ابرابزار
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۶۵: خط ۶۵:


{{ازدواج}}
{{ازدواج}}
'''<big>تعدد زوجات در قرآن</big>'''؛ روا بودن ازدواج دائمی مرد با چهار زن بر اساس آموزه‌های قرآنی.
==مفهوم‌شناسی ==
«تعدد زوجات‏» در اصطلاح فقه، عبارت از متعدد بودن همسران دائم مرد در يك زمان است. قرآن كريم در آيه سوم از سوره نساء<ref>  . «... فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا ».</ref>  با ذکر شرایطی، چندزنی مردان را تا چهار همسر دائم، جایز دانسته است. <ref>  . جمعي  از نويسندگان، دائرة‌المعارف قرآن كريم، 1382ش، ج7، ص611.</ref>
==تاریخچه==
تعدد زوجات از زمان قديم در جوامع بشري رواج داشته است.<ref>  . .جوادی آملی، تسنیم، 1380ش، ج17،ص277.</ref>  در زمان جاهلیت نيز، محدودیتی در تعداد همسر برای مردان، وجود نداشت و گاهی تا ده [[زن]] هم می‌گرفتند. بعد از ظهور اسلام، تنوع‌طلبی مردان محدود شد و داشتن بیشتر از چهار زن دائمی برای مردان حرام شد. حضرت محمد نیز به کسانی که بیش از چهار زن داشتند، امر ‌کرد که از میان همسران خود، چهار زن را انتخاب کنند و بقیه را [[طلاق]] دهند و هر کس با علم به این حکم، با زن پنجم ازدواج کند، عقدش باطل و حرام بوده و آمیزش با این زن، حدّ زنا دارد. <ref>  . جوادی آملی، تسنیم، 1380ش، ج17،ص259.</ref>
==شرط قرآنی تعدد زوجات==
بر اساس آیه سوم سوره نساء، جواز تعدد زوجات تا 4 همسر، مشروط به آن است که مرد به توانایی خود در برقراری عدالت میان همسران خود، باور داشته باشد. پس اگر مردی ترس آن را داشته باشد که در دادن نفقه، تقسیم کردن شب‌ها بین زنان و سایر حقوق، بى‌عدالتى كند، باید به یک زن اکتفا کند و يا به كنيزان بسنده كند؛ زيرا مباشرت با كنيزان، قوانین ازدواج با زنان آزاد را ندارد كه رعايت عدالت شرط باشد. به تصریح آیه قرآن، با وجود ترس از بى‌عدالتى در صورت تعدد زوجات، ازدواج با یک زن به عدالت نزديك‌تر است. <ref>  . طبرسی، ترجمه تفسیر مجمع البیان، بي‌تا، ج5، ص19.</ref>
تحصیل عدالت بر همگان به ویژه بر مردان دارای چند همسر واجب است. پس مردی که نمی¬تواند عدالت را رعایت کند، حق ازدواج متعدد را ندارد. رعایت عدالت که شرط تعدد زوجات است، در مورد امور مادی و حقوق همسری مانند تأمین هزینه زندگی، پوشاک، مسکن و رعایت امور زناشویی در حد متعارف و مطابق با شأن زنان است. <ref>  . جوادی آملی، تسنیم، 1380ش، ج17،ص264.</ref> رعایت عدالت از این منظر، مربوط به جنبه‌های عملی و خارجی است؛ اما محبت‏هاى قلبى و درونی که خارج از قدرت انسان است، تا زمانی که عملاً باعث ترجيح بعضى از همسران بر بعضی دیگر نشود، ممنوع نیست و خداوند رعايت چنین عدالتی را واجب نکرده است. <ref>  . مكارم شيرازي، تفسير نمونه، 1371ش، ج3، ص255.</ref>
==پانویس==
{{پانویس}}
==منابع==
* قرآن
* جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، قم، إسراء، 1380ش.
* جمعي  از نويسندگان، دائرة‌المعارف قرآن كريم، قم، بوستان کتاب، چاپ سوم، 1382ش.
* طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه تفسیر مجمع البیان، ترجمه حسین نوری همدانی، تهران، فراهانی،  چاپ اول، بی‌تا.
* مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ دهم، 1371ش.
{{مقاله پاسخ به شبهات دینی}}
{{بیان شبهه}}
با اینکخ اسلام تعدد زوجات را تا چهار عدد محدود کرده، اما روایات تا 11 همسر را برای پیامبر ذکر کرده اند. این مساله موجب ایجاد شبهه در خصوص اهداف پیامبر از ازدواج متعدد گردیده است که در این مقاله به آن پاسخ می دهیم.
{{پایان سوال}}
تعداد همسران پيامبر از اختصاصات حكم الهى براى پيامبرش بوده است. تعداد همسران پيامبر كه «امّهات ‏المؤمنين» به حساب مى ‏آيند، يازده تن مى‏ باشند به اين ترتيب: خديجه عليهاالسلام، سوده، عايشه، حفصه، زينب دختر خزيمه، ام‏سلمه، زينب دختر جحش، جويريه، صفيه، امّ حبيبه و ميمونه. <ref> . دكتر موسى شاهين لاشين، ازواج النبى صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله، چاپ رياض، چاپ اول، ص 21؛ سيره ابن‏هشام، ص 297، چاپ مصر، 1355 ه.ق.</ref>
==اهداف پیامبر از ازدواج های متعدد==
درباره اهداف پيامبر اسلام از اين ازدواج ‏ها شايسته است به ديدگاه و اظهار نظر بعضى محقّقين توجه شود:
* '''الف.''' علامه طباطبايى در اين مورد مى‏ گويد: ازدواج ‏هاى آن حضرت، هر كدام روش خاصى را داشت. نخستين همسر آن حضرت خديجه عليهاالسلام است. پيامبر اولين ‏بار با او ازدواج كرد و بيش از بيست سال با او زندگى كرد و غير از او با كسى ازدواج نكرد. پس از وفات خديجه عليهاالسلام و پس از هجرت به مدينه، زنان ديگرى را به همسرى انتخاب كرد. برخى از اين زنان بيوه بودند، برخى جوان و برخى پير بودند. معلوم است كه اين روش، روش شهوت‏ رانان نيست. آن حضرت با امّ سلمه كهنسال و زينب پنجاه ساله ازدواج كرد، آن حضرت همسران خود را از زيادخواهى و دنياطلبى منع نموده مى ‏فرمود در غير اين صورت طلاق بگيرند. با اين حساب، انسانِ محقّق دورانديش نمى‏ تواند براى آن حضرت، انگيزه ‏هاى شهوانى در نظر بگيرد.
حضرت محمد صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله برخى از همسران را براى قدرتمند شدن اسلام و مسلمين، بعضى‏ ها را براى دلجويى آنان، بعضى‏ ها را براى حفظ از خطرات جانى، بعضى ‏ها را براى تأمين زندگى آنان و بعضى ‏ها را براى بيان حلال و حرام خدا به همسرى انتخاب كرد. به عنوان مثال، ازدواج حضرت با سوده بود.
سوده از زنان پيشگام در ايمان به رسول خدا صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله بود. او به حبشه هجرت كرده بود و شوهرش پس از رجوع از حبشه، مُرد. سوده، زنى بود مؤمن و خويشانش هم كافر بودند. اگر او را به خويشان تحويل مى ‏داد، او را مى‏ كشتند و يا گمراه مى‏ ساختند. براى آنكه اين زن مؤن بيوه بى‏ پناه از اين خطرات محفوظ بماند، پيامبر اسلام صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله با او ازدواج كرد و با اين ازدواج سوده نجات يافت.
زينب دختر خزيمه، از زنان مؤمن بود. در جنگ احد شوهرش به شهادت رسيد و رسول خدا صلى‏ الله ‏عليه ‏و‏آله با او ازدواج كرد تا بى ‏سرپرست نباشد.
امّ ‏سلمه هم شوهرش درگذشت و داراى چند يتيم بود، پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله با او ازدواج كرد و به اين ترتيب مشكل امّ ‏سلمه حل شد.
صفيه دختر حُيى بن احطب يهودى بود. شوهرش در جنگ خيبر و پدرش در جنگ بنى ‏قريظه كشته شد و خودش هم اسير شد. پيامبر خدا صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله او را براى خود انتخاب كرد و آزاد ساخت و پس از آزاد ساختن به عنوان همسر انتخاب كرد و به اين ترتيب دختر رئيس يهود را از ذلّت رها كرد.
جويريه دختر رئيس طايفه بنى‏ مصطلق بود. رئيس، دخترش و تعداد زيادى از افرادش اسير شدند. پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله جويريه را به همسرى انتخاب كرد و مسلمانان گفتند: حال كه اين طايفه، فاميل پيامبر ما شدند، ما همه ‏شان را آزاد مى‏ كنيم و بنى ‏مصطلق هم كه چنين ديدند، همه مسلمان شدند.
ميمونه، ام‏ حبيبه و حفصه هم شوهرانشان مرده بودند و پيامبر با ازدواج با اين‏ها، آنان را نجات مى ‏داد. فقط عايشه در ميان اين‏ها شوهر نداشت.
با توجّه به اين خصوصيات و با توجّه به خصوصيات روحى پيامبر اسلام صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله به هيچ عنوان نمى‏ توان گفت كه ازدواج‏ هاى پيامبر اسلام صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله مانند ازدواج‏ هاى متعارف بوده است.<ref> . ر.ك: الميزان، ج 4، ص 195، چاپ دوم، بيروت، 1974، در ذيل آيه 2 تا 6 سوره نساء.</ref>
* '''ب.''' در نظر عدّه‏ اى از پژوهشگران ازدواج ‏هاى پيامبر اسلام صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله براى چند هدف بوده است:
'''1. محافظت از يتيمان، درماندگان و حفظ آبروى آنان''' مانند ازدواج با سوده.
'''2. وضع قانون و شكستنِ سنّت غلط جاهلى''' مانند ازدواج با زينب دختر جحش كه رسول خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله به فرمان خدا پس از آنكه زيد او را طلاق داد، او را به همسرى
انتخاب كرد تا مردم بدانند كه زن پسرخوانده، مانند زن پسر نيست، و مى ‏توان با زنِ پسرخوانده ازدواج كرد، گرچه در زمان جاهليت، ازدواج با زنِ پسر خوانده ممنوع بود.
'''3. آزادسازى اسيران و بردگان''' مانند ازدواج با جويريه، كه مسلمانان به خاطر خويشاوندى بنى مصطلق با پيامبر، همه اسيران را آزاد كردند و بنى‏ مصطلق هم با مشاهده اين وضعيت، مسلمان شدند.
'''4. برقرارى پيوند با قبايل و طوايف بزرگ عرب و حفظ اسلام و مسلمين''' مانند ازدواج با عايشه، حفصه، امّ حبيبه، صفيه و ميمونه. <ref> . نگرشى كوتاه به زندگى پيامبر اسلام، ص 29، چاپ پنجم، مؤسسه در راه حق.</ref>
==نظرات اندیشمندان دیگر==
* جان ديون پورت انگليسى مى ‏گويد: با اينكه در آن زمان، زياد زن گرفتن كار بدى نبود، ولى با اين حال حضرت محمد صلى ‏الله عليه ‏و‏آله تا پنجاه سالگى با يك زن زندگى كرد و تا خديجه عليهاالسلام زنده بود، زن ديگرى نگرفت. آيا ممكن است كسى شهوت‏ران باشد و هيچ مانعى هم براى زن گرفتن در كار نباشد، با اين حال با يك زن زندگى كند آن هم با زنى كه سنّ بالايى داشته باشد؟! <ref> . عقيقى بخشايشى، همسران پيامبر، ص 78، چاپ قبل از انقلاب، قم: دارالتبليغ اسلامى، 1352.</ref>
* توماس كارلايل مى‏ گويد: به رغم اظهار نظر دشمنان، حضرت محمد صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله هرگز شهوت‏ پرست نبود و اين تهمت، بى ‏انصافى است .<ref> . عقيقى بخشايشى، همسران پيامبر، ص 78، چاپ قبل از انقلاب، قم: دارالتبليغ اسلامى، 1352.</ref>
گيورگيو مى‏ گويد: محمد صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله در سال 595 ميلادى ازدواج كرد و زندگى خانوادگى او نمونه زهد، تقوى و پاكى بود. او همانند ابراهيم، نوح و يعقوب عليهم‏ السلام در محيطى ساده و بى‏ آلايش زندگى مى‏ كرد .<ref> . همان، ص 82، نويسنده رومانى 1916 تولد در اثر معروف خود: محمد پيامبرى كه از نو بايد شناخت.</ref>
==پانویس==
{{مقاله پاسخ به شبهات دینی}}
{{بیان شبهه}}
یکی از مسائلی که زیر مجموعۀ بحث [[ضرورت تعدد زوجات]] قرار میگیرد بحث بحران جمعیت است. در این مقاله به بررسی آن می پردازیم.
{{پایان سوال}}
[[تعدد زوجات]] یکی از بهترین راه ها است برای جبران تحدید نسلی که در ایران با آن مواجه هستیم. با توجه به سبک زیست کنونی، زنان ایرانی مانند زنان 3، 4 دهۀ قبل نیستند که بتوانند تعداد بیشتری فرزند  به دنیا بیاورند، بنابراین تعدد زوجات بهترین راه هست برای حل مسئلۀ بحران جمعیت.
=بحران جمعیت=
بررسی آمار رسمی جمعیت در ایران از سال 1335 نشان می‌دهد در سال‌های اخیر نرخ رشد جمعیت به سرعت رو به کاهش است به طوری که در میان کشورهای منطقه در صدر جدولِ تحدید موالید قرار داریم.  به نظر می‌رسد تحولات جمعیتی کشور ما نیز همانند سایر کشورهای اروپایی از نظریه گذار جمعیتی پیروی می‌کند. نظریه انتقال یا گذار جمعیت یکی از مهمترین، با نفوذترین و پایدارترین نظریه‌های مطرح در جمعیت‌شناسی است. نظریه گذار جمعیت ارتباط تحولات جمعیتی با فرایند نوسازی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را روشن می سازد و ضمن تجزیه و تحلیل گذشته، حال و آینده را پیش بینی می نماید.
طبق این نظریه تحولات جمعيتی چهار مرحله دارد:
1. رشد ناچیز جمعیت (نرخ مواليد و مرگ و مير هر دو در سطح حداكثر طبيعي)
2. رشد جمعیت رو به افزایش (نرخ مرگ و مير رو به كاهش، نرخ مواليد در سطح بالا)
3. رشد جمعیت رو به کاهش (نرخ مواليد و مرگ و مير رو به کاهش)
4. رشد جمعيت ناچيز (نرخ مواليد و مرگ و مير هر دو در سطح حداقل ممكن)
تا قبل از قرن اخیر کشور ما در مرحله اول قرار داشت است. اما با بهبود شرایط اقتصادی و بهداشتی و کاهش مرگ و میر از سال 45-1300 در مرحله دوم قرار گرفتیم. از سال 1346 به بعد با اجراي برنامه هاي تنظيم خانواده، بهبود وضع اقتصادي، توسعه آموزش و تحصيلات، شهرنشيني و سبک زندگی غربی و [[اشتغال زنان]] نرخ موالید رو به کاهش گذاشت و کشور وارد مرحله سوم نظریه گذار جمعیتی شد. البته در مقطع سال‌های اول انقلاب اسلامي با مسكوت ماندن برنامه هاي تنظيم خانواده، جنگ و برخي از سیاست‌های غيرمستقيم تشويقي دولت نظریه گذار جمعیتی در کشور صادق نبود و برخلاف این نظریه در مرحله سوم گذار جمعیتی با افزایش نرخ موالید مواجه بودیم به طوری که نرخ موالید در سال 1365 به 5/6 رسيد. در سال 1368 مجدداً اجراي برخي از برنامه هاي تنظيم خانواده در ايران آغاز گرديد و از اين سال به بعد ما شاهد كاهش بسیار سريع (بیشتر و سریع‌تر از حد برنامه ریزی شده) ميزان باروري در كشور هستيم به طوري كه ميزان باروري كل از 5/6 فرزند در سال 1365 به 7/2 فرزند در سال 1375 و 8/1 فرزند در سال 1385 رسيده است. طي سال‌های 85-1375 رشد سالانه جمعيت كشور61/1 درصد بوده كه به تدريج در حال كاهش می‌باشد و در حال حاضر برآوردهاي به عمل آمده بيانگر رقم رشد حدود 25/1 درصد براي كشور می‌باشد. <ref>اکرم، حسینی مجرد، جمعیت ایران؛ افزایش یا کاهش، تهران: شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده، 1394، ص208</ref>
قابل توجه است که نرخ رشد اندک حدود 25/1 در حالی است که پیک جمعیتی ایران (متولدین سال‌های 55 تا 65) در سنین باروری قرار دارند و پیش بینی می‌شود در سال‌های آتی کشور به سمت سالمندی پیش رفته و نرخ رشد جمعیت کاهش چشمگیری پیدا کند.
'''تفاوت معنادار موالید استان‌ها مؤید ادعاست'''
بر اساس آمار رسمی سرشماری سال 95 درباره مقایسه میزان موالید، سالیانه بالغ بر یک میلیون و 350 هزار ولادت در کل کشور ثبت می‌شود که میزان ثبت ولادت به نسبت سهم جمعیت در کل کشور 5‚18 ولادت به ازای هر هزار نفر [[جمعیت]] است. حال استان‌های دارای بیشترین میزان ثبت ولادت به نسبت سهم جمعیت به ترتیب استان‌های سیستان بلوچستان (5‚32 در هزار)، هرمزگان (5‚23 در هزار) و در مناطق مرکزی کشور بسیار پایین‌تر است. با این نگاه می‌توان گفت توازن ولادت در مناطق مختلف کشور به طور کلی به‌هم ریخته است، اما آمار دیگر استان‌ها به اندازه‌ای پایین است که میانگین نرخ باروری در کل کشور را کمتر از یک درصد کرده است. این سهم جدای از عدم تعادل تکثیر نسل در استان‌های مختلف، بیانگر فاجعه‌ای در نرخ باروری کل کشور است که با نرخ جایگزینی جهانی که ½ است، فاصله معناداری دارد.
==پانویس==