زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) |
ایجاد لینک داخلی |
||
| (۱۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات مفهوم | |||
| تصویر =قوم هزاره۱۸.jpg | |||
| زیرنویس تصویر =یک مرد هزاره در حال نماز | |||
|image_alt=یک مرد هزاره در حال نماز | |||
| فایل پادکست =قوم هزاره.ogg | |||
| حجم فایلپادکست =3/41 | |||
| تاریخ پادکست =19-11-1404 | |||
| زیرنویس عنوان = | |||
| عنوان اصلی = | |||
| عنوان انگلیسی = | |||
| عنوان عربی = | |||
| عنوان علمی = | |||
| شاخه علمی = | |||
| نوع مفهوم = | |||
| معنای اصطلاحی = | |||
| حوزه کاربرد = | |||
| گستره جغرافیایی = | |||
| منشأ تاریخی = | |||
| نخستین کاربرد = | |||
| ریشه واژه = | |||
| مرتبط با = | |||
| اهمیت = | |||
| مبدع = | |||
| مروج = | |||
| مقدس برای = | |||
| مورد احترام = | |||
| آثار مرتبط = | |||
}} | |||
{{درشت|'''قوم هزاره'''}}؛ از اقوام بومی و فارسیزبان افغانستان. | {{درشت|'''قوم هزاره'''}}؛ از اقوام بومی و فارسیزبان افغانستان. | ||
| خط ۵: | خط ۳۲: | ||
== نامگذاری قوم هزاره == | == نامگذاری قوم هزاره == | ||
واژهٔ | واژهٔ هزاره در زبان فارسی بهمعنای هزار است. برخی محققان دلیل نامگذاری این قوم به هزاره را سکونت آنها در مناطقی دانستهاند که هزاران چشمهٔ [[آب]] خوشگوار و هزاران نهر آب، هزاران دره و هزاران کوه دارد. برخی مورخان، نام قوم هزاره را نشاندهندهٔ بزرگی و جمعیت فراوان این قوم دانستهاند تا جایی که این مردم، به ازای [[مالیات]] سالانه، هزار سوارکار در اختیار قشون شاهی قرار دادند.<ref>یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزارهها، 1373ش، ج1، ص146.</ref> در دایرةالمعارف آمریکانا، ذیل واژهٔ هزاره، عنوان «خزاره» آمده که به [[دریای خزر]] اشاره دارد. در دایرةالمعارف فرهنگ روسی نیز قوم هزاره به مردمی اطلاق شده که در مناطق ولگا و حواشی [[قفقاز]] زندگی میکردهاند و بنابراین، دریای خزر در این نامگذاری تأثیرگذار محسوب میشود.<ref>خاوری، مردم هزاره و خراسان بزرگ، 1385ش، ص273.</ref> | ||
محمدیونس طغیان ساکایی، استاد [[دانشگاه کابل]]، برای تبیین واژهٔ هزاره به باور آریاییها اشاره میکند؛ آریاییها بر این عقیدهاند که خداوند برای بندگان خود هفت کشور خلق کرده که یکی از آنها «اَرِزَهی» نام داشت. در [[اوستا]]، به این کشور | محمدیونس طغیان ساکایی، استاد [[دانشگاه کابل]]، برای تبیین واژهٔ هزاره به باور آریاییها اشاره میکند؛ آریاییها بر این عقیدهاند که خداوند برای بندگان خود هفت کشور خلق کرده که یکی از آنها «اَرِزَهی» نام داشت. در [[اوستا]]، به این کشور 6 بار اشاره شده و معنای آن کشتزار و چراگاه است. مردم برخی مناطق هزاره در [[گویش هزارگی]] خود را «اَزرَه» مینامند و کارشناسان «اَزرَه» را تغییریافتهٔ واژهٔ «اَرِزَه» دانستهاند که با موقعیت جغرافیایی سرزمین کنونی هزارهها همخوانی دارد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص62؛ دادگی، بندهش، 1375ش، ص70؛ [http://www.asrislam.com/fa/news/24860/تاریخچه-قوم-هزاره «تاریخچۀ قوم هزاره»، خبرگزاری عصر اسلام.]</ref> | ||
== پیشینه و خاستگاه تباری قوم هزاره == | == پیشینه و خاستگاه تباری قوم هزاره == | ||
| خط ۳۶: | خط ۶۳: | ||
== موقعیت جغرافیایی قوم هزاره == | == موقعیت جغرافیایی قوم هزاره == | ||
پژوهشگران تحولات دههٔ پایانی قرن نوزدهم میلادی را در تغییر جغرافیای مردم هزاره مهم میدانند و بر این اساس پیشینهٔ جغرافیایی مردم هزاره را به دورههای زیر تقسیم میکنند: | پژوهشگران تحولات دههٔ پایانی قرن نوزدهم میلادی را در تغییر جغرافیای مردم هزاره مهم میدانند و بر این اساس پیشینهٔ جغرافیایی مردم هزاره را به دورههای زیر تقسیم میکنند: | ||
[[پرونده: | [[پرونده:قوم هزاره۱۶.jpg|جایگزین=دختران هزاره از غزنی|بندانگشتی|دختران هزاره از غزنی]] | ||
=== دوره پیش از ۱۸۹۳م === | === دوره پیش از ۱۸۹۳م === | ||
منطقهٔ هزارجات در متون تاریخی با نام بربرستان شناخته میشد و در شاهنامهٔ فردوسی بهعنوان حکومتی مستقل توصیف شده است. بر اساس پژوهشهای معاصر، قلمرو تاریخی بربرستان از شمال مکران تا جنوب [[بلخ]] و از غرب [[کابل]] تا [[زابلستان]] و شرق [[هرات]] امتداد داشت.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://sanad.iau.ir/en/Journal/DownloadFile/934483&ved=2ahUKEwjLhuHB_aOGAxWnVPEDHSqOAmgQFnoECCwQAQ&usg=AOvVaw3Pqe8N5OGjAxtrrrrW-2bC عبدلی، «هزارههای افغانستان. تبارشناسی و پراکندگی جمعیتی»، وبسایت سکوی نشر دانش.]</ref> این منطقه بهدلیل قرارگرفتن در مسیر [[جاده ابریشم|جادهٔ ابریشم]] از اهمیت تجاری برخوردار بود. در دورهٔ [[خراسان بزرگ]]، این ناحیه با عنوان غرجستان شناخته میشد، هرچند برخی محققان محدودهٔ غرجستان را محدودتر از قلمرو هزارستان میدانند. اصطلاح هزارهجات یا هزارستان پس از دورهٔ مغول (حدود ۱۲۰۰میلادی)، رواج یافته است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref>[[پرونده: | منطقهٔ هزارجات در متون تاریخی با نام بربرستان شناخته میشد و در شاهنامهٔ فردوسی بهعنوان حکومتی مستقل توصیف شده است. بر اساس پژوهشهای معاصر، قلمرو تاریخی بربرستان از شمال مکران تا جنوب [[بلخ]] و از غرب [[کابل]] تا [[زابلستان]] و شرق [[هرات]] امتداد داشت.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://sanad.iau.ir/en/Journal/DownloadFile/934483&ved=2ahUKEwjLhuHB_aOGAxWnVPEDHSqOAmgQFnoECCwQAQ&usg=AOvVaw3Pqe8N5OGjAxtrrrrW-2bC عبدلی، «هزارههای افغانستان. تبارشناسی و پراکندگی جمعیتی»، وبسایت سکوی نشر دانش.]</ref> این منطقه بهدلیل قرارگرفتن در مسیر [[جاده ابریشم|جادهٔ ابریشم]] از اهمیت تجاری برخوردار بود. در دورهٔ [[خراسان بزرگ]]، این ناحیه با عنوان غرجستان شناخته میشد، هرچند برخی محققان محدودهٔ غرجستان را محدودتر از قلمرو هزارستان میدانند. اصطلاح هزارهجات یا هزارستان پس از دورهٔ مغول (حدود ۱۲۰۰میلادی)، رواج یافته است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref> | ||
[[پرونده:قوم هزاره۱۵.jpg|جایگزین=مردان هزاره ۱۸۴۰ (میلادی) - شهر غزنی، نقاشی جیمز اتکینسون|بندانگشتی|مردان هزاره در حدود ۱۸۴۰ (میلادی) از روستاهای نزدیک شهر غزنی، نقاشی جیمز اتکینسون]] | |||
قلمرو هزارهها در این دوره شامل مناطق وسیعی بود که بر اساس منابع، ولایتهای میدان وردک، [[غزنی]]، بخشهای وسیعی از [[ارزگان]]، [[زابل افغانستان|زابل]]، [[قندهار]]، هلمند تا مرز هرات، [[نیمروز]] و بخشهایی از [[بادغیس]]، فراه، [[بامیان]]، [[دایکندی]]، [[غور]]، پروان، [[بغلان]]، [[سمنگان]]، [[بلخ]] و [[سرپل]] را در بر میگرفت.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص57-60.</ref> برخی پژوهشگران معتقدند مرزهای تاریخی هزارهجات تا مناطق بلوچستان و شاهراه کویته نیز امتداد داشته است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص97-108.</ref> | قلمرو هزارهها در این دوره شامل مناطق وسیعی بود که بر اساس منابع، ولایتهای میدان وردک، [[غزنی]]، بخشهای وسیعی از [[ارزگان]]، [[زابل افغانستان|زابل]]، [[قندهار]]، هلمند تا مرز هرات، [[نیمروز]] و بخشهایی از [[بادغیس]]، فراه، [[بامیان]]، [[دایکندی]]، [[غور]]، پروان، [[بغلان]]، [[سمنگان]]، [[بلخ]] و [[سرپل]] را در بر میگرفت.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص57-60.</ref> برخی پژوهشگران معتقدند مرزهای تاریخی هزارهجات تا مناطق بلوچستان و شاهراه کویته نیز امتداد داشته است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص97-108.</ref> | ||
| خط ۶۲: | خط ۹۰: | ||
== جمعیت هزارهها == | == جمعیت هزارهها == | ||
[[پرونده: | [[پرونده:قوم هزاره۱۴.jpg|جایگزین=فیضمحمد کاتب نویسنده و تاریخنگار|بندانگشتی|250x250پیکسل|فیضمحمد کاتب نویسنده و تاریخنگار]] | ||
بررسی [[جمعیت]] هزارهها در افغانستان با چالشهای روششناختی مواجه است، چون تاکنون سرشماری علمی و دقیقی با معیارهای بینالمللی در این زمینه انجام نشده است. تمامی دادههای موجود بر اساس برآوردها و تخمینهای پژوهشگران ارائه شدهاند که بهطور طبیعی با محدودیتهای روششناختی همراه است. برای مثال، [[فیضمحمد کاتب هزاره|فیضمحمد کاتب]] در ۱۳۰۶ش، جمعیت هزارهها را حدود ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار نفر تخمین زده است.<ref>کاتب، نژادنامه افغان، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰–۱۳۵.</ref> حسن پولادی در اوایل دههٔ ۱۳۵۰ش، جمعیت هزارهها را ۳میلیون برآورد کرده<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص32.</ref> و سیدعسگر موسوی در اواخر دههٔ ۱۳۶۰ش با احتساب جمعیت مهاجران این قوم در [[ایران]] و پاکستان، رقم کلی را حدود ۴ میلیون نفر دانسته است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص100.</ref> بر اساس تخمین [[بصیراحمد دولتآبادی]]، هزارهها با احتساب هزارههای اسماعیلی و اهل تسنن، حدود ۳۰درصد از جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند. با این حال، از آنجا که آمار دقیقی از جمعیت هزارهها در سطح جهان در دسترس نیست، این تخمینها بهعنوان یک برآورد کلی محسوب میشود.<ref>دولتآبادی، شناسنامه افغانستان، 1387ش، ص28.</ref> | بررسی [[جمعیت]] هزارهها در افغانستان با چالشهای روششناختی مواجه است، چون تاکنون سرشماری علمی و دقیقی با معیارهای بینالمللی در این زمینه انجام نشده است. تمامی دادههای موجود بر اساس برآوردها و تخمینهای پژوهشگران ارائه شدهاند که بهطور طبیعی با محدودیتهای روششناختی همراه است. برای مثال، [[فیضمحمد کاتب هزاره|فیضمحمد کاتب]] در ۱۳۰۶ش، جمعیت هزارهها را حدود ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار نفر تخمین زده است.<ref>کاتب، نژادنامه افغان، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰–۱۳۵.</ref> حسن پولادی در اوایل دههٔ ۱۳۵۰ش، جمعیت هزارهها را ۳میلیون برآورد کرده<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص32.</ref> و سیدعسگر موسوی در اواخر دههٔ ۱۳۶۰ش با احتساب جمعیت مهاجران این قوم در [[ایران]] و پاکستان، رقم کلی را حدود ۴ میلیون نفر دانسته است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص100.</ref> بر اساس تخمین [[بصیراحمد دولتآبادی]]، هزارهها با احتساب هزارههای اسماعیلی و اهل تسنن، حدود ۳۰درصد از جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند. با این حال، از آنجا که آمار دقیقی از جمعیت هزارهها در سطح جهان در دسترس نیست، این تخمینها بهعنوان یک برآورد کلی محسوب میشود.<ref>دولتآبادی، شناسنامه افغانستان، 1387ش، ص28.</ref> | ||
| خط ۱۴۰: | خط ۱۶۸: | ||
=== غذاهای سنتی === | === غذاهای سنتی === | ||
[[پرونده: | [[پرونده:قوم هزاره۱۳.jpg|جایگزین=قَبُورداغ|بندانگشتی|قَبُورداغ]] | ||
فرهنگ غذایی هزارهها بهعنوان بخشی جداییناپذیر از هویت قومی آنها، بازتابی از شرایط اقلیمی، معیشتی و سنتهای دیرین این مردم است. تنوع غذایی این قوم با توجه به فصلها، مناسبتهای مذهبی و آیینی شکل گرفته و حتی در شرایط مهاجرت و جوامع مهاجرپذیر نیز حفظ شده است.<ref>[https://pajhwok.com/fa/2016/03/19/نوروز-در-دایکندی-با-پختن-حلوای-سرخ-جشن-گ/ غفاری، «نوروز در دایکندی با پختن حلوای سرخ جشن گرفته میشود»، آژانس خبری پژواک.]</ref> | فرهنگ غذایی هزارهها بهعنوان بخشی جداییناپذیر از هویت قومی آنها، بازتابی از شرایط اقلیمی، معیشتی و سنتهای دیرین این مردم است. تنوع غذایی این قوم با توجه به فصلها، مناسبتهای مذهبی و آیینی شکل گرفته و حتی در شرایط مهاجرت و جوامع مهاجرپذیر نیز حفظ شده است.<ref>[https://pajhwok.com/fa/2016/03/19/نوروز-در-دایکندی-با-پختن-حلوای-سرخ-جشن-گ/ غفاری، «نوروز در دایکندی با پختن حلوای سرخ جشن گرفته میشود»، آژانس خبری پژواک.]</ref> | ||
| خط ۱۸۲: | خط ۲۱۰: | ||
==== جشنوارهٔ دمبوره ==== | ==== جشنوارهٔ دمبوره ==== | ||
[[پرونده: | [[پرونده:قوم هزاره۱۰.jpg|جایگزین=جشنوارهٔ دمبوره|بندانگشتی|327x327پیکسل|جشنوارهٔ دمبوره]] | ||
در ۱۳۹۶ش برای نخستینبار با حمایت سازمان [[یونسکو]] و کشور چین، جشنوارهٔ دمبوره در ولایت بامیان برگزار شد که هزاران نفر از نقاط مختلف افغانستان در آن شرکت کردند. برگزارکنندگان این جشنواره هدف آن را زنده نگهداشتن موسیقی اصیل محلی، رونق [[گردشگری]] و ایجاد همدلی میان مردم افغانستان عنوان کردهاند.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/49583/%25D9%2586%25D8%25AE%25D8%25B3%25D8%25AA%25DB%258C%25D9%2586-%25D8%25AC%25D8%25B4%25D9%2586%25E2%2580%258C%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580 جویا، «نخستین جشنواره فرهنگی و هنری دمبوره در بامیان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> | در ۱۳۹۶ش برای نخستینبار با حمایت سازمان [[یونسکو]] و کشور چین، جشنوارهٔ دمبوره در ولایت بامیان برگزار شد که هزاران نفر از نقاط مختلف افغانستان در آن شرکت کردند. برگزارکنندگان این جشنواره هدف آن را زنده نگهداشتن موسیقی اصیل محلی، رونق [[گردشگری]] و ایجاد همدلی میان مردم افغانستان عنوان کردهاند.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/49583/%25D9%2586%25D8%25AE%25D8%25B3%25D8%25AA%25DB%258C%25D9%2586-%25D8%25AC%25D8%25B4%25D9%2586%25E2%2580%258C%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580 جویا، «نخستین جشنواره فرهنگی و هنری دمبوره در بامیان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> | ||
| خط ۲۲۸: | خط ۲۵۶: | ||
==== مراکز علمی ==== | ==== مراکز علمی ==== | ||
[[پرونده: | [[پرونده:قوم هزاره۱۲.jpg|جایگزین=دانشگاه رهنورد مزار شریف|بندانگشتی|دانشگاه رهنورد مزار شریف]] | ||
در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان، قوم هزاره با تأسیس مراکز علمی و دانشگاههای معتبر خصوصی، نقش بیبدیلی در توسعهٔ فرهنگی و نوسازی نظام اداری کشور ایفا کرد. از جمله این نهادهای علمی در کابل عبارتند از: دانشگاه کاتب، دانشگاه ابنسینا، دانشگاه خاتمالنبیین، دانشگاه گوهرشاد، دانشگاه غرجستان، دانشگاه رابعه بلخی، مؤسسهٔ تحصیلات عالی علامه و مؤسسهٔ تحصیلات عالی ابوریحان، دانشگاه رهنورد در [[مزار شریف]]، [[دانشگاه بامیان]] و مؤسسهٔ تحصیلات عالی بامیکا در بامیان و مؤسسهٔ تحصیلات عالی ناصر خسرو در دایکندی از مهمترین مراکز علمی در ولایات هستند که به همت فرهیختگان و دانشآموختگان هزاره پایهگذاری شدند. | در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان، قوم هزاره با تأسیس مراکز علمی و دانشگاههای معتبر خصوصی، نقش بیبدیلی در توسعهٔ فرهنگی و نوسازی نظام اداری کشور ایفا کرد. از جمله این نهادهای علمی در کابل عبارتند از: دانشگاه کاتب، دانشگاه ابنسینا، دانشگاه خاتمالنبیین، دانشگاه گوهرشاد، دانشگاه غرجستان، دانشگاه رابعه بلخی، مؤسسهٔ تحصیلات عالی علامه و مؤسسهٔ تحصیلات عالی ابوریحان، دانشگاه رهنورد در [[مزار شریف]]، [[دانشگاه بامیان]] و مؤسسهٔ تحصیلات عالی بامیکا در بامیان و مؤسسهٔ تحصیلات عالی ناصر خسرو در دایکندی از مهمترین مراکز علمی در ولایات هستند که به همت فرهیختگان و دانشآموختگان هزاره پایهگذاری شدند. | ||
| خط ۲۸۴: | خط ۳۱۲: | ||
# '''زنبور آسی بازی:''' بازی دستهجمعی با حرکات دست و شعر. بازیکنان باید هماهنگ با شعر حرکات را انجام دهند. این بازی به هماهنگی و سرعت واکنش نیاز دارد. | # '''زنبور آسی بازی:''' بازی دستهجمعی با حرکات دست و شعر. بازیکنان باید هماهنگ با شعر حرکات را انجام دهند. این بازی به هماهنگی و سرعت واکنش نیاز دارد. | ||
# '''آکو باکو بازی:''' بازی انگشتی با شعرهای خاص که در زمان مشخص انگشت حرکت داده میشود. دقت و هماهنگی چشم و دست در این بازی بسیار مهم است.<ref>[https://jaghori1.blogfa.com/post/236/درنگی-بر-بازی-های-هزارگی-بخش-نخست- «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.]</ref> | # '''آکو باکو بازی:''' بازی انگشتی با شعرهای خاص که در زمان مشخص انگشت حرکت داده میشود. دقت و هماهنگی چشم و دست در این بازی بسیار مهم است.<ref>[https://jaghori1.blogfa.com/post/236/درنگی-بر-بازی-های-هزارگی-بخش-نخست- «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.]</ref> | ||
# '''اَوچِیرتکبازی:''' بازی آبپاشی با ساقهٔ بلدرغو که با کشیدن و فشاردادن چوب، آب را به بیرون میپاشد و با صدای خاصی همراه است. این بازی به هماهنگی حرکتی و مهارت دستورزی کمک میکند.<ref>جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ص956.</ref>[[پرونده: | # '''اَوچِیرتکبازی:''' بازی آبپاشی با ساقهٔ بلدرغو که با کشیدن و فشاردادن چوب، آب را به بیرون میپاشد و با صدای خاصی همراه است. این بازی به هماهنگی حرکتی و مهارت دستورزی کمک میکند.<ref>جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ص956.</ref>[[پرونده:قوم هزاره۱۱.jpg|جایگزین=لخشک روی سُرجه|بندانگشتی|لخشک روی سُرجه]] | ||
# '''لخشک روی سُرجه:''' یک بازی زمستانی سنتی که بهطور معمول در اواخر فصل سرما و نزدیک بهار انجام میشود و بیشتر بین کودکان، نوجوانان و جوانان محبوبیت دارد. در این بازی، کودکان با استفاده از تختههای چوبی یا وسایل مشابه بر روی شیبهای پوشیده از برف سفت که بر اثر تابش خورشید در روز و سرمای شدید در شب، مانند یخ سفت شده است و در گویش محلی به آن سُرجه میگویند، سُر میخورند. این فعالیت که شباهت زیادی به اسکی روی برف دارد، به مهارت در حفظ تعادل و کنترل سرعت نیاز دارد.<ref>[https://kabulestan.com/مکان-ها/شهر-باستانی-بامیان/ «ولایت باستانی بامیان»، وبسایت کابلستان.]</ref> | # '''لخشک روی سُرجه:''' یک بازی زمستانی سنتی که بهطور معمول در اواخر فصل سرما و نزدیک بهار انجام میشود و بیشتر بین کودکان، نوجوانان و جوانان محبوبیت دارد. در این بازی، کودکان با استفاده از تختههای چوبی یا وسایل مشابه بر روی شیبهای پوشیده از برف سفت که بر اثر تابش خورشید در روز و سرمای شدید در شب، مانند یخ سفت شده است و در گویش محلی به آن سُرجه میگویند، سُر میخورند. این فعالیت که شباهت زیادی به اسکی روی برف دارد، به مهارت در حفظ تعادل و کنترل سرعت نیاز دارد.<ref>[https://kabulestan.com/مکان-ها/شهر-باستانی-بامیان/ «ولایت باستانی بامیان»، وبسایت کابلستان.]</ref> | ||
| خط ۲۹۳: | خط ۳۲۱: | ||
=== پوشاک سنتی قوم هزاره === | === پوشاک سنتی قوم هزاره === | ||
==== پوشاک سنتی مردان هزاره ==== | ==== پوشاک سنتی مردان هزاره ==== | ||
لباس سنتی مردان هزاره از چند بخش اصلی تشکیل شده که هر کدام کارکرد خاص خود را دارد. پیراهن بلند و گشاد که بهطور معمول از پارچهٔ پنبهای تهیه میشود و در دو نوع بدون یقه و یقهدار وجود دارد. شلوار گشاد که از کمر تا مچ پا را میپوشاند و بهجای کش از نخ ضخیم (ایزاربند) برای محکمکردن آن استفاده میشود. جلیقه یا واسکت، روی پیراهن پوشیده میشود که در مناطق مختلف ممکن است تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای هوای سردتر، جاکت و کت به این مجموعه اضافه میشود.<ref>علیآبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، ۱۳۹۵ش، ص 294-297.</ref> | لباس سنتی مردان هزاره از چند بخش اصلی تشکیل شده که هر کدام کارکرد خاص خود را دارد. پیراهن بلند و گشاد که بهطور معمول از پارچهٔ پنبهای تهیه میشود و در دو نوع بدون یقه و یقهدار وجود دارد. شلوار گشاد که از کمر تا مچ پا را میپوشاند و بهجای کش از نخ ضخیم (ایزاربند) برای محکمکردن آن استفاده میشود. جلیقه یا واسکت، روی پیراهن پوشیده میشود که در مناطق مختلف ممکن است تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای هوای سردتر، جاکت و کت به این مجموعه اضافه میشود.<ref>علیآبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، ۱۳۹۵ش، ص 294-297.</ref> | ||
| خط ۳۰۸: | خط ۳۳۴: | ||
* '''زیورآلات''': زیورآلات نقرهای، بخش جداییناپذیر پوشش سنتی زنان هزاره است. برای مثال پیکی (نیمدایرهٔ پیشانی) با منگولههای زرین، طوق و جودانه (گردنبندهای چندطبقه با آویزهای سلسلهوار)، بالی و سلسله (نوارهای تزئینی گوش و پیشانی) و تیقی چیغی (حمایل مزین به سکه) از جملهٔ این زیورآلات محسوب میشوند. هر یک از این قطعات علاوه بر کارکرد تزئینی، معانی نمادین خاصی دارند و اغلب بهعنوان جهیزیه و سرمایهٔ خانواده محسوب میشوند. [[انگشتر]]ها و [[گوشواره]]ها بهطور معمول از [[نقره]] ساخته میشوند و با سنگهایی مانند [[عقیق]]، [[فیروزه]] و [[لاجورد]] تزیین میشوند. | * '''زیورآلات''': زیورآلات نقرهای، بخش جداییناپذیر پوشش سنتی زنان هزاره است. برای مثال پیکی (نیمدایرهٔ پیشانی) با منگولههای زرین، طوق و جودانه (گردنبندهای چندطبقه با آویزهای سلسلهوار)، بالی و سلسله (نوارهای تزئینی گوش و پیشانی) و تیقی چیغی (حمایل مزین به سکه) از جملهٔ این زیورآلات محسوب میشوند. هر یک از این قطعات علاوه بر کارکرد تزئینی، معانی نمادین خاصی دارند و اغلب بهعنوان جهیزیه و سرمایهٔ خانواده محسوب میشوند. [[انگشتر]]ها و [[گوشواره]]ها بهطور معمول از [[نقره]] ساخته میشوند و با سنگهایی مانند [[عقیق]]، [[فیروزه]] و [[لاجورد]] تزیین میشوند. | ||
===== تفاوتهای نسلی و موقعیتی ===== | ===== '''تفاوتهای نسلی و موقعیتی''' ===== | ||
پوشش زنان مسن با رنگهای تیره و طرحهای ساده از لباس زنان جوان با رنگهای شاد و طرحهای پرنقشونگار متمایز میشود. لاته (چادر محلی) بهعنوان پوشش روزمره استفاده میشود، در حالیکه چادرهای تزئینی برای مراسم خاص، نگهداری میشوند. امروزه گرچه برخی دختران جوان به پوشش مدرن مانند [[مانتو]] و شلوار روی آوردهاند، اما این پوشش سنتی در مناطق روستایی همچنان بهعنوان نماد هویت فرهنگی حفظ شده است.<ref>[https://www.tebyan.net/news/361566/لباس-های-سنتی-زنان-و-مردان-هزاره «لباسهای سنتی زنان و مردان هزاره»، وبسایت تبیان.]</ref> | پوشش زنان مسن با رنگهای تیره و طرحهای ساده از لباس زنان جوان با رنگهای شاد و طرحهای پرنقشونگار متمایز میشود. لاته (چادر محلی) بهعنوان پوشش روزمره استفاده میشود، در حالیکه چادرهای تزئینی برای مراسم خاص، نگهداری میشوند. امروزه گرچه برخی دختران جوان به پوشش مدرن مانند [[مانتو]] و شلوار روی آوردهاند، اما این پوشش سنتی در مناطق روستایی همچنان بهعنوان نماد هویت فرهنگی حفظ شده است.<ref>[https://www.tebyan.net/news/361566/لباس-های-سنتی-زنان-و-مردان-هزاره «لباسهای سنتی زنان و مردان هزاره»، وبسایت تبیان.]</ref> | ||
| خط ۳۸۶: | خط ۴۱۲: | ||
قیام موسوم به گاوسوار، بهعنوان سومین مرحله از مقاومت هزارهها در برابر ستم سیستماتیک حکومت کابل شکل گرفت. عامل اصلی این قیام، تحمیل مالیاتهای سنگین، بهویژه [[مالیات روغن حیوانی]]، بر جامعهٔ هزاره بود که در پی کمبود روغن نباتی و فساد اداری، بهجای تأمین منابع جایگزین، به مردم این قوم تحمیل شد. بر اساس قوانین دولتی، مردم موظف بودند در برابر هر رأس دام، مقدار مشخصی روغن زرد پرداخت کنند، اما مأموران با بهانهٔ ضایعات حملونقل، مقادیر بیشتری میگرفتند. این سیاست همراه با مالیاتهای دیگر نظیر [[خسبری]] (مالیات بر زمینهای کشاورزی)، [[شاخپولی]] (مالیات بر حیوانات)، [[گندمگُدام]] (نوعی مالیات سراسری)، [[کلهپولی]] (مالیات بر انسان)، [[سرچربی بیبی و ملکه]] '''('''نوعی مالیات برای مصارف خانواده شاهی) و کوچی، فشار اقتصادی بیسابقهای بر هزارهها وارد ساخت و موجبات فرار بسیاری از روستاها را فراهم آورد.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا احیای هویت، 1384ش، ص 362-370.</ref> | قیام موسوم به گاوسوار، بهعنوان سومین مرحله از مقاومت هزارهها در برابر ستم سیستماتیک حکومت کابل شکل گرفت. عامل اصلی این قیام، تحمیل مالیاتهای سنگین، بهویژه [[مالیات روغن حیوانی]]، بر جامعهٔ هزاره بود که در پی کمبود روغن نباتی و فساد اداری، بهجای تأمین منابع جایگزین، به مردم این قوم تحمیل شد. بر اساس قوانین دولتی، مردم موظف بودند در برابر هر رأس دام، مقدار مشخصی روغن زرد پرداخت کنند، اما مأموران با بهانهٔ ضایعات حملونقل، مقادیر بیشتری میگرفتند. این سیاست همراه با مالیاتهای دیگر نظیر [[خسبری]] (مالیات بر زمینهای کشاورزی)، [[شاخپولی]] (مالیات بر حیوانات)، [[گندمگُدام]] (نوعی مالیات سراسری)، [[کلهپولی]] (مالیات بر انسان)، [[سرچربی بیبی و ملکه]] '''('''نوعی مالیات برای مصارف خانواده شاهی) و کوچی، فشار اقتصادی بیسابقهای بر هزارهها وارد ساخت و موجبات فرار بسیاری از روستاها را فراهم آورد.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا احیای هویت، 1384ش، ص 362-370.</ref> | ||
[[ابراهیم | [[ابراهیم گاوسوار]] با مشاهدهٔ این ستمها، ابتدا از طریق شکایت به مراجع حکومتی اقدام کرد، اما با بیتوجهی و زندان مواجه شد. وی سپس با سازماندهی مقاومت مسلحانه، به قلعهٔ نظامی القان، حمله و دولت را وادار به مذاکره کرد. حکومت مرکزی با ترس از گسترش قیام، با وعدههایی نظیر لغو مالیات، ساخت مدارس و کلینیکها و برکناری [[محمدهاشم]] خان (نخستوزیر وقت)، بهطور موقت تن به مصالحه داد. اگرچه قیام گاوسوار به ظاهر پایان یافت، اما زمینهٔ همگرایی گستردهتر میان گروههای عدالتخواه، از جمله تلاشهای بعدی سیداسماعیل بلخی و متحدان وی را فراهم ساخت.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا احیای هویت، 1385ش، ص 384-395.</ref> | ||
=== مرحلهٔ چهارم؛ مقاومت و جهاد هزارهها (دههٔ ۱۹۷۰ میلادی) === | === مرحلهٔ چهارم؛ مقاومت و جهاد هزارهها (دههٔ ۱۹۷۰ میلادی) === | ||
| خط ۳۹۸: | خط ۴۲۴: | ||
=== مرحلهٔ پنجم؛ مقاومت غرب کابل و گفتمان عدالتخواهی (دههٔ ۱۹۹۰ میلادی) === | === مرحلهٔ پنجم؛ مقاومت غرب کابل و گفتمان عدالتخواهی (دههٔ ۱۹۹۰ میلادی) === | ||
هزارهها در طول تاریخ افغانستان همواره قربانی تبعیضهای قومی و مذهبی بودهاند. پس از سقوط حکومت [[نجیبالله]] و تشکیل [[دولت اسلامی افغانستان]] توسط مجاهدین، بار دیگر از مشارکت عادلانه در قدرت محروم شدند. این امر موجب شکلگیری [[گفتمان عدالتخواهی]] به رهبری عبدالعلی | هزارهها در طول تاریخ افغانستان همواره قربانی تبعیضهای قومی و مذهبی بودهاند. پس از سقوط حکومت [[نجیبالله]] و تشکیل [[دولت اسلامی افغانستان]] توسط مجاهدین، بار دیگر از مشارکت عادلانه در قدرت محروم شدند. این امر موجب شکلگیری [[گفتمان عدالتخواهی]] به رهبری [[عبدالعلی مزاری]]، دبیرکل حزب وحدت اسلامی شد که خواستار احقاق حقوق سیاسی، اجتماعی و مذهبی هزارهها و شیعیان افغانستان بود. | ||
==== مقاومت غرب کابل و نقش عبدالعلی مزاری ==== | ==== مقاومت غرب کابل و نقش عبدالعلی مزاری ==== | ||
مقاومت سازمانیافتهٔ هزارهها در غرب کابل (۱۳۷۱–۱۳۷۳ش) نقطهٔ عطفی در تاریخ مبارزات این قوم بود. عبدالعلی | مقاومت سازمانیافتهٔ هزارهها در غرب کابل (۱۳۷۱–۱۳۷۳ش) نقطهٔ عطفی در تاریخ مبارزات این قوم بود.[[عبدالعلی مزاری]]، بهعنوان رهبر کاریزماتیک این جنبش، خواستار رسمیتیافتن مذهب شیعه، تغییر ساختارهای تبعیضآمیز اداری و تقسیمات کشوری و حضور هزارهها در تصمیمگیریها شد.<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص 104.</ref> وی با استناد به تاریخ پر ستم افغانستان، بهویژه دوران عبدالرحمان، بر ضرورت پایاندادن به ستم سیستماتیک علیه هزارهها تأکید کرد. علاوه بر آن بر مفاهیمی مانند حکومت ملی، اسلامی، عادلانه، حاکمیت مردم،<ref>مزاری، احیاری هویت، 1393، ص 135.</ref> وحدت ملی،<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص266.</ref> کرامت انسانی، حقوق شهروندی، صلح و امنیت، مدارای اجتماعی، استقلال، نظام فدرال، پذیرش حقوق زنان و اقلیتها در افغانستان، تأکید داشت.<ref>فصیحی، «گفتمان عدالتخواهی در افغانستان»، 1403ش، ص 73-76.</ref> | ||
مقاومت عدالتخواهی موجب افزایش نقش هزارهها در معادلات سیاسی و الهامبخش نسلهای بعدی برای ادامهٔ مبارزه در راه برابری و آزادی شد. آرمانهای این جنبش از جمله عدالتخواهی و مقاومت در برابر ظلم، ادبیات جدید را خلق کرد و تا امروز در افکار عمومی هزارهها زنده مانده و به بخشی از هویت جمعی آنان تبدیل شده است.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | مقاومت عدالتخواهی موجب افزایش نقش هزارهها در معادلات سیاسی و الهامبخش نسلهای بعدی برای ادامهٔ مبارزه در راه برابری و آزادی شد. آرمانهای این جنبش از جمله عدالتخواهی و مقاومت در برابر ظلم، ادبیات جدید را خلق کرد و تا امروز در افکار عمومی هزارهها زنده مانده و به بخشی از هویت جمعی آنان تبدیل شده است.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | ||
| خط ۵۶۸: | خط ۵۹۴: | ||
== احیاگران هویت مذهبی، اجتماعی و سیاسی جامعهٔ هزاره == | == احیاگران هویت مذهبی، اجتماعی و سیاسی جامعهٔ هزاره == | ||
[[پرونده:قوم هزاره۳. | [[پرونده:قوم هزاره۳.jpeg|جایگزین=ابراهیم گاوسوار|بندانگشتی|ابراهیم گاوسوار]] | ||
پس از نسلکشی سیستماتیک هزارهها توسط عبدالرحمان که منجر به نابودی ۶۲درصد از جمعیت و کوچ اجباری آنان شد، چند شخصیت تاریخی و برجستهٔ هزاره که برای احیای هویت هزاره تلاش کرده عبارتند از: فیضمحمد کاتب هزاره، عبدالخالق هزاره، ابراهیم گاوسوار، سید اسماعیل بلخی، محمداسماعیل مبلغ و عبدالعلی مزاری.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا کتمان هویت، 1385ش، ص176-254.</ref> | پس از نسلکشی سیستماتیک هزارهها توسط عبدالرحمان که منجر به نابودی ۶۲درصد از جمعیت و کوچ اجباری آنان شد، چند شخصیت تاریخی و برجستهٔ هزاره که برای احیای هویت هزاره تلاش کرده عبارتند از: فیضمحمد کاتب هزاره، عبدالخالق هزاره، ابراهیم گاوسوار، سید اسماعیل بلخی، محمداسماعیل مبلغ و عبدالعلی مزاری.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا کتمان هویت، 1385ش، ص176-254.</ref> | ||
== احزاب و تشکلهای سیاسی هزاره == | == احزاب و تشکلهای سیاسی هزاره == | ||
[[پرونده:قوم هزاره۱.jpg|جایگزین=شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان|بندانگشتی| | [[پرونده:قوم هزاره۱.jpg|جایگزین=شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان|بندانگشتی|سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان]] | ||
فعالیتهای گروههای سیاسی هزاره در قالبهای نوین، به دوران فعالیت سید اسماعیل بلخی در دههٔ ۱۳۲۰ش و پس از آن بازمیگردد و در این قسمت به برخی از مهمترین احزاب و ائتلافهای هزارهها پرداخته میشود. | فعالیتهای گروههای سیاسی هزاره در قالبهای نوین، به دوران فعالیت سید اسماعیل بلخی در دههٔ ۱۳۲۰ش و پس از آن بازمیگردد و در این قسمت به برخی از مهمترین احزاب و ائتلافهای هزارهها پرداخته میشود. | ||
| خط ۶۲۰: | خط ۶۴۶: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | |||
{{پانویس | |||
== منابع == | == منابع == | ||