بلوغ دختران: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
حمید گلزار (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
*طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، محقق: حسن موسوی خرسان، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق. | *طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، محقق: حسن موسوی خرسان، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق. | ||
*طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، اسلامی، 1407ق. | *طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، اسلامی، 1407ق. | ||
+++++++ | |||
<big>'''سن بلوغ دختر از منظر فقهی'''</big>؛ | |||
نظر مشهور در بين فقهاى شيعه آن است كه دختران در پايان نه سالگى -سال قمرى -به بلوغ مى رسند، اما پسران از نظر سنّى در پايان پانزده سالگى-سال قمری- بالغ مى شوند. با توجه به اينكه مدلول برخى از روايات مسئله با اين نظر همخوانى ندارد و همين امر در مطرح شدن برخى ديدگاه هاى مخالف مشهور دخيل بوده، مناسب است بحثى پيرامون اين روايات و جمع بندى آنها داشته باشيم. البته آنچه در اينجا مطرح مى شود صرفاً در حد طرح مسئله است و اظهار نظر نهايى در اين خصوص بر عهده مجتهدان گران قدر است. | |||
==دیدگاه فقها== | |||
بر حسب مجموعه اى از روايات كه مشهور فقهاى شيعه بر طبق آنها [[فتوا]] داده اند، با قطع نظر از ساير [[علائم بلوغ]]، از نظر سنى، پسران در پانزده سالگى <ref> . وسائل الشيعه; ج1، باب 4 از ابواب مقدمة العبادات، ص30، ح2 و ج14، باب 6 از ابواب عقد النكاح، ص209، ح9.</ref> و دختران در نه سالگى<ref> . همان جا; همان; ج13، باب 44 و 45 از احكام الوصايا، ص431، ح12 و ص433، ح4 و ج14، باب 45 از ابواب مقدمات النكاح، ص72، ح10 و باب 12 از ابواب المتعه، ص461، ح2 و ج18، باب 28 از ابواب حدّ السرقة، ص526، ح13.</ref> به بلوغ مى رسند. در برخى روايات، سن سيزده سال براى بلوغ پسران يا بلوغ هر دو جنس تعيين شده است. <ref> . همان; ج1، ص32، ح12 و ج13، ص430ـ431.</ref> در روايات ديگرى نيز از سنين شش، هفت، هشت، ده و دوازده سالگى سخن به ميان آمده كه يا مربوط به احكام خاص و يا ناظر به جنبه هاى استحبابى و غير الزامى اند. <ref> . همان; ج1، ص30 و ج3، ص12 و ج13، ص321ـ322 و 428ـ430 و ج18، ص525 ـ526 .</ref> در مورد نشانه هاى ديگر بلوغ (احتلام، اِنبات و حيض يا قاعدگى) نيز رواياتى وارد شده و به ويژه بر طبق چند روايت، تكاليف دختران (به طور خاص، نماز، روزه، حج و حجاب) منوط به نخستين قاعدگى است <ref> . همان; ج1، ص32 و ج3، ص294ـ297 و ج7، ص169 و ج8 ، ص30.</ref> كه فقها اين روايات را توجيه كرده و ملاك توجه تكاليف به دختران را همان سن نه سالگى دانسته اند.<ref> . از جمله، ر.ك: المقدس الاردبيلى; مجمع الفائدة والبرهان; ج6، ص52 ; النجفى; جواهر الكلام; ج26، ص43ـ44.</ref> | |||
== مفروض فقها در تعیین سن بلوغ== | |||
نظر مشهور فقها بر پيش فرض مهمى استوار است و آن، عدم تفكيك ميان سن بلوغ حقوقى و سن بلوغ عبادى است، تا آنجا كه صاحب جواهر(رحمه الله) در مقام رد نظر فيض كاشانى(رحمه الله) كه قائل به تفكيك شده، اين پيش فرض را مورد اجماع همه فقهاى شيعه، بلكه فقهاى اسلام دانسته است. <ref> . همان; ج26، ص41.</ref> ولى گذشته از اينكه ظاهر روايات چنين پيش فرضى را تأييد نمى كند، در آراى فقها نيز به موارد نقض برمى خوريم؛ براى نمونه، شيخ صدوق(رحمه الله) با وجود آنكه بر طبق رواياتِ متضمن بلوغ دختر در نه سالگى فتوا مى دهد، <ref> . الصدوق; من لايحضره الفقيه; ج4، ص221.</ref> ملاك وجوب روزه بر دختر را قاعدگى دانسته، روزه گرفتن دختر پيش از قاعدگى را تمرينى قلمداد مى كند <ref> . عبارت وى چنين است: «وجوب الصوم عليهما بعد الاحتلام والحيض و ما قبل ذلك تأديب» (همان; ج2، ص122).</ref> و مرحومْ صاحب حدائق نيز در مورد بلوغ پسر اين تفكيك را پذيرفته است، به اين صورت كه روايات پانزده سالگى را مربوط به بلوغ حقوقى و روايات سيزده يا چهارده سالگى را مربوط به بلوغ عبادى دانسته است.<ref> . البحرانى; الحدايق الناضرة; ج13، ص185.</ref> با اين توضيح، بحث را درباره سن بلوغ حقوقى دختر و پسر پى مى گيريم. | |||
== سن بلوغ حقوقی دختر و پسر == | |||
به نظر مى رسد نتيجه تأمل كافى در روايات مسئله، پذيرش نظر اصلاح شده مشهور فقها خواهد بود. براى بيان اين مطلب در گام نخست، دليل پذيرش نظر مشهور فقها را كه قائل به بلوغ دختر در نه سالگى و بلوغ پسر در پانزده سالگى اند، مطرح مى كنيم و سپس دليل نياز اين نظر به اصلاح را بررسى خواهيم كرد. | |||
درباره قسمت اول، از روايات متعدد به دست مى آيد كه اسلامْ سن بلوغ حقوقى را براى دختر، پايان نه سالگى قمرى و براى پسر در صورت فقدان نشانه هاى ديگر، پايان پانزده سالگى قمرى قرار داده است. البته سند اين روايات، خالى از مناقشه نيست و مشكل تعارض روايات نيز وجود دارد، ولى با توجه به امكان تصحيح سند برخى از اين روايات بنابر بعضى مبانى رجالى و نيز با در نظر گرفتن فراوانى اين روايات، به گونه اى كه اطمينان به صدور دست كم برخى از آنها از معصوم(عليه السلام) حاصل مى شود، اعتبار اين روايات به اثبات مى رسد. | |||
اين در حالى است كه هيچ روايتى وجود ندارد كه بتوان نظر مشهور را با استناد به آن رد كرد؛ زيرا روايت عبدالله بن سنان كه به چند سند نقل شده <ref> . وسائل الشيعه; ج13، ص430ـ431.</ref> و سن بلوغ پسر را سيزده سالگى تعيين كرده و نيز روايت ديگرى كه سن بلوغ را مابين سيزده و چهارده سالگى دانسته،<ref> . همان; ص432، ح3.</ref> با روايات ياد شده در تعارض اند و در مسئله تعارض با دو مبنا روبه رو هستيم: بر طبق مبناى تساقط و بى اعتبار شدن هر دو دليل متعارض بايد به اصول عملى رجوع كنيم و مقتضاى اصل عملى استصحاب، عدم بلوغ پسر تا پايان پانزده سالگى است؛ <ref group="پانویس">ممكن است اين اشكال مطرح شود كه در فرض تساقط دو دليل متعارض بايد به ادله عام تكاليف رجوع شود كه مؤمنان را موضوع احكام شرعى قرار داده اند و اين موضوع، كودكان مابين سيزده تا پانزده ساله را نيز شامل است. ولى با تأمل در مسئله روشن مى شود كه بايد آن را از مصاديق بحث دوران امر بين تمسك به عام يا استصحاب حكم مخصص تلقى كرد و چون زمان در ناحيه دليل مخصص به صورت مفرّد لحاظ نشده، به نظر مى رسد استصحاب حكم مخصص رجحان داشته باشد; زيرا خروج كودكان سيزده تا پانزده ساله از تحت ادله عام تكاليف ـ بر فرض آنكه تخصيص خورده باشند ـ با همان تخصيص كودكان زير سيزده سال حاصل مى شود و لذا مستلزم تخصيص زائد نيست تا بخواهيم با اصالة العموم، احتمال تخصيص زائد را نفى كنيم.</ref> | |||
بر مبناى تخيير نيز مى توان روايات پانزده سالگى را انتخاب كرد و همانند مشهور فقها اين روايات را مبناى عمل قرار داد. | |||
در مورد سن بلوغ حقوقى دختر نيز نظر مشهور با قطع نظر از اشكالى كه در مرحله دوم مطرح خواهيم كرد، قابل دفاع است. البته برخى اين اشكال را مطرح كرده اند كه روايت عبدالله بن سنان بنابر يكى از نقل ها سن بلوغ دختر را نه سالگى و علت اين حكم را قاعدگى دختر در اين سن دانسته است،<ref> . متن روايت: «اذا بلغ الغلام ثلاث عشرة سنة كتبت له الحسنة و كتبت عليه السيئة و عوقب و اذا بلغت الجارية تسع سنين فكذلك و ذلك انّها تحيض لتسع سنين» (همان; ص 431).</ref> كه اين تعليل نشان مى دهد كه ملاك اصلى بلوغ دختران، قاعدگى است و تعيين نه سالگى در روايات فقط به اين دليل صورت گرفته كه دختران در صدر اسلام و در محيط جزيرة العرب معمولا اولين قاعدگى را در اين سن داشته اند، نه اينكه معيار تعيين بلوغ دختران در همه زمان ها و مكان ها را نه سالگى بدانيم.<ref> . معرفت; «بلوغ دختران»، كتاب نقد; ش12، ص173.</ref> ولى اين اشكال به نظر مشهور وارد نيست؛ زيرا ممكن است معناى روايت اين باشد كه تعيين سن نه سالگى براى بلوغ دختران به اين دليل است كه نخستين زمان «امكان» قاعدگى در دختر، نه سالگى است، نه اينكه اولين قاعدگى دختر در نه سالگى باشد و با وجود چنين احتمالى در معناى روايت نمى توان از ظهور روايات متعددى كه نه سالگى را سن بلوغ دختر دانسته اند، چشم پوشى كرد. | |||
== اشکال در فتوای فقها== | |||
با اين همه، اشكالى در فتواى فقها در باب سن بلوغ حقوقى دختر به نظر مى رسد كه اصلاح و تعديل آن را ضرورى مى نمايد. توضيح اشكال آن است كه روايات دال بر بلوغ دختر در نه سالگى با يكديگر متفاوت اند؛ يعنى برخى تنها به معناى خاصى از بلوغ ناظرند كه عبارت از آمادگى دختر براى عمل زناشويى است <ref> . همان; ج14، ص461، ح2.</ref> و بنابراين، ارتباطى به معناى مورد نظر بلوغ ندارند؛ زيرا مفاد اين روايات بيش از اين نيست كه شرط جواز همبسترى شوهر، پايان نه سالگى دختر است، ولى بلوغى كه منشأ احكام حقوقى ديگر باشد، در اين روايات مدّ نظر نيست. اما قسم ديگرى از اين روايات، حدّ بلوغ دختر را نه سالگى دانسته اند و قسم سوم كه شامل دو روايت از مهم ترين روايات اين مسئله است، نه سالگى را به تنهايى كافى ندانسته، ازدواج و همبسترى شوهر را نيز در اجراى احكام بلوغ بر دختر نه ساله شرط قرار داده اند. <ref group="پانویس"> در يكى از اين دو روايت مى خوانيم: «انّ الجارية اذا تزوّجت و دخل بها و لها تسع سنين ذهب عنها اليتم و دفع اليها مالها و جاز امرها فى الشراء والبيع و اقيمت عليها الحدود التامّه و اخذ لها و بها» (همان; ج1، ص30 و نيز ج14، ص209).</ref> | |||
با وجود اين، فقها شرط همبسترى شوهر را معتبر ندانسته و ملاك حكم را همان نه سالگى قرار داده اند كه با توجه به ظاهر اين دو روايت نمى توان با اين برداشت موافقت كرد و در ضمن، ساير روايات مطلق با همين دو روايت قابل تقييد خواهند بود. | |||
از سوى ديگر، روايت عبدالله بن سنان بدون در نظر گرفتن اجمالى كه در تعليل آن وجود دارد، قاعدگى دختر را ـ بالفعل يا بالامكان ـ معيار بلوغ دانسته است و نيز بر اين مطلب ادعاى اجماع شده است كه قاعدگى از نشانه هاى بلوغ است. <ref> . الشهيد الثانى; مسالك الافهام; ج4، ص145ـ146.</ref> پس مى توان به اين نتيجه رسيد كه بلوغ حقوقى دختر، حدّ سنى مشخصى ندارد و نه سالگى دختر فقط براى احكام خاصى مانند جواز همبسترى شوهر <ref> . وسائل الشيعه; ج14، باب 45 از ابواب مقدمات النكاح، ص70ـ71.</ref> و نيز صلاحيت شرعى دختر براى دادن اجازه ازدواج،<ref> . همان; ج14، ص209.</ref> معيار قرار گرفته است؛ اما ساير احكام و آثار حقوقى بلوغ مانند جواز تصرفات مالى و امكان اجراى حدود فقط به شرط ازدواج و زناشويى بر دختر نه ساله ثابت مى شود و با فقدان اين شرط، اثبات بلوغ دختر منوط به نشانه هاى ديگر بهويژه قاعدگى خواهد بود. | |||
گفتنى است كه بر حسب روايت معتبرى كه مى تواند تأييدى بر اين نتيجه گيرى باشد، امام جعفر صادق(عليه السلام)مى فرمايد: «دخترى را كه هنوز قاعده نشده بود و اقدام به سرقت كرده بود، نزد على(عليه السلام) آوردند؛ پس آن حضرت، حد سرقت يعنى قطع انگشتان دست را بر وى جارى نساخت و فقط ]براى تأديب[ چند تازيانه به او زد».<ref> . متن روايت: «اُتى على(عليه السلام) بجارية لم تحض قد سرقت فضربها اسواطاً و لم يقطعها» (همان; ج18، باب 28 از ابواب حدّ السرقة، ص524).</ref> البته اين احتمال كه دختر مزبور كمتر از نه سال داشته، چه بسا موجب ضعف دلالت اين روايت قلمداد شود، ولى همين كه امام صادق(عليه السلام) به جاى اشاره به سن دختر بر موضوع قاعده نشدن او تأكيد نموده، تا حدودى ادعاى بالا را تقويت مى كند؛ حال آنكه بنابر نظر مشهور فقها، حد سرقت بايد بر دختر نه ساله جارى گردد و قاعده شدن يا نشدن او تأثيرى در اين حكم ندارد. <ref group="پانویس">اما در مورد سن بلوغ عبادى دختر و پسر ـ هر چند به مباحث اين فصل مرتبط نيست ـ نظر مشهور فقها قابل دفاع به نظر نمى رسد; زيرا همان گونه كه در متن اشاره شد، روايات متعدد، اولين قاعدگى دختر را معيار توجه تكاليف عبادى بهويژه نماز، روزه، حج و حجاب دانسته اند و فقط دو روايت با اين مطلب مغايرت دارند: نخست روايت عبدالله ابن سنان كه نه سالگى دختر را معيار ثبت نيكى ها و بدى ها قرار داده است، اما مشخص نبودن معناى تعليل، اين روايت را مجمل مى سازد; دوم، روايتى كه وجوب فرايض و حدود را در نه سالگى براى دختر ثابت كرده است (وسائل الشيعه; ج18، ص526) كه اين روايت نيز گذشته از آشفتگى متن آن به دليل قرار دادن بلوغ پسر در هشت سالگى، ممكن است بر جنبه هاى استحبابى حمل شود. در نتيجه، اين دو روايت به تنهايى نه مى توانند معارض ساير روايات تلقى شوند و نه مفسّر آنها قلمداد گردند، آن گونه كه عدّه اى از فقها اظهار داشته اند. درباره پسران نيز بيشتر رواياتى كه به عبادات ناظرند، احتلام را معيار قرار داده اند و رواياتى كه پانزده سالگى را معيار دانسته اند، ناظر به تكاليف عبادى نيستند; تنها برخى رواياتى كه بلوغ پسر را در سيزده سالگى يا بين سيزده و چهارده سالگى و يا در خصوص روزه، بين چهارده و پانزده سالگى (همان; ج7، ص167) دانسته اند، به تكاليف عبادى هم ناظرند كه مضمون آنها برخلاف نظر مشهور فقها است، زيرا ايشان به جز روايات پانزده سال، باقى روايات را كنار گذاشته اند. بنابراين، معيار اصلى [[بلوغ عبادى دختر]] و پسر به ترتيب، قاعدگى و احتلام است و از نظر سنّى هم مى توان براى دختر، سن سيزده سالگى و براى پسر سن چهارده سالگى را تعيين كرد; زيرا اينها حداكثر سنّى است كه براى بلوغ عبادى دختر و پسر در روايات وارد شده است. البته روشن است كه اين معيارها صرفاً ناظر به مبدأ وجوب تكاليف عبادى هستند، ولى از جنبه استحبابى، روايات فراوان بر مطلوبيت انجام عبادات در سنين پيش از بلوغ دلالت دارند، ضمن آنكه مخالفت با نظر مشهور فقها برخلاف احتياط است.</ref> | |||
== تحلیل تمایز جنسیتی سن بلوغ == | |||
اگر به این تمایز از جنبه سود و زیان بنگریم شائبه برخورد تبعیض آمیز اسلام با مساله بلوغ بیش از پیش کمرنگ می شود ؛ زیرا بلوغ حقوقی ، مجموعه ای از مسئولیت ها و حقوق اجتماعی را همزمان برای فرد در پی دارد. بنابراین بلوغ سریع تر دختران ضمن اینکه آنان را زودتر از پسران مشمول قوانین و مقررات کیفری می کند، حقوق و مزایای اجتماعی مانند امکان تصرف در دارایی های شخصی و ورود به معاملات تجاری را قبل از پسران برای آنها به ارمغان می آورد. | |||
==پانویس== | |||
{{پانویس}} | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۰۸
بلوغ دختران؛ آغاز تکالیف دختران در برابر خداوند.
بلوغ دختران، مرحلهای از رشد دختران است که مکلف به انجام واجبات و ترک محرمات میشوند. احتلام، روییدن مو بر روی عورت، حامله شدن، دیدن خون حیض و رسیدن به سن تکلیف، پنج نشانۀ بلوغ دختران است. فقیهان، نُهسالگی را سن بلوغ دختران دانستهاند و آن را اجماعی میدانند. اما برخی، بلوغ دختران را در سیزدهسالگی دانستهاند. عدهای، حیض را ملاک اصلی بلوغ میدانند و سن را ملاک اصلی برنمیشمارند. برخی نیز معتقدند سن بلوغ درباره تکالیف مختلف، متفاوت است و سیزده سالگی را برای روزه، دهسالگی را برای وصیت و امثال آن، و نهسالگی را برای اجرای حدود معتبر میدانند.
مفهومشناسی
بلوغ، در لغت بهمعنای رسیدن است [۱] و در اصطلاح، مرحلهای از رشد انسان است که از کودکی (صَباوت) خارج شده[۲] و مُلزَم به انجام واجبات و ترک محرمات میشود. [۳] و یا از مرحلۀ فریب خوردن (صَبوَه)، فاصله گرفته و به رشد عقلی میرسد. [۴]
بلوغ دختران در قرآن
در قرآن، سن خاصی بهعنوان نشانۀ بلوغ بیان نشده است، [۵] اما از تعابیر «رشد»، «بلوغ النکاح»[۶]، «بلوغ الحُلُم»[۷] و «بلوغ الأشُدّ» [۸]استفاده شده است، که به دادن مال یتیم، به او و اجازه گرفتن کودکان، هنگام ورود به اتاق پدر و مادر، اشاره دارد. با این حال، مفسران از اشارههای قرآن به رشد و جنبشدن، سن دقیقی برای بلوغ بهدست نیاوردهاند. [۹]
نشانههای بلوغ دختران
در فقه اسلامی، پنج نشانه برای بلوغ دختران بیان شده است: احتلام؛ خروج منی از زن، [۱۰] روییدن مو بر روی عورت،[۱۱] حامله شدن،[۱۲] قاعدگی و دیدن خون حیض [۱۳] و سن. در روایات، از سنین ۷، ۹، ۱۰، ۱۳ و ۱۴ سالگی بهعنوان ملاک بلوغ دختران، یاد شده است.[۱۴] شافعی و احمد بن حنبل نیز پنج نشانه برای بلوغ دختران ذکر کردهاند: احتلام، روییدن موی خشن بر روی عورت، حیض، بارداری و اگر هیچ یک از این نشانهها نبود، دختران مثل پسران، با اتمام پانزدهسال قمری بالغ میشوند.[۱۵]
سن بلوغ در دختران
بسیاری از فقها سن را از نشانههای اصلی بلوغ و ملاک آن را، سال قمری دانستهاند. [۱۶] ولی برخی محققان، ملاکبودن سن را در بلوغ، زیر سؤال بردهاند، [۱۷] زیرا در قرآن، رشد عقلی، آمادگی ازدواج و قوت جسمی،[۱۸] بدون تفکیک بین پسر و دختر، در بلوغ، مطرح شده است.[۱۹] تا پیش از شیخ طوسی، فقیهانی همچون شیخ مفید در «مُقنِعة» و «أحکام النساء»، سیدمرتضی و ابوالصلاح حلبی، ملاک بلوغ دختران را 9سالگی او نمیدانستند. [۲۰]
فقهای شیعه در مورد سن بلوغ، نظرات مختلفی دارند: 9سالگی؛ برخی فقیهان شیعه، روایات 9سالگی را مشهور [۲۱] و بعضی، بدون مخالف[۲۲] دانستهاند. روایات بسیاری (26 روایت[۲۳] )، بلوغ دختر را نهسالگی ذکر کردهاند،[۲۴] از جمله، در روایاتی از امام باقر و امام صادق، دختر پس از 9سالگی حکم یتیم ندارد و میتواند ازدواج کند و حدود الهی دربارۀ او اجرا میشود. [۲۵] البته اگر توانایی انجام برخی تکالیف، نظیر روزه را نداشته باشد، بر او واجب نیست. [۲۶] به اعتقاد برخی فقیهان، سند روایات بلوغ در 9سالگی دارای اشکال بوده و این روایات بر خلاف قاعدۀ سهولت در دین، بار سنگین تکالیف و احکام و اجرای حدود کامل را بر دوش دختران 9ساله قرار داده است، در حالی که آن دختران، ضعیف، ناتوان و فاقد رشد بدنی و قابلیت ازدواج هستند. [۲۷] برخی نیز، این روایات را در تعارض با دیگر روایات دانسته و در نتیجه، حمل بر استحباب کردهاند. [۲۸] بعضی نیز این روایات را مربوط به محیط خاصی دانستهاند که در آنها بلوغ زودرس بوده و دختران در آن سن، حق ازدواج داشتهاند.[۲۹]
دهسالگی؛ شیخ طوسی و ابنحمزه، قایل به این مبنا بودهاند. [۳۰] سیزدهسالگی؛ برخی فقیهان، با اشاره به آیات قرآن و قواعدی مانند قاعدۀ رفعِ قلم، به روایت عمار ساباطی از امام صادق، [۳۱] استناد کردهاند که سن بلوغ دختران را سیزدهسالگی دانسته و معتقد است نماز و تکلیف در این سن بر او واجب میشود، مگر اینکه قبل از آن، حیض ببیند [۳۲] یا سایر علایم بلوغ در آنها پیدا شود. [۳۳]
قول به تفصیل؛ فیض کاشانی معتقد است که سن بلوغ نسبت به تکالیف مختلف، متفاوت است. [۳۴] او برای روزه، سیزدهسالگی را معتبر میداند، [۳۵]مگر آنکه قبل از آن حیض دیده باشد. وصیت و امثال آن را در دهسالگی، و حدود را زمانی که دختر 9سالگی را تمام کرده باشد، معتبر میداند. صادقی تهرانی نیز، نماز و مانند آن، از تکالیف عقلانی را از آغاز دهسالگی و روزهداری را از سیزدهسالگی در دختران معتبر میداند.[۳۶]
برخی محققان معتقدند، سن، نشانۀ شرعی بر بلوغ دختران نیست، بلکه معیار در بلوغ آنان، قاعدگی است، زیرا اگر 9سالگی را معیار بلوغ بدانیم، نمیتواند مبنای تمام تکالیف باشد، زیرا در این صورت، با ادلۀ دیگرِ بلوغ در سیزدهسالگی معارضه خواهد داشت.[۳۷] سروش محلاتی نیز معتقد است حتی در صورت تعارض روایات و مراجعه به ترجیح، چه از باب موافقت با آیات قرآن، و چه از باب مخالفت با عامّه، ترجیح با 13سالگی است. [۳۸] جناتی پس از بررسی احادیث، اینگونه نتیجه میگیرد که سن، بهعنوان امر کلی، نشانۀ بلوغ دختران قرار داده نشده و ذکر سنین مختلف در روایات، بهدلیل اختلاف محیط زندگی، اوضاع جغرافیایی، عوامل ژنتیکی و فیزیکی و نوع تغذیه آنها است. [۳۹]
حیض، ملاک اصلی بلوغ
فقها، حیض را از نشانههای بلوغ دانستهاند، یعنی دختر زمانی که به سن قاعدگی برسد، باید نماز بخواند، روزه بگیرد و سر خود را بپوشاند. [۴۰] شهید ثانی حیض را تنها در مواردی که سن مشخص نباشد، نشانۀ بلوغ میداند. [۴۱] شیخ انصاری نیز معتقد است، حیض دلیلی مستقل بر بلوغ نیست، بلکه تنها میتواند کاشف از سن باشد و نشانۀ بلوغ، تنها، سنّ است. [۴۲] اما شیخ صدوق در «المُقنِع» و «مَن لایحضُرُه الفقیه» معتقد است، بلوغ زن، به قاعدگی است. [۴۳] بنابراین، ملاک بلوغ، حیض است و سن، ملاک مستقل بهشمار نمیرود.[۴۴]
محمدهادی معرفت از روایت امام صادق که بلوغ دختر در نهسالگی را متوقف بر دیدن حیض کرده است،[۴۵] نتیجه میگیرد که دختران آن زمان در نهسالگی حیض میدیدند و این روایت، بر تمام روایات نهسالگی حاکم است و آنها را تفسیر میکند. [۴۶] محمدآصف محسنی قندهاری، بلوغ دختران را به دیدن خون حیض و یا استعداد برای ازدواج دانسته است که این نشانهها، تا زمان رسیدن به سیزدهسالگی معتبر است. [۴۷] جناتی معتقد است حیض در دختران بهمنزله منی در پسران است و معیار بلوغ دختران، عادت ماهانه است، نه رسیدن به 9سالگی.[۴۸] سروش محلاتی نیز معتقد است، قرآن، حیض، احتلام و نکاح را ملاک بلوغ دختران میداند، که با 9سالگی محقق نمیشود، اما با 13سالگی منطبق است. [۴۹]
پانویس
- ↑ صادقی تهرانی، فقه گویا، 1383ش، ص51؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص17.
- ↑ موسسة دایرة المعارف الفقه الإسلامی، موسوعة الفقه الاسلامی، ۲۰۱۱م، ج۲۱، ص۱۸۰.
- ↑ احمری، «علائم بلوغ و رشد در فقه اسلام»، 1384ش، ص۱۳۹.
- ↑ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص96-97.
- ↑ فاضل میبدی، «بلوغ از دیدگاه فقهی و کارشناسی»، وبسایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم.
- ↑ سوره نساء، آیه6.
- ↑ سوره نور، آیه58 و 59.
- ↑ سوره أنعام، آیه152؛ سوره حج، آیه5؛ سوره غافر، آیه67؛ سوره أحقاف، آیه15؛ سوره یوسف، آیه22؛ سوره قصص، آیه14.
- ↑ جناتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، 1374ش، ص۴۲؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص18 و 28 و 36.
- ↑ محقق حلی، مختصر النافع، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۴۰؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص19.
- ↑ سبحانی، البلوغ، قم، 1376ش، ص۱۷.
- ↑ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۲۸۲.
- ↑ جناتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، 1374ش، ص۴۲.
- ↑ نورمفیدی، بلوغ دختران، ۱۳۸۲ش، ص۱۵۴.
- ↑ طوسی، الخلاف، 1407ق، ج3، ص382-383؛ حِلّی، تذکرة الفقهاء، 1414ق، ج14، ص197؛ المنهاجی أسیوطی، جواهر العقود، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۱۳۳؛ مهریزی، «بلوغ دختران»، 1372ش، ص285؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص150-151؛.جزایری، الفقه علی المذاهب الأربعة، ج2، بیتا، ص35.
- ↑ موسسة دایرة معارف الفقه الإسلامی، موسوعة الفقه الاسلامی، ۲۰۱۱م، ج۲۱، ص۲۱۰.
- ↑ مرعشی، «تحقیقی درباره سن بلوغ»، 1371ش، ص۶۷.
- ↑ فیض کاشانی، الوافی، 1406ق، ج15، ص301؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص107.
- ↑ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص34، 46، 88 و 89.
- ↑ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص161.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۶، ص۳۸.
- ↑ ابنادریس حلّی، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۶۷.
- ↑ آلراضی، «سن البلوغ في المرأة»، 1417ق، ص93؛ سبحانی، البلوغ، 1376ش، ص68-69؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص136.
- ↑ آلراضی، «سن البلوغ في المرأة»، 1417ق، ص۸۵ – ۹۳؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دخترا، 1401ش، ص95.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۴۶۳ و ج۷، ص۱۹۸؛ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۴۲۱؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص93-94 و 106.
- ↑ نجفی (کاشف الغطاء)، أنوار الفقاهة (کتاب الصیام)، ۱۴۲۲ق، ص۴۴؛ صادقی تهرانی، فقه گویا، 1382ش، ص52.
- ↑ صانعی، بلوغ دختران (فقه و زندگی۷)، ۱۳۸۵ش، ص۲۱ -۲۲ و 35.
- ↑ قندهاری، الفقه و مسائل طبیة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۰۴.
- ↑ فاضل میبدی، «بلوغ از دیدگاه فقهی و کارشناسی»، وبسایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم.
- ↑ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۲۶۶؛ ابنحمزه طوسی، الوسیلة إلی نیل الفضیلة، ۱۴۰۸ق، ص۱۳۷.
- ↑ طوسی، تهذیب الأحکام، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۸۱.
- ↑ صانعی، بلوغ دختران (فقه و زندگی ۷)، ۱۳۸۵ش، فصل دوم؛ «تغییر فتوای یکی از مراجع تقلید درباره سن تکلیف دختران»، خبرگزاری رسمی حوزه.
- ↑ «تغییر فتوای یکی از مراجع تقلید درباره سن تکلیف دختران»، خبرگزاری رسمی حوزه.
- ↑ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص11.
- ↑ فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، 1401ق، ج۱، ص۱۴؛ فیض کاشانی، معتصم الشیعة فی أحکام الشریعة، 1429ق، ج1، ص63.
- ↑ صادقی تهرانی، فقه گویا، 1383ش، ص52.
- ↑ مهریزی، «بلوغ دختران»، 1372ش، ص۲۸۷؛ مهریزی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، 1390ش، ص431.
- ↑ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص154.
- ↑ جناتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، 1374ش، ص۴۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۵۳۳؛ طوسی، تهذیب الأحکام، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۲۸۱.
- ↑ شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۵۷.
- ↑ شیخ انصاری، کتاب الطهارة، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۳۶-۱۳۷.
- ↑ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۲؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص11، 159-160.
- ↑ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص169.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۶۹.
- ↑ معرفت، بلوغ دختران، ۱۳۷۸ش، ص۱۷۳.
- ↑ قندهاری، الفقه و مسائل طبیة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۰۵.
- ↑ جناتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، 1374ش، ص۴۲؛ مهریزی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، 1390ش، ص431.
- ↑ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص115 و 117.
منابع
- قرآن
- آلراضی، محمدهادی، «سن البلوغ في المرأة»، مجلة فقه أهلالبیت، شماره۳، 1417ق.
- ابنادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، محقق و مصحح: حسن بن احمد موسوی، قم، اسلامی، ۱۴۱۰ق.
- ابنحمزه طوسی، محمد بن علی، الوسیلة إلی نیل الفضیلة، محقق و مصحح، محمد حسون، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۸ق.
- احمری، حسین، «علائم بلوغ و رشد در فقه اسلام»، فقه و تاریخ تمدن ملل اسلامی، شماره ۷-۸، بهار و تابستان ۱۳۸۵ش.
- المنهاجی الأسیوطی، شمسالدین، جواهر العقود، محقق: عبدالحمید مسعد، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۹۹۶م.
- «تغییر فتوای یکی از مراجع تقلید درباره سن تکلیف دختران»، خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ش.
- جزایری، عبدالرحمان، الفقه علی المذاهب الأربعة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بیتا.
- جناتی، محمدابراهیم، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، مجله کیهان اندیشه، شماره ۶۱، مرداد و شهریور۱۳۷۴ش.
- حِلّی، جمالالدین، تذکرة الفقهاء، قم، آلالبیت لإحیاء التراث، 1414ق.
- سبحانی، جعفر، البلوغ حقیقته، علامته و أحکامه، قم، مؤسسۀ امام صادق، 1376ش.
- سروش محلاتی، محمد، بلوغ دینی دختران، تهران، میراث اهل قلم، 1401ش.
- شهید ثانی، زینالدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق.
- شیخ انصاری، کتاب الطهاره، قم، کنگره شیخ اعظم انصاری، ۱۴۱۵ق.
- صادقی تهرانی، محمد، فقه گویا یا فقه سنتی و فقه پویا، تهران، امید فردا، 1383ش.
- صانعی، یوسف، بلوغ دختران (فقه و زندگی ۷)، قم، میثم تمار، ۱۳۸۵ش.
- صدوق، الخصال، محقق و مصحح: علیاکبر غفاری، قم، اسلامی، ۱۳۶۲ش.
- صدوق، من لایحضره الفقیه، محقق و مصحح: علیاکبر غفاری، قم، اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
- طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، محقق: حسن موسوی خرسان، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، اسلامی، 1407ق.
+++++++
سن بلوغ دختر از منظر فقهی؛
نظر مشهور در بين فقهاى شيعه آن است كه دختران در پايان نه سالگى -سال قمرى -به بلوغ مى رسند، اما پسران از نظر سنّى در پايان پانزده سالگى-سال قمری- بالغ مى شوند. با توجه به اينكه مدلول برخى از روايات مسئله با اين نظر همخوانى ندارد و همين امر در مطرح شدن برخى ديدگاه هاى مخالف مشهور دخيل بوده، مناسب است بحثى پيرامون اين روايات و جمع بندى آنها داشته باشيم. البته آنچه در اينجا مطرح مى شود صرفاً در حد طرح مسئله است و اظهار نظر نهايى در اين خصوص بر عهده مجتهدان گران قدر است.
دیدگاه فقها
بر حسب مجموعه اى از روايات كه مشهور فقهاى شيعه بر طبق آنها فتوا داده اند، با قطع نظر از ساير علائم بلوغ، از نظر سنى، پسران در پانزده سالگى [۱] و دختران در نه سالگى[۲] به بلوغ مى رسند. در برخى روايات، سن سيزده سال براى بلوغ پسران يا بلوغ هر دو جنس تعيين شده است. [۳] در روايات ديگرى نيز از سنين شش، هفت، هشت، ده و دوازده سالگى سخن به ميان آمده كه يا مربوط به احكام خاص و يا ناظر به جنبه هاى استحبابى و غير الزامى اند. [۴] در مورد نشانه هاى ديگر بلوغ (احتلام، اِنبات و حيض يا قاعدگى) نيز رواياتى وارد شده و به ويژه بر طبق چند روايت، تكاليف دختران (به طور خاص، نماز، روزه، حج و حجاب) منوط به نخستين قاعدگى است [۵] كه فقها اين روايات را توجيه كرده و ملاك توجه تكاليف به دختران را همان سن نه سالگى دانسته اند.[۶]
مفروض فقها در تعیین سن بلوغ
نظر مشهور فقها بر پيش فرض مهمى استوار است و آن، عدم تفكيك ميان سن بلوغ حقوقى و سن بلوغ عبادى است، تا آنجا كه صاحب جواهر(رحمه الله) در مقام رد نظر فيض كاشانى(رحمه الله) كه قائل به تفكيك شده، اين پيش فرض را مورد اجماع همه فقهاى شيعه، بلكه فقهاى اسلام دانسته است. [۷] ولى گذشته از اينكه ظاهر روايات چنين پيش فرضى را تأييد نمى كند، در آراى فقها نيز به موارد نقض برمى خوريم؛ براى نمونه، شيخ صدوق(رحمه الله) با وجود آنكه بر طبق رواياتِ متضمن بلوغ دختر در نه سالگى فتوا مى دهد، [۸] ملاك وجوب روزه بر دختر را قاعدگى دانسته، روزه گرفتن دختر پيش از قاعدگى را تمرينى قلمداد مى كند [۹] و مرحومْ صاحب حدائق نيز در مورد بلوغ پسر اين تفكيك را پذيرفته است، به اين صورت كه روايات پانزده سالگى را مربوط به بلوغ حقوقى و روايات سيزده يا چهارده سالگى را مربوط به بلوغ عبادى دانسته است.[۱۰] با اين توضيح، بحث را درباره سن بلوغ حقوقى دختر و پسر پى مى گيريم.
سن بلوغ حقوقی دختر و پسر
به نظر مى رسد نتيجه تأمل كافى در روايات مسئله، پذيرش نظر اصلاح شده مشهور فقها خواهد بود. براى بيان اين مطلب در گام نخست، دليل پذيرش نظر مشهور فقها را كه قائل به بلوغ دختر در نه سالگى و بلوغ پسر در پانزده سالگى اند، مطرح مى كنيم و سپس دليل نياز اين نظر به اصلاح را بررسى خواهيم كرد. درباره قسمت اول، از روايات متعدد به دست مى آيد كه اسلامْ سن بلوغ حقوقى را براى دختر، پايان نه سالگى قمرى و براى پسر در صورت فقدان نشانه هاى ديگر، پايان پانزده سالگى قمرى قرار داده است. البته سند اين روايات، خالى از مناقشه نيست و مشكل تعارض روايات نيز وجود دارد، ولى با توجه به امكان تصحيح سند برخى از اين روايات بنابر بعضى مبانى رجالى و نيز با در نظر گرفتن فراوانى اين روايات، به گونه اى كه اطمينان به صدور دست كم برخى از آنها از معصوم(عليه السلام) حاصل مى شود، اعتبار اين روايات به اثبات مى رسد.
اين در حالى است كه هيچ روايتى وجود ندارد كه بتوان نظر مشهور را با استناد به آن رد كرد؛ زيرا روايت عبدالله بن سنان كه به چند سند نقل شده [۱۱] و سن بلوغ پسر را سيزده سالگى تعيين كرده و نيز روايت ديگرى كه سن بلوغ را مابين سيزده و چهارده سالگى دانسته،[۱۲] با روايات ياد شده در تعارض اند و در مسئله تعارض با دو مبنا روبه رو هستيم: بر طبق مبناى تساقط و بى اعتبار شدن هر دو دليل متعارض بايد به اصول عملى رجوع كنيم و مقتضاى اصل عملى استصحاب، عدم بلوغ پسر تا پايان پانزده سالگى است؛ [پانویس ۱] بر مبناى تخيير نيز مى توان روايات پانزده سالگى را انتخاب كرد و همانند مشهور فقها اين روايات را مبناى عمل قرار داد.
در مورد سن بلوغ حقوقى دختر نيز نظر مشهور با قطع نظر از اشكالى كه در مرحله دوم مطرح خواهيم كرد، قابل دفاع است. البته برخى اين اشكال را مطرح كرده اند كه روايت عبدالله بن سنان بنابر يكى از نقل ها سن بلوغ دختر را نه سالگى و علت اين حكم را قاعدگى دختر در اين سن دانسته است،[۱۳] كه اين تعليل نشان مى دهد كه ملاك اصلى بلوغ دختران، قاعدگى است و تعيين نه سالگى در روايات فقط به اين دليل صورت گرفته كه دختران در صدر اسلام و در محيط جزيرة العرب معمولا اولين قاعدگى را در اين سن داشته اند، نه اينكه معيار تعيين بلوغ دختران در همه زمان ها و مكان ها را نه سالگى بدانيم.[۱۴] ولى اين اشكال به نظر مشهور وارد نيست؛ زيرا ممكن است معناى روايت اين باشد كه تعيين سن نه سالگى براى بلوغ دختران به اين دليل است كه نخستين زمان «امكان» قاعدگى در دختر، نه سالگى است، نه اينكه اولين قاعدگى دختر در نه سالگى باشد و با وجود چنين احتمالى در معناى روايت نمى توان از ظهور روايات متعددى كه نه سالگى را سن بلوغ دختر دانسته اند، چشم پوشى كرد.
اشکال در فتوای فقها
با اين همه، اشكالى در فتواى فقها در باب سن بلوغ حقوقى دختر به نظر مى رسد كه اصلاح و تعديل آن را ضرورى مى نمايد. توضيح اشكال آن است كه روايات دال بر بلوغ دختر در نه سالگى با يكديگر متفاوت اند؛ يعنى برخى تنها به معناى خاصى از بلوغ ناظرند كه عبارت از آمادگى دختر براى عمل زناشويى است [۱۵] و بنابراين، ارتباطى به معناى مورد نظر بلوغ ندارند؛ زيرا مفاد اين روايات بيش از اين نيست كه شرط جواز همبسترى شوهر، پايان نه سالگى دختر است، ولى بلوغى كه منشأ احكام حقوقى ديگر باشد، در اين روايات مدّ نظر نيست. اما قسم ديگرى از اين روايات، حدّ بلوغ دختر را نه سالگى دانسته اند و قسم سوم كه شامل دو روايت از مهم ترين روايات اين مسئله است، نه سالگى را به تنهايى كافى ندانسته، ازدواج و همبسترى شوهر را نيز در اجراى احكام بلوغ بر دختر نه ساله شرط قرار داده اند. [پانویس ۲]
با وجود اين، فقها شرط همبسترى شوهر را معتبر ندانسته و ملاك حكم را همان نه سالگى قرار داده اند كه با توجه به ظاهر اين دو روايت نمى توان با اين برداشت موافقت كرد و در ضمن، ساير روايات مطلق با همين دو روايت قابل تقييد خواهند بود. از سوى ديگر، روايت عبدالله بن سنان بدون در نظر گرفتن اجمالى كه در تعليل آن وجود دارد، قاعدگى دختر را ـ بالفعل يا بالامكان ـ معيار بلوغ دانسته است و نيز بر اين مطلب ادعاى اجماع شده است كه قاعدگى از نشانه هاى بلوغ است. [۱۶] پس مى توان به اين نتيجه رسيد كه بلوغ حقوقى دختر، حدّ سنى مشخصى ندارد و نه سالگى دختر فقط براى احكام خاصى مانند جواز همبسترى شوهر [۱۷] و نيز صلاحيت شرعى دختر براى دادن اجازه ازدواج،[۱۸] معيار قرار گرفته است؛ اما ساير احكام و آثار حقوقى بلوغ مانند جواز تصرفات مالى و امكان اجراى حدود فقط به شرط ازدواج و زناشويى بر دختر نه ساله ثابت مى شود و با فقدان اين شرط، اثبات بلوغ دختر منوط به نشانه هاى ديگر بهويژه قاعدگى خواهد بود.
گفتنى است كه بر حسب روايت معتبرى كه مى تواند تأييدى بر اين نتيجه گيرى باشد، امام جعفر صادق(عليه السلام)مى فرمايد: «دخترى را كه هنوز قاعده نشده بود و اقدام به سرقت كرده بود، نزد على(عليه السلام) آوردند؛ پس آن حضرت، حد سرقت يعنى قطع انگشتان دست را بر وى جارى نساخت و فقط ]براى تأديب[ چند تازيانه به او زد».[۱۹] البته اين احتمال كه دختر مزبور كمتر از نه سال داشته، چه بسا موجب ضعف دلالت اين روايت قلمداد شود، ولى همين كه امام صادق(عليه السلام) به جاى اشاره به سن دختر بر موضوع قاعده نشدن او تأكيد نموده، تا حدودى ادعاى بالا را تقويت مى كند؛ حال آنكه بنابر نظر مشهور فقها، حد سرقت بايد بر دختر نه ساله جارى گردد و قاعده شدن يا نشدن او تأثيرى در اين حكم ندارد. [پانویس ۳]
تحلیل تمایز جنسیتی سن بلوغ
اگر به این تمایز از جنبه سود و زیان بنگریم شائبه برخورد تبعیض آمیز اسلام با مساله بلوغ بیش از پیش کمرنگ می شود ؛ زیرا بلوغ حقوقی ، مجموعه ای از مسئولیت ها و حقوق اجتماعی را همزمان برای فرد در پی دارد. بنابراین بلوغ سریع تر دختران ضمن اینکه آنان را زودتر از پسران مشمول قوانین و مقررات کیفری می کند، حقوق و مزایای اجتماعی مانند امکان تصرف در دارایی های شخصی و ورود به معاملات تجاری را قبل از پسران برای آنها به ارمغان می آورد.
پانویس
- ↑ . وسائل الشيعه; ج1، باب 4 از ابواب مقدمة العبادات، ص30، ح2 و ج14، باب 6 از ابواب عقد النكاح، ص209، ح9.
- ↑ . همان جا; همان; ج13، باب 44 و 45 از احكام الوصايا، ص431، ح12 و ص433، ح4 و ج14، باب 45 از ابواب مقدمات النكاح، ص72، ح10 و باب 12 از ابواب المتعه، ص461، ح2 و ج18، باب 28 از ابواب حدّ السرقة، ص526، ح13.
- ↑ . همان; ج1، ص32، ح12 و ج13، ص430ـ431.
- ↑ . همان; ج1، ص30 و ج3، ص12 و ج13، ص321ـ322 و 428ـ430 و ج18، ص525 ـ526 .
- ↑ . همان; ج1، ص32 و ج3، ص294ـ297 و ج7، ص169 و ج8 ، ص30.
- ↑ . از جمله، ر.ك: المقدس الاردبيلى; مجمع الفائدة والبرهان; ج6، ص52 ; النجفى; جواهر الكلام; ج26، ص43ـ44.
- ↑ . همان; ج26، ص41.
- ↑ . الصدوق; من لايحضره الفقيه; ج4، ص221.
- ↑ . عبارت وى چنين است: «وجوب الصوم عليهما بعد الاحتلام والحيض و ما قبل ذلك تأديب» (همان; ج2، ص122).
- ↑ . البحرانى; الحدايق الناضرة; ج13، ص185.
- ↑ . وسائل الشيعه; ج13، ص430ـ431.
- ↑ . همان; ص432، ح3.
- ↑ . متن روايت: «اذا بلغ الغلام ثلاث عشرة سنة كتبت له الحسنة و كتبت عليه السيئة و عوقب و اذا بلغت الجارية تسع سنين فكذلك و ذلك انّها تحيض لتسع سنين» (همان; ص 431).
- ↑ . معرفت; «بلوغ دختران»، كتاب نقد; ش12، ص173.
- ↑ . همان; ج14، ص461، ح2.
- ↑ . الشهيد الثانى; مسالك الافهام; ج4، ص145ـ146.
- ↑ . وسائل الشيعه; ج14، باب 45 از ابواب مقدمات النكاح، ص70ـ71.
- ↑ . همان; ج14، ص209.
- ↑ . متن روايت: «اُتى على(عليه السلام) بجارية لم تحض قد سرقت فضربها اسواطاً و لم يقطعها» (همان; ج18، باب 28 از ابواب حدّ السرقة، ص524).
خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «پانویس» وجود دارد، اما برچسب متناظر با <references group="پانویس"/> یافت نشد.