اصلاح ارقام، ابرابزار
سعید مقدم (بحث | مشارکت‌ها)
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:اذان۱.jpg|جایگزین=موذن نوجوان در مسابقه اذان «طنین گلدسته»؛ مسجد امام حسن عسکری (ع) بجنورد|بندانگشتی|موذن نوجوان در مسابقه اذان «طنین گلدسته»؛ مسجد امام حسن عسکری (ع) بجنورد]]
[[پرونده:اذان۱.jpg|جایگزین=موذن نوجوان در مسابقه اذان «طنین گلدسته»؛ مسجد امام حسن عسکری (ع) بجنورد|بندانگشتی|نوجوان شرکت‌کننده در مسابقه اذان «طنین گلدسته» در مسجد امام حسن عسکری (ع)، بجنورد.]]
{{درشت|'''اذان'''}}؛ اعلام وقت نمازهای پنج‌گانه مسلمانان با اذکار ویژه.
{{درشت|'''اذان'''}}؛ اعلام وقت نمازهای پنج‌گانه مسلمانان با ذکرهای خاص.


اذان، به معنی اعلام وقت [[نماز]] با اذکار ویژه است و از شاخص‌ترین شعائر اسلامی به‌شمار می‌رود. این سنت از دو سال نخست هجرت، پس از تغییر [[قبله]]، به دستور [[حضرت محمد|پیامبر]] آغاز شد و بلال بن ریاح، نخستین مؤذن بود. اذان، علاوه‌بر اعلام نماز، در موقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی همچون ولادت نوزاد، [[زایمان]] زنان و مناسبت‌های مهم نیز کاربرد داشته است. بانگ اذان با آواز خوش و دستگاه‌های [[موسیقی]] خاص اجرا می‌شود و مؤذن، شخصی عادل و خوش‌صدا، جایگاهی ویژه در فرهنگ مردم دارد. در ادبیات و فرهنگ عامه، اذان حضور پررنگ دارد و با تعابیر، امثال و حکایات گوناگون همراه شده است. از مؤذنان برجستهٔ تاریخ معاصر ایران، رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی با صدای دلنشین و تسلط بر دستگاه بیات ترک، محبوبیت فراوان یافته است.
اذان، به‌معنی اعلام وقت [[نماز]] با اذکار ویژه است و از شاخص‌ترین شعائر اسلامی به‌ شمار می‌رود. این سنت از دو سال نخست هجرت، پس از تغییر [[قبله]]، به دستور [[حضرت محمد|پیامبر]] آغاز شد و بلال بن ریاح، نخستین مؤذن بود. اذان، در موقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی همچون ولادت نوزاد، [[زایمان]] زنان و مناسبت‌های مهم نیز کاربرد داشته است. بانگ اذان با آواز خوش و دستگاه‌های موسیقی خاص اجرا می‌شود و مؤذن خوش‌صدا، جایگاهی ویژه نزد مردم مسلمان دارد. در ادبیات و فرهنگ عامه، اذان حضور پررنگ دارد و با تعابیر، امثال و حکایات گوناگون همراه شده است. در تاریخ معاصر ایران، [[رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی]] با تسلط بر دستگاه بیات ترک، محبوبیت فراوان یافته است.


== مفهوم‌شناسی ==
== مفهوم‌شناسی ==
اذان، به معنی آگاهی، آگاهی دادن و خبر کردن است. در اصطلاح [[مسلمانان]]، اذان به معنی اعلام وقت نماز با اذکار ویژه است. این مجموعه اذکار، از شاخص‌ترین شعائر اسلامی است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/اذان-2 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه اذان.]</ref>
اذان از ریشه «اَذِنَ» گرفته شده است<ref>ابن‌منظور، لسان العرب، 1414ق، ذیل واژه اذان.</ref> و به‌معنی آگاهی، آگاهی‌دادن و خبر کردن است. در اصطلاح [[مسلمانان]]، اذان به معنی اعلام وقت نماز با اذکار ویژه است. این مجموعه اذکار، از شاخص‌ترین شعائر اسلامی است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/اذان-2 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه اذان.]</ref>


== واژه‌شناسی ==
اذان را در [[زبان فارسی|فارسی]]، بانگ نماز نیز گفته‌اند؛ «بانگ» برگرفته از واژهٔ «وانگ» در متون پهلوی و به‌معنی آوای بلند است. مسلمانان معتقدند که اذان باید با آوای بلند ادا شود.<ref>«یادگار زریران»، متون پهلوی، ۱۳۷۱ش، ص۵۱ و ۲۰۴؛ معین، حاشیه بر برهان قاطع، ج1، ۱۳۳۰ش، ص229؛ مکنزی، فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ۱۳۸۳ش، ص۱۹۳.</ref>
اذان، از ریشه «اَذِنَ» گرفته شده است.<ref>ابن‌منظور، لسان العرب، 1414ق، ذیل واژه اذان.</ref> اذان را در [[زبان فارسی|فارسی]]، بانگ نماز نیز گفته‌اند؛ «بانگ» برگرفته از واژهٔ «وانگ» در متون پهلوی و به معنی آوای بلند است. مسلمانان معتقدند که اذان باید با آوای بلند ادا شود.<ref>«یادگار زریران»، متون پهلوی، ۱۳۷۱ش، ص۵۱ و ۲۰۴؛ معین، حاشیه بر برهان قاطع، ج1، ۱۳۳۰ش، ص229؛ مکنزی، فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ۱۳۸۳ش، ص۱۹۳.</ref>


== تشریع اذان ==
== تشریع اذان ==
ورود اذان به شریعت، پس از تغییر قبلهٔ مسلمانان از [[بیت‌المقدس]] به‌سمت [[مکه]]، در دو سال ابتدایی هجرت، صورت گرفت.<ref>ابوداوود سجستانی، سنن، ج1، ۱۴۰۱ق، ص348.</ref> بلال بن ریاح، نخستین کسی بود که به‌دستور پیامبر خدا، اذان گفت.<ref>بخاری، صحیح، ج1، ۱۴۰۱ق، ص150؛ مسلم بن حجاج، صحیح، ج1، ۱۴۰۱ق، ص258.</ref> از سده‌های نخستین هجرت، ساخت گلدسته و [[منار]] در [[مساجد]]، برای گفتن اذان، رواج یافت.<ref>شنیکف، «معماری مسجد ابن طولون»، ۱۳۷۷ش، ص۵۲؛ مسجد جامع اصفهان، ۱۳۵۸ش، ص۴۲.</ref>
ورود اذان به شریعت اسلام، پس از تغییر قبلهٔ مسلمانان از [[بیت‌المقدس]] به‌سمت [[مکه]]، در دو سال ابتدایی هجرت، صورت گرفت.<ref>ابوداوود سجستانی، سنن، ج1، ۱۴۰۱ق، ص348.</ref> [[بلال حبشی]]، نخستین کسی بود که به‌دستور پیامبر خدا، اذان گفت.<ref>بخاری، صحیح، ج1، ۱۴۰۱ق، ص150؛ مسلم بن حجاج، صحیح، ج1، ۱۴۰۱ق، ص258.</ref> از سده‌های نخستین تاریخ اسلام، ساخت گلدسته و [[منار]] در [[مساجد]]، برای گفتن اذان، رواج یافت.<ref>شنیکف، «معماری مسجد ابن طولون»، ۱۳۷۷ش، ص۵۲؛ مسجد جامع اصفهان، ۱۳۵۸ش، ص۴۲.</ref>


== متن اذان ==
متن اذان، شامل ذکرهای زیر است:<ref>[https://www.namaz.ir/adhan-and-aqama-prayer/ «نحوه اذان و اقامه گفتن و احکام و احادیث مربوط به آن»، وب‌سایت ستاد اقامه نماز.]</ref>
متن اذان، شامل اذکار زیر است:
{| class="wikitable"
* ۴ مرتبه «الله اکبر»؛
!متن اذان
* ۲ مرتبه «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلهَ إِلَّا ٱللَّه»؛
!تعداد
* ۲ مرتبه «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّهِ»؛
!ترجمه اذان
* ۲ مرتبه «أَشْهَدُ أَنَّ عَلیَّاً وَلّی الله»: این عبارت تنها توسط شیعیان خوانده می‌شود؛
|-
* ۲ مرتبه «حیّ علی الصلاة»؛
|اَللّهُ اَکبَرُ
* ۲ مرتبه «حیّ علی الفلاح»؛
|۴ بار
* ۲ مرتبه «حیّ علی خیر العمل»: این عبارت تنها توسط شیعیان خوانده می‌شود؛
|[[خدا]] بزرگ‌تر از آن است که توصیف شود
* ۲ مرتبه «الله أکبر»؛
|-
* ۲ مرتبه «لَا إِلهَ إِلَّا ٱللَّه».<ref>[https://www.namaz.ir/adhan-and-aqama-prayer/ «نحوه اذان و اقامه گفتن و احکام و احادیث مربوط به آن»، وب‌سایت ستاد اقامه نماز.]</ref>
|اَشْهَدُ اَنْ لا اِلَهَ إِلاَّ اللّهُ
اهل‌سنت، به‌هنگام نماز صبح، جمله «الصلوة خیر من النّوم» به معنی «نماز از خواب بهتر است» را در اذان می‌خوانند.<ref>[http://pajoohe.ir/اذان--نزد-اهل-سنت__a-43288.aspx «اذان نزد اهل‌سنت»، وب‌سایت پژوهه.]</ref>
|۲ بار
|گواهی می‌دهم خدایی جز خدای یکتا نیست
|-
|اَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ
|۲ بار
|گواهی می‌دهم که [[حضرت محمد|محمد]]، پیامبر خدا است
|-
|اَشْهَدُ أَنَّ عَلِیاً وَلِی اللّهِ
|۲ بار
|گواهی می‌دهم که [[امام علی|علی]] ولی خدا است (توسط شیعیان و به‌قصد ثواب گفته می‌شود)
|-
|حَیَّ عَلَی الصَّلاةِ
|۲ بار
|بشتاب به سوی [[نماز]]
|-
|حَیَّ عَلَی الْفَلاحِ
|۲ بار
|بشتاب به سوی [[رستگاری]]
|-
|حَیَّ عَلیٰ خَیرِ الْعَمَلِ
|۲ بار
|بشتاب به سوی بهترین کار (توسط شیعیان گفته می‌شود)
|-
|اَللّهُ اَکبَرُ
|۲ بار
|خدا بزرگ‌تر از آن است که توصیف شود
|-
|لا اِلَهَ إِلاَّ اللّهُ
|۲ بار
|خدایی جز خدای [[توحید|یکتا]] نیست
|}
اهل‌سنت، به‌هنگام نماز صبح، جمله «الصلوة خیر من النّوم» به معنی «نماز از خواب بهتر است» را در اذان می‌گویند.<ref>[http://pajoohe.ir/اذان--نزد-اهل-سنت__a-43288.aspx «اذان نزد اهل‌سنت»، وب‌سایت پژوهه.]</ref>


== کارکردهای اجتماعی ==
== کارکردهای اجتماعی ==
[[پرونده:اذان.jpg|جایگزین=اذان گفتن رهبر انقلاب در گوش یک نوزاد|بندانگشتی|اذان گفتن رهبر انقلاب در گوش یک نوزاد]]
[[پرونده:اذان.jpg|جایگزین=اذان گفتن رهبر انقلاب در گوش یک نوزاد|بندانگشتی|اذان گفتن آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در گوش یک نوزاد]]
کارکرد اصلی اذان، آگاه کردن [[مسلمانان]] از وقت [[نماز]] است. علاوه‌بر آن، گاهی هنگام وقوع حادثه‌ای پیش‌بینی نشده و بااهمیت، اذان می‌گفتند. همچنین گاهی به‌منظور اعلام مرگ افراد یا دادخواهی، اذان بی‌وقت سر می‌دادند.<ref>نظام‌الملک، سیاست‌نامه، ۱۳۶۹ش، ص۶۵–۶۹؛ امین، ظهر الاسلام، ج1، ۱۳۸۸ق، ص32-33؛ جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج1، بی‌تا، ص325.</ref> در برخی نقاط [[ایران]]، هنگام [[زایمان]] سخت زنان، اذان می‌گفتند و با این روش از دیگران درخواست [[دعا]] برای زائو می‌کردند.<ref>بلوکباشی، «زایمان»، ۱۳۴۴ش، ص۶۵؛ شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص195؛ پولاک، سفرنامه (ایران و ایرانیان)، ۱۳۶۱ش، ص154.</ref> در مناطق مختلفی از ایران، اذان گفتن پسربچهٔ نابالغ به‌منظور زودتر فارغ شدن زائو بوده است.<ref>کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۷۸ش، ص۴۶–۴۷؛ ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج1، ۱۳۵۵ش، ص301.</ref> همچنین ایرانیان مسلمان، در گوش نوزاد، اذان می‌گویند. پیشینهٔ این سنت به اذان گفتن [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] در گوش نوه‌اش، بازمی‌گردد.<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج11، بی‌تا، ص122-123؛ احمد بن حنبل، مسند، ج6، ۱۳۱۳ق، ص9 و 361 و 392.</ref> اذان گفتن در گوش نوزاد، نمادی از ورود به [[دین]] [[اسلام]] و آشنایی با ندای اسلام است.<ref>شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ج2، ۱۳۷۱ش، ص254.</ref> در ماه [[رمضان]]، اهمیت اذان برای مسلمانان، دو چندان می‌شود. در گذشته، به‌هنگام اوقات شرعی، مردم با شنیدن صدای مؤذن، اذان می‌گفتند تا صدای اذان به گوش همگان برسد.<ref>طباطبایی‌فر، روستای قاطول در گذر زمان (مونوگرافی)، ۱۳۸۱ش، ص۲۴ و ۱۱۷ و ۲۴۱؛ وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۶ش، ص۳۹ و ۴۵؛ شاه‌حسینی، خوار و میراث کهن آن، ۱۳۸۵ش، ص۲۰۶؛ پاینده، آیین‌ها و باورداشت‌های گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۱۷۳–۱۷۴.</ref>
کارکرد اصلی اذان، آگاه‌کردن [[مسلمانان]] از وقت [[نماز]] است. علاوه‌بر آن، گاهی هنگام وقوع حادثه‌ای پیش‌بینی نشده و بااهمیت، اذان می‌گفتند. همچنین گاهی به‌منظور اعلام مرگ افراد یا دادخواهی، اذان بی‌وقت سر می‌دادند.<ref>نظام‌الملک، سیاست‌نامه، ۱۳۶۹ش، ص۶۵–۶۹؛ امین، ظهر الاسلام، ج1، ۱۳۸۸ق، ص32-33؛ جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج1، بی‌تا، ص325.</ref> در برخی نقاط [[ایران]]، هنگام [[زایمان]] سخت زنان، اذان می‌گفتند و با این روش از دیگران درخواست [[دعا]] برای زائو می‌کردند.<ref>بلوکباشی، «زایمان»، ۱۳۴۴ش، ص۶۵؛ شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص195؛ پولاک، سفرنامه (ایران و ایرانیان)، ۱۳۶۱ش، ص154.</ref> در مناطق مختلفی از ایران، اذان‌گفتن پسربچهٔ نابالغ به‌منظور زودتر فارغ‌شدن زائو بوده است.<ref>کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۷۸ش، ص۴۶–۴۷؛ ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج1، ۱۳۵۵ش، ص301.</ref> همچنین ایرانیان مسلمان، در گوش نوزاد، اذان می‌گویند. پیشینهٔ این سنت به اذان گفتن [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] در گوش نوه‌اش، بازمی‌گردد.<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج11، بی‌تا، ص122-123؛ احمد بن حنبل، مسند، ج6، ۱۳۱۳ق، ص9 و 361 و 392.</ref> اذان‌گفتن در گوش نوزاد، نمادی از ورود به دین [[اسلام]] و آشنایی با ندای اسلام است.<ref>شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ج2، ۱۳۷۱ش، ص254.</ref> در گذشته، به‌هنگام اوقات شرعی، مردم با شنیدن صدای مؤذن، اذان می‌گفتند تا صدای اذان به گوش همگان برسد.<ref>طباطبایی‌فر، روستای قاطول در گذر زمان (مونوگرافی)، ۱۳۸۱ش، ص۲۴ و ۱۱۷ و ۲۴۱؛ وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۶ش، ص۳۹ و ۴۵؛ شاه‌حسینی، خوار و میراث کهن آن، ۱۳۸۵ش، ص۲۰۶؛ پاینده، آیین‌ها و باورداشت‌های گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۱۷۳–۱۷۴.</ref>


== تعیین زمان اذان صبح ==
== اذان در فرهنگ عامه ==
مردم در نقاط مختلف ایران، با در نظر گرفتن موقعیت ستاره‌ها، زمان سحر و اذان صبح را پیدا می‌کردند. در [[دماوند]]، مردم از روی موقعیت ستاره «شب‌کُش»، ستاره «راه مکه» و ستاره «ششک»، زمان سحر را تعیین می‌کردند. در [[مشهد]] با بررسی موقعیت ستاره‌های «میزان» و «ترازو»، ۳ ستاره «نیم ذرع» و ستاره‌های «هفت برارو» (هفت برادر)، زمان اذان صبح را تعیین می‌کردند. گاهی تعیین زمان اذان، با اختلافاتی همراه می‌شد.<ref>وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۶ش، ص۴۵–۴۷ و ۷۷.</ref>
در ماه [[رمضان]]، اهمیت اذان برای مسلمانان، دو چندان می‌شود. تعیین زمان اذان صبح نیز در فرهنگ مسلمانان، دارای اهمیت است. مردم در نقاط مختلف ایران، با در نظر گرفتن موقعیت ستاره‌ها، زمان [[سحر]] و اذان صبح را پیدا می‌کردند. در [[دماوند]]، مردم از روی موقعیت ستاره «شب‌کُش»، ستاره «راه مکه» و ستاره «ششک»، زمان سحر را تعیین می‌کردند. در [[مشهد]] با بررسی موقعیت ستاره‌های «میزان» و «ترازو»، ۳ ستاره «نیم‌ذرع» و ستاره‌های «هفت برارو» (هفت برادر)، زمان اذان صبح را تعیین می‌کردند. گاهی تعیین زمان اذان، با اختلافاتی همراه می‌شد.<ref>وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۶ش، ص۴۵–۴۷ و ۷۷.</ref>


== اذان و خروس ==
=== اذان و خروس ===
خروس در بندهش، پرنده‌ای دانسته شده که به‌منظور دشمنی با [[جن]] و دیو، خلق شده است.<ref>بندهش، ۱۳۸۰ش، ص103.</ref> آواز بامدادی خروس در باور ایرانیان باستان، به معنی اعلام آغاز [[زندگی]] و کار روزمره بود.<ref>آموزگار، تاریخ اساطیری ایران، ۱۳۸۰ش، ص۴۰.</ref> این باور در دوران اسلامی با هنگام وقت سحر و اذان، پیوند یافت.<ref>جاحظ، الحیوان، ۱۴۱۶ق، ص۲۹۳–۲۹۴؛ مقدسی، کشف الاسرار عن حکم الطیور و الازهار، ۱۴۱۵ق، ص۶۳.</ref> خروس در فرهنگ عامه، موجود اذان‌گو است و در برخی مناطق ایران، از آواز خروس برای تشخیص زمان اذان استفاده می‌کردند.<ref>وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۶ش، ص۴۸.</ref>
[[خروس]] در بندهش، پرنده‌ای دانسته شده که به‌منظور دشمنی با [[جن]] و دیو، خلق شده است.<ref>بندهش، ۱۳۸۰ش، ص103.</ref> آواز بامدادی خروس در باور ایرانیان باستان، به معنی اعلام آغاز [[زندگی]] و کار روزمره بود.<ref>آموزگار، تاریخ اساطیری ایران، ۱۳۸۰ش، ص۴۰.</ref> این باور در دوران اسلامی با وقت سحر و اذان صبح، پیوند یافت.<ref>جاحظ، الحیوان، ۱۴۱۶ق، ص۲۹۳–۲۹۴؛ مقدسی، کشف الاسرار عن حکم الطیور و الازهار، ۱۴۱۵ق، ص۶۳.</ref> خروس در فرهنگ عامه، موجود اذان‌گو است و در برخی مناطق ایران، از آواز خروس برای تشخیص زمان اذان استفاده می‌کردند.<ref>وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۶ش، ص۴۸.</ref>


== اذان در خواب‌گزاری‌ها ==
=== اذان در خواب‌گزاری‌ها ===
شنیدن یا گفتن اذان در [[خواب]]، از دید خواب‌گزارها، معانی متفاوتی دارد. در مجموع، بانگ اذان در خواب، نشانه‌ای نیک است اما مکان اذان گفتن، در خواب، نشان‌دهندهٔ [[سعد و نحس ایام|سعد یا نحس]] بودن آن است. برای مثال، اذان گفتن در خانه، کوه، زیرزمین [[خانه]]، [[بازار]]، خیمه و باغ و بستان، نشان از زیان و آسیبی برای شخص دارد. در برخی نقاط [[ایران]]، اذان گفتن در خواب را نشانه‌ای از [[حج]] رفتن فرد در آیندهٔ نزدیک می‌دانند.<ref>[https://www.beytoote.com/sleep/dream1-interpretation-azan.html «تعبیر خواب اذان»، وب‌سایت بیتوته.]</ref>
شنیدن یا گفتن اذان در [[خواب]]، از دید خواب‌گزارها، معانی متفاوتی دارد. در مجموع، بانگ اذان در خواب، نشانه‌ای نیک است، اما مکان اذان گفتن، در خواب، نشان‌دهندهٔ [[سعد و نحس ایام|سعد یا نحس]] بودن آن است. برای مثال، اذان گفتن در خانه، کوه، زیرزمین [[خانه]]، [[بازار]]، خیمه و باغ و بستان، نشان از زیان و آسیبی برای شخص دارد. در برخی نقاط [[ایران]]، اذان گفتن در خواب را نشانه‌ای از رفتن به سفر [[حج]] در آیندهٔ نزدیک می‌دانند.<ref>[https://www.beytoote.com/sleep/dream1-interpretation-azan.html «تعبیر خواب اذان»، وب‌سایت بیتوته.]</ref>


== آوای اذان ==
=== آوای اذان ===
اذان، با آهنگ و آواز، پیوندی عمیق دارد. صدای خوش داشتن، از ویژگی‌های مؤذن در میان [[مسلمانان]] است و پیامبر خدا دستور داد تا اذان را با صوتی خوش بخوانند. اذان در [[ایران]]، معمولاً در آواز بیات ترک خوانده می‌شود. دستگاه‌های شور، شهناز، حجاز و ابوعطا نیز، ازجمله دستگاه‌های مجاز برای گفتن اذان است.<ref>ستایشگر، واژه‌نامهٔ موسیقی ایران زمین، ۱۳۷۴ش، ص۶۸–۶۹.</ref>
اذان، با آهنگ و آواز، پیوندی عمیق دارد. صدای خوش داشتن، از ویژگی‌های مؤذن میان [[مسلمانان]] است و پیامبر خدا دستور داد تا اذان را با صوتی خوش بخوانند. اذان در ایران، معمولاً در آواز [[بیات ترک]] خوانده می‌شود. دستگاه‌های شور، شهناز، حجاز و [[ابوعطا]] نیز، ازجمله دستگاه‌های مجاز برای گفتن اذان است.<ref>ستایشگر، واژه‌نامهٔ موسیقی ایران زمین، ۱۳۷۴ش، ص۶۸–۶۹.</ref>


== اذان در ادبیات فارسی ==
== اذان در ادبیات فارسی ==
خط ۵۱: خط ۸۱:
{{شعر جدید|متن=اذان فاخته دیدیم و قامت اشجار \\خموش کن که سخن شرط نیست وقت صلات}}
{{شعر جدید|متن=اذان فاخته دیدیم و قامت اشجار \\خموش کن که سخن شرط نیست وقت صلات}}


اذان، در [[امثال و حکم]] ایرانیان نیز، از دیرباز حضور داشته است، مانند «اگر بلال اذان نگوید، صبح نمی‌شود؟»، «بعد از بلال مگر کسی اذان نگفت؟»، «بلال که مُرد، اذان‌گو قحط نمی‌شود»،<ref>شاملو، کتاب کوچه، ج4، ۱۳۶۱ش، ص198-199؛ دهخدا، امثال و حکم، ج1، ۱۳۵۲ش، ص459.</ref> «اگر جوجه خروس اذان نگوید، صبح نمی‌شود؟»، «خروس که بی‌وقت اذان بگوید، باید سرش را برید»، «نه مرغی که تخم بگذاری، نه خروسی که بانگ بگویی»،<ref>کیانی هفت‌لنگ، ضرب‌المثل‌های بختیاری، ۱۳۷۸ش، ص۹۶.</ref> «به اذان مرغ صبح نمی‌شود» و «به اذان ملای غریب، کسی نماز نمی‌خواند».
اذان، در امثال و حکم ایرانیان نیز، از دیرباز حضور داشته است، مانند «اگر بلال اذان نگوید، صبح نمی‌شود؟»، «بعد از بلال مگر کسی اذان نگفت؟»، «بلال که مُرد، اذان‌گو قحط نمی‌شود»،<ref>شاملو، کتاب کوچه، ج4، ۱۳۶۱ش، ص198-199؛ دهخدا، امثال و حکم، ج1، ۱۳۵۲ش، ص459.</ref> «اگر جوجه‌خروس اذان نگوید، صبح نمی‌شود؟»، «خروس که بی‌وقت اذان بگوید، باید سرش را برید»، «نه مرغی که تخم بگذاری، نه خروسی که بانگ بگویی»،<ref>کیانی هفت‌لنگ، ضرب‌المثل‌های بختیاری، ۱۳۷۸ش، ص۹۶.</ref> «به اذان مرغ صبح نمی‌شود» و «به اذان ملای غریب، کسی نماز نمی‌خواند».


== مؤذن ==
== مؤذن ==
مؤذن (اذان‌گو) در فرهنگ و باور مردم [[ایران]]، جایگاه والایی دارد. مؤذن باید مردی عاقل، عادل و [[مسلمان]] باشد که به بانگ بلند اذان بگوید.<ref>محقق حلی، شرائع الاسلام، ج1، ۱۳۸۹ق، ص75.</ref> اذان گفتن زنان در جمع زنانه، جایز است.<ref>محقق حلی، شرائع الاسلام، ج1، ۱۳۸۹ق، ص75؛ شیخ‌الاسلام، راهنمای مذهب شافعی، ج1، ۱۳۷۷ش، ص64.</ref> در سده‌های میانه، افراد نابینا را برای اذان گفتن بر فراز مناره در هنگام روز، برمی‌گزیدند تا چشم نامحرم به زنان نمازگزار نیفتد.<ref>ظاهری، زندگی مسلمانان در قرون وسطا، ۱۳۴۸ش، ص۱۷.</ref>
اذان‌گو در فرهنگ و باور مردم ایران، جایگاه والایی دارد. مؤذن باید مردی عاقل، عادل و [[مسلمان]] باشد و به بانگ بلند اذان بگوید.<ref>محقق حلی، شرائع الاسلام، ج1، ۱۳۸۹ق، ص75.</ref> اذان گفتن زنان در جمع زنانه، جایز است.<ref>محقق حلی، شرائع الاسلام، ج1، ۱۳۸۹ق، ص75؛ شیخ‌الاسلام، راهنمای مذهب شافعی، ج1، ۱۳۷۷ش، ص64.</ref> در سده‌های میانه، افراد نابینا را برای اذان‌گفتن بر فراز مناره در هنگام روز، برمی‌گزیدند تا چشم نامحرم به زنان نمازگزار نیفتد.<ref>ظاهری، زندگی مسلمانان در قرون وسطا، ۱۳۴۸ش، ص۱۷.</ref>
[[پرونده:اذان (1).jpg|جایگزین=رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی|بندانگشتی|رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی]]
[[پرونده:اذان (1).jpg|جایگزین=رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی|بندانگشتی|رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی]]
در دوران حکومت [[صفویه|صفویان]] و [[قاجاریه|قاجاریان]]، مؤذن، فردی آشنا به دستگاه و رموز [[موسیقی]] و خوش‌صدا بود که از سوی پادشاه نیز مقرری دریافت می‌کرد.<ref>مشحون، موسیقی مذهبی و نقش آن در حفظ و اشاعهٔ موسیقی ملی ایران، ۱۳۵۰ش، ص۲۳.</ref> از مؤذن‌های معروف آن روزگار می‌توان به علی‌خان نایب‌السلطنه (مؤذن دوران ناصرالدین شاه)، سیدحسین عندلیب اصفهانی (مؤذن مدرسه سپهسالار) و قربان‌خان قزوینی (معروف به شاهی) اشاره کرد. رحیم [[مؤذن‌زاده اردبیلی]]، از مشهورترین مؤذنان تاریخ معاصر است که تسلطی ویژه بر فنون موسیقی و دستگاه بیات ترک داشت و اذان معروف او، میان ایرانیان بسیار محبوب و متداول است.<ref>[https://www.tebyan.net/news/85962/اذانهای-ماندگار-ایرانی-از-قاجاریه-تا-امروز «اذانهای ماندگار ایرانی از قاجاریه تا امروز»، وب‌سایت تبیان.]</ref>
در دوران حکومت [[صفویه|صفویان]] و [[قاجاریه|قاجاریان]]، مؤذن، فردی آشنا به دستگاه و رموز [[موسیقی]] و خوش‌صدا بود که از سوی پادشاه نیز مقرری دریافت می‌کرد.<ref>مشحون، موسیقی مذهبی و نقش آن در حفظ و اشاعهٔ موسیقی ملی ایران، ۱۳۵۰ش، ص۲۳.</ref> از مؤذن‌های معروف آن روزگار می‌توان به علی‌خان نایب‌السلطنه در دوران ناصرالدین‌شاه، سیدحسین عندلیب اصفهانی در مدرسه سپهسالار و قربان‌خان قزوینی اشاره کرد. [[رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی]]، از مشهورترین مؤذنان تاریخ معاصر است که تسلطی ویژه بر فنون موسیقی و دستگاه بیات ترک داشت و اذان معروف او، میان ایرانیان بسیار محبوب است.<ref>[https://www.tebyan.net/news/85962/اذانهای-ماندگار-ایرانی-از-قاجاریه-تا-امروز «اذانهای ماندگار ایرانی از قاجاریه تا امروز»، وب‌سایت تبیان.]</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
برگرفته از «https://iranpedia.net/wiki/اذان»