بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:عفت.jpg|بندانگشتی]]
[[پرونده:عفت.jpg|بندانگشتی]]
'''<big>عفت</big>'''؛ حالت اعتدال در تمایلات و شهوت و پرهیز از تمایلات ناشایست.
'''{{درشت|عفت}}'''؛ حالت اعتدال در تمایلات و شهوت و پرهیز از تمایلات ناشایست.
 
تبعیت قوه شهوت از عقل و گرفتار نشدن آن به افراط و تفریط، موجب تحصیل ملکه عفت برای نفس است که زنان و مردان در این سطح مساوی هستند؛ اما زنان به‌دلیل ساختار جسمانی و یا وضعیت فرهنگی جامعه باید برای کسب آن تلاش بیشتری کنند و یا از آن مراقبت بیشتری داشته باشند، به‌همین دلیل زنان در حوزه پوشاک، نحوه خوراک و استفاده از محصولات فرهنگی باید حساسیت بیشتری داشته باشند.
تبعیت قوه شهوت از عقل و گرفتار نشدن آن به افراط و تفریط، موجب تحصیل ملکه عفت برای نفس است که زنان و مردان در این سطح مساوی هستند؛ اما زنان به‌دلیل ساختار جسمانی یا وضعیت فرهنگی جامعه باید برای کسب آن تلاش بیشتری کنند یا از آن مراقبت بیشتری داشته باشند، به‌همین دلیل زنان در حوزه پوشاک، نحوه خوراک و استفاده از محصولات فرهنگی باید حساسیت بیشتری داشته باشند.
 
== مفهوم‌شناسی ==
عفت به‌معنای مناعت،<ref>خسروی حسینی، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن، ذیل واژه عفت.</ref> اجتناب و دست نگه‌داشتن است که می‌تواند متعلقاتی چون اجتناب از حرام،<ref>جوهری فارابی، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، ذیل واژه عفت.</ref> پرهیز از درخواست از مردم<ref>طریحی، مجمع البحرین، ذیل واژه تعفف.</ref> و همچنین دوری کردن از امور پست داشته باشد.<ref>ابن‌منظور، لسان العرب، ذیل واژه عفت.</ref> عفت در اصطلاح به حالتی از نفس گفته می‌شود که تمایلات و قوه شهویه را در حالت اعتدال و پیروی از قوه عاقله نگه می‌دارد. پرهیز از شهوت جنسی و شهوت خوردن ازجمله مصادیق عفت است که در قرآن و روایات بسیار ذکر شده‌اند، به‌همین دلیل عفت، بیشتر به‌معنای اعتدال در امور جنسی و امر خوردن مورد توجه قرار می‌گیرد.<ref>سبحانی، قرآن کتاب اخلاق، 1393ش، ص143.</ref> البته برخی معتقدند که عفت معنایی گسترده‌تر از امور جنسی و امر خوردن دارد و شامل اجتناب از هر تمایل نفسانی ناشایست هست.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/573654/واکاوی-تفسیر-عفاف-اخلاقی-در-آیه-60-سوره-نور شجریان، «واکاوی تفسیر عفاف اخلاقی در آیه 60 سوره نور»، 1402ش، ص11.]</ref>
 
== خاستگاه عفت ==
نفس انسان دارای قوای متعددی است که حرکت برخی از آنها همانند قوه باصره، غیرارادی و در برخی دیگر همانند قوه شهویه، غضبیه و ناطقه حرکت ارادی است. هر یک از این قوا، می‌تواند سه حالت تفریط، اعتدال و افراط داشته باشد که حالت اعتدال قوه شهویه در اثر تبعیت از عقل را عفت گویند.<ref>طوسی، اخلاق ناصری، 1413ق، ص72.</ref> عفت یک امر درونی و مرتبط با حوزه اخلاق است که از تمایلات ناشایست جلوگیری می‌کند.<ref>[https://ethics.riqh.ac.ir/article_13534.html شجریان، «تبیین و تحلیل مرزهای حجاب و عفاف»، 1401ش، ص7-8.]</ref> عفت حوزه گسترده‌ای از رفتارهای انسان را شامل می‌شود و منحصر در پاک‌دامنی نیست بلکه شامل پاک‌دیدن، پاک‌شنیدن، پاک‌گفتن، پاک لمس‌کردن نیز هست و به‌همین دلیل اختصاص به زنان ندارد و شامل مردان نیز می‌شود؛<ref>مطهری، خانواده و اخلاق جنسی، بی‌تا، ص66.</ref> به‌عنوان نمونه در آیه‌های ۳۰ و ۳۱ سورهٔ نور، زنان و مردان به‌صورت مساوی مخاطب امر به «غَضّ بصر» هستند.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج15، ص111.</ref>‏
 
== عفت در زنان ==
عفت فضیلتی مشترک میان زن و مرد است، اما جنس مرد نسبت به جنس زن قدرت جسمانی بیشتری دارد و همین مسئله زن را در حالت تعرض از جانب مرد قرار می‌دهد از سوی دیگر قانون طبیعت این‌گونه است که زنان معشوق و مطلوب و مردان عاشق و طالب باشند، به‌همین دلیل زنان باید از دسترس مردان دور باشند و خود را به راحتی و رایگان در دسترس مردان قرار ندهند تا آتش عشق آنان برای رسیدن به مطلوب تندتر شود.<ref>مطهری، مسئله حجاب، بی‌تا، ص64-65.</ref> از این منظر، عفت برای زنان امانتی اجتماعی، اخلاقی و انسانی است که به‌دلیل در معرض تعرض بودن و نیز قرارگرفتن در جایگاه معشوق که جایگاه طلب بهاء است، اهمیت بیشتری دارد و در درجه اول این زنان هستند که باید حافظ و نگهبان آن باشند. در احادیث اسلامی صفت ترسیدن از صفات نیکوی زنان شمرده شده است و باید در رفتار زنان و نه در خلق‌وخوی آنان خصوصاً در مسئله عفت مشاهده شود؛ شجاعت در مسئله عفت معنا ندارد و ممکن است در اثر رفتار شجاعانه، عفت زن خدشه‌دار شود.<ref>مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، بی‌تا، ص116-117.</ref> بر اساس رویکردی دیگر، زنان و مردان در شرایط عادی و فارغ از جنسیت‌شان به‌صورت مساوی مخاطب عفت هستند، اما شرایط و اوضاع فرهنگی یک جامعه می‌تواند از زن و مرد یا هر دو انتظار بیشتر یا مساوی نسبت به رعایت عفت داشته باشد.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/5884935/نسبت-میان-عفت-و-مردانگی شجریان، «نسبت میان عفت و مردانگی»، خبرگزاری مهر.]</ref>
 
== مشترکات زنان و مردان در عفت ==
# نگاه: برخلاف تلقی مشهور که صرفاً بدن زنان را دارای جاذبه می‌داند و به‌همین دلیل از مردان انتظار عفت در نگاه دارد، قرآن کریم از [[زنان]] نیز انتظار عفت در نگاه را دارد و [[چشم چرانی|چشم‌چرانی]] را برای زنان و مردان ناپسند می‌داند.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج15، ص111. ‏</ref> در روایات اسلامی عدم آراستگی شوهران برای زنان علت برخی بی‌عفتی‌های زنانه معرفی شده است<ref>طبرسی، مکارم الاخلاق، بی‌تا، ص81.</ref> و به‌همین دلیل نیز زنان را مشمول حرمت چشم‌چرانی می‌داند.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج15، ص111. ‏</ref>
# حفظ فروج: قرآن، همه انسان‌ها را فارغ از جنسیت مردانه و زنانه، به حفظ فروج و اجتناب از زنا، سفارش کرده است.
# عفت در کلام: پرهیز از به‌کار بردن کلمات نادرست، دستوری است که زنان و مردان باید رعایت کنند. عفت در کلام برای زنان این است که صدای‌شان را نازک و آهنگین نکنند که موجب فریب دل و برانگیخته شدن شهوت مردان شود.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن،1390ق، ج‏16، ص309.</ref> عفت در کلام برای مردان، پرهیز از داد و فریاد و بلندی سخن است که نشانه‌ای از غرور و تکبر است.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج17، ص54.</ref>
# عفت در راه رفتن: جلوه و بروز عفت در راه رفتن، پرهیز از تکبر و غررو در راه‌رفتن است که بر اساس روایات، تکان دادن شانه‌ها هنگام راه‌رفتن یکی از نشانه‌های آن است.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج17، ص58.</ref> معنای عفت در راه رفتن زنان این است که آنها به‌گونه‌ای راه بروند که موجب تحریک و جلب‌توجه مردان نشوند.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن،1390ق، ج15، ص157/ محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات‏، 1361ش، ص568.</ref>
# عفت در پوشش: قرآن کریم در آیه ۳۰ سوره نور با عبارت «یحفظوا فروجهم» به این معنا اشاره کرده است.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج15، ص111.</ref>‏ رعایت پوشش عفیفانه برای زنان و مردان دارای دو اصل مشترک با محدوده و مصادیق متفاوت است. پرهیز از لباس شهرت که موجب جلب‌توجه دیگران می‌شود و تنگ و چسبان‌نبودن لباس، اصول مشترکی است که مردان و زنان در پوشیدن لباس باید رعایت کنند.<ref>[https://www.islamquest.net/fa/archive/fa9335 «پوشیدن لباس تنگ و چسبان، برای زن و مرد چه حکمی دارد؟»، وب‌سایت اسلام کوئست.]</ref> تفاوت زنان و مردان در پوشش عفیفانه این است که تنها محدوده‌ای که زنان مجاز به نپوشاندن آن در صورت نداشتن [[آرایش زن در اسلام|آرایش]] و زینت هستند؛ گردی صورت و از مچ دست تا سر انگشتان است، اما مردان در صورت نداشتن مفسده چنین محدودیتی ندارند؛ بنابراین پوشاندن مقداری از بدن که عرفاً پوشانده نمی‌شود، جایز است<ref>[https://khl.ink/f/27847 خامنه‌ای، «پوشش و نگاه کردن»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای.]</ref> که علت آن در جاذبه داشتن حداکثری جنس زن برای مرد است که او را در نقش شکار و مرد را در نقش شکارچی قرار می‌دهد.<ref>مطهری، مسئله حجاب، بی‌تا، ص80.</ref>


==مفهوم‌شناسی==
== پانویس ==
[[عفت]] به‌معنای مناعت،<ref>خسروی حسینی، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن، ذیل واژه عفت.</ref> اجتناب و دست نگه‌داشتن است که می‌تواند  متعلقاتی چون اجتناب از حرام<ref>جوهری فارابی، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، ذیل واژه عفت.</ref>، پرهیز از درخواست از مردم<ref>طریحی، مجمع البحرين، ذیل واژه تعفف.</ref> و همچنین دوری کردن از امور پست داشته باشد.<ref>ابن‌منظور، لسان العرب، ذیل واژه عفت.</ref>  عفت در اصطلاح به حالتی از نفس گفته می‌شود که تمایلات و قوه شهویه را در حالت اعتدال و پیروی از قوه عاقله نگه می‌دارد. پرهیز از شهوت جنسی و شهوت خوردن ازجمله مصادیق عفت است که در قرآن و روایات بسیار ذکر شده‌اند، به‌همین دلیل عفت، بیشتر به‌معنای اعتدال در امور جنسی و امر خوردن مورد توجه قرار می‌گیرد.<ref>سبحانی، قرآن کتاب اخلاق، 1393ش، ص143.</ref> البته برخی معتقدند که عفت معنایی گسترده‌تر از امور جنسی و امر خوردن دارد و شامل اجتناب از هر تمایل نفسانی ناشایست هست.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/573654/%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D9%87-60-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B1 شجریان، «واکاوی تفسیر عفاف اخلاقی در آیه 60 سوره نور»، 1402ش، ص11.]</ref>
==خاستگاه عفت==
نفس انسان دارای قوای متعددی است که حرکت برخی از آنها همانند قوه باصره، غیرارادی و در برخی دیگر همانند قوه شهویه، غضبیه و ناطقه حرکت ارادی است. هر یک از این قوا، می‌تواند سه حالت تفریط، اعتدال و افراط داشته باشد که حالت اعتدال قوه شهویه در اثر تبعیت از عقل را عفت گویند.<ref>طوسی، اخلاق ناصری، 1413ق، ص72.</ref> عفت یک امر درونی و مرتبط با حوزه اخلاق است که از تمایلات ناشایست جلوگیری می‌کند.<ref>[https://ethics.riqh.ac.ir/article_13534.html شجریان، «تبیین و تحلیل مرزهای حجاب و عفاف»، 1401ش، ص7-8.]</ref> عفت حوزه گسترده‌ای  از رفتارهای انسان را شامل می‌شود و منحصر در پاک‌دامنی نیست بلکه شامل پاک‌دیدن، پاک‌شنیدن، پاک‌گفتن، پاک لمس‌کردن نیز هست و به‌همین دلیل اختصاص به زنان ندارد و شامل مردان نیز می‌شود؛<ref>مطهری، خانواده و اخلاق جنسی، بی‌تا، ص66.</ref> به‌عنوان نمونه در آیه‌های 30 و 31 سورۀ نور، زنان و مردان به‌صورت مساوی مخاطب امر به «غَضّ بصر» هستند.<ref>طباطبایی، الميزان في تفسير القرآن، 1390ق، ج15، ص111.</ref>‏
==عفت در زنان==
عفت فضیلتی مشترک میان زن و مرد است، اما جنس مرد نسبت به جنس زن قدرت جسمانی بیشتری دارد و همین مسئله زن را در حالت تعرض از جانب مرد قرار می‌دهد از سوی دیگر قانون طبیعت این‌گونه است که زنان معشوق و مطلوب و مردان عاشق و طالب باشند، به‌همین دلیل زنان باید از دسترس مردان دور باشند و خود را به راحتی و رایگان در دسترس مردان قرار ندهند تا آتش عشق آنان برای رسیدن به مطلوب تندتر شود.<ref>مطهری، مسئله حجاب، بی‌تا، ص64-65.</ref> از این منظر، عفت برای زنان امانتی اجتماعی، اخلاقی و انسانی است که به‌دلیل در معرض تعرض بودن و نیز قرارگرفتن در جایگاه معشوق که جایگاه طلب بهاء است، اهمیت بیشتری دارد و در درجه اول این زنان هستند که باید حافظ و نگهبان آن باشند. در احادیث اسلامی صفت ترسیدن از صفات نیکوی زنان شمرده شده است و باید در رفتار زنان و نه در خلق‌وخوی آنان خصوصاً در مسئله عفت مشاهده شود؛ شجاعت در مسئله عفت معنا ندارد و ممکن است در اثر رفتار شجاعانه، عفت زن خدشه‌دار شود.<ref>مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، بی‌تا، ص116-117.</ref>  بر اساس رویکردی دیگر، زنان و مردان در شرایط عادی و فارغ از جنسیت‌شان به‌صورت مساوی مخاطب عفت هستند، اما شرایط و اوضاع فرهنگی یک جامعه می‌تواند از زن و مرد یا هر دو انتظار بیشتر و یا مساوی نسبت به رعایت عفت داشته باشد.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/5884935/%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%81%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C شجریان، «نسبت میان عفت و مردانگی»، خبرگزاری مهر.]</ref> 
==مشترکات زنان و مردان در عفت==
#نگاه: برخلاف تلقی مشهور که صرفاً بدن زنان را دارای جاذبه می‌داند و به‌همین دلیل از مردان انتظار عفت در نگاه دارد، قرآن کریم از [[زنان]] نیز انتظار عفت در نگاه را دارد و [[چشم چرانی|چشم‌چرانی]] را برای زنان و مردان ناپسند می‌داند.<ref>طباطبایی، الميزان في تفسير القرآن، 1390ق، ج15، ص111.‏</ref>  در روایات اسلامی عدم آراستگی شوهران برای زنان علت برخی بی‌عفتی‌های زنانه معرفی‌ شده است<ref>طبرسی، مکارم الاخلاق، بی‌تا، ص81.</ref>  و به‌همین دلیل نیز زنان را مشمول حرمت چشم‌چرانی می‌داند.<ref>طباطبایی، الميزان في تفسير القرآن، 1390ق، ج15، ص111.‏</ref>
#حفظ فروج: قرآن، همه انسان‌ها را فارغ از جنسیت مردانه و زنانه، به حفظ فروج و اجتناب از زنا، سفارش کرده است.
#عفت در کلام: پرهیز از به‌کار بردن کلمات نادرست، دستوری است که زنان و مردان باید رعایت کنند. عفت در کلام برای زنان این است که  صدای‌شان را نازک و آهنگین نکنند که موجب فریب دل و برانگیخته شدن شهوت مردان شود.<ref>طباطبایی، الميزان في تفسير القرآن،1390ق، ج‏16، ص309.</ref> عفت در کلام برای مردان، پرهیز از داد و فریاد و بلندی سخن است که نشانه‌ای از غرور و تکبر است.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج17، ص54.</ref>
#عفت در راه رفتن: جلوه و بروز عفت در راه رفتن، پرهیز از تکبر و غررو در راه‌رفتن است که بر اساس روایات، تکان دادن شانه‌ها هنگام راه‌رفتن یکی از نشانه‌های آن است.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج17، ص58.</ref> معنای عفت در راه رفتن زنان این است که آنها به‌گونه‌ای راه بروند که موجب تحریک و جلب‌توجه مردان نشوند.<ref>طباطبایی، الميزان في تفسير القرآن،1390ق، ج15، ص157/ محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات‏، 1361ش، ص568.</ref>
#عفت در پوشش: قرآن کریم در آیه 30 سوره نور با عبارت «یحفظوا فروجهم» به این معنا اشاره کرده است.<ref>طباطبایی، الميزان في تفسير القرآن، 1390ق، ج15، ص111.</ref>‏ رعایت پوشش عفیفانه برای زنان و مردان دارای دو اصل مشترک با محدوده و مصادیق متفاوت است. پرهیز از لباس شهرت که موجب جلب‌توجه دیگران می‌شود و تنگ و چسبان‌نبودن لباس، اصول مشترکی است که مردان و زنان در پوشیدن لباس باید رعایت کنند.<ref>[https://www.islamquest.net/fa/archive/fa9335 «پوشیدن لباس تنگ و چسبان، برای زن و مرد چه حکمی دارد؟»، وب‌سایت اسلام کوئست.]</ref> تفاوت زنان و مردان در پوشش عفیفانه این است که تنها محدوده‌ای که زنان مجاز به نپوشاندن آن در صورت نداشتن [[آرایش زن در اسلام|آرایش]] و زینت هستند؛ گردی صورت و از مچ دست تا سر انگشتان است، اما مردان در صورت نداشتن مفسده چنین محدودیتی ندارند؛ بنابراین پوشاندن مقداری از بدن که عرفاً پوشانده نمی‌شود، جایز است<ref>[https://khl.ink/f/27847 خامنه‌ای، «پوشش و نگاه کردن»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای.]</ref> که علت آن در جاذبه داشتن حداکثری جنس زن برای مرد است که او را در نقش شکار و مرد را در نقش شکارچی قرار می‌دهد.<ref>مطهری، مسئله حجاب، بی‌تا، ص80.</ref>
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
==منابع==
 
*قرآن کریم.
== منابع ==
*ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، مصر، المطبعة المیریة، بی‌تا.
* قرآن کریم.
*«پوشیدن لباس تنگ و چسبان، برای زن و مرد چه حکمی دارد؟»، وب‌سایت اسلام کوئست، تاریخ درج مطلب: 2 اسفند 1400ش.
* ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، مصر، المطبعة المیریة، بی‌تا.
*جوهری فارابی، اسماعیل بن حماد، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، بیروت، دار العلم للملايين، بی‌تا.
* «پوشیدن لباس تنگ و چسبان، برای زن و مرد چه حکمی دارد؟»، وب‌سایت اسلام کوئست، تاریخ درج مطلب: ۲ اسفند ۱۴۰۰ش.
*خامنه‌ای، سیدعلی، «پوشش و نگاه کردن»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ سخنرانی: 14 مهر 1393ش.
* جوهری فارابی، اسماعیل بن حماد، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، بیروت، دار العلم للملایین، بی‌تا.
*خسروی حسینی، غلامرضا، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن، تهران، مرتضوی، 1374ش.
* خامنه‌ای، سیدعلی، «پوشش و نگاه کردن»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ سخنرانی: ۱۴ مهر ۱۳۹۳ش.
*سبحانی، محمدتقی، قرآن کتاب اخلاق، قم، دارالحدیث، 1393ش.
* خسروی حسینی، غلامرضا، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن، تهران، مرتضوی، ۱۳۷۴ش.
*شجریان، مهدی، «نسبت میان عفت و مردانگی»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: 22شهریور 1402ش.
* سبحانی، محمدتقی، قرآن کتاب اخلاق، قم، دارالحدیث، ۱۳۹۳ش.
*شجریان، مهدی، «تبیین و تحلیل مرزهای حجاب و عفاف»، فصلنامه علمی پژوهشی اخلاق پژوهی، دوره شماره سوم، 1401ش.
* شجریان، مهدی، «نسبت میان عفت و مردانگی»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۲۲ شهریور ۱۴۰۲ش.
*شجریان، مهدی، «واکاوی تفسیر عفاف اخلاقی در آیه 60 سوره نور»، پژوهش‌نامه اخلاق، شماره 59، 1402ش.
* شجریان، مهدی، «تبیین و تحلیل مرزهای حجاب و عفاف»، فصلنامه علمی پژوهشی اخلاق پژوهی، دوره ۵، شماره سوم، ۱۴۰۱ش.
*طباطبایی، محمدحسین، الميزان في تفسير القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمي للمطبوعات‏، چاپ دوم، 1390ق.
* شجریان، مهدی، «واکاوی تفسیر عفاف اخلاقی در آیه ۶۰ سوره نور»، پژوهش‌نامه اخلاق، شماره ۵۹، ۱۴۰۲ش.
*طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، قم، الشريف الرضي، بی‌تا.
* طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
*طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرين، تهران، مکتبة المرتضوية، بی‌تا.
* طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، قم، الشریف الرضی، بی‌تا.
*طوسی، نصیرالدین، اخلاق ناصری، تهران، علمیه اسلامیه، 1413ق.
* طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، تهران، مکتبة المرتضویة، بی‌تا.
*قرشی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1371ش.
* طوسی، نصیرالدین، اخلاق ناصری، تهران، علمیه اسلامیه، ۱۴۱۳ق.
*محقق، محمدباقر، نمونه بينات در شأن نزول آيات‏، تهران، اسلامی، چاپ چهارم، 1361ش.
* قرشی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش.
*مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، قم، صدرا، بی‌تا.
* محقق، محمدباقر، نمونه بینات در شأن نزول آیات‏، تهران، اسلامی، چاپ چهارم، ۱۳۶۱ش.
*مطهری، مرتضی، خانواده و اخلاق جنسی، قم، صدرا، بی‌تا.
* مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، قم، صدرا، بی‌تا.
*مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، قم، صدرا، بی‌تا.
* مطهری، مرتضی، خانواده و اخلاق جنسی، قم، صدرا، بی‌تا.
*مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ دهم، 1371ش.
* مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، قم، صدرا، بی‌تا.
ویکی جنسیت
* مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.
ویکی ج


'''{{درشت|عفت؛}}''' از سجایای اخلاقی و عامل پارسایی و پاکدامنی در سبک زندگی.
'''{{درشت|عفت؛}}''' از سجایای اخلاقی و عامل پارسایی و پاکدامنی در سبک زندگی.
خط ۴۵: خط ۵۰:
عِفَّت، حالتی در وجود انسان است که او را از انجام محرمات بازمی‌دارد. [[عفت جنسی]]، عفت در گفتار، عفت مالی و عفت شکم از اقسام عفت است که آثاری مانند [[تحکیم خانواده|استحکام خانواده]]، آرامش روانی جامعه و آمرزش گناهان را در پی دارد.
عِفَّت، حالتی در وجود انسان است که او را از انجام محرمات بازمی‌دارد. [[عفت جنسی]]، عفت در گفتار، عفت مالی و عفت شکم از اقسام عفت است که آثاری مانند [[تحکیم خانواده|استحکام خانواده]]، آرامش روانی جامعه و آمرزش گناهان را در پی دارد.


==مفهوم‌شناسی عفت==
== مفهوم‌شناسی عفت ==
«عفت» در [[زبان فارسی]] به‌معنای پارسایی، پرهیزگاری و پاکدامنی است<ref>عمید، فرهنگ فارسی عمید، 1360ش، ذیل واژهٔ عفت.</ref> و به حالتی در انسان اشاره دارد که به‌وسیله آن تن به‌خواسته‌های شهوانی نداده<ref>راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن‏، 1412ق، ذیل واژهٔ عف. ‏</ref> و از انجام محرمات دوری می‌کند.<ref>ابن‌منظور، لسان العرب‏، 1414ق، ذیل واژهٔ عف. ‏</ref> عفت، در معنای خاص به پرهیز از تمایلات افراطی جنسی معطوف است.<ref>راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن‏، 1412ق، ذیل واژهٔ عف.</ref> عفت نزد علمای [[اخلاق]]، از ارکان سجایای اخلاقی به‌شمار می‌رود<ref>شبر، اخلاق، 1378ش، ص33-34؛ امام خمینی، شرح حدیث «جنود عقل و جهل»، 1382ش، ص510-511.</ref> که تهذیب<ref>نراقی، معراج السعادة، 1378ش، ص49.</ref> و اعتدال نیروی شهوت<ref>شبر، اخلاق، 1378ش، ص33.</ref> و کنترل نفس را به‌دنبال دارد.<ref>خواجه نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، 1413ق، ص74.</ref>
«عفت» در [[زبان فارسی]] به‌معنای پارسایی، پرهیزگاری و پاکدامنی است<ref>عمید، فرهنگ فارسی عمید، 1360ش، ذیل واژهٔ عفت.</ref> و به حالتی در انسان اشاره دارد که به‌وسیله آن تن به‌خواسته‌های شهوانی نداده<ref>راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن‏، 1412ق، ذیل واژهٔ عف. ‏</ref> و از انجام محرمات دوری می‌کند.<ref>ابن‌منظور، لسان العرب‏، 1414ق، ذیل واژهٔ عف. ‏</ref> عفت، در معنای خاص به پرهیز از تمایلات افراطی جنسی معطوف است.<ref>راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن‏، 1412ق، ذیل واژهٔ عف.</ref> عفت نزد علمای [[اخلاق]]، از ارکان سجایای اخلاقی به‌شمار می‌رود<ref>شبر، اخلاق، 1378ش، ص33-34؛ امام خمینی، شرح حدیث «جنود عقل و جهل»، 1382ش، ص510-511.</ref> که تهذیب<ref>نراقی، معراج السعادة، 1378ش، ص49.</ref> و اعتدال نیروی شهوت<ref>شبر، اخلاق، 1378ش، ص33.</ref> و کنترل نفس را به‌دنبال دارد.<ref>خواجه نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، 1413ق، ص74.</ref>


==اهمیت و جایگاه عفت==
== اهمیت و جایگاه عفت ==
[[عفت]] را به‌صورت [[فطرت|فطری]]، همهٔ انسان‌ها<ref>امام خمینی، شرح حدیث «جنود عقل و جهل»، 1382ش، ص510-511.</ref> نیک می‌دانند<ref>مطهری، مجموعه آثار استاد شهید مطهری‏، 1384ش، ج3، ص74.</ref> و حتی انسان‌های آلوده تلاش می‌کنند که خود را عفیف و پاک قلمداد کنند.<ref>سبحانی تبریزی، نظام اخلاقی اسلام: تفسیر سوره مبارکه حجرات، 1377ش، ص74.</ref> دانش‌مندان علم اخلاق، عفت را از امور زیربنایی اخلاق شمرده‌اند<ref>شبر، اخلاق، 1378ش، ص33-34؛ امام خمینی، شرح حدیث «جنود عقل و جهل»، 1382ش، ص279.</ref> که زمینه‌ساز تحقق برخی صفات اخلاقی دیگر می‌شود و در سعادت و شقاوت انسان نقش مهمی ایفا می‌کند.<ref>سبحانی‌نیا، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/95845/عفّت-مالی-و-اقتصادی-و-درآمد-نامشروع]</ref> از نظر [[قرآن]]، نفس در حالت اعتدال ذاتی و ساختار الهی خویش<ref>سورهٔ شمس، آیهٔ 7؛ سورهٔ انفطار، آیهٔ 7</ref> از فجور اجتناب دارد.<ref>سورهٔ طه، آیهٔ 50.</ref> در روایات از عفت به برترین عبادت،<ref>کلینی، اصول کافی، 1375ش، ج4، ص241. ‏</ref> جمال مؤمن<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل‌الرسول، 1404ق، ص263. ‏</ref> و لباس تقوی یاد شده<ref>قمی، تفسیر القمی، 1404ق، ج1، ص226. ‏</ref> و امام علی، شخص عفیف را حبیب خدا نامیده است.<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل‌الرسول، 1404ق، ص300. ‏</ref>
عفت را به‌صورت [[فطرت|فطری]]، همهٔ انسان‌ها<ref>امام خمینی، شرح حدیث «جنود عقل و جهل»، 1382ش، ص510-511.</ref> نیک می‌دانند<ref>مطهری، مجموعه آثار استاد شهید مطهری‏، 1384ش، ج3، ص74.</ref> و حتی انسان‌های آلوده تلاش می‌کنند که خود را عفیف و پاک قلمداد کنند.<ref>سبحانی تبریزی، نظام اخلاقی اسلام: تفسیر سوره مبارکه حجرات، 1377ش، ص74.</ref> دانش‌مندان علم اخلاق، عفت را از امور زیربنایی اخلاق شمرده‌اند<ref>شبر، اخلاق، 1378ش، ص33-34؛ امام خمینی، شرح حدیث «جنود عقل و جهل»، 1382ش، ص279.</ref> که زمینه‌ساز تحقق برخی صفات اخلاقی دیگر می‌شود و در سعادت و شقاوت انسان نقش مهمی ایفا می‌کند.<ref>سبحانی‌نیا، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/95845/عفّت-مالی-و-اقتصادی-و-درآمد-نامشروع]</ref> از نظر [[قرآن]]، نفس در حالت اعتدال ذاتی و ساختار الهی خویش<ref>سورهٔ شمس، آیهٔ 7؛ سورهٔ انفطار، آیهٔ 7</ref> از فجور اجتناب دارد.<ref>سورهٔ طه، آیهٔ 50.</ref> در روایات از عفت به برترین عبادت،<ref>کلینی، اصول کافی، 1375ش، ج4، ص241. ‏</ref> جمال مؤمن<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل‌الرسول، 1404ق، ص263. ‏</ref> و لباس تقوی یاد شده<ref>قمی، تفسیر القمی، 1404ق، ج1، ص226. ‏</ref> و امام علی، شخص عفیف را حبیب خدا نامیده است.<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل‌الرسول، 1404ق، ص300. ‏</ref>


==انواع عفت==
== انواع عفت ==
===عفت در غریزهٔ جنسی===
=== عفت در غریزهٔ جنسی ===
اندیشمندان [[مسلمان]] با تکیه بر آموزه‌های [[اسلام]]، عفت را به انواع زیر تفکیک کرده‌اند:
اندیشمندان [[مسلمان]] با تکیه بر آموزه‌های [[اسلام]]، عفت را به انواع زیر تفکیک کرده‌اند:


==='''عفت در غریزهٔ جنسی'''===
=== عفت در غریزهٔ جنسی ===
از نظر [[روانشناسی|روان‌شناسی]] یکی از علت‌های اصلی پریشانی، عقده‌های روانی و اخلاقی، ضعف‌های عصبی، فشارها و [[انحراف جنسی|انحرافات جنسی]] است و از راه‌های درمان این بیماری‌ها، [[ازدواج]] است.<ref>خیراندیش، «تأمین نیازهای جنسی»، وب‌سایت شورزندگی.[https://shoorezendegi-1.hozeh.org/niazhaye-jensi/]</ref> در فرهنگ غربی برخی به‌سبب مشترک بودن این نیاز بین انسان و حیوان، به آن نگرش منفی و تحقیرآمیز دارند و رهبانیت را تنها راه دینداری و کسب [[معنویت]] قلمداد می‌کنند. برخی دیگر، همهٔ تحولات شخصیت را به این [[غریزه]] مرتبط می‌کنند؛ این دیدگاه به‌زیاده‌روی و بی‌بندوباری در رفتار جنسی می‌انجامد.<ref>«تأمین نیازهای جنسی همسران»، وب‌سایت راسخون.[https://rasekhoon.net/lifestyle/show/1397118/تامین-نیازهای-جنسی-همسران]</ref>  
از نظر [[روان‌شناسی]] یکی از علت‌های اصلی پریشانی، عقده‌های روانی و اخلاقی، ضعف‌های عصبی، فشارها و [[انحراف جنسی|انحرافات جنسی]] است و از راه‌های درمان این بیماری‌ها، [[ازدواج]] است.<ref>خیراندیش، «تأمین نیازهای جنسی»، وب‌سایت شورزندگی.[https://shoorezendegi-1.hozeh.org/niazhaye-jensi/]</ref> در فرهنگ غربی برخی به‌سبب مشترک بودن این نیاز بین انسان و حیوان، به آن نگرش منفی و تحقیرآمیز دارند و رهبانیت را تنها راه دینداری و کسب [[معنویت]] قلمداد می‌کنند. برخی دیگر، همهٔ تحولات شخصیت را به این [[غریزه]] مرتبط می‌کنند؛ این دیدگاه به‌زیاده‌روی و بی‌بندوباری در رفتار جنسی می‌انجامد.<ref>«تأمین نیازهای جنسی همسران»، وب‌سایت راسخون.[https://rasekhoon.net/lifestyle/show/1397118/تامین-نیازهای-جنسی-همسران]</ref>


در فرهنگ اسلامی برخلاف این دو نگاه، غریزهٔ جنسی اگر تحت فرمان عقل باشد<ref>خواجه نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، 1413ق، ص74.</ref> یکی از لذت‌های بی‌بدیل،<ref>کلینی، کافی، 1407ق، ج5، ص321.</ref> سودمند<ref>رفیعی محمدی، «تأمین نیازهای جنسی در زندگی زناشویی»، وب‌سایت شورزندگی.[https://shoorezendegi-1.hozeh.org/niazhaye-jensi/]</ref> و موجب دلگرمی در [[زندگی]] است.<ref>امینی، اسلام و تعلیم و تربیت، ج2، ص61.</ref> یگانه راهی که [[اسلام]] برای ارضای این غریزه تعیین کرده ازدواج است.<ref>«تأمین نیاز جنسی به سبک غرب یا اسلام»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/116866/تامین-نیاز-جنسی-به-سبک-غرب-یا-اسلام]</ref> در نگاه قرآن مردان و زنان عفیف کسانی هستند که به همسران خویش بسنده می‌کنند.<ref>سورهٔ مؤمنون، آیهٔ 6؛ سورهٔ معارج، آیهٔ 30.</ref> [[قرآن]] اجتناب از گناهان مربوط به این غریزه را از نشانه‌های [[ایمان]] دانسته<ref>سورهٔ مؤمنون، آیهٔ 5</ref> و به‌کسانی که به‌دلیل فقر امکان ازدواج ندارند توصیه به‌عفت‌ورزی کرده تا زمانی که به فضل و رحمت خداوند امکان ازدواج پیدا کنند.<ref>سورهٔ نور، آیهٔ 33.</ref>
در فرهنگ اسلامی برخلاف این دو نگاه، غریزهٔ جنسی اگر تحت فرمان عقل باشد<ref>خواجه نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، 1413ق، ص74.</ref> یکی از لذت‌های بی‌بدیل،<ref>کلینی، کافی، 1407ق، ج5، ص321.</ref> سودمند<ref>رفیعی محمدی، «تأمین نیازهای جنسی در زندگی زناشویی»، وب‌سایت شورزندگی.[https://shoorezendegi-1.hozeh.org/niazhaye-jensi/]</ref> و موجب دلگرمی در [[زندگی]] است.<ref>امینی، اسلام و تعلیم و تربیت، ج2، ص61.</ref> یگانه راهی که [[اسلام]] برای ارضای این غریزه تعیین کرده ازدواج است.<ref>«تأمین نیاز جنسی به سبک غرب یا اسلام»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/116866/تامین-نیاز-جنسی-به-سبک-غرب-یا-اسلام]</ref> در نگاه قرآن مردان و زنان عفیف کسانی هستند که به همسران خویش بسنده می‌کنند.<ref>سورهٔ مؤمنون، آیهٔ 6؛ سورهٔ معارج، آیهٔ 30.</ref> [[قرآن]] اجتناب از گناهان مربوط به این غریزه را از نشانه‌های [[ایمان]] دانسته<ref>سورهٔ مؤمنون، آیهٔ 5</ref> و به‌کسانی که به‌دلیل فقر امکان ازدواج ندارند توصیه به‌عفت‌ورزی کرده تا زمانی که به فضل و رحمت خداوند امکان ازدواج پیدا کنند.<ref>سورهٔ نور، آیهٔ 33.</ref>


===عفت در نگاه===
=== عفت در نگاه ===
نگاه آلوده، غریزهٔ جنسی انسان را تحریک و او را دچار آشفتگی روحی می‌کند.<ref>[https://farsnews.ir/news/13900724000152/آثار-و-پیامدهای-عفّت-از-دیدگاه-اسلام عارفی]، «آثار و پیامدهای عفّت از دیدگاه اسلام»، خبرگزاری فارس.</ref> در [[سبک زندگی]] مؤمنانه، مردان و زنان مؤمن مکلف هستند که شرمگاه خود را بپوشانند و چشمان خویش را بر نامحرمان بپوشانند.<ref>سورهٔ نور، آیهٔ 30-31.</ref> در نگاه [[امام علی]] بهترین روش مدیریت شهوت کنترل نگاه است و هیچ ورع و مروتی، بالاتر از عفت نگاه نیست.<ref>آقا جمال خوانساری، شرح آقا جمال‌الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم، 1366ش، ج7، ص385.</ref>
نگاه آلوده، غریزهٔ جنسی انسان را تحریک و او را دچار آشفتگی روحی می‌کند.<ref>[https://farsnews.ir/news/13900724000152/آثار-و-پیامدهای-عفّت-از-دیدگاه-اسلام عارفی]، «آثار و پیامدهای عفّت از دیدگاه اسلام»، خبرگزاری فارس.</ref> در [[سبک زندگی]] مؤمنانه، مردان و زنان مؤمن مکلف هستند که شرمگاه خود را بپوشانند و چشمان خویش را بر نامحرمان بپوشانند.<ref>سورهٔ نور، آیهٔ 30-31.</ref> در نگاه [[امام علی]] بهترین روش مدیریت شهوت کنترل نگاه است و هیچ ورع و مروتی، بالاتر از عفت نگاه نیست.<ref>آقا جمال خوانساری، شرح آقا جمال‌الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم، 1366ش، ج7، ص385.</ref>


===عفت در پوشش===
=== عفت در پوشش ===
در سبک زندگی اسلامی، زنان مؤمن پوشش ویژه‌ای دارند که اصطلاحاً به آن [[حجاب]] می‌گویند. در اصطلاح قرآن، حجاب عبارت است از پوششی که زن در برابر نامحرمان باید استفاده کند و از عشوه‌گری و خودنمایی بپرهیزد.<ref>سورهٔ نور، آیهٔ 31.</ref> حجاب، یکی از احکام مشترک ادیان ابراهیمی و بنا به گواهی متون تاریخی، در بیشتر قریب به اتفاق ملت‌ها و آیین‌های جهان، مرسوم بوده است.<ref>علی‌مردی و علی‌مردی، «حجاب و پوشش در ادیان زرتشت، یهود و مسیحیت». معرفت ادیان، 1389ش، ص118.[http://ensani.ir/fa/article/306138/حجاب-و-پوشش-در-ادیان-زرتشت-یهود-و-مسیحیت]</ref> در اسلام، پوشش زن و مرد و مسئله محرم و [[نامحرم]] از ضروریات [[دین]] قلمداد شده است.<ref>انصاریان، عرفان اسلامی، 1386ش، ج4، ص57.</ref>
در سبک زندگی اسلامی، زنان مؤمن پوشش ویژه‌ای دارند که اصطلاحاً به آن [[حجاب]] می‌گویند. در اصطلاح قرآن، حجاب عبارت است از پوششی که زن در برابر نامحرمان باید استفاده کند و از عشوه‌گری و خودنمایی بپرهیزد.<ref>سورهٔ نور، آیهٔ 31.</ref> حجاب، یکی از احکام مشترک ادیان ابراهیمی و بنا به گواهی متون تاریخی، در بیشتر قریب به اتفاق ملت‌ها و آیین‌های جهان، مرسوم بوده است.<ref>علی‌مردی و علی‌مردی، «حجاب و پوشش در ادیان زرتشت، یهود و مسیحیت». معرفت ادیان، 1389ش، ص118.[http://ensani.ir/fa/article/306138/حجاب-و-پوشش-در-ادیان-زرتشت-یهود-و-مسیحیت]</ref> در اسلام، پوشش زن و مرد و مسئله محرم و [[نامحرم]] از ضروریات [[دین]] قلمداد شده است.<ref>انصاریان، عرفان اسلامی، 1386ش، ج4، ص57.</ref>


===عفت در گفتار===
=== عفت در گفتار ===
این گونه از عفت به‌معنای زیبا سخن گفتن با دیگران،<ref>سورهٔ بقره، آیهٔ 83.</ref> محکم و مطابق با واقع سخن گفتن<ref>سورهٔ احزاب، آیهٔ 70، سورهٔ نساء، آیهٔ 9.</ref> و پرهیز از توهین و ناسزا است.<ref>سورهٔ انعام، آیهٔ 108.</ref> استفاده از کنایه‌ها در فرهنگ مسلمانان، برای پاسداری از عفت در گفتار بوده و علاوه بر آن به آهنگ صدا، کیفیت القاء و درون‌مایه سخن نیز توجه می‌کنند.<ref>کانون نشر و ترویج فرهنگ اسلامی حسنات اصفهان، سیری در سپهر اخلاق، 1389ش، ج2، ص521.</ref> از این منظر، آهنگ بلند صدا شیوهٔ درازگوشان است و انسان عفیف مخاطبان خود را با آهنگ بلند مورد خطاب قرار نمی‌دهد.<ref>سورهٔ لقمان، آیهٔ 19.</ref> در این چارچوب به مسلمانان سفارش شده بود که آهنگ صدای‌شان بلندتر از آهنگ صدای [[حضرت محمد|پیامبر]]، نباشد<ref>سورهٔ حجرات، آیهٔ 10.</ref> و آهنگ صدای فرزندان نیز فروتر از صدای [[پدر]] و مادر باشد.<ref>مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج71، ص40.</ref> در فرهنگ اسلامی از زنان انتظار می‌رود که با نامحرمان به ناز و عشوه‌گری سخن نگویند؛<ref>سورهٔ احزاب، آیهٔ 32.</ref> مردان نیز از شوخی با زنان نامحرم<ref>ابن‌بابویه، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، 1406ق، ص283.</ref> و توصیف زیبایی‌های زنی برای مردان نامحرم<ref>دیلمی، أعلام الدین فی صفات المؤمنین، 1408ق، ص417.</ref> بپرهیزند.<ref>کانون نشر و ترویج فرهنگ اسلامی حسنات اصفهان، سیری در سپهر اخلاق، 1389ش، ج2، ص521.</ref>
این گونه از عفت به‌معنای زیبا سخن گفتن با دیگران،<ref>سورهٔ بقره، آیهٔ 83.</ref> محکم و مطابق با واقع سخن گفتن<ref>سورهٔ احزاب، آیهٔ 70، سورهٔ نساء، آیهٔ 9.</ref> و پرهیز از توهین و ناسزا است.<ref>سورهٔ انعام، آیهٔ 108.</ref> استفاده از کنایه‌ها در فرهنگ مسلمانان، برای پاسداری از عفت در گفتار بوده و علاوه بر آن به آهنگ صدا، کیفیت القاء و درون‌مایه سخن نیز توجه می‌کنند.<ref>کانون نشر و ترویج فرهنگ اسلامی حسنات اصفهان، سیری در سپهر اخلاق، 1389ش، ج2، ص521.</ref> از این منظر، آهنگ بلند صدا شیوهٔ درازگوشان است و انسان عفیف مخاطبان خود را با آهنگ بلند مورد خطاب قرار نمی‌دهد.<ref>سورهٔ لقمان، آیهٔ 19.</ref> در این چارچوب به مسلمانان سفارش شده بود که آهنگ صدای‌شان بلندتر از آهنگ صدای [[حضرت محمد|پیامبر]]، نباشد<ref>سورهٔ حجرات، آیهٔ 10.</ref> و آهنگ صدای فرزندان نیز فروتر از صدای [[پدر]] و مادر باشد.<ref>مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج71، ص40.</ref> در فرهنگ اسلامی از زنان انتظار می‌رود که با نامحرمان به ناز و عشوه‌گری سخن نگویند؛<ref>سورهٔ احزاب، آیهٔ 32.</ref> مردان نیز از شوخی با زنان نامحرم<ref>ابن‌بابویه، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، 1406ق، ص283.</ref> و توصیف زیبایی‌های زنی برای مردان نامحرم<ref>دیلمی، أعلام الدین فی صفات المؤمنین، 1408ق، ص417.</ref> بپرهیزند.<ref>کانون نشر و ترویج فرهنگ اسلامی حسنات اصفهان، سیری در سپهر اخلاق، 1389ش، ج2، ص521.</ref>


===عفت مالی===
=== عفت مالی ===
این بعد از عفت، به‌معنای پرهیز از کسب حرام<ref>سورهٔ نساء، آیهٔ 6.</ref> و حفظ مناعت طبع و [[قناعت]] است.<ref>سورهٔ بقره، آیهٔ 273.</ref> عفت مالی در ادبیات فارسی با اصطلاح لقمه حرام آمده<ref>ابوسعید، سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر، 1350ش، رباعی614.</ref> و ناظر به درآمد نامشروع است.<ref>سبحانی‌نیا، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/95845/عفّت-مالی-و-اقتصادی-و-درآمد-نامشروع]</ref> در فرهنگ اسلامی در کنار سفارش به چگونگی نگهداری اموال یتیمان و سفهاء به پرهیز از تصرف شخصی در اموال آنان توجه شده است<ref>سورهٔ نساء، آیهٔ 6.</ref> و تصرف عدوانی در مال یتیم، به خوردن آتش تشبیه شده است.<ref>سورهٔ نساء، آیهٔ 10.</ref> از نظر قرآن عفّت مالی شامل پرهیز از هر درآمد نامشروع است.<ref>سورهٔ بقره، آیهٔ 188؛ سورهٔ مائده، آیهٔ 42؛ سورهٔ نساء، آیهٔ 29.</ref> از نظر قرآن انسان عفیف، به‌کار و تلاش خود تکیه دارد و از سربار شدن بر مردم و درخواست از آنان ابا دارد.<ref>سبحانی‌نیا، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/95845/عفّت-مالی-و-اقتصادی-و-درآمد-نامشروع]</ref>
این بعد از عفت، به‌معنای پرهیز از کسب حرام<ref>سورهٔ نساء، آیهٔ 6.</ref> و حفظ مناعت طبع و [[قناعت]] است.<ref>سورهٔ بقره، آیهٔ 273.</ref> عفت مالی در ادبیات فارسی با اصطلاح لقمه حرام آمده<ref>ابوسعید، سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر، 1350ش، رباعی614.</ref> و ناظر به درآمد نامشروع است.<ref>سبحانی‌نیا، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/95845/عفّت-مالی-و-اقتصادی-و-درآمد-نامشروع]</ref> در فرهنگ اسلامی در کنار سفارش به چگونگی نگهداری اموال یتیمان و سفهاء به پرهیز از تصرف شخصی در اموال آنان توجه شده است<ref>سورهٔ نساء، آیهٔ 6.</ref> و تصرف عدوانی در مال یتیم، به خوردن آتش تشبیه شده است.<ref>سورهٔ نساء، آیهٔ 10.</ref> از نظر قرآن عفّت مالی شامل پرهیز از هر درآمد نامشروع است.<ref>سورهٔ بقره، آیهٔ 188؛ سورهٔ مائده، آیهٔ 42؛ سورهٔ نساء، آیهٔ 29.</ref> از نظر قرآن انسان عفیف، به‌کار و تلاش خود تکیه دارد و از سربار شدن بر مردم و درخواست از آنان ابا دارد.<ref>سبحانی‌نیا، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/95845/عفّت-مالی-و-اقتصادی-و-درآمد-نامشروع]</ref>


===عفت در خوراک===
=== عفت در خوراک ===
این گونه از عفت، ناظر به آن است که انسان غذای حرام و شبهه‌ناک نخورد و در جهت تأمین غذا، مرتکب حرام نشود.<ref>پاک‌نژاد، «عفت شکم»، پایگاه اطلاع‌رسانی سیدمحسن پاک‌نژاد.[http://andishehbanan.ir/عفت-شکم/]</ref> در نگاه امام علی خداوند کم‌خوردن، کم‌خفتن و کم‌گفتن را دوست دارد و هرگاه خداوند خیر و صلاح بنده‌اش را بخواهد شکم او را از طعام حرام پاکیزه می‌کند.<ref>لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، 1376ش، ص132.</ref> حکما معتقدند کسی که شکمش را از غذا پر می‌کند، حکمت در قلبش داخل نشده و به ملکوت آسمان‌ها راهی ندارد.<ref>تویسرکانی، لئالی الأخبار، 1413ق، ج1، ص145.</ref> بر اساس روایات، [[روزه]] گرفتن، گرسنگی‌کشیدن و کم‌خوری‏، بدن را از بیماری‌ها و دل را از طغیان در امان می‌دارد.<ref>فیض کاشانی، راه روشن، 1372ش، ج5، ص220.</ref>
این گونه از عفت، ناظر به آن است که انسان غذای حرام و شبهه‌ناک نخورد و در جهت تأمین غذا، مرتکب حرام نشود.<ref>پاک‌نژاد، «عفت شکم»، پایگاه اطلاع‌رسانی سیدمحسن پاک‌نژاد.[http://andishehbanan.ir/عفت-شکم/]</ref> در نگاه امام علی خداوند کم‌خوردن، کم‌خفتن و کم‌گفتن را دوست دارد و هرگاه خداوند خیر و صلاح بنده‌اش را بخواهد شکم او را از طعام حرام پاکیزه می‌کند.<ref>لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، 1376ش، ص132.</ref> حکما معتقدند کسی که شکمش را از غذا پر می‌کند، حکمت در قلبش داخل نشده و به ملکوت آسمان‌ها راهی ندارد.<ref>تویسرکانی، لئالی الأخبار، 1413ق، ج1، ص145.</ref> بر اساس روایات، [[روزه]] گرفتن، گرسنگی‌کشیدن و کم‌خوری‏، بدن را از بیماری‌ها و دل را از طغیان در امان می‌دارد.<ref>فیض کاشانی، راه روشن، 1372ش، ج5، ص220.</ref>


==آثار عفت در زندگی==
== آثار عفت در زندگی ==
از نگاه حکما، عفت ثمرات زیادی در [[زندگی]] دارد، مانند:
از نگاه حکما، عفت ثمرات زیادی در [[زندگی]] دارد، مانند:
# استحکام بنیان خانواده: کسانی که زندگی عفیفانه دارند همسران شان به سلامت [[زیست اخلاقی|اخلاقی]] آنها اطمینان داشته و با خاطری آسوده به انجام وظایف خانوادگی می‌پردازند.<ref>«پاکدامنی و عفت در خانواده و آثار آن»، وب‌سایت راسخون.[https://rasekhoon.net/article/show/1455816/پاکدامنی-و-عفت-در-خانواده-و-آثار-آن]</ref> در مقابل، همسران بی‌بندوبار به‌یکدیگر بدبین‌اند و در زندگی آنها، مهر پایدار حاکم نیست.<ref>اکبری، «عفت و پاکدامنی در اسلام»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/111281/فواید-و-برکات-عفاف]</ref>
# استحکام بنیان خانواده: کسانی که زندگی عفیفانه دارند همسران شان به سلامت [[زیست اخلاقی|اخلاقی]] آنها اطمینان داشته و با خاطری آسوده به انجام وظایف خانوادگی می‌پردازند.<ref>«پاکدامنی و عفت در خانواده و آثار آن»، وب‌سایت راسخون.[https://rasekhoon.net/article/show/1455816/پاکدامنی-و-عفت-در-خانواده-و-آثار-آن]</ref> در مقابل، همسران بی‌بندوبار به‌یکدیگر بدبین‌اند و در زندگی آنها، مهر پایدار حاکم نیست.<ref>اکبری، «عفت و پاکدامنی در اسلام»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/111281/فواید-و-برکات-عفاف]</ref>
# آرامش روانی: در نگاه امام علی کسی که چشم از حرام فرو می‌بندد، اندوهش کاهش یافته و روانش آسایش می‌یابد.<ref>تمیمی آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، 1366ش، ص260.</ref> عفت، نیاز فطری انسان است و کسانی که زندگی عفیفانه دارند از آرامش روانی برخوردارند. در مقابل انسان‌های بی‌عفت مملو از احساس گناه و تنفر از خود هستند.<ref>«آثار و برکات عفت و پاکدامنی»، وب‌سایت مدرسهٔ علمیهٔ زینبیهٔ کرج. [https://karaj-s2.kowsarblog.ir/آثار-و-برکات-عفت-و-پاکدامنی]</ref>
# آرامش روانی: در نگاه [[امام علی]] کسی که چشم از حرام فرو می‌بندد، اندوهش کاهش یافته و روانش آسایش می‌یابد.<ref>تمیمی آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، 1366ش، ص260.</ref> عفت، نیاز فطری انسان است و کسانی که زندگی عفیفانه دارند از آرامش روانی برخوردارند. در مقابل انسان‌های بی‌عفت مملو از احساس گناه و تنفر از خود هستند.<ref>«آثار و برکات عفت و پاکدامنی»، وب‌سایت مدرسهٔ علمیهٔ زینبیهٔ کرج. [https://karaj-s2.kowsarblog.ir/آثار-و-برکات-عفت-و-پاکدامنی]</ref>
# سلامت روانی فرد و جامعه: اسلام کامجویی‌های جنسی را به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص داده، به همین جهت محیط زندگی، خالص برای فعالیت و سالم از آزارهای جنسی و روانی است.<ref>مطهری، مجموعهٔ آثار شهید مطهری، 1384ش، ج19، ص451</ref>
# سلامت روانی فرد و جامعه: اسلام کامجویی‌های جنسی را به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص داده، به همین جهت محیط زندگی، خالص برای فعالیت و سالم از آزارهای جنسی و روانی است.<ref>مطهری، مجموعهٔ آثار شهید مطهری، 1384ش، ج19، ص451</ref>
# حفظ حرمت اشخاص: بی‌عفّتی، بی‌آبرویی در پی دارد و عفّت‌پیشگی افراد عفیف را نیک‌نام و به آن‌ها شخصیّت و احترام می‌بخشد.<ref>عارفی، «آثار و پیامدهای عفّت از دیدگاه اسلام»، خبرگزاری فارس.</ref>
# حفظ حرمت اشخاص: بی‌عفّتی، بی‌آبرویی در پی دارد و عفّت‌پیشگی افراد عفیف را نیک‌نام و به آن‌ها شخصیّت و احترام می‌بخشد.<ref>عارفی، «آثار و پیامدهای عفّت از دیدگاه اسلام»، خبرگزاری فارس.</ref>
# آمرزش گناهان: خداوند عفت مردان و زنان را عاملی مهم برای بهره‌مندی شخص از مغفرت خداوند برمی‌شمارد.<ref>سورهٔ نور، آیهٔ 26؛ سورهٔ احزاب، آیهٔ 35.</ref>
# آمرزش گناهان: خداوند عفت مردان و زنان را عاملی مهم برای بهره‌مندی شخص از مغفرت خداوند برمی‌شمارد.<ref>سورهٔ نور، آیهٔ 26؛ سورهٔ احزاب، آیهٔ 35.</ref>
# دست‌یابی به حکمت: در نگاه اندیشمندان مسلمان، عفت شکم، یگانه راه دست‌یابی به معارف اصیل و حکمت و همباز شدن با فرشتگان الهی است. از نظر [[مولانا|مولوی]]: گر تو این انبان ز نان خالی کنی*پر ز گوهرهای اجلالی کنی طفل جان از شیر شیطان باز کن* بعد از آنش با ملک انباز کن<ref>مولوی بلخی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش 88.[https://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar1/sh88]</ref>
# دست‌یابی به حکمت: در نگاه اندیشمندان مسلمان، عفت شکم، یگانه راه دست‌یابی به معارف اصیل و حکمت و همباز شدن با فرشتگان الهی است. از نظر [[مولانا|مولوی]]: گر تو این انبان ز نان خالی کنی*پر ز گوهرهای اجلالی کنی طفل جان از شیر شیطان باز کن* بعد از آنش با ملک انباز کن<ref>مولوی بلخی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش 88.[https://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar1/sh88]</ref>
# پایداری جمال و زیبایی: بی‌بندوباری در امور جنسی، پیری زودرس و ناتوانی زودهنگام جنسی را پدیدمی‌آورد و امکان ابتلا به بیماری‌های مقاربتی را افزایش داده و سلامت و نشاط انسان را به‌خطر می‌اندازد. در مقابل عفّت‌پیشگی شادابی و [[زیبایی]] انسان را پایدارتر می‌سازد.<ref>عارفی، «آثار و پیامدهای عفّت از دیدگاه اسلام»، خبرگزاری فارس.[https://farsnews.ir/news/13900724000152/آثار-و-پیامدهای-عفّت-از-دیدگاه-اسلام]</ref>
# پایداری جمال و زیبایی: بی‌بندوباری در امور جنسی، پیری زودرس و ناتوانی زودهنگام جنسی را پدیدمی‌آورد و امکان ابتلا به بیماری‌های مقاربتی را افزایش داده و سلامت و نشاط انسان را به‌خطر می‌اندازد. در مقابل عفّت‌پیشگی شادابی و [[زیبایی]] انسان را پایدارتر می‌سازد.<ref>عارفی، «آثار و پیامدهای عفّت از دیدگاه اسلام»، خبرگزاری فارس.[https://farsnews.ir/news/13900724000152/آثار-و-پیامدهای-عفّت-از-دیدگاه-اسلام]</ref>


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


==منابع==
== منابع ==
{{آغاز منابع}}
{{آغاز منابع}}
* ابن‌بابویه، محمد بن علی، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم، دار الشریف الرضی، ۱۴۰۶ق.
* ابن‌بابویه، محمد بن علی، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم، دار الشریف الرضی، ۱۴۰۶ق.
خط ۱۲۷: خط ۱۳۱:
* نراقی، احمد، معراج السعادة، قم، هجرت، ۱۳۷۸ش.
* نراقی، احمد، معراج السعادة، قم، هجرت، ۱۳۷۸ش.
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
{{زن}}
{{زندگی}}
ویکی ز
++++++++++
'''<big>عفاف</big>'''؛ خودداری از هر عمل زشت یا حرام به‌ویژه در تمایلات جنسی.
عفاف یکی از ارزش‌های مهم اخلاقی است که موجب کرامت انسان می‌شود. بی‌توجهی به عفت در [[زندگی]]، به روابط فردی و اجتماعی در جامعه لطمه وارد می‌کند. شناخت اهمیت و ضرورت [[عفت]] و رعایت آن در رفتار، کردار و گفتار موجب رشد و بالندگی فردی و اجتماعی است.
==مفهوم‌شناسی==
عفاف را به‌معنای خودداری و امتناع از سخن و عمل حرام و زشت دانسته‌اند<ref>قیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، 1414ق، ص418.</ref>  عفت، حالتی را برای نفس ایجاد می‌کند که مانع از غلبۀ [[شهوت]] می‌شود و اصل آن، به‌معنی کفایت کردن به بهره‌مندی کم از چیزی است.<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، 1412ق، ص573.</ref>  در اصطلاح عفت، کنترل قوای شهوانی با استفاده از قوای عقلانی است که از دیدگاه شرع و عقل پسندیده و افراط و تفریط در آن ناپسند است.<ref>نراقی، معراج السعادة، 1385ش، ص284.</ref>
==رابطۀ عفاف و حجاب==
عفاف و حجاب در معنای بازدارندگی اشتراک دارند. تفاوت منع و بازداری بین حجاب و عفت مانند فرق بین ظاهر و باطن است. بازداری حجاب در ظاهر فرد اتفاق می‌افتد؛ ولی در عفت، این امر خود را در باطن نشان می‌دهد. بین حجاب و عفت، ارتباط و تأثیرگذاری متقابل وجود دارد؛ یعنی هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر باشد، در تقویت و پرورش روحیۀ باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد و بالعکس، هرچه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎شود.<ref>غلامی، مسئلة حجاب در جمهوری اسلامی ایران (بررسی حقوقی - جامعه‌شناختی)، 1391ش، ص29.</ref>
==رابطه عفاف با حیا==
با وجود این که عفاف و حیا دو صفت نفسانی بازدارندۀ انسانی‌اند که به‌شدت از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و هر دو گسترۀ وسیعی را در بر می‌گیرند؛ عفت به بازدارندگی در برابر قوۀ شهویه و حیا به بازدارندگی در برابر دو قوۀ غضب و شهوت اشاره دارد. بر اساس روایات، حیا تقدم رتبی بر عفاف دارد و حیا منشأ وجودی عفاف است.<ref> [https://www.farsnews.ir/news/13921105001578/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AD%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1% «مفهوم‌شناسی حیا و عفاف؛ آسیب‌ها و راهکارها»، خبرگزاری فارس.]</ref>
==عفاف در قرآن و روایات==
واژه تعفّف در قرآن، به‌معنای خودداری از اظهار فقر، به‌عنوان ارزشی اخلاقی مطرح شده است.<ref>سورۀ بقره، آیۀ 273.</ref>  همچنین این مفهوم به خودداری از خوردن مال یتیم در صورت توانگری و بی‌نیازی نیز معنا شده است.<ref>سورۀ نساء، آیۀ 6.</ref>  واژۀ استعفاف دو بار در قرآن به کار رفته است که بر عفت جنسی دلالت دارد و بیانگر حالتی در نفس است که از غلبه و تسلط شهوت جنسی جلوگیری می‌کند<ref>سورۀ نور، آیۀ 33.</ref>  که یکی از نمودهای آن، خودداری از برداشتن پوشش است.<ref>سورۀ نور، آیۀ 60.</ref>
از منظر امام علی، اساس عقل، عفاف بیان شده که نتیجۀ آن دوری از زشتی است.<ref>مجلسی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، 1403ق، ج75، ص7 .</ref>  غالباً در روایات و کتب اخلاق، منظور از عفت، خویشتن‌داری در خوردن و امور جنسی است که برترین عبادات شمرده شده و بسیار مورد تأکید است.<ref>مجلسی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، 1403ق، ج68، ص269.</ref>
==انواع عفاف==
عفاف در حیات انسانی دارای مصادیق گوناگونی است که برخی از آنها عبارت‌اند از:
* عفاف در نوع راه‌رفتن؛
* عفاف در نگاه؛
* عفاف در پوشش؛
* عفاف اقتصادی؛
* عفاف جنسی؛
* عفاف در اظهار زینت؛
* عفاف در معاشرت؛
* عفت‌ورزی در گرفتن برخی از حقوق.<ref>مهدوی‌کنی و ساقی، معناشناسی عفاف در آموزه‌های اسلامی با تأکید بر سیرۀ رضوی، 1391ش، ص33- 47.</ref>
==گسترۀ عفاف==
عفاف را می‌توان در تمامی ساحت‌های درونی و بیرونی انسان جستجو کرد. این شمول در تمامی جوانب زندگی اعم از بینش، گرایش و کنش انسان جاری است.<ref>رنجبر، جایگاه عفاف در سبک زندگی اسلامی، 1393ش، ص44-45.</ref> 
==کارکردها==
برخی کارکردهای عفاف در جامعه به قرار زیر است؛ جذب افراد به سمت دین و تقویت اعتقادات مردم، رعایت حقوق افراد، برخورداری از امنیت اجتماعی، ایجاد مودت و استحکام روابط اجتماعی، استحکام بنیان خانواده، فراهم شدن بسترهای رشد و پیشرفت در عرصه‌های گوناگون، هدایت و رشد اخلاقی و دینی افراد در جامعه، مانعی بزرگ در برابر ناهنجاری‌ها، تجاوز به حقوق دیگران، خیانت و بدخلقی.<ref>عظیم‌زاده اردبیلی و خدایی، بررسی نقش عفاف در استحکام روابط اجتماعی با توجه به سیرۀ امام رضا (ع)، 1391ش، ص114-117.</ref>
==راه‌های گسترش==
برخی از راهکارهای ترویج فرهنگ عفاف در جامعه عبارت‌اند از: تقویت باورهای دینی،<ref>ماهینی، مفهوم شناسی حیا و عفاف؛ آسیب‌ها و راهکارها، 1389ش، ص105-107.</ref>  آگاهی‌بخشی نسبت به فلسفه و پیامدهای روانی، اخلاقی، فرهنگی عفاف، احترام به شخصیت زن در جامعۀ اسلامی، توانمندسازی جوانان جهت توسعة طرح‌های خوداشتغالی و مهارت‌آموزی به‌عنوان زمینه‌ساز ازدواج و تشکیل خانواده، کاهش سن ازدواج، زمینه‌سازی اجتماعی جهت کشف توانمندی‌های دختران و پسران به‌جهت جلوگیری از بروز جلوه‌گری‌های نامناسب، ارائه الگوی مطلوب از زیست عفیفانه، تبیین عدم مغایرت پوشیدگی و عفاف با حضور و فعالیت‌های اجتماعی زنان، مناسب‌سازی فیزیکی و فرهنگی محیط کار شاغلین و مراجعین، توسعه و تنوع‌بخشی به الگوهای مناسب پوشش و حجاب، نظارت همه‌جانبه بر رسانه‌های جمعی در راستای رعایت حریم عفاف، امر به معروف ونهی از منکر.<ref>علی‌پورباغبان‌نژاد و رضایی، حجاب، آزادی یا اسارت؟، 1383ش، ص126-127؛ [https://rc.majlis.ir/fa/law/show/101228 «راهبردهای گسترش فرهنگ عفاف»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.]</ref>
==روز بزرگداشت عفاف==
در ۲۱ تیر سال ۱۳۱۴ش، گروهی از مردم مشهد در مسجد گوهرشاد، جهت اعتراض به قانون کشف حجاب تحصن کردند که با یورش مأموران رضاخان بیش از دو هزار نفر از مردم به شهادت رسیدند. پس از آن 21 تیر، سالروز حمله به مسجد گوهرشاد و شهیدان راه حجاب، به‌عنوان روز عفاف و حجاب نام‌گذاری شد.<ref>[https://www.jz.ac.ir/post/8855-21-%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%9B-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D9%88-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%AF «21 تیر؛ روز عفاف و حجاب گرامی باد»، وب‌سایت جامعه‌الزهرا.]</ref>
==پانویس==
{{پانویس}}
==منابع==
{{آغاز منابع}}
* قرآن
* راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، مصحح صفوان عدنان داوودی، بیروت - لبنان، دار الشامیة، 1412ق.
* «راهبردهای گسترش فرهنگ عفاف»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، تاریخ بازدید: 17 بهمن 1401ش.
* رنجبر، زهره سادات، جایگاه عفاف در سبک زندگی اسلامی، پایان‌نامة کارشناسی ارشد، دانشگاه معارف اسلامی قم،1393ش.
* علی‌پور باغبان نژاد، یوسف و رضایی، اصغر، حجاب، آزادی یا اسارت؟ تبریز، احرار، 1383ش.
* عظیم‌زاده اردبیلی، فائزه و خدایی، انسیه، بررسی نقش عفاف در استحکام روابط اجتماعی با توجه به سیرۀ امام رضا، مجموعه مقالات جایگاه و تأثیر عفاف در تعاملات و ارتباطات با سیری در سیرۀ رضوی، مشهد، بنیاد فرهنگی و هنری امام رضا، 1391ش.
* غلامی، علی، مسئلۀ حجاب در جمهوری اسلامی ایران (بررسی حقوقی - جامعه‌شناختی)، تهران، دانشگاه امام صادق، 1391ش.
* قیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، قم، مؤسسه دار الهجره، 1414ق.
* مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی،1403ق.
* ماهینی، انسیه، «مفهوم‌شناسی حیا و عفاف؛ آسیب‌ها و راهکارها»، پژوهش‌نامۀ اخلاق، سال سوم، شمارۀ 10، 1389ش.
* «مفهوم‌شناسی حیا و عفاف؛ آسیب‌ها و راهکارها»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: 27 بهمن 1392ش.
* مهدوی‌کنی، صدیقه و ساقی، سمانه، معناشناسی عفاف در آموزه‌های اسلامی با تأکید بر سیرۀ رضوی، مجموعه مقالات جایگاه و تأثیر عفاف در تعاملات و ارتباطات با سیری در سیرۀ رضوی، تدوین فائزه عظیم‌زاده اردبیلی، مشهد، بنیاد فرهنگی و هنری امام رضا (ع)، 1391ش.
* نراقی، ملااحمد، معراج السعادة، قم، بوستان کتاب، 1385ش.
* «21 تیر؛ روز عفاف و حجاب گرامی باد»، وب‌سایت جامعه الزهرا، تاریخ درج مطلب: 21 تیر 1400ش.
{{پایان منابع}}
ویکی رز
[[پرونده:تربیت_جنسی.jpg|جایگزین=امتناع الهه منصوریان ووشوکار ایرانی از دست دادن با مرد کره‌ای در زمان توزیع مدال|بندانگشتی|امتناع الهه منصوریان ووشوکار ایرانی از دست دادن با مرد کره‌ای در زمان توزیع مدال]]
{{درشت|'''عفاف'''}}، خویشتن‌داری در برابر تمایلات افراطی نفس به‌ویژه در امور جنسی
عفاف از «عَفَّ» به معنای خودداری و امتناع از چیزی است.<ref>فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، 1414ق، ص418.</ref> برخی واژه‌شناسان عفاف را به‌طور کلی به معنای خودداری از حرام معنا کرده‌اند.<ref>فراهیدی، العین، 1409 ق، ج 1، ص 92، طریحی، مجمع البحرین، 1375ش، ج5، ص101.</ref> ابن‌فارس آن را به معنای خودداری از فعل قبیح یا منع از هر آنچه سزاوار نیست معنا کرده است.<ref>ابن فارس‏، معجم مقاییس اللغة، 1404ق، ج4، ص3.</ref> [[عفت]] به معنی مناعت هم بیان می‌شود؛ بدین صورت که باید آدمی را از غلبهٔ [[شهوت]] باز بدارد؛ پس باید عفیف، خودنگه‌دار و با مناعت باشد.<ref>قرشی، قاموس قرآن، 1412ق، ج5، ص18.</ref> عفاف در معنای خاص، حاصل شدن حالتی برای نفس و جان آدمی است که به وسیله آن از غلبه و تسلط شهوت جلوگیری می‌شود.<ref>راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1412ق، ص573.</ref>
عفاف و پاک‌دامنی، یک حالت نفسانی است؛ یعنی رام بودن قوه شهوانی تحت حکومت عقل و [[ایمان]]، تحت تأثیر قوه شهوانی نبودن، شَرَه نداشتن.<ref>مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، 1373ش، ص104.</ref> نراقی بیان داشته است که عفت یعنی قوه شهویه در خوردن و نکاح (امور جنسی) از حیث کم و کیف فرمان‌بردار عقل باشد و از آنچه عقل نهی می‌کند بپرهیزد و این همان حد اعتدال مورد پسند عقل و شرع است؛<ref>فاضل نراقی، جامع السعادات، بی‌تا، ص17.</ref>
بنابراین عفت، یک مفهوم عام به معنای [[خویشتن‌داری جنسی|خویشتن‌داری]] در برابر هرگونه تمایل افراطی نفسانی و یک مفهوم خاص به معنای خودداری از تمایلات افراطی جنسی است.<ref>قاضی‌زاده و احمدی سلمانی، «عفاف در قرآن با نگاهی به روایات»، 1386ش، ص92.</ref>
==تمایز مفهومی عفاف و حجاب==
حجب و [[حجاب]] هر دو مصدر و به معنی پنهان کردن و منع از دخول است. حجاب به معنی پرده نیز بیان می‌شود.<ref>قرشی، قاموس قرآن، 1412ق، ج2، ص103.</ref> همچنین به معنی پوشش<ref>ابن منظور‏، لسان العرب، 1414ق، ج۱، ص۲۹۸.</ref> و چیزی است که میان بیننده و آنچه می‌بیند، حائل است.<ref>طریحی، مجمع البحرین‏، 1375ش، ج۲، ص۳۴.</ref> بنابر پیش‌گفته‌ها حجاب امری بیرونی و ظاهری و عفاف ناظر به تمایلات و خواسته‌های درونی است.
==تمایز مفهومی عفاف و حیاء==
حیاء از ریشهٔ «ح‌ی‌ی»<ref>راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1412ق، ص268.</ref> یا «ح‌ی‌و» به معنای شرم<ref>قرشی، قاموس قرآن، 1412ق، ج2، ص215.</ref> و گرفتگی نفس از زشتی‌ها و ترک آن به جهت زشتی آن است.<ref>راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1412ق، ص270.</ref> از دیگر سو به معنی انقباض (گرفتگی) و انزوا (دوری گزینی) از کار زشت، به جهت [[ترس]] از مذمت مردم نیز بیان می‌شود.<ref>طریحی، مجمع البحرین‏، 1375ش، ج1، ص116.</ref> [[حیا]] و عفت دو صفت نفسانی و از [[فطرت|فطریات]] انسانی‌اند که از حیث معنایی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و حتی در مواردی به جای هم کاربست دارند. در روایتی عفت و حیا قرین و هم‌نشین هم بیان شده‌اند.<ref>تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، 1410ق، ص38.</ref>
علامه طباطبایی نیز در تفسیر آیهٔ «فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیَاء…»<ref>سوره قصص، آیه 28.</ref> که مواجههٔ موسی و دختر شعیب را بیان می‌دارد، استحیاء را به معنای عفت و نجابت در طرز راه رفتن بیان کرده است؛<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج16، ص26.</ref> اما برخی روایات تفاوت‌هایی برای این دو ذکر کرده‌اند. [[امام علی]] میوه و نتیجهٔ حیا را عفت دانسته‌<ref>تمیمی آمدی، غررالحکم و درر الکلم، 1410ق، ص257.</ref> و در روایتی دیگر سبب و علت عفت، حیا ذکر شده است؛<ref>تمیمی آمدی، غررالحکم و درر الکلم، 1410ق، ص257.</ref> بنابراین می‌توان عفت را مقدمهٔ کسب حیا دانست.
در حدیثی دیگر نیز [[امام صادق]] حیا، عفاف و سکوت را از نشانه‌های ایمان برشمرده‌اند<ref>مجلسی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، 1403ق، ج68، ص329.</ref> و این بدین معناست که تمایزی میان حیا و عفت قائل شده‌اند.کوتاه سخن اینکه عفت و حیا پیوندی نزدیک با یکدیگر دارند؛ گرچه تفاوت‌های اندکی می‌توان میان آن دو یافت ولی در مجموع هر دو به معنای ترک و خودداری از کارهای حرام و ناپسند است.
==پانویس==
{{پانویس}}
==منابع==
{{آغاز منابع}}
* قرآن
* ابن‌فارس، احمد‏، معجم مقاییس اللغة، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، قم، انتشارات مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ق.
* ابن‌منظور، محمد بن مکرم‏، لسان العرب، تحقیق جمال‌الدین میردامادی، بیروت، انتشارات دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع- دار صادر، ۱۴۱۴ق.
* تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، محقق: مهدی رجایی، قم، دارالکتاب الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
* راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داوودی، بیروت، انتشارات دار الشامیة، چ اول، ۱۴۱۲ق.
* طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
* طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین‏، تحقیق: احمد حسینی اشکوری، تهران، مرتضوی، چاپ سوم، ۱۳۷۵ش.
* فاضل نراقی، محمدمهدی بن أبی‌ذر، جامع السعادات، تصحیح و تعلیقات سید محمد کلانتر مقدمة شیخ محمدرضا مظفر، انتشارات اعلمی، بیروت، بی‌تا.
* فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، قم، هجرت، ۱۴۰۹ق.
* فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، قم، مؤسسه دار الهجره، ۱۴۱۴ق.
* قاضی‌زاده، کاظم، و احمدی سلمانی، سید علی، «عفاف در قرآن با نگاهی به روایات»، مطالعات راهبردی زنان (کتاب زنان)، ۱۳۸۶ش، سال نهم، شماره ۳۶.
* قرشی، علی‌اکبر، قاموس قرآن‏، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۴۱۲ق.
* مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار الجامعة لدُرر أخبار الأئمة الأطهار، تهران، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
* مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، قم، انتشارات صدرا، ۱۳۷۳ش.
{{پایان منابع}}
ویکی زندگی
'''<big>عفاف</big>'''؛ خودداری از هر عمل زشت یا حرام به‌ویژه در تمایلات جنسی.
عفاف يکي از ارزش‌های مهم اخلاقی است که موجب کرامت انسان می‌شود. بی‌توجهی به عفت در زندگی، به روابط فردی و اجتماعی در جامعه لطمه وارد می‌کند. شناخت اهمیت و ضرورت عفت و رعایت آن در رفتار، کردار و گفتار موجب رشد و بالندگی فردی و اجتماعی است.
==مفهوم‌شناسی==
عفاف را به‌معنای خودداری و امتناع از سخن و عمل حرام و زشت دانسته‌اند<ref>قیومی، المصباح المنير في غريب الشرح الكبير، 1414ق، ص418.</ref>  عفت، حالتی را برای نفس ایجاد می‌کند که مانع از غلبۀ شهوت می‌شود و اصل آن، به‌معنی کفایت کردن به بهره‌مندی کم از چیزی است.<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، 1412ق، ص573.</ref>  در اصطلاح عفت، کنترل قوای شهوانی با استفاده از قوای عقلانی است که از دیدگاه شرع و عقل پسندیده و افراط و تفریط در آن ناپسند است.<ref>نراقی، معراج السعادة، 1385ش، ص284.</ref>
==رابطۀ عفاف و حجاب==
عفاف و حجاب در معنای بازدارندگی اشتراک دارند. تفاوت منع و بازداری بین حجاب و عفت مانند فرق بین ظاهر و باطن است. بازداری حجاب در ظاهر فرد اتفاق می‌افتد؛ ولی در عفت، این امر خود را در باطن نشان می‌دهد. بین حجاب و عفت، ارتباط و تأثیرگذاری متقابل وجود دارد؛ یعنی هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر باشد، در تقویت و پرورش روحیۀ باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد و بالعکس، هرچه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‌‎شود.<ref>غلامی، مسئلة حجاب در جمهوری اسلامی ایران (بررسی حقوقی - جامعه‌شناختی)، 1391ش، ص29.</ref>
==رابطه عفاف با حیا==
با وجود این که عفاف و حیا دو صفت نفسانی بازدارندۀ انسانی‌اند که به‌شدت از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و هر دو گسترۀ وسیعی را در بر می‌گیرند؛ عفت به بازدارندگی در برابر قوۀ شهویه و حیا به بازدارندگی در برابر دو قوۀ غضب و شهوت اشاره دارد. بر اساس روایات، حیا تقدم رتبی بر عفاف دارد و حیا منشأ وجودی عفاف است.<ref> [https://www.farsnews.ir/news/13921105001578/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AD%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1% «مفهوم‌شناسی حیا و عفاف؛ آسیب‌ها و راهکارها»، خبرگزاری فارس.]</ref>
==عفاف در قرآن و روایات==
واژه تعفّف در قرآن، به‌معنای خودداری از اظهار فقر، به‌عنوان ارزشی اخلاقی مطرح شده است.<ref>سورۀ بقره، آیۀ 273.</ref>  همچنین این مفهوم به‌ خودداری از خوردن مال یتیم در صورت توانگری و بی‌نیازی نیز معنا شده است.<ref>سورۀ نساء، آیۀ 6.</ref>  واژۀ استعفاف دو بار در قرآن به کار رفته است که بر عفت جنسی دلالت دارد و بیانگر حالتی در نفس است که از غلبه و تسلط شهوت جنسی جلوگیری می‌کند<ref>سورۀ نور، آیۀ 33.</ref>  که یکی از نمودهای آن، خودداری از برداشتن پوشش است.<ref>سورۀ نور، آیۀ 60.</ref>
از منظر امام علی، اساس عقل، عفاف بیان شده که نتیجۀ آن دوری از زشتی است.<ref>مجلسی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، 1403ق، ج75، ص7 .</ref>  غالباً در روایات و کتب اخلاق، منظور از عفت، خویشتن‌داری در خوردن و امور جنسی است که برترین عبادات شمرده شده و بسیار مورد تأکید است.<ref>مجلسی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، 1403ق، ج68، ص269.</ref>
==انواع عفاف==
عفاف در حیات انسانی دارای مصادیق گوناگونی است که برخی از آنها عبارت‌اند از:
* عفاف در نوع راه‌رفتن؛
* عفاف در نگاه؛
* عفاف در پوشش؛
* عفاف اقتصادی؛
* عفاف جنسی؛
* عفاف در اظهار زینت؛
* عفاف در معاشرت؛
* عفت‌ورزی در گرفتن برخی از حقوق.<ref>مهدوی‌کنی و ساقی، معناشناسی عفاف در آموزه‌های اسلامی با تأکید بر سیرۀ رضوی، 1391ش، ص33- 47.</ref>
==گسترۀ عفاف==
عفاف را می‌توان در تمامی ساحت‌های درونی و بیرونی انسان جستجو کرد. این شمول در تمامی جوانب زندگی اعم از بینش‌، گرایش و کنش انسان جاری است.<ref>رنجبر، جايگاه عفاف در سبک زندگي اسلامي، 1393ش، ص44-45.</ref> 
==کارکردها==
برخی کارکردهای عفاف در جامعه به قرار زیر است؛ جذب افراد به سمت دین و تقویت اعتقادات مردم، رعایت حقوق افراد، برخورداری از امنیت اجتماعی، ایجاد مودت و استحکام روابط اجتماعی، استحکام بنیان خانواده، فراهم شدن بسترهای رشد و پیشرفت در عرصه‌های گوناگون، هدایت و رشد اخلاقی و دینی افراد در جامعه، مانعی بزرگ در برابر ناهنجاری‌ها، تجاوز به حقوق دیگران، خیانت و بدخلقی.<ref>عظیم‌زاده اردبیلی و خدایی، بررسی نقش عفاف در استحکام روابط اجتماعی با توجه به سیرۀ امام رضا (ع)، 1391ش، ص114-117.</ref>
==راه‌های گسترش==
برخی از راهکارهای ترویج فرهنگ عفاف در جامعه عبارت‌اند از: تقویت باورهای دینی،<ref>ماهینی، مفهوم شناسی حیا و عفاف؛ آسیب‌ها و راهکارها، 1389ش، ص105-107.</ref>  آگاهی‌بخشی نسبت به فلسفه و پیامدهای روانی، اخلاقی، فرهنگی عفاف، احترام به شخصیت زن در جامعۀ اسلامی، توانمندسازی جوانان جهت توسعة طرح‌های خوداشتغالی و مهارت‌آموزی به‌عنوان زمینه‌ساز ازدواج و تشکیل خانواده، کاهش سن ازدواج، زمینه‌سازی اجتماعی جهت کشف توانمندی‌های دختران و پسران به‌جهت جلوگیری از بروز جلوه‌گری‌های نامناسب، ارائه الگوی مطلوب از زیست عفیفانه، تبیین عدم مغایرت پوشیدگی و عفاف با حضور و فعالیت‌های اجتماعی زنان، مناسب‌سازی فیزیکی و فرهنگی محیط کار شاغلین و مراجعین، توسعه و تنوع‌بخشی به الگو‌های مناسب پوشش و حجاب، نظارت همه‌جانبه بر رسانه‌های جمعی در راستای رعایت حریم عفاف، امر به معروف ونهی از منکر.<ref>علی‌پورباغبان‌نژاد و رضایی، حجاب، آزادی یا اسارت؟، 1383ش، ص126-127؛ [https://rc.majlis.ir/fa/law/show/101228 «راهبردهای گسترش فرهنگ عفاف»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.]</ref>
==روز بزرگداشت عفاف==
در ۲۱ تیر سال ۱۳۱۴ش، گروهی از مردم مشهد در مسجد گوهرشاد، جهت اعتراض به قانون کشف حجاب تحصن کردند که با یورش مأموران رضاخان بیش از دو هزار نفر از مردم به شهادت رسیدند. پس از آن 21 تیر، سالروز حمله به مسجد گوهرشاد و شهیدان راه حجاب، به‌عنوان روز عفاف و حجاب نام‌گذاری شد.<ref>[https://www.jz.ac.ir/post/8855-21-%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%9B-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D9%88-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%AF «21 تیر؛ روز عفاف و حجاب گرامی باد»، وب‌سایت جامعه‌الزهرا.]</ref>
==پانویس==
{{پانویس}}
==منابع==
* قرآن
* راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، مصحح صفوان عدنان داوودی، بیروت - لبنان، دار الشامیة، 1412ق.
* «راهبردهای گسترش فرهنگ عفاف»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، تاریخ بازدید: 17 بهمن 1401ش.
* رنجبر، زهره سادات، جایگاه عفاف در سبک زندگی اسلامی، پایان‌نامة کارشناسی ارشد، دانشگاه معارف اسلامی قم،1393ش.
* علی‌پور باغبان نژاد، یوسف و رضایی، اصغر، حجاب، آزادی یا اسارت؟ تبریز، احرار، 1383ش.
* عظیم‌زاده اردبیلی، فائزه و خدایی، انسیه، بررسی نقش عفاف در استحکام روابط اجتماعی با توجه به سیرۀ امام رضا، مجموعه مقالات جایگاه و تأثیر عفاف در تعاملات و ارتباطات با سیری در سیرۀ رضوی، مشهد، بنیاد فرهنگی و هنری امام رضا، 1391ش.
* غلامی، علی، مسئلۀ حجاب در جمهوری اسلامی ایران (بررسی حقوقی - جامعه‌شناختی)، تهران، دانشگاه امام صادق، 1391ش.
* قیومی، المصباح المنير في غريب الشرح الكبير، قم، مؤسسه دار الهجره، 1414ق.
* مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربي،1403ق.
* ماهینی، انسیه، «مفهوم‌شناسی حیا و عفاف؛ آسیب‌ها و راهکارها»، پژوهش‌نامۀ اخلاق، سال سوم، شمارۀ 10، 1389ش.
* «مفهوم‌شناسی حیا و عفاف؛ آسیب‌ها و راهکارها»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: 27 بهمن 1392ش.
* مهدوی‌کنی، صدیقه و ساقی، سمانه، معناشناسی عفاف در آموزه‌های اسلامی با تأکید بر سیرۀ رضوی، مجموعه مقالات جایگاه و تأثیر عفاف در تعاملات و ارتباطات با سیری در سیرۀ رضوی، تدوین فائزه عظیم‌زاده اردبیلی، مشهد، بنیاد فرهنگی و هنری امام رضا (ع)، 1391ش.
* نراقی، ملااحمد، معراج السعادة، قم، بوستان کتاب، 1385ش.
*  «21 تیر؛ روز عفاف و حجاب گرامی باد»، وب‌سایت جامعه الزهرا، تاریخ درج مطلب: 21 تیر 1400ش.


{{زن}}
{{زن}}
برگرفته از «https://iranpedia.net/wiki/عفت»