رضا عسکری (بحث | مشارکت‌ها)
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{درشت|'''آیریس ماریون یانگ؛'''}} از فمینیست‌های موج سوم و طراح نظریه شهروندی متمایز.
{{درشت|'''آیریس ماریون یانگ؛'''}} از فمینیست‌های موج سوم و طراح نظریه شهروندی متمایز.


آیریس ماریون یانگ، نظریه‌پرداز سیاسی آمریکایی که بیشترین تمرکزش بر ماهیت عدالت و نابرابری اجتماعی بود. از مشهورترین نظریه‌های یانگ، مدل «پنج شکل ستمکاری» وی است که نخستین‌بار در کتاب او با نام «عدالت و سیاست نابرابری» در ۱۹۹۰م منتشر شد. یانگ در این مدل رویکردی نسبی به بحث عدالت، مبتنی بر تئوری ستمکاری گروهی در پیش می‌گیرد و با ترکیب نقدهای فمینیستی، پساساختاری و پسااستعماری از مارکسیسم کلاسیک، بیان می‌کند که دست‌کم پنج نوع متمایز از ستمگری را نمی‌توان در ذیل علل اساسی‌تر قرار داد. برخی محققان با اشاره به خاستگاه غربی اندیشهٔ یانگ، محدودیت‌های چارچوب او را یادآوری می‌کنند و از منظری مانند اندیشهٔ اسلامی، عدالت را مفهومی چندبعدی‌تر و پیوسته با کمال معنوی انسان می‌دانند که شاخص‌های گسترده‌تری را در بر می‌گیرد.
آیریس ماریون یانگ، نظریه‌پرداز سیاسی آمریکایی که بیشترین تمرکزش بر ماهیت عدالت و نابرابری اجتماعی بود. از مشهورترین نظریه‌های یانگ، مدل «پنج شکل ستمکاری» وی است که نخستین‌بار در کتاب او با نام «عدالت و سیاست نابرابری» در ۱۹۹۰م منتشر شد. یانگ در این مدل رویکردی نسبی به بحث [[عدالت]]، مبتنی بر تئوری ستمکاری گروهی در پیش می‌گیرد و با ترکیب نقدهای فمینیستی، پساساختاری و پسااستعماری از مارکسیسم کلاسیک، بیان می‌کند که دست‌کم پنج نوع متمایز از ستمگری را نمی‌توان در ذیل علل اساسی‌تر قرار داد. برخی محققان با اشاره به خاستگاه غربی اندیشهٔ یانگ، محدودیت‌های چارچوب او را یادآوری می‌کنند و از منظری مانند اندیشهٔ اسلامی، عدالت را مفهومی چندبعدی‌تر و پیوسته با کمال معنوی انسان می‌دانند که شاخص‌های گسترده‌تری را در بر می‌گیرد.


== زندگی‌نامه ==
== زندگی‌نامه ==
آیریس ماریون یانگ در ۲ ژانویه ۱۹۴۹م در نیویورک به دنیا آمد و در رشتهٔ فلسفه از کالج کویینز فارغ‌التحصیل شد. وی در ۱۹۷۴م دکترای فلسفه خود را از دانشگاه پنسیلوانیا گرفت. یانگ به مدت نه سال نظریه سیاسی را در مدرسهٔ عالی امور عمومی و بین‌المللی دانشگاه پیتسبورگ و نیز فلسفه را در چندین مؤسسه دانشگاهی از جمله مؤسسه پلی‌تکنیک ووستر و دانشگاه میامی تدریس کرده بود. در تابستان ۱۹۹۵م او به‌عنوان استاد فلسفهٔ در دانشگاه یوهان ولفگانگ گوته در فرانکفورت آلمان فعالیت کرد. یانگ همچنین بورس‌های تحقیقاتی مهمان در تعدادی از دانشگاه‌ها و مؤسسات معتبر جهانی از جمله مؤسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، مؤسسهٔ علوم انسانی وین، دانشگاه ملی استرالیا، دانشگاه کانتربری در نیوزیلند و شورای پژوهش علوم انسانی آفریقای جنوبی دریافت کرده بود.<ref>[http://alirezabeheshti.com/article/گستره-محدود-نظریه-های-عدالت-توزیعی-نگا/ «گستره محدود نظریه‌های عدالت توزیعی: نگاهی به نقد آیریس یانگ و پیامدهای آن برای حرکت‌های عدالت طلبانه در ایران»، وب‌سایت سیدعلی‌رضا بهشتی]</ref> یانگ در ۵۷ سالگی پس از یک دورهٔ ۱۸ ماهه مبارزه با سرطان در شیکاگو درگذشت.<ref>[http://alirezabeheshti.com/article/گستره-محدود-نظریه-های-عدالت-توزیعی-نگا/ «گستره محدود نظریه‌های عدالت توزیعی: نگاهی به نقد آیریس یانگ و پیامدهای آن برای حرکت‌های عدالت طلبانه در ایران»، وب‌سایت سیدعلی‌رضا بهشتی]</ref>
آیریس ماریون یانگ در ۲ ژانویه ۱۹۴۹م در نیویورک به دنیا آمد و در رشتهٔ فلسفه از کالج کویینز فارغ‌التحصیل شد. وی در ۱۹۷۴م دکترای فلسفه خود را از دانشگاه پنسیلوانیا گرفت. یانگ به مدت نه سال نظریه سیاسی را در مدرسهٔ عالی امور عمومی و بین‌المللی دانشگاه پیتسبورگ و نیز فلسفه را در چندین مؤسسه دانشگاهی از جمله مؤسسه پلی‌تکنیک ووستر و دانشگاه میامی تدریس کرده بود. در تابستان ۱۹۹۵م او به‌عنوان استاد فلسفهٔ در دانشگاه یوهان ولفگانگ گوته در فرانکفورت [[آلمان]] فعالیت کرد. یانگ همچنین بورس‌های تحقیقاتی مهمان در تعدادی از دانشگاه‌ها و مؤسسات معتبر جهانی از جمله مؤسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، مؤسسهٔ علوم انسانی وین، دانشگاه ملی استرالیا، دانشگاه کانتربری در نیوزیلند و شورای پژوهش علوم انسانی آفریقای جنوبی دریافت کرده بود.<ref>[http://alirezabeheshti.com/article/گستره-محدود-نظریه-های-عدالت-توزیعی-نگا/ «گستره محدود نظریه‌های عدالت توزیعی: نگاهی به نقد آیریس یانگ و پیامدهای آن برای حرکت‌های عدالت طلبانه در ایران»، وب‌سایت سیدعلی‌رضا بهشتی]</ref> یانگ در ۵۷ سالگی پس از یک دورهٔ ۱۸ ماهه مبارزه با سرطان در شیکاگو درگذشت.<ref>[http://alirezabeheshti.com/article/گستره-محدود-نظریه-های-عدالت-توزیعی-نگا/ «گستره محدود نظریه‌های عدالت توزیعی: نگاهی به نقد آیریس یانگ و پیامدهای آن برای حرکت‌های عدالت طلبانه در ایران»، وب‌سایت سیدعلی‌رضا بهشتی]</ref>


== دیدگاه‌های آیریس ماریون یانگ ==
== دیدگاه‌های آیریس ماریون یانگ ==
آیریس یانگ در آثار خود استدلال می‌کند که درک رایج از عدالت در دنیای غرب به‌ویژه آمریکا، بیشتر بر نابرابری در توزیع منابع متمرکز است. در مقابل، او بی‌عدالتی را در دو مفهوم ستم و سلطه در دنیای سرمایه‌داری ریشه‌یابی می‌کند که فراتر از توزیع، به قلمرو فرهنگ، تقسیم کار و فرآیندهای تصمیم‌گیری گسترش می‌یابد. از همین رو، بسیاری از نابرابری‌های ساختاری مدرن که جنبش‌های اجتماعی به آنها اعتراض می‌کنند، در گفتمان عمومی نادیده می‌مانند.<ref>[https://ensafnews.com/622108/۵-چهرهی-ستمدیدگی/ «۵ چهره‌ی ستمدیدگی»، وب‌سایت انصاف‌نیوز.]</ref> هستهٔ اصلی اندیشه او در ۶ عنوان ذیل آمده است:
آیریس یانگ در آثار خود استدلال می‌کند که درک رایج از عدالت در دنیای غرب به‌ویژه آمریکا، بیشتر بر نابرابری در توزیع منابع متمرکز است. در مقابل، او بی‌عدالتی را در دو مفهوم ستم و سلطه در دنیای سرمایه‌داری ریشه‌یابی می‌کند که فراتر از توزیع، به قلمرو [[فرهنگ]]، [[تقسیم کا]]<nowiki/>ر و فرآیندهای تصمیم‌گیری گسترش می‌یابد. از همین رو، بسیاری از نابرابری‌های ساختاری مدرن که جنبش‌های اجتماعی به آنها اعتراض می‌کنند، در گفتمان عمومی نادیده می‌مانند.<ref>[https://ensafnews.com/622108/۵-چهرهی-ستمدیدگی/ «۵ چهره‌ی ستمدیدگی»، وب‌سایت انصاف‌نیوز.]</ref> هستهٔ اصلی اندیشه او در ۶ عنوان ذیل آمده است:


=== استثمار ===
=== استثمار ===
استثمار به‌معنای انتقال نظام‌مند نتایج کار یک گروه به سود گروه دیگر است. یانگ با بسط نظریهٔ مارکسیستی، تأکید می‌کند که استثمار تنها به رابطهٔ طبقاتی سرمایه‌دار و کارگر محدود نمی‌شود، بلکه در قالب‌های جنسیتی و نژادی نیز رخ می‌دهد. برای مثال، کار خانگی و مراقبتی زنان که بدون دستمزد یا با دستمزد ناچیز انجام می‌شود، یا مشاغل خدماتی پست که به گروه‌های نژادی خاص محول می‌شود، هر دو شکل‌هایی از استثمار هستند که قدرت و انرژی یک گروه را به سود گروه دیگر منتقل می‌کنند. بی‌عدالتی در اینجا علاوه‌بر توزیع نابرابر ثروت در ساختار رابطه بین گروه‌ها نیز نهفته است.<ref>Young, Justice and the Politics of Difference, 1990, p5.</ref>
[[استثمار]] به‌معنای انتقال نظام‌مند نتایج کار یک گروه به سود گروه دیگر است. یانگ با بسط نظریهٔ مارکسیستی، تأکید می‌کند که استثمار تنها به رابطهٔ طبقاتی سرمایه‌دار و کارگر محدود نمی‌شود، بلکه در قالب‌های جنسیتی و نژادی نیز رخ می‌دهد. برای مثال، کار خانگی و مراقبتی زنان که بدون دستمزد یا با دستمزد ناچیز انجام می‌شود، یا مشاغل خدماتی پست که به گروه‌های نژادی خاص محول می‌شود، هر دو شکل‌هایی از استثمار هستند که قدرت و انرژی یک گروه را به سود گروه دیگر منتقل می‌کنند. بی‌عدالتی در اینجا علاوه‌بر توزیع نابرابر ثروت در ساختار رابطه بین گروه‌ها نیز نهفته است.<ref>Young, Justice and the Politics of Difference, 1990, p5.</ref>


=== حاشیه‌نشینی ===
=== حاشیه‌نشینی ===
این شکل ستم شامل اخراج گروه‌هایی از مردم از مشارکت مؤثر در زندگی اجتماعی و اقتصادی است. حاشیه‌نشینان مانند بیکاران طولانی‌مدت، سالمندان، برخی گروه‌های نژادی و کم‌توانان نه‌تنها با فقر مادی، بلکه با محرومیت از حق شهروندی کامل مواجهند. آنان اغلب تحت کنترل نهادهای دیوان‌سالار و رفتارهای تحقیرآمیز قرار می‌گیرند. یانگ استدلال می‌کند که حتی با تأمین رفاه مادی، بی‌عدالتی حاشیه‌نشینی باقی می‌ماند، زیرا این افراد از فرصت پرورش استعدادها و مشارکت در فعالیت‌های بهره‌ور جامعه محروم می‌شوند. راه‌حل او نه فقط بازتوزیع درآمد، بلکه بازتعریف ساختار کار و مشارکت اجتماعی است.<ref>[https://ensafnews.com/622108/۵-چهرهی-ستمدیدگی/ «۵ چهره‌ی ستمدیدگی»، وب‌سایت انصاف‌نیوز.]</ref>
این شکل ستم شامل اخراج گروه‌هایی از مردم از مشارکت مؤثر در زندگی اجتماعی و اقتصادی است. [[حاشیه‌نشینان]] مانند بیکاران طولانی‌مدت، [[سالمندان]]، برخی گروه‌های نژادی و کم‌توانان نه‌تنها با فقر مادی، بلکه با محرومیت از [[حق شهروندی]] کامل مواجهند. آنان اغلب تحت کنترل نهادهای دیوان‌سالار و رفتارهای تحقیرآمیز قرار می‌گیرند. یانگ استدلال می‌کند که حتی با تأمین [[رفاه]] مادی، بی‌عدالتی حاشیه‌نشینی باقی می‌ماند، زیرا این افراد از فرصت پرورش استعدادها و مشارکت در فعالیت‌های بهره‌ور جامعه محروم می‌شوند. راه‌حل او نه فقط بازتوزیع درآمد، بلکه بازتعریف ساختار کار و [[مشارکت اجتماعی]] است.<ref>[https://ensafnews.com/622108/۵-چهرهی-ستمدیدگی/ «۵ چهره‌ی ستمدیدگی»، وب‌سایت انصاف‌نیوز.]</ref>


=== بی‌قدرتی ===
=== بی‌قدرتی ===
خط ۱۹: خط ۱۹:


=== امپریالیسم فرهنگی ===
=== امپریالیسم فرهنگی ===
یانگ معتقد است امپریالیسم فرهنگی زمانی رخ می‌دهد که تجربه، ارزش‌ها و نمادهای گروه مسلط به‌عنوان هنجار همگانی و طبیعی تحمیل شود و تجربیات گروه‌های دیگر نادیده گرفته یا به‌عنوان تفاوت، تحقیر شود. رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی، دیدگاه گروه مسلط را بازتولید می‌کنند و گروه‌های زیردست را یا نامرئی می‌کنند یا در قالب کلیشه‌های تحقیرآمیز نمایش می‌دهند. این امر منجر به دوگانه‌شناسی در میان ستم‌دیدگان می‌شود: احساس هویت دوپاره بین فرهنگ خودی و فرهنگ مسلط. بی‌عدالتی اینجا نفی حق بیان و بازنمایی تجربه زیسته گروه‌های تحت ستم است.<ref>[https://ensafnews.com/622108/۵-چهرهی-ستمدیدگی/ «۵ چهره‌ی ستمدیدگی»، وب‌سایت انصاف‌نیوز.]</ref>
یانگ معتقد است [[امپریالیسم فرهنگی]] زمانی رخ می‌دهد که تجربه، ارزش‌ها و نمادهای گروه مسلط به‌عنوان هنجار همگانی و طبیعی تحمیل شود و تجربیات گروه‌های دیگر نادیده گرفته یا به‌عنوان تفاوت، تحقیر شود. رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی، دیدگاه گروه مسلط را بازتولید می‌کنند و گروه‌های زیردست را یا نامرئی می‌کنند یا در قالب کلیشه‌های تحقیرآمیز نمایش می‌دهند. این امر منجر به دوگانه‌شناسی در میان ستم‌دیدگان می‌شود: احساس هویت دوپاره بین فرهنگ خودی و فرهنگ مسلط. بی‌عدالتی اینجا نفی حق بیان و بازنمایی تجربه زیسته گروه‌های تحت ستم است.<ref>[https://ensafnews.com/622108/۵-چهرهی-ستمدیدگی/ «۵ چهره‌ی ستمدیدگی»، وب‌سایت انصاف‌نیوز.]</ref>


=== خشونت نظام‌مند ===
=== خشونت نظام‌مند ===
یانگ خشونت را نه به‌عنوان عمل منفرد افراد افراطی، بلکه به‌عنوان عادت اجتماعیِ نظام‌مند علیه اعضای گروه‌های خاص مانند زنان، سیاه‌پوستان، اقلیت‌های قومی و مذهبی تحلیل می‌کند. ویژگی این خشونت، فراگیری، عادی‌شدن و مصونیت نسبی مرتکبان از مجازات است. این وضعیت باعث می‌شود تمام اعضای گروه هدف تحت سایه دائمی ترس زندگی کنند و آزادی و امنیت آنان نقض شود. ریشه این خشونت اغلب در ترس و نفرت ناخودآگاه و نیز در کلیشه‌های فرهنگی تغذیه‌شده توسط امپریالیسم فرهنگی نهفته است. به باور یانگ مبارزه با آن مستلزم تغییر نهادها و الگوهای فرهنگی است.<ref>ماریون یانگ، «پنج چهره ستم دیدگی»، <small>1398ش، ص40.</small></ref>
یانگ [[خشونت]] را نه به‌عنوان عمل منفرد افراد افراطی، بلکه به‌عنوان عادت اجتماعیِ نظام‌مند علیه اعضای گروه‌های خاص مانند زنان، سیاه‌پوستان، اقلیت‌های قومی و مذهبی تحلیل می‌کند. ویژگی این خشونت، فراگیری، عادی‌شدن و مصونیت نسبی مرتکبان از مجازات است. این وضعیت باعث می‌شود تمام اعضای گروه هدف تحت سایه دائمی ترس زندگی کنند و [[آزادی]] و [[امنیت]] آنان نقض شود. ریشه این خشونت اغلب در ترس و نفرت ناخودآگاه و نیز در کلیشه‌های فرهنگی تغذیه‌شده توسط امپریالیسم فرهنگی نهفته است. به باور یانگ مبارزه با آن مستلزم تغییر نهادها و الگوهای فرهنگی است.<ref>ماریون یانگ، «پنج چهره ستم دیدگی»، <small>1398ش، ص40.</small></ref>


=== شهروندی متمایز ===
=== شهروندی متمایز ===
دیدگاه شهروندی متمایز، به‌ویژه در خوانش آیریس ماریون یانگ، پاسخی انتقادی به لیبرالیسم کلاسیک است. این نظریه استدلال می‌کند که ادعای بی‌طرفی و جهان‌شمولی لیبرالیسم در عمل، تفاوت‌های ساختاری و فرهنگی گروه‌های مختلف را نادیده می‌گیرد و به سرکوب نامرئی آنان می‌انجامد. در مقابل، شهروندی متمایز بر به رسمیت‌شناسی مثبت این تفاوت‌ها تأکید می‌ورزد. این نظریه معتقد است برابری واقعی نه از طریق نادیده‌گرفتن خصوصیات هویت‌بخش گروه‌ها، بلکه با پذیرش و تعدیل نهادینهٔ این تفاوت‌ها محقق می‌شود. بدین ترتیب، هدف آن تصحیح نظام قدرت و قوانینی است که فرهنگ مسلط را به‌عنوان هنجار جهانی بازتولید می‌کنند. در این چارچوب، عدالت مستلزم آن است که گاهی حقوق خاص یا توجه متفاوت به گروه‌های محروم اعطا شود تا موقعیت نابرابر تاریخی و اجتماعی آنان جبران گردد. شهروندی متمایز در پی بنا نهادن سیاستی است که بر هستی‌شناسی تفاوت استوار بوده و فراتر از برابری صرفاً حقوقی و رسمی حرکت می‌کند.<ref>توانا، «برابری جنسیتی در نظریهٔ شهروندی متمایز آیریس ماریون یانگ»، 1391ش، ص40-41.</ref>
دیدگاه شهروندی متمایز، به‌ویژه در خوانش آیریس ماریون یانگ، پاسخی انتقادی به [[لیبرالیسم کلاسیک]] است. این نظریه استدلال می‌کند که ادعای بی‌طرفی و جهان‌شمولی [[لیبرالیسم]] در عمل، تفاوت‌های ساختاری و فرهنگی گروه‌های مختلف را نادیده می‌گیرد و به سرکوب نامرئی آنان می‌انجامد. در مقابل، شهروندی متمایز بر به رسمیت‌شناسی مثبت این تفاوت‌ها تأکید می‌ورزد. این نظریه معتقد است برابری واقعی نه از طریق نادیده‌گرفتن خصوصیات هویت‌بخش گروه‌ها، بلکه با پذیرش و تعدیل نهادینهٔ این تفاوت‌ها محقق می‌شود. بدین ترتیب، هدف آن تصحیح نظام قدرت و قوانینی است که فرهنگ مسلط را به‌عنوان هنجار جهانی بازتولید می‌کنند. در این چارچوب، عدالت مستلزم آن است که گاهی حقوق خاص یا توجه متفاوت به گروه‌های محروم اعطا شود تا موقعیت نابرابر تاریخی و اجتماعی آنان جبران گردد. شهروندی متمایز در پی بنا نهادن سیاستی است که بر هستی‌شناسی تفاوت استوار بوده و فراتر از برابری صرفاً حقوقی و رسمی حرکت می‌کند.<ref>توانا، «برابری جنسیتی در نظریهٔ شهروندی متمایز آیریس ماریون یانگ»، 1391ش، ص40-41.</ref>


== انتقاد به دیدگاه‌های آیریس ماریون یانگ ==
== انتقاد به دیدگاه‌های آیریس ماریون یانگ ==
محققان با بررسی آرای آیریس ماریون یانگ خاطرنشان می‌سازند که چارچوب نظری او، از جمله مفهوم کلیدی «عدالت به‌مثابهٔ مبارزه با ستم ساختاری»، به‌طور عمده در پاسخ به مسائل و بافتار جوامع غربی و نظام سرمایه‌داری متأخر شکل گرفته است. از این منظر، تمرکز او بر شناسایی پنج چهره ستم مانند استثمار، حاشیه‌نشینی، بی‌قدرتی، امپریالیسم فرهنگی و خشونت نظام‌مند اگرچه برای تحلیل نابرابری‌های درون جوامع مدرن غربی ابداعی قابل توجه است، اما برخی پژوهشگران دامنهٔ شمول آن را محدود ارزیابی می‌کنند.<ref>افجه و دیگران، «مدل جامع عدالت سازمانی با رویکرد اسلامی»، 1393ش، ص36-39.</ref>
محققان با بررسی آرای آیریس ماریون یانگ خاطرنشان می‌سازند که چارچوب نظری او، از جمله مفهوم کلیدی «عدالت به‌مثابهٔ مبارزه با ستم ساختاری»، به‌طور عمده در پاسخ به مسائل و بافتار جوامع غربی و نظام سرمایه‌داری متأخر شکل گرفته است. از این منظر، تمرکز او بر شناسایی پنج چهره ستم مانند استثمار، [[حاشیه‌نشینی]]، بی‌قدرتی، امپریالیسم فرهنگی و خشونت نظام‌مند اگرچه برای تحلیل نابرابری‌های درون [[جوامع مدرن]] غربی ابداعی قابل توجه است، اما برخی پژوهشگران دامنهٔ شمول آن را محدود ارزیابی می‌کنند.<ref>افجه و دیگران، «مدل جامع عدالت سازمانی با رویکرد اسلامی»، 1393ش، ص36-39.</ref>


در مقایسهٔ تطبیقی، برخی اندیشمندان، به‌ویژه در سنت فکری اسلامی، بر گسترده‌تر و چندبعدی‌تر بودن مفهوم عدالت تأکید دارند. به‌عنوان نمونه، درحالی که مدل رایج عدالت توزیعی در گفتمان غربی بیشتر بر سه شاخص مساوات، نیاز و تناسب متمرکز است، در الگوهای برآمده از اندیشهٔ اسلامی، شمار شاخص‌های عدالت توزیعی بسیار فراتر می‌رود. این شاخص‌ها افزون بر موارد یادشده، ابعادی چون مراتبی بودن بازده‌ها بر اساس مسئولیت‌پذیری، بسترسازی برای خودیابی و تعالی انسان، توجه توأمان به اعمال و نیات و لزوم پرهیز از اسراف در توزیع را نیز دربر می‌گیرد.<ref>افجه و دیگران، «مدل جامع عدالت سازمانی با رویکرد اسلامی»، 1393ش، ص36-39.</ref>
در مقایسهٔ تطبیقی، برخی اندیشمندان، به‌ویژه در سنت فکری اسلامی، بر گسترده‌تر و چندبعدی‌تر بودن مفهوم عدالت تأکید دارند. به‌عنوان نمونه، درحالی که مدل رایج عدالت توزیعی در گفتمان غربی بیشتر بر سه شاخص [[مساوات]]، نیاز و تناسب متمرکز است، در الگوهای برآمده از اندیشهٔ اسلامی، شمار شاخص‌های عدالت توزیعی بسیار فراتر می‌رود. این شاخص‌ها افزون بر موارد یادشده، ابعادی چون مراتبی بودن بازده‌ها بر اساس [[مسئولیت‌پذیری]]، بسترسازی برای خودیابی و تعالی انسان، توجه توأمان به اعمال و نیات و لزوم پرهیز از [[اسراف]] در توزیع را نیز دربر می‌گیرد.<ref>افجه و دیگران، «مدل جامع عدالت سازمانی با رویکرد اسلامی»، 1393ش، ص36-39.</ref>


از دیدگاه این محققان، عدالت در منظومهٔ اسلامی غایتی فراتر از تنظیم روابط مادی و حل ستم‌های ساختاری دنیوی دارد و به کمال معنوی فرد و جامعه گره خورده است؛ بنابراین، اگرچه تحلیل‌های یانگ از مکانیسم‌های ستم می‌تواند برای تشخیص برخی آسیب‌های اجتماعی مفید باشد، اما نظام جایگزین پیشنهادی در این سنت فکری، بر پایه‌ای کاملاً متفاوت استوار است. این نظام با تأکید بر مفاهیمی چون تکلیف‌گرایی، مسئولیت انسان در برابر خدا، پاداش و کیفر اخروی، و هدفمندی آفرینش، چارچوبی فراتر از محاسبات صرفاً دنیوی و توزیعی ارائه می‌دهد. در این چارچوب، علل و درمان نابرابری در پیوندی عمیق با معنویت و هدف غایی زندگی انسان جست‌وجو می‌شود.<ref>افجه و دیگران، «مدل جامع عدالت سازمانی با رویکرد اسلامی»، 1393ش، ص36-39.</ref>
از دیدگاه این محققان، عدالت در منظومهٔ اسلامی غایتی فراتر از تنظیم روابط مادی و حل ستم‌های ساختاری دنیوی دارد و به [[کمال معنوی]] فرد و [[جامعه]] گره خورده است؛ بنابراین، اگرچه تحلیل‌های یانگ از مکانیسم‌های ستم می‌تواند برای تشخیص برخی [[آسیب‌ اجتماعی|آسیب‌های اجتماعی]] مفید باشد، اما نظام جایگزین پیشنهادی در این سنت فکری، بر پایه‌ای کاملاً متفاوت استوار است. این نظام با تأکید بر مفاهیمی چون [[تکلیف‌گرایی]]، [[مسئولیت]] انسان در برابر [[خدا]]، پاداش و کیفر اخروی، و هدفمندی آفرینش، چارچوبی فراتر از محاسبات صرفاً دنیوی و توزیعی ارائه می‌دهد. در این چارچوب، علل و درمان نابرابری در پیوندی عمیق با [[معنویت]] و هدف غایی زندگی انسان جست‌وجو می‌شود.<ref>افجه و دیگران، «مدل جامع عدالت سازمانی با رویکرد اسلامی»، 1393ش، ص36-39.</ref>


== آثار ==
== آثار ==
آثار آیریس ماریون یانگ به‌طور عمده در دو قالب اصلی کتاب و مقاله منتشر شده است. کتاب‌های او، بیشتر به طرح و بسط نظام‌مند نظریه‌های اصلی وی در حوزه‌هایی چون عدالت، دموکراسی، مسئولیت و فمینیسم می‌پردازند. در این میان، کتاب‌های «عدالت و سیاست تفاوت»، «شمول و دموکراسی» و «مسئولیت برای عدالت» از آثار کلیدی و جامع او به‌شمار می‌روند.<ref>[https://ensafnews.com/622108/۵-چهرهی-ستمدیدگی/ «۵ چهره‌ی ستمدیدگی»، وب‌سایت انصاف‌نیوز.]</ref> شهرت اصلی یانگ با انتشار کتاب «عدالت و سیاست تفاوت» در بافت تاریخی پسافروپاشی بلوک شرق و سیطرهٔ سیاست‌های نئولیبرالی تاچریسم و ریگانیسم تثبیت شد. وی در این اثر با نقد چارچوب‌های توزیعی محض در نظریه‌های عدالت، بر اهمیت به رسمیت‌شناختن گروه‌های اجتماعی و مبارزه با ستم ساختاری تأکید کرد.<ref>[https://www.magiran.com/article/4205571 حاتمی، «آیریس ماریون یانگ و پنج شکل ستمکاری»، وب‌سایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.]</ref>
آثار آیریس ماریون یانگ به‌طور عمده در دو قالب اصلی کتاب و مقاله منتشر شده است. کتاب‌های او، بیشتر به طرح و بسط نظام‌مند نظریه‌های اصلی وی در حوزه‌هایی چون عدالت، [[دموکراسی]]، مسئولیت و [[فمینیسم]] می‌پردازند. در این میان، کتاب‌های «عدالت و سیاست تفاوت»، «شمول و دموکراسی» و «مسئولیت برای عدالت» از آثار کلیدی و جامع او به‌شمار می‌روند.<ref>[https://ensafnews.com/622108/۵-چهرهی-ستمدیدگی/ «۵ چهره‌ی ستمدیدگی»، وب‌سایت انصاف‌نیوز.]</ref> شهرت اصلی یانگ با انتشار کتاب «عدالت و سیاست تفاوت» در بافت تاریخی پسافروپاشی بلوک شرق و سیطرهٔ سیاست‌های [[نئولیبرال|نئولیبرالی]] تاچریسم و ریگانیسم تثبیت شد. وی در این اثر با نقد چارچوب‌های توزیعی محض در نظریه‌های عدالت، بر اهمیت به رسمیت‌شناختن گروه‌های اجتماعی و مبارزه با ستم ساختاری تأکید کرد.<ref>[https://www.magiran.com/article/4205571 حاتمی، «آیریس ماریون یانگ و پنج شکل ستمکاری»، وب‌سایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.]</ref>


مقالات آکادمیک یانگ نیز که در مجلات معتبر فلسفی و فمینیستی منتشر شده، بیشتر به ارائه و شرح ایده‌های او اختصاص دارند. مقالاتی چون «پرتاب‌کردن مانند یک دختر: پدیدارشناسی رفتار، حرکت و فضایندی بدن زنانه» و «نظام سیاسی و تفاوت گروهی: نقدی بر آرمان شهروندی جهان‌شمول» از جمله نوشته‌های او محسوب می‌شوند که حول محورهای ثابتی مانند نقد ساختارهای ستم، دفاع از دموکراسی مبتنی بر تفاوت و تأکید بر مسئولیت جمعی در قبال بی‌عدالتی‌های ساختاری است.<ref>[https://pecritique.com/2022/05/20/پرتابکردن-مانند-یک-دختر-آیریس-ماریو/ «پرتاب‌کردن مانند یک دختر / آیریس ماریون یانگ»، وب‌سایت نقد اقتصاد سیاسی.]</ref>
مقالات آکادمیک یانگ نیز که در مجلات معتبر فلسفی و فمینیستی منتشر شده، بیشتر به ارائه و شرح ایده‌های او اختصاص دارند. مقالاتی چون «پرتاب‌کردن مانند یک دختر: پدیدارشناسی رفتار، حرکت و فضایندی بدن زنانه» و «نظام سیاسی و تفاوت گروهی: نقدی بر آرمان شهروندی جهان‌شمول» از جمله نوشته‌های او محسوب می‌شوند که حول محورهای ثابتی مانند نقد ساختارهای ستم، دفاع از دموکراسی مبتنی بر تفاوت و تأکید بر مسئولیت جمعی در قبال بی‌عدالتی‌های ساختاری است.<ref>[https://pecritique.com/2022/05/20/پرتابکردن-مانند-یک-دختر-آیریس-ماریو/ «پرتاب‌کردن مانند یک دختر / آیریس ماریون یانگ»، وب‌سایت نقد اقتصاد سیاسی.]</ref>