|
|
| (۲۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| '''آلیسون جاگر'''؛ فمینیست سوسیال و طرفدار همجنسگرایی | | '''آلیسون جاگر'''؛ نویسنده بریتانیایی طرفدار همجنسگرایی و فمینیسم سوسیالیستی. |
|
| |
|
| آلیسون جاگر نظریه سیستمهای وحدتیافته را دنبال میکند و بهجای طبقه، مقوله ازخودبیگانگی را برای تحلیل فمینیسم پیش میکشد. جاگر معتقد است ازخودبیگانگی میتواند چارچوب نظریای برای ما فراهم کند که دیدگاههای اصلی اندیشههای فمینیسم مارکسیستی، رادیکال، روانکاو و لیبرال، در آن گرد آیند. | | آلیسون جاگر، از نظریهپردازان [[فمینیسم سوسیالیستی]] است که با تمرکز بر مفهوم [[ازخودبیگانگی]] به تحلیل ستم بر زنان در حوزههای [[میل جنسی]]، [[مادرانگی]] و قابلیتهای فکری میپردازد. وی با نقد [[فمینیسم لیبرال]] و [[مردسالاری]] بهمثابهٔ نظام فراگیر، در چارچوب نظریهٔ سیستمهای وحدتیافته، تلفیقی از گفتمانهای مارکسیستی، رادیکال و روانکاوانه ارائه میدهد. در فضای علمی و فرهنگی [[ایران]]، معرفی و بررسی اندیشههای آلیسون جاگر، در بستر بازخوانی و نقد جریانهای فکری غربی صورت میگیرد. برخی محققان معتقدند که اینگونه مطالعات، با طرح مفاهیمی مانند [[برابری جنسیتی]] و نقد [[ساختارهای اجتماعی]]، موجب بازتعریف برخی [[هنجارهای اجتماعی]] در ایران میشود. |
| ==زندگینامه==
| |
| آلیسون مری جاگر<ref>Alison M. Jaggar.</ref> در 1942م دذ شفیلد انگلستان متولد شد. وی مدرک لیسانس فلسفه را در کالج بدفورد، دانشگاه لندن در سال 1964م دریافت کرد و مدرک کارشناسیارشد خود را در رشته فلسفه از دانشگاه ادینبورگ در سال 1967م دریافت کرد. او مدرک دکترای فلسفه را نیز از دانشگاه ایالتی نیویورک (SUNY)، بوفالو، در سال 1970م اخذ کرد.<ref> "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.</ref>
| |
|
| |
|
| آلیسون جاگر، سوسیال فمینیست و طرفدار همجنسگرایی است. | | == زندگینامه == |
| | آلیسون مری جاگر در ۱۹۴۲م در شفیلد [[انگلستان]] متولد شد و تحصیلات خود را در رشتهٔ [[فلسفه]] آغاز کرد و مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه لندن (۱۹۶۴م) و کارشناسی ارشد را از دانشگاه ادینبرو (۱۹۶۷م) دریافت کرد. وی دکترای فلسفه خود را از دانشگاه ایالتی نیویورک در بوفالو (۱۹۷۰م) گرفت.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> در طول فعالیت حرفهای، وی در دانشگاههای متعددی از جمله دانشگاه ایلینوی در شیکاگو، دانشگاه کالیفرنیا (لسآنجلس)، دانشگاه راتگرز و دانشگاه بیرمنگام تدریس کرده است. او همچنین ریاست دپارتمان مطالعات زنان در دانشگاه کلرادو بولدر (۱۹۹۷–۱۹۹۴م) و معاونت دپارتمان فلسفه در همان دانشگاه (۲۰۰۸–۲۰۰۴م) را بر عهده داشته است.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> جاگر از اعضای بنیانگذار انجمن زنان در فلسفه و از پایهگذاران نشریه تخصصی «هایپیشیا» در حوزهٔ [[فلسفه فمینیستی]] بوده است. وی همچنین ریاست کمیتهٔ وضعیت زنان در انجمن فلسفهٔ آمریکا (۱۹۹۱–۱۹۸۶م) را بر عهده داشته است.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> او تاکنون بورسیهها و فرصتهای پژوهشی معتبری از نهادهایی چون بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا، [[بنیاد راکفلر]] و شورای پژوهش نروژ دریافت کرده و در سال ۲۰۱۷م بهعنوان عضو [[فرهنگستان هنر و علوم آمریکا]] برگزیده شد.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> |
|
| |
|
| ==دیدگاههای آلیسون جاگر== | | == دیدگاههای آلیسون جاگر == |
| | === ازخودبیگانگی زن === |
| | آلیسون جاگر، همسو با [[آیریس ماریون یانگ]]، رویکردی مبتنی بر نظریه نظامهای وحدتیافته را دنبال میکند. او معتقد است همانگونه که کارگران در [[نظام سرمایهداری]] از محصول کار خود بیگانه میشوند، زنان نیز در چارچوب برخی ساختارهای اجتماعی از [[بدن]] خود فاصله میگیرند. به نظر جاگر، هنجارهای مسلط زیبایی و رفتارهای مرتبط با بدن، به [[شیءانگاری]] [[بدن زن]] و رقابت برای جلب [[تأیید اجتماعی]] منجر میشود و این فرایند بر روابط میان زنان نیز تأثیر میگذارد.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref> |
|
| |
|
| ===ازخودبیگانگی زن===
| | به اعتقاد جاگر، [[مادری]] مانند [[میل جنسی]] برای زنان تجربهای بیگانهساز است؛ چون کس دیگری تصمیم میگیرد که او باید چند بچه بزاید. همینطور [[زایمان]] و بچهداری، هنگامی که مهار آن از دست زنان بیرون رود و در اختیار اصحاب تخصص (اغلب مردان) قرار گیرد، تجربهای بیگانهساز میشود. او میگوید راه و رسم بچهداری امروزی در نهایت به بیگانگی یا کینهورزی مادر به فرزندان خود منتهی میشود.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref> |
| آلیسون جاگر مانند [[آیریس ماریون یانگ]] نظریه سیستمهای وحدتیافته را دنبال میکند. جاگر مفهوم وحدتبخش ازخودبیگانگی را در کتاب '''سیاست فمینیستی و سرشت انسان''' «ازخودبیگانگی» را بهمثابه یک چارچوب نظری میداند که دیدگاههای اصلی اندیشههای فمینیسم مارکسیستی، رادیکال، روانکاو و حتی لیبرال را پوشش میدهد. جاگر، ازخودبیگانگی زن و تقسیمشدگی او را در سه حوزه '''میل جنسی'''، '''مادرانگی''' و '''قابلیت فکری''' بررسی کرده است. از منظر جاگر، همانگونه که کارگران روزمزد با محصول کار خویش بیگانه یا از آن جدا میشوند، [[زن]] نیز با '''بدن خویش''' بیگانه میشود. در این چارچوب، هر زنی که رژیم لاغری میگیرد یا ورزش میکند یا لباس میپوشد، در واقع جسم خویش را برای مردان آرایش و پیرایش میکند. این زن در اینکه بدن او کجا، چگونه، چه وقت و از سوی چه کسی، بهرهبرداری شود تقریباً هیچ اختیاری ندارد. بدن زن از راههای گوناگون، ربوده میشود، گاهی با تجاوز جنسی و گاه با نگاههای هیز مردان که ایستاده در کنجی، تماشاگر همه دخترانی هستند که در گذرند. همچنان که زن به سختی روی بدن خود کار میکند (با باریککردن ابرو، اصلاح موی زیر بغل، کوچککردن باسن، بزرگکردن سینه، لاکزدن به ناخن و پوشیدن کرست) پیکر او برای مردان و برای خودش به شیء بدل میشود و برای جلب نظر و پسند مردان، با زنان دیگر رقابت میکند. به نظر جاگر، زنان همجنسباز بهدلیل آنکه در جلب توجه مردان رقابت ندارند، دوستیهای عمیقتری بینشان یافت میشود.
| |
|
| |
|
| به اعتقاد جاگر، مادری نیز مانند میل جنسی برای زنان تجربهای بیگانهساز است؛ چون کس دیگری تصمیم میگیرد که او باید چند بچه بزاید. همینطور زایمان و بچهداری، هنگامی که مهار آن از دست [[زنان]] بیرون رود و در اختیار اصحاب تخصص (اغلب مردان) قرار گیرد، تجربهای بیگانهساز میشود. او میگوید راه و رسم بچهداری امروزی در نهایت به بیگانگی یا کینهورزی مادر به فرزندان خود منتهی میشود.<ref>[https://nashreney.com/product/ تانگ، رزماری، «نقد و نظر، نظریه های فمنیستی»، مترجم: منیژه نجم عراقی، 1378ش]</ref>
| | بهگفتهٔ جاگر، بسیاری از زنان با قابلیتهای فکری خود نیز بیگانه میشوند. [[زن]] چنان نامطمئن از خود بار میآید که در حضور دیگران از بیان نظرات خود طفره میرود، چون میترسد افکار او ارزش بیان نداشته باشند. زن در محیطهای دانشگاهی مدام در این هراس است که مبادا تصور شود متظاهر به دانشوری است نه دانشور واقعی. به گمان جاگر از آنجا که مردان قواعد اندیشه و [[گفتمان]] را بنا نهادهاند زنان احساس راحتی نمیکنند. از منظر جاگر، چارچوب نظری [[ازخودبیگانگی]] مشخص میکند که ستم کنونی بر زنان، نظیر سلطهٔ مردانه در سرمایهداری است. در سایهٔ [[نظام سرمایهداری]]، سرکوب زنان بهشکل بیگانگی او با همهچیز و همهکس رخ مینماید بهویژه بیگانگی با خود.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref> |
|
| |
|
| بهگفته جاگر، بسیاری از زنان با قابلیتهای فکری خویش نیز بیگانه میشوند. [[زن]] چنان نامطمئن از خود بار میآید که در حضور دیگران از بیان نظرات خویش طفره میرود، چون میترسد افکار او ارزش بیان نداشته باشند. زن در محیطهای دانشگاهی مدام در این هراس است که مبادا تصور شود متظاهر به دانشوری است نه دانشور واقعی. به گمان جاگر از آنجا که مردان قواعد اندیشه و گفتمان را بنا نهادهاند [[زنان]] هرگز خود را راحت احساس نمیکنند. از منظر جاگر، چارچوب نظری خودبیگانگی مشخص میکند که ستم کنونی بر [[زنان]]، نظیر سلطه مردانه در سرمایهداری است. در سایه نظام سرمایهداری، سرکوب زنان به شکل بیگانگی او با همه چیز و همه کس رخ مینماید بهویژه بیگانگی با «خود» او.<ref>تانگ، رزماری، نقد و نظر، نظریههای فمینیستی، مترجم: منیژه نجم عراقی، 1387ش، ص 300-303</ref>
| | === نقد فمینیسم لیبرال === |
| | آلیسون جاگر بر این باور است که [[فمینیسم لیبرال]] با مسائلی مانند [[دوگانگی هنجاری]] و [[فردگرایی انتزاعی]] روبهرو است. او اشاره میکند که لیبرالها، [[خردورزی]] را ویژگی متمایزکننده انسانها میدانند و مفاهیمی چون [[آزادی عمل]] و [[خودشکوفایی فردی]] را ارزشهای اساسی [[جامعه سالم]] تلقی میکنند. به گفته جاگر، دفاع [[لیبرالیسم]] از حقوق بنیادین مانند [[آزادی مذهب]]، مبتنی بر [[حق انتخاب فردی]] است نه برتری یک [[سبک زندگی]] بر دیگری.<ref>جاگر، آلیسون، چهار تلقی از فمینیسم، مترجم:س. امیری، مجله زنان، مرجع فمینیسم، 1378ش، ص6.</ref> |
|
| |
|
| ===نقد فمینیسم لیبرال=== | | == انتقادات به دیدگاههای جاگر == |
| از منظر آلیسونجاگر، [[فمینیسم لیبرال]] گرفتار '''دوگانگی هنجاری''' و '''فردگرایی انتزاعی''' است. با درکی که این تفکر از طبیعت انسان دارد وجه ممیز انسانها را در قابلیت خردورزی میداند. لیبرالها کوشیدهاند از راههای گوناگون تعریفی برای خردورزی با تاکید بر جنبههای اخلاقی یا جنبههای مصلحتجویانه آن به دست دهند. ارجاع عقلانیت به توانایی درک اصول عقلانی اخلاق، بهمثابه تاکید بر ارزش آزادی عمل افراد است. در مقابل، هرگاه عقل به توانایی محاسبه بهترین راه برای نیل به هدفی دلخواه تعبیر شود ارزش خودشکوفایی مورد تاکید قرار میگیرد. لیبرالها هر تعریفی که از خردورزی داشته باشند در هر حال اتفاق نظر دارند که جامعه سالم جامعهای است که به افراد امکان آزادی عمل و شکوفایی خود را بدهد. برای نمونه دفاع لیبرالیسم از آزادی مذاهب بر این مبنا نیست که رفاه عمومی جامعه بیشتر میشود یا اینکه زندگی مومنانه در ذات خود از زندگی کفرآمیز ارزشمندتر است، بلکه به این دلیل است که افراد حق دارند زندگی معنوی خویش را به اختیار برگزینند. همین حکم برای تمامی حقوقی که ما عموماً از آنها به حقوق بنیادین انسان تعبییر میکنیم صادق است.<ref>Jaggar,1983.</ref><ref>جاگر، آليسون، چهار تلقی از فمينيسم، مترجم:س . اميری، مجله زنان، مرجـع فمينيـسم، 1378ش، شماره 6.</ref> | | [[فمینیسم سوسیالیستی]] بهعنوان رویکردی تلفیقی از [[فمینیسم رادیکال]] و [[فمینیسم مارکسیستی]]، با برخی نقدهای وارد بر هر دو جریان مواجه شده است؛ از جمله فروکاستن مسئلهٔ زنان به مسئلهٔ کارگران و اتکا به چارچوب تحلیلی [[مارکسیسم]]<ref>[https://bookroom.ir/book/25092/ بستانآبادی، «نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمنیست» 1390ش]</ref> که یک قالب تحلیلی تحولنایافته و نامناسب برای تحلیل مسائل محوری فمینیسم مانند [[تولیدمثل|تولید مثل]]، میل جنسی و [[تربیت کودک]] است.<ref>MacKinnon, 1982. Feminism, Marxism, Method and the State: An Agenda for Theory; Signs: Journal of Women in Culture and Society 7, No 3.</ref> برخی دیگر از پژوهشگران معتقدند که جاگر با برجستهسازی مفهوم ازخودبیگانگی، خوانشی متفاوت از سنت مارکسیستی ارائه کرده و تحلیل ستم بر زنان را مستقل از دستهبندی صرف طبقاتی پیگیری کرده است؛ با این حال، این رویکرد یا از اولویت تحلیل طبقاتی فاصله میگیرد یا مستقلاً به موضوعات کلیدی فمینیسم نمیپردازد.<ref>تانگ، نقد و نظر، نظریههای فمینیستی، 1387ش، ص305</ref> پژوهشگران مسلمان نیز خوانشهای فمینیستی از [[مادری]] را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب [[خانواده]] میدانند که نمیتواند عامل ازخودبیگانگی تفسیر شود.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/گزارش-نشست-بررسی-مفهوم-مادرانگی-و-ابعاد-آن- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref> |
| ==نقد دیدگاه==
| |
| ازآنجاكه فمينيسم سوسيال، تركيبی از دو گرايش فمينيسم راديكال و فمينيسم ماركسيستی محسوب میشود، از انتقادات وارد بر هر كدام از گرايشهای ياد شده برخوردار است؛ بهويژه از جهت فروكاستن مسئله زنان به مسئله كارگران و پذيرش چارچوب تحليلی ماركسيسم.<ref>[https://bookroom.ir/book/25092/ بستان آبادی، حسین، « نا برابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمنیست» 1390ش]</ref>
| |
|
| |
|
| کاترین مکینان بر دو اساس به کوششهایی که برای ایجاد فمینیسم تلفیقی سوسیالیستی صورت میگیرد، ایراد وارد کرده است. نخست آنکه اینگونه بر هم نهادهها، فقط مسائل اصلی فمینیستی مانند تولید مثل و میل جنسی و [[تربیت]] کودک را در دل «تحلیلی مارکسیستی که در اساس تحولی نیافته است» جای میدهند.
| | همچنین جاگر در چارچوب [[فمینیسم رادیکال]] با برچسبزدن به [[مردسالاری]] بهعنوان یک فرانظام جهانشمول،<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80.</ref> ادعا میکند که زنان همواره بهدلیل جنسیت خود، در موقعیتی فرودست قرار داشتهاند و این فرودستی در شکلهای مختلف تجلی یافته است.<ref>روباتم، زنان در تکاپو: فمینیسم و کنش اجتماعی، 1390ش، ص435.</ref> در نقد این دیدگاه نیز، محققان موارد زیر را مطرح کردهاند: |
| | # ادعای جهانشمولی ستم علیه زنان، نیازمند پشتیبانی اسناد تاریخی معتبر است که ارائه آن با دشواریهای روششناختی مواجه است. |
| | # این ادعا بهطور عموم بر پیشفرضهای نظریههای مدرن، سرمایهداری یا مارکسیستی استوار است که در آنها [[نهاد خانواده]] بهعنوان منبع ستم و تفاوتهای [[نقشهای جنسیتی]] بهعنوان مصادیق تبعیض، تفسیر میشوند. در این چارچوب، تاریخ خانواده و تفاوتهای جنسیتی یکسره با تاریخ ستم علیه زنان یکی انگاشته میشود. |
| | # مفهوم مردسالاری در این گفتمان از ابهام نظری رنج میبرد؛ به گونهای که زیرمجموعهٔ نظامهای شناختهشدهٔ اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی قرار نمیگیرد و منشأ و سازوکار عینی آن نیز به روشنی تبیین نمیشود. |
| | # ادعای موفقیت یکسان این نظام در تمامی دورههای تاریخی و جوامع مختلف، بدون توجه به تنوع ساختارهای اجتماعی و سیاسی، با چالش توضیحی مواجه است. |
| | # اگر مردسالاری تا این حد فراگیر و مسلط فرض شود، اساساٌ طبقهٔ فرودست زنان، امکان مقاومت مؤثر ندارد و هماهنگی عملکرد این نظام در دورانهای پیشامدرن، با فقدان فناوریهای ارتباطی، قابل توضیح نخواهد بود. |
| | # پذیرش سیطرهٔ کامل مردسالاری، این تناقض را ایجاد میکند که خود [[فمینیسم|جنبش فمینیستی]] نیز محصول همان نظام مردسالاری قلمداد شود و در نتیجه امکان برونرفت از آن ناممکن میشود. |
|
| |
|
| دوم آنکه اینگونه برهم نهادهها همگی «مسئله زن» را به «مسئله کارگر» فرو میکاهند.<ref>MacKinnon, Catharine. 1982. Feminism, Marxism, Method and the State : An Agenda for Theory; Signs: Journal of Women in Culture and Society 7, No 3.</ref> اما هیچ یک از این ایرادها به یانگ و جاگر وارد نیست. یانگ نه تنها با بهرهگیری از تحلیل تقسیم کار به جای تحلیل طبقاتی تحلیل مارکسیستی را متحول ساخت بلکه پافشاری داشت که به حاشیه راندن [[زنان]] در سرمایهداری مهمترین پدیدهای است که فمینیسم سوسیالیستی باید به بررسی آن بپردازد. این حرف در مورد جاگر نیز صادق است؛ تأکید او بر مفهوم ازخودبیگانگی بود و میگفت ستم بر [[زنان]] را باید به جای طبقه بر حسب ازخودبیگانگی تحلیل کرد. بنابراین اگر ایرادی به نظریه سیستمهای وحدتیافته یانگ و جاگر وارد باشد شاید به این علت است که هر روشی که بخواهد مارکسیستی تلقی شود باید تحلیل طبقاتی را در اولویت بداند، یا شاید به این علت است که این نظریهها به [[زنان]] اجازهی پرسش و پاسخ دربارهی مسائل پیش پا افتادهی تولیدمثل و میل جنسی و [[تربیت]] فرزند را نمیدهند.<ref>تانگ، رزماری، نقد و نظر، نظریه های فمینیستی، مترجم: منیژه نجم عراقی، 1387ش، ص305 </ref>
| | در پی طرح این چالشها، برخی فمینیستهای متأخر با قرائتهای جهانشمول و غیرتاریخی از مردسالاری مخالفت کردهاند و بر نقش عوامل اجتماعی و فرآیندهای جامعهپذیری در شکلگیری روابط جنسیتی تأکید میورزند.<ref>هام و گمبل، فرهنگ نظریههای فمینیستی، 1382ش، ص325.</ref> |
| ===نقد نظام مردسالاری===
| |
| مردسالاري، نظامی از ستم و تبعيض عليه [[زنان]] است كه در تمامی حوزههای زندگی، اعم از روابط شخصی، رفتارهای جنسی (تجاوز، فحشا، مزاحمت جنسی) و عرصههای ديگر اجتماع، فرهنگ، اعمال و تقويت میشود؛ در واقع از منظر فمينيستهای راديكال، مردسالاری يك نظام اعم يا فرانظام است؛ به اين معنا كه تمام ستمها و تبعيضها در نظامهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توسط نظام مردسالار طراحی و تقويت میشود و هماهنگی ميان نظامهای متفاوت برای استمرار سلطه جنس يا طبقه مذكر بر جنس يا طبقهی مؤنث، توسط اين نظام صورت میگيرد.<ref>بستان نجفی،حسين، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم،1382ش، ص 80. </ref> از نظر آنها مردسالاری امری فراتاريخی<ref>شيلا روباتم میگويد: «چيزی نيست كه ساخته دست مرد نباشد؛ نه تفكر، نه زبان و نه كلمات؛ حتي اكنون چيزي وجود ندارد كه به دست مردان ساخته نشده باشد؛ حتی خود من؛ بهويژه خود من».روباتم،شيلا ؛ زنان در تكاپو: فمينيسم و كنش اجتماعی، مترجم: حشمتالله صباغی، 1390ش، ص 435.</ref> است و اختصاص به يك دوره تاريخی و يا يك فرهنگ ندارد.
| |
|
| |
|
| قبل از ورود به نقد مفهوم مردسالاری، لازم است پيشفرض جنبشهای فمينيستی مبنی بر تعميم ستم و تبعيض يك جنس بر [[جنس]] ديگر مورد سؤال قرار گيرد. ادعای اصلی اين پيشفرض آن است كه [[زنان]] در طول تاريخ و بهواسطه جنسیتشان، هميشه و در همه حال از موقعيت فروتری نسبت به [[مردان]] برخوردار بودهاند و برخی از اشكال اين فرودستی در قالب ستم و تبعيض قابل شناسايی است.
| | == آثار == |
| | آلیسون جاگر در زمینهٔ نظریههای فمینیستی، [[عدالت اجتماعی]] و [[فلسفۀ سیاسی]] با تمرکز بر نقد ساختارهای [[ستم جنسیتی]]، [[اخلاق اجتماعی]] و [[عدالت جهانی]]، آثار متعددی را نگارش کرده است، ازجمله: |
| | {{آغاز چپچین}} |
| | * Feminist frameworks: alternative theoretical accounts of the relations between women and men, (1978). |
| | * Feminist politics and human nature, (1983). |
| | * Gender/body/knowledge: feminist reconstructions of being and knowing, (1989). |
| | * Living with contradictions: controversies in feminist social ethics, (1994). |
| | * Morality and social justice: point/counterpoint, (1995). |
| | * A companion to feminist philosophy, (2000). |
| | * "Arenas of citizenship: civil society, the state and the global order", in Friedman, Marilyn (ed.), Women and citizenship, Studies in Feminist Philosophy , (2005). |
| | * Just methods: an interdisciplinary feminist reader, (2008). |
| | * Abortion: three perspectives, (2009). . |
| | * Thomas Pogge and his critics, (2010). |
| | * Gender and global justice, (2014). |
| | * "On Susan Moller Okin's "Reason and feeling in thinking about justice", (July 2015).<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.]</ref> |
| | {{پایان چپچین}} |
|
| |
|
| در مورد اين ادعا بايد گفت:
| | == پانویس == |
| *اولا: اثبات فراگيری ظلم و ستم در طول تاريخ و با اين گستردگی، بايد بهصورت گزارشهای مستند و تاريخی صورت گيرد و چنين گزارشهايی نه وجود دارند و نه عملاً امکانپذیر هستند.
| | {{پانویس}} |
| *ثانیا: ادعای ظلم و ستم و تبعيض عليه [[زنان]]، عموماً با پيشفرضهای نظام سرمايهداری و مدرن و بعضاً ماركسيستی صورت میگيرد كه در آن، خانواده منشأ ظلم و ستم است و تفاوتهای حقوقی و نقشهای جنسيتی متمايز، مصاديق روشن تبعيض عليه زنان هستند؛ به تعبير ديگر فمينيستها تاريخ خانواده، تاريخ تفاوتهای حقوقی و تاريخ نقشهای متمايز جنسيتی را با تاريخ ظلم و ستم عليه زنان يكی گرفتهاند.
| |
| #يكي از اشكالات اساسی در نقد مردسالاری ـ كه بر بسياری از آموزههای ديگر فمينيستی نيز وارد است ـ ابهام مفهومی اين واژه است. فمينيستها تصويری از مردسالاری ارائه میكنند كه زيرمجموعه هيچكدام از نظامهای اجتماعی، فرهنگی، سياسی و اقتصادی نيست، بلكه فراتر از اين نظام و به نوعی تدبيركننده آن است. حال جای اين سؤال باقی است كه واقعاً چه تصويری از اين نظام وجود دارد و چه عاملی آن را ايجاد كرده است؟ فرض بر اين است كه هيچكدام از نظامهای يادشده، توانايی ايجاد مردسالاري را ندارند، از طرفی نظامهای يادشده، هم به لحاظ تاريخی و هم بهلحاظ جغرافيايی از چنان تنوعی برخوردارند كه نمیتوانند منشأ امری ثابت و فراتاريخی مانند مردسالاری باشند.
| |
| #ميان ايده مردسالاری تاريخی و تصوير ادعايی مبنی بر مادرسالاری اوليه نيز تعارضی وجود دارد.
| |
| #فرایند موفقيت نظام مردسالاری در گفتمان فمينيستی بههيچوجه تبيين نمیشود. چرا با وجود نظامهای متفاوت سياسی، اجتماعی و اقتصادی، نظام مردسالاری در همهجا ـ به زعم فمينيستها ـ به نحو يكسان موفق بوده است؟ چرا طبقه فرودست [[زنان]] در برابر اين سلطه مقاومت نكرده است؟ و چگونه در دورانهای قبل و با نبود تكنولوژی ارتباطات، هماهنگی در نحوه عمل نظام مردسالاری صورت میگرفته است؟
| |
| #اگر بپذيريم استيلای نظام مردسالار تا اين حد فراگير است كه تمامی ابعاد فرهنگی، سياسی، اجتماعی و حتي مقوله دانش را فراگرفته است، بايد بپذيريم كه ايده يا جنبش فمينيستی، معلول سلطه همين نظام مردسالار است و بروز و ظهور اين جنبش، خود معلولِ بازی جديد نظام مردسالاری است؛ بهعلاوه در صورت استيلای فراگير نظام مردسالار، برونرفت از اين سلطه عملاً غيرممكن است<ref>اين اشكال شبيه اشكالی است كه برخی بر هايدگر و فوكو وارد میدانند. بنابر آموزههای اين دو فيلسوف، سلطه مدرنيته عامترين سلطههاست؛ در نتيجه برونرفت از آن عملاً ناممكن است.</ref> و اين امر با ماهيت رهايیبخش اين جنبش ناسازگار است. به دلیل وجود اين دسته از اشكالات است كه برخی از فمينيستهای متأخر با اين توصيفات جهانشمول از مردسالاری مخالفاند؛ برای مثال شيلا روباتم با قرائتهای غيرتاريخی از مردسالاری مخالف است؛ ضمنآنکه برخی فمينيستهای انسانشناس تلاش دارند مردسالاری را به جامعهپذيری و عمل اجتماعی نسبت دهند.<ref>هام،مگی، گمبل، سارا، فرهنگ نظريههای فمينيستی، مترجم: فیروزه مهاجر و دیگران، 1382ش، ص 325. در اينجا تلاش بر نفی کلی مردسالاری نیست، بلكه بر، جلوگیری از تعميم آن است؛ چهاینکه وجود برخی شيوههای مردسالارانه در بسياری از فرهنگها قابل انكار نيست؛ اما در تحليل آن، ارجاع مردسالاری به فرهنگ و در نتيجه توصيه به اصلاحات فرهنگی راهگشاست.</ref>
| |
| | |
| ==آثار== | |
| *Jaggar, Alison; Rothenberg, Paula (1978). Feminist frameworks: alternative theoretical accounts of the relations between women and men. New York: McGraw-Hill.
| |
| | |
| *Jaggar, Alison (1983). Feminist politics and human nature. Totowa, New Jersey: Rowman & Allanheld.
| |
|
| |
|
| *Jaggar, Alison; Bordo, Susan R. (1989). Gender/body/knowledge: feminist reconstructions of being and knowing. New Brunswick, New Jersey: Rutgers University Press.
| | == منابع == |
| | | {{آغاز منابع}} |
| *Jaggar, Alison (1994). Living with contradictions: controversies in feminist social ethics. Boulder, Colorado: Westview Press.
| | * تانگ، رزمری، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، ترجمهٔ منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۷ش |
| *Jaggar, Alison; Sterba, James P.; Gould, Carol C.; Solomon, Robert C.; Machan, Tibor R.; Galstone, William A.; Fisk, Milton (1995). Morality and social justice: point/counterpoint. Lanham, Maryland: Rowman & Littlefield Publishers.
| | * بستان (نجفی)، حسین، «نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم»، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۲ش. |
| | | * جاگر، آلیسون، «چهار تلقی از فمینیسم»، ترجمهٔ س، امیری، مجلهٔ زنان، مرجع فمینیسم، شمارهٔ ۳۰، ۱۳۷۸ش. |
| *Jaggar, Alison; Young, Iris Marion (2000). A companion to feminist philosophy. Malden, Massachusetts: Blackwell.
| | * روباتم، شیلا، «زنان در تکاپو، فمنیسم و کنش اجتماعی»، تهران، شیرازه، ۱۳۹۰ش. |
| | | * سراقی، همایون و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، مجلهٔ پژوهشنامهٔ اسلامی زنان و خانواده، دوره ۳، شمارهٔ ۱، ۱۳۹۴ش. |
| *Jaggar, Alison (2005), "Arenas of citizenship: civil society, the state and the global order", in Friedman, Marilyn (ed.), Women and citizenship, Studies in Feminist Philosophy, Oxford New York: Oxford University Press, pp. 91–110.
| | * «گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وبسایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاریخ درج مطلب: ۲۶ آذر ۱۴۰۴ش. |
| | | * هام، مگی و گمبل، سارا، «فرهنگ نظریههای فمینیستی»، ترجمهٔ فیروزه مهاجر و دیگران، تهران، توسعه، ۱۳۸۲ش. |
| *Jaggar, Alison (2008). Just methods: an interdisciplinary feminist reader. Boulder, Colorado: Paradigm Publishers.
| | {{آغاز چپچین}} |
| | | * DeSautels, Peggy. "Alison Jaggar: April 2013". ''Highlighted Philosophers''. American |
| *Jaggar, Alison; Tooley, Michael; Wolfe-Devine, Celia; Devine, Philip E. (2009). Abortion: three perspectives. New York: Oxford University Press.
| | * Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25. |
| | | {{پایان چپچین}} |
| *Jaggar, Alison (2010). Thomas Pogge and his critics. Cambridge Malden, Massachusetts: Polity.
| | {{پایان منابع}} |
| | |
| *Jaggar, Alison (2014). Gender and global justice. Cambridge, UK Malden, Massachusetts: Polity.
| |
| | |
| *Jaggar, Alison M. (July 2015). "On Susan Moller Okin's "Reason and feeling in thinking about justice"" (PDF). Ethics. 125: 1127–1131. doi:10.1086/680878. JSTOR 10.1086/680878. S2CID 170851415. Archived from the original (PDF) on 2019-09-04. Retrieved 2019-09-04.
| |
| | |
| ==جستارهای وابسته== | |
| *[[آیریس ماریون یانگ]]
| |
| *[[جولیت میچل]]
| |
| ==پانویس==
| |
| {{پانویس}} | |
| ==منابع==
| |
| *تانگ، رزمری، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، ترجمۀ منیژه نجم عراقی، تهران، نشر نی، چاپ سوم، 1387ش | |
| *بستان (نجفی)، حسین، «نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم»، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1382ش. | |
| *جاگر، آلیسون، «چهار تلقی از فمينيسم»، ترجمۀ س، اميری، مجلۀ زنان، مرجـع فمينيـسم، شمار، 30، 1378ش. | |
| *روباتم، شیلا، «زنان در تکاپو، فمنیسم و کنش اجتماعی»، تهران، شیرازه، 1390ش. | |
| *هام، مگی و گمبل، سارا، «فرهنگ نظريههای فمينيستی»، ترجمۀ فیروزه مهاجر و دیگران، تهران، توسعه، 1382ش. | |