سعید، دین و سرمایه اجتماعی، تهران، دانشگاه امام صادق، 1390ش.  
* ناظمی اردکانی، مهدی و صیادی، محمد، «بررسی وضعیت مؤلفه‌های اقتصاد فرهنگ در ایران»، راهبرد اجتماعی فرهنگی، سال چهارم، شمارهٔ ۱۳، ۱۳۹۳ش.
* ناظمی اردکانی، مهدی و صیادی، محمد، «بررسی وضعیت مؤلفه‌های اقتصاد فرهنگ در ایران»، راهبرد اجتماعی فرهنگی، سال چهارم، شمارۀ 13، 1393ش.
* نقی‌نظرپور، محمد، ارزش‌ها و توسعه، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۷۸ش.
* نقی‌نظرپور، محمد، ارزش‌ها و توسعه، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۷۸ش.
* نظامی گنجوی، کلیات خمسه، خسروو شیرین، گنجور، تاریخ بازدید: 26 اردیبهشت 1405ش.
* نظامی گنجوی، کلیات خمسه، خسروو شیرین، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
* نولان، پاتریک و لنسکی، گرهارد، جامعه‌های انسانی، ترجمه ناصر موفقیان، تهران، نشر نی، ۱۳۸۰ش.
* نولان، پاتریک و لنسکی، گرهارد، جامعه‌های انسانی، ترجمه ناصر موفقیان، تهران، نی، ۱۳۸۰ش.
* ولایتی، علی‌اکبر، فرهنگ و تمدن اسلامی، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۷ش.
* ویلیامز، ریموند، «به سوی جامعه‌شناسی فرهنگ»، ترجمه علی مرتضویان، مجله ارغنون، ش۱۸، پاییز ۱۳۸۰ش.
* ویلیامز، ریموند، «به سوی جامعه‌شناسی فرهنگ»، ترجمه علی مرتضویان، مجله ارغنون، ش۱۸، پاییز ۱۳۸۰ش.
* ویلیامز، ریموند، فرهنگ و جامعه، ترجمه علی اکبر معصوم بیگی و نسترن موسوی، تهران، نگاه، 1398ش.
* ویلیامز، ریموند، فرهنگ و جامعه، ترجمه علی‌اکبر معصوم بیگی و نسترن موسوی، تهران، نگاه، ۱۳۹۸ش.
* همرسلی، مارتین، مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)، ترجمه حجت‌الله خدری غریب‌وند و ولی‌الله نصیری، تهران، نقد فرهنگ، ۱۴۰۰ش.
* همرسلی، مارتین، مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)، ترجمه حجت‌الله خدری غریب‌وند و ولی‌الله نصیری، تهران، نقد فرهنگ، ۱۴۰۰ش.
*  Longman Exams dictionary, Pearson Education Limited, 2006
{{چپ‌چین}}
* Longman Exams dictionary, Pearson Education Limited, 2006
Oxford Advanced Learner's Dictionary of current English, oxford university press, 2005'''.'''
Oxford Advanced Learner's Dictionary of current English, oxford university press, 2005'''.'''
 
* Wyer, Robert S. , Chiu, Chi-yue, and Hong, Ying-yi, ''Understanding Culture: Theory, Research, and Application'', New York/London, Psychology Press, 2009.
* Wyer, Robert S., Chiu, Chi-yue, and     Hong, Ying-yi, ''Understanding     Culture: Theory, Research, and Application'', New     York/London, Psychology Press, 2009.
{{پایان چپ‌چین}}
{{پایان منابع}}

نسخهٔ کنونی تا ۱۰ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۵۴

فرهنگ؛ شیوهٔ زندگی مبتنی بر مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها، هنجارها و نمادهای مشترک در یک جامعه یا گروه اجتماعی.

فرهنگ (به انگلیسی: Culture، به عربی: ثقافة)، مجموعه‌ای درهم‌تنیده از باورها، ارزش‌ها، هنجارها، دانش‌ها، هنرها، مهارت‌ها، قانون، آداب‌ورسوم و نمادهای مشترک است که شیوهٔ زندگی در یک جامعه و نظام معرفتی، هویتی و رفتاری انسان‌ها را شکل می‌دهد. این پدیدهٔ برساختهٔ بشری، امری غریزی نیست، بلکه از طریق فرایند یادگیری و جامعه‌پذیری از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و پدیده‌ای همواره پویا و تحول‌پذیر است. فرهنگ به‌دلیل گستردگی و چندلایه‌بودن، با رهیافت‌های توصیفی، نمادین، تاریخی، تکوینی، ساختاری و روانی، واکاوی می‌شود. در اندیشهٔ متفکران مسلمان، فرهنگ بیشتر با مفاهیمی چون تهذیب نفس، انسان‌سازی، حیات متعالی و هدایت‌گری دین پیوند خورده است. امروزه علاوه‌بر کارکردهای بنیادین نظیر همبستگی اجتماعی و پاسخ به نیازهای اجتماعی، مفاهیمی چون اقتصاد فرهنگ و صنعت فرهنگ و به‌ویژه صنایع فرهنگی خلاق، نشان‌دهندهٔ نقش کلیدی فرهنگ در تعیین منزلت طبقاتی، بازتولید قدرت و اقتصاد جوامع مدرن است.

تعریف فرهنگ

واژهٔ فرهنگ از دورهٔ پارسی میانه وارد ادبیات ایران‌زمین شده[۱] و بر وزن و همسان «فرهنج»، به معنای علم، دانش، خرد، ادب، بزرگی و سنجیدگی، کتاب لغت، نام مادر کیکاووس، شاخه درختی که در زمین ریشه دوانده و سرچشمه آب (دهن فرهنج) یا سر کاریز است.[۲] فرهنگ در متون کلاسیک و زبان فارسی در این معانی به‌ کار رفته است: فضایل اخلاقی و خلق‌وخوی نیکو،[۳] دانش، تربیت و یادگیری،[۴] مهارت و توانمندی‌های عملی،[۵] کیاست و فراست[۶] و آداب، منش و رسوم نخبگان و طبقات درباری.[۷]

فرهنگ در زبان فارسی چندین تطور مفهومی را تجربه کرده است:

  • در متون پارسی میانه، دلالت بر تعلیم و تربیت داشت.[۸]
  • در دورهٔ کلاسیک هویتی نخبگانی یافت.[۹]
  • از قرن یازدهم هجری با نام‌گذاری واژه‌نامه‌ها همگانی‌تر شد.[۱۰]
  • در سال ۱۳۱۷ش، با تأسیس وزارت فرهنگ، معادل آموزش و پرورش رسمی به کار رفت. در این زمان، معلمان را فرهنگیان گفتند.[۱۱]
  • با ورود علوم غربی، ابتدا معادل تمدن و سپس معادل اصطلاح جامعه‌شناختی Culture قرار گرفت.[۱۲]
  • پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ش، ادبیات رسمی رویکردی ایدئولوژیک به این واژه یافت و مفاهیمی چون تهاجم فرهنگی و امنیت فرهنگی محور سیاست‌گذاری‌ها شد.[۱۳]

فرهنگ در زبان و ادبیات غربی

واژهٔ Culture در زبان‌های اروپایی از واژهٔ کهن فرانسوی Couture اقتباس شده است که آن نیز برگرفته از ریشه لاتین فعل colo و مصدر colere به‌ معنای کشت، پرورش گیاه و مراقبت است.[۱۴] این مفهوم که در اصل کاربردی کشاورزی و زیست‌شناختی داشت، نخستین‌بار توسط سیسرون، متفکر رومی، با استعاره‌ای برای توصیف رشد فکری و اخلاقی انسان به‌ کار رفت و مبدأ توسعهٔ معنایی این واژه در اروپای مدرن شد.[۱۵] از قرن هجدهم تا اوایل قرن بیستم میلادی، فرهنگ به‌ویژه در زبان آلمانی به‌شکل Kultur با مفاهیمی چون دستاوردهای تمدنی بشریت و شبکهٔ دانش و تعلیم‌وتربیت کاملاً مترادف شد. متفکران با این همانی‌سازی تلاش می‌کردند، از ارزش‌های هنری و ادبی در برابر پیشروی بی‌روحِ تمدن صنعتی دفاع کنند.[۱۶]

فرهنگ در زبان و ادبیات عربی

معادل واژهٔ فرهنگ در زبان عربی ثقافة است که ریشه در واژگانی با بار معنایی ترازبندی، سرعت فهم، مهارت‌آموزی، هوشمندی و چابکی دارد.[۱۷] ثقافة در کاربردهای تخصصی، بر علوم و فنون نیازمند مهارت و اندیشه‌پروری دلالت دارد.[۱۸] این پیوند لغوی با تیزبینی و یادگیری،[۱۹] در چارچوب نظام شناختی عربی-اسلامی با محوریت متون وحیانی و مؤلفه‌هایی چون اصلاح، تهذیب و ابتنا بر فطرت انسانی بسط یافته و دربرگیرندهٔ اعتقادات، میراث هویتی، ارزش‌های متعالی و اصول رفتاری یک قوم است.[۲۰] در پی تحولات و مناسبات سیاسی جهان عرب[۲۱] در قرون ۱۹ و ۲۰ میلادی، مفهوم غربی Culture وارد ادبیات عرب شد.[۲۲] در سال ۱۹۲۷م، ثقافة به‌ معنای معارف و مهارت‌های اکتسابی در تمایز با حضارة به‌ معنای تمدن، پیشنهاد شد.[۲۳] پذیرش معنای مردم‌نگارانهٔ غربی، نشانۀ رویکردی التقاطی دانسته شده است که دلالت‌های بومی واژه ثقافة به‌نفع اصطلاح‌شناسی غربی به حاشیه رانده‌ می‌شود.[۲۴]

رابطه جامعه و فرهنگ

ار منظر دانش جامعه‌شناسی، جامعه به گروهی از انسان‌ها اشاره دارد که در یک قلمرو جغرافیایی مشخص زندگی می‌کنند، دارای نظام سیاسی-اقتصادی مشترک‌ هستند و با یکدیگر تعامل دارند؛ اما فرهنگ، الگوها، باورها و شیوهٔ زندگی مشترک آن افراد است. جامعه، سخت‌افزار و کالبد انسانی و فرهنگ، نرم‌افزار یا روح حاکم بر آن کالبد ذکر شده است. این دو مفهوم جدایی‌ناپذیرند؛ هیچ جامعه‌ای بدون فرهنگ نمی‌تواند به حیات و انسجام خود ادامه دهد و هیچ فرهنگی نیز بدون یک جامعهٔ انسانی امکان بقا، انتقال و تجلی ندارد.[۲۵]

رویکردهای علمی به فرهنگ

فرهنگ در اصطلاحات علمی، معانی مختلفی دارد. دانشنامه‌ بریتانیکا و دایرةالمعارف بین‌المللی علوم اجتماعی، این تعاریف را در رویکردهای جهان‌شمول، تکاملی، ساختاری و هنجاری طبقه‌بندی کرده‌اند.[۲۶] در یک دسته‌بندی دیگر، رویکردهای تعریف فرهنگ به هشت دسته تقسیم می‌شوند:[۲۷]

  1. رویکرد کلاسیک: فرهنگ، فرایند گسترش استعدادهای بشری است که با فراگیری آثار پژوهشی و هنری به قابلیت می‌رسد.[۲۸] فرهنگ از این منظر، به معنی ذهنیت بالنده اجتماع[۲۹] و شاخص رشد یک جامعه است.[۳۰]
  2. رویکرد توصیفی: فرهنگ یک کل نظام‌مند شامل باورها، آیین‌ها و موضوعات مادی،[۳۱] یا کلیت درهم‌تنیده‌ای است از دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات و هرگونه توانایی که آدمی به‌عنوان عضو جامعه به دست می‌آورد.[۳۲]
  3. رویکرد تاریخی: فرهنگ به‌عنوان میراث اجتماعی یا سنت گذشتگان[۳۳] دربرگیرندهٔ رفتارهای مشترک انسانی است که از نسلی به نسل بعد منتقل می‌شود.[۳۴]
  4. رویکرد هنجاری: فرهنگ عبارت است از شیوه‌های رفتار، احساس و اندیشهٔ آموخته‌شده در جامعه[۳۵] و نیز تلاش‌ها برای موجه‌سازی این سرمشق‌ها در زندگی.[۳۶]
  5. رویکرد روان‌شناختی: فرهنگ دربرگیرندهٔ تمام وسایلی است که انسان‌ها به کمک آنها هدف‌های فردی و جمعی خود را تأمین می‌کنند.[۳۷]
  6. رویکرد نمادین: فرهنگ نظام‌های نمادین هر جامعه و اطلاعات نهفته در آن‌ها[۳۸] مانند دین، هنر، فلسفه، اسطوره، زبان و علم است.[۳۹]
  7. رویکرد ساختاری: فرهنگ صورت‌های نمادین در بافت‌های اجتماعی[۴۰] و ویژگی‌های مادی و معنوی سازمان‌یافته برای تأمین نیازهای اساسی بشری است.[۴۱]
  8. رویکرد تکوینی: فرهنگ به‌عنوان فرآورده و ساختهٔ انسان و به‌مثابه شناخت مشترک میان اعضای جامعه تلقی می‌شود.[۴۲]

فرهنگ در اندیشه متفکران مسلمان

اندیشمندان مسلمان براساس هستی‌شناسی و انسان‌شناسی اسلامی، از منظرهای مختلفی به تبیین و تعریف ماهیت فرهنگ پرداخته‌اند:

  • مرتضی مطهری فرهنگ را به‌مثابه روح یا ساختار معنوی و هویتی جامعه تعریف می‌کند.[۴۳] سید علی خامنه‌ای فرهنگ را روح حاکم بر کالبد اجتماعی می‌داند[۴۴] که ساختار شناختی-اعتقادی،[۴۵] ساحت رفتاری-عملی[۴۶] و کارکرد هویت‌ساز و جهت‌دهنده، ارکان اصلی آن را تشکیل می‌دهد.[۴۷] او فرهنگ را به‌سان هوایی می‌داند که انسان‌ها در آن تنفس می‌کنند.[۴۸]
  • محمدتقی جعفری با تفکیک فرهنگ به پیرو و پیشرو، بر اهمیت تقویت فرهنگ پیشرو که مبتنی بر عقل سلیم و احساسات متعالی است، تأکید می‌ورزد.[۴۹] سید موسی صدر فرهنگ را زندگی عقلانی و مبتنی بر جهان‌بینی و تعالیم الهی تعریف کرده است.[۵۰]
  • از نظر محمدتقی مصباح یزدی فرهنگ شامل جنبه‌های شناختی و کنشی، رفتار انسان را از حیوان متمایز می‌سازد.[۵۱] فرهنگ، شامل تمام دستاوردهای بشری اعم از علوم عقلی، علوم تجربی، علوم نقلی محض، فلسفه، عرفان، دین، هنر، ادبیات، کلام، اخلاق، فقه، نظام‌های ارزشی و حقوقی، زیبایی‌شناسی و آداب‌ورسوم می‌شود.[۵۲] او از نظر کارکردی برای فرهنگ دو نقش اساسی قائل است: نخست معنابخشی به زندگی از طریق ارائه چارچوب‌های تفسیری و ارزشی برای غنا بخشیدن به حیات انسانی و دوم هدایت رفتارها بوسیلهٔ سامان‌دهی کنش‌های فردی و اجتماعی با تعیین چارچوب‌های هنجاری.[۵۳] وی در تعریفی ساختاری نیز، فرهنگ را دربرگیرندۀ باورها، ارزش‌ها و هنجارها می‌داند.[۵۴]
  • سید روح‌الله خمینی غایت فرهنگ را انسان‌سازی[۵۵] و جایگاه آن را هم‌تراز با مأموریت پیامبران الهی می‌داند.[۵۶] خمینی با تشبیه فرهنگ به کارخانه آدم‌سازی، مهم‌ترین وظیفهٔ آن را تربیت انسان‌ها برمی‌شمارد، همان‌گونه که هدف از بعثت انبیا نیز انسان‌سازی بوده است.[۵۷] وی فرهنگ را به اسلامی،[۵۸] غربی[۵۹] و استعماری تقسیم کرده است.[۶۰]

عناصر فرهنگ

عناصر فرهنگ به دو دسته درونی (ذهنی) و بیرونی (مادی) تقسیم شده است.[۶۱]

عناصر ذهنی عبارت‌اند از:

  • عقاید و باورها؛[۶۲]
  • ارزش‌ها به‌مثابه جوهره فرهنگ[۶۳] و درجه‌بندی امور از خوب تا بد؛[۶۴]
  • هنجارها اعم از الزامی، مرجح و مجاز[۶۵] به‌عنوان قواعد تنظیم‌کنندهٔ روابط انسان[۶۶] و دارای کارکردهای حفظ حیات انسان، پیش‌بینی‌پذیر کردن کنش‌ها و ایجاد انسجام اجتماعی؛[۶۷]
  • نظام ذخیرهٔ دانش؛[۶۸]
  • حقوق بنیادین انسان.[۶۹]

جنبه‌های سخت‌افزاری فرهنگ که عناصر ذهنی در آن‌ها تحقق عینی می‌یابند، عنصر بیرونی نام‌گذاری شده و عبارت‌اند از:

  • رفتارهای اکتسابی و حامل بار معنایی؛[۷۰]
  • نمادها؛[۷۱]
  • تکنولوژی اعم از مادی و اجتماعی؛[۷۲]
  • هنر.[۷۳]

ویژگی‌های فرهنگ

  • عمومیت: فرهنگ، یک معرفت مشترک و فراگیر در سطح یک جامعه یا گروه‌های اجتماعی (خرده‌فرهنگ) است.
  • ضرورت: جامعه بدون فرهنگی که اکثریت از آن پیروی کنند، قابل تصور نیست.
  • قابل فراگیری: فرهنگ، غریزی و ژنتیکی نیست، بلکه از طریق فرایند جامعه‌پذیری آموخته می‌شود.
  • نسبیت: خصوصیات فرهنگی هر جامعه متناسب با آن جامعه است.
  • برساختی: برخلاف طبیعت که تکوینی است، فرهنگ محصول دست بشر است.
  • تحول‌پذیری: فرهنگ‌ها همواره در حال تغییر و نو شدن هستند؛ زیرا انسان‌ها در تعامل دائم با یکدیگرند. از این رو فرهنگ پدیده‌ای پویا و غیرایستا است.[۷۴]

فرهنگ‌پذیری و نهادهای انتقال فرهنگ

از آن‌جا که فرهنگ، پدیده‌ای غریزی و ژنتیکی نیست، از نسلی به نسل دیگر آموخته و منتقل می‌شود. در علوم اجتماعی به فرایند یادگیری و درونی‌سازی عناصر فرهنگی، فرهنگ‌پذیری می‌گویند. به ساختارها و مجاری منتقل‌کنندهٔ فرهنگ، نهادهای فرهنگ‌پذیرکننده می‌گویند.[۷۵] مهم‌ترین این نهادها عبارتند از:

  • خانواده
  • آموزش و پرورش
  • گروه همسالان
  • رسانه‌های جمعی
  • نهاد دین[۷۶]

جامعه‌شناسی فرهنگ

در مطالعات جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی، برای تحلیل دقیق‌تر پویایی‌ها و تنوعات فرهنگی درون جوامع، مفاهیم پایه‌ای زیر مورد توجه قرار می‌گیرند:

خرده‌فرهنگ و ضدفرهنگ: در درون هر فرهنگ مسلط، همواره گروه‌هایی وجود دارند که دارای ارزش‌ها، هنجارها و سبک زندگی متمایزی هستند. به این الگوهای متمایز که در عین حال با فرهنگ کلان جامعه در تعارض بنیادین نیستند، خرده‌فرهنگ می‌گویند؛ مانند فرهنگ اقوام، اقلیت‌ها یا جوانان؛ اما اگر یک گروه اجتماعی در تقابل، ستیز و طرد آشکار ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگ مسلط قرار گیرد، الگوی رفتاری آن‌ها ضدفرهنگ نامیده می‌شود.[۷۷]

قوم‌مداری و نسبیت فرهنگی: تمایل به ارزیابی و قضاوت دربارهٔ فرهنگ‌های دیگر براساس معیارها و استانداردهای فرهنگ خودی، قوم‌مداری نامیده می‌شود که غالباً با احساس برتری فرهنگی همراه است.[۷۸] در نقطهٔ مقابل، نسبیت فرهنگی بر این اصل علمی و روش‌شناختی استوار است که هر فرهنگ را باید تنها براساس معیارها، منطق و ارزش‌های درون همان فرهنگ شناخت و قضاوت کرد، نه با استانداردهای بیرونی.[۷۹]

تأخر فرهنگی: در روند تغییر و تحول جوامع، معمولاً سرعت تغییر در بخش‌های مادی فرهنگ مانند تکنولوژی، ماشین‌آلات و ابزار بسیار بیشتر از بخش‌های غیرمادی نظیر باورها، قوانین، اخلاق و ارزش‌ها است. این عدم هماهنگی و شکاف ناشی از عقب‌ماندگی فرهنگ غیرمادی از فرهنگ مادی تأخر فرهنگی نامیده است.[۸۰]

شوک فرهنگی: برخورد ناگهانی و عمیق یک فرد با فرهنگی کاملاً بیگانه و ناشناخته که در آن عناصر فرهنگ پیشین کارکرد خود را از دست می‌دهند، به پدیده‌ای روانی و اجتماعی به نام شوک فرهنگی منجر می‌شود که با احساس سردرگمی، اضطراب و بیگانگی همراه است.[۸۱]

فرهنگ واقعی و آرمانی: به فرهنگ رایج، فرهنگ واقعی و به فرهنگ مطلوب، فرهنگ آرمانی گفته می‌شود.[۸۲]

انواع فرهنگ

فرهنگ پدیده‌ای چند بعدی است که جامعه‌شناسان و انسان‌شناسان، آن را براساس معیارهای مختلفی نظیر گسترهٔ جمعیتی، سطح اجتماعی، موقعیت جغرافیایی و خاستگاه معرفتی، به دسته‌های گوناگونی تقسیم کرده‌اند؛ فرهنگ براساس سطح فراگیری و لایه‌های اجتماعی به فرهنگ ملی، عمومی، حرفه‌ای و سازمانی، براساس گسترهٔ جغرافیایی و هویتی به فرهنگ قومی و بومی، فرهنگ ملی، فرهنگ جهانی و از تعابیر چون فرهنگ اسلامی، فرهنگ ایرانی، فرهنگ اسلامی‌ایرانی، فرهنگ غربی و فرهنگ سکولار نیز استفاده شده است.[۸۳] برخی فرهنگ را به فرهنگ رسوبی، مایع و بی‌رنگ، پیرو و پیشرو تقسیم کرده‌اند.[۸۴]

کارکردهای اساسی فرهنگ

کارکردهای فرهنگ بسته به رویکرد متفکران، از منظرهای متفاوتی تبیین شده است؛ برای مثال:

  • برونیسلاو مالینوفسکی مهم‌ترین کارکرد فرهنگ را برآورده ساختن نیازهای انسان برای انطباق با محیط می‌داند. وی نیازهای بشر و پاسخ‌های فرهنگی را به سه دسته تقسیم می‌کند:[۸۵]
  1. نیازهای بنیادین مانند تغذیه، امنیت و تندرستی که فرهنگ از طریق نهادهایی چون نظام معیشت و سازوکارهای محافظتی به آن‌ها پاسخ می‌دهد.
  2. نیاز به ارتباط و هم‌زیستی که فرهنگ نهادهایی چون زبان، اخلاق، دین و ایدئولوژی را برای پاسخ به آن‌ها خلق می‌کند.
  3. نیازهای شناختی و عاطفی که با تأمین آن‌ها، انسجام اجتماعی حفظ می‌شود.[۸۶]
  • فردریک کاپلستون کارکرد فرهنگ را معطوف به عالی‌ترین قوای ذهنی انسان می‌داند که او را از گیاه و حیوان متمایز می‌سازد. وی با تأکید بر سرشت اجتماعی فرهنگ، معتقد است رشد استعدادهای فردی و ارتقای ذوق و سلیقه، تنها در سایهٔ همبستگی اجتماعی محقق می‌شود.[۸۷]
  • از منظر راهبردی و سیاست‌گذاری، فرهنگ دارای چند گونه کارکرد است:
  1. فرهنگ با ترکیب چهار مؤلفهٔ بینش‌ها، منش‌ها، کشش‌ها و کنش‌ها، کانون اصلی شکل‌گیری سبک زندگی است.
  2. فرهنگ ارزش‌ها و هنجارها را به‌گونه‌ای پایدار و درونی می‌کند که افراد جامعه بدون نیاز به الزام بیرونی به آن‌ها عمل می‌کنند.
  3. فرهنگ می‌تواند به‌صورت آگاهانه برای بازسازی، هدایت و اصلاح سایر مناسبات جامعه نظیر نظام اقتصادی، سیاسی و امنیتی به کار گرفته شود.[۸۸]

صنایع فرهنگی و اقتصاد فرهنگ

امروزه تولید، توزیع و مصرف محصولات فرهنگی، شاخهٔ مستقلی به نام اقتصاد فرهنگ را شکل داده است تا نشان دهد که چگونه کالاها و خدمات فرهنگی نظیر سینما، نشر، هنر و رسانه، علاوه بر کارکردهای معنایی و هویتی، به یکی از سودآورترین بخش‌های اقتصاد جهانی تبدیل شده‌اند.[۸۹] ریشهٔ فلسفی این مبحث به آرای ارسطو منتسب شده که به این موضوع ذیل عناوین صُنع و فِعل پرداخته است.[۹۰]

صنع یا خلق فرهنگی به تولید آثار و محصولات فرهنگی اشاره کرده است؛ مفهومی که امروزه از آن با تعابیری چون صنایع فرهنگی[۹۱] و صنایع خلاق یاد می‌شود.[۹۲] در دورهٔ معاصر، متفکران مکتب فرانکفورت نظیر ماکس هورکهایمر و تئودور آدورنو با طرح اصطلاح صنعت فرهنگ، به نقد عصر روشنگری و نظام سرمایه‌داری پرداختند. آن‌ها مدعی شدند که نظام سرمایه‌داری با بهره‌گیری از ابزارها و تکنولوژی‌های نوین و در قالب امپریالیسم فرهنگی، به تولید فرهنگ کاذب، توده‌ای و سرکوب‌گر می‌پردازد تا سلطهٔ خود را بر جوامع تثبیت کند.[۹۳]

از سوی دیگر، مفهوم فعل در نگاه ارسطویی، به مصرف فرهنگ و نحوهٔ مواجههٔ مخاطب با محصولات فرهنگی اشاره دارد. امروزه، الگوهای مصرف محصولات فرهنگی توسط اقشار مختلف جامعه و تأثیرات پدیدهٔ جهانی‌شدن بر این الگوها، ازجمله موضوعات مهم و کلیدی در مطالعات فرهنگی به‌شمار می‌رود.[۹۴]

رابطه دین و فرهنگ

محمدتقی مصباح یزدی براساس نحوهٔ تعریف دین و فرهنگ، سه نوع رابطه را میان آن‌ها مطرح کرده است:

  • دین زیرمجموعهٔ فرهنگ؛
  • اشتراک دین و فرهنگ در سطح رفتارها؛
  • همسانی کامل دین و فرهنگ.[۹۵]

در ارزیابی کارکردی نسبت دین و فرهنگ، سه رویکرد کلی مطرح است:

  • دین به‌عنوان محصول فرهنگ و برساختهٔ اجتماع؛
  • تعامل دوسویه با نقش جهت‌دهندهٔ دین در فرهنگ؛[۹۶]
  • دین به‌عنوان منبع و پایهٔ اصلی فرهنگ‌سازی که فرهنگ مطلوب را نیازمند تغذیه از مبانی وحیانی می‌داند.[۹۷]

تربیت و فرهنگ

در رویکردهای فلسفی و الهیاتی، هدف و غایت اصلی فرهنگ، پرورش و به فعلیت رساندن ظرفیت‌های وجودی و فطری انسان تعریف شده است. در این دیدگاه، آن دسته از پدیده‌ها که جنبهٔ ارتقایی و تصعیدی برای فکر و روان انسان ندارند، در زمرهٔ امور فرهنگی قرار نمی‌گیرند؛ هرچند ممکن است جذاب یا مفرح باشند.[۹۸]

متفکرانی چون مرتضی مطهری، با تفکیک میان صنعت (ساختن ابزاری) و تربیت (شکوفا کردن استعدادها)، هدف فرهنگ را از جنس تربیت دانسته و نگاه مدرن به فرهنگ به‌عنوان یک صنعت صرف را نقد می‌کنند.[۹۹] فردریک کاپلستون استدلال می‌کند فرهنگی که عالی‌ترین قوای ذهنی انسان را در ارتباط با شناخت خدا به‌عنوان عالی‌ترین موضوع نادیده بگیرد، فرهنگی ناقص و فرومایه است.[۱۰۰] در این دیدگاه، فرهنگ با قانون طبیعی و اخلاق پیوندی ناگسستنی دارد. جدایی فرهنگ از اخلاق و دین در دنیای مدرن، عامل اصلی انحطاط و تحقیر سرشت انسان معرفی می‌شود؛ زیرا در تمدن‌های کهن، شکوفایی فرهنگی همواره در سایهٔ رعایت اخلاق و دین پدیدار می‌شد.[۱۰۱]

پانویس

  1. آشوری، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، 1357ش، ص18.
  2. برهان، برهان قاطع، 1362، ج3، ص1480-1481، ذیل واژه فرهنج و فرهنگ؛ دهخدا، لغت‌نامه، 1377، ص، 17132 و 17133، ذیل واژه فرهنگ و فرهنگی.
  3. میرفخرایی، بررسی دینکرد ششم، 1392ش، ص115 و 175؛ بیهقی، تاریخ بیهق، 1361ش، ص4؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم‌افزار شاهنامه مثنوی معنوی، 1392ش، دفتر اول، ص 77؛ سنایی، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، 1387ش، ص103؛ جامی، مثنوی هفت اورنگ، 1366ش، ج2، ص478، بیت 1275.
  4. روح‌الامینی، زمینه فرهنگ‌شناسی، ۱۳۹۴ش، ص۱۲؛ ابن‌سینا، ظفرنامه، بی‌تا، ص۱۰؛ جامی، هفت اورنگ، 1366ش، ج۲، ص۴۷۸؛ سجاسی، فرائد السلوک، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۵؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم‌افزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص۸۵۶، بیت ۳۱۰۶۸ و ص۱۰۷۲، بیت ۳۸۸۸۰؛ مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۹۱ش، ص۳۲۰.
  5. نظامی گنجوی، کلیات خمسه، خسرو و شیرین، بخش ۷۴، وب‌سایت گنجور؛ دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۸۳ش، ج3، ص۱۶۲۲؛ اسدی طوسی، گرشاسپ‌نامه، بخش ۹۰، وب‌سایت گنجور؛ اصفهانی، تحفة الملوک، 1382ش، ص۵؛ مولوی، مثنوی معنوی، 1391ش، ص۲۶۲، بیت ۳۱۸۱، ص۶۴۸، بیت ۱۳۸۰ و ص۸۸۸، بیت ۳۸۳۲؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم‌افزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص۸۹۴، بیت ۳۲۴۲۷؛ طهرانی، دستورالاعقاب، ۱۳۷۶ش، ص۸۶.
  6. سعدی، مواعظ، قطعه ۱۴۷، وب‌سایت گنجور؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم‌افزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص۹، بیت ۲۷۴؛ اسدی طوسی، گرشاسپ‌نامه، بخش ۹۰، وب‌سایت گنجور.
  7. المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۹؛ ظهیری سمرقندی، سندبادنامه، بخش ۵، وب‌سایت گنجور؛ کوسج، برزونامه (بخش کهن)، ۱۳۸۷ش، ص۹۶–۹۷؛ مولوی، مثنوی معنوی، 1391، ص۸۴۱، ابیات ۲۴۷۲–۲۴۷۳ و ۸۴۳، ابیات ۲۵۲۵–۲۵۲۷.
  8. عریان، «خسرو قبادان و ریدکی»، ۱۳۶۱ش، ص۱۰۸۱؛ آذرپاد، دینکرد ششم: حکمت فرزانگان ساسانی، ۱۳۹۱ش، ص۱۲۲–۱۲۳؛ آشوری، داریوش، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، 1357، ص۱۸؛ مشکور، کارنامه اردشیر بابکان، ۱۳۲۹ش، ص۵.
  9. المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۹؛ غزالی، نصیحة الملوک، ۱۳۱۷ش، ص۶۵.
  10. اصفهانی، جُنگ فرهنگ، ادب و تاریخ، ۱۰۰۴ق؛ بهرامی، فرهنگ روستائی، یا دایرةالمعارف فلاحتی، ۱۳۱۷ش.
  11. سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، شماره اسناد: ۹۵/۲۹۷/۳۰۸۶، ۲۹۷/۱۲۰۹۸ و ۲۹۷/۲۶۳۸۱؛ مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، قانون توسعه معارف در ولایات، مصوب ۱۳۰۶ش؛ بنی‌هاشم، نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن، ۱۳۴۰ش؛ کسروی، فرهنگ چیست؟، ۱۳۴۴ش، ص۳–۴؛ معین، فرهنگ فارسی، 1360ش، ج2، 2538، ذیل واژه فرهنگ.
  12. صدیق، یک سال در آمریکا: شرح مسافرت به امریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور، ۱۳۲۱ش؛ محمدی، فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب، ۱۳۲۳ش، ص۱۰؛ گارودی، کمونیسم و رستاخیز فرهنگ، ۱۳۲۶ش؛ حکمت، «ایران در فرهنگ جهان»، ۱۳۲۶ش، ص۱۱.
  13. اسلامی ندوشن، فرهنگ و شبه‌فرهنگ، ۱۳۵۴ش، ص۲۴؛ حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ۱۳۵۹ش؛ زمانی و شفعی، «درآمدی بر رابطه امنیت و فرهنگ در عصر جهانی شدن»، 1386ش، ص17-18؛ شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، ۱۳۵۸ش.
  14. پهلوان، فرهنگ‌شناسی، ۱۳۸۲ش، ص۳–۴؛ ویلیامز، فرهنگ و جامعه، 1398، ص30-31؛ Berger, A. A. , "The Meanings of Culture: Culture: Its Many Meanings", M/C Journal, Vol. 3, No. 2, 2000. Longman Exams dictionary, Pearson Education Limited, 2006, p. 359.
  15. همرسلی، مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)، ۱۴۰۰ش، ص۱۷.
  16. پهلوان، فرهنگ‌شناسی، ۱۳۷۸ش، ص۵؛ همرسلی، مارتین، مفهوم فرهنگ، 1400ش، ص۱۸.
  17. فراهیدی، کتاب العین، 1367ش، ج‏5، ص138؛ ابن‌فارس، معجم مقایسیس اللغه، 1363ش، ج1، ص382-383؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ۱۳۰۰ق، ص۱۲۷؛ آذرتاش و آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی، 1379ش، ص69.
  18. مصطفی ابراهیم، معجم الوسیط، 1386ش، ج1، ص98؛ آذرتاش و آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی، 1379ش، ص69.
  19. فؤاد سعید و فوزی خلیل، الثقافه و الحضاره: مقاربه بین الفکرین الغربی و الاسلامی، ۲۰۰۸م، ص۹۹–۱۰۱.
  20. فؤاد سعید و فوزی خلیل، الثقافه و الحضاره، ص۹۹–۱۰۱؛ الخطیب، لمحات فی ثقافة الاسلامیه، ۱۹۷۹م/۱۳۹۹ق، ص۱۳؛ عارف، الحضاره، الثقافه المدنیه: دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم، ۱۹۹۴م، ص۳۱–۳۲.
  21. بن‌نبی، مشکلة الثقافة، 1984م، ص۳۶.
  22. عارف، الحضاره، الثقافه المدنیه: دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم، ۱۹۹۴م، ص۲۶.
  23. موسی، «الثقافه و الحضاره»، مجله الهلال، دسامبر ۱۹۲۷م، ص۱۷۱؛ فؤاد سعید و فوزی خلیل، الثقافه و الحضاره: مقاربه بین الفکرین الغربی و الاسلامی، ۲۰۰۸م، ص۹۸.
  24. عارف، الحضاره، الثقافه المدنیه: دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم، 1994م، ص۳۰.
  25. گیدنز، جامعه‌شناسی، 1381ش، ص56.
  26. سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص۴–۵.
  27. تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص۱۵۷؛ گوهری‌پور، «معنا و مفهوم فرهنگ عمومی در پرتو مفهوم جهان‌های ممکن»، 1388ش، ص149-150.
  28. تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص۱۵۷.
  29. ویلیامز، «به سوی جامعه‌شناسی فرهنگ»، ۱۳۸۰ش، ص۵۲.
  30. الیوت، دربارهٔ فرهنگ، ۱۳۶۹ش، ص۳۲.
  31. تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص۱۶۱.
  32. آشوری، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص۳۷.
  33. آگ‌برن و نیم‌کوف، زمینه جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص۶۹.
  34. آشوری، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص۴۴ و ۴۵.
  35. روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص۱۲۳.
  36. سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص۲۷.
  37. آشوری، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص۵۳.
  38. نولان و لنسکی، جامعه‌های انسانی، ۱۳۸۰ش، ص۶۳.
  39. کاسیرر، فلسفه و فرهنگ، ۱۳۶۰ش، ص۳۸ و ۹۹.
  40. تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص۱۶۹.
  41. آگ‌برن و نیم‌کوف، زمینه جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص۶۹.
  42. ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص۱۱۳.
  43. مطهری، فلسفه تاریخ، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۴۶.
  44. خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای انجمن قلم»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.
  45. خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبر»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.
  46. خامنه‌ای، «بیانات در حرم مطهر رضوی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.
  47. خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبر»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای؛ خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.
  48. خامنه‌ای، «بیانات در حرم رضوی»، پایگاه حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.
  49. جعفری، فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو، ۱۳۷۹ش، ص۲، ۷۴، ۷۶، ۸۷ و ۹۳.
  50. صدر، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، ۱۳۴۵ش، ص۳۰۵–۳۰۸.
  51. مصباح یزدی، تهاجم فرهنگی، ۱۳۷۶ش، ص۷۱.
  52. مصباح یزدی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، ۱۳۷۹ش، ص۲۷۱–۲۷۲.
  53. مصباح یزدی، مجموعه آثار: پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۱۵۲.
  54. مصباح یزدی، مجموعه آثار: پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۱۵۱.
  55. خمینی، صحیفه امام، ۱۳78ش، ج۹، ص۷۶.
  56. خمینی، صحیفه امام، 1378ش، ج۷، ص۴۳۰.
  57. خمینی، صحیفه امام، ۱۳78ش، ج۷، ص۴۲۸.
  58. خمینی، صحیفه امام، 1378ش، ج10، ص53.
  59. خمینی، صحیفه امام، 1378ش، ج11، ص180.
  60. خمینی، صحیفه امام، 1378ش، ج4، ص63.
  61. رجب‌زاده، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، ۱۳۷۷ش، ص۶۴.
  62. باهنر، جهان‌بینی اسلامی، ۱۳۶۱ش، ص۶.
  63. نقی‌نظرپور، ارزش‌ها و توسعه، ۱۳۷۸ش، ص۷۰.
  64. رفیع‌پور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص۲۶۹.
  65. افروغ، فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص24-25؛ کوزر، نظریه‌های بنیادی جامعه‌شناختی، ۱۳۷۸ش، ص۴۳۳.
  66. رفیع‌پور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص۱۸۵.
  67. افروغ، فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص۲۵.
  68. نولان و لنسکی، جامعه‌های انسانی، ۱۳۸۰ش، ص۶۹؛ ترنر، جامعه‌شناسی، 1378ش، ص85.
  69. سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص۵۲.
  70. روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص۷۸؛ رفیع، فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد، ۱۳۷۴ش، ص۲۸۳.
  71. ریتزر، نظریه‌های معاصر در جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص۲۸۵–۲۸۶.
  72. ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص۱۱۴، گولد و کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، ۱۳۷۶ش، ص۲۶۱؛ اسدی، مواجهه آیات و روایات با جنبه‌های منفی فرهنگ، ۱۳۸۰ش، ص۳۶–۳۸.
  73. اسدی، مواجهه آیات و روایات با جنبه‌های منفی فرهنگ، ۱۳۸۰ش، ص۳۶–۳۸.
  74. روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص۱۲۳–۱۲۵؛ ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص۱۱۰–۱۱۲.
  75. آکبرن و نیم کف، زمینه جامعه‌شناسی، 1380ش، ص170.
  76. گیدنز، جامعه‌شناسی، 1381ش، ص103-107.
  77. رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص79.
  78. گیدنز، جامعه‌شناسی، 1381ش، ص63.
  79. رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص76.
  80. «تأخر فرهنگی»، وب‌سایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.
  81. رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص75.
  82. رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص78.
  83. دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، نقشه مهندسی فرهنگی کشور، 1392ش، ص7-9، 16، 22-23 و 86.
  84. جعفری، فرهنگ پیروی و فرهنگ پیشروف، 1379ش، ص151-153.
  85. مالینوفسکی، مطالعه علمی فرهنگ، ۱۳۷۹ش، ص۶۱.
  86. فکوهی، تاریخ اندیشه و نظریه‌های انسان‌شناسی، 1386ش، ص167-170.
  87. کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص۳۱۱.
  88. رشاد، «کارکردشناسی فرهنگ»، وب‌سایت ارتباط شیعی.
  89. ناظمی اردکانی و صیادی، «بررسی وضعیت مؤلفه‌های اقتصاد فرهنگ در ایران»، 1393ش، ص193.
  90. ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، 1386ش، ص219-220.
  91. متقی، «صنایع فرهنگی چیست؟»، پایگاه خبری صاحب نیوز.
  92. «صنایع خلاق چیست و به چه صنایعی خلاق می‌گویند؟» وب‌سایت اندیشکده هاتف.
  93. ریتزر، مبانی نظریهٔ جامعه‌شناختی معاصر و ریشه‌های کلاسیک آن، 1389ش، ص195-200.
  94. گوییگان، مطالعات فرهنگی و سیاست‌های فرهنگی، 1388ش، ص286-287.
  95. مصباح یزدی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، 1391ش، ص150-153.
  96. پیروزمند، مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی، 1395ش، ص44-45 و 49.
  97. علی ذوعلم، فرهنگ ناب اسلامی، 1403ش، ص163؛ پیروزمند، نظریه بنیادین در مناسبات دین و فرهنگ، 1392ش، ص263، 273 و 280.
  98. جعفری، فرهنگ پیروی و فرهنگ پیشرو، ۱۳۷۳ش، ص۷۶.
  99. مطهری، یادداشت‌ها، 1379ش، ج۲، ص۸۹.
  100. کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص۳۱۵–۳۱۶ و ۱۳۱.
  101. کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص۳۱۸–۳۲۰.

منابع

  • آذرپاد پسر امید و آذر فرنبغ پسر فرخزاد، دینکرد ششم: حکمت فرزانگان ساسانی، ترجمه از انگلیسی، فرشته آهنگری، تهران، صبا، ۱۳۹۱ش.
  • آذرتاش و آدرنوش، فرهنگ معاصر عربی-فارسی، تهران، نی، ۱۳۷۹ش.
  • آشوری، داریوش، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، تهران، مرکز اسناد فرهنگی آسیا، ۱۳۵۷ش.
  • آگ‌برن، ویلیام و نیم‌کوف، مایر، زمینه جامعه‌شناسی، ترجمه و اقتباس امیرحسین آریان‌پور، تهران، گستره، ۱۳۸۰ش.
  • ایتزن، دی. استنلی، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ترجمه ضیاء تاج‌الدین، مجله نامه فرهنگ، ش۲۷، ۱۳۷۶ش.
  • ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، ترجمه و تمهید صلاح الدین سلجوقی، تهران، عرفان، ۱۳۸۶ش.
  • اسدی، محمدعلی، مواجهه آیات و روایات با جنبه‌های منفی فرهنگ، پایان‌نامه، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰ش.
  • اسدی طوسی، گرشاسب نامه، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
  • افروغ، عماد، فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی، تهران، مؤسسه فرهنگ و دانش، ۱۳۷۹ش.
  • ابن‌سینا، حسین، ظفرنامه، تصحیح دکتر غلامحسین صدیقی، انجمن آثار ملی، بی‌تا.
  • ابن‌فارس، احمد، معجم مقائیس اللغه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۶۳ش.
  • ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۳۰۰ق.
  • اسلامی ندوشن، محمدعلی، فرهنگ و شبه‌فرهنگ، تهران، توس، ۱۳۵۴ش،
  • اصفهانی، علی بن ابی فحص، تحفة الملوک، تصحیح علی‌اکبر احمدی دارانی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، ۱۳۸۲ش.
  • اصفهانی، سلطان محمد بن قطب الدین، جُنگ فرهنگ، ادب و تاریخ، تهران، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، ۱۰۰۴ق.
  • الیوت، تی.اس. دربارهٔ فرهنگ، ترجمه حمید شاهرخ، تهران، مرکز، ۱۳۶۹ش.
  • الخطیب، عمر عوده، لمحات فی ثقافة الاسلامیه، بیروت، الرساله، ۱۳۹۹ق–۱۹۷۹م.
  • المعمری، ابومنصور، مقدمه شاهنامه ابومنصوری، مندرج در: رحیم رضازاده ملک، دیباچه شاهنامه ابومنصوری، فصلنامه نامه انجمن، شماره ۱۳، ۱۳۸۳ش.
  • باهنر، محمدجواد، جهان‌بینی اسلامی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۱ش.
  • برهان، محمدحسین بن خلف تبریزی، برهان قاطع، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۲ش.
  • بن‌نبی، مالک، مشکلة الثقافة، ترجمه عبدالصبور شاهین، قاهره، دارالفکر للطباعه والنشر، ۱۹۸۴م.
  • بنی‌هاشم، محمود، نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۴۰ش.
  • بیتس، دانیل، انسان‌شناسی فرهنگی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، علمی، ۱۳۷۳ش.
  • بیلینگتون، روزاموند و دیگران، فرهنگ و جامعه، ترجمه فریبا عزبدفتری، تهران، قطره، ۱۳۸۰ش.
  • بیهقی، علی بن زید، تاریخ بیهق، تصحیح احمد بهمنیار، تهران، فروغی، ۱۳۶۱ش.
  • بهرامی، تقی، ف‍ره‍ن‍گ روس‍ت‍ائ‍ی، ی‍ا، دای‍ره‌ال‍م‍ع‍ارف ف‍لاح‍ت‍ی، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۱۷ش.
  • پهلوان، چنگیز، فرهنگ‌شناسی، تهران، تهران، پیام امروز، ۱۳۷۸ش.
  • پیروزمند، علیرضا، مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی، قم، تمدن نوین اسلامی، ۱۳۹۵ش.
  • پیروزمند، علیرضا، نظریه بنیادین مناسبات دین و فرهنگ، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۹۲ش.
  • «تأخر فرهنگی»، وب‌سایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، تاریخ بازدید: ۱ خرداد ۱۴۰۵ش.
  • تامپسون، جان. ب. ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ترجمه مسعود اوحدی، تهران، مؤسسه آینده پویان، ۱۳۷۸ش.
  • ترنر، جاناتان اچ. مفاهیم و کاربردهای جامعه‌شناختی، ترجمه محمد فولادی و محمدعزیز بختیاری، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۸ش.
  • جامی خراسانی، نورالدین عبدالرحمن بن احمد، مثنوی هفت اورنگ، تهران، سعدی (سرای اخوان)، ۱۳۶۶ش.
  • جعفری، محمدتقی، فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳ش.
  • حداد عادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، تهران، سروش، ۱۳۵۹ش.
  • حکمت، علی‌اصغر، ایران در فرهنگ جهان، نامه فرهنگستان، شماره ۲، اسفند ۱۳۲۶ش.
  • خامنه‌ای، سیدعلی، «بیانات در دیدار با اعضای انجمن قلم»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: ۸ بهمن ۱۳۸۱ش.
  • خامنه‌ای، سیدعلی، «بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: ۲۵ شهریور ۱۳۸۹ش.
  • خامنه‌ای، سیدعلی، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: ۲۳ خرداد ۱۳۹۰ش.
  • خامنه‌ای، سیدعلی، «بیانات در حرم مطهر رضوی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: ۱ فروردین ۱۳۹۳ش.
  • خمینی، سید روح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۸ش.
  • دبیر خانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، نقشه مهندسی فرهنگی کشور، وب‌سایت مجلس شورای اسلامی، تاریخ ابلاغ ۱۳۹۲ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، تهران، چاپ افست، ۱۳۴۱ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، امثال و حکم، تهران، ایران، ۱۳۸۳ش.
  • ذوعلم، علی، فرهنگ ناب اسلامی: مبانی و الگوهای مفهومی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، ۱۳۹۷ش.
  • رابرتسون، یان، درآمدی بر جامعه، ترجمه حسین بهروان، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲ش.
  • رجب‌زاده، احمد، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، در فرهنگ و جامعه، تدوین بهروز گرانپایه، تهران، ۱۳۷۷ش.
  • رشاد، علی‌اکبر، «کارکردشناسی فرهنگ»، وب‌سایت ارتباط شیعی، تاریخ درج مطلب: ۱۰ آبان ۱۳۹۱ش.
  • رفیع، جلال، فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۴ش.
  • رفیع‌پور، فرامرز، آناتومی جامعه، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۰ش.
  • روشه، گی، کنش اجتماعی، ترجمه هما زنجانی‌زاده، مشهد، دانشگاه فردوسی، ۱۳۶۷ش.
  • روح‌الامینی، محمود، زمینه فرهنگ‌شناسی، تهران، عطار، یازدهم، ۱۳۹۴ش.
  • ریتزر، جورج، نظریه‌های معاصر در جامعه‌شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، علمی، ۱۳۸۰ش.
  • ریتزر، جورج، مبانی نظریهٔ جامعه‌شناختی معاصر و ریشه‌های کلاسیک آن، ترجمه شهناز مسمی پرست، تهران، ثالث، ۱۳۸۹ش.
  • زمانی، علی‌اکبر و شفعی، جمال، «درآمدی بر رابطه امنیت و فرهنگ در عصر جهانی شدن»، ماهنامه نگرش راهبردی، شماره ۸۳ و ۸۴، ۱۳۸۶ش.
  • سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، شماره اسناد: ۹۵/۲۹۷/۳۰۸۶، ۲۹۷/۱۲۰۹۸ و ۲۹۷/۲۶۳۸۱.
  • سلیمی، حسین، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌الملل، ۱۳۷۹ش.
  • سجاسی، اسحاق بن ابراهیم، فرائد السلوک، تهران، پاژنگ، ۱۳۸۶ش.
  • سعدی، مواعظ، قطعه ۱۴۷، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
  • سنایی، ابوالمجد مجدود بن آدم، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، تهران، نگاه، ۱۳۸۷ش.
  • شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، شیراز، دانشگاه شیراز، کانون استادان مترقی، ۱۳۵۸ش.
  • صدر، سید موسی، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، مجله درس‌هایی از مکتب اسلام، سال هشتم، شماره ۵، ۱۳۴۵ش.
  • صدیق، عیسی، یک سال در آمریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور و چگونگی اخلاق و افکار و روحیات ملت آمریکا که در مدت اقامت یک ساله مشاهده شده، تهران، بنگاه پروین، ۱۳۲۱ش.
  • «صنایع خلاق چیست و به چه صنایعی خلاق می‌گویند؟» وب‌سایت اندیشکده هاتف، تاریخ درج مطلب: ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ش.
  • طهرانی، مهدی نواب، دستورالاعقاب، تهران، تاریخ ایران، ۱۳۷۶ش.
  • ظهیری سمرقندی، محمد، سندبادنامه، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید مطلب: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
  • عارف، نصرمحمد، الحضاره، الثقافه المدنیه:دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم، فیرجینیا، المهدالعالمی للفکر الاسلامی، ۱۹۹۴م.
  • عریان، سعید، «خسرو قبادان و ریدکی»، مجله چیستان، اردیبهشت، شماره ۹، ۱۳۶۱ش.
  • غزالی طوسی، محمد بن احمد، نصیحة الملوک، چاپخانه مجلس در طهران، ۱۳۱۷ش.
  • فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، هجرت، ۱۳۶۷ش.
  • فیلد، جان، سرمایه اجتماعی، ترجمه غلامرضا غفاری و حسین رمضانی، تهران، کویر، ۱۳۸۶ش.
  • فؤاد سعید، فوزی خلیل، الثقافه و الحضاره: مقاربه بین الفکرین الغربی و الاسلامی، دمشق، دارالفکر، ۲۰۰۸م.
  • فکوهی، ناصر، تاریخ اندیشه و نظریه‌های انسان‌شناسی، تهران، نی، ۱۳۸۶ش.
  • کاسیرر، ارنست، فلسفه و فرهنگ، ترجمه بزرگ نادرزاده، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۰ش.
  • کاپلستون، فردریک چارلز، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ترجمه ترجمه علیرضا بهبهانی، علی‌اصغر حلبی. تهران، بهبهانی، ۱۳۷۱ش.
  • کسروی، احمد، فرهنگ چیست؟، تهران، باهماد آزادگان، ۱۳۴۴ش،
  • کوزر، لوئیس و دیگران، نظریه‌های بنیادی جامعه‌شناختی، ترجمه فرهنگ ارشاد، تهران، نی، ۱۳۷۸ش.
  • کوسج، شمس‌الدین محمد، برزونامه (بخش کهن)، مقدمه و تصحیح، اکبر نحوی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، ۱۳۸۷ش.
  • گارودی، روژه، کمونیسم و رستاخیز فرهنگ، ترجمه منتظم، تهران، چمن، ۱۳۲۶ش.
  • گیدنز، آنتونی، جامعه‌شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نی، ۱۳۸۱ش.
  • گولد، جولیوس و کولب، ویلیام ل. فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه گروه مترجمان، تهران، مازیار، ۱۳۷۶ش.
  • گوهری‌پور، «معنا و مفهوم فرهنگ عمومی در پرتو مفهوم جهان‌های ممکن»، نامهٔ پژوهش فرهنگی، سال دهم، دورهٔ سوم، شمارهٔ هفتم، ۱۳۸۸ش،
  • گوییگان، توبی، مطالعات فرهنگی و سیاست‌های فرهنگی، ترجمه نیلوفر قادری، تهران، رخداد نو، ۱۳۸۸ش.
  • لاور، رابرت اچ. دیدگاه‌ها دربارهٔ دگرگونی اجتماعی، ترجمه کاووس سیدامامی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۳ش.
  • مالینوفسکی، برونیسلاو، مطالعه علمی دربارهٔ فرهنگ، ترجمه عبدالحمید زرین‌قلم، تهران، گام نو، ۱۳۷۹ش.
  • متقی، محمد، متقی، «صنایع فرهنگی چیست؟»، پایگاه خبری صاحب نیوز، تاریخ درج مطلب: ۲۶ خرداد ۱۳۹۳ش.
  • محمدی، محمد، فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب، تهران، پیمان، ۱۳۲۳ش.
  • مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، «قانون توسعه معارف در ولایات»، مصوب ۱۳۰۶ش.
  • مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم‌افزار شاهنامه فردوسی، تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۳۹۲ش.
  • مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرم‌افزار مثنوی معنوی، تاریخ آخرین تغییرات: ۱۱ آبان ۱۳۹۲ش.
  • مشکور، محمدجواد، کارنامه اردشیر بابکان، تهران، چاپخانه دانش، ۱۳۲۹ش.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، تهاجم فرهنگی، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۶ش.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ در قرآن، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۹ش.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، مجموعه آثار، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج۱، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۵ش.
  • مصطفی ابراهیم، معجم الوسیط، تهران، مؤسسه الصادق، ۱۳۸۶ش
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۷۴ش.
  • مطهری، مرتضی، فلسفه تاریخ، تهران، صدرا، ۱۳۸۰ش.
  • مطهری، مرتضی، یادداشت‌ها، تهران، صدرا، ۱۳۷۹ش.
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۰ش.
  • موسی، سلامه، الثقافه و الحضاره، القاهره، مجله الهلال، ۱۹۲۷م.
  • مولانا جلال الدین بلخی، معنوی مثنوی، تهران، آدینه سبز، ۱۳۹۱ش.
  • میرفخرایی، مهشید، بررسی دینکرد ششم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۹۲ش.
  • ناظمی اردکانی، مهدی و صیادی، محمد، «بررسی وضعیت مؤلفه‌های اقتصاد فرهنگ در ایران»، راهبرد اجتماعی فرهنگی، سال چهارم، شمارهٔ ۱۳، ۱۳۹۳ش.
  • نقی‌نظرپور، محمد، ارزش‌ها و توسعه، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۷۸ش.
  • نظامی گنجوی، کلیات خمسه، خسروو شیرین، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
  • نولان، پاتریک و لنسکی، گرهارد، جامعه‌های انسانی، ترجمه ناصر موفقیان، تهران، نی، ۱۳۸۰ش.
  • ویلیامز، ریموند، «به سوی جامعه‌شناسی فرهنگ»، ترجمه علی مرتضویان، مجله ارغنون، ش۱۸، پاییز ۱۳۸۰ش.
  • ویلیامز، ریموند، فرهنگ و جامعه، ترجمه علی‌اکبر معصوم بیگی و نسترن موسوی، تهران، نگاه، ۱۳۹۸ش.
  • همرسلی، مارتین، مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)، ترجمه حجت‌الله خدری غریب‌وند و ولی‌الله نصیری، تهران، نقد فرهنگ، ۱۴۰۰ش.
  • Longman Exams dictionary, Pearson Education Limited, 2006

Oxford Advanced Learner's Dictionary of current English, oxford university press, 2005.

  • Wyer, Robert S. , Chiu, Chi-yue, and Hong, Ying-yi, Understanding Culture: Theory, Research, and Application, New York/London, Psychology Press, 2009.