زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
== نامگذاری قوم هزاره == | == نامگذاری قوم هزاره == | ||
واژهٔ | واژهٔ هزاره در زبان فارسی بهمعنای هزار است. برخی محققان دلیل نامگذاری این قوم به هزاره را سکونت آنها در مناطقی دانستهاند که هزاران چشمهٔ [[آب]] خوشگوار و هزاران نهر آب، هزاران دره و هزاران کوه دارد. برخی مورخان، نام قوم هزاره را نشاندهندهٔ بزرگی و جمعیت فراوان این قوم دانستهاند تا جایی که این مردم، به ازای [[مالیات]] سالانه، هزار سوارکار در اختیار قشون شاهی قرار دادند.<ref>یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزارهها، 1373ش، ج1، ص146.</ref> در دایرةالمعارف آمریکانا، ذیل واژهٔ هزاره، عنوان «خزاره» آمده که به [[دریای خزر]] اشاره دارد. در دایرةالمعارف فرهنگ روسی نیز قوم هزاره به مردمی اطلاق شده که در مناطق ولگا و حواشی [[قفقاز]] زندگی میکردهاند و بنابراین، دریای خزر در این نامگذاری تأثیرگذار محسوب میشود.<ref>خاوری، مردم هزاره و خراسان بزرگ، 1385ش، ص273.</ref> | ||
محمدیونس طغیان ساکایی، استاد [[دانشگاه کابل]]، برای تبیین واژهٔ هزاره به باور آریاییها اشاره میکند؛ آریاییها بر این عقیدهاند که خداوند برای بندگان خود هفت کشور خلق کرده که یکی از آنها «اَرِزَهی» نام داشت. در [[اوستا]]، به این کشور ششبار اشاره شده و معنای آن کشتزار و چراگاه است. مردم برخی مناطق هزاره در [[گویش هزارگی]] خود را «اَزرَه» مینامند و کارشناسان «اَزرَه» را تغییریافتهٔ واژهٔ «اَرِزَه» دانستهاند که با موقعیت جغرافیایی سرزمین کنونی هزارهها همخوانی دارد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص62؛ دادگی، بندهش، 1375ش، ص70؛ [http://www.asrislam.com/fa/news/24860/تاریخچه-قوم-هزاره «تاریخچۀ قوم هزاره»، خبرگزاری عصر اسلام.]</ref> | محمدیونس طغیان ساکایی، استاد [[دانشگاه کابل]]، برای تبیین واژهٔ هزاره به باور آریاییها اشاره میکند؛ آریاییها بر این عقیدهاند که خداوند برای بندگان خود هفت کشور خلق کرده که یکی از آنها «اَرِزَهی» نام داشت. در [[اوستا]]، به این کشور ششبار اشاره شده و معنای آن کشتزار و چراگاه است. مردم برخی مناطق هزاره در [[گویش هزارگی]] خود را «اَزرَه» مینامند و کارشناسان «اَزرَه» را تغییریافتهٔ واژهٔ «اَرِزَه» دانستهاند که با موقعیت جغرافیایی سرزمین کنونی هزارهها همخوانی دارد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص62؛ دادگی، بندهش، 1375ش، ص70؛ [http://www.asrislam.com/fa/news/24860/تاریخچه-قوم-هزاره «تاریخچۀ قوم هزاره»، خبرگزاری عصر اسلام.]</ref> | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
=== دیدگاه بومیبودن هزارهها === | === دیدگاه بومیبودن هزارهها === | ||
محققان برای اثبات نظریهٔ بومیبودن هزارهها در [[افغانستان]] به دو دسته از شواهد، استدلال کردهاند: | محققان برای اثبات نظریهٔ بومیبودن هزارهها در [[افغانستان]] به دو دسته از شواهد، استدلال کردهاند: | ||
* '''شواهد زبانشناختی''': مطالعات زبانشناختی نشان میدهد که هزارهها از اقوام بومی افغانستان محسوب میشوند. برای مثال پژوهشهای جی.پی. فریره، محقق فرانسوی قرن نوزدهم، با استناد به گزارشهای کوئیتوس کورتیوس، مورخ یونانی، حاکی از حضور این قوم در افغانستان از دورهٔ اسکندر مقدونی است. [[عبدالحی حبیبی]]، این نظریه را با ارائهٔ شواهد زبانشناختی تقویت میکند. وی با بررسی منابع تاریخی مینویسد که نام هزاره محدود به مرکز افغانستان نبوده و به مردمان مناطق گستردهتری از ماهوبون تا کشمیر اطلاق میشده است. از سوی دیگر گویش هزارگی دارای ریشههای هندو_ایرانی است و ارتباطی با زبانهای مغولی یا تاتاری ندارد. گزارشهای سیاحان چینی مانند هیوان تسونگ از حضور هزارهها با نامهای محلی پیش از دورهٔ مغول حکایت دارد. تحلیل واژهشناختی نشان میدهد که اصطلاح هزاره، ریشه در زبانهای باستانی منطقه دارد و از واژهٔ آریایی خوشدل، مشتق شده است، نه از اصطلاح نظامی مغولی مینگ. مطالعات تطبیقی زبانشناسی نیز هیچگونه ارتباط سیستماتیک بین گویش هزارگی و زبان مغولی را تأیید نمیکند. همچنین حضور هزارهها در آن سوی رود سند که مغولان هرگز به آنجا نرسیدند، نظریهٔ بازماندگان مغول را رد میکند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص47-49.</ref> | * '''شواهد زبانشناختی''': مطالعات زبانشناختی نشان میدهد که هزارهها از اقوام بومی افغانستان محسوب میشوند. برای مثال پژوهشهای جی.پی. فریره، محقق فرانسوی قرن نوزدهم، با استناد به گزارشهای کوئیتوس کورتیوس، مورخ یونانی، حاکی از حضور این قوم در افغانستان از دورهٔ اسکندر مقدونی است. [[عبدالحی حبیبی]]، این نظریه را با ارائهٔ شواهد زبانشناختی تقویت میکند. وی با بررسی منابع تاریخی مینویسد که نام هزاره محدود به مرکز افغانستان نبوده و به مردمان مناطق گستردهتری از ماهوبون تا کشمیر اطلاق میشده است. از سوی دیگر گویش هزارگی دارای ریشههای هندو_ایرانی است و ارتباطی با زبانهای مغولی یا تاتاری ندارد. گزارشهای سیاحان چینی مانند هیوان تسونگ از حضور هزارهها با نامهای محلی پیش از دورهٔ مغول حکایت دارد. تحلیل واژهشناختی نشان میدهد که اصطلاح هزاره، ریشه در زبانهای باستانی منطقه دارد و از واژهٔ آریایی خوشدل، مشتق شده است، نه از اصطلاح نظامی مغولی مینگ. مطالعات تطبیقی زبانشناسی نیز هیچگونه ارتباط سیستماتیک بین گویش هزارگی و زبان مغولی را تأیید نمیکند. همچنین حضور هزارهها در آن سوی رود سند که مغولان هرگز به آنجا نرسیدند، نظریهٔ بازماندگان مغول را رد میکند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص47-49.</ref> | ||
* '''شواهد باستانشناختی و مردمشناختی''': سیدعسکر موسوی نویسندهٔ کتاب هزارههای افغانستان، با بررسی شواهد باستانشناختی و مردمشناختی معتقد است که هزارهها از دیرباز در منطقهٔ هزارهجات بهعنوان یکی از کانونهای مهم تمدنی در قلب [[آسیا]]، نقش ایفا کردهاند. هویت کنونی هزارهها محصول تعامل پیچیدهٔ این عوامل تاریخی و جغرافیایی بوده که در طول قرون متمادی شکل گرفته است. ترکیب منحصربهفرد عناصر مختلف قومی و فرهنگی در این منطقه، همراه با شرایط خاص جغرافیایی هزارهجات که نوعی انزوای نسبی را ایجاد کرده، به شکلگیری هویت متمایز این قوم انجامیده است. | |||
* '''شواهد باستانشناختی و مردمشناختی''': سیدعسکر موسوی نویسندهٔ کتاب هزارههای افغانستان، با بررسی شواهد باستانشناختی و مردمشناختی معتقد است که هزارهها از دیرباز در | |||
# شواهد باستانشناسی در [[بامیان]] و سایر مناطق هزارهجات نشان میدهد که سکونت جوامع انسانی با ویژگیهای فیزیکی مشابه هزارههای امروزی به حدود ۲۳۰۰ سال پیش بازمیگردد. این موضوع بهویژه در [[نقاشی]]های دیواری و مجسمههای بودایی دورهٔ [[کوشانیان]] (قرن دوم میلادی) بهروشنی قابل مشاهده است. گسترش آیین بودایی در این منطقه که از قرن سوم پیش از میلاد آغاز شد، تحولات مذهبی و جریانهای [[مهاجرت|مهاجرتی]] قابل توجهی از شرق آسیا را به همراه داشت که در ترکیب جمعیتی منطقه تأثیر گذاشت. | # شواهد باستانشناسی در [[بامیان]] و سایر مناطق هزارهجات نشان میدهد که سکونت جوامع انسانی با ویژگیهای فیزیکی مشابه هزارههای امروزی به حدود ۲۳۰۰ سال پیش بازمیگردد. این موضوع بهویژه در [[نقاشی]]های دیواری و مجسمههای بودایی دورهٔ [[کوشانیان]] (قرن دوم میلادی) بهروشنی قابل مشاهده است. گسترش آیین بودایی در این منطقه که از قرن سوم پیش از میلاد آغاز شد، تحولات مذهبی و جریانهای [[مهاجرت|مهاجرتی]] قابل توجهی از شرق آسیا را به همراه داشت که در ترکیب جمعیتی منطقه تأثیر گذاشت. | ||
# دورهٔ [[یفتلی ها|یفتلیها]] (هپتالیان) در قرن پنجم میلادی نقطهٔ عطف دیگری در تاریخ این منطقه محسوب میشود. این حکومت که ویژگیهای قومی مشابهی با ساکنان منطقه داشت، تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیقی را موجب شد. منابع تاریخی از جمله نوشتههای [[ابوریحان بیرونی]]، به تأثیرات ماندگار این دوره بر ساختار اجتماعی و فرهنگی منطقه اشاره دارند. | # دورهٔ [[یفتلی ها|یفتلیها]] (هپتالیان) در قرن پنجم میلادی نقطهٔ عطف دیگری در تاریخ این منطقه محسوب میشود. این حکومت که ویژگیهای قومی مشابهی با ساکنان منطقه داشت، تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیقی را موجب شد. منابع تاریخی از جمله نوشتههای [[ابوریحان بیرونی]]، به تأثیرات ماندگار این دوره بر ساختار اجتماعی و فرهنگی منطقه اشاره دارند. | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۲: | ||
=== نظریه جدید بودن سکونت هزارهها در افغانستان === | === نظریه جدید بودن سکونت هزارهها در افغانستان === | ||
عدهای با استناد به ویژگیهای ظاهری و شیوههای رزمی، هزارهها را ساکنان جدید افغانستان و از تبار مغولها دانستهاند. برای مثال جان.سی. گریفیتز، در این زمینه مینویسد که ویژگیهای ظاهری مغولی و روشهای نظامی هزارهها، آنها را از نسل چنگیزخان نشان میدهد.<ref>گریفیتز، افغانستان کلید یک قاره، بیتا، ص134.</ref> برخی پیدایش هزارهها را به کوچ ایل نیکودر (شاهزاده جغتایی) مرتبط میدانند. بعضی هزارهها را آمیزهای از سربازان ترک و مغول با ساکنان بومی میداند و به وجود واژگان ترکی و مغولی در گویش هزارگی اشاره دارد. برخی نیز هزارهها را ترکیبی از اقوام ترک، مغول، [[قوم پشتون|پشتون]] و [[تاجیکهای افغانستان|تاجیک]] تصور میکنند، در حالی که از نظر فرهنگی، زبانی، ظاهری، مذهبی و آدابورسوم، هزارهها با هیچیک از این گروهها شباهت کامل ندارند. عدهای هم هزارهها و [[قوم ایماق|ایماقها]] را در اصل یک قوم میدانند که پس از گرایش به [[اسلام]] از هم جدا شدهاند، بهطوری که ایماقها پیرو مذهب حنفی و هزارهها پیرو مذهب [[شیعه]] شدند، در حالی که آدابورسوم آنان مشابه باقی مانده است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص49-55.</ref> | عدهای با استناد به ویژگیهای ظاهری و شیوههای رزمی، هزارهها را ساکنان جدید افغانستان و از تبار مغولها دانستهاند. برای مثال جان. سی. گریفیتز، در این زمینه مینویسد که ویژگیهای ظاهری مغولی و روشهای نظامی هزارهها، آنها را از نسل چنگیزخان نشان میدهد.<ref>گریفیتز، افغانستان کلید یک قاره، بیتا، ص134.</ref> برخی پیدایش هزارهها را به کوچ ایل نیکودر (شاهزاده جغتایی) مرتبط میدانند. بعضی هزارهها را آمیزهای از سربازان ترک و مغول با ساکنان بومی میداند و به وجود واژگان ترکی و مغولی در گویش هزارگی اشاره دارد. برخی نیز هزارهها را ترکیبی از اقوام ترک، مغول، [[قوم پشتون|پشتون]] و [[تاجیکهای افغانستان|تاجیک]] تصور میکنند، در حالی که از نظر فرهنگی، زبانی، ظاهری، مذهبی و آدابورسوم، هزارهها با هیچیک از این گروهها شباهت کامل ندارند. عدهای هم هزارهها و [[قوم ایماق|ایماقها]] را در اصل یک قوم میدانند که پس از گرایش به [[اسلام]] از هم جدا شدهاند، بهطوری که ایماقها پیرو مذهب حنفی و هزارهها پیرو مذهب [[شیعه]] شدند، در حالی که آدابورسوم آنان مشابه باقی مانده است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص49-55.</ref> | ||
==== رد نظریه جدید بودن سکونت هزارهها در افغانستان ==== | ==== رد نظریه جدید بودن سکونت هزارهها در افغانستان ==== | ||
به باور بسیاری از محققان دیگر از جمله سیدعسکر موسوی نویسندهٔ کتاب هزارههای افغانستان، | به باور بسیاری از محققان دیگر از جمله سیدعسکر موسوی نویسندهٔ کتاب هزارههای افغانستان، فرضیهٔ مغولیبودن هزارهها با تردیدهای جدی مواجه بوده و فاقد مستندات محکم تاریخی است. این نظریه بهطور عمده بر اساس فرضیات و مشابهتهای ظاهری استوار است. موسوی دلایل متعددی بر بطلان این فرضیه میآورد: | ||
# نیروهای چنگیز پس از فتوحات به [[وطن]] اصلی خود بازمیگشتند و بهصورت انبوه در مناطق فتح شده ساکن نمیشدند. | |||
# نیروهای چنگیز پس از فتوحات به [[وطن]] اصلی خود بازمیگشتند و بهصورت انبوه در مناطق فتح شده ساکن نمیشدند. | # مغولان برای اسکان، مناطق حاصلخیزتر را ترجیح میدادند نه نواحی کوهستانی و صعبالعبور هزارهجات را. | ||
# مغولان برای اسکان، مناطق حاصلخیزتر را ترجیح میدادند نه نواحی کوهستانی و صعبالعبور هزارهجات را. | # در افغانستان گروههای کوچکی با عنوان مغول وجود دارند که از هزارهها متمایز هستند. | ||
# در افغانستان گروههای کوچکی با عنوان مغول وجود دارند که از هزارهها متمایز هستند. | # هیچ هزارهای به زبان مغولی تکلم نمیکند و با فرهنگ مغولی آشنایی ندارد. | ||
# هیچ هزارهای به زبان مغولی تکلم نمیکند و با فرهنگ مغولی آشنایی ندارد. | # هیچ سند معتبری وجود ندارد که ثابت کند چنگیز یا فرماندهان وی دستور اسکان در هزارهجات را صادر کردهاند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص63-65.</ref> | ||
# هیچ سند معتبری وجود ندارد که ثابت کند چنگیز یا فرماندهان وی دستور اسکان در هزارهجات را صادر کردهاند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص63-65.</ref> | |||
همچنین استقرار اقوام جدید در یک منطقه معمولاً با درگیریهای خونین و نابودی ساکنان بومی همراه است، حال آنکه در متون تاریخی دورهٔ چنگیز و هلاکو اشارهای به چنین رویدادهایی در هزارهجات نشده است. عبدالحی حبیبی در مقالهای (۱۳۴۱ش)، با استناد به شواهد تاریخی، هزارهها را دارای پیشینهای بسیار کهنتر از دورهٔ مغول میداند، حتی در مناطق ماورای رود سند تا دامنههای کشمیر نیز گروههایی با نام هزاره حضور داشتهاند، در حالی چنگیزخان هرگز از رود سند عبور نکرده بود.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص64.</ref> | همچنین استقرار اقوام جدید در یک منطقه معمولاً با درگیریهای خونین و نابودی ساکنان بومی همراه است، حال آنکه در متون تاریخی دورهٔ چنگیز و هلاکو اشارهای به چنین رویدادهایی در هزارهجات نشده است. عبدالحی حبیبی در مقالهای (۱۳۴۱ش)، با استناد به شواهد تاریخی، هزارهها را دارای پیشینهای بسیار کهنتر از دورهٔ مغول میداند، حتی در مناطق ماورای رود سند تا دامنههای کشمیر نیز گروههایی با نام هزاره حضور داشتهاند، در حالی چنگیزخان هرگز از رود سند عبور نکرده بود.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص64.</ref> | ||
| خط ۴۲: | خط ۳۹: | ||
=== دوره پیش از ۱۸۹۳م === | === دوره پیش از ۱۸۹۳م === | ||
منطقهٔ هزارجات در متون تاریخی با نام بربرستان شناخته میشد و در شاهنامهٔ فردوسی بهعنوان حکومتی مستقل توصیف شده است. بر اساس پژوهشهای معاصر، قلمرو تاریخی بربرستان از شمال مکران تا جنوب [[بلخ]] و از غرب [[کابل]] تا [[زابلستان]] و شرق [[هرات]] امتداد داشت.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://sanad.iau.ir/en/Journal/DownloadFile/934483&ved=2ahUKEwjLhuHB_aOGAxWnVPEDHSqOAmgQFnoECCwQAQ&usg=AOvVaw3Pqe8N5OGjAxtrrrrW-2bC عبدلی، «هزارههای افغانستان. تبارشناسی و پراکندگی جمعیتی»، وبسایت سکوی نشر دانش.]</ref> این منطقه بهدلیل قرارگرفتن در مسیر [[جاده ابریشم| | منطقهٔ هزارجات در متون تاریخی با نام بربرستان شناخته میشد و در شاهنامهٔ فردوسی بهعنوان حکومتی مستقل توصیف شده است. بر اساس پژوهشهای معاصر، قلمرو تاریخی بربرستان از شمال مکران تا جنوب [[بلخ]] و از غرب [[کابل]] تا [[زابلستان]] و شرق [[هرات]] امتداد داشت.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://sanad.iau.ir/en/Journal/DownloadFile/934483&ved=2ahUKEwjLhuHB_aOGAxWnVPEDHSqOAmgQFnoECCwQAQ&usg=AOvVaw3Pqe8N5OGjAxtrrrrW-2bC عبدلی، «هزارههای افغانستان. تبارشناسی و پراکندگی جمعیتی»، وبسایت سکوی نشر دانش.]</ref> این منطقه بهدلیل قرارگرفتن در مسیر [[جاده ابریشم|جادهٔ ابریشم]] از اهمیت تجاری برخوردار بود. در دورهٔ [[خراسان بزرگ]]، این ناحیه با عنوان غرجستان شناخته میشد، هرچند برخی محققان محدودهٔ غرجستان را محدودتر از قلمرو هزارستان میدانند. اصطلاح هزارهجات یا هزارستان پس از دورهٔ مغول (حدود ۱۲۰۰میلادی)، رواج یافته است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref>[[پرونده:Hazara men from villages near Ghazni, 1840 (2).jpg|جایگزین=مردان هزاره ۱۸۴۰ (میلادی) - شهر غزنی، نقاشی جیمز اتکینسون|بندانگشتی|مردان هزاره در حدود ۱۸۴۰ (میلادی) از روستاهای نزدیک شهر غزنی، نقاشی جیمز اتکینسون]] | ||
قلمرو هزارهها در این دوره شامل مناطق وسیعی بود که بر اساس منابع، ولایتهای میدان وردک، [[غزنی]]، بخشهای وسیعی از [[ارزگان]]، [[زابل افغانستان|زابل]]، [[قندهار]]، هلمند تا مرز هرات، [[نیمروز]] و بخشهایی از [[بادغیس]]، فراه، [[بامیان]]، [[دایکندی]]، [[غور]]، پروان، [[بغلان]]، [[سمنگان]]، [[بلخ]] و [[سرپل]] را در بر میگرفت.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص57-60.</ref> برخی پژوهشگران معتقدند مرزهای تاریخی هزارهجات تا مناطق بلوچستان و شاهراه کویته نیز امتداد داشته است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص97-108.</ref> | قلمرو هزارهها در این دوره شامل مناطق وسیعی بود که بر اساس منابع، ولایتهای میدان وردک، [[غزنی]]، بخشهای وسیعی از [[ارزگان]]، [[زابل افغانستان|زابل]]، [[قندهار]]، هلمند تا مرز هرات، [[نیمروز]] و بخشهایی از [[بادغیس]]، فراه، [[بامیان]]، [[دایکندی]]، [[غور]]، پروان، [[بغلان]]، [[سمنگان]]، [[بلخ]] و [[سرپل]] را در بر میگرفت.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص57-60.</ref> برخی پژوهشگران معتقدند مرزهای تاریخی هزارهجات تا مناطق بلوچستان و شاهراه کویته نیز امتداد داشته است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص97-108.</ref> | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۰: | ||
سکونتگاه قوم هزاره که امروزه با نام مناطق هزارجات شناخته میشود، دارای آبوهوای سردسیر با زمستانهای طولانی و بارشهای سنگین برف است.<ref name=":0">[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3DKAD3TxD7VKE&ved=2ahUKEwjSppSl_7yGAxVnzwIHHZjeEJcQwqsBegQIEhAG&usg=AOvVaw1a1t-d0QAWBx0wEtNWRPgO «ولسوالی جاغوری و 18 بند آبگردان»، وبسایت یوتیوب.]</ref> این مناطق از مراتع غنی و چراگاههای مناسب برای دامداری برخوردار است.<ref name=":1">پولادی، هزارهها، 1401ش، ص122-123.</ref> در هزارهجات، [[جنگل]] وجود ندارد و مردم با پرورش درختان [[چنار]]، کالینوز (نوعی بید)، ایوا (بید مجنون) و بید، نیازهای خود را در صنعت نجاری، ساختوساز و سوخت، تأمین میکنند. در مناطق هزارهنشین، گونههای مختلف گیاهی وجود دارد. در سال ۱۹۵۴م، ویلفرد تسیگر، موفق به جمعآوری ۲۱۱ گونهٔ گیاهی و سبزیجات در مناطق مختلف هزارهجات شده و آنها را در موزهٔ تاریخ طبیعی انگلستان به نمایش گذاشت.<ref name=":2">تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص61.</ref> | سکونتگاه قوم هزاره که امروزه با نام مناطق هزارجات شناخته میشود، دارای آبوهوای سردسیر با زمستانهای طولانی و بارشهای سنگین برف است.<ref name=":0">[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3DKAD3TxD7VKE&ved=2ahUKEwjSppSl_7yGAxVnzwIHHZjeEJcQwqsBegQIEhAG&usg=AOvVaw1a1t-d0QAWBx0wEtNWRPgO «ولسوالی جاغوری و 18 بند آبگردان»، وبسایت یوتیوب.]</ref> این مناطق از مراتع غنی و چراگاههای مناسب برای دامداری برخوردار است.<ref name=":1">پولادی، هزارهها، 1401ش، ص122-123.</ref> در هزارهجات، [[جنگل]] وجود ندارد و مردم با پرورش درختان [[چنار]]، کالینوز (نوعی بید)، ایوا (بید مجنون) و بید، نیازهای خود را در صنعت نجاری، ساختوساز و سوخت، تأمین میکنند. در مناطق هزارهنشین، گونههای مختلف گیاهی وجود دارد. در سال ۱۹۵۴م، ویلفرد تسیگر، موفق به جمعآوری ۲۱۱ گونهٔ گیاهی و سبزیجات در مناطق مختلف هزارهجات شده و آنها را در موزهٔ تاریخ طبیعی انگلستان به نمایش گذاشت.<ref name=":2">تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص61.</ref> | ||
منطقهٔ هزارهجات، | منطقهٔ هزارهجات، سرچشمهٔ اصلی رودخانههای کابل (گذرگاه اونی)، ارغنداب (منطقهٔ سنگماشه)، هیرمند (حوزهٔ غوربند)، هریرود (نواحی لعل و سرجنگل)، مرغاب، [[بلخاب]] و کندز است. این ویژگی، موقعیت استراتژیک این منطقه را در تأمین منابع آب شیرین کشور افغانستان تثبیت کرده است.<ref>علیآبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، 1395ش، ص27-34.</ref> سلسله کوههای بابا، معروفترین کوههای هزارهجات، از بامیان تا ۲۰۰کیلومتری به سمت غرب ادامه یافته و به سلسلههای سفیدکوه و سیاهکوه متصل میشوند و از سمت شمال به تیربند ترکستان اتصال یافته است. هزارهجات دارای چندین رشتهکوه دیگر مانند سنگ شانده، کوهدامن، پس کوه، کوه پیتاب، کوه هزاردره، کوههای حاجیگک، کوه درزهدرختان و کوههای بند امیر است<ref name=":9">پولادی، هزارهها، 1401ش، ص114-118.</ref> که برخی از آنها در [[ادبیات شفاهی]]، هنرهای دستی و نقاشیهای این مردم مورد ستایش قرار گرفته است.<ref name=":10">موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص105.</ref> | ||
هزارجات از ذخایر معدنی غنی برخوردار است و معادن گوگرد، مس، یشم سبز، زبرجد، کوارتز، میکا، مرمر، سنگ سرمه، سرب، آلومینیوم، روی، آهن، گرانیت و سنگ گچ در این نواحی وجود دارد.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص127-128.</ref> بزرگترین معدن آهن در حاجی واقع در مرز بهسود و بامیان و بزرگترین منابع ذغالسنگ در بامیان، درهصوف، بغلان و بلخاب قرار دارد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص104.</ref> | هزارجات از ذخایر معدنی غنی برخوردار است و معادن گوگرد، مس، یشم سبز، زبرجد، کوارتز، میکا، مرمر، سنگ سرمه، سرب، آلومینیوم، روی، آهن، گرانیت و سنگ گچ در این نواحی وجود دارد.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص127-128.</ref> بزرگترین معدن آهن در حاجی واقع در مرز بهسود و بامیان و بزرگترین منابع ذغالسنگ در بامیان، درهصوف، بغلان و بلخاب قرار دارد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص104.</ref> | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۳: | ||
== جمعیت هزارهها == | == جمعیت هزارهها == | ||
[[پرونده:Faiz Muhammad Kateb Hazara.jpg|جایگزین=فیضمحمد کاتب - نویسنده - تاریخنگار|بندانگشتی|فیضمحمد کاتب نویسنده و تاریخنگار|250x250پیکسل]] | [[پرونده:Faiz Muhammad Kateb Hazara.jpg|جایگزین=فیضمحمد کاتب - نویسنده - تاریخنگار|بندانگشتی|فیضمحمد کاتب نویسنده و تاریخنگار|250x250پیکسل]] | ||
بررسی [[جمعیت]] هزارهها در افغانستان با چالشهای روششناختی مواجه است، چون تاکنون سرشماری علمی و دقیقی با معیارهای بینالمللی در این زمینه انجام نشده است. تمامی دادههای موجود بر اساس برآوردها و تخمینهای پژوهشگران ارائه شدهاند که بهطور طبیعی با محدودیتهای روششناختی همراه است. برای مثال، [[فیضمحمد کاتب هزاره|فیضمحمد کاتب]] در ۱۳۰۶ش، جمعیت هزارهها را حدود ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار نفر تخمین زده است.<ref>کاتب، نژادنامه افغان، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰–۱۳۵.</ref> حسن پولادی در اوایل | بررسی [[جمعیت]] هزارهها در افغانستان با چالشهای روششناختی مواجه است، چون تاکنون سرشماری علمی و دقیقی با معیارهای بینالمللی در این زمینه انجام نشده است. تمامی دادههای موجود بر اساس برآوردها و تخمینهای پژوهشگران ارائه شدهاند که بهطور طبیعی با محدودیتهای روششناختی همراه است. برای مثال، [[فیضمحمد کاتب هزاره|فیضمحمد کاتب]] در ۱۳۰۶ش، جمعیت هزارهها را حدود ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار نفر تخمین زده است.<ref>کاتب، نژادنامه افغان، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰–۱۳۵.</ref> حسن پولادی در اوایل دههٔ ۱۳۵۰ش، جمعیت هزارهها را ۳میلیون برآورد کرده<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص32.</ref> و سیدعسگر موسوی در اواخر دههٔ ۱۳۶۰ش با احتساب جمعیت مهاجران این قوم در [[ایران]] و پاکستان، رقم کلی را حدود ۴ میلیون نفر دانسته است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص100.</ref> بر اساس تخمین [[بصیراحمد دولتآبادی]]، هزارهها با احتساب هزارههای اسماعیلی و اهل تسنن، حدود ۳۰درصد از جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند. با این حال، از آنجا که آمار دقیقی از جمعیت هزارهها در سطح جهان در دسترس نیست، این تخمینها بهعنوان یک برآورد کلی محسوب میشود.<ref>دولتآبادی، شناسنامه افغانستان، 1387ش، ص28.</ref> | ||
== قوم هزاره پس از دوران عبدالرحمان خان == | == قوم هزاره پس از دوران عبدالرحمان خان == | ||
دوران حکومت عبدالرحمان (۱۸۸۰–۱۹۰۱)، از یکی از سختترین دورههای تاریخی برای قوم | دوران حکومت عبدالرحمان (۱۸۸۰–۱۹۰۱)، از یکی از سختترین دورههای تاریخی برای قوم هزارهٔ افغانستان محسوب شده است. عبدالرحمان با اعلام جهاد علیه هزارهها، حملات نظامی گستردهای را علیه این قوم سازماندهی کرد که پیامدهای زیادی در پی داشت. در این دوره، سیاستهای نژادپرستانه و سیستم [[بردهداری]] بهصورت سازمانیافته علیه هزارهها اعمال شد. پس از قتلعام گستردهٔ هزارهها، تعدادی از بازماندگان این قوم به بردگی گرفته شدند. بازارهای رسمی بردهفروشی در کابل و قندهار تأسیس شد که در آن زنان و کودکان هزاره بهعنوان کنیز و غلام به فروش میرسیدند. مردان هزاره نیز به کارهای شاقه و بیگاری گماشته میشدند. بردگان هزاره از حقوق انسانی محروم بودند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=24289 دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
در خِلال سالهای ۱۸۹۱–۱۸۹۲م، پس از روی کار آمدن عبدالرحمان، هزارههای افغانستان که مدتها تحت فشار حکومت مرکزی و کشتار، تخریب، غصب اموال و به بردگیبردن بخشی از ساکنان خود بودند، بر ضد حکومت افغانستان قیام کردند.<ref name=":26">ارانسکی، مقدمة فقهاللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> با به قدرت رسیدن [[امانالله]] در ۱۹۱۹م، تحولات مهمی رخ داد. در ۱۹۲۱م، اولین فرمان لغو بردهداری صادر شد و در ۱۹۲۳م، این سیستم بهصورت رسمی ممنوع اعلام شد. هرچند این اقدامات بهصورت رسمی به بردهداری پایان داد، اما آثار عمیق اجتماعی و اقتصادی آن تا دههها بعد در ساختار افغانستان باقی ماند. طبق روایت پژوهشگران، | در خِلال سالهای ۱۸۹۱–۱۸۹۲م، پس از روی کار آمدن عبدالرحمان، هزارههای افغانستان که مدتها تحت فشار حکومت مرکزی و کشتار، تخریب، غصب اموال و به بردگیبردن بخشی از ساکنان خود بودند، بر ضد حکومت افغانستان قیام کردند.<ref name=":26">ارانسکی، مقدمة فقهاللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> با به قدرت رسیدن [[امانالله]] در ۱۹۱۹م، تحولات مهمی رخ داد. در ۱۹۲۱م، اولین فرمان لغو بردهداری صادر شد و در ۱۹۲۳م، این سیستم بهصورت رسمی ممنوع اعلام شد. هرچند این اقدامات بهصورت رسمی به بردهداری پایان داد، اما آثار عمیق اجتماعی و اقتصادی آن تا دههها بعد در ساختار افغانستان باقی ماند. طبق روایت پژوهشگران، دورهٔ عبدالرحمان نشاندهندهٔ سیاستهای سیستماتیک، علیه هزارهها بهعنوان یک قوم و مذهب خاص است.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=24289 دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
=== انزوای سیاسی و مهاجرت اجباری (تا ۱۳۵۷ش) === | === انزوای سیاسی و مهاجرت اجباری (تا ۱۳۵۷ش) === | ||
| خط ۷۸: | خط ۷۵: | ||
در ایران، مردم هزاره را تا مدتها، بربری میخواندند<ref>ارانسکی، مقدمة فقهاللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> که پس از مدتی به خاوری، تغییر نام یافت.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1386ش، ص198-203.</ref> در پاکستان نیز در ۱۳۴۱ش، دولت پاکستان، قوم هزاره را بهعنوان یکی از اقوام پاکستان بهرسمیت شناخت، اما هزارههای کویته، از دههٔ ۱۳۶۰ش، همواره مورد خشونت و حملات تروریستی بودهاند.<ref>[https://atlaspress.af/شیعیان-و-هزارههای-کویته/ «شیعیان و هزارههای کویته»، خبرگزاری اطلس.]</ref> | در ایران، مردم هزاره را تا مدتها، بربری میخواندند<ref>ارانسکی، مقدمة فقهاللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> که پس از مدتی به خاوری، تغییر نام یافت.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1386ش، ص198-203.</ref> در پاکستان نیز در ۱۳۴۱ش، دولت پاکستان، قوم هزاره را بهعنوان یکی از اقوام پاکستان بهرسمیت شناخت، اما هزارههای کویته، از دههٔ ۱۳۶۰ش، همواره مورد خشونت و حملات تروریستی بودهاند.<ref>[https://atlaspress.af/شیعیان-و-هزارههای-کویته/ «شیعیان و هزارههای کویته»، خبرگزاری اطلس.]</ref> | ||
=== تحولات | === تحولات دورهٔ حزب خلق و پرچم و جنگ داخلی === | ||
هزارههای افغانستان، بهدلیل کاهش قدرت دولتی و برخی آزادیهای بهدست آمده در پی جهاد مسلحانه علیه دولت حزب خلق و پرچم تلاش کردند همچون سایر اقوام در افغانستان به حقخواهی و حضور در عرصههای سیاسی افغانستان روی آورند. پس از آغاز [[جهاد مردم افغانستان]] در سالهای پایانی دههٔ ۱۳۵۰ش، علاوهبر داخل افغانستان، برخی از روحانیون هزارهٔ شیعه در ایران به تشکیل احزاب متعدد جهادی روی آوردند. این گروهها، در مناطق هزارهجات، [[حوزهه علمیه|حوزههای علمیه]] راه انداخته و جادههای خامه بین مناطق کشیدند. در دههٔ ۱۳۶۰ش، جهاد در افغانستان سراسری شد. در این دوره، مردم هزاره نیز وارد جهاد شدند. | هزارههای افغانستان، بهدلیل کاهش قدرت دولتی و برخی آزادیهای بهدست آمده در پی جهاد مسلحانه علیه دولت حزب خلق و پرچم تلاش کردند همچون سایر اقوام در افغانستان به حقخواهی و حضور در عرصههای سیاسی افغانستان روی آورند. پس از آغاز [[جهاد مردم افغانستان]] در سالهای پایانی دههٔ ۱۳۵۰ش، علاوهبر داخل افغانستان، برخی از روحانیون هزارهٔ شیعه در ایران به تشکیل احزاب متعدد جهادی روی آوردند. این گروهها، در مناطق هزارهجات، [[حوزهه علمیه|حوزههای علمیه]] راه انداخته و جادههای خامه بین مناطق کشیدند. در دههٔ ۱۳۶۰ش، جهاد در افغانستان سراسری شد. در این دوره، مردم هزاره نیز وارد جهاد شدند. هزارهها تلاش کردند، علاوه بر آزادسازی مناطق خود، با تأسیس یک حزب قدرتمند به جنگهای حزبی در مناطق خود خاتمه بخشیده و جایگاه خود را در سطح ملی تثبیت نمایند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص237.</ref> | ||
=== تشکیل حزب وحدت اسلامی و مقاومت غرب کابل === | === تشکیل حزب وحدت اسلامی و مقاومت غرب کابل === | ||
در ۱۳۶۸ش، هزارهها با ادغام احزاب مختلف، [[حزب وحدت اسلامی]] افغانستان را راهاندازی کردند. [[عبدالعلی مزاری]]، بهعنوان اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی، هدف از تشکیل این حزب را تأمین عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی شیعیان بهخصوص مردم هزاره در سیاستهای ملی کشور افغانستان اعلام کرد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص248.</ref> مبارزات حزب وحدت اسلامی و نیروهای آنها در دفاع از حقوق جامعهٔ [[شیعه]] و مردم هزاره در افغانستان به مقاومت غرب کابل، شهرت یافت.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص256.</ref> شهیدشدن عبدالعلی مزاری توسط طالبان در | در ۱۳۶۸ش، هزارهها با ادغام احزاب مختلف، [[حزب وحدت اسلامی]] افغانستان را راهاندازی کردند. [[عبدالعلی مزاری]]، بهعنوان اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی، هدف از تشکیل این حزب را تأمین عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی شیعیان بهخصوص مردم هزاره در سیاستهای ملی کشور افغانستان اعلام کرد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص248.</ref> مبارزات حزب وحدت اسلامی و نیروهای آنها در دفاع از حقوق جامعهٔ [[شیعه]] و مردم هزاره در افغانستان به مقاومت غرب کابل، شهرت یافت.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص256.</ref> شهیدشدن عبدالعلی مزاری توسط طالبان در ۲۲ حوت/ [[اسفند]] ۱۳۷۳ش، مردم هزاره را بهشدت متأثر کرد. آنها، در سالهای پیاپی و در شهرهای مختلفی مورد قتلعام و [[نسلکشی]] توسط طالبان قرار گرفتند.<ref>بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان، 1392ش، ص432.</ref> | ||
=== وضعیت هزارهها در نظام جمهوری اسلامی افغانستان و حاکمیت طالبان === | === وضعیت هزارهها در نظام جمهوری اسلامی افغانستان و حاکمیت طالبان === | ||
پس از سقوط طالبان در سال | پس از سقوط طالبان در سال ۱۳۸۰، قانون اساسی نو در افغانستان تدوین و نظام جمهوری اسلامی افغانستان مستقر شد. در این مقطع مردم هزاره توانستند در چند دور پارلمان کرسیهای قابل توجهی را بدستبیاورند. در حکومت، حضور یافته و در چهار دوره، سِمَت معاونت دوم ریاستجمهوری افغانستان را کسب کنند. همچنین توانستند چندین کرسی وزارت در دولت را به دست آورده و یک نفر نیز در سِمَت شورای عالی قضایی منصوب شود. هرچند، قوانین جدید در افغانستان، حکایت از حقوق برابر برای تمام اقوام در این کشور داشت، اما قوم هزاره همچنان در بیستسال حاکمیت جمهوری اسلامی افغانستان، مورد تبعیض و هجوم حملات انتحاری بوده و سالیانه، صدها تن از این مردم، در پی حملات متعددی کشته میشدند. برخی سازمانهای غیردولتی (NGO)، گزارشهایی از بدترشدن وضعیت [[حقوق شهروندی]] مردم هزاره و حملات نژادپرستانه علیه آنها را در نیمهٔ اول حاکمیت جمهوری اسلامی افغانستان، ارائه دادهاند<ref>Adelkhah, Olszewska, Zuzanna, "The Iranian Afghans", Iranian Studies 40 (2), 2007, P137-165.</ref> که این حملات در نیمهٔ دوم دورهٔ جمهوریت شدت یافته بود. در شروع دور جدید تسلط طالبان در افغانستان از [[مرداد]] ۱۴۰۰ش، هزارهها دوباره به حاشیه رانده شده و مورد تبعیضهای بسیاری قرار گرفتهاند. | ||
== گروهبندی و ساختار اجتماعی هزارهها == | == گروهبندی و ساختار اجتماعی هزارهها == | ||
قوم هزاره اعم از شیعه، سنّی و اسماعیلی از طوایف مختلف تشکیل شده است. تعدادی از این طوایف با پیشوند دی یا دای مشهور است و برخی دیگر بهعنوان طوایف مستقل یاد میشوند. [[حسینعلی (حاج کاظم) یزدانی|کاظم یزدانی]]، ۲۲ دای را برای هزارهها میشمارد که عبارتند از: [[دایکلان]]، [[دایزنگی]]، [[دایچوپان]]، دایختا، [[دایپولاد]]، دایمیرک، دایه، دایمیرکیشه، دایمیرداد، [[دایکندی]]، دایدهقان، دایقوزی، دایزنیات، دایملک، دایبیرکه، داینوری، دایمیری، دایدیغک، دایحقانی، دایقلندر، دایختن و دایکیو.<ref>یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزارهها، 1390ش، ص276-282.</ref> | قوم هزاره اعم از شیعه، سنّی و اسماعیلی از طوایف مختلف تشکیل شده است. تعدادی از این طوایف با پیشوند دی یا دای مشهور است و برخی دیگر بهعنوان طوایف مستقل یاد میشوند. [[حسینعلی (حاج کاظم) یزدانی|کاظم یزدانی]]، ۲۲ دای را برای هزارهها میشمارد که عبارتند از: [[دایکلان]]، [[دایزنگی]]، [[دایچوپان]]، دایختا، [[دایپولاد]]، دایمیرک، دایه، دایمیرکیشه، دایمیرداد، [[دایکندی]]، دایدهقان، دایقوزی، دایزنیات، دایملک، دایبیرکه، داینوری، دایمیری، دایدیغک، دایحقانی، دایقلندر، دایختن و دایکیو.<ref>یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزارهها، 1390ش، ص276-282.</ref> | ||
[[مرکز بهسود|بهسود]]، [[جاغوری]]، جغتو، شیخعلی، ترکمنی، محمدخواجه، قرهباغی، چهاردسته، قلندر، مسکه، بچهغلام، اُرُزگانی و داهله، برخی دیگر از طوایف مستقل و مشهور هزارهها هستند.<ref>کاتب، سراج التواریخ، ج1، 1862م؛ پولادی، هزارهها، 1404ش، ص79-80.</ref> | [[مرکز بهسود|بهسود]]، [[جاغوری]]، جغتو، شیخعلی، ترکمنی، محمدخواجه، قرهباغی، چهاردسته، قلندر، مسکه، بچهغلام، اُرُزگانی و داهله، برخی دیگر از طوایف مستقل و مشهور هزارهها هستند.<ref>کاتب، سراج التواریخ، ج1، 1862م؛ پولادی، هزارهها، 1404ش، ص79-80.</ref> | ||
محققان ساختار اجتماعی جامعهٔ هزاره را این گونه معرفی کردهاند: | محققان ساختار اجتماعی جامعهٔ هزاره را این گونه معرفی کردهاند: | ||
* '''خانواده:''' [[خانواده]] کوچکترین واحد اجتماعی در | * '''خانواده:''' [[خانواده]] کوچکترین واحد اجتماعی در جامعهٔ هزاره است و به سه نوعی [[خانواده هستهای|هستهای]]، [[خانواده گسترده|گسترده]] و [[خانواده مرکب|مرکب]] تقسیم میشود. | ||
* '''تُول:''' چند خانواده با هم یک واحد بزرگتر به نام تول را تشکیل میدهند. هر تول یک رئیس به نام ملک دارد که مسئول حل اختلافات و نمایندگی خانوادهها است. ملک مقام رسمی ندارد، اما از نظر اجتماعی بهعنوان رئیس تول شناخته میشود. | * '''تُول:''' چند خانواده با هم یک واحد بزرگتر به نام تول را تشکیل میدهند. هر تول یک رئیس به نام ملک دارد که مسئول حل اختلافات و نمایندگی خانوادهها است. ملک مقام رسمی ندارد، اما از نظر اجتماعی بهعنوان رئیس تول شناخته میشود. | ||
* '''طایفه:''' چند تول یک طایفه را تشکیل میدهند که واحد پیچیدهتری است و روابط اجتماعی و اقتصادی گستردهتری دارد. هر طایفه یک رئیس به نام ارباب یا خان دارد که بهطور معمول ثروتمند و دارای نفوذ سیاسی-اقتصادی است. ملک نقش واسطه بین خان و خانوادهها را ایفا میکند. | * '''طایفه:''' چند تول یک طایفه را تشکیل میدهند که واحد پیچیدهتری است و روابط اجتماعی و اقتصادی گستردهتری دارد. هر طایفه یک رئیس به نام ارباب یا خان دارد که بهطور معمول ثروتمند و دارای نفوذ سیاسی-اقتصادی است. ملک نقش واسطه بین خان و خانوادهها را ایفا میکند. | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۹۶: | ||
== فرهنگ هزارهها == | == فرهنگ هزارهها == | ||
فرهنگ هزارهها تلفیقی غنی از عناصر تاریخی، اسلامی و هنری است که هویت منحصربهفرد این قوم را شکل میدهد. مذهب | فرهنگ هزارهها تلفیقی غنی از عناصر تاریخی، اسلامی و هنری است که هویت منحصربهفرد این قوم را شکل میدهد. مذهب شیعهٔ اثنیعشری بهعنوان بخش اصلی هویت آنها، همراه با اقلیتهای اسماعیلی و سنی، تنوع مذهبی این جامعه را نشان میدهد. [[هنر اسلامی]] بخش مهمی از هنر هزارهها را به خود اختصاص داده است. لهجهٔ هزارگی و ادبیات شفاهی از ضربالمثلها تا ترانههای آیینی، میراث زبانی آنان را بهعنوان بخشی از زبان فارسی دری حفظ کرده است. صنایع دستی مانند [[سوزندوزی]]، مسگری و نجاری و غذاهای سنتی منعکسکنندهٔ تعامل با طبیعت و خلاقیت هنری آنها است. [[موسیقی مردم هزاره|موسیقی هزارهها]] با سازهای اصیل مانند دمبوره و ترانههای مختلف، روایتی از شادیها و رنجهای تاریخی این قوم است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص۱۵۶–۱۸۹.</ref> | ||
=== دین و مذهب قوم هزاره === | === دین و مذهب قوم هزاره === | ||
مردم هزاره [[مسلمان]] بوده و از نظر مذهبی به سه گروه عمده تقسیم میشوند: اکثریت آنان شیعهٔ دوازدهامامی هستند، گروهی پیرو مذهب اسماعیلیه هستند و بخشی نیز از مذهب اهل تسنن پیروی میکنند. این تنوع مذهبی در بستر تاریخی و جغرافیایی خاص منطقه شکل گرفته و همواره بهعنوان بخشی از هویت فرهنگی این قوم محسوب شده است. گرایش اصلی هزارهها به تشیع اثنیعشری، نقشی | مردم هزاره [[مسلمان]] بوده و از نظر مذهبی به سه گروه عمده تقسیم میشوند: اکثریت آنان شیعهٔ دوازدهامامی هستند، گروهی پیرو مذهب اسماعیلیه هستند و بخشی نیز از مذهب اهل تسنن پیروی میکنند. این تنوع مذهبی در بستر تاریخی و جغرافیایی خاص منطقه شکل گرفته و همواره بهعنوان بخشی از هویت فرهنگی این قوم محسوب شده است. گرایش اصلی هزارهها به تشیع اثنیعشری، نقشی تعیینکننده در شکلگیری مناسبات اجتماعی و سیاسی آنان داشته است. با این حال، وجود پیروان سایر مذاهب اسلامی نیز پیچیدگی و غنای فرهنگی این جامعه را نشان میدهد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص110-119.</ref> | ||
==== هزارههای امامیه ==== | ==== هزارههای امامیه ==== | ||
بیشتر هزارهها شیعهٔ دوازدهامامی هستند و تشیع بهعنوان بخش جداییناپذیر از هویت فرهنگی و اجتماعی جامعهٔ هزارهها تثبیت شده است. هزارههای شیعه که پیکرهٔ اصلی شیعیان افغانستان را تشکیل میدهند، در طول تاریخ با محرومیت از حقوق مذهبی و اجتماعی مواجه بودهاند، اما با کوششهای افرادی چون [[فیضمحمد کاتب هزاره]]، [[سید اسماعیل بلخی]] و [[عبدالعلی مزاری]]، گامهای مهمی در راه احقاق حقوق مذهبی خود برداشتند.<ref>[https://bonyadesaba.com/بابه-مزاری/330-شهید-مزاری-و-اهتمام-به-رسمیت-دادن-مذهب-جعفری.html اکبری مالستانی، «شهید مزاری و اهتمام به رسمیت دادن مذهب جعفری»، وبسایت سروش صبا.]</ref> در | بیشتر هزارهها شیعهٔ دوازدهامامی هستند و تشیع بهعنوان بخش جداییناپذیر از هویت فرهنگی و اجتماعی جامعهٔ هزارهها تثبیت شده است. هزارههای شیعه که پیکرهٔ اصلی شیعیان افغانستان را تشکیل میدهند، در طول تاریخ با محرومیت از حقوق مذهبی و اجتماعی مواجه بودهاند، اما با کوششهای افرادی چون [[فیضمحمد کاتب هزاره]]، [[سید اسماعیل بلخی]] و [[عبدالعلی مزاری]]، گامهای مهمی در راه احقاق حقوق مذهبی خود برداشتند.<ref>[https://bonyadesaba.com/بابه-مزاری/330-شهید-مزاری-و-اهتمام-به-رسمیت-دادن-مذهب-جعفری.html اکبری مالستانی، «شهید مزاری و اهتمام به رسمیت دادن مذهب جعفری»، وبسایت سروش صبا.]</ref> در نتیجهٔ این تلاشها شیعه بهعنوان یک مذهب رسمی برای اولینبار در قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان، بهرسمیت شناخته شد.<ref>[http://moj.gov.af/fa/page/legal-frameworks/168329941684 «قانون اساسی سابق افغانستان»، وبسایت وزارت عدلیه.]</ref> | ||
دربارهٔ چگونگی گرایش هزارهها به تشیع، پنج دیدگاه اصلی وجود دارد: | دربارهٔ چگونگی گرایش هزارهها به تشیع، پنج دیدگاه اصلی وجود دارد: | ||
| خط ۱۱۲: | خط ۱۰۸: | ||
# نظریهٔ غالب، گرایش هزارهها به تشیع را در [[صفویه|عصر صفوی]] (قرن ۱۵–۱۶م) و بهویژه در دوران شاهعباس میداند. صفویه با رسمیکردن تشیع در ایران، تبلیغ این مذهب در مناطق همجوار از جمله هزارهجات را تشویق کردند. | # نظریهٔ غالب، گرایش هزارهها به تشیع را در [[صفویه|عصر صفوی]] (قرن ۱۵–۱۶م) و بهویژه در دوران شاهعباس میداند. صفویه با رسمیکردن تشیع در ایران، تبلیغ این مذهب در مناطق همجوار از جمله هزارهجات را تشویق کردند. | ||
# آغاز گرایش هزارهها به تشیع به دورهٔ [[ایلخانان]] مغول (قرون ۱۲–۱۴م) بازمیگردد. غازان خان و جانشینان وی مانند اولجایتو و ابوسعید، با حمایت از شیعیان و ساخت [[زیارت در فرهنگ شیعه|زیارتگاهه]]<nowiki/>[[زیارت در فرهنگ شیعه|ا]]، زمینهساز این تح<nowiki/>ول بودند. | # آغاز گرایش هزارهها به تشیع به دورهٔ [[ایلخانان]] مغول (قرون ۱۲–۱۴م) بازمیگردد. غازان خان و جانشینان وی مانند اولجایتو و ابوسعید، با حمایت از شیعیان و ساخت [[زیارت در فرهنگ شیعه|زیارتگاهه]]<nowiki/>[[زیارت در فرهنگ شیعه|ا]]، زمینهساز این تح<nowiki/>ول بودند. | ||
# گرایش هزارهها به مذهب شیعه را فرآیندی تدریجی و چندمرحلهای میداند. بر اساس این دیدگاه، نخستین نشانههای تشیع در میان هزارهها به دوران پیش از مغول بازمیگردد؛ زمانی که شیعیان تحت فشار حکومتهای اموی و عباسی به مناطق شرقی از جمله افغانستان [[مهاجرت]] کردند. نقطهٔ عطف این تحول در دورهٔ [[ایلخانان]] مغول بهویژه در زمان غازانخان و ابوسعید رخ داد که با حمایت از شیعیان و احداث زیارتگاهها، بستر مناسبی برای گسترش تشیع فراهم آوردند. دورهٔ صفویه، | # گرایش هزارهها به مذهب شیعه را فرآیندی تدریجی و چندمرحلهای میداند. بر اساس این دیدگاه، نخستین نشانههای تشیع در میان هزارهها به دوران پیش از مغول بازمیگردد؛ زمانی که شیعیان تحت فشار حکومتهای اموی و عباسی به مناطق شرقی از جمله افغانستان [[مهاجرت]] کردند. نقطهٔ عطف این تحول در دورهٔ [[ایلخانان]] مغول بهویژه در زمان غازانخان و ابوسعید رخ داد که با حمایت از شیعیان و احداث زیارتگاهها، بستر مناسبی برای گسترش تشیع فراهم آوردند. دورهٔ صفویه، مرحلهٔ تکمیلی این فرایند محسوب میشود. هنگامی که شاهعباس صفوی تشیع را بهعنوان مذهب رسمی ایران تثبیت کرد، این تأثیر به مناطق همجوار از جمله هزارهجات نیز گسترش یافت. در این دوره، تشیع از حالت یک جنبش مذهبیِ صِرف خارج و به نیروی سیاسی سازمانیافتهای تبدیل شد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص109-115.</ref> | ||
# دیدگاه پنجم که مورد پذیرش خود هزارهها هست؛ گرایش مردم منطقهٔ [[غور]] (هزارهجات کنونی) به مذهب تشیع و پیروی از [[اهلبیت]] پیامبر را به دوران حکومت [[امام علی]] نسبت میدهد. در این دوره، ساکنان این ناحیه به اسلام گرویدند و امام علی با ارسال پرچم و منشور حکومتی، حاکم محلی غور را در مقام خود تثبیت کرد.<ref>ارزگانی، مختصر المنقول در تاریخ هزاره و مغول، بیتا، ص119-120.</ref> | # دیدگاه پنجم که مورد پذیرش خود هزارهها هست؛ گرایش مردم منطقهٔ [[غور]] (هزارهجات کنونی) به مذهب تشیع و پیروی از [[اهلبیت]] پیامبر را به دوران حکومت [[امام علی]] نسبت میدهد. در این دوره، ساکنان این ناحیه به اسلام گرویدند و امام علی با ارسال پرچم و منشور حکومتی، حاکم محلی غور را در مقام خود تثبیت کرد.<ref>ارزگانی، مختصر المنقول در تاریخ هزاره و مغول، بیتا، ص119-120.</ref> | ||
| خط ۱۲۳: | خط ۱۱۹: | ||
[[هزارههای اهلسنت|هزارههای اهلسنت،]] بخشی از جامعهٔ هزاره هستند که بهطور عمده پس از سرکوبهای گسترده در دورهٔ عبدالرحمان خان و حکومتهای پیشین به مذهب تسنن گرایش یافتند. این تغییر مذهب بیشتر تحت فشارهای سیاسی و اجتماعی صورت گرفت و بسیاری از آنها برای حفظ جان و موقعیت اجتماعی خود، هویت هزارگی را کتمان کردند. تمرکز اصلی هزارههای سنی در ولایتهای شمالی و شمالشرقی افغانستان ([[بغلان]]، [[قندوز]] و [[بدخشان]]) است. شریعتی، نویسندهٔ کتاب هزارههای اهلسنت، جمعیت هزارههای سنی را ۴میلیون نفر تخمین زده است که در برخی مناطق از جمله ولایت بغلان، تا ۶۵درصد جمعیت محلی را تشکیل میدهند.<ref>[http://www.bamyannews.com/index.php/2018-03-02-10-36-47/545-2019-02-14-03-37-05 شریعتی سحر، «کتاب: هزارههای اهلسنت افغانستان»، وبسایت بامیان نیوز.]</ref> این گروهها اغلب به [[فارسی دری]] با لهجهٔ محلی صحبت میکنند.<ref>[http://jaghori1.com/2020/09/10/هزاره-های-اهل-سنت-ولایت-بدخشان/ بدخشی، «هزارههای اهلسنت ولایت بدخشان»، پایگاه اطلاعرسانی جاغوری.]</ref> | [[هزارههای اهلسنت|هزارههای اهلسنت،]] بخشی از جامعهٔ هزاره هستند که بهطور عمده پس از سرکوبهای گسترده در دورهٔ عبدالرحمان خان و حکومتهای پیشین به مذهب تسنن گرایش یافتند. این تغییر مذهب بیشتر تحت فشارهای سیاسی و اجتماعی صورت گرفت و بسیاری از آنها برای حفظ جان و موقعیت اجتماعی خود، هویت هزارگی را کتمان کردند. تمرکز اصلی هزارههای سنی در ولایتهای شمالی و شمالشرقی افغانستان ([[بغلان]]، [[قندوز]] و [[بدخشان]]) است. شریعتی، نویسندهٔ کتاب هزارههای اهلسنت، جمعیت هزارههای سنی را ۴میلیون نفر تخمین زده است که در برخی مناطق از جمله ولایت بغلان، تا ۶۵درصد جمعیت محلی را تشکیل میدهند.<ref>[http://www.bamyannews.com/index.php/2018-03-02-10-36-47/545-2019-02-14-03-37-05 شریعتی سحر، «کتاب: هزارههای اهلسنت افغانستان»، وبسایت بامیان نیوز.]</ref> این گروهها اغلب به [[فارسی دری]] با لهجهٔ محلی صحبت میکنند.<ref>[http://jaghori1.com/2020/09/10/هزاره-های-اهل-سنت-ولایت-بدخشان/ بدخشی، «هزارههای اهلسنت ولایت بدخشان»، پایگاه اطلاعرسانی جاغوری.]</ref> | ||
هزارههای سنی در طول تاریخ خود با مسائل پیچیدهای | هزارههای سنی در طول تاریخ خود با مسائل پیچیدهای روبهرو بودهاند که [[تقیه]] و پنهانکردن هویت قومی برای اجتناب از تبعیض، عدم پذیرش کامل توسط جوامع [[تاجیکهای افغانستان|تاجیک]] و [[قوم پشتون|پشتون]]، بحران هویت دوگانه (قومی هزارگی و مذهبی سنی) برخی از این مشکلات بوده است.<ref>[https://kelkein.com/6493/هزاره-های-اهل-سنت-بخش-فراموش-شده-تاریخ/ «هزارههای اهلسنت: بخش فراموش شده تاریخ افغانستان»، وبسایت پنجرهای برای شناخت افغانستان.]</ref> هزارههای اهلسنت پس از ۲۰۰۱م که فضای سیاسی جدید بهوجود آمد، تلاش برای بازتعریف هویت خود را آغاز کردند. آنها در این راستا به تأسیس شورای سراسری هزارههای اهلسنت، انتشار کتابها و پژوهشهای تخصصی و تشکیل شورای هزارههای افغانستان با مشارکت همهٔ مذاهب هزاره، همت گماردند.<ref>«[https://www.panjshirnews.com/news/694/شورای-جدید-هزاره-های-افغانستان-رهبری اعلام موجودیت شورای سراسری هزارهها در افغانستان»، خبرگزاری فرارو.]</ref> در حالحاضر هزارههای اهلسنت بهعنوان پل ارتباطی بین جوامع شیعه و سنی در افغانستان عمل میکنند. بازگشت تدریجی به هویت قومی و همزیستی مذهبی، از ویژگیهای بارز این گروه در سالهای اخیر است.<ref>[https://kelkein.com/6493/هزاره-های-اهل-سنت-بخش-فراموش-شده-تاریخ/ «هزارههای اهلسنت: بخش فراموششده تاریخ افغانستان»، وبسایت پنجرهای برای شناخت افغانستان.]</ref> | ||
=== زبان و ادبیات === | === زبان و ادبیات === | ||
| خط ۱۳۵: | خط ۱۳۱: | ||
ادبیات هزارهها بهعنوان بخشی از فرهنگ غنی این قوم، دارای ویژگیهای خاصی است که بهطور عمده ماهیت شفاهی و عامیانه دارد. این ادبیات دربرگیرندهٔ گونههای مختلفی است که هر یک کارکرد خاصی در زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم هزاره ایفا میکنند. برای مثال شعر و ترانه بهعنوان مهمترین بخش ادبیات هزارگی شناخته میشود که حالتی غنایی و احساسی دارد. این اشعار در مناسبتهای مختلفی همچون [[مراسم عروسی|عروسیها]]، اعیاد دینی، [[جشن]]ها و سوگواریها اجرا میشوند. | ادبیات هزارهها بهعنوان بخشی از فرهنگ غنی این قوم، دارای ویژگیهای خاصی است که بهطور عمده ماهیت شفاهی و عامیانه دارد. این ادبیات دربرگیرندهٔ گونههای مختلفی است که هر یک کارکرد خاصی در زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم هزاره ایفا میکنند. برای مثال شعر و ترانه بهعنوان مهمترین بخش ادبیات هزارگی شناخته میشود که حالتی غنایی و احساسی دارد. این اشعار در مناسبتهای مختلفی همچون [[مراسم عروسی|عروسیها]]، اعیاد دینی، [[جشن]]ها و سوگواریها اجرا میشوند. | ||
ترانههای هزارگی به دو | ترانههای هزارگی به دو دستهٔ کلی تقسیم میشوند: ترانههای بدون [[موسیقی]] شامل دیدو یا بولبی (آوازهای عاشقانه) و [[مخته]] (نوحههای سوگواری که ریشه در جنگهای تاریخی دارد) و ترانههای موزون شامل [[دوبیتی]]، [[چهاربیتی]] و [[غزل]]. قالبهای شعری در ادبیات فولکوریک هزارگی از تنوع قابل توجهی برخوردار است. دوبیتی بهعنوان کوتاهترین و سادهترین قالب شعری، چهاربیتی با ساختار پیچیدهتر و غزل بهعنوان قالبی عاشقانه و مفصلتر شناخته میشوند. همچنین لالاییها (لُلَّی) بهعنوان گونهای خاص از شعر، نقش مهمی در فرهنگ عمومی دارند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص119-124.</ref> | ||
ادبیات شفاهی هزارهها بهدلیل کمبود آثار مکتوب تاریخی، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این بخش شامل داستانها، قصهها و بهویژه [[ضربالمثل]]های حکیمانه میشود که تجربیات و خرد جمعی این قوم را نشان میدهد. ضربالمثلهای هزارگی اغلب دارای مضامین فلسفی و اجتماعی است.<ref>فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref> | ادبیات شفاهی هزارهها بهدلیل کمبود آثار مکتوب تاریخی، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این بخش شامل داستانها، قصهها و بهویژه [[ضربالمثل]]های حکیمانه میشود که تجربیات و خرد جمعی این قوم را نشان میدهد. ضربالمثلهای هزارگی اغلب دارای مضامین فلسفی و اجتماعی است.<ref>فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref> | ||
| خط ۱۵۸: | خط ۱۵۴: | ||
پژوهشگران، [[موسیقی مردم هزاره|موسیقی هزارگی]] را بخشی از حوزهٔ گستردهٔ موسیقی خراسان بزرگ میدانند که دارای مقامها و دستگاههای مختلف بوده<ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقامها و دستگاههای موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچچیز.]</ref> و اصالت بسیاری از این مقامها حفظ شده است.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص9-10.</ref> تاریخپژوهان معتقدند که مقام مَخته، طی قیام مردم هزاره علیه عبدالرحمان و قتلعام این مردم، بهوجود آمده است. موسیقی هزارگی طی دهههای شصت و هفتاد قرن ۱۴ش، رشد بیشتری پیدا کرد و خوانندگان هزاره توانستند آثار زیادی از موسیقی هزارگی در رادیو و تلویزیون ملی افغانستان ثبت کنند.<ref>[https://radionowruz.com/take-a-look-at-millennial-music/ سرور، «نگاهی به موسیقی هزارگی»، وبسایت رادیو نوروز.]</ref> | پژوهشگران، [[موسیقی مردم هزاره|موسیقی هزارگی]] را بخشی از حوزهٔ گستردهٔ موسیقی خراسان بزرگ میدانند که دارای مقامها و دستگاههای مختلف بوده<ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقامها و دستگاههای موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچچیز.]</ref> و اصالت بسیاری از این مقامها حفظ شده است.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص9-10.</ref> تاریخپژوهان معتقدند که مقام مَخته، طی قیام مردم هزاره علیه عبدالرحمان و قتلعام این مردم، بهوجود آمده است. موسیقی هزارگی طی دهههای شصت و هفتاد قرن ۱۴ش، رشد بیشتری پیدا کرد و خوانندگان هزاره توانستند آثار زیادی از موسیقی هزارگی در رادیو و تلویزیون ملی افغانستان ثبت کنند.<ref>[https://radionowruz.com/take-a-look-at-millennial-music/ سرور، «نگاهی به موسیقی هزارگی»، وبسایت رادیو نوروز.]</ref> | ||
پس از کودتای ۱۳۵۷ش، موسیقی میان مردم هزاره، برای بیداری و افزایش آگاهی سیاسی، مورد استفاده قرار گرفت<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص119-126.</ref> و در همین دوره، موسیقی مقاومت هزارهها رونق یافت شد.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/187499/%25D9%2587%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25AA-%25D9%2588-%25D8%25B1%25D9%2586%25D8%25AC-%25D8%25AF%25D8%25B1-%25D9%2585%25D9%2588%25D8%25B3%25DB%258C%25D9%2582% مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> چهار دهه [[جنگ]] و مهاجرت تأثیر منفی بر موسیقی محلی مردم هزاره گذاشت،<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> اما در | پس از کودتای ۱۳۵۷ش، موسیقی میان مردم هزاره، برای بیداری و افزایش آگاهی سیاسی، مورد استفاده قرار گرفت<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص119-126.</ref> و در همین دوره، موسیقی مقاومت هزارهها رونق یافت شد.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/187499/%25D9%2587%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25AA-%25D9%2588-%25D8%25B1%25D9%2586%25D8%25AC-%25D8%25AF%25D8%25B1-%25D9%2585%25D9%2588%25D8%25B3%25DB%258C%25D9%2582% مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> چهار دهه [[جنگ]] و مهاجرت تأثیر منفی بر موسیقی محلی مردم هزاره گذاشت،<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> اما در دههٔ هشتاد و نود شمسی تعداد زیادی از نسل جوان به موسیقی محلی روی آوردند و در سالهای اخیر، جشنوارهٔ موسیقی محلی در بامیان، استان مرکز هزارهها، برگزار شد.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/49583/%25D9%2586%25D8%25AE%25D8%25B3%25D8%25AA%25DB%258C%25D9%2586-%25D8%25AC%25D8%25B4%25D9%2586%25E2%2580%258C%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580 جویا، «نخستین جشنواره فرهنگی و هنری دمبوره در بامیان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> در فرهنگ مردم هزاره، [[موسیقیدرمانی|موسیقی]] و ترانه پیوندی جاودانه با زندگی دارد. هر تیره و طایفهٔ هزاره، نوازندگان و آوازخوانان ویژهای دارند.<ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقامها و دستگاههای موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچچیز.]</ref> سبکهای موسیقی هزارگی که در گویش محلی به آن رفت میگویند،<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص10.</ref> بهتناسب آیینها، مراسم و سنتهای شادی و غم مردم هزاره بهوجود آمده<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> و ترانههای آن سینه به سینه انتقال یافته است.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص8.</ref> | ||
==== نقش زنان در موسیقی هزاره ==== | ==== نقش زنان در موسیقی هزاره ==== | ||
| خط ۱۷۲: | خط ۱۶۸: | ||
==== گونههای موسیقی مردم هزاره ==== | ==== گونههای موسیقی مردم هزاره ==== | ||
در فرهنگ مردم هزاره | در فرهنگ مردم هزاره به تناسب آیینهای فرهنگی، گونههای مختلف موسیقی وجود دارد که هر کدام به بخشی از زندگی این مردم مربوط میشود و کارشناسان در یک تقسیمبندی کلی آن را به انواع زیر تقسیم کردهاند: | ||
* '''لالایی''' (لُلَّی): ترانهای که زنان هزاره در هنگام خواباندن کودک، بدون ساز میخوانند. از نظر کارشناسان چیزی که ترانهٔ لالایی مادر هزاره را از لالایی دیگر مادران جدا میکند، محتوای آن است. [[لالایی]] مادر هزاره بیشتر حکایت جنگهایی است که در آینده قرار است اتفاق بیفتد و از درد و رنجی که متوجه او و کودک است شکوه میکند.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/09/27/post-127/تأملی-بر-شعر-عامیانه-هزاره-گی «تأملی بر شعر عامیانۀ هزارگی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> گاهی مادر آروزهای آینده را برای فرزند خود در قالب ترانه ترسیم میکند.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص24.</ref> | * '''لالایی''' (لُلَّی): ترانهای که زنان هزاره در هنگام خواباندن کودک، بدون ساز میخوانند. از نظر کارشناسان چیزی که ترانهٔ لالایی مادر هزاره را از لالایی دیگر مادران جدا میکند، محتوای آن است. [[لالایی]] مادر هزاره بیشتر حکایت جنگهایی است که در آینده قرار است اتفاق بیفتد و از درد و رنجی که متوجه او و کودک است شکوه میکند.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/09/27/post-127/تأملی-بر-شعر-عامیانه-هزاره-گی «تأملی بر شعر عامیانۀ هزارگی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> گاهی مادر آروزهای آینده را برای فرزند خود در قالب ترانه ترسیم میکند.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص24.</ref> | ||
* '''مخته''' (مویه): ترانهای که در سوگواریهای مردم هزاره خوانده میشود. مخته علاوهبر اندوه عمیقی که بازتاب میدهد، از ویژگیهای روحی و جسمانی قهرمان، حکایت میکند. اشعار مخته بیشتر بهصورت بداهه است.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> مخته بهطور معمول با نام یکی از افراد است مانند مختههای فیضمحمد (فیضو)، غلامحسن و [[مخته گلمامد|گلمحمد]] (گلمامد). مخته در گذشته توسط زنان و بدون ساز خوانده میشد؛<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص121-122.</ref> اما امروزه برخی آوازخوانان مرد آن را همراه با دمبوره و ساز میخوانند.<ref>[https://www.google.com/search?q=مخته+هزارگی&client=firefox-b-e&sca_esv=fba0bcd70528a2c8&sxsrf=ACQVn0-lWpNXwapbM1KvY5orZ9XhO6Pcfw%3A1711109714835&ei=Unb9ZeC9MsL97_UPx6eyoAY&ved=0ahUKEwjgruW17IeFAxXC_rsIHceT «مختۀ هزارگی از علی ساقی در تظاهرات جهانی بر علیه کشتار سیستماتیک هزاره»، وبسایت یوتیوب.]</ref> | * '''مخته''' (مویه): ترانهای که در سوگواریهای مردم هزاره خوانده میشود. مخته علاوهبر اندوه عمیقی که بازتاب میدهد، از ویژگیهای روحی و جسمانی قهرمان، حکایت میکند. اشعار مخته بیشتر بهصورت بداهه است.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> مخته بهطور معمول با نام یکی از افراد است مانند مختههای فیضمحمد (فیضو)، غلامحسن و [[مخته گلمامد|گلمحمد]] (گلمامد). مخته در گذشته توسط زنان و بدون ساز خوانده میشد؛<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص121-122.</ref> اما امروزه برخی آوازخوانان مرد آن را همراه با دمبوره و ساز میخوانند.<ref>[https://www.google.com/search?q=مخته+هزارگی&client=firefox-b-e&sca_esv=fba0bcd70528a2c8&sxsrf=ACQVn0-lWpNXwapbM1KvY5orZ9XhO6Pcfw%3A1711109714835&ei=Unb9ZeC9MsL97_UPx6eyoAY&ved=0ahUKEwjgruW17IeFAxXC_rsIHceT «مختۀ هزارگی از علی ساقی در تظاهرات جهانی بر علیه کشتار سیستماتیک هزاره»، وبسایت یوتیوب.]</ref> | ||
| خط ۱۸۲: | خط ۱۷۸: | ||
* '''بُولبِی''': بیشتر بهمعنای سرودن عاشقانه است که در مناطق مختلف هزارهنشین با سبکهای متفاوت و بیشتر روی دوبیتی اجرا میشود. امروز ترانهٔ بولبی تکصدا خوانده میشود، اما در گذشته در بخش پایانی [[دوبیتی]]، دو سرایندهٔ دیگر، آوازخوان اصلی را همراهی میکردند. بولبی توسط مردان و زنان در محافل شادی و جشنوارهها با دمبوره بهصورت فردی و گروهی اجرا میشود.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص22-23.</ref> در گذشته چوپانها این سبک را با نی اجرا میکردند.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> | * '''بُولبِی''': بیشتر بهمعنای سرودن عاشقانه است که در مناطق مختلف هزارهنشین با سبکهای متفاوت و بیشتر روی دوبیتی اجرا میشود. امروز ترانهٔ بولبی تکصدا خوانده میشود، اما در گذشته در بخش پایانی [[دوبیتی]]، دو سرایندهٔ دیگر، آوازخوان اصلی را همراهی میکردند. بولبی توسط مردان و زنان در محافل شادی و جشنوارهها با دمبوره بهصورت فردی و گروهی اجرا میشود.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص22-23.</ref> در گذشته چوپانها این سبک را با نی اجرا میکردند.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> | ||
* '''موسیقی مقاومت''': پژوهشگران سرآغاز موسیقی مقاومت مردم هزاره را دههٔ هفتاد قرن ۲۰م میدانند. سرور سرخوش از هنر موسیقی و دمبوره برای بیداری سیاسی قوم هزاره و بیان رنج تاریخی این مردم استفاده کرد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص126.</ref> بههمین دلیل برخی وی را پدر موسیقی مقاومت مردم هزاره میدانند. با هجوم شوروی جنبهٔ ایستادگی صورت آشکارتر پیدا کرد و از این جهت مردم آهنگهای او را آهنگ انقلابی نامیدند. این مسیر توسط برادر وی، [[داوود سرخوش]]، در عالم مهاجرت ادامه پیدا کرد.<ref>[http://zia2009.blogfa.com/post/29 «موسیقی مقاومت»، وبلاگ اندیشۀ هزاره.]</ref> سرور سرخوش میخواند: «ای جوانان هزاره شاد باش- بعد از این یا مرگ یا آزاد باش».<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/187499/%25D9%2587%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25AA-%25D9%2588-%25D8%25B1%25D9%2586%25D8%25AC-%25D8%25AF%25D8%25B1-%25D9%2585%25D9%2588%25D8%25B3%25DB%258C%25D9%2582% مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> | * '''موسیقی مقاومت''': پژوهشگران سرآغاز موسیقی مقاومت مردم هزاره را دههٔ هفتاد قرن ۲۰م میدانند. سرور سرخوش از هنر موسیقی و دمبوره برای بیداری سیاسی قوم هزاره و بیان رنج تاریخی این مردم استفاده کرد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص126.</ref> بههمین دلیل برخی وی را پدر موسیقی مقاومت مردم هزاره میدانند. با هجوم شوروی جنبهٔ ایستادگی صورت آشکارتر پیدا کرد و از این جهت مردم آهنگهای او را آهنگ انقلابی نامیدند. این مسیر توسط برادر وی، [[داوود سرخوش]]، در عالم مهاجرت ادامه پیدا کرد.<ref>[http://zia2009.blogfa.com/post/29 «موسیقی مقاومت»، وبلاگ اندیشۀ هزاره.]</ref> سرور سرخوش میخواند: «ای جوانان هزاره شاد باش- بعد از این یا مرگ یا آزاد باش».<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/187499/%25D9%2587%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25AA-%25D9%2588-%25D8%25B1%25D9%2586%25D8%25AC-%25D8%25AF%25D8%25B1-%25D9%2585%25D9%2588%25D8%25B3%25DB%258C%25D9%2582% مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> | ||
* '''موسیقی مهاجرت''': این نوع موسیقی تجلیگر رنج و دردهای ناشی از راندهشدن هزارهها از زادگاهشان و غصب سرزمین آنها، مانند ارزگان، است. این نوع موسیقی بهطور خاص احساس تلخی و ناراحتی ناشی از دوری از سرزمین اجدادی را روایت میکند. همچنین موسیقی مهاجرت هزارهها بهعنوان یک | * '''موسیقی مهاجرت''': این نوع موسیقی تجلیگر رنج و دردهای ناشی از راندهشدن هزارهها از زادگاهشان و غصب سرزمین آنها، مانند ارزگان، است. این نوع موسیقی بهطور خاص احساس تلخی و ناراحتی ناشی از دوری از سرزمین اجدادی را روایت میکند. همچنین موسیقی مهاجرت هزارهها بهعنوان یک وسیلهٔ ابراز احساسات عمیق و درد دوری از وطن شناخته میشود. این نوع موسیقی، روایتگر تجارب تلخ و شیرین مهاجرانی است که در جستجوی امنیت و هویت جدید در کشورهای مختلف دنیا، با چالشهای فراوانی مواجهاند. بسیاری از ترانههای داوود سرخوش از جمله آهنگ [[سرزمین من|سرزمین]]، نشاندهندهٔ [[احساس تنهایی]] و حس وابستگی برای سرزمین مادری است.<ref>«آشنایی با خوانندههای افغانستان؛ داوود سرخوش»، وبسایت آیفیلم2.</ref> | ||
* '''موسیقی جدید''': پس از مهاجرت گسترده و طولانی مردم هزاره، آشنایی نسل جدید با فرهنگ موسیقایی جامعهٔ میزبان، سبب شده است که برخی هنرمندان جدید، موسیقی محلی را با موسیقی کشورهای همسایه و غربی تلفیق کنند. این هنرمندان به جای ابزار موسیقی محلی از ابزار موسیقی مدرن و هندی، ایرانی و تاجیکستانی بهره میگیرند.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> | * '''موسیقی جدید''': پس از مهاجرت گسترده و طولانی مردم هزاره، آشنایی نسل جدید با فرهنگ موسیقایی جامعهٔ میزبان، سبب شده است که برخی هنرمندان جدید، موسیقی محلی را با موسیقی کشورهای همسایه و غربی تلفیق کنند. این هنرمندان به جای ابزار موسیقی محلی از ابزار موسیقی مدرن و هندی، ایرانی و تاجیکستانی بهره میگیرند.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> | ||
==== جشنوارهٔ دمبوره ==== | ==== جشنوارهٔ دمبوره ==== | ||
[[پرونده:موسیقی-هزاره.jpg|بندانگشتی|327x327پیکسل|جشنوارهٔ دمبوره|جایگزین=جشنوارهٔ دمبوره]] | [[پرونده:موسیقی-هزاره.jpg|بندانگشتی|327x327پیکسل|جشنوارهٔ دمبوره|جایگزین=جشنوارهٔ دمبوره]] | ||
در ۱۳۹۶ش برای نخستینبار با حمایت سازمان [[یونسکو]] و کشور چین، جشنوارهٔ دمبوره در ولایت بامیان برگزار شد که هزاران نفر از نقاط مختلف افغانستان در آن شرکت کردند. برگزارکنندگان این جشنواره هدف آن را | در ۱۳۹۶ش برای نخستینبار با حمایت سازمان [[یونسکو]] و کشور چین، جشنوارهٔ دمبوره در ولایت بامیان برگزار شد که هزاران نفر از نقاط مختلف افغانستان در آن شرکت کردند. برگزارکنندگان این جشنواره هدف آن را زنده نگهداشتن موسیقی اصیل محلی، رونق [[گردشگری]] و ایجاد همدلی میان مردم افغانستان عنوان کردهاند.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/49583/%25D9%2586%25D8%25AE%25D8%25B3%25D8%25AA%25DB%258C%25D9%2586-%25D8%25AC%25D8%25B4%25D9%2586%25E2%2580%258C%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580 جویا، «نخستین جشنواره فرهنگی و هنری دمبوره در بامیان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> | ||
=== آداب و رسوم هزارهها === | === آداب و رسوم هزارهها === | ||
| خط ۱۹۳: | خط ۱۸۹: | ||
* '''عید فطر''': هزارهها همگام با دیگر مسلمانان، [[عید فطر]] را با شور و [[شادی]] برگزار میکنند. آنها در سه روز تعطیلی رسمی این عید به [[دید و بازدید]] یکدیگر میروند. | * '''عید فطر''': هزارهها همگام با دیگر مسلمانان، [[عید فطر]] را با شور و [[شادی]] برگزار میکنند. آنها در سه روز تعطیلی رسمی این عید به [[دید و بازدید]] یکدیگر میروند. | ||
* '''عید قربان''': در میان هزارههای افغانستان، [[عید قربان]] با شکوه برگزار میشود. مردم این مناسبت دینی را به یکدیگر تبریک میگویند و به دید و بازدید میپردازند. | * '''عید قربان''': در میان هزارههای افغانستان، [[عید قربان]] با شکوه برگزار میشود. مردم این مناسبت دینی را به یکدیگر تبریک میگویند و به دید و بازدید میپردازند. | ||
* '''[[عید غدیر]]''': هزارههای شیعه این روز را گرامی میدارند و در برخی مناطق به برگزاری مراسم و سخنرانی در مدح [[حضرت محمد|پیامبر اسلام]] و خاندان وی میپردازند. جشنهای ولادت امامان شیعه نیز در مساجد و تکایا برگزار میشود ولی در | * '''[[عید غدیر]]''': هزارههای شیعه این روز را گرامی میدارند و در برخی مناطق به برگزاری مراسم و سخنرانی در مدح [[حضرت محمد|پیامبر اسلام]] و خاندان وی میپردازند. جشنهای ولادت امامان شیعه نیز در مساجد و تکایا برگزار میشود ولی در همهٔ مناطق مرسوم نیست.<ref>آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص48.</ref> | ||
* '''عید مردگان''': آیین عید مردگان در فرهنگ هزارهها، که ریشه در باورهای ایران باستان دارد، امروز در قالب مناسبتهای اسلامی مانند شبهای پایانی [[ماه رمضان در افغانستان|رمضان]] و [[ذی حجه|ذیالحجه]] برگزار میشود. این مراسم شامل پختن [[حلوای سرخ]]، روشنکردن پلته (فتیله یا شمع) و اجرای رسم خوشبوی با روغن مسکه همراه با [[دعا]] برای ارواح درگذشتگان است. مشابهتهای این آیین با اساطیر کهن، بهویژه نقش جمشید بهعنوان شاه مردگان در متون ریگودا و اوستا، نشان از تداوم فرهنگی دارد. این رسم علاوهبر جنبههای مذهبی، کارکرد اجتماعی در حفظ انسجام گروهی و انتقال حافظهٔ جمعی دارد. تطبیق این سنت قبل از اسلام با مناسک اسلامی، بیانگر توانایی فرهنگ هزارهها در تلفیق سنتهای کهن با نظامهای اعتقادی جدید است.<ref>[https://www.farhangpress.af/عید-مردگان/ محمدی شاری، «عید مردگان»، خبرگزاری فرهنگ.]</ref> | * '''عید مردگان''': آیین عید مردگان در فرهنگ هزارهها، که ریشه در باورهای ایران باستان دارد، امروز در قالب مناسبتهای اسلامی مانند شبهای پایانی [[ماه رمضان در افغانستان|رمضان]] و [[ذی حجه|ذیالحجه]] برگزار میشود. این مراسم شامل پختن [[حلوای سرخ]]، روشنکردن پلته (فتیله یا شمع) و اجرای رسم خوشبوی با روغن مسکه همراه با [[دعا]] برای ارواح درگذشتگان است. مشابهتهای این آیین با اساطیر کهن، بهویژه نقش جمشید بهعنوان شاه مردگان در متون ریگودا و اوستا، نشان از تداوم فرهنگی دارد. این رسم علاوهبر جنبههای مذهبی، کارکرد اجتماعی در حفظ انسجام گروهی و انتقال حافظهٔ جمعی دارد. تطبیق این سنت قبل از اسلام با مناسک اسلامی، بیانگر توانایی فرهنگ هزارهها در تلفیق سنتهای کهن با نظامهای اعتقادی جدید است.<ref>[https://www.farhangpress.af/عید-مردگان/ محمدی شاری، «عید مردگان»، خبرگزاری فرهنگ.]</ref> | ||
==== جشنهای ملی ==== | ==== جشنهای ملی ==== | ||
* '''جشن نوروز:''' آیین [[جشن نوروز]] برای هزارهها آغاز سال نو هجری شمسی است که بهعنوان یک جشن باستانی به پایان زمستان و آغاز زیباییهای بهار اشاره دارد. نوروز در افغانستان (بهغیر از دوران طالبان) با تعطیلات رسمی همراه بوده و مراسمی شبیه به عید فطر و قربان دارد. در شهرها، مردم به دید و بازدید هم میروند و در روستاها، برنامهها بیشتر اجتماعی و پرمصرف است. برافراشتن پرچم شاه ولایت در [[زیارتگاه سخی]] در کابل و [[روضه سخی]] در [[مزارشریف|مزار شریف]] اهمیت ویژهای دارد و به مراسمی با عظمت برای هزارهها تبدیل میشود. | * '''جشن نوروز:''' آیین [[جشن نوروز]] برای هزارهها آغاز سال نو هجری شمسی است که بهعنوان یک جشن باستانی به پایان زمستان و آغاز زیباییهای بهار اشاره دارد. نوروز در افغانستان (بهغیر از دوران طالبان) با تعطیلات رسمی همراه بوده و مراسمی شبیه به عید فطر و قربان دارد. در شهرها، مردم به دید و بازدید هم میروند و در روستاها، برنامهها بیشتر اجتماعی و پرمصرف است. برافراشتن پرچم شاه ولایت در [[زیارتگاه سخی]] در کابل و [[روضه سخی]] در [[مزارشریف|مزار شریف]] اهمیت ویژهای دارد و به مراسمی با عظمت برای هزارهها تبدیل میشود. | ||
* '''چهارشنبهسوری:''' [[چهارشنبه سوری|چهارشنبهسوری]] جشن باستانی است که در آخرین | * '''چهارشنبهسوری:''' [[چهارشنبه سوری|چهارشنبهسوری]] جشن باستانی است که در آخرین چهارشنبهٔ سال (اسفند/حوت) در کشورهای فارسیزبان مانند ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار میشود. مردم در این روز به دامن طبیعت میروند، آتش روشن کرده و برخی از روی آن میپرند. این رسم بهعنوان میراثی از [[آیین زرتشت|زرتشتیان]] محسوب میشود. در افغانستان، هزارهها بهدلیل وابستگی مذهبی این جشن را بهویژه در آخرین چهارشنبهٔ ماه [[صفر]] برگزار میکنند و به آن جنبهٔ مذهبی دادهاند. در این مراسم، به جای پریدن از روی آتش، غذاهای محلی مانند [[دلده]]، تهیه میکنند.<ref>آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص48-50.</ref> | ||
==== آداب و رسوم ازدواج ==== | ==== آداب و رسوم ازدواج ==== | ||
قوم هزاره از قوانین ازدواج اسلامی پیروی میکند. ازدواج بین محارم (خویشاوندان نزدیک) ممنوع است، اما ازدواج بین فرزندان عموها و داییها نهتنها مجاز بلکه مطلوب محسوب میشود. بهترین نوع [[ازدواج]]، وصلت بین دخترعمو و پسرعمو است. آیین ازدواج در فرهنگ هزارهها با تشریفات و آدابورسوم خاصی همراه است. نخست هیئت خواستگاری متشکل از بزرگان و بستگان داماد با هدایایی به منزل [[عروس]] میروند. پس از مذاکرات رسمی و توافق اولیه، [[مراسم نامزدی]] (خویشیگری) برگزار میشود که در آن خانوادهها به تبادل هدایا و لباس میپردازند. | قوم هزاره از قوانین ازدواج اسلامی پیروی میکند. ازدواج بین محارم (خویشاوندان نزدیک) ممنوع است، اما ازدواج بین فرزندان عموها و داییها نهتنها مجاز بلکه مطلوب محسوب میشود. بهترین نوع [[ازدواج]]، وصلت بین دخترعمو و پسرعمو است. آیین ازدواج در فرهنگ هزارهها با تشریفات و آدابورسوم خاصی همراه است. نخست هیئت خواستگاری متشکل از بزرگان و بستگان داماد با هدایایی به منزل [[عروس]] میروند. پس از مذاکرات رسمی و توافق اولیه، [[مراسم نامزدی]] (خویشیگری) برگزار میشود که در آن خانوادهها به تبادل هدایا و لباس میپردازند. مرحلهٔ بعد شامل پرداخت [[شیربها]] (گلهگیری) از سوی [[داماد]] است. [[جشن عروسی]] (طوی) از مهمترین آیینهای شادی و اجتماعی در میان هزارهها است که چندین روز ادامه دارد و شامل بازیهای محلی، آداب و رسوم سنتی و مسابقات [[سوارکاری]] و [[تیراندازی]] میشود. در تمام این مراسم، موسیقی با سازهای اصیل و شعرهای محلی اجرا میشود. این سنتها نشاندهندهٔ غنای فرهنگی و اهمیت پیوند خانوادگی در قوم هزاره است.<ref>خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۸۲–۲۸۴.</ref> | ||
# '''انواع ازدواج:''' شامل سه نوع ازدواج مبادلهای/ [[سرآلیش]]، یعنی | # '''انواع ازدواج:''' شامل سه نوع ازدواج مبادلهای/ [[سرآلیش]]، یعنی مبادلهٔ دو خواهر بین دو مرد یا ازدواج دو برادر با دو خواهر، ازدواج با زنبرادر متوفی برای نگهداری از فرزندان برادر مرحوم و ازدواج قبیلهای (در گذشته مرسوم بود و در حال حاضر کمتر شده است)، میشود. | ||
# '''تعدد زوجات:''' [[چند همسری مردان]] در میان هزارهها اگرچه از نظر دینی جایز است اما بهدلیل شرایط اقتصادی نامساعد و هزینههای سنگین عروسی، بهطور معمول [[تکهمسری]] رواج دارد. دلایل چندهمسری نیز شامل: [[ناباروری]] زن اول، بیماری زن اول، تمایل به فرزندان بیشتر، تمایل مرد به همراهی چند زن و موقعیت سیاسی و اجتماعی مرد میشود. | # '''تعدد زوجات:''' [[چند همسری مردان]] در میان هزارهها اگرچه از نظر دینی جایز است اما بهدلیل شرایط اقتصادی نامساعد و هزینههای سنگین عروسی، بهطور معمول [[تکهمسری]] رواج دارد. دلایل چندهمسری نیز شامل: [[ناباروری]] زن اول، بیماری زن اول، تمایل به فرزندان بیشتر، تمایل مرد به همراهی چند زن و موقعیت سیاسی و اجتماعی مرد میشود. | ||
# '''معیارهای انتخاب همسر:''' برای انتخاب عروس، معیارهای زیر در نظر گرفته میشود: اصالت خانوادگی، [[عفت]]، مهارت در کارهای [[خانه]]، [[زیبایی]] ظاهری، آگاهی از مسائل مذهبی و موقعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خانوادهٔ وی. | # '''معیارهای انتخاب همسر:''' برای انتخاب عروس، معیارهای زیر در نظر گرفته میشود: اصالت خانوادگی، [[عفت]]، مهارت در کارهای [[خانه]]، [[زیبایی]] ظاهری، آگاهی از مسائل مذهبی و موقعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خانوادهٔ وی. | ||
# '''هزینههای ازدواج:''' هزینههای مراحل مختلف مانند [[خواستگاری]]، [[شیرینیخوران|شیرینیخوری]]، [[عیدی]] و عروسی بهعهدهٔ خانوادهٔ داماد است، اما شیربها از مخارج مهم ازدواج محسوب میشود. | # '''هزینههای ازدواج:''' هزینههای مراحل مختلف مانند [[خواستگاری]]، [[شیرینیخوران|شیرینیخوری]]، [[عیدی]] و عروسی بهعهدهٔ خانوادهٔ داماد است، اما شیربها از مخارج مهم ازدواج محسوب میشود. تهیهٔ [[جهیزیه]] از دیگر هزینههای ازدواج است. در برخی موارد، مرد میتواند شیربها را بهصورت کامل برای خانوادهٔ عروس پرداخت کند. | ||
# '''چالشها:''' ازدواج دختران جوان با مردان میانسال و مسن بهدلیل وضع مالی، مشکلات ناشی از تعدد زوجات و رقابت بین همسران، فشارهای اجتماعی و اقتصادی برای پرداخت شیربها از جمله چالشهای ازدواج در میان هزارهها است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص511-523.</ref> | # '''چالشها:''' ازدواج دختران جوان با مردان میانسال و مسن بهدلیل وضع مالی، مشکلات ناشی از تعدد زوجات و رقابت بین همسران، فشارهای اجتماعی و اقتصادی برای پرداخت شیربها از جمله چالشهای ازدواج در میان هزارهها است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص511-523.</ref> | ||
| خط ۲۲۴: | خط ۲۲۰: | ||
==== رسانهها ==== | ==== رسانهها ==== | ||
# تلویزیون نگاه، به دستور [[محمدکریم خلیلی]]، معاون دوم رئیسجمهور وقت و رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان تأسیس شد و تحت مدیریت عالم خلیلی، فعالیت میکرد.<ref>[https://tarikhi.com/article/71309/ «اشاعۀ فرهنگی و تأثیر حوزۀ علمیه نجف و قم در بیداری فرهنگی افغانستان معاصر»، وبسایت پژوهشهای تاریخی.]</ref> | # تلویزیون نگاه، به دستور [[محمدکریم خلیلی]]، معاون دوم رئیسجمهور وقت و رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان تأسیس شد و تحت مدیریت عالم خلیلی، فعالیت میکرد.<ref>[https://tarikhi.com/article/71309/ «اشاعۀ فرهنگی و تأثیر حوزۀ علمیه نجف و قم در بیداری فرهنگی افغانستان معاصر»، وبسایت پژوهشهای تاریخی.]</ref> | ||
# تلویزیون تمدن که توسط [[محمدآصف محسنی]] از علمای شناخته | # تلویزیون تمدن که توسط [[محمدآصف محسنی]] از علمای شناخته شدهٔ افغانستان، در کابل بنیانگذاری شده بود، با پوشش سراسری از طریق ماهواره برنامههای دینی پخش میکند. | ||
# تلویزیون راهفردا، به مدیریت [[محمد محقق]]، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، در کابل فعالیت ۲۴ ساعته دارد.<ref>[https://mfabbehsud.com/هزاره-ها؛-اهمیت-و-جایگاه،-تبار،-جغرافی-2/ «رسانههای شیعیان افغانی»، وبسایت مجله ویستا.]</ref> | # تلویزیون راهفردا، به مدیریت [[محمد محقق]]، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، در کابل فعالیت ۲۴ ساعته دارد.<ref>[https://mfabbehsud.com/هزاره-ها؛-اهمیت-و-جایگاه،-تبار،-جغرافی-2/ «رسانههای شیعیان افغانی»، وبسایت مجله ویستا.]</ref> | ||
# تلویزیون کوثر نیز بهعنوان شبکهٔ مذهبی توسط [[نوراحمد تقدسی]] از عالمان دینی برجستهٔ افغانستان، تأسیس شده و از بهار ۱۳۸۸ش در کابل شروع به کار کرده بود. | # تلویزیون کوثر نیز بهعنوان شبکهٔ مذهبی توسط [[نوراحمد تقدسی]] از عالمان دینی برجستهٔ افغانستان، تأسیس شده و از بهار ۱۳۸۸ش در کابل شروع به کار کرده بود. | ||
# در میان رسانههای محلی، تلویزیون بامیان بهصورت خصوصی توسط نقی احسانی در مرکز این ولایت راهاندازی شده بود. | # در میان رسانههای محلی، تلویزیون بامیان بهصورت خصوصی توسط نقی احسانی در مرکز این ولایت راهاندازی شده بود. | ||
# در بخش رادیوها نیز رادیو راه فردا و رادیو نگاه بهعنوان رسانههای همراه تلویزیونهای همنام خود فعالیت میکردند. | # در بخش رادیوها نیز رادیو راه فردا و رادیو نگاه بهعنوان رسانههای همراه تلویزیونهای همنام خود فعالیت میکردند. | ||
# رادیو بامیان و رادیو دایکندی که توسط مؤسسه انترنیوز بهعنوان رسانههای مستقل و غیردولتی راهاندازی شده بودند و همچنین رادیو جاغوری در | # رادیو بامیان و رادیو دایکندی که توسط مؤسسه انترنیوز بهعنوان رسانههای مستقل و غیردولتی راهاندازی شده بودند و همچنین رادیو جاغوری در منطقهٔ سنگماشه، از دیگر رسانههای فعال در مناطق هزارهنشین در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان بودند که هماکنون با شرایط دشواری برای ادامهٔ فعالیت، مواجه هستند.<ref>[https://mfabbehsud.com/هزاره-ها؛-اهمیت-و-جایگاه،-تبار،-جغرافی-2/ «رسانههای شیعیان افغانی»، وبسایت مجله ویستا.]</ref> | ||
==== مراکز علمی ==== | ==== مراکز علمی ==== | ||
[[پرونده:Rahnaward University....1.jpg|جایگزین=دانشگاه رهنورد مزار شریف|بندانگشتی|دانشگاه رهنورد مزار شریف]] | [[پرونده:Rahnaward University....1.jpg|جایگزین=دانشگاه رهنورد مزار شریف|بندانگشتی|دانشگاه رهنورد مزار شریف]] | ||
در | در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان، قوم هزاره با تأسیس مراکز علمی و دانشگاههای معتبر خصوصی، نقش بیبدیلی در توسعهٔ فرهنگی و نوسازی نظام اداری کشور ایفا کرد. از جمله این نهادهای علمی در کابل عبارتند از: دانشگاه کاتب، دانشگاه ابنسینا، دانشگاه خاتمالنبیین، دانشگاه گوهرشاد، دانشگاه غرجستان، دانشگاه رابعه بلخی، مؤسسهٔ تحصیلات عالی علامه و مؤسسهٔ تحصیلات عالی ابوریحان، دانشگاه رهنورد در [[مزار شریف]]، [[دانشگاه بامیان]] و مؤسسهٔ تحصیلات عالی بامیکا در بامیان و مؤسسهٔ تحصیلات عالی ناصر خسرو در دایکندی از مهمترین مراکز علمی در ولایات هستند که به همت فرهیختگان و دانشآموختگان هزاره پایهگذاری شدند. | ||
این مراکز علمی به کانونهای مهم تجمع روشنفکران و پرورش نخبگان علمی کشور تبدیل شدند. شایان ذکر است که شمار قابل توجهی از مقامات و مدیران ارشد حکومت جمهوری اسلامی افغانستان، تحصیلات عالی خود را در این دانشگاهها سپری کردهاند. در سطح آموزشهای پیشدانشگاهی نیز، مراکز آموزشی هزارهها در [[غرب کابل]] تأثیر تعیینکنندهای در نتایج آزمونهای سراسری دانشگاههای دولتی داشتند. از جمله این مراکز میتوان به | این مراکز علمی به کانونهای مهم تجمع روشنفکران و پرورش نخبگان علمی کشور تبدیل شدند. شایان ذکر است که شمار قابل توجهی از مقامات و مدیران ارشد حکومت جمهوری اسلامی افغانستان، تحصیلات عالی خود را در این دانشگاهها سپری کردهاند. در سطح آموزشهای پیشدانشگاهی نیز، مراکز آموزشی هزارهها در [[غرب کابل]] تأثیر تعیینکنندهای در نتایج آزمونهای سراسری دانشگاههای دولتی داشتند. از جمله این مراکز میتوان به لیسهٔ عبدالرحیم شهید، لیسه معرفت، مرکز آموزشی کاج، مرکز آموزشی موعود و مرکز آموزشی کوثر دانش، اشاره کرد. برخی از این مراکز آموزشی، هدف حملات تروریستی قرار گرفتند که علاوهبر تلفات جانی ضربهای به روند توسعهٔ علمی کشور محسوب میشود. با این وجود، این نهادهای آموزشی همچنان به ایفای نقش مهم خود در تربیت نیروهای متخصص و کارآمد برای خدمت به افغانستان ادامه میدهند.<ref>[https://mfabbehsud.com/هزاره-ها؛-اهمیت-و-جایگاه،-تبار،-جغرافی-2/ «هزارهها؛ اهمیت و جایگاه، تبار، جغرافیای بومی، ساختار اجتماعی و… ۲»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.]</ref> | ||
=== بازیهای محلی قوم هزاره === | === بازیهای محلی قوم هزاره === | ||
پژوهشگران، بازیهای محلی هزارهها را گنجینهای غنی از فرهنگ، هنر و هویت جمعی این قوم میدانند که در طول قرنها شکل گرفته و باورها، ارزشها و سبک زندگی اجتماعی آنها را بازتاب میدهد. در هر یک از این بازیها، لایههای عمیقی از فلسفهٔ زندگی، ارتباط با طبیعت و نظام اجتماعی مردم هزاره قابل مشاهده است. مدارک باستانشناسی نشان میدهد که این بازیها قدمتی به درازای تاریخ این سرزمین دارد؛ نقوش بر روی سفالهای مناطق بامیان و جاغوری صحنههایی از بازیهای گروهی را به تصویر کشیده است که شباهت نزدیکی با بازیهای امروزی دارد. این پیوند تاریخی بر تداوم فرهنگی این مردم تأکید دارد، هرچند در دهههای اخیر، بر اثر تغییر سبک زندگی، شهرنشینی و نفوذ | پژوهشگران، بازیهای محلی هزارهها را گنجینهای غنی از فرهنگ، هنر و هویت جمعی این قوم میدانند که در طول قرنها شکل گرفته و باورها، ارزشها و سبک زندگی اجتماعی آنها را بازتاب میدهد. در هر یک از این بازیها، لایههای عمیقی از فلسفهٔ زندگی، ارتباط با طبیعت و نظام اجتماعی مردم هزاره قابل مشاهده است. مدارک باستانشناسی نشان میدهد که این بازیها قدمتی به درازای تاریخ این سرزمین دارد؛ نقوش بر روی سفالهای مناطق بامیان و جاغوری صحنههایی از بازیهای گروهی را به تصویر کشیده است که شباهت نزدیکی با بازیهای امروزی دارد. این پیوند تاریخی بر تداوم فرهنگی این مردم تأکید دارد، هرچند در دهههای اخیر، بر اثر تغییر سبک زندگی، شهرنشینی و نفوذ فرهنگ مدرن، بسیاری از این بازیها در معرض فراموشی قرار گرفته است. ابزارهای مورد استفاده در این بازیها بهطور عمده، طبیعی و بومی بوده و نشاندهندهٔ خلاقیت و سازگاری با [[محیط زیست]] است. این بازیها علاوهبر جنبهٔ سرگرمکنندگی، نقش آموزشی و تربیتی در انتقال [[مهارت زندگی|مهارتهای زندگی]]، همکاری گروهی و حل مسئله دارد. بههمین دلیل پژوهشگران حفظ و احیای آنها را بهمثابهٔ پاسداری از تاریخ، فرهنگ و هویت جمعی مردم هزاره میدانند و در جهان مدرن، پاسداشت این میراث فرهنگی میتواند تنوع فرهنگی و غنای اجتماعی را تضمین کند.<ref>[https://jaghori1.blogfa.com/post/236/درنگی-بر-بازی-های-هزارگی-بخش-نخست- «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.]</ref> | ||
برخی از بازیهای مشهور مردم هزاره ممکن است در مناطق مختلف هزارهنشین با نامهای متفاوت و با کمی تفاوت در قوانین و روش اجرا انجام شود، اما در اصل و ماهیت مشترک است. همچنین، برخی از این بازیها در میان اقوام دیگر افغانستان نیز رواج دارد و نشاندهندهٔ پیوند فرهنگی میان اقوام مختلف این سرزمین است. | برخی از بازیهای مشهور مردم هزاره ممکن است در مناطق مختلف هزارهنشین با نامهای متفاوت و با کمی تفاوت در قوانین و روش اجرا انجام شود، اما در اصل و ماهیت مشترک است. همچنین، برخی از این بازیها در میان اقوام دیگر افغانستان نیز رواج دارد و نشاندهندهٔ پیوند فرهنگی میان اقوام مختلف این سرزمین است. | ||
| خط ۲۴۶: | خط ۲۴۲: | ||
# '''سنگ چوقو:''' بازی مهارتی با ریگهای کوچک که دقت و تمرکز میطلبد. بازیکنان ریگها را به هوا پرتاب کرده و باید آنها را به شیوهٔ خاصی بگیرند. حرکات ظریف دست و هماهنگی چشم و دست در این بازی اهمیت دارد. | # '''سنگ چوقو:''' بازی مهارتی با ریگهای کوچک که دقت و تمرکز میطلبد. بازیکنان ریگها را به هوا پرتاب کرده و باید آنها را به شیوهٔ خاصی بگیرند. حرکات ظریف دست و هماهنگی چشم و دست در این بازی اهمیت دارد. | ||
# '''چم تشکی (چشم پوتوکان):''' بازی پنهانکاری که در آن یک گروه چشمبندی میشود. گروه دیگر مخفی میشود و گروه چشمبسته باید آنها را پیدا کند. این بازی به تقویت حواس و جهتیابی کمک میکند. | # '''چم تشکی (چشم پوتوکان):''' بازی پنهانکاری که در آن یک گروه چشمبندی میشود. گروه دیگر مخفی میشود و گروه چشمبسته باید آنها را پیدا کند. این بازی به تقویت حواس و جهتیابی کمک میکند. | ||
# '''قطار بازی:''' بازی فکری شبیه دوز که روی زمین انجام میشود. بازیکنان با چیدن ریگ و چوب کوچک یا | # '''قطار بازی:''' بازی فکری شبیه دوز که روی زمین انجام میشود. بازیکنان با چیدن ریگ و چوب کوچک یا هستهٔ زردآلو سعی میکنند سه مهرهٔ خود را در یک ردیف قرار دهند. این بازی استراتژی و پیشبینی حرکات حریف را تقویت میکند. | ||
# '''هشت خین بازی:''' بازی پرشی روی مربعهای کشیده شده که بازیکن باید سنگی را با یک پا هدایت کند. تعادل و کنترل بدن در این بازی اهمیت ویژهای دارد. خانههای مختلف، نامهای خاصی مانند [[بهشت]] و دوزخ دارند. | # '''هشت خین بازی:''' بازی پرشی روی مربعهای کشیده شده که بازیکن باید سنگی را با یک پا هدایت کند. تعادل و کنترل بدن در این بازی اهمیت ویژهای دارد. خانههای مختلف، نامهای خاصی مانند [[بهشت]] و دوزخ دارند. | ||
# '''لنگی پشتی (کشتی):''' نوعی کُشتی سنتی که روی یک پا انجام میشود. بازیکنان باید با حفظ تعادل، حریف را از پای درآورند. این بازی به قدرت پاها و تعادل بدن نیاز دارد و بهطور معمول در طبیعت انجام میشود. | # '''لنگی پشتی (کشتی):''' نوعی کُشتی سنتی که روی یک پا انجام میشود. بازیکنان باید با حفظ تعادل، حریف را از پای درآورند. این بازی به قدرت پاها و تعادل بدن نیاز دارد و بهطور معمول در طبیعت انجام میشود. | ||
| خط ۲۵۴: | خط ۲۵۰: | ||
# '''پشتی بازی:''' بازی آکروباتیک که به انعطاف بدن نیاز دارد. یک گروه خم میشود و گروه دیگر از روی آنها پشتک میزند. این بازی به هماهنگی گروهی و جسارت نیاز دارد و تا حد تحمل ادامه مییابد. | # '''پشتی بازی:''' بازی آکروباتیک که به انعطاف بدن نیاز دارد. یک گروه خم میشود و گروه دیگر از روی آنها پشتک میزند. این بازی به هماهنگی گروهی و جسارت نیاز دارد و تا حد تحمل ادامه مییابد. | ||
# '''تشکی بازی:''' بازی سرعتی با تکه چوب که حواس بازیکنان را میسنجد. بازیکنان باید به موقع واکنش نشان دهند و چوب را بگیرند. سرعت عمل و تمرکز در این بازی بسیار مهم است و با شادی همراه است. | # '''تشکی بازی:''' بازی سرعتی با تکه چوب که حواس بازیکنان را میسنجد. بازیکنان باید به موقع واکنش نشان دهند و چوب را بگیرند. سرعت عمل و تمرکز در این بازی بسیار مهم است و با شادی همراه است. | ||
# '''بازی سه پرش:''' | # '''بازی سه پرش:''' مسابقهٔ پرشهای بلند بین دو گروه که بازیکنان باید بیشترین مسافت را طی کنند. قدرت پاها و تکنیک پرش در این بازی تعیینکننده است. گروه برنده حق سواری گرفتن دارد. | ||
# '''کوله دبه و کفش دبه:''' بازی ساده با پرتاب کفش و زدن آن با سنگ که دقت و محاسبه نیرو نیاز دارد. بازیکنان باید هدفگیری دقیقی داشته باشند. بهطور معمول بین دو نفر انجام میشود. | # '''کوله دبه و کفش دبه:''' بازی ساده با پرتاب کفش و زدن آن با سنگ که دقت و محاسبه نیرو نیاز دارد. بازیکنان باید هدفگیری دقیقی داشته باشند. بهطور معمول بین دو نفر انجام میشود. | ||
# '''تشله بازی (تیله بازی):''' بازی کلاسیک تیله با حفرههای کوچک که دقت دست و محاسبه زاویه نیاز دارد. بازیکنان باید تیلهها را به داخل حفرهها بیندازند. انواع مختلفی دارد و به مهارت بالا نیاز دارد. | # '''تشله بازی (تیله بازی):''' بازی کلاسیک تیله با حفرههای کوچک که دقت دست و محاسبه زاویه نیاز دارد. بازیکنان باید تیلهها را به داخل حفرهها بیندازند. انواع مختلفی دارد و به مهارت بالا نیاز دارد. | ||
# '''هفتسنگ بازی:''' بازی پرتاب | # '''هفتسنگ بازی:''' بازی پرتاب توپ بهسمت هفت سنگ چیده شده که هماهنگی تیمی میطلبد. یک گروه سنگها را میزند و گروه مقابل بازیکنان را هدف میگیرد. استراتژی و دقت در این بازی مهم است. | ||
# '''ارسنی (توپ بازی):''' بازی پرتاب توپ به بازیکنان وسط زمین که سرعت عمل و چابکی نیاز دارد. گروه وسط باید از برخورد توپ فرار کند. گرفتن توپ در هوا امتیاز محسوب میشود. | # '''ارسنی (توپ بازی):''' بازی پرتاب توپ به بازیکنان وسط زمین که سرعت عمل و چابکی نیاز دارد. گروه وسط باید از برخورد توپ فرار کند. گرفتن توپ در هوا امتیاز محسوب میشود. | ||
# '''طنابکشی:''' | # '''طنابکشی:''' مسابقهٔ قدرت بین دو تیم که طناب را میکشند. تیمی که حریف را از خط مرکزی عبور دهد، برنده است. قدرت بدنی و هماهنگی تیمی در این بازی مهم است. این بازی بهطور معمول در مراسم خاص انجام میشود. | ||
# '''شاهدزد بازی:''' بازی نقشآفرینی با کبریت که بازیکنان نقشهای مختلف میگیرند. شاه دستور میدهد و دزد مجازات میشود. این بازی به تخیل و خلاقیت بازیکنان کمک میکند و انواع مختلفی دارد. | # '''شاهدزد بازی:''' بازی نقشآفرینی با کبریت که بازیکنان نقشهای مختلف میگیرند. شاه دستور میدهد و دزد مجازات میشود. این بازی به تخیل و خلاقیت بازیکنان کمک میکند و انواع مختلفی دارد. | ||
# '''سوختم بازی:''' بازی گروهی پرتحرک در دایره که بازیکنان باید از گرگ فرار کنند. گرگ با لیلی کردن بهدنبال آنها میدود و هر کس را لمس کند، میسوزد و بازی تا زمانی ادامه مییابد که همه بسوزند. | # '''سوختم بازی:''' بازی گروهی پرتحرک در دایره که بازیکنان باید از گرگ فرار کنند. گرگ با لیلی کردن بهدنبال آنها میدود و هر کس را لمس کند، میسوزد و بازی تا زمانی ادامه مییابد که همه بسوزند. | ||
| خط ۲۶۸: | خط ۲۶۴: | ||
# '''بیری بیری بازی:''' بازی نمایشی عروس و داماد که کودکان اجرا میکنند و با آوازهای خاص مراسم عروسی را بازسازی میکنند. این بازی خلاقیت و کار گروهی را تقویت میکند. | # '''بیری بیری بازی:''' بازی نمایشی عروس و داماد که کودکان اجرا میکنند و با آوازهای خاص مراسم عروسی را بازسازی میکنند. این بازی خلاقیت و کار گروهی را تقویت میکند. | ||
# '''خالهبازی:''' بازی نقشآفرینی دختران با عروسکهای پارچهای. آنها نقش مادران و زنان خانواده را بازی میکنند و این بازی به تقویت مهارتهای اجتماعی آنها کمک میکند. | # '''خالهبازی:''' بازی نقشآفرینی دختران با عروسکهای پارچهای. آنها نقش مادران و زنان خانواده را بازی میکنند و این بازی به تقویت مهارتهای اجتماعی آنها کمک میکند. | ||
# '''نوور (سد آب کوچک):''' بازی پسران با آب و خاک که جویهای کوچک میسازند. بچهها با بیلچههای کوچک سد ساخته و مسیر آب را تغییر میدهند. این بازی اصول | # '''نوور (سد آب کوچک):''' بازی پسران با آب و خاک که جویهای کوچک میسازند. بچهها با بیلچههای کوچک سد ساخته و مسیر آب را تغییر میدهند. این بازی اصول اولیهٔ کشاورزی و مهندسی آب را آموزش میدهد. | ||
# '''خانه خانه بازی:''' بازی ساخت و ساز کودکان با سنگ و چوب و گل. خانههای کوچک میسازند و زندگی روزمره را شبیهسازی میکنند. این بازی تخیل و مهارتهای دستی را تقویت میکند. | # '''خانه خانه بازی:''' بازی ساخت و ساز کودکان با سنگ و چوب و گل. خانههای کوچک میسازند و زندگی روزمره را شبیهسازی میکنند. این بازی تخیل و مهارتهای دستی را تقویت میکند. | ||
# '''بجول یا شیغی بازی:''' بازی با استخوان قوزک پای گوسفند که انواع مختلفی دارد. بازیکنان باید استخوانها را از | # '''بجول یا شیغی بازی:''' بازی با استخوان قوزک پای گوسفند که انواع مختلفی دارد. بازیکنان باید استخوانها را از فاصلهٔ مشخص بزنند. دقت و مهارت پرتاب در این بازی مهم است. | ||
# '''نشانه زنی (اُشَد):''' | # '''نشانه زنی (اُشَد):''' مسابقهٔ تیراندازی با تفنگ، بین دو گروه. هر گروه سعی میکند به هدفی در دوردست اصابت کند. این بازی به تمرکز و مهارت تیراندازی نیاز دارد. | ||
# '''خر بیار خروار ببر:''' بازی آبی که یک گروه در آب میماند و گروه دیگر با شعر آنها را فرا میخواند. اگر اشتباه پاسخ دهند بازنده میشوند. این بازی حافظه و سرعت واکنش را تقویت میکند. | # '''خر بیار خروار ببر:''' بازی آبی که یک گروه در آب میماند و گروه دیگر با شعر آنها را فرا میخواند. اگر اشتباه پاسخ دهند بازنده میشوند. این بازی حافظه و سرعت واکنش را تقویت میکند. | ||
# '''جناغ بازی:''' بازی با استخوان جناغ مرغ که دو نفر آن را میشکنند. بهطور معمول شرطهای کوچکی میبندند که برای سرگرمی ساده در جمعهای کوچک است. | # '''جناغ بازی:''' بازی با استخوان جناغ مرغ که دو نفر آن را میشکنند. بهطور معمول شرطهای کوچکی میبندند که برای سرگرمی ساده در جمعهای کوچک است. | ||
# '''سنگیرک:''' مسابقهٔ نشانهزنی با سنگ بین دو گروه که بیشتر در روزهای بیکاری یا مناسبتهای اجتماعی انجام میشود. | # '''سنگیرک:''' مسابقهٔ نشانهزنی با سنگ بین دو گروه که بیشتر در روزهای بیکاری یا مناسبتهای اجتماعی انجام میشود. | ||
# '''دایره بازی:''' بازی دفاع از منطقه که یک گروه از | # '''دایره بازی:''' بازی دفاع از منطقه که یک گروه از دایرهٔ خود محافظت میکند. گروه مهاجم سعی میکند وارد دایره شود. سرعت و هماهنگی تیمی در این بازی مهم است. | ||
# '''سنگ اندازی:''' مسابقهٔ قدرت که بازیکنان یک سنگ بهنسبت بزرگ را با توافق انتخاب و پرتاب میکنند. هر کس سنگ را دورتر پرتاب کند، برنده است. قدرت بدنی بالا در این بازی ضروری است. | # '''سنگ اندازی:''' مسابقهٔ قدرت که بازیکنان یک سنگ بهنسبت بزرگ را با توافق انتخاب و پرتاب میکنند. هر کس سنگ را دورتر پرتاب کند، برنده است. قدرت بدنی بالا در این بازی ضروری است. | ||
# '''کورمشت بازی:''' بازی حدسزدن شیء پنهان در دست حریف. بازیکنان باید با توجه به حرکات و زبان بدن حدس بزنند. توانایی خواندن زبان بدن را تقویت میکند. | # '''کورمشت بازی:''' بازی حدسزدن شیء پنهان در دست حریف. بازیکنان باید با توجه به حرکات و زبان بدن حدس بزنند. توانایی خواندن زبان بدن را تقویت میکند. | ||
# '''علم بازی:''' بازی گرفتن پرچم بین دو گروه که قدرت و سرعت نیاز دارد. هر گروه از پرچم خود دفاع میکند. استراتژی و کار گروهی در این بازی مهم است. | # '''علم بازی:''' بازی گرفتن پرچم بین دو گروه که قدرت و سرعت نیاز دارد. هر گروه از پرچم خود دفاع میکند. استراتژی و کار گروهی در این بازی مهم است. | ||
# '''سرگرگی بازی:''' بازی نمادین مردان پس از شکار گرگ. سر گرگ را به روستای دیگر میبرند و چالش میدهند. به شجاعت و مهارتهای شکار مربوط است. این بازی در قدیم مرسوم بود و امروزه منسوخ شده است. | # '''سرگرگی بازی:''' بازی نمادین مردان پس از شکار گرگ. سر گرگ را به روستای دیگر میبرند و چالش میدهند. به شجاعت و مهارتهای شکار مربوط است. این بازی در قدیم مرسوم بود و امروزه منسوخ شده است. | ||
# '''تیروکمان بازی:''' | # '''تیروکمان بازی:''' مسابقهٔ تیراندازی سنتی با کمانهای دستساز. تیر بازیکنان باید به هدفهای مختلف اصابت کند. تمرکز و مهارت بالا نیاز دارد. | ||
# '''چرخ چرخ بازی:''' بازی دویدن و چرخیدن دور دایره برای گرفتن دستمال. بازیکنان باید همزمان با چرخش، دستمال را بگیرند. استقامت و سرعت در این بازی مهم است. | # '''چرخ چرخ بازی:''' بازی دویدن و چرخیدن دور دایره برای گرفتن دستمال. بازیکنان باید همزمان با چرخش، دستمال را بگیرند. استقامت و سرعت در این بازی مهم است. | ||
# '''حیوان بازی:''' بازی حدسزدن حیوانی که یک بازیکن تقلید میکند. دیگران باید با توجه به حرکات و صداها حدس بزنند. این بازی برای تقویت مهارتهای مشاهده است. | # '''حیوان بازی:''' بازی حدسزدن حیوانی که یک بازیکن تقلید میکند. دیگران باید با توجه به حرکات و صداها حدس بزنند. این بازی برای تقویت مهارتهای مشاهده است. | ||
| خط ۳۰۰: | خط ۲۹۶: | ||
==== پوشاک سنتی مردان هزاره ==== | ==== پوشاک سنتی مردان هزاره ==== | ||
لباس سنتی مردان هزاره از چند بخش اصلی تشکیل شده که هر کدام کارکرد خاص خود را دارد. پیراهن بلند و گشاد که بهطور معمول از | لباس سنتی مردان هزاره از چند بخش اصلی تشکیل شده که هر کدام کارکرد خاص خود را دارد. پیراهن بلند و گشاد که بهطور معمول از پارچهٔ پنبهای تهیه میشود و در دو نوع بدون یقه و یقهدار وجود دارد. شلوار گشاد که از کمر تا مچ پا را میپوشاند و بهجای کش از نخ ضخیم (ایزاربند) برای محکمکردن آن استفاده میشود. جلیقه یا واسکت، روی پیراهن پوشیده میشود که در مناطق مختلف ممکن است تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای هوای سردتر، جاکت و کت به این مجموعه اضافه میشود.<ref>علیآبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، ۱۳۹۵ش، ص 294-297.</ref> | ||
برک، بهعنوان یکی از اجزای اصلی پوشاک مردان هزاره، از پشم برههای خاص | برک، بهعنوان یکی از اجزای اصلی پوشاک مردان هزاره، از پشم برههای خاص منطقهٔ هزارستان تهیه میشود و ویژگیهای منحصر به فردی دارد. این لباس نرم و ضخیم، علاوهبر مقاومت در برابر رطوبت و خاصیت گرمابخشی بالا، بهدلیل خواص درمانی خود در تسکین دردهای عضلانی و مفاصل، شناخته شده است. مردان هزاره بهطور معمول برک را همراه با پیراهنهای بلند و گشاد از جنس پنبه یا کتان و تنبانهای راحت میپوشند و سرپوش آنها شامل کلاههای نمدی، عمامههای سنتی یا دستارهای محلی است. امروزه با وجود تغییرات در سبک پوشش، برک همچنان بهعنوان نماد هویت فرهنگی و اجتماعی مردان هزاره در مراسم مهم و زندگی روزمره کاربرد دارد، هرچند کاهش تولید برک اصیل، گرانی مواد اولیه و کمبود استادکاران ماهر از چالشهای حفظ این میراث ارزشمند بهشمار میرود.<ref>[https://www.tebyan.net/news/361566/لباس-های-سنتی-زنان-و-مردان-هزاره «لباسهای سنتی زنان و مردان هزاره»، وبسایت تبیان.]</ref> | ||
==== پوشاک سنتی زنان هزاره ==== | ==== پوشاک سنتی زنان هزاره ==== | ||
لباس زنان هزاره تجلیگاه هنر، فرهنگ و هویت این قوم است که با دقت و ظرافت خاصی طراحی و دوخته میشود. این پوشش سنتی از اجزای متعددی تشکیل شده که هر کدام ویژگیهای منحصر به فردی دارند و در کنار هم مجموعهای کامل و چشمنواز را ایجاد میکنند. | لباس زنان هزاره تجلیگاه هنر، فرهنگ و هویت این قوم است که با دقت و ظرافت خاصی طراحی و دوخته میشود. این پوشش سنتی از اجزای متعددی تشکیل شده که هر کدام ویژگیهای منحصر به فردی دارند و در کنار هم مجموعهای کامل و چشمنواز را ایجاد میکنند. | ||
* '''پیراهن بلند (پیرو)''': پیراهن اصلی زنان هزاره که به آن پیرو میگویند، بلند و تا ساق پا است. این پیراهن دارای یقهای بسته و آستینهایی بسیار گشاد است که آزادی حرکت کامل را فراهم میکند. دو مدل اصلی از این پیراهن وجود دارد: نوع اول دارای چاکهای کناری است که از پهلوها بهسمت پایین باز شده و روی دامن قرار میگیرد، و نوع دوم که بهصورت دایرهای معروف به گل دوخته میشود و بدون چاک است. جنس این پیراهنها بسته به وضعیت اقتصادی خانواده از | * '''پیراهن بلند (پیرو)''': پیراهن اصلی زنان هزاره که به آن پیرو میگویند، بلند و تا ساق پا است. این پیراهن دارای یقهای بسته و آستینهایی بسیار گشاد است که آزادی حرکت کامل را فراهم میکند. دو مدل اصلی از این پیراهن وجود دارد: نوع اول دارای چاکهای کناری است که از پهلوها بهسمت پایین باز شده و روی دامن قرار میگیرد، و نوع دوم که بهصورت دایرهای معروف به گل دوخته میشود و بدون چاک است. جنس این پیراهنها بسته به وضعیت اقتصادی خانواده از پنبهٔ ساده تا ابریشم گلدار مرغوب متفاوت است. در نمونههای مجلسی و ویژهٔ مراسم، بخش پیشسینه با پولکدوزیهای ظریف و پرکار تزئین میشود که نشانگر مهارت فوقالعادهٔ زنان هزاره در هنرهای دستی است. | ||
* '''دامن چندلایه''': پوشش پایینتنه از یک سیستم | * '''دامن چندلایه''': پوشش پایینتنه از یک سیستم چندلایهٔ هوشمند تشکیل شده است. لایهٔ زیرین که به آن تنبان میگویند، از جنس چیت گلدار و رنگارنگ با قیمت مناسب دوخته میشود. روی این لایه، دامن اصلی از مخمل، زری یا تورهای نفیس و گرانقیمت پوشیده میشود. حاشیهٔ پایین دامنهای رویی با نخهای رنگین، حریری و گاه نخهای سیمین و زرین بهصورت دستی دوخته میشود. این لایهبندی نهتنها به زیبایی بصری میافزاید، بلکه کارکرد عملی در محافظت از لباس زیر و تنظیم دمای بدن در فصول مختلف دارد. | ||
* '''جلیقه (وسکت)''': وسکت بهعنوان | * '''جلیقه (وسکت)''': وسکت بهعنوان لایهٔ رویی از مخمل یا زری گلدار دوخته میشود. نقوش طبیعی مانند درختان سرو، گلهای محلی و پرندگان با ظرافت خاصی بر روی آن دوخته میشوند. در مراسم عروسی، این جلیقهها با سکههای نقرهای قدیمی معروف به سکههای شاهی، تزئین میشدند که امروزه با سکههای معمولی جایگزین شده است. هر سکه با بندهای ظریفی به جلیقه متصل میشود تا با حرکت عروس، صدای دلنشینی ایجاد کند. این سکهها علاوهبر کارکرد تزئینی، نشانهای از برکت و ثروت خانواده نیز محسوب میشوند. | ||
* [[پرونده:قوم هزاره۷.jpg|جایگزین=لباس زنان هزاره|بندانگشتی|لباس زنان هزاره]]'''سرپوش''': زنان هزاره از سرپوشهای سنتی متنوعی استفاده میکردند که امروزه کمتر رواج دارد. یکی از این سرپوشها، کلاه سَرغُوچ بود که از چند قطعه | * [[پرونده:قوم هزاره۷.jpg|جایگزین=لباس زنان هزاره|بندانگشتی|لباس زنان هزاره]]'''سرپوش''': زنان هزاره از سرپوشهای سنتی متنوعی استفاده میکردند که امروزه کمتر رواج دارد. یکی از این سرپوشها، کلاه سَرغُوچ بود که از چند قطعه پارچهٔ مرغوب دوخته میشود و موها درون قسمت پشتی آن که به دم و آویزه معروف است، جمع میشود. دختران جوان روی چارقد، تور یا زری، سهگوش بزرگی میاندازند که با سنجاقی زیر گلو محکم میشود. دستمال کلاغیرنگ از پیشانی تا پشت سر گره میخورد و بخشی از آن بهصورت آزاد آویزان میماند. زنان مسنتر موهای پشت سر را میبافند، در حالی که دختران جوان، موها را بهصورت افشان رها میکنند یا از وسط میبندند. | ||
* '''زیورآلات''': زیورآلات نقرهای، بخش جداییناپذیر پوشش سنتی زنان هزاره است. برای مثال پیکی ( | * '''زیورآلات''': زیورآلات نقرهای، بخش جداییناپذیر پوشش سنتی زنان هزاره است. برای مثال پیکی (نیمدایرهٔ پیشانی) با منگولههای زرین، طوق و جودانه (گردنبندهای چندطبقه با آویزهای سلسلهوار)، بالی و سلسله (نوارهای تزئینی گوش و پیشانی) و تیقی چیغی (حمایل مزین به سکه) از جملهٔ این زیورآلات محسوب میشوند. هر یک از این قطعات علاوه بر کارکرد تزئینی، معانی نمادین خاصی دارند و اغلب بهعنوان جهیزیه و سرمایهٔ خانواده محسوب میشوند. [[انگشتر]]ها و [[گوشواره]]ها بهطور معمول از [[نقره]] ساخته میشوند و با سنگهایی مانند [[عقیق]]، [[فیروزه]] و [[لاجورد]] تزیین میشوند. | ||
===== | ===== تفاوتهای نسلی و موقعیتی ===== | ||
پوشش زنان مسن با رنگهای تیره و طرحهای ساده از لباس زنان جوان با رنگهای شاد و طرحهای پرنقشونگار متمایز میشود. لاته (چادر محلی) بهعنوان پوشش روزمره استفاده میشود، در حالیکه چادرهای تزئینی برای مراسم خاص، نگهداری میشوند. امروزه گرچه برخی دختران جوان به پوشش مدرن مانند [[مانتو]] و شلوار روی آوردهاند، اما این پوشش سنتی در مناطق روستایی همچنان بهعنوان نماد هویت فرهنگی حفظ شده است.<ref>[https://www.tebyan.net/news/361566/لباس-های-سنتی-زنان-و-مردان-هزاره «لباسهای سنتی زنان و مردان هزاره»، وبسایت تبیان.]</ref> | پوشش زنان مسن با رنگهای تیره و طرحهای ساده از لباس زنان جوان با رنگهای شاد و طرحهای پرنقشونگار متمایز میشود. لاته (چادر محلی) بهعنوان پوشش روزمره استفاده میشود، در حالیکه چادرهای تزئینی برای مراسم خاص، نگهداری میشوند. امروزه گرچه برخی دختران جوان به پوشش مدرن مانند [[مانتو]] و شلوار روی آوردهاند، اما این پوشش سنتی در مناطق روستایی همچنان بهعنوان نماد هویت فرهنگی حفظ شده است.<ref>[https://www.tebyan.net/news/361566/لباس-های-سنتی-زنان-و-مردان-هزاره «لباسهای سنتی زنان و مردان هزاره»، وبسایت تبیان.]</ref> | ||
| خط ۳۲۰: | خط ۳۱۶: | ||
== اقتصاد و معیشت قوم هزاره == | == اقتصاد و معیشت قوم هزاره == | ||
هزارهها از ۳۰۰ سال قبل از میلاد تا سال ۷۲۴ میلادی بهدلیل زندگی در کنار خط تجاری [[راه ابریشم]] بیشتر به [[تجارت]] یا خدماترسانی به کاروانهای تجارتی مشغول بودند<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref> و صنعتکاران برجستهای داشتند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسنزاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> در دورهٔ [[غزنویان]] و [[غوریان]] که مناطق هزارهنشین، [[غرجستان]] نامیده میشد، تجارت از رونق افتاد و در مرحلهٔ بعد از کشاورزی و دامداری قرار گرفت. با حملهٔ مغول، اقتصاد مردم هزاره سقوط کرد. پس از آن تا شکست قیام هزارهها در برابر عبدالرحمان، جنگهای داخلی و خارجی، موقعیت جغرافیایی، قطع ارتباط با دنیای بیرون و سیاست انزواگرایانهٔ میران هزاره، موجب شد فعالیتهای اقتصادی مردم هزاره محدود | هزارهها از ۳۰۰ سال قبل از میلاد تا سال ۷۲۴ میلادی بهدلیل زندگی در کنار خط تجاری [[راه ابریشم]] بیشتر به [[تجارت]] یا خدماترسانی به کاروانهای تجارتی مشغول بودند<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref> و صنعتکاران برجستهای داشتند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسنزاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> در دورهٔ [[غزنویان]] و [[غوریان]] که مناطق هزارهنشین، [[غرجستان]] نامیده میشد، تجارت از رونق افتاد و در مرحلهٔ بعد از کشاورزی و دامداری قرار گرفت. با حملهٔ مغول، اقتصاد مردم هزاره سقوط کرد. پس از آن تا شکست قیام هزارهها در برابر عبدالرحمان، جنگهای داخلی و خارجی، موقعیت جغرافیایی، قطع ارتباط با دنیای بیرون و سیاست انزواگرایانهٔ میران هزاره، موجب شد فعالیتهای اقتصادی مردم هزاره محدود به کشاورزی، [[دامداری]] و [[صنایع سنتی]]، در حد نیاز محلی و امرار معیشت شود. پس از شکست قیام در ۱۸۹۳م که به قتلعام، بردگی و آوارگی این مردم انجامید، بخش عظیمی از زمینهای کشاورزی و علفچرهای آنها غصب شد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص128-137.</ref> پس از کودتای ۱۹۷۸م جهاد و مهاجرت در اشتغال و معیشت مردم هزاره تغییراتی بهوجود آورد، چنانچه پس از به وجودآمدن نظام جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۳۸۱ش و برگشت مهاجرین تحصیلکردهٔ هزاره و همچنین خشکسالیهای دوامدار، مشاغل سنتی هزارهها از رونق بازماند و مردم هزاره در پی فرصتهای جدید برآمدند؛<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسنزاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> اما پژوهشها نشان میدهند که هنوز در برخی مناطق هزارهنشین، ۸۶درصد فعالیت اقتصادی را [[اقتصاد کشاورزی افغانستان|کشاورزی]] و [[باغداری]] تشکیل میدهد.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص50.]</ref> | ||
=== کار در فرهنگ هزارهها === | === کار در فرهنگ هزارهها === | ||
[[ | [[ضربالمثل]]های عامیانهٔ این مردم مانند «ازره روزی خوره از سنگ پیدا مونه» (هزاره روزی خود را از سنگ پیدا میکند)، بیانگر جایگاه کار است.<ref>[http://sadeghrohani.blogfa.com/post/85 «ضربالمثلهای هزارگی»، وبلاگ آرمان هزاره.]</ref> در فرهنگ هزاره، کار نوعی [[عبادت]] و بیکاری، [[گناه]] محسوب میشود. ضربالمثل «از آدم بیکار خدا بیزار» نشان این تلقی است.<ref>«[https://www.dideo.tv/v/yt/zGlTOe5gbow/فلم-هزارگی-جدید-از-آدم-بی-کار-خدا-بیزار-%23-فلم از آدم بیکار خدا بیزار»، وبسایت دیدئو.]</ref> این ویژگی سبب شده که اقتصاد مردم هزاره چند بار از مرحلهٔ نابودی، دوباره ترمیم و سر پا شود. مردم هزاره تلاش میکنند که [[کودک|کودکان]] خود را پرکار [[تربیت]] کنند.<ref>[http://afghanpaper.com/nbody.php?id=163757 «کودکان کار در کشور»، شبکۀ اطلاعرسانی افغانستان.]</ref> محیط کاری مردم هزاره بهطور معمول خانوادگی است؛ زن، مرد و کودکان خانواده بهطور معمول در کارهای کشاورزی و دامداری سهم دارند.<ref>[https://mail.yjc.ir/fa/news/5714295/%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B4%DB%B5-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2-%D9%87%D8%B3%D8%AA% «بیش از 45 درصد زنان ولایت بامیان کشاورز هستند»، پاشگاه خبری جوان.]</ref> در گذشته تلاش بر این بود که کودکان در کنار خانواده به شغل پدری مشغول باشند،<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص143-148.</ref> اما پس از تغییر نظام اجتماعی و تحول در اشتغال مردم هزاره بهویژه سالهای اخیر، فرزندان هزاره تلاش میکنند در جایی کار کنند که در کنار کسب درآمد، حرفهای نیز بیاموزند.<ref>[http://afghanpaper.com/nbody.php?id=163757 «کودکان کار در کشور»، شبکۀ اطلاعرسانی افغانستان.]</ref> | ||
=== کشاورزی قوم | === کشاورزی قوم هزاره === | ||
در گذشته زمینهای کشاورزی در اختیار فئودالهای هزاره بوده و کشاورزان طبق سنت، روی زمین آنها کار میکردند. اما بعد از تغییر نظام اجتماعی در میان هزارهها، بهرغم کمبود زمینهای کشاورزی و محرومیت شدید، این مردم شناخت خوبی از زمینهای خود پیدا کرده و بهبهترین شکل از آن استفاده میکنند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص130 و 140.</ref> | در گذشته زمینهای کشاورزی در اختیار فئودالهای هزاره بوده و کشاورزان طبق سنت، روی زمین آنها کار میکردند. اما بعد از تغییر نظام اجتماعی در میان هزارهها، بهرغم کمبود زمینهای کشاورزی و محرومیت شدید، این مردم شناخت خوبی از زمینهای خود پیدا کرده و بهبهترین شکل از آن استفاده میکنند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص130 و 140.</ref> | ||
| خط ۳۴۴: | خط ۳۴۰: | ||
=== معدنکاری در هزارجات === | === معدنکاری در هزارجات === | ||
بر اساس تحقیقات، در قرن نوزدهم میلادی، مردم هزاره سنگ آهن و گوگرد را بهشکل ابتدایی استخراج کرده و برای نیازهای محلی، ابزار کار و اسلحه میساختند و همیشه تلاش میکردند که از دید دیگران مخفی بماند. در مناطق هزارهنشین معادن بزرگ زغالسنگ وجود دارد. از نظر کارشناسان، افغانستان برای تولید زغالسنگ (دومین صنعت بزرگ کشور) به مناطق هزاره وابسته است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص145-146.</ref> امروزه تعداد زیادی از این مردم به استخراج، غربال، بارگیری و حملونقل زغالسنگ | بر اساس تحقیقات، در قرن نوزدهم میلادی، مردم هزاره سنگ آهن و گوگرد را بهشکل ابتدایی استخراج کرده و برای نیازهای محلی، ابزار کار و اسلحه میساختند و همیشه تلاش میکردند که از دید دیگران مخفی بماند. در مناطق هزارهنشین معادن بزرگ زغالسنگ وجود دارد. از نظر کارشناسان، افغانستان برای تولید زغالسنگ (دومین صنعت بزرگ کشور) به مناطق هزاره وابسته است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص145-146.</ref> امروزه تعداد زیادی از این مردم به استخراج، غربال، بارگیری و حملونقل زغالسنگ مشغول هستند. طبق گزارشها معدنچیان، روزانه ۱۲ تا ۱۵ ساعت در تونلهای خطرناک و بدون وسایل ایمنی و فنی مشغول به کارند.<ref>[https://kelkein.com/12496/معادن-در-افغانستان4-زغال-سنگ-از-گذشته-س/ «معادن در افغانستان (4): زغال سنگ از گذشته سیاه تا آینده روشن، نگاه امیدوارانه طالبان به معادن زغال سنگ»، وبسایت کلکین.]</ref> بر اساس گزارشها در برخی مناطق هزارهنشین مواد ساختمانی مانند سنگ و ریگ جغل (شن) نیز استخراج میشود.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص27.]</ref> | ||
=== تجارت در قوم هزاره === | === تجارت در قوم هزاره === | ||
| خط ۳۵۵: | خط ۳۵۱: | ||
بخش دیگر دادوستد مردم هزاره با صحرانشینان کوچی بود که با استفاده از زور، محصول زراعتی هزاره را با قیمت اندک پیشخرید میکردند و در صورت عدم تهیهٔ محصول، انسان هزاره مجبور به پرداخت قیمت بازار (چندبرابر قیمت پرداختی) میشد. در صورت عدمتوانایی، این محاسبهٔ ناعادلانه تداوم پیدا میکرد تا این که دامها و زمین کشاورزی آنها را تصاحب میکردند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص136.</ref> | بخش دیگر دادوستد مردم هزاره با صحرانشینان کوچی بود که با استفاده از زور، محصول زراعتی هزاره را با قیمت اندک پیشخرید میکردند و در صورت عدم تهیهٔ محصول، انسان هزاره مجبور به پرداخت قیمت بازار (چندبرابر قیمت پرداختی) میشد. در صورت عدمتوانایی، این محاسبهٔ ناعادلانه تداوم پیدا میکرد تا این که دامها و زمین کشاورزی آنها را تصاحب میکردند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص136.</ref> | ||
=== شغلهای شهری و رسمی قوم | === شغلهای شهری و رسمی قوم هزاره === | ||
پس از شکست قیام مردم هزاره در برابر عبدالرحمان، هزارهها به مناطق دیگر افغانستان کوچ کردند و برای زندهماندن به کارهای سخت مانند سقوی (سقایی)، جوالیگری (حمّالی) کراچیوانی (گاریچی) و کارهای خانگی (شستورفت و نگهداری از اطفال) روی آوردند و کمکم به ساختمانسازی، [[خیاطی]]، رانندگی، لیلامی (فروش لباسهای دستدوم)، دستفروشی، نانوایی، نجاری و کار در کارخانهها مشغول شدند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص128-137.</ref> حضور مردم هزاره در بخشهای ملکی (کشوری) و نظامی، همواره کمرنگ بوده است؛<ref>[http://afghanistan.fi/blog/2009/02/16/درویش-علی-خان-هزاره-اولین-نایب-الحکومه/ «درویشعلی خان هزاره اولین نایبالحکومۀ هرات در دولت درانیها»، وبسایت کانون افغانستانیهای فنلند.]</ref> اما پس از رویکار آمدن نظام جمهوری اسلامی افغانستان، فرصت مردم هزاره برای حضور در بخشهای ملکی بهویژه آموزش، صحت و نظامی، افزایش یافت. همچنین زنان و مردان تحصیلکردهٔ هزاره با مؤسسات بینالمللی و بخش خصوصی همکاری داشتند.<ref>[https://tahlilroz.com/اجتماعی/the-hazara-community-in-the-taliban-regime/ جامعه هزاره در نظام طالبان»، وبسایت تحلیل روز.]</ref> | پس از شکست قیام مردم هزاره در برابر عبدالرحمان، هزارهها به مناطق دیگر افغانستان کوچ کردند و برای زندهماندن به کارهای سخت مانند سقوی (سقایی)، جوالیگری (حمّالی) کراچیوانی (گاریچی) و کارهای خانگی (شستورفت و نگهداری از اطفال) روی آوردند و کمکم به ساختمانسازی، [[خیاطی]]، رانندگی، لیلامی (فروش لباسهای دستدوم)، دستفروشی، نانوایی، نجاری و کار در کارخانهها مشغول شدند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص128-137.</ref> حضور مردم هزاره در بخشهای ملکی (کشوری) و نظامی، همواره کمرنگ بوده است؛<ref>[http://afghanistan.fi/blog/2009/02/16/درویش-علی-خان-هزاره-اولین-نایب-الحکومه/ «درویشعلی خان هزاره اولین نایبالحکومۀ هرات در دولت درانیها»، وبسایت کانون افغانستانیهای فنلند.]</ref> اما پس از رویکار آمدن نظام جمهوری اسلامی افغانستان، فرصت مردم هزاره برای حضور در بخشهای ملکی بهویژه آموزش، صحت و نظامی، افزایش یافت. همچنین زنان و مردان تحصیلکردهٔ هزاره با مؤسسات بینالمللی و بخش خصوصی همکاری داشتند.<ref>[https://tahlilroz.com/اجتماعی/the-hazara-community-in-the-taliban-regime/ جامعه هزاره در نظام طالبان»، وبسایت تحلیل روز.]</ref> | ||
=== صنایع دستی قوم هزاره === | === صنایع دستی قوم هزاره === | ||
زنان نقش مهمی در تولید و حفظ [[صنایع دستی قوم هزاره]] دارند. طرحهای منحصربهفرد این صنایع، بازتابدهندهٔ تاریخ و فرهنگ هزارهها است که برای گردشگران جذابیت ویژهای دارد. امروزه بهدلیل نبود حامی و بازار، بخش زیادی از این هنرها در حال فراموشی است.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> صنایع دستی پس از کشاورزی و دامداری، سومین منبع درآمد هزارهها بوده است. از قرن ۱۳ تا ۱۹ میلادی، تولید صنایع سنتی بهویژه [[آهنگری]] در میان هزارهها رونق یافت. پس از شکست قیام ۱۸۹۳م در برابر عبدالرحمان، صنعتگران هزاره به مناطق دیگر تبعید شدند. در | زنان نقش مهمی در تولید و حفظ [[صنایع دستی قوم هزاره]] دارند. طرحهای منحصربهفرد این صنایع، بازتابدهندهٔ تاریخ و فرهنگ هزارهها است که برای گردشگران جذابیت ویژهای دارد. امروزه بهدلیل نبود حامی و بازار، بخش زیادی از این هنرها در حال فراموشی است.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> صنایع دستی پس از کشاورزی و دامداری، سومین منبع درآمد هزارهها بوده است. از قرن ۱۳ تا ۱۹ میلادی، تولید صنایع سنتی بهویژه [[آهنگری]] در میان هزارهها رونق یافت. پس از شکست قیام ۱۸۹۳م در برابر عبدالرحمان، صنعتگران هزاره به مناطق دیگر تبعید شدند. در دورهٔ [[امانالله]] نیز فشارها ادامه یافت و هزارهها مجبور به بازگشت به تولیدات ابتدایی شدند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص222.</ref> در دو دههٔ اخیر، ورود کالاهای وارداتی و تغییر سبک زندگی، بسیاری از این صنایع را به حاشیه رانده است.<ref>[http://amenah.blogfa.com/post/5 فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.]</ref> | ||
* '''سوزندوزی''': زنان هزاره با استفاده از نخ، مهره و پارچه، آثار هنری خلق میکنند.<ref name=":27">[http://amenah.blogfa.com/post/5 فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.]</ref> آنها برای لباس مردانه از پارچههای شایسته و تترون و برای لباس زنانه از پارچههای رنگارنگ شالشری استفاده میکنند. این هنر شامل انواع مختلفی مانند خامکدوزی با نخ ابریشمی خام، گرافدوزی با نخهای رنگی محلی و همچنین [[آیینهکاری]]، تاپهدوزی و [[سکهدوزی]] میشود. از این هنر برای تزئین لباسهای مردانه و زنانه، وسایل [[خانه]] مانند پرده و سفره/ دسترخوان، و همچنین [[هدیه|هدایای]] مراسم عروسی استفاده میشود. طرحهای [[سوزندوزی]] هزارهها شامل نقوش هندسی، گلها، طبیعت و گاهی حیوانات است که بهصورت تخیلی و بر اساس | * '''سوزندوزی''': زنان هزاره با استفاده از نخ، مهره و پارچه، آثار هنری خلق میکنند.<ref name=":27">[http://amenah.blogfa.com/post/5 فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.]</ref> آنها برای لباس مردانه از پارچههای شایسته و تترون و برای لباس زنانه از پارچههای رنگارنگ شالشری استفاده میکنند. این هنر شامل انواع مختلفی مانند خامکدوزی با نخ ابریشمی خام، گرافدوزی با نخهای رنگی محلی و همچنین [[آیینهکاری]]، تاپهدوزی و [[سکهدوزی]] میشود. از این هنر برای تزئین لباسهای مردانه و زنانه، وسایل [[خانه]] مانند پرده و سفره/ دسترخوان، و همچنین [[هدیه|هدایای]] مراسم عروسی استفاده میشود. طرحهای [[سوزندوزی]] هزارهها شامل نقوش هندسی، گلها، طبیعت و گاهی حیوانات است که بهصورت تخیلی و بر اساس سلیقهٔ شخصی ایجاد میشوند. زنان هزاره علاوهبر تولید برای مصرف شخصی، این محصولات را برای فروش و کسب درآمد نیز تولید میکنند.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> | ||
* '''بافندگی''': مردم هزاره با استفاده از مواد اولیهٔ بومی، فراوردههای مختلفی چون [[قالی بافی|قالی]]، [[گلیمبافی|گلیم]]، پارچه، [[جوال]]، خورجین، [[جوراب]]، دستکش، کلاه، شالگردن و ژاکت تولید میکنند. نمد و [[برک]] از دیگر فراوردههای بافندگی مردم هزاره است که شهرت جهانی دارد و در گذشته شاهان، خانها و ثروتمندان از آن استفاده میکردند. دستبافتهای هزارگی از پشم گوسفند، موی بز و شتر خودرنگ یا رنگآمیزیشده با رنگهای گیاهی، بافته میشود.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص83-85.</ref> کرباس نوعی دیگر از دستبافتهای هزارگی است که از نخ پنبهای بافته میشد و از نظر محققان نخستین دستبافی بوده که مردم هزاره برای لباس زمستانی استفاده میکردند.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> هنرمندان هزاره تمام محصولات بافندگی خود را با بافت نقشهای اضافی، برش و رنگآمیزی، تزئین میکنند.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص84.</ref> | * '''بافندگی''': مردم هزاره با استفاده از مواد اولیهٔ بومی، فراوردههای مختلفی چون [[قالی بافی|قالی]]، [[گلیمبافی|گلیم]]، پارچه، [[جوال]]، خورجین، [[جوراب]]، دستکش، کلاه، شالگردن و ژاکت تولید میکنند. نمد و [[برک]] از دیگر فراوردههای بافندگی مردم هزاره است که شهرت جهانی دارد و در گذشته شاهان، خانها و ثروتمندان از آن استفاده میکردند. دستبافتهای هزارگی از پشم گوسفند، موی بز و شتر خودرنگ یا رنگآمیزیشده با رنگهای گیاهی، بافته میشود.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص83-85.</ref> کرباس نوعی دیگر از دستبافتهای هزارگی است که از نخ پنبهای بافته میشد و از نظر محققان نخستین دستبافی بوده که مردم هزاره برای لباس زمستانی استفاده میکردند.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> هنرمندان هزاره تمام محصولات بافندگی خود را با بافت نقشهای اضافی، برش و رنگآمیزی، تزئین میکنند.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص84.</ref> | ||
* '''حصیربافی''': ساخت سبدهای مقاوم از | * '''حصیربافی''': ساخت سبدهای مقاوم از شاخهٔ درختان و نیهای حصیری به نام [[چیغ]] از دیگر هنرهای دستی این قوم است.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> | ||
* '''زرگری''': زرگری از هنرهای سنتی هزارهها بود که شامل ساخت زیورآلات نقره و [[طلا]] مانند انگشتر، [[گردنبند]]، [[دستبند]] و آویزهای [[زینت|زینتی]] میشود و در ادبیات عامیانهٔ این مردم بازتاب زیاد پیدا کرده است. زرگران از سنگهای قیمتی برای تزئین آثار خود استفاده میکنند. این زیورآلات بهویژه در مراسم عروسی و جهیزیه اهمیت ویژهای دارند.<ref>[http://shear-sapid.blogfa.com/post/148 شریعتی سحر، «آداب و رسوم خواستگاری و ازدواج در هزارستان»، وبلاگ گریههای مریم مصلوب.]</ref> | * '''زرگری''': زرگری از هنرهای سنتی هزارهها بود که شامل ساخت زیورآلات نقره و [[طلا]] مانند انگشتر، [[گردنبند]]، [[دستبند]] و آویزهای [[زینت|زینتی]] میشود و در ادبیات عامیانهٔ این مردم بازتاب زیاد پیدا کرده است. زرگران از سنگهای قیمتی برای تزئین آثار خود استفاده میکنند. این زیورآلات بهویژه در مراسم عروسی و جهیزیه اهمیت ویژهای دارند.<ref>[http://shear-sapid.blogfa.com/post/148 شریعتی سحر، «آداب و رسوم خواستگاری و ازدواج در هزارستان»، وبلاگ گریههای مریم مصلوب.]</ref> | ||
* '''آهنگری''': در آهنگری سنتی، هزارهها ابزار کشاورزی و سلاحهای سرد و گرم میساختند. آهنگران با ابزارهای سنتی مانند پتک و سندان کار میکردند و برخی بهصورت دورهگرد به روستاها سفر میکردند تا ابزارها را تولید یا تعمیر کنند. این هنر با [[حکاکی]] و تزئین همراه بود.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص85-88.</ref> | * '''آهنگری''': در آهنگری سنتی، هزارهها ابزار کشاورزی و سلاحهای سرد و گرم میساختند. آهنگران با ابزارهای سنتی مانند پتک و سندان کار میکردند و برخی بهصورت دورهگرد به روستاها سفر میکردند تا ابزارها را تولید یا تعمیر کنند. این هنر با [[حکاکی]] و تزئین همراه بود.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص85-88.</ref> | ||
| خط ۳۷۱: | خط ۳۶۷: | ||
=== چالشهای اقتصادی قوم هزاره === | === چالشهای اقتصادی قوم هزاره === | ||
شرایط کوهستانی و دورافتادگی جغرافیایی، نبود ارتباط با دیگر شهرها، فقدان ثبات سیاسی، بیعدالتی، حضور [[کوچی]]ها،<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص136و 144.</ref> تعصبات مذهبی، سیاست انزواگرایانهٔ میران هزاره و عدم اعتماد به تاجران غیر هزاره و [[شیعه]]،<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص93-94.</ref> زمستان سرد و طولانی، نبود امکانات بهویژه سردخانه برای نگهداری محصولات کشاورزی و باغداری و وسایل فرآوری لبنیات، عدم توجه حکومت مرکزی، خشکسالی، نبود بازار مناسب و نبود سیاستگذاری مشخص از جمله چالشهای عمده در برابر توسعهٔ اقتصادی و اشتغال در مناطق هزارهنشین هستند.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص54-68.]</ref> | شرایط کوهستانی و دورافتادگی جغرافیایی، نبود ارتباط با دیگر شهرها، فقدان ثبات سیاسی، بیعدالتی، حضور [[کوچی]]ها،<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص136و 144.</ref> تعصبات مذهبی، سیاست انزواگرایانهٔ میران هزاره و عدم اعتماد به تاجران غیر هزاره و [[شیعه]]،<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص93-94.</ref> زمستان سرد و طولانی، نبود امکانات بهویژه سردخانه برای نگهداری محصولات کشاورزی و باغداری و وسایل فرآوری لبنیات، عدم توجه حکومت مرکزی، خشکسالی، نبود بازار مناسب و نبود سیاستگذاری مشخص از جمله چالشهای عمده در برابر توسعهٔ اقتصادی و اشتغال در مناطق هزارهنشین هستند.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص54-68.]</ref> | ||
به نظر کارشناسان [[برنامهریزی]] دقیق و مناسب از سوی دولت و نهادهای حامی برای توسعه کشاورزی، دامداری، صنایع دستی و معدنکاری در مناطق هزارهنشین، در کنار استفادهٔ بهینه از منابع موجود، موجب دسترسی افراد [[آسیبپذیری|آسیبپذیر]] بهویژه زنان به اشتغال،<ref>[http://handicraft142.parsiblog.com/Posts/1/ «صنعت برکبافی در هزارهجات»، وبلاگ انجمن حامیان تولید و صادرات صنایع دستی و هنرهای سنتی.]</ref> جلوگیری از مهاجرتهای بیرویه، تقویت روابط ملت و دولت، رفاه اجتماعی، توزیع عادلانهٔ منابع،<ref>[https://www.mizanonline.ir/fa/news/781115/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%B1% «ضرورت توسعه روستایی و نقش آن در توسعه ملی / روستاها نقشی قابل توجهی در تأمین امنیت غذایی و تولید ایفا میکنند»، خبرگزاری میزان.]</ref> رشد صنعت گردشگری و [[توسعهٔ پایدار]] میشود.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13970320000361/ØµÙØ§Ûع-دستÛ-Ø§ÙØºØ§ÙستاÙ-ØµÙØ¹ØªÛ-بÙ-عظÙ
ت-ÛÚ©-ÙØ±Ù «صنایع دستی افغانستان؛ صنعتی به عظمت یک فرهنگ»، خبرگزاری فارس.]</ref> | به نظر کارشناسان [[برنامهریزی]] دقیق و مناسب از سوی دولت و نهادهای حامی برای توسعه کشاورزی، دامداری، صنایع دستی و معدنکاری در مناطق هزارهنشین، در کنار استفادهٔ بهینه از منابع موجود، موجب دسترسی افراد [[آسیبپذیری|آسیبپذیر]] بهویژه زنان به اشتغال،<ref>[http://handicraft142.parsiblog.com/Posts/1/ «صنعت برکبافی در هزارهجات»، وبلاگ انجمن حامیان تولید و صادرات صنایع دستی و هنرهای سنتی.]</ref> جلوگیری از مهاجرتهای بیرویه، تقویت روابط ملت و دولت، رفاه اجتماعی، توزیع عادلانهٔ منابع،<ref>[https://www.mizanonline.ir/fa/news/781115/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%B1% «ضرورت توسعه روستایی و نقش آن در توسعه ملی / روستاها نقشی قابل توجهی در تأمین امنیت غذایی و تولید ایفا میکنند»، خبرگزاری میزان.]</ref> رشد صنعت گردشگری و [[توسعهٔ پایدار]] میشود.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13970320000361/ØµÙØ§Ûع-دستÛ-Ø§ÙØºØ§ÙستاÙ-ØµÙØ¹ØªÛ-بÙ-عظÙ
ت-ÛÚ©-ÙØ±Ù «صنایع دستی افغانستان؛ صنعتی به عظمت یک فرهنگ»، خبرگزاری فارس.]</ref> | ||
| خط ۳۸۰: | خط ۳۷۶: | ||
=== مراحل تاریخی قیامها وجنبشهای اجتماعی هزارهها === | === مراحل تاریخی قیامها وجنبشهای اجتماعی هزارهها === | ||
==== مرحله اول؛ قیام هزارههای شیخعلی ==== | ==== مرحله اول؛ قیام هزارههای شیخعلی ==== | ||
جنبش هزارههای شیخعلی به دههٔ ۱۸۸۰م | جنبش هزارههای شیخعلی به دههٔ ۱۸۸۰م بازمیگردد. این حرکت اعتراضی در ابتدا ماهیتی خودجوش داشت و فاقد سازماندهی منسجمی بود و تنها در منطقهٔ شیخعلی از ساختاری بهنسبت منظم برخوردار بود. ساکنان درهٔ غوربند که بهطور عمده از هزارههای شیخعلی تشکیل میشدند، تا پیش از سالهای ۱۸۸۱–۱۸۸۲م علاوهبر تأمین امنیت منطقه، در مواقع ضروری نیروهای مسلح و تجهیزات در اختیار دولت مرکزی قرار میدادند. تنشها زمانی آغاز شد که دولت مرکزی برای اثبات وفاداری مردم، رهبران محلی از جمله سیدجعفر را بهعنوان گروگان به کابل منتقل کرد. این اقدام به همراه اختلافات فرقهای بین شیعیان و سنیهای منطقه و سیاستهای سرکوبگرانهٔ عبدالله خان، حاکم محلی، موجب شعلهورشدن نارضایتیها شد. در ۱۸۸۸م با بهرهگیری از اختلافات داخلی اسحاقخان با عبدالرحمان، برخی قبایل شیخعلی دست به قیام زدند، اما این حرکت بهدلیل تفرقهافکنیهای حکومت و مجازاتهای جمعی بهسرعت سرکوب شد. پیامد این قیام مردمی اعدام ۲۳ تن از رهبران، تبعید بسیاری از ساکنان و اسکان کوچیهای پشتون در منطقه بود.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص166.</ref> اگرچه جنبش شیخعلی نتوانست به اهداف خود دست یابد، اما بهمثابهٔ نخستین مقاومت سازمانیافتهٔ هزارهها در برابر حکومت عبدالرحمان، الهامبخش حرکتهای بعدی شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص18.</ref> | ||
==== مرحله دوم؛ قیام عمومی هزارهها (دهه ۱۸۹۰ میلادی) ==== | ==== مرحله دوم؛ قیام عمومی هزارهها (دهه ۱۸۹۰ میلادی) ==== | ||
* '''اشغال نظامی و سیاستهای سرکوبگرانه:''' عبدالرحمان خان در فاصلهٔ سالهای ۱۸۸۰م تا ۱۸۹۱م موفق به اشغال مناطق مستقل هزارهجات شد. این پیروزیها بیشتر بهدلیل ظلم فئودالهای محلی و نارضایتی عمومی هزارهها حاصل شد، نه بهدلیل قدرت نظامی حکومت مرکزی. با این حال، هزارهها به زودی دریافتند که حکومت جدید نهتنها از ستم فئودالها نکاسته، بلکه خود به عامل جدیدی برای سرکوب تبدیل شده است. سیاستهای عبدالرحمان شامل خلع سلاح گسترده، تبعید رهبران مذهبی و سیاسی و جایگزینی حاکمان پشتون (از جمله عبدالقدوس خان) بود. فرایند خلع سلاح با خشونتهای نظامی همراه شد و به بهانهٔ جمعآوری اسلحه، مردم مورد شکنجههای بیرحمانه از جمله داغکردن با سنگهای داغ، کشیدن با اسب و حملهٔ سگهای گرسنه قرار گرفتند. | * '''اشغال نظامی و سیاستهای سرکوبگرانه:''' عبدالرحمان خان در فاصلهٔ سالهای ۱۸۸۰م تا ۱۸۹۱م موفق به اشغال مناطق مستقل هزارهجات شد. این پیروزیها بیشتر بهدلیل ظلم فئودالهای محلی و نارضایتی عمومی هزارهها حاصل شد، نه بهدلیل قدرت نظامی حکومت مرکزی. با این حال، هزارهها به زودی دریافتند که حکومت جدید نهتنها از ستم فئودالها نکاسته، بلکه خود به عامل جدیدی برای سرکوب تبدیل شده است. سیاستهای عبدالرحمان شامل خلع سلاح گسترده، تبعید رهبران مذهبی و سیاسی و جایگزینی حاکمان پشتون (از جمله عبدالقدوس خان) بود. فرایند خلع سلاح با خشونتهای نظامی همراه شد و به بهانهٔ جمعآوری اسلحه، مردم مورد شکنجههای بیرحمانه از جمله داغکردن با سنگهای داغ، کشیدن با اسب و حملهٔ سگهای گرسنه قرار گرفتند. | ||
* '''تشکیل جنبش مقاومت و اتحاد تاریخی:''' در واکنش به این سرکوبها، جنبش مقاومت هزارهها در ۱۸۹۲م شکل گرفت. میر[[محمد عظیمبیگ]]، از فرماندهان پیشین حکومتی، به صفوف معترضان پیوست و با تشکیل جرگه اوقول، اتحاد بیسابقهای بین طوایف هزاره ایجاد کرد. این اتحاد منجر به تصرف مناطق استراتژیک، فرار مأموران دولتی و پیوستن سربازان هزاره در ارتش حکومت به معترضان شد. مقاومت هزارهها چنان مؤثر بود که نیروهای حکومتی را به عقبنشینی واداشت و حتی پایتخت را بهطور موقت به پغمان منتقل کردند. عبدالرحمان که از شکستهای نظامی ناامید شده بود، به سیاستهای مذهبی متوسل شد و با صدور فتواهای تکفیر از علمای اهلسنت، جنگ را به جهاد مقدس علیه هزارهها تبدیل کرد. این فتواها کوچیهای پشتون را برای تصرف زمینهای هزارهجات تحریک کرد و موجی از خشونتهای فرقهای را به راه انداخت. | * '''تشکیل جنبش مقاومت و اتحاد تاریخی:''' در واکنش به این سرکوبها، جنبش مقاومت هزارهها در ۱۸۹۲م شکل گرفت. میر[[محمد عظیمبیگ]]، از فرماندهان پیشین حکومتی، به صفوف معترضان پیوست و با تشکیل جرگه اوقول، اتحاد بیسابقهای بین طوایف هزاره ایجاد کرد. این اتحاد منجر به تصرف مناطق استراتژیک، فرار مأموران دولتی و پیوستن سربازان هزاره در ارتش حکومت به معترضان شد. مقاومت هزارهها چنان مؤثر بود که نیروهای حکومتی را به عقبنشینی واداشت و حتی پایتخت را بهطور موقت به پغمان منتقل کردند. عبدالرحمان که از شکستهای نظامی ناامید شده بود، به سیاستهای مذهبی متوسل شد و با صدور فتواهای تکفیر از علمای اهلسنت، جنگ را به جهاد مقدس علیه هزارهها تبدیل کرد. این فتواها کوچیهای پشتون را برای تصرف زمینهای هزارهجات تحریک کرد و موجی از خشونتهای فرقهای را به راه انداخت. | ||
* '''پایان مقاومت و پیامدهای آن:''' با وجود مقاومت شدید، هزارهها بهدلیل کمبود منابع، قحطی و اختلافات داخلی مجبور به مذاکره شدند. در ۱۸۹۳م نمایندگان هزاره با عبدالرحمان صلح کردند، اما جامعهٔ هزاره به سه گروه تقسیم شد: متعهدین به حکومت، مهاجران به هند بریتانیایی و مقاومتکنندگان تا پای جان. شکست نهایی جنبش ناشی از عوامل متعددی بود، از جمله؛ نبود رهبری متمرکز، برتری نظامی حکومت با حمایت بریتانیا و اختلافات قبیلهای. این مرحله از جنبش، برخلاف قیام محدود شیخعلی با هدف سرنگونی حکومت مرکزی بود که توانست حمایت گروههای دیگر از جمله ازبکهای میمنه را جلب کند. اگرچه جنبش شکست خورد، اما پایهای برای مقاومتهای بعدی شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | * '''پایان مقاومت و پیامدهای آن:''' با وجود مقاومت شدید، هزارهها بهدلیل کمبود منابع، قحطی و اختلافات داخلی مجبور به مذاکره شدند. در ۱۸۹۳م نمایندگان هزاره با عبدالرحمان صلح کردند، اما جامعهٔ هزاره به سه گروه تقسیم شد: متعهدین به حکومت، مهاجران به هند بریتانیایی و مقاومتکنندگان تا پای جان. شکست نهایی جنبش ناشی از عوامل متعددی بود، از جمله؛ نبود رهبری متمرکز، برتری نظامی حکومت با حمایت بریتانیا و اختلافات قبیلهای. این مرحله از جنبش، برخلاف قیام محدود شیخعلی با هدف سرنگونی حکومت مرکزی بود که توانست حمایت گروههای دیگر از جمله ازبکهای میمنه را جلب کند. اگرچه جنبش شکست خورد، اما پایهای برای مقاومتهای بعدی شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | ||
=== مرحلهٔ سوم؛ قیام گاوسوار === | === مرحلهٔ سوم؛ قیام گاوسوار === | ||
قیام موسوم به گاوسوار، بهعنوان سومین مرحله از مقاومت هزارهها در برابر ستم سیستماتیک حکومت کابل شکل گرفت. عامل اصلی این قیام، تحمیل مالیاتهای سنگین، بهویژه [[مالیات روغن حیوانی]]، بر جامعهٔ هزاره بود که در پی کمبود روغن نباتی و فساد اداری، بهجای تأمین منابع جایگزین، به مردم این قوم تحمیل شد. بر اساس قوانین دولتی، مردم موظف بودند در برابر هر رأس دام، مقدار مشخصی روغن زرد پرداخت کنند، اما مأموران با بهانهٔ ضایعات حملونقل، مقادیر بیشتری میگرفتند. این سیاست همراه با مالیاتهای دیگر نظیر [[خسبری]] (مالیات بر زمینهای کشاورزی)، [[شاخپولی]] (مالیات بر حیوانات)، [[گندمگُدام]] (نوعی مالیات سراسری)، [[کلهپولی]] (مالیات بر انسان)، [[سرچربی بیبی و ملکه]] '''('''نوعی مالیات برای مصارف خانواده شاهی) و کوچی، فشار اقتصادی بیسابقهای بر هزارهها وارد ساخت و موجبات فرار بسیاری از روستاها را فراهم آورد.<ref>دولتآبادی، هزارهها از | قیام موسوم به گاوسوار، بهعنوان سومین مرحله از مقاومت هزارهها در برابر ستم سیستماتیک حکومت کابل شکل گرفت. عامل اصلی این قیام، تحمیل مالیاتهای سنگین، بهویژه [[مالیات روغن حیوانی]]، بر جامعهٔ هزاره بود که در پی کمبود روغن نباتی و فساد اداری، بهجای تأمین منابع جایگزین، به مردم این قوم تحمیل شد. بر اساس قوانین دولتی، مردم موظف بودند در برابر هر رأس دام، مقدار مشخصی روغن زرد پرداخت کنند، اما مأموران با بهانهٔ ضایعات حملونقل، مقادیر بیشتری میگرفتند. این سیاست همراه با مالیاتهای دیگر نظیر [[خسبری]] (مالیات بر زمینهای کشاورزی)، [[شاخپولی]] (مالیات بر حیوانات)، [[گندمگُدام]] (نوعی مالیات سراسری)، [[کلهپولی]] (مالیات بر انسان)، [[سرچربی بیبی و ملکه]] '''('''نوعی مالیات برای مصارف خانواده شاهی) و کوچی، فشار اقتصادی بیسابقهای بر هزارهها وارد ساخت و موجبات فرار بسیاری از روستاها را فراهم آورد.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا احیای هویت، 1384ش، ص 362-370.</ref> | ||
[[ابراهیم گاو سوار]] با مشاهدهٔ این ستمها، ابتدا از طریق شکایت به مراجع حکومتی اقدام کرد، اما با بیتوجهی و زندان مواجه شد. وی سپس با سازماندهی مقاومت مسلحانه، به قلعهٔ نظامی القان، حمله و دولت را وادار به مذاکره کرد. حکومت مرکزی با ترس از گسترش قیام، با وعدههایی نظیر لغو مالیات، ساخت مدارس و کلینیکها و برکناری [[محمدهاشم]] خان (نخستوزیر وقت)، بهطور موقت تن به مصالحه داد. اگرچه قیام گاوسوار به ظاهر پایان یافت، اما زمینهٔ همگرایی گستردهتر میان گروههای عدالتخواه، از جمله تلاشهای بعدی سیداسماعیل بلخی و متحدان وی را فراهم ساخت.<ref>دولتآبادی، هزارهها از | [[ابراهیم گاو سوار]] با مشاهدهٔ این ستمها، ابتدا از طریق شکایت به مراجع حکومتی اقدام کرد، اما با بیتوجهی و زندان مواجه شد. وی سپس با سازماندهی مقاومت مسلحانه، به قلعهٔ نظامی القان، حمله و دولت را وادار به مذاکره کرد. حکومت مرکزی با ترس از گسترش قیام، با وعدههایی نظیر لغو مالیات، ساخت مدارس و کلینیکها و برکناری [[محمدهاشم]] خان (نخستوزیر وقت)، بهطور موقت تن به مصالحه داد. اگرچه قیام گاوسوار به ظاهر پایان یافت، اما زمینهٔ همگرایی گستردهتر میان گروههای عدالتخواه، از جمله تلاشهای بعدی سیداسماعیل بلخی و متحدان وی را فراهم ساخت.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا احیای هویت، 1385ش، ص 384-395.</ref> | ||
=== مرحلهٔ چهارم؛ مقاومت و جهاد هزارهها (دههٔ ۱۹۷۰ میلادی) === | === مرحلهٔ چهارم؛ مقاومت و جهاد هزارهها (دههٔ ۱۹۷۰ میلادی) === | ||
با رویکار آمدن حکومت حزب دموکراتیک خلق و برچیده شدن جمهوریت داوودخان، اصلاحات سریعی اجرا شد که با مخالفت مردم | با رویکار آمدن حکومت حزب دموکراتیک خلق و برچیده شدن جمهوریت داوودخان، اصلاحات سریعی اجرا شد که با مخالفت مردم روبهرو شد. ترس از تضعیف اسلام و برخورد خشونتآمیز حکومت با معترضان، بهویژه علیه اقلیتهای قومی و مذهبی مانند هزارهها، موجب تشدید ناآرامیها شد. هزارهها که سالها تحت ستم حاکمان پشتون بودند، این بار نیز هدف سرکوب قرار گرفتند. | ||
==== قیامهای مردمی تحت عنوان جهاد ==== | ==== قیامهای مردمی تحت عنوان جهاد ==== | ||
نخستین قیام سازمانیافته علیه حکومت وقت در | نخستین قیام سازمانیافته علیه حکومت وقت در ۲۷ بهمن/ دلو ۱۳۵۷ از سوی هزارهها در درهصوف یکی از ولسوالیهای [[سمنگان]] با تصرف معادن [[زغالسنگ]] آغاز شد. نیروهای حکومتی با خشونت تمام با مردم درهصوف به مقابله پرداختند و طی ۱۰روز درگیری، شمار زیادی از غیرنظامیان قتلعام شدند. این قیام به مناطق دیگر شمال افغانستان از جمله دهن غوری، جنگل اوغلی، شولگره، پشتبند و چهارکنت گسترش یافت و و کمکم به خیزش سراسری تبدیل شد. در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ش، مردم [[دایکندی]] نیز به پا خاستند. تا ۱۹۸۲م، بیشتر مناطق هزارهجات بهجز مرکز بامیان آزاد شد و تحت کنترل مجاهدین محلی قرار گرفت. بهمنظور رهبری قیامها و ادارهٔ مناطق آزاد شده، [[شورای اتفاق|شورای اتفاق انقلاب اسلامی افغانستان]]، تشکیل شد. در این مقطع اعتراضات شهری نیز گسترش یافت؛ از جمله تظاهرات خونین ۳ حوت ۱۳۵۸ش هزارهها و شیعیان در [[کابل]] که یکی از بزرگترین اعتراضات ضدحکومتی بود.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | ||
==== دستاوردهای جهاد هزارهها ==== | ==== دستاوردهای جهاد هزارهها ==== | ||
حضور هزارهها در جهاد موجب افزایش آگاهی سیاسی و اجتماعی هزارهها شد و مفاهیمی مانند هویت قومی، خودمختاری، عدالت اجتماعی و | حضور هزارهها در جهاد موجب افزایش آگاهی سیاسی و اجتماعی هزارهها شد و مفاهیمی مانند هویت قومی، خودمختاری، عدالت اجتماعی و استقلال افغانستان را تقویت کرد. همچنین، ساختارهای سنتی قبیلهای جای خود را به نهادهای مدرنتر مانند احزاب و سازمانهای سیاسی داد. حکومت حزب دموکراتیک خلق و مخصوصاً در زمان حکومت شاخه پرچم، برخلاف گذشته، با حذف برخی تبعیضهای قومی و مذهبی، فرصتهایی برای مشارکت هزارهها در عرصههای سیاسی و نظامی فراهم کرد. در ۱۹۸۷م نخستین نشست سراسری هزارهها تشکیل شد که گامی مهم در رسمیتیافتن حقوق این قوم محسوب میشد. هزارهها برای نخستینبار پس از ۲۵۰ سال به مقاماتی مانند نخستوزیری و معاونت دولت، دست یافتند.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | ||
=== مرحلهٔ پنجم؛ مقاومت غرب کابل و | === مرحلهٔ پنجم؛ مقاومت غرب کابل و گفتمان عدالتخواهی (دههٔ ۱۹۹۰ میلادی) === | ||
هزارهها در طول تاریخ افغانستان همواره قربانی تبعیضهای قومی و مذهبی بودهاند. پس از سقوط حکومت [[نجیبالله]] و تشکیل [[دولت اسلامی افغانستان]] توسط مجاهدین، بار دیگر از مشارکت عادلانه در قدرت محروم شدند. این امر موجب شکلگیری [[گفتمان عدالتخواهی]] به رهبری عبدالعلی مزاری، دبیرکل حزب وحدت اسلامی شد که خواستار احقاق حقوق سیاسی، اجتماعی و مذهبی هزارهها و شیعیان افغانستان بود. | هزارهها در طول تاریخ افغانستان همواره قربانی تبعیضهای قومی و مذهبی بودهاند. پس از سقوط حکومت [[نجیبالله]] و تشکیل [[دولت اسلامی افغانستان]] توسط مجاهدین، بار دیگر از مشارکت عادلانه در قدرت محروم شدند. این امر موجب شکلگیری [[گفتمان عدالتخواهی]] به رهبری عبدالعلی مزاری، دبیرکل حزب وحدت اسلامی شد که خواستار احقاق حقوق سیاسی، اجتماعی و مذهبی هزارهها و شیعیان افغانستان بود. | ||
==== مقاومت غرب کابل و نقش عبدالعلی مزاری ==== | ==== مقاومت غرب کابل و نقش عبدالعلی مزاری ==== | ||
مقاومت سازمانیافتهٔ هزارهها در غرب کابل (۱۳۷۱–۱۳۷۳ش) نقطهٔ عطفی در تاریخ مبارزات این قوم بود. عبدالعلی مزاری، بهعنوان رهبر کاریزماتیک این جنبش، خواستار رسمیتیافتن مذهب شیعه، تغییر ساختارهای تبعیضآمیز اداری و تقسیمات کشوری و حضور هزارهها در تصمیمگیریها شد.<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص 104.</ref> وی با استناد به تاریخ پر ستم افغانستان، بهویژه دوران عبدالرحمان، بر ضرورت پایاندادن به ستم سیستماتیک علیه هزارهها تأکید کرد. علاوه بر آن بر مفاهیمی مانند حکومت ملی، اسلامی، عادلانه، حاکمیت مردم،<ref>مزاری، احیاری هویت، 1393، ص 135. </ref> وحدت ملی،<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص266. </ref> کرامت انسانی، حقوق شهروندی، صلح و امنیت، مدارای اجتماعی، استقلال، نظام فدرال، پذیرش حقوق زنان و اقلیتها در افغانستان، تأکید داشت.<ref>فصیحی، «گفتمان عدالتخواهی در افغانستان»، 1403ش، ص 73-76. </ref> | مقاومت سازمانیافتهٔ هزارهها در غرب کابل (۱۳۷۱–۱۳۷۳ش) نقطهٔ عطفی در تاریخ مبارزات این قوم بود. عبدالعلی مزاری، بهعنوان رهبر کاریزماتیک این جنبش، خواستار رسمیتیافتن مذهب شیعه، تغییر ساختارهای تبعیضآمیز اداری و تقسیمات کشوری و حضور هزارهها در تصمیمگیریها شد.<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص 104.</ref> وی با استناد به تاریخ پر ستم افغانستان، بهویژه دوران عبدالرحمان، بر ضرورت پایاندادن به ستم سیستماتیک علیه هزارهها تأکید کرد. علاوه بر آن بر مفاهیمی مانند حکومت ملی، اسلامی، عادلانه، حاکمیت مردم،<ref>مزاری، احیاری هویت، 1393، ص 135.</ref> وحدت ملی،<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص266.</ref> کرامت انسانی، حقوق شهروندی، صلح و امنیت، مدارای اجتماعی، استقلال، نظام فدرال، پذیرش حقوق زنان و اقلیتها در افغانستان، تأکید داشت.<ref>فصیحی، «گفتمان عدالتخواهی در افغانستان»، 1403ش، ص 73-76.</ref> | ||
مقاومت عدالتخواهی موجب افزایش نقش هزارهها در معادلات سیاسی و الهامبخش نسلهای بعدی برای ادامهٔ مبارزه در راه برابری و آزادی شد. آرمانهای این جنبش از جمله عدالتخواهی و مقاومت در برابر ظلم، ادبیات جدید را خلق کرد و تا امروز در افکار عمومی هزارهها زنده مانده و به بخشی از هویت جمعی آنان تبدیل شده است.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | مقاومت عدالتخواهی موجب افزایش نقش هزارهها در معادلات سیاسی و الهامبخش نسلهای بعدی برای ادامهٔ مبارزه در راه برابری و آزادی شد. آرمانهای این جنبش از جمله عدالتخواهی و مقاومت در برابر ظلم، ادبیات جدید را خلق کرد و تا امروز در افکار عمومی هزارهها زنده مانده و به بخشی از هویت جمعی آنان تبدیل شده است.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | ||
=== مرحلهٔ ششم؛ مقاومت در برابر طالبان === | === مرحلهٔ ششم؛ مقاومت در برابر طالبان === | ||
در دورهٔ نخست حاکمیت طالبان، مناطق هزارهنشین افغانستان به کانون مقاومت در برابر این گروه تبدیل شد. این مقاومت سازمانیافته که بهطور عمده تحت رهبری حزب وحدت اسلامی صورت میگرفت، در دو | در دورهٔ نخست حاکمیت طالبان، مناطق هزارهنشین افغانستان به کانون مقاومت در برابر این گروه تبدیل شد. این مقاومت سازمانیافته که بهطور عمده تحت رهبری حزب وحدت اسلامی صورت میگرفت، در دو جبههٔ اصلی متمرکز بود. | ||
در مناطق مرکزی هزارهجات، بهویژه بامیان بهعنوان مقر اصلی حزب وحدت اسلامی، نیروهای مقاومت با بهرهگیری از موقعیت استراتژیک مناطق کوهستانی، خطوط دفاعی مستحکمی در محور بامیان-یکهولنگ ایجاد کردند. این مقاومت که نزدیک به سه سال بهطول انجامید، با وجود | در مناطق مرکزی هزارهجات، بهویژه بامیان بهعنوان مقر اصلی حزب وحدت اسلامی، نیروهای مقاومت با بهرهگیری از موقعیت استراتژیک مناطق کوهستانی، خطوط دفاعی مستحکمی در محور بامیان-یکهولنگ ایجاد کردند. این مقاومت که نزدیک به سه سال بهطول انجامید، با وجود محاصرهٔ اقتصادی و نظامی سنگین طالبان، موفق شد موجودیت سیاسی و نظامی جامعهٔ هزاره را حفظ کند. درگیریهای شدید در مناطق پنجاب، ورس، بهسود و کوهستان، نمونههای بارزی از این پایداری بهشمار میروند.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص627-630.</ref> بامیان برای بار اول در تاریخ ۲۲ سنبله/ [[شهریور]] ۱۳۷۷ش بهدست طالبان سقوط کرد. در تاریخ ۱۹ جدی/ [[دی]] ۳۷۹ش طالبان، پس از شکست دادن مجدد نیروهای حزب وحدت اسلامی در بامیان به کشتار جمعی غیرنظامیان در ولسوالی یکهولنگ اقدم کردند. سازمان عفو بینالملل در گزارشی، شمار قربانیان را بیش از ۳۰۰ نفر اعلام کرد.<ref>[https://www.afintl.com/202501086321 «سالگرد قتلعام یکاولنگ؛ با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، دسترسی به عدالت میسر نیست»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
در | در جبههٔ شمالی، دره صوف سمنگان و بلخاب [[سرپل]] به نماد مقاومت و محل استقرار نیروهای حزب وحدت اسلامی تحت فرماندهی محمد محقق تبدیل شد. این منطقه بهعنوان تنها بخش از شمال افغانستان که طالبان هرگز نتوانستند آن را به کنترل کامل درآورند، نقش حیاتی در تجدید قوای جبههٔ مقاومت شمال ایفا کرد.<ref>[https://www.aparat.com/v/S81XN «شروع مرحله دوم مقاومت در برابر طالبان از زبان استاد محقق»، وبسایت آپارات.]</ref> | ||
این مقاومت سرسختانه دستاوردهای تاریخی مهمی به همراه داشت. علاوهبر حفظ موجودیت سیاسی | این مقاومت سرسختانه دستاوردهای تاریخی مهمی به همراه داشت. علاوهبر حفظ موجودیت سیاسی جامعهٔ هزاره، هستهٔ اولیهٔ ائتلاف ضد طالبان را تشکیل داد و زیرساختهای لازم برای عملیاتهای بعدی را فراهم آورد.<ref>طنین، افغانستان در قرن بیستم، ۱۳۸۳ش، ص۴۹۳.</ref> پایداری هزارهها در این دوره، مانع اصلی تسلط کامل طالبان بر افغانستان شد و نقش تعیینکنندهای در سقوط نهایی این گروه و شکلگیری نظام سیاسی جدید پس از سال ۲۰۰۱م ایفا کرد و ظرفیتهای سازمانی و رزمی جامعهٔ هزاره را به اثبات رساند و موقعیت آنان را در معادلات سیاسی افغانستان تقویت کرد.<ref>بهمنی قاجار، جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان در افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۱۹۰.</ref> | ||
=== مرحلهٔ هفتم؛ جنبش تبسم === | === مرحلهٔ هفتم؛ جنبش تبسم === | ||
بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی افغانستان مبارزات مدنی و سیاسی هزارههای برای احقاق حقوق شهروندی و سیاسی ادامه پیدا کرد و در این میان رخدادهای امنیتی و سیاسی موجب حرکتهای اعتراضی هزارهها در برابر حکومت شد که از میان آنها دو حرکت اعتراضی توجه مردم افغانستان و جامعهٔ جهانی را | بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی افغانستان مبارزات مدنی و سیاسی هزارههای برای احقاق حقوق شهروندی و سیاسی ادامه پیدا کرد و در این میان رخدادهای امنیتی و سیاسی موجب حرکتهای اعتراضی هزارهها در برابر حکومت شد که از میان آنها دو حرکت اعتراضی توجه مردم افغانستان و جامعهٔ جهانی را به خود جلب کرد. این حرکات اعتراضی بهنام جنبش تبسم و جنبش روشنایی معروف شد: | ||
==== قتل فجیع شکریه تبسم ==== | ==== قتل فجیع شکریه تبسم ==== | ||
«[[شکریه تبسم]]»، دختربچهٔ بیگناه هزاره، همراه با شش هموطنش در | «[[شکریه تبسم]]»، دختربچهٔ بیگناه هزاره، همراه با شش هموطنش در ۷ [[مهر]] ۱۳۹۴ش در منطقهٔ رَسنَه از توابع ولسوالی گیلان ولایت [[غزنی]] توسط گروهی مسلح ربوده شدند.<ref>[https://8am.media/sikhs-and-hindus-a-minority-with-a-lot-of-suffering/ محمدی، «سیکها و هندوها؛ اقلیتی با کولهباری از رنج»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.]</ref> ربایندگان، این هفت نفر را در ۱۶ [[آبان]]/ عقرب ۱۳۹۴ش، سربریدند.<ref>[https://mandegardaily.com/?p=40492 «پیکرهای هفت مسافر در جاغوری به خاک سپرده شد»، وبسایت رزنامۀ ماندگار.]</ref> این اقدام، خشم عمومی را برانگیخت و موجی از اعتراضات را در سراسری افغانستان و جهان بهدنبال داشت که به جنبش تبسم معروف شد. | ||
==== واکنشهای گسترده ==== | ==== واکنشهای گسترده ==== | ||
مردم افغانستان بهویژه هزارهها در واکنش به این فاجعه، در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۴ش بهصورت خودجوش و میلیونی در خیابانهای کابل و دیگر شهرها تجمع کردند. در کابل، معترضان مسیری بیش از ۱۰کیلومتر از غرب شهر تا دروازههای ارگ ریاست جمهوری را پیاده پیمودند.<ref>[http://chendavol.blogfa.com/post/434 دهقان، «شب شعر تبسم»، وبلاگ چنداول]</ref> این حرکت، به بزرگترین اعتراض مدنی تاریخ افغانستان تبدیل شد که خواستار عدالت برای قربانیان و پایان بخشیدن به خشونتهای قومی بود.<ref>لعلی، «بیست عقرب، کنش جمعی در برابر بیدادگری»، هفتهنامهٔ جاده ابریشم، 1397، ص2.</ref> | مردم افغانستان بهویژه هزارهها در واکنش به این فاجعه، در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۴ش بهصورت خودجوش و میلیونی در خیابانهای کابل و دیگر شهرها تجمع کردند. در کابل، معترضان مسیری بیش از ۱۰کیلومتر از غرب شهر تا دروازههای ارگ ریاست جمهوری را پیاده پیمودند.<ref>[http://chendavol.blogfa.com/post/434 دهقان، «شب شعر تبسم»، وبلاگ چنداول]</ref> این حرکت، به بزرگترین اعتراض مدنی تاریخ افغانستان تبدیل شد که خواستار عدالت برای قربانیان و پایان بخشیدن به خشونتهای قومی بود.<ref>لعلی، «بیست عقرب، کنش جمعی در برابر بیدادگری»، هفتهنامهٔ جاده ابریشم، 1397، ص2.</ref> | ||
# '''موضع مقامات:''' اشرف غنی رئیسجمهور افغانستان با برگزاری جلسهای فوقالعاده، این جنایت را محکوم و | # '''موضع مقامات:''' اشرف غنی رئیسجمهور افغانستان با برگزاری جلسهای فوقالعاده، این جنایت را محکوم و وعدهٔ پیگیری جدی داد.<ref>مشل نوف، «گزارش تظاهرات بیست عقرب درنیویورک تایمز»، هفتهنامهٔ راه ابریشم، 1395، ص2.</ref> [[پارلمان افغانستان]] نیز با صدور بیانیهای، عاملان این حادثه را دشمن تمام اقوام افغانستان خواند.<ref>[https://mandegardaily.com/?p=40426 «واکنشها به سربریدن هفت گروگان شکار توطیه نشوید»، وبسایت رزنامۀ ماندگار.]</ref> سازمان ملل متحد از طریق دفتر یوناما در کابل، این رویداد را بهعنوان جُرم جنگی محکوم کرد.<ref>[https://www.avapress.com/fa/news/118899/یوناما-قتل-هفت-غیر-نظامی-ولایت-زابل-محکوم «یوناما قتل هفت غیرنظامی را در ولایت زابل محکوم کرد»، خبرگزاری صدای افغان.]</ref> | ||
# '''بازتابهای فرهنگی و اجتماعی:''' این واقعه تأثیر عمیقی بر ادبیات و هنر افغانستان گذاشت. شاعران و نویسندگان با خلق آثار متعدد، درد مشترک مردم را به تصویر کشیدند. شعر بشیر رحیمی با مطلع «چگونه شمع برای تو میتوان افروخت» از جمله ماندگارترین این آثار شناخته شده است.<ref>[https://web.archive.org/web/20180918012217/http://af.farsnews.com/social/news/13940820001061 «دلنوشتههای فعالان شبکههای اجتماعی برای شکریه»، خبرگزاری فارس.]</ref> در [[فضای مجازی]] نیز موجی از همبستگی شکل گرفت و تصویر شکریه تبسم به نماد مبارزه با ظلم تبدیل شد. رسانههای داخلی و بینالمللی بهصورت گسترده به این موضوع پرداختند.<ref>[https://af.shafaqna.com/FA/91945 «شب شعر شکریه تبسم در کابل برگزار میشود»، خبرگزاری شفقنا.]</ref> | # '''بازتابهای فرهنگی و اجتماعی:''' این واقعه تأثیر عمیقی بر ادبیات و هنر افغانستان گذاشت. شاعران و نویسندگان با خلق آثار متعدد، درد مشترک مردم را به تصویر کشیدند. شعر بشیر رحیمی با مطلع «چگونه شمع برای تو میتوان افروخت» از جمله ماندگارترین این آثار شناخته شده است.<ref>[https://web.archive.org/web/20180918012217/http://af.farsnews.com/social/news/13940820001061 «دلنوشتههای فعالان شبکههای اجتماعی برای شکریه»، خبرگزاری فارس.]</ref> در [[فضای مجازی]] نیز موجی از همبستگی شکل گرفت و تصویر شکریه تبسم به نماد مبارزه با ظلم تبدیل شد. رسانههای داخلی و بینالمللی بهصورت گسترده به این موضوع پرداختند.<ref>[https://af.shafaqna.com/FA/91945 «شب شعر شکریه تبسم در کابل برگزار میشود»، خبرگزاری شفقنا.]</ref> | ||
# '''یادبود و پیامدها:''' در روستای پاتوی ولسوالی جاغوری، زادگاه شکریه، بر مزار جانباختگان این حادثه، منار یادبودی با عکس هفت نفر ساخته شد. جنبش تبسم به نمادی پایدار از مظلومیت هزارهها، قدرت اعتراضات مدنی و مطالبهٔ عدالت اجتماعی در افغانستان تبدیل شد.<ref>[http://jaghori1.com/author/borhani/page/5/ برهانی، «نقطه سرخط ۶۶» وبسایت اطلاعرسانی جاغوری.]</ref> | # '''یادبود و پیامدها:''' در روستای پاتوی ولسوالی جاغوری، زادگاه شکریه، بر مزار جانباختگان این حادثه، منار یادبودی با عکس هفت نفر ساخته شد. جنبش تبسم به نمادی پایدار از مظلومیت هزارهها، قدرت اعتراضات مدنی و مطالبهٔ عدالت اجتماعی در افغانستان تبدیل شد.<ref>[http://jaghori1.com/author/borhani/page/5/ برهانی، «نقطه سرخط ۶۶» وبسایت اطلاعرسانی جاغوری.]</ref> | ||
| خط ۴۳۶: | خط ۴۲۹: | ||
# در ۱۳۹۵ش دولت افغانستان، برخلاف پیشنهاد کارشناسی شرکت آلمانی فیشنر، مسیر انتقال خط برق ۵۰۰ کیلوولت از ترکمنستان به کابل را از سالنگ بهجای مسیر بامیان و میدان وردک تصویب کرد.<ref>[https://af.shafaqna.com/FA/214645 «پشت پردۀ شب اول و دوم اسد 1395 (فاجعه دهمزنگ)، به روایت عضو ارشد شورای عالی مردمی جنبش روشنایی»، خبرگزاری شفقنا.]</ref> این تصمیم که به حذف مناطق هزارهنشین از مسیر توسعه متهم شد، با اعتراضات گستردهای از سوی جامعهٔ مدنی، دانشگاهیان، احزاب سیاسی و نمایندگان پارلمان مواجه شد. معترضان این اقدام را تبعیض سیستماتیک علیه هزارهها دانستند.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/six-years-after-the-attack-on-the-enlightenment-movement/ «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وبسایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref> | # در ۱۳۹۵ش دولت افغانستان، برخلاف پیشنهاد کارشناسی شرکت آلمانی فیشنر، مسیر انتقال خط برق ۵۰۰ کیلوولت از ترکمنستان به کابل را از سالنگ بهجای مسیر بامیان و میدان وردک تصویب کرد.<ref>[https://af.shafaqna.com/FA/214645 «پشت پردۀ شب اول و دوم اسد 1395 (فاجعه دهمزنگ)، به روایت عضو ارشد شورای عالی مردمی جنبش روشنایی»، خبرگزاری شفقنا.]</ref> این تصمیم که به حذف مناطق هزارهنشین از مسیر توسعه متهم شد، با اعتراضات گستردهای از سوی جامعهٔ مدنی، دانشگاهیان، احزاب سیاسی و نمایندگان پارلمان مواجه شد. معترضان این اقدام را تبعیض سیستماتیک علیه هزارهها دانستند.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/six-years-after-the-attack-on-the-enlightenment-movement/ «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وبسایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref> | ||
# در ۲ مرداد ۱۳۹۵ش، تظاهرات آرامی در غرب کابل برگزار شد. دولت با بستن مسیرهای اصلی، معترضان را بهسمت میدان دهمزنگ هدایت کرد. در پایان مراسم، هنگامی که شرکتکنندگان در حال برپایی چادرهای تحصن بودند، انفجار مهیبی توسط یک مهاجم انتحاری داعشی رخ داد که منجر به جان باختن بیش از ۹۰ نفر و زخمی شدن بیش از ۴۰۰ تن از معترضان شد.<ref>[https://fa.shafaqna.com/news/1413520/ششمین-سالیاد-شهدای-جنبش-روشنایی؛-بزرگ/ «ششمین سالیاد شهدای جنبش روشنایی؛ بزرگترین جنبش مدنی افغانستان چگونه سرکوب شد؟»، خبرگزاری شفقنا.]</ref> | # در ۲ مرداد ۱۳۹۵ش، تظاهرات آرامی در غرب کابل برگزار شد. دولت با بستن مسیرهای اصلی، معترضان را بهسمت میدان دهمزنگ هدایت کرد. در پایان مراسم، هنگامی که شرکتکنندگان در حال برپایی چادرهای تحصن بودند، انفجار مهیبی توسط یک مهاجم انتحاری داعشی رخ داد که منجر به جان باختن بیش از ۹۰ نفر و زخمی شدن بیش از ۴۰۰ تن از معترضان شد.<ref>[https://fa.shafaqna.com/news/1413520/ششمین-سالیاد-شهدای-جنبش-روشنایی؛-بزرگ/ «ششمین سالیاد شهدای جنبش روشنایی؛ بزرگترین جنبش مدنی افغانستان چگونه سرکوب شد؟»، خبرگزاری شفقنا.]</ref> | ||
# سازمان ملل متحد (یوناما) این حمله را هدفمند علیه یک قوم و مذهب خاص معرفی و محکوم کرد. | # سازمان ملل متحد (یوناما) این حمله را هدفمند علیه یک قوم و مذهب خاص معرفی و محکوم کرد. رئیسجمهور وقت روز ۳ مرداد را ماتم ملی اعلام و میدان دهمزنگ را به میدان شهدا تغییر نام داد.<ref>[https://khabarnama.net/blog/1395/05/02/president-ghani-declared-sunday-as-national-condolence-day-for-the-martyrs-of-the-attack/ «اعلام یک روز ماتم ملی برای شهدای جنبش روشنایی»، وبسایت خبرنامه.]</ref> معترضان و خانوادههای شهدا، قصور دولت در تأمین امنیت را محکوم و خواستار تحقیقات بینالمللی شدند.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/six-years-after-the-attack-on-the-enlightenment-movement/ «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وبسایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref> | ||
# گلزار [[شهدای روشنایی]] در غرب کابل (پای کوه قوریغ) بهعنوان آرامگاه قربانیان | # گلزار [[شهدای روشنایی]] در غرب کابل (پای کوه قوریغ) بهعنوان آرامگاه قربانیان حملهٔ تروریستی و نماد مقاومت طراحی شد. یادمان سنگی در مصلی شهید مزاری برای جانباختگان ناشناس ساخته شد.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/bamyan-enlightenmentmovement-protests-discrimination/ لعلی، «پنج سال پس از جنبش روشنایی؛ ما به تنهایی عادت نداریم، گورهای ما همه دستهجمعی است»، وبسایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref> این رویداد در ادبیات، موسیقی و هنر بازتاب یافت.<ref>[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/06/01/1164610/فریاد-روشنایی-سروده-های-فارسی-زبانان-برای-شنبه-سیاه-کابل «فریاد روشنایی؛ سرودههای فارسیزبانان برای شنبه سیاه کابل»، خبرگزاری تسنیم.]</ref> | ||
# شهدای روشنایی به نماد مبارزه برای عدالت اجتماعی و حقوق برابر در افغانستان تبدیل شدند امروز، نام روشنایی، یادآور مقاومت مدنی هزارهها در برابر تبعیض و تلاش برای افغانستانی عادلانه است.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/bamyan-enlightenmentmovement-protests-discrimination/ لعلی، «پنج سال پس از جنبش روشنایی؛ ما به تنهایی عادت نداریم، گورهای ما همه دستهجمعی است»، وبسایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref> | # شهدای روشنایی به نماد مبارزه برای عدالت اجتماعی و حقوق برابر در افغانستان تبدیل شدند امروز، نام روشنایی، یادآور مقاومت مدنی هزارهها در برابر تبعیض و تلاش برای افغانستانی عادلانه است.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/bamyan-enlightenmentmovement-protests-discrimination/ لعلی، «پنج سال پس از جنبش روشنایی؛ ما به تنهایی عادت نداریم، گورهای ما همه دستهجمعی است»، وبسایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref> | ||
== مهاجرت هزارهها == | == مهاجرت هزارهها == | ||
[[مهاجرت قوم | [[مهاجرت قوم هزاره]] از مهمترین تحولات اجتماعی افغانستان معاصر بوده و ریشه در سیاستهای تبعیضآمیز دورهٔ عبدالرحمان دارد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص۱۰۰.</ref> این روند که با نسلکشی و کوچ اجباری آغاز شد، در دورههای مختلف تاریخی از جمله [[حکومت دموکراتیک خلق]]، جنگهای داخلی و حاکمیت طالبان تداوم یافته است.<ref>عرفانی، «مهاجرت؛ فرصتها و چالشها»، 1388ش، ص23.</ref> | ||
=== عوامل مهاجرت هزارهها === | === عوامل مهاجرت هزارهها === | ||
| خط ۴۴۷: | خط ۴۴۰: | ||
# اختناق شدید سیاسی و ایدئولوژیکی؛ حاکمان افغانستان از بدو تأسیس این کشور برای رسیدن به اهداف خود، بسیاری از آگاهان دینی و پیروان یک مذهب را نابود و حذف میکردند. همچنین حکومت حزب دموکراتیک خلق، مبارزهٔ شدیدی را با [[دین]] و آموزههای اسلامی، آغاز و نمادهای کمونیستی را جایگزین نمادهای اسلامی کردند.<ref>. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1374ش، ج3، ص127ـ130.</ref> در چنین جامعهای فرصت زندگی و دینداری از مردم سلب شده بود و نجاتیافتگان از کشتارهای رژیم کمونیستی، بهسمت کشورهای مختلف از جمله [[ایران]] [[مهاجرت]] کردند.<ref>. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1374ش، ج3، ص117.</ref> | # اختناق شدید سیاسی و ایدئولوژیکی؛ حاکمان افغانستان از بدو تأسیس این کشور برای رسیدن به اهداف خود، بسیاری از آگاهان دینی و پیروان یک مذهب را نابود و حذف میکردند. همچنین حکومت حزب دموکراتیک خلق، مبارزهٔ شدیدی را با [[دین]] و آموزههای اسلامی، آغاز و نمادهای کمونیستی را جایگزین نمادهای اسلامی کردند.<ref>. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1374ش، ج3، ص127ـ130.</ref> در چنین جامعهای فرصت زندگی و دینداری از مردم سلب شده بود و نجاتیافتگان از کشتارهای رژیم کمونیستی، بهسمت کشورهای مختلف از جمله [[ایران]] [[مهاجرت]] کردند.<ref>. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1374ش، ج3، ص117.</ref> | ||
# حفظ مذهب؛ حضور ارتش شوروی در افغانستان سبب شد که جمع زیادی از هزارهها برای حفظ مذهب خود به کشورهای همسایه از جمله ایران مهاجرت کنند. همچنین در پی درگیرهایی که با بمباران شهرها و روستاهای زیادی مورد حمله قرار میگرفت، گروههای بیشتری از هزارهها بهخاطر از دست دادن فرصتهای زندگی خود راه مهاجرت را در پیش گرفتند.<ref>. طنین، افغانستان در قرن بیستم، 1384ش، ص297.</ref> | # حفظ مذهب؛ حضور ارتش شوروی در افغانستان سبب شد که جمع زیادی از هزارهها برای حفظ مذهب خود به کشورهای همسایه از جمله ایران مهاجرت کنند. همچنین در پی درگیرهایی که با بمباران شهرها و روستاهای زیادی مورد حمله قرار میگرفت، گروههای بیشتری از هزارهها بهخاطر از دست دادن فرصتهای زندگی خود راه مهاجرت را در پیش گرفتند.<ref>. طنین، افغانستان در قرن بیستم، 1384ش، ص297.</ref> | ||
# جنگ و فشارهای داخلی؛ در دورهٔ جنگهای داخلی و سلطهٔ طالبان، | # جنگ و فشارهای داخلی؛ در دورهٔ جنگهای داخلی و سلطهٔ طالبان، مهاجرت گروهی هزارهها، شدت گرفت. با درگیریهای داخلی که در دورهٔ مجاهدین آغاز شد، بیش از ۳۰ هزار کشته و ۵۰۰ هزار آواره بر جای گذاشت. هزارهها در دو مرحله روی کارآمدن گروه طالبان در افغانستان، برای زنده ماندن مجبور به مهاجرت شدند.<ref>. عرفانی، «مهاجرت؛ فرصتها و چالشها»، 1388ش، ص23.</ref> جابهجاییهای ناشی از ناامنی و تسلط گروههای افراطی و هجوم سیلآسای کوچیها در سالهای اخیر، برخی عوامل این نوع مهاجرت است.<ref>. احمدی رشاد، منزلت اجتماعی هزارهها، 1402ش، ص427.</ref> | ||
=== انواع و الگوهای مهاجرت === | === انواع و الگوهای مهاجرت === | ||
مهاجرت هزارهها در دو شکل | مهاجرت هزارهها در دو شکل عمدهٔ داخلی و خارجی صورت پذیرفته است. مهاجرت داخلی بهطور عمده شامل جابهجایی از مناطق مرکزی به شهرهای بزرگ بوده،<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا کتمان هویت، 1385ش، ص208.</ref> در حالی که مهاجرت خارجی به کشورهای همسایه و سپس به سایر نقاط جهان گسترش یافته است. موجهای مختلف مهاجرت از دورهٔ عبدالرحمان تاکنون، الگوهای متفاوتی داشته است که آخرین آن پس از سقوط جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۴۰۰ش رخ داده است.<ref>[https://www.taadolnewspaper.ir/بخش-اخبار-68/31537-فرار-مغزها-این-بار-از-افغانستان . «فرارمغزها، اینبار از افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اقتصادی تعادل.]</ref> | ||
=== پراکندگی جغرافیایی مهاجرت هزارهها === | === پراکندگی جغرافیایی مهاجرت هزارهها === | ||
| خط ۴۶۵: | خط ۴۵۸: | ||
=== هزارههای ایران === | === هزارههای ایران === | ||
حضور هزارهها در ایران به دورهٔ نادرشاه افشار | حضور هزارهها در ایران به دورهٔ نادرشاه افشار بازمیگردد که گروههایی از آنان را در مناطق مرزی مستقر کرد. این جوامع بعدها در ساختار نظامی [[زندیه|زندیان]] و [[قاجار|قاجاریه]] نیز نقش ایفا کردند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص198-203.</ref> محمدیوسف خان هزاره (صولت السلطنه) از چهرههای برجستهٔ هزارههای ایران بود که در دورهٔ مشروطیت فعالیت داشت. دولت وقت ایران، وی را در ۱۳۱۱ش تبعید و املاکش را مصادره کرد. پس از سقوط رضاشاه، صولت السلطنه به [[خراسان]] بازگشت، اما درگیریهای وی با دولت منجر به لشکرکشی حکومت مرکزی و در نهایت قتل او در سال ۱۳۲۲ش شد.<ref>[https://www.karkhanedar.com/داستان-ناتمام-صولت-السلطنه-هزاره-خانِ/ خرمی، «داستان ناتمام صولت السلطنه هزاره خانِ بزرگ تایباد و باخرز»، وبسایت کارخانهدار.]</ref> | ||
هزارههای مهاجر پس از عبدالرحمان بهطور عمده در شهرهای خراسان ساکن شدند و بعدها به [[تهران]] و [[مازندران]] نیز گسترش یافتند. در دورهٔ قاجار به این گروه بربری گفته میشد که بعدها به خاوری تغییر نام دادند. موجهای جدید مهاجرت هزارهها به ایران در دهههای ۱۳۵۰ش بهعنوان نیروی کار و تحصیل علوم دینی، ۱۳۶۰ش (پس از | هزارههای مهاجر پس از عبدالرحمان بهطور عمده در شهرهای خراسان ساکن شدند و بعدها به [[تهران]] و [[مازندران]] نیز گسترش یافتند. در دورهٔ قاجار به این گروه بربری گفته میشد که بعدها به خاوری تغییر نام دادند. موجهای جدید مهاجرت هزارهها به ایران در دهههای ۱۳۵۰ش بهعنوان نیروی کار و تحصیل علوم دینی، ۱۳۶۰ش (پس از حملهٔ شوروی) و ۱۳۷۰ش (در دورهٔ طالبان) رخ داد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص۲۰۳–۱۹۸.</ref> بر اساس اسناد تاریخی، ورود مهاجران هزاره به ایران به گسترش نان بربری، در ایران منجر شد.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/بربری?q=بربری دهخدا، لغتنامۀ دهخدا، ذیل واژۀ بربر.]</ref> | ||
=== هزارههای عراق === | === هزارههای عراق === | ||
روابط هزارهها با عراق بهطور عمده از طریق [[حوزههای علمیه نجف|حوزههای | روابط هزارهها با عراق بهطور عمده از طریق [[حوزههای علمیه نجف|حوزههای علمیهٔ نجف]] و [[کربلا]] شکل گرفته است. در دههٔ ۱۳۲۰ش گروهی از هزارهها برای کار در صنعت [[نفت]] به عراق مهاجرت کردند.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص235-237.</ref> این گروه ابتدا در منطقهٔ جُدَیده نجف سکنی گزیدند، اما پس از کودتای بعث و بهدلیل مشکلات مربوط به اسناد هویتی، بسیاری از آنها از عراق اخراج شدند.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص437-449.</ref> | ||
=== هزارههای آسیای میانه === | === هزارههای آسیای میانه === | ||
پس از حوادث ۱۲۷۰ش شمار زیادی از هزارههای شمال افغانستان به مناطق تحت کنترل | پس از حوادث ۱۲۷۰ش شمار زیادی از هزارههای شمال افغانستان به مناطق تحت کنترل روسیهٔ تزاری از جمله [[بخارا]] و [[سمرقند]] مهاجرت کردند. برخی از این مهاجران بعدها به شهرهای روسیه رفتند و گروهی نیز به خدمت در ارتش تزاری درآمدند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص198-203.</ref> | ||
== سبک زندگی هزارهها == | == سبک زندگی هزارهها == | ||
سبک زندگی هزارهها همچنان مبتنی بر سنتهای قومی و فرهنگ دینی است. این قوم با حفظ آدابورسوم خود، بهویژه در زمینههای مذهبی و فرهنگی، هویت خاصی ایجاد کردهاند. [[نهاد خانواده]] در | سبک زندگی هزارهها همچنان مبتنی بر سنتهای قومی و فرهنگ دینی است. این قوم با حفظ آدابورسوم خود، بهویژه در زمینههای مذهبی و فرهنگی، هویت خاصی ایجاد کردهاند. [[نهاد خانواده]] در جامعهٔ هزاره بهعنوان یکی از ارکان اساسی زندگی اجتماعی محسوب میشود. عقاید و ارزشهای دینی و فرهنگ قومی بهعنوان مبنای تعاملات خانوادگی و اجتماعی در نظر گرفته میشود. هزارهها خود را بهشدت به سنتهای خانواده و خویشاوندی پایبند میدانند و روابط میان اعضای خانواده، همواره تحت تأثیر آموزههای مذهبی و فرهنگی شکل میگیرد. بسیاری از مهاجران هزاره که به کشورهای مختلف، از جمله کشورهای اروپایی و استرالیا مهاجرت کردهاند، به برگزاری مراسمهای سنتی همچون [[شب یلدا]] و بزرگداشت [[نوروز|عید نوروز]] ادامه میدهند و همچنین لباسهای قومی، نظیر لباس هزارگی را با افتخار بر تن میکنند. این مراسمهای فرهنگی و مذهبی به تقویت پیوندهای اجتماعی میان اعضای جامعهٔ هزاره کمک کرده و باعث حفظ فرهنگ و هویت آنان در محیطهای جدید شده است.<ref>گریفیتز، افغانستان کلید یک قاره، بیتا، ص134.</ref> | ||
== مشاهیر قوم هزاره == | == مشاهیر قوم هزاره == | ||
| خط ۴۸۶: | خط ۴۷۹: | ||
=== روحانیون === | === روحانیون === | ||
[[پرونده:قوم هزاره۶.jpg|جایگزین=محمدهاشم صالحی|بندانگشتی|محمدهاشم صالحی]] | [[پرونده:قوم هزاره۶.jpg|جایگزین=محمدهاشم صالحی|بندانگشتی|محمدهاشم صالحی]] | ||
# سیداسماعیل بلخی - فعال فرهنگی و سیاسی علیه حکومت استبدادی محمدظاهر شاه، آخرین شاه افغانستان. | # سیداسماعیل بلخی - فعال فرهنگی و سیاسی علیه حکومت استبدادی محمدظاهر شاه، آخرین شاه افغانستان. | ||
# محمدعلی غزنوی - مشهور به [[مدرس افغانی|مُدرّس افغانی]] - فقیه و استاد ادبیات عرب در حوزههای علمیه نجف و قم. | # محمدعلی غزنوی - مشهور به [[مدرس افغانی|مُدرّس افغانی]] - فقیه و استاد ادبیات عرب در حوزههای علمیه نجف و قم. | ||
| خط ۵۰۷: | خط ۴۹۹: | ||
# عبدالعلی مزاری - از چهرههای مشهور سیاسی و جهادی افغانستان و اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی افغانستان. | # عبدالعلی مزاری - از چهرههای مشهور سیاسی و جهادی افغانستان و اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی افغانستان. | ||
# محمدحسین هزاره - رئیس قدرتمند هزارهجات در دورهٔ عبدالرحمان. | # محمدحسین هزاره - رئیس قدرتمند هزارهجات در دورهٔ عبدالرحمان. | ||
# خداداد هزاره - | # خداداد هزاره - فرماندهٔ مشهور نظامی. | ||
# اسدالله نکتهدان - فعال سیاسی و مؤسس مکتب توحید در زمان ظاهرشاه. | # اسدالله نکتهدان - فعال سیاسی و مؤسس مکتب توحید در زمان ظاهرشاه. | ||
# محمدعسکر قاضی - رهبر روحانی هزاره در جنگ علیه عبدالرحمان. | # محمدعسکر قاضی - رهبر روحانی هزاره در جنگ علیه عبدالرحمان. | ||
| خط ۵۲۲: | خط ۵۱۴: | ||
# محمدعیسی غرجستانی - نویسنده و روزنامهنگار. | # محمدعیسی غرجستانی - نویسنده و روزنامهنگار. | ||
# [[اسماعیل مبلغ|محمد اسماعیل مبلغ]] - فیلسوف، نویسنده و نمایندهٔ مردم بهسود در پارلمان در زمان ظاهر شاه. | # [[اسماعیل مبلغ|محمد اسماعیل مبلغ]] - فیلسوف، نویسنده و نمایندهٔ مردم بهسود در پارلمان در زمان ظاهر شاه. | ||
# | # شاه علیاکبر شهرستانی - پروفسور ادبیات و هنر در دانشگاه کابل.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص625-650.</ref> | ||
# [[حسینعلی (حاج کاظم) یزدانی|حاج کاظم یزدانی]]- تاریخنگار و نویسندهٔ تاریخ.<ref>[https://mfabbehsud.com/خلاصه-ای-از-زندگی-نامه-حاج-کاظم-یزدانی/ «زندگینامه مختصر استاد حسینعلی (حاج کاظم یزدانی)»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.]</ref> | # [[حسینعلی (حاج کاظم) یزدانی|حاج کاظم یزدانی]]- تاریخنگار و نویسندهٔ تاریخ.<ref>[https://mfabbehsud.com/خلاصه-ای-از-زندگی-نامه-حاج-کاظم-یزدانی/ «زندگینامه مختصر استاد حسینعلی (حاج کاظم یزدانی)»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.]</ref> | ||
# [[بصیراحمد دولتآبادی]] - فعال فرهنگی و نویسندهٔ سرشناش افغانستان.<ref>دانش، «نگاهی به ویژگیهای فرهنگی و شخصیتی دولتآبادی»، 1402ش، ص9.</ref> | # [[بصیراحمد دولتآبادی]] - فعال فرهنگی و نویسندهٔ سرشناش افغانستان.<ref>دانش، «نگاهی به ویژگیهای فرهنگی و شخصیتی دولتآبادی»، 1402ش، ص9.</ref> | ||
| خط ۵۳۴: | خط ۵۲۶: | ||
=== مشاهیر هزاره در پاکستان === | === مشاهیر هزاره در پاکستان === | ||
# سیدحسین سناتور - فعال سیاسی و نظامی. | # سیدحسین سناتور - فعال سیاسی و نظامی. | ||
# کاپیتان غلام محمد - فعال سیاسی و | # کاپیتان غلام محمد - فعال سیاسی و نمایندهٔ مجلس ملی پاکستان. | ||
# برکتعلی - افسر ارشد نظامی ارتش پاکستان. | # برکتعلی - افسر ارشد نظامی ارتش پاکستان. | ||
# شربتعلی چنگیری - مارشال نیروی هوایی پاکستان. | # شربتعلی چنگیری - مارشال نیروی هوایی پاکستان. | ||
| خط ۵۴۶: | خط ۵۳۸: | ||
# [[حبیبه سرابی|{{درشت|حبیبه سرابی}}]] {{درشت|-}} سیاستمدار و نخستین والی (استاندار) زن در تاریخ افغانستان.<ref>[https://www.awna.af/1395/10/19/نخبگان-سیاسی-زن؛-۱۰-چهره-تاثیرگذار-بر-س/ «نخبگان سیاسی زن؛ ۱۰ چهره تأثیرگذار بر سیاست افغانستان»، خبرگزاری بانوان افغانستان.]</ref> | # [[حبیبه سرابی|{{درشت|حبیبه سرابی}}]] {{درشت|-}} سیاستمدار و نخستین والی (استاندار) زن در تاریخ افغانستان.<ref>[https://www.awna.af/1395/10/19/نخبگان-سیاسی-زن؛-۱۰-چهره-تاثیرگذار-بر-س/ «نخبگان سیاسی زن؛ ۱۰ چهره تأثیرگذار بر سیاست افغانستان»، خبرگزاری بانوان افغانستان.]</ref> | ||
# [[سیما سمر]] - پزشک، فعال حقوق بشر و نخستین وزیر امور زنان در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان.<ref>[https://www.asriran.com/fa/news/139001/سیما-سمر-بار-دیگر-نامزد-جایزه-صلح-نوبل-شد «سیما سمر بار دیگر نامزد جایزه صلح نوبل شد»، وبسایت عصر ایران.]</ref> | # [[سیما سمر]] - پزشک، فعال حقوق بشر و نخستین وزیر امور زنان در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان.<ref>[https://www.asriran.com/fa/news/139001/سیما-سمر-بار-دیگر-نامزد-جایزه-صلح-نوبل-شد «سیما سمر بار دیگر نامزد جایزه صلح نوبل شد»، وبسایت عصر ایران.]</ref> | ||
# شکردخت جعفری - دانشمند و مخترع دستگاه دوزسنج پرتودرمانی سرطان که با استفاده از مهرههای شیشهای ارزان قیمت، دقت درمان سرطان را تا ۵۰ درصد افزایش داد. | # شکردخت جعفری - دانشمند و مخترع دستگاه دوزسنج پرتودرمانی سرطان که با استفاده از مهرههای شیشهای ارزان قیمت، دقت درمان سرطان را تا ۵۰ درصد افزایش داد. برندهٔ جایزهٔ زنان نوآور بریتانیا در ۲۰۱۶م و پژوهشگر سابق دانشگاه ساری که اختراعش تحولی در روشهای پرتودرمانی ایجاد کرده است.<ref>[https://daikondi.blog.ir/1398/09/08/دختری-دایکندی-دستگاهی-برای-کمک-به-درمان-سرطان-اختراع-و-وارد-بازارکرد «دختری دایکندی: دستگاهی برای کمک به درمان سرطان اختراع و وارد بازارکرد»، پایگاه اطلاعرسانی دایکندی.]</ref> | ||
== نسلکشی هزارهها == | == نسلکشی هزارهها == | ||
| خط ۵۷۸: | خط ۵۷۰: | ||
[[پرونده:قوم هزاره۳.jpg|جایگزین=ابراهیم گاوسوار|بندانگشتی|ابراهیم گاوسوار]] | [[پرونده:قوم هزاره۳.jpg|جایگزین=ابراهیم گاوسوار|بندانگشتی|ابراهیم گاوسوار]] | ||
پس از نسلکشی سیستماتیک هزارهها توسط عبدالرحمان که منجر به نابودی ۶۲درصد از جمعیت و کوچ اجباری آنان شد، چند شخصیت تاریخی و برجستهٔ هزاره که برای احیای هویت هزاره تلاش کرده عبارتند از: فیضمحمد کاتب هزاره، عبدالخالق هزاره، ابراهیم گاوسوار، سید اسماعیل بلخی، محمداسماعیل مبلغ و عبدالعلی مزاری.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا کتمان هویت، 1385ش، ص176-254.</ref> | پس از نسلکشی سیستماتیک هزارهها توسط عبدالرحمان که منجر به نابودی ۶۲درصد از جمعیت و کوچ اجباری آنان شد، چند شخصیت تاریخی و برجستهٔ هزاره که برای احیای هویت هزاره تلاش کرده عبارتند از: فیضمحمد کاتب هزاره، عبدالخالق هزاره، ابراهیم گاوسوار، سید اسماعیل بلخی، محمداسماعیل مبلغ و عبدالعلی مزاری.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا کتمان هویت، 1385ش، ص176-254.</ref> | ||
== احزاب و تشکلهای سیاسی هزاره == | == احزاب و تشکلهای سیاسی هزاره == | ||
[[پرونده:قوم هزاره۱.jpg|جایگزین=شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان|بندانگشتی|شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان]] | [[پرونده:قوم هزاره۱.jpg|جایگزین=شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان|بندانگشتی|شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان]] | ||
فعالیتهای گروههای سیاسی هزاره در قالبهای نوین، به دوران فعالیت سید اسماعیل بلخی در | فعالیتهای گروههای سیاسی هزاره در قالبهای نوین، به دوران فعالیت سید اسماعیل بلخی در دههٔ ۱۳۲۰ش و پس از آن بازمیگردد و در این قسمت به برخی از مهمترین احزاب و ائتلافهای هزارهها پرداخته میشود. | ||
=== حزب ارشاد === | === حزب ارشاد === | ||
سید اسماعیل بلخی از چهرههای برجسته مبارزه علیه استبداد و از پیشگامان ادبیات مقاومت در افغانستان بود. او که در قالب مجتمع فرهنگی اسلامی، اتحاد سری/حزب ارشاد و سازمان جوانان اسلام فعالیت میکرد، براندازی استبداد، آزادی، وحدت ملی و برپایی نظام جمهوری را مطالبه میکرد، اما عدالت دال محوری گفتمان او بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 254.</ref> بلخی پیش از تدوین قانون اساسی ۱۳۴۳ش، نظام جمهوری را راهی برای تحقق عدالت معرفی کرده بود. او در سال ۱۳۲۹ش با هدف براندازی نظام، تشکیلات اتحاد سری یا ارشاد را با همکاری افرادی چون سیدعلی گوهر غوربندی و محمدابراهیم شهرستانی (معروف به گاوسوار) سازماندهی کرد. گرچه این تلاش به دلیل افشای | سید اسماعیل بلخی از چهرههای برجسته مبارزه علیه استبداد و از پیشگامان ادبیات مقاومت در افغانستان بود. او که در قالب مجتمع فرهنگی اسلامی، اتحاد سری/حزب ارشاد و سازمان جوانان اسلام فعالیت میکرد، براندازی استبداد، آزادی، وحدت ملی و برپایی نظام جمهوری را مطالبه میکرد، اما عدالت دال محوری گفتمان او بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 254.</ref> بلخی پیش از تدوین قانون اساسی ۱۳۴۳ش، نظام جمهوری را راهی برای تحقق عدالت معرفی کرده بود. او در سال ۱۳۲۹ش با هدف براندازی نظام، تشکیلات اتحاد سری یا ارشاد را با همکاری افرادی چون سیدعلی گوهر غوربندی و محمدابراهیم شهرستانی (معروف به گاوسوار) سازماندهی کرد. گرچه این تلاش به دلیل افشای نقشهٔ عملیاتی ناموفق بود و به دستگیری بلخی و یارانش منجر شد، اما گفتمان عدالتخواه او ادامه یافت.<ref>خسروشاهی، نهضتهای اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص87.</ref> | ||
=== سازمان جوانان اسلام و مجاهدین مستضعفین افغانستان === | === سازمان جوانان اسلام و مجاهدین مستضعفین افغانستان === | ||
در سال ۱۳۳۱ش، با تأثیر از اندیشههای بلخی، سازمان جوانان اسلام به رهبری میر علیاصغر شعاع تأسیس شد که این سازمان نیز پس از دستگیری رهبرش منحل شد. تداوم این گفتمان عدالتخواه در | در سال ۱۳۳۱ش، با تأثیر از اندیشههای بلخی، سازمان جوانان اسلام به رهبری میر علیاصغر شعاع تأسیس شد که این سازمان نیز پس از دستگیری رهبرش منحل شد. تداوم این گفتمان عدالتخواه در دههٔ قانون اساسی، منجر به شکلگیری جریانی در میان جوانان هزاره و شیعه شد که در نهایت به مجاهدین مستضعفین افغانستان، شهرت یافت. این سازمان که فعالیت خود را از سال ۱۳۴۷ش با جلسات کتابخوانی آغاز کرده بود، در مراحل بعدی با نامهای پاسداران اسلامی افغانستان (پ.ا. ا) و سازمان مجاهدین ملی (۱۳۵۲–۱۳۵۸ش) ادامهٔ فعالیت داد و از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۲ش با عنوان سازمان مجاهدین مستضعفین، مبارزه میکرد. این سازمان به مبانی اسلامی متکی بود و در ابتدا پیرو امام خمینی و مروج آثار او بودند. گفته میشود که شش تا هفت نفر از اعضای این سازمان در لیست ۵۰۰۰ شهید سال ۱۳۵۸ش به جرم «خمینیسم» به شهادت رسیدند. این جریان تحت تأثیر آیتالله طالقانی و شریعتی بود و با حزب توده و مجاهدین خلق ایران ارتباطی نداشت، گرچه ادبیات آنها شباهتهایی با مجاهدین خلق ایران داشت که منجر به تغییر نام آنها شد. مفاهیمی چون توحید، جهاد، شهادت، عدالت و ایثار در تبیین دیدگاههای این جریان بهکار میرفت، اما ادبیات آنها کاملاً چپگرایانه بود که برخی را به نامیدن آنها بهعنوان جریان التقاطی، سوق داد.<ref>خسروشاهی، نهضتهای اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص89.</ref> | ||
=== سازمان نصر === | === سازمان نصر === | ||
سازمان نصر یک جریان اسلامگرای شیعی بود که در سال ۱۳۵۸ش با الهام از قرآن، فعالیتهای فکری و فرهنگی خود را آغاز کرد. این سازمان از چهار | سازمان نصر یک جریان اسلامگرای شیعی بود که در سال ۱۳۵۸ش با الهام از قرآن، فعالیتهای فکری و فرهنگی خود را آغاز کرد. این سازمان از چهار حلقهٔ اصلی تشکیل شده بود: علمای مقیم کابل (روحانیت نوین، حزب حسینی و گروه مستضعفین)، علمای مقیم نجف اشرف (روحانیت مبارز یا طالب علوم اسلامی)، علمای مقیم قم (از جمله عبدالعلی مزاری و ضامنعلی واحدی) و گروه مقیم مشهد (گروه مستضعفین). اصول مبارزاتی سازمان نصر شامل مبارزه با استبداد، ارتجاع و استعمار و دستیابی به عدالت از طریق مبارزه با ستم ملی و طبقاتی بود. این سازمان به اسلام انقلابی تمایل داشت و تحت تأثیر اندیشههای دکتر علی شریعتی و آیتالله طالقانی بود، بهویژه مفاهیمی مانند زر، زور و تزویر که نماد ستمگران اجتماعی بودند. همچنین، سازمان نصر از افکار انقلابی امام خمینی در مورد مبارزه با اشراف، ارتجاع و حمایت از مستضعفین تأثیر پذیرفته بود که این امر آنها را در برابر طبقات مرفه جامعه قرار میداد و گاهی به درگیریهای نظامی منجر میشد. | ||
فعالیتهای سازمان نصر در ابتدا عمدتاً اعتقادی و فرهنگی بود، اما بهتدریج | فعالیتهای سازمان نصر در ابتدا عمدتاً اعتقادی و فرهنگی بود، اما بهتدریج جنبهٔ سیاسی و نظامی پیدا کرد. آنها معتقد بودند که کار فکری و فرهنگی مقدم بر فعالیتهای سیاسی و نظامی است و بههمین دلیل به تأسیس مدارس علمیه و انتشار نشریاتی مانند پیام مستضعفین و حبلالله، اهمیت زیادی میدادند. وجه تمایز سازمان نصر از دیگر گروههای روشنفکر شیعه در نحوهٔ مواجههٔ آنها با فقه و حکومت اسلامی بود. سازمان نصر تمامی فعالیتهای خود، از جمله مبارزات و تشکیل حکومت، را بر مبنای اسلام و فقه شیعه قرار داده بود. آنها دیدگاههای فقهی امام خمینی را بهعنوان مرجع خود در امور عبادی، معاملاتی، سیاسی و مبارزاتی معیار قرار میدادند و به خط امامی معروف بودند. با این حال، کاملاً از تفاوتهای ماهوی جامعهٔ افغانستان و ایران و موانع تحقق کامل الگوی حکومت ولایی جمهوری اسلامی ایران در افغانستان آگاه بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 298.</ref> | ||
=== شورای اتفاق انقلابی اسلامی افغانستان === | === شورای اتفاق انقلابی اسلامی افغانستان === | ||
شورای اتفاق انقلابی اسلامی، که در شهریور ۱۳۵۸ش پس از قیام مردم مرکزی افغانستان علیه دولت حزب دموکراتیک خلق تأسیس شد که بهعنوان یک حکومت خودمختار بر مناطق شیعهنشین هزاره در مرکز افغانستان عمل میکرد. این شورا، که هدفش ایجاد یک حکومت اسلامی و | شورای اتفاق انقلابی اسلامی، که در شهریور ۱۳۵۸ش پس از قیام مردم مرکزی افغانستان علیه دولت حزب دموکراتیک خلق تأسیس شد که بهعنوان یک حکومت خودمختار بر مناطق شیعهنشین هزاره در مرکز افغانستان عمل میکرد. این شورا، که هدفش ایجاد یک حکومت اسلامی و مبارزهٔ مسلحانه بود، تحت رهبری سیدعلی بهشتی، شاگرد [[سید ابوالقاسم خویی]] قرار داشت. با این حال، شورا از نظر گفتمانی دچار تناقض بود؛ در حالی که داعیهٔ تشکیل یک حکومت فراگیر در مناطق هزارهنشین را داشت، فاقد یک گفتمان منظم فکری و حکومتی برای جذب تمام نیروهای جامعه هزاره و شیعه بود. این نقص منجر به افراطگرایی و منازعات داخلی شد، تا جایی که برخی جریانات مانند سازمان نصر، سپاه پاسداران جهاد اسلامی افغانستان (پیروان خط امام) و سازمان مجاهدین ملی را مسلمان نمیدانست و با آنها وارد جنگ مسلحانه شد. در نتیجه، این شورا بهدلیل انشعابات و درگیریهای داخلی، مشروعیت خود را در سال ۱۳۶۴ش از دست داد و تا زمان تشکیل حزب وحدت اسلامی در سال ۱۳۶۸ش، در حد یک حزب باقی ماند.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 329.</ref> | ||
=== پاسداران جهاد اسلامی افغانستان === | === پاسداران جهاد اسلامی افغانستان === | ||
در سال ۱۳۶۱ش، جمعی از علما و روحانیون با انشعاب از شورای انقلابی اتفاق اسلامی، حزب پاسداران جهاد اسلامی را تأسیس کردند. این گروه، که از ولایت فقیه و جمهوری اسلامی ایران بهعنوان الگو الهام میگرفت و به خط امامی شهرت داشت، عملاً برای گسترش انقلاب ایران در افغانستان فعالیت میکرد. نام این حزب نیز از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران گرفته شده بود و از حمایت رسمی آن برخوردار بود. با وجود اینکه هدف اصلی این گروه در ابتدا مبارزه عقیدتی و فرهنگی بود، بهسرعت به مبارزات مسلحانه نیز روی آوردند. آنها پیش از درگیری با دولت حزب خلق و پرچم، با نیروهای محلی مانند خوانین و ملاکان مبارزه میکردند، زیرا معتقد بودند که | در سال ۱۳۶۱ش، جمعی از علما و روحانیون با انشعاب از شورای انقلابی اتفاق اسلامی، حزب پاسداران جهاد اسلامی را تأسیس کردند. این گروه، که از ولایت فقیه و جمهوری اسلامی ایران بهعنوان الگو الهام میگرفت و به خط امامی شهرت داشت، عملاً برای گسترش انقلاب ایران در افغانستان فعالیت میکرد. نام این حزب نیز از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران گرفته شده بود و از حمایت رسمی آن برخوردار بود. با وجود اینکه هدف اصلی این گروه در ابتدا مبارزه عقیدتی و فرهنگی بود، بهسرعت به مبارزات مسلحانه نیز روی آوردند. آنها پیش از درگیری با دولت حزب خلق و پرچم، با نیروهای محلی مانند خوانین و ملاکان مبارزه میکردند، زیرا معتقد بودند که تصفیهٔ این نیروها مقدم بر جهاد اصلی است. سپاه پاسداران با رویکرد جهادی و باورهای سنتی، فاقد بافتار حزبی منسجم بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 119.</ref> | ||
=== حرکت اسلامی افغانستان === | === حرکت اسلامی افغانستان === | ||
[[پرونده:قوم هزاره۲.jpg|جایگزین=حزب حرکت اسلامی آزاد افغانستان|بندانگشتی|حزب حرکت اسلامی آزاد افغانستان]] | [[پرونده:قوم هزاره۲.jpg|جایگزین=حزب حرکت اسلامی آزاد افغانستان|بندانگشتی|حزب حرکت اسلامی آزاد افغانستان]] | ||
حزب حرکت اسلامی افغانستان در فروردین ۱۳۵۸ش در قم و به رهبری شیخ محمد آصف محسنی اعلام موجودیت کرد. این حزب که عمدتاً از شیعیان غیر هزاره مانند قزلباشان، سادات و پشتونهای شیعه و بخشی از هزارهها تشکیل شده بود، یکی از اولین گروههای شیعه بود که علیه دولت حزب خلق و پرچم به | حزب حرکت اسلامی افغانستان در فروردین ۱۳۵۸ش در قم و به رهبری شیخ محمد آصف محسنی اعلام موجودیت کرد. این حزب که عمدتاً از شیعیان غیر هزاره مانند قزلباشان، سادات و پشتونهای شیعه و بخشی از هزارهها تشکیل شده بود، یکی از اولین گروههای شیعه بود که علیه دولت حزب خلق و پرچم به مبارزهٔ مسلحانه روی آورد. گرچه این حزب در ایران تأسیس شد، اما در دوران جهاد علیه شوروی، روابط خوبی با جمهوری اسلامی ایران نداشت و بیشتر مورد حمایت مالی و سیاسی پاکستان و حامیان غربی مجاهدین قرار میگرفت. | ||
تفاوت اصلی حزب حرکت اسلامی با دیگر احزاب شیعه در عدم پذیرش ولایت فقیه و | تفاوت اصلی حزب حرکت اسلامی با دیگر احزاب شیعه در عدم پذیرش ولایت فقیه و نظریهٔ سیاسی امام خمینی بود؛ رهبر آن خود را صاحب نظر و فتوا در این زمینه میدانست. اهداف گفتمانی این حزب شامل ایجاد جمهوری اسلامی بر اساس قرآن، سنت و عقل، برقراری نظام اقتصادی اسلامی، تأمین آزادی بر مبنای اسلام، رسمیت مذهب جعفری در کنار حنفی، رسمیت دو زبان پشتو و فارسی، برابری حقوق زنان و مردان، پایهگذاری سیاست خارجی بر اساس همزیستی مسالمتآمیز، تشکیل ارتش منظم ملی، حضور شیعیان در دولت و توزیع عادلانهٔ بیتالمال بود. حزب حرکت اسلامی نیز مانند سایر گروهها، فعالیتهای فرهنگی از جمله انتشار نشریات و ساخت حوزهٔ علمیه و پرورش طلاب را در دستور کار داشت و پس از پیروزی مجاهدین، با دولت اسلامی ربانی همکاری کرد.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 259.</ref> | ||
=== حزب اسلامی رعد افغانستان === | === حزب اسلامی رعد افغانستان === | ||
در ۱۳۳۸ش توسط سید اسدالله نکتهدان تأسیس شد و ابتدا در عرصه فرهنگی و سیاسی فعالیت میکرد، سپس | در ۱۳۳۸ش توسط سید اسدالله نکتهدان تأسیس شد و ابتدا در عرصه فرهنگی و سیاسی فعالیت میکرد، سپس دامنهٔ فعالیت خود را گسترش داد.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 214.</ref> | ||
=== سازمان فلاح اسلامی افغانستان === | === سازمان فلاح اسلامی افغانستان === | ||
| خط ۶۱۲: | خط ۶۰۵: | ||
=== جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان === | === جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان === | ||
در ۱۳۵۸ش از ائتلاف شش گروه شیعه شامل سازمان نصر، حرکت اسلامی، نیروی اسلامی، نهضت اسلامی، | در ۱۳۵۸ش از ائتلاف شش گروه شیعه شامل سازمان نصر، حرکت اسلامی، نیروی اسلامی، نهضت اسلامی، اتحادیهٔ علما و نهضت روحانیت و جوان تشکیل شد؛ اما دوام چندانی نداشت.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 149.</ref> | ||
=== جبهه آزادیبخش انقلاب اسلامی افغانستان === | === جبهه آزادیبخش انقلاب اسلامی افغانستان === | ||
حدود یک سال پس از اتحاد انقلاب اسلامی، از ائتلاف ۱۰ گروه شیعه شامل سازمان نصر، حرکت اسلامی افغانستان، سازمان مجاهدین خلق افغانستان، دعوت اسلامی افغانستان، جنبش مستضعفین افغانستان، سازمان رعد اسلامی افغانستان، نهضت اسلامی افغانستان، روحانیت و جوان افغانستان، شورای اتفاق اسلامی افغانستان و نیروی اسلامی افغانستان تشکیل شد. این جبهه | حدود یک سال پس از اتحاد انقلاب اسلامی، از ائتلاف ۱۰ گروه شیعه شامل سازمان نصر، حرکت اسلامی افغانستان، سازمان مجاهدین خلق افغانستان، دعوت اسلامی افغانستان، جنبش مستضعفین افغانستان، سازمان رعد اسلامی افغانستان، نهضت اسلامی افغانستان، روحانیت و جوان افغانستان، شورای اتفاق اسلامی افغانستان و نیروی اسلامی افغانستان تشکیل شد. این جبهه نشریهٔ عاشورا را منتشر میکرد که پس از چهار شماره متوقف و جبهه نیز منحل شد.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 151.</ref> | ||
=== ائتلاف چهارگانه === | === ائتلاف چهارگانه === | ||
در ۱۳۶۴ش از اتحاد | در ۱۳۶۴ش از اتحاد جبههٔ متحد انقلاب اسلامی، سازمان نصر افغانستان، پاسداران جهاد اسلامی افغانستان و نهضت اسلامی افغانستان تشکیل شد. عبدالعلی مزاری سخنگوی این ائتلاف بود که عمر کوتاهی داشت و از هم پاشید.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 83.</ref> | ||
=== شورای ائتلاف اسلامی افغانستان === | === شورای ائتلاف اسلامی افغانستان === | ||
| خط ۶۲۴: | خط ۶۱۷: | ||
=== حزب وحدت اسلامی === | === حزب وحدت اسلامی === | ||
در ۱۳۶۸ش از اتحاد هفت حزب اصلی شیعه شامل سازمان نصر، پاسداران جهاد اسلامی، نهضت اسلامی، جبهه متحد انقلاب اسلامی، سازمان نیروی اسلامی، حزب دعوت اسلامی و شورای اتفاق اسلامی تشکیل شد. عبدالعلی مزاری بهعنوان اولین دبیرکل انتخاب شد. این حزب توانست کنترل مناطق شیعهنشین را بهدست گرفته و امنیت نسبی ایجاد کند. پس از شهادت عبدالعلی مزاری در ۱۳۷۳ش توسط طالبان، محمدکریم خلیلی به رهبری رسید. حزب وحدت بعدها به شاخههای متعدد از جمله جناحهای خلیلی، محقق، اکبری و عرفانی تقسیم شد.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص473-478.</ref> | در ۱۳۶۸ش از اتحاد هفت حزب اصلی شیعه شامل سازمان نصر، پاسداران جهاد اسلامی، نهضت اسلامی، جبهه متحد انقلاب اسلامی، سازمان نیروی اسلامی، حزب دعوت اسلامی و شورای اتفاق اسلامی تشکیل شد. عبدالعلی مزاری بهعنوان اولین دبیرکل انتخاب شد. این حزب توانست کنترل مناطق شیعهنشین را بهدست گرفته و امنیت نسبی ایجاد کند. پس از شهادت عبدالعلی مزاری در ۱۳۷۳ش توسط طالبان، محمدکریم خلیلی به رهبری رسید. حزب وحدت بعدها به شاخههای متعدد از جمله جناحهای خلیلی، محقق، اکبری و عرفانی تقسیم شد.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص473-478.</ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۶۷۷: | خط ۶۶۹: | ||
* جعفری، محمود، «آب ایستاده ناور»، خبرگزاری فرهنگ، تاریخ درج مطلب: ۱۸ شهریور ۱۴۰۲ش. | * جعفری، محمود، «آب ایستاده ناور»، خبرگزاری فرهنگ، تاریخ درج مطلب: ۱۸ شهریور ۱۴۰۲ش. | ||
* «جلوههای درخشان یک تاریخ، بندامیر، طبیعت خاطرهانگیز اما فراموش شده افغانستان»، وبسایت خبرنامه، تاریخ بازدید: ۸ خرداد ۱۴۰۳ش. | * «جلوههای درخشان یک تاریخ، بندامیر، طبیعت خاطرهانگیز اما فراموش شده افغانستان»، وبسایت خبرنامه، تاریخ بازدید: ۸ خرداد ۱۴۰۳ش. | ||
* | * جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، بنیاد دانشنامه، ۱۳۹۹ش. | ||
* جمعی از نویسندگان، کتاب همایش بینالملی ارزگان (تاریخ، فرهنگ، اجتماع و سیاسی)، قم، صبح امید دانش، ۱۴۰۱ش | * جمعی از نویسندگان، کتاب همایش بینالملی ارزگان (تاریخ، فرهنگ، اجتماع و سیاسی)، قم، صبح امید دانش، ۱۴۰۱ش | ||
* جوادی، غلامسخی، «هزاره جات، سرزمین آب خیز کشور»، وبلاگ قلم، تاریخ درج مطلب: ۱۲ مرداد ۱۳۸۶ش. | * جوادی، غلامسخی، «هزاره جات، سرزمین آب خیز کشور»، وبلاگ قلم، تاریخ درج مطلب: ۱۲ مرداد ۱۳۸۶ش. | ||
| خط ۷۵۷: | خط ۷۴۹: | ||
* فرهنگ، میرصدیق، افغانستان در پنج قرن اخیر، قم، محمدوفایی، ۱۳۷۴ش. | * فرهنگ، میرصدیق، افغانستان در پنج قرن اخیر، قم، محمدوفایی، ۱۳۷۴ش. | ||
* «فریاد روشنایی؛ سرودههای فارسیزبانان برای شنبه سیاه کابل»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۱ شهریور ۱۳۹۵ش. | * «فریاد روشنایی؛ سرودههای فارسیزبانان برای شنبه سیاه کابل»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۱ شهریور ۱۳۹۵ش. | ||
* فصیحی، امانالله، «گفتمان عدالتخواهی در افغانستان»، معرفت فرهنگی اجتماعی، سال شانزدهم، شماره | * فصیحی، امانالله، «گفتمان عدالتخواهی در افغانستان»، معرفت فرهنگی اجتماعی، سال شانزدهم، شماره ۱۵، تابستان ۱۴۰۳ش. | ||
* «هزارههای اهلسنت: بخش فراموششدهٔ تاریخ افغانستان»، وبسایت پنچرهای برای شناخت افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۹ اسفند ۱۴۰۲ش. | * «هزارههای اهلسنت: بخش فراموششدهٔ تاریخ افغانستان»، وبسایت پنچرهای برای شناخت افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۹ اسفند ۱۴۰۲ش. | ||
* فیاض مجاهد، آمنه، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی، تاریخ بازدید: ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ش. | * فیاض مجاهد، آمنه، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی، تاریخ بازدید: ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ش. | ||
| خط ۷۸۴: | خط ۷۷۶: | ||
* مددی، علی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وبسایت روزنامهٔ اطلاعات روز، تاریخ درج مطلب: ۷ آبان ۱۴۰۲ش. | * مددی، علی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وبسایت روزنامهٔ اطلاعات روز، تاریخ درج مطلب: ۷ آبان ۱۴۰۲ش. | ||
* مرادی، اسدالله، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی، تاریخ درج مطلب: ۲۳ فروردین ۱۳۹۵ش. | * مرادی، اسدالله، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی، تاریخ درج مطلب: ۲۳ فروردین ۱۳۹۵ش. | ||
* مزاری، عبدالعلی، احیای هویت، کابل، امیری، | * مزاری، عبدالعلی، احیای هویت، کابل، امیری، ۱۳۹۳ش. | ||
* مشل نوف، مجیب، «گزارش تظاهرات بیست عقرب درنیویورک تایمز»، ترجمهٔ عالمی کرمانی، هفتهنامهٔ راه ابریشم، شماره ۱۹، ۲۱ آبان ۱۳۹۵ش. | * مشل نوف، مجیب، «گزارش تظاهرات بیست عقرب درنیویورک تایمز»، ترجمهٔ عالمی کرمانی، هفتهنامهٔ راه ابریشم، شماره ۱۹، ۲۱ آبان ۱۳۹۵ش. | ||
* مصاحب، غلامحسین، دایرةالمعارف فارسی، تهران، کتابهای جیبی، ۱۳۷۴ش. | * مصاحب، غلامحسین، دایرةالمعارف فارسی، تهران، کتابهای جیبی، ۱۳۷۴ش. | ||