| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
«بهشت غرب»، تمدن غربی را در قالب تصویری آرمانی و کعبه آمال جلوه میدهد و آن را یگانه راه نجات از عقبماندگی معرفی میکند. مواجهۀ جوامع شرقی، بهویژه ایران، با تمدن غربی یکی از پرچالشترین مباحث تاریخ در دو قرن اخیر به شمار میرود. از قرن نوزدهم، مفهوم «غرب» برای بخشی از تحصیلکردگان و منورالفکران به «انگارهای بهشتگونه» تبدیل شد. این تصویر که ریشه در سیاستهای استعماری، ناآگاهی و خودتحقیری بعضی از نخبگان داشت، پیامدهایی چون خودباختگی فرهنگی و نفی هویت ملی را به دنبال آورد. در مقابل این شیفتگی، عالمان و اندیشمندان جامعه دینی به مقابله با مظاهر استعماری و فرهنگ غربی برخاستند. اوج این ایستادگی، وقوع انقلاب اسلامی بود که توانست هویت تمدنی و دینی را به جامعه بازگرداند. | «بهشت غرب»، تمدن غربی را در قالب تصویری آرمانی و کعبه آمال جلوه میدهد و آن را یگانه راه نجات از عقبماندگی معرفی میکند. مواجهۀ جوامع شرقی، بهویژه ایران، با تمدن غربی یکی از پرچالشترین مباحث تاریخ در دو قرن اخیر به شمار میرود. از قرن نوزدهم، مفهوم «غرب» برای بخشی از تحصیلکردگان و منورالفکران به «انگارهای بهشتگونه» تبدیل شد. این تصویر که ریشه در سیاستهای استعماری، ناآگاهی و خودتحقیری بعضی از نخبگان داشت، پیامدهایی چون خودباختگی فرهنگی و نفی هویت ملی را به دنبال آورد. در مقابل این شیفتگی، عالمان و اندیشمندان جامعه دینی به مقابله با مظاهر استعماری و فرهنگ غربی برخاستند. اوج این ایستادگی، وقوع انقلاب اسلامی بود که توانست هویت تمدنی و دینی را به جامعه بازگرداند. | ||
'''مفهومشناسی''' | == '''مفهومشناسی'''<ref group="دیدگاه">در مفهوم شناسی باید مشخص شود که آیا این یک اصطلاح علمی رایج است یا یک مفهوم در گفتمان خاص (مثلاً ادبیات انتقادی مذهبی-انقلابی ایران)؟</ref> == | ||
غرب در نگاه محققین و تاریخنگاران، مفهومی چندوجهی است که میتوان آن را از مناظر جغرافیایی، سیاسی و تاریخی-فرهنگی مورد بررسی قرار داد. مفهوم غربِ تاریخی-فرهنگی از حدود قرن ششم تا هفتم قبل از میلاد در یونان آغاز شد<ref>زرشناس، مبانی نظری غرب مدرن، ۱۳۹۴ش، ص۲۲.</ref> و در سیر تکاملی خود، میراث روم، اقوام اروپای شمالی و بعدها مهاجران آمریکای شمالی و استرالیا و حتی ژاپن را نیز در برگرفت.<ref>زرشناس، توسعه، ۱۳۹۲ش، ص۴۸.</ref> از نظر برخی پژوهشگران، کشورهایی نظیر چین، کره جنوبی، تایوان، هنگ کنگ و مالزی که تنها وجوهی از تمدن غربی را اقتباس کردهاند، در دسته غرب جای نگرفته و صرفاً «غربزده» تلقی میشوند.<ref>زرشناس، توسعه، ۱۳۹۲ش، ص۵۲.</ref> | |||
غرب در نگاه | جوامع شرقی<ref>بلاوت، غرب چگونه غرب شد، ۱۳۹۲ش، ص۱۳.</ref> در نخستین مواجهه خود با این حوزه تمدنی در قرن نوزدهم، دچار نوعی شیفتگی تمامعیار در برابر جلوههای ظاهری آن و خودباختگی فرهنگی شدند. در نگاه این دسته، غرب بهعنوان میراثدار گذشته شکوهمند یونان و روم دیده میشود و حرکت به سوی رفاه و توسعه بدون نگاه به این «شهر فرنگ» دور از عقل سلیم پنداشته میشود.<ref>یثربی، «غربزدگی چیست و غربزده کیست؟»، وبسایت تبیان.</ref><ref group="دیدگاه">تا اینجا شما بحث غرب زدگی را گزارش کردید نه معنا و مفهوم بهشت غرب را. </ref> | ||
«بهشت غرب» تصویری آرمانی، بینقص و ایدهآل از تمدن غربی<ref>بذرافشان، سید محمد کاظم یزدی فقیه دور اندیش: فقیه دور اندیش، ۱۳۷۶ش، ص۱۲.</ref> است<ref>یثربی، «غربزدگی چیست و غربزده کیست؟»، وبسایت تبیان.</ref> که در نقطه مقابل جامعه خودی با فرهنگ بومی و باورهای دینی قرار میگیرد.<ref>توکلیان، «مهندس بازرگان و مقوله غرب»، ۱۳۷۵ش، ص۵۱.</ref><ref group="دیدگاه">به نظر اگر این مطلب را در شروع بحث بیاورید بهتر باشد.</ref><ref group="دیدگاه">پیشینه شکلگیری این اصطلاح کنایی چیست؟ چه کسی به کار برد و چه منظور و غرضی داشت؟</ref> | |||
== بعضی از مظاهر بهشت غرب<ref group="دیدگاه">خیلی قلم فرسایی صورت گرفته است. هر کدام از این موارد در یک جمله توضیح داده شود کافی است. اگر این تفکیک و نمایه ها زحمت خود شماست نه مستقیما از منابع، میتوان در تعداد هم کمی تلفیق کرد: | |||
'''وابستگی فکری و معرفتی:''' پذیرش مطلق و غیرانتقادی اندیشههای غربی و انحصار معیارهای توسعه، موفقیت و عقلانیت به استانداردهای غرب. | |||
'''ازخودبیگانگی فرهنگی:''' تقلید در سبک زندگی، مصرفگرایی نمایشیِ کالاهای غربی جهت کسب تشخص، و تحقیر مؤلفههای هویت ملی (مانند زبان و خط مادری). | |||
'''مطلقانگاری اقتصادی و سیاسی:''' پندار غرب به عنوان یگانه الگوی بینقص رفاه و آزادی (توهم نسخه نجات)، توأم با نادیدهانگاری چالشهای درونی و پیامدهای تاریخی آن.</ref> == | |||
به گزارش کارشناسان و پژوهشگران، تصور غرب به عنوان یک «بهشت آرمانی» و کمال مطلوب، در ابعاد مختلف فکری، فرهنگی، هویتی و اقتصادی جوامع شرقی بروز مییابد. بعضی از مظاهر و مصادیق این شیفتگی و خودباختگی عبارتند از: | به گزارش کارشناسان و پژوهشگران، تصور غرب به عنوان یک «بهشت آرمانی» و کمال مطلوب، در ابعاد مختلف فکری، فرهنگی، هویتی و اقتصادی جوامع شرقی بروز مییابد. بعضی از مظاهر و مصادیق این شیفتگی و خودباختگی عبارتند از: | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۶: | ||
شکلگیری تصویر آرمانی از غرب در ذهن جوامع شرقی، محصول یک فرایند چندوجهی است. | شکلگیری تصویر آرمانی از غرب در ذهن جوامع شرقی، محصول یک فرایند چندوجهی است. | ||
۱. '''سیاستهای استعماری''': بعضی محققان سیاستهای استعماری غرب را از عوامل تاثیرگذار در تصویرسازی بهشت از غرب دانستهاند. در نگاه این دسته از محققان، دانش شرقشناسی<ref>آل احمد، غربزدگی، ص۱۳۳.</ref> در همین راستا در غرب شکل گرفت.<ref>ثمودی پیلهورد، خودمرکز پنداری غرب، ۱۳۹۹ش، ص۲۸.</ref> همچنانکه برخی از دانشمندان اروپایی نیز تصریح کردهاند که شرقشناسی ابزاری برای هویتبخشی به اروپا و جلوهای از سلطهجویی غرب است.<ref>ثمودی پیلهورد، خودمرکز پنداری غرب، ۱۳۹۹ش، ص۲۸.</ref> غرب از طریق متونی چون رمانها، سفرنامهها، گزارشهای خبری<ref>ثمودی پیلهورد، خودمرکز پنداری غرب، ۱۳۹۹ش، ص۳۰.</ref> شرق را موجوداتی بیمنطق، مستبد، بدوی و احساساتی بازآفرینی میکند و در مقابل، خود را قطب قدرت، روشنگری، عقلانیت و نماد علم و ثروت معرفی مینماید.<ref>ثمودی پیلهورد، خودمرکز پنداری غرب، ۱۳۹۹ش، ص۲۹.</ref> این رویکرد در آثار جامعهشناسان اروپایی مثل ماکس وبر<ref>ثمودی پیلهورد، خودمرکز پنداری غرب، ۱۳۹۹ش، ص۳۱.</ref> و حتی کارل مارکس<ref>ثمودی پیلهورد، خودمرکز پنداری غرب، ۱۳۹۹ش، ص۳۲.</ref> | ۱. '''سیاستهای استعماری''':<ref group="دیدگاه">عنوان سیاست استعماری است اما مشخصا کدام سیاست سبب شکلگیری این انگاره شده است؟</ref> بعضی محققان سیاستهای استعماری غرب را از عوامل تاثیرگذار در تصویرسازی بهشت از غرب دانستهاند. در نگاه این دسته از محققان، دانش شرقشناسی<ref>آل احمد، غربزدگی، ص۱۳۳.</ref> در همین راستا در غرب شکل گرفت.<ref>ثمودی پیلهورد، خودمرکز پنداری غرب، ۱۳۹۹ش، ص۲۸.</ref> همچنانکه برخی از دانشمندان اروپایی نیز تصریح کردهاند که شرقشناسی ابزاری برای هویتبخشی به اروپا و جلوهای از سلطهجویی غرب است.<ref>ثمودی پیلهورد، خودمرکز پنداری غرب، ۱۳۹۹ش، ص۲۸.</ref> <ref group="دیدگاه">از این قسمت به بعد، سیاست استعماری است یا همان رسانه و تبلیغات؟</ref>غرب از طریق متونی چون رمانها، سفرنامهها، گزارشهای خبری<ref>ثمودی پیلهورد، خودمرکز پنداری غرب، ۱۳۹۹ش، ص۳۰.</ref> شرق را موجوداتی بیمنطق، مستبد، بدوی و احساساتی بازآفرینی میکند و در مقابل، خود را قطب قدرت، روشنگری، عقلانیت و نماد علم و ثروت معرفی مینماید.<ref>ثمودی پیلهورد، خودمرکز پنداری غرب، ۱۳۹۹ش، ص۲۹.</ref> این رویکرد در آثار جامعهشناسان اروپایی مثل ماکس وبر<ref>ثمودی پیلهورد، خودمرکز پنداری غرب، ۱۳۹۹ش، ص۳۱.</ref> و حتی کارل مارکس نیز، نمود دارد. <ref>ثمودی پیلهورد، خودمرکز پنداری غرب، ۱۳۹۹ش، ص۳۲.</ref> | ||
۲. '''رسانه، هنر و تبلیغات''': به باور بسیاری از کارشناسان، یکی از عوامل مؤثر در شکلگیری انگارهی «بهشت غرب»، بهرهگیری از ابزار هنر بوده است. دنیای غرب از هنر، بهویژه هنرهای نمایشی و سینما، بیشترین بهره را برای ترویج فرهنگ خویش و هویتزدایی از جوامع دیگر برده است. به باور بعضی متخصصان، غربیها در قالب پروژههای مطالعاتی و با کمک روانشناسان، جامعهشناسان و مورخان، نقاط ضعف ملتها را شناسایی کرده و راه تسلط فرهنگی را از طریق تولیدات رسانهای هموار میکنند.<ref>جعفری، جلوهی اهل خراسان، ۱۳۹۳ش، ص۲۰۶.</ref> | ۲. '''رسانه، هنر و تبلیغات''': به باور بسیاری از کارشناسان،<ref group="دیدگاه">در سراسر متن از تعابیری مثل «به باور بسیاری از کارشناسان» زیاد استفاده شده است. در مواردی این سبک خوب است. در ویکی تمام مطالب باید نقل از دیگران باشد. اما به کار بردن بیش از اندازه این تعبیر، باعث ابهام برای مخاطب میشود. </ref> یکی از عوامل مؤثر در شکلگیری انگارهی «بهشت غرب»، بهرهگیری از ابزار هنر بوده است. دنیای غرب از هنر، بهویژه هنرهای نمایشی و سینما، بیشترین بهره را برای ترویج فرهنگ خویش و هویتزدایی از جوامع دیگر برده است. به باور بعضی متخصصان، غربیها در قالب پروژههای مطالعاتی و با کمک روانشناسان، جامعهشناسان و مورخان، نقاط ضعف ملتها را شناسایی کرده و راه تسلط فرهنگی را از طریق تولیدات رسانهای هموار میکنند.<ref>جعفری، جلوهی اهل خراسان، ۱۳۹۳ش، ص۲۰۶.</ref> | ||
'''۳. تحصیل در غرب''': برخی پژوهشگران و تحلیلگران با اشاره به سیاست جذب نخبگانِ جوامع شرقی توسط کشورهای غربی، بر این باورند که تحصیل در غرب، علاوه بر تأمین نیازهای علمی و فنی این کشورها،<ref>عباسی، «عوامل دینگریزی و گرایش جوانان به فرهنگ غرب»، ۱۳۸۶ش.</ref> نقش مهمی در وامدار شدن افراد به فرهنگ غربی داشته<ref>توکلیان، «مهندس بازرگان و مقوله غرب»، ۱۳۷۵ش، ص۵۶.</ref> و تصویری آرمانی از آن در ذهن نخبگان شکل داده است. یکی از پیامدهای این روند و اعزام محصلان به خارج، پرورش نسلی از روشنفکران بود که با تأثیرپذیری شدید از فرهنگ غربی،<ref>شریعتی، چه باید کرد، ۱۳۸۰ش، ص۳۶۶.</ref> نقش اصلی را در ترسیم انگارهی «بهشت غرب» برای جامعهی خود بر عهده گرفتند.<ref>تیموری، «آسیبشناسی مواجهه با غرب و بازنمایی آن در رسانه، وبسایت تابناک.</ref> | '''۳. تحصیل در غرب''': برخی پژوهشگران و تحلیلگران با اشاره به سیاست جذب نخبگانِ جوامع شرقی توسط کشورهای غربی، بر این باورند که تحصیل در غرب، علاوه بر تأمین نیازهای علمی و فنی این کشورها،<ref>عباسی، «عوامل دینگریزی و گرایش جوانان به فرهنگ غرب»، ۱۳۸۶ش.</ref> نقش مهمی در وامدار شدن افراد به فرهنگ غربی داشته<ref>توکلیان، «مهندس بازرگان و مقوله غرب»، ۱۳۷۵ش، ص۵۶.</ref> و تصویری آرمانی از آن در ذهن نخبگان شکل داده است. یکی از پیامدهای این روند و اعزام محصلان به خارج، پرورش نسلی از روشنفکران بود که با تأثیرپذیری شدید از فرهنگ غربی،<ref>شریعتی، چه باید کرد، ۱۳۸۰ش، ص۳۶۶.</ref> نقش اصلی را در ترسیم انگارهی «بهشت غرب» برای جامعهی خود بر عهده گرفتند.<ref>تیموری، «آسیبشناسی مواجهه با غرب و بازنمایی آن در رسانه، وبسایت تابناک.</ref> | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۹: | ||
به باور کارشناسان و پژوهشگران حوزههای فرهنگی و اجتماعی، شکلگیری انگارهی «بهشت غرب» پیامدهای مخربی برای جوامع شرقی به همراه داشته است. بعضی از پیامدها عبارت است از: | به باور کارشناسان و پژوهشگران حوزههای فرهنگی و اجتماعی، شکلگیری انگارهی «بهشت غرب» پیامدهای مخربی برای جوامع شرقی به همراه داشته است. بعضی از پیامدها عبارت است از: | ||
۱. '''احساس حقارت''': به زعم پژوهشگران، استعمار با | ۱. '''احساس حقارت''': به زعم پژوهشگران، استعمار با خلقِ دوگانهی «غربِ پیشرفته و عقلانی» در برابر «شرقِ عقبمانده و احساساتی»، نوعی عقدهی [[حقارت]] در جوامع شرقی ایجاد کرد.<ref>موسوی، «غربزدگی و ریشههای روانی، فلسفی و تمدنی»، وبسایت دانشگاه فرهنگیان.</ref> انسان شرقی با درونی کردن این تصویر، دچار ازخودبیگانگی شده و دستاوردهای خود را بیارزش و داشتههای غرب را اصیل میپندارد. در این حالت، فرد حتی برای شناخت هویت تاریخی خود به منابع غربی و خاورشناسان رجوع میکند که نتیجهی آن تحقیر مضاعف خویشتن است.<ref>موسوی، «غربزدگی و ریشههای روانی، فلسفی و تمدنی»، وبسایت دانشگاه فرهنگیان.</ref> | ||
۲. '''غربزدگی''': [[غربزدگی]] به معنای دلبستگی کورکورانه و نامعقول به تمدن غرب است. این شیفتگی که با اعتماد بیدریغ و خامی همراه است،<ref>شایگان، آسیا در برابر غرب، ۱۳۹۹ش، ص۵۷.</ref> مانع از شناخت عمیق و راهیابی به کانون محرک تفکر غربی میشود. از نگاه بعضی کارشناسان مطالعات فرهنگی، فرد غربزده نه به تفکر غربی راه مییابد و نه پیوندی با میراث قومی خود دارد و به اصطلاح از آنجا رانده و از اینجا مانده میشود.<ref>شایگان، آسیا در برابر غرب، ۱۳۹۹ش، ص۵۷.</ref> | ۲. '''غربزدگی''': [[غربزدگی]] به معنای دلبستگی کورکورانه و نامعقول به تمدن غرب است. این شیفتگی که با اعتماد بیدریغ و خامی همراه است،<ref>شایگان، آسیا در برابر غرب، ۱۳۹۹ش، ص۵۷.</ref> مانع از شناخت عمیق و راهیابی به کانون محرک تفکر غربی میشود. از نگاه بعضی کارشناسان مطالعات فرهنگی، فرد غربزده نه به تفکر غربی راه مییابد و نه پیوندی با میراث قومی خود دارد و به اصطلاح از آنجا رانده و از اینجا مانده میشود.<ref>شایگان، آسیا در برابر غرب، ۱۳۹۹ش، ص۵۷.</ref> | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۹: | ||
۵. '''گسست و بیگانگی تمدنهای غیرغربی از یکدیگر''': به عقیدهی بعضی از پژوهشگران تاریخ تمدن، در حالی که تمدنهای بزرگ آسیایی در گذشته ارتباط و تبادل فرهنگی پویایی با یکدیگر داشتند، اما امروزه به دلیل اینکه غرب به «کعبهی آمال» تبدیل شده، این تمدنها از یکدیگر بیگانه شدهاند<ref>شایگان، آسیا در برابر غرب، ۱۳۹۹ش، ص۱۷۳.</ref> و یکدیگر را تنها از دریچهی نگاه غرب<ref>آل احمد، غربزدگی، ص۱۳۳.</ref> و خاورشناسان میشناسند.<ref>شایگان، آسیا در برابر غرب، ۱۳۹۹ش، ص۱۷۹.</ref> | ۵. '''گسست و بیگانگی تمدنهای غیرغربی از یکدیگر''': به عقیدهی بعضی از پژوهشگران تاریخ تمدن، در حالی که تمدنهای بزرگ آسیایی در گذشته ارتباط و تبادل فرهنگی پویایی با یکدیگر داشتند، اما امروزه به دلیل اینکه غرب به «کعبهی آمال» تبدیل شده، این تمدنها از یکدیگر بیگانه شدهاند<ref>شایگان، آسیا در برابر غرب، ۱۳۹۹ش، ص۱۷۳.</ref> و یکدیگر را تنها از دریچهی نگاه غرب<ref>آل احمد، غربزدگی، ص۱۳۳.</ref> و خاورشناسان میشناسند.<ref>شایگان، آسیا در برابر غرب، ۱۳۹۹ش، ص۱۷۹.</ref> | ||
۶. '''مصرفگرایی و تقلید کورکورانه''': در انگارهی بهشت غرب، تنها راه برونرفت از وضع موجود و رسیدن به پیشرفت، «تقلید مطلق از غرب» دانسته میشود.<ref>ابوطالبی، ارتجاع روشنفکری بعد از انقلاب اسلامی، ۱۳۸۷ش، ص۱۶۶.</ref> یکی از بارزترین نمودهای این تقلید، مصرف کالاهای غربی است؛ تا جایی که مصرفزدگی به مایهی افتخار و نشانهی تمدن تبدیل میگردد.<ref>شریعتی، بازگشت به خویشتن، ۱۳۵۶ش، ص۱۹.</ref> | ۶. '''مصرفگرایی و تقلید کورکورانه''': در انگارهی بهشت غرب، تنها راه برونرفت از وضع موجود و رسیدن به پیشرفت، «تقلید مطلق از غرب» دانسته میشود.<ref>ابوطالبی، ارتجاع روشنفکری بعد از انقلاب اسلامی، ۱۳۸۷ش، ص۱۶۶.</ref> یکی از بارزترین نمودهای این تقلید، مصرف کالاهای غربی است؛ تا جایی که [[مصرفزدگی]] به مایهی افتخار و نشانهی تمدن تبدیل میگردد.<ref>شریعتی، بازگشت به خویشتن، ۱۳۵۶ش، ص۱۹.</ref> | ||
۷. '''وادادگی و پرهیز از رقابت''': برخی محققان و تحلیلگران بر این باورند که [[خودتحقیری]] ناشی از غربزدگی، جسارت رقابت با غرب یا تلاش برای رسیدن به جایگاهی برتر<ref>آل احمد، غربزدگی، ص۴۶.</ref> را از جامعه سلب میکند.<ref>غلامی، «پانزده ویژگی جریان غربزده در ایران و دنیای اسلام»، خبرگزاری مهر.</ref> این وضعیت، بهجای ترغیب به تلاش برای استقلال اقتصادی، به تسلیم در برابر فرهنگ و اقتصاد غرب میانجامد.<ref>شایگان، آسیا در برابر غرب، ۱۳۹۹ش، ص۴۹.</ref> مدیر یا مسؤلی که شیفتۀ غرب است، نهتنها تلاشی برای استقلال نمیکند، بلکه در مسیر به شکست کشاندن طرحهای مبتکرانهی داخلی که مغایر با الگوهای غربی باشد، سنگاندازی میکند.<ref>غلامی، «پانزده ویژگی جریان غربزده در ایران و دنیای اسلام»، خبرگزاری مهر.</ref> | ۷. '''وادادگی و پرهیز از رقابت''': برخی محققان و تحلیلگران بر این باورند که [[خودتحقیری]] ناشی از غربزدگی، جسارت رقابت با غرب یا تلاش برای رسیدن به جایگاهی برتر<ref>آل احمد، غربزدگی، ص۴۶.</ref> را از جامعه سلب میکند.<ref>غلامی، «پانزده ویژگی جریان غربزده در ایران و دنیای اسلام»، خبرگزاری مهر.</ref> این وضعیت، بهجای ترغیب به تلاش برای استقلال اقتصادی، به تسلیم در برابر فرهنگ و اقتصاد غرب میانجامد.<ref>شایگان، آسیا در برابر غرب، ۱۳۹۹ش، ص۴۹.</ref> مدیر یا مسؤلی که شیفتۀ غرب است، نهتنها تلاشی برای استقلال نمیکند، بلکه در مسیر به شکست کشاندن طرحهای مبتکرانهی داخلی که مغایر با الگوهای غربی باشد، سنگاندازی میکند.<ref>غلامی، «پانزده ویژگی جریان غربزده در ایران و دنیای اسلام»، خبرگزاری مهر.</ref> | ||
'''۸. زمینهساز استعمار''': تحلیلگران تاریخ و سیاست تأکید دارند که نگاه خوشبینانه و اعتماد مطلق به غرب، زمینهساز نفوذ استعمار شده و در طول تاریخ موجب گردیده تا برخی از روشنفکران، خواسته یا ناخواسته، در راستای اهداف بیگانگان عمل کنند.<ref>ابوطالبی، ارتجاع روشنفکری بعد از انقلاب اسلامی، ۱۳۸۷ش، ص۱۶۳.</ref> | '''۸. زمینهساز استعمار''': تحلیلگران تاریخ و سیاست تأکید دارند که نگاه خوشبینانه و اعتماد مطلق به غرب، زمینهساز نفوذ [[استعمار]] شده و در طول تاریخ موجب گردیده تا برخی از روشنفکران، خواسته یا ناخواسته، در راستای اهداف بیگانگان عمل کنند.<ref>ابوطالبی، ارتجاع روشنفکری بعد از انقلاب اسلامی، ۱۳۸۷ش، ص۱۶۳.</ref> | ||
== مواجهه جامعه ایران با انگاره «بهشت غرب»<ref group="دیدگاه">مفهوم «بهشت غرب» در این بخش از متن عملاً همان «غربزدگی» است با نامی دیگر. در حالی که منظور از این مدخل توصیف این مفهوم بوده است نه ورود به زوایای غربزدگی و غربگرایی. | |||
هرچند مقداری تلاقی لابدمنه است اما سعی کنید نوع مواجهه با همین استعاره را پررنگ کنید نه اصل غرب زدگی</ref> == | |||
در تاریخ و فرهنگ کهن ایرانی، از دنیای غرب عموماً با عنوان «فرنگ» یاد میشد. در گذشته، اطلاعات جامعه از غرب ناچیز بود و نگاه مثبتی نیز به آن وجود نداشت؛ چنانکه در متون کهن مانند [[گلستان (کتاب)|گلستان]] سعدی، واژگان [[«فرنگ»]] و [[«فرنگی»]] غالباً با صفاتی چون کافر و خصم همراه بوده است.<ref>قانونپرور، فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۶۹.</ref> | در تاریخ و فرهنگ کهن ایرانی، از دنیای غرب عموماً با عنوان «فرنگ» یاد میشد. در گذشته، اطلاعات جامعه از غرب ناچیز بود و نگاه مثبتی نیز به آن وجود نداشت؛ چنانکه در متون کهن مانند [[گلستان (کتاب)|گلستان]] سعدی، واژگان [[«فرنگ»]] و [[«فرنگی»]] غالباً با صفاتی چون کافر و خصم همراه بوده است.<ref>قانونپرور، فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۶۹.</ref> | ||
با این حال، در قرن نوزدهم میلادی،<ref>قانونپرور، فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۶۹.</ref> و با افزایش تماسها، سفرهای حاکمان قاجار و محصلان ایرانی به اروپا و آمریکا، نفوذ غرب در دستگاه حاکمه<ref>قانونپرور،فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۷۰.</ref> و نیز نگارش آثاری چون حاجی بابای اصفهانی در | با این حال، در قرن نوزدهم میلادی،<ref>قانونپرور، فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۶۹.</ref> و با افزایش تماسها، سفرهای حاکمان قاجار و محصلان ایرانی به اروپا و آمریکا، نفوذ غرب در دستگاه حاکمه<ref>قانونپرور،فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۷۰.</ref> و نیز نگارش آثاری چون حاجی بابای اصفهانی در سال۱۸۲۴م<ref>قانونپرور، فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۶۹.</ref> تصویر غرب در نگاه فرهنگ عامه و بهویژه نخبگان دگرگون شد.<ref>قانونپرور، فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۷۰.</ref> | ||
در پی این تعاملات، غرب در ذهن بخشی از منورالفکران به یک «انگاره بهشتگونه» تبدیل شد.<ref>قانونپرور، فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۷۰.</ref> این گروه با پشت کردن به گذشته سیاسی و سنتی خود، مجذوب مظاهر تمدن غربی شدند. شیفتگی به این «بهشت خیالی» تا جایی پیش رفت که روشنفکران اولیهای نظیر تقیزاده، آخوندزاده و ملکمخان، با انفعال کامل، شعار «غربی شدن از نوک پا تا فرق سر» را سر دادند.<ref>دهدار، غربشناسی علمای شیعه در تجربه ایران معاصر، ۱۳۹۳ش، ص۸۲۹.</ref> | در پی این تعاملات، غرب در ذهن بخشی از منورالفکران به یک «انگاره بهشتگونه» تبدیل شد.<ref>قانونپرور، فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۷۰.</ref> این گروه با پشت کردن به گذشته سیاسی و سنتی خود، مجذوب مظاهر تمدن غربی شدند. شیفتگی به این «بهشت خیالی» تا جایی پیش رفت که روشنفکران اولیهای نظیر تقیزاده، آخوندزاده و ملکمخان،<ref group="دیدگاه">اسامی را کامل بیاورید</ref> با انفعال کامل، شعار «غربی شدن از نوک پا تا فرق سر» را سر دادند.<ref>دهدار، غربشناسی علمای شیعه در تجربه ایران معاصر، ۱۳۹۳ش، ص۸۲۹.</ref> | ||
این شیفتگی به تدریج نوعی خودباختگی، بیگانهزدگی و فرهنگ «ما نمیتوانیم» را از اواسط قاجار تا دوران پهلوی نهادینه کرد.<ref>خامنهای، دوران جدید عالم، ۱۳۹۸ش، ص۱۰۴.</ref> در این دوره، نگاهی منفی به مواریث ارزشمند تاریخی شکل گرفت و ترجیح مطلق هر پدیده غربی بر ایرانی رواج یافت؛<ref>خامنهای، دوران جدید عالم، ۱۳۹۸ش، ص۱۰۴.</ref> تلاش برای تغییر ظواهر جامعه مانند کشف حجاب بانوان<ref>قانونپرور، فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۷۱.</ref> و بازتاب گسترده این رویکرد در ادبیات آن دوره، در همین راستا ارزیابی میشود.<ref>قانونپرور، فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۶۹.</ref> | این شیفتگی به تدریج نوعی خودباختگی، بیگانهزدگی و فرهنگ «ما نمیتوانیم» را از اواسط قاجار تا دوران پهلوی نهادینه کرد.<ref>خامنهای، دوران جدید عالم، ۱۳۹۸ش، ص۱۰۴.</ref> در این دوره، نگاهی منفی به مواریث ارزشمند تاریخی شکل گرفت و ترجیح مطلق هر پدیده غربی بر ایرانی رواج یافت؛<ref>خامنهای، دوران جدید عالم، ۱۳۹۸ش، ص۱۰۴.</ref> تلاش برای تغییر ظواهر جامعه مانند کشف حجاب بانوان<ref>قانونپرور، فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۷۱.</ref> و بازتاب گسترده این رویکرد در ادبیات آن دوره، در همین راستا ارزیابی میشود.<ref>قانونپرور، فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۶۹.</ref> | ||
با این وجود، انگاره «بهشت غرب» بدون مخالف نماند و به عرصهای برای درگیری فکری بدل شد.<ref>قانونپرور، فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۷۰.</ref> عالمان دینی در برابر مظاهر سلطه فرهنگ غرب ایستادگی کردند.<ref>دهدار، غربشناسی علمای شیعه در تجربه ایران معاصر، ۱۳۹۳ش، ص۶۳.</ref> با گذشت زمان و نمایان شدن پیامدهای غربزدگی، رویکرد منفعلانه روشنفکران اولیه<ref>دهدار، غربشناسی علمای شیعه در تجربه ایران معاصر، ۱۳۹۳ش، ص۸۲۸.</ref> جای خود را به نگاهی انتقادی در میان نخبگان متأخر<ref>دهدار، غربشناسی علمای شیعه در تجربه ایران معاصر، ۱۳۹۳ش، ص۸۳۷.</ref> چون [[مرتضی مطهری]]، [[جلال آلاحمد]]<ref>آل احمد، غربزدگی، ص۵۱.</ref> و [[علی شریعتی]] داد.<ref>دهدار، غربشناسی علمای شیعه در تجربه ایران معاصر، ۱۳۹۳ش، ص۸۳۷.</ref> این سیر تاریخیِ بیداری، سرانجام با وقوع انقلاب اسلامی به رهبری [[امام خمینی]] به نقطه عطف خود رسید؛ جریانی که کوشید با نفی خودباختگی، هویت اصیل تمدنی و دینی را به ملت ایران بازگرداند و مسیر استقلال فکری را هموار سازد.<ref>دهدار، غربشناسی علمای شیعه در تجربه ایران معاصر، ۱۳۹۳ش، ص۶۶۷.</ref> این درگیری و تقابل فکری بعد از انقلاب نیز ادامه داشته است. از نظر امام خمینی، گرچه ملت ایران از پادشاهی پهلوی آسوده گشت اما به این زودیها از | با این وجود، انگاره «بهشت غرب» بدون مخالف نماند و به عرصهای برای درگیری فکری بدل شد.<ref>قانونپرور، فرنگ در آینه ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۷۰.</ref> عالمان دینی در برابر مظاهر سلطه فرهنگ غرب ایستادگی کردند.<ref>دهدار، غربشناسی علمای شیعه در تجربه ایران معاصر، ۱۳۹۳ش، ص۶۳.</ref> با گذشت زمان و نمایان شدن پیامدهای غربزدگی، رویکرد منفعلانه روشنفکران اولیه<ref>دهدار، غربشناسی علمای شیعه در تجربه ایران معاصر، ۱۳۹۳ش، ص۸۲۸.</ref> جای خود را به نگاهی انتقادی در میان نخبگان متأخر<ref>دهدار، غربشناسی علمای شیعه در تجربه ایران معاصر، ۱۳۹۳ش، ص۸۳۷.</ref> چون [[مرتضی مطهری]]، [[جلال آلاحمد]]<ref>آل احمد، غربزدگی، ص۵۱.</ref> و [[علی شریعتی]] داد.<ref>دهدار، غربشناسی علمای شیعه در تجربه ایران معاصر، ۱۳۹۳ش، ص۸۳۷.</ref> این سیر تاریخیِ بیداری، سرانجام با وقوع انقلاب اسلامی به رهبری [[امام خمینی]] به نقطه عطف خود رسید؛ جریانی که کوشید با نفی خودباختگی، هویت اصیل تمدنی و دینی را به ملت ایران بازگرداند و مسیر استقلال فکری را هموار سازد.<ref>دهدار، غربشناسی علمای شیعه در تجربه ایران معاصر، ۱۳۹۳ش، ص۶۶۷.</ref> این درگیری و تقابل فکری بعد از انقلاب نیز ادامه داشته است. از نظر امام خمینی، گرچه ملت ایران از پادشاهی پهلوی آسوده گشت اما به این زودیها از تربیتیافتگان غرب و شرق نجات نخواهد یافت.<ref>[امام] خميني، صحیفه نور، وبسایت کتابخانه مدرسه فقاهت.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
{{پانویس پیشنویس}} | |||
==منابع== | ==منابع== | ||