|
|
| (۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| <big>'''سارا لوسيا هوگلند؛'''</big> عضو انستیتوی مطالعات لزبین در شیکاگو، همکار پژوهشی از مرکز تفسیر فلسفه در دانشگاه بینگهامتون.
| | [[پرونده:سارا لوسيا هوگلند.jpg|جایگزین=سارا لوسيا هوگلند|بندانگشتی|سارا لوسيا هوگلند]] |
| | {{درشت|'''سارا لوسیا هوگلند؛'''}} فمینیست و عضو انستیتوی مطالعات لزبین در شیکاگو. |
|
| |
|
| سارا لوسيا هوگلند، در سال 2000م، به تالار مشاهیر همجنسگرایان و لزبین شیکاگو وارد شد. | | سارا لوسیا هوگلند (به انگلیسی: Sarah Lucia Hoagland) فیلسوف، نظریهپرداز فمینیست و استاد بازنشستهٔ فلسفه و مطالعات زنان در دانشگاه نورثایسترن ایلینوی در شیکاگو است. او بیشتر بهخاطر کتاب تأثیرگذار خود با عنوان Lesbian Ethics: Toward New Value (به فارسی: اخلاق لزبین: به سوی ارزشی نوین) و مشارکت در تدوین مجموعه مقالات For Lesbians Only (به فارسی: برای لزبینها تنها) شناخته میشود. سارا هوگلند با اعتقاد به برتری اخلاقی زنان، [[همجنسگرایی]] و زندگی جدا از مردان را راهکاری برای رهایی و رشد اخلاقی میداند؛ رویکردی که از منظر منتقدان به تضاد بین آرمان [[فمینیسم|فمینیستی]] و رشد اجتماع دامن میزند. دیدگاههای او دربارهٔ محدودیتهای اخلاق مراقبت، نقد نظام سرزنش اخلاقی، و تحلیل پیوندهای میان دگرجنسخواهی و برتری سفیدپوستان همچنان موضوع بحث در محافل فلسفی و فمینیستی است. |
| هوگلند همجنسگرا بود و نظریهی اخلاق مساحقه را مطرح کرد.
| |
| == زندگینامه ==
| |
| هوگلند در 4 ژوئن 1945م در دنور، کلرادو ایالات متحده به دنیا آمد و در سال 2017، هوگلند با [[همسر]] 34 ساله خود، خانم آن لایتون، [[ازدواج]] کرد.<ref>[https://en.wikipedia.org/wiki/Sarah_Hoagland «Sarah Hoagland»، ویکی پدیا انگلیسی]</ref>
| |
| == دیدگاه ==
| |
|
| |
|
| === دیدگاه درباره اخلاق همجنسگرایانه زنانه === | | == دیدگاههای سارا هوگلند == |
| سارا هوگلند استدلال میکند که زنان نه تنها از برتری اخلاقی ذاتی نسبت به مردان برخوردارند، بلکه فضایل اخلاقی در یک جامعۀ با محوریت زنان بهشکلی کاملتر امکان تحقق مییابند. از دیدگاه وی، در ساختارهای کنونی که سلطۀ مردانه بر روابط اجتماعی تداوم دارد، امکان تحقق مطلوب اخلاقیات زنانه فراهم نیست. بر این اساس، زندگی جداگانه و جمعی زنان میتواند راهکاری برای دستیابی به زیستی اخلاقیتر و خودمختارانهتر قلمداد شود. با این حال، راهحل پیشنهادی فمینیستهای همجنسگرا لزوماً بهمعنای جدایی دائم از جامعۀ مردان نیست، بلکه بیشتر به مثابه راهبردی موقت و تمرینی برای گذار به مرحلۀ رهایی از سلطۀ مردان و نیل به رشد شخصی کاملتر معرفی میشود. از این منظر، این رویکرد میتواند گام آغازین در این مسیر و تمرینی برای دستیابی به هدف نهایی محسوب شود. <ref>طباطبایی، «رویکرد جنسیتی به اخلاق و چالشهای پیشرو»، 1403ش، ص86.</ref> | | سارا لوسیا هوگلند (زادهٔ [[۴ ژوئن]] ۱۹۴۵م) و جماعتگرایانی مانند مکاینتایر، خودآیینی را بهدلیل تأکیدش بر فردیت جدا از پیوندهای اجتماعی، نقد میکنند.<ref name=":0">Barclay, "Autonomy and the Social Self", 2000.</ref> سارا هوگلند استدلال میکند که [[زنان]] از برتری اخلاقی ذاتی نسبت به [[مردان]] برخوردار هستند و [[فضایل اخلاقی]] در [[جامعه]] با محوریت زنان بهشکلی کاملتر امکان تحقق مییابند. از دیدگاه وی، در ساختارهای کنونی که سلطهٔ مردانه بر [[روابط اجتماعی]] تداوم دارد، امکان تحقق مطلوب اخلاقیات زنانه فراهم نیست. بر این اساس، زندگی جداگانه و جمعی زنان میتواند راهکاری برای دستیابی به زیستی اخلاقیتر و خودمختارانهتر قلمداد شود. با این حال، راهحل پیشنهادی فمینیستهای [[همجنسگرایی|همجنسگرا]] لزوماً بهمعنای جدایی دائم از جامعهٔ مردان نیست، بلکه بیشتر بهمثابه راهبردی موقت و تمرینی برای گذار به مرحلهٔ رهایی از سلطهٔ مردان و نیل به رشد شخصی کاملتر معرفی میشود.<ref>طباطبایی، «رویکرد جنسیتی به اخلاق و چالشهای پیشرو»، 1403ش، ص86.</ref> |
|
| |
|
| === دیدگاه دربارۀ خودآئینی === | | == انتقادها به سارا هوگلند == |
| سارا لوسیا هوگلند و جماعتگرایانی مانند مکاینتایر، خودآئینی را به دلیل تأکیدش بر فردیت جدا از پیوندهای اجتماعی، نقد میکنند.<ref name=":0" /> در ادامه، برخی گرایشهای فمینیستی رادیکال، همجنسگرایی زنان را به عنوان راه حلی برای رهایی از ساختارهای مردانه پیشنهاد میکنند. اما مطابق ادعای برخی منابع، این رویکرد با پیامدهای منفی سلامت همراه است.<ref name=":1" /> از نظر جسمی، افزایش خطر بیماریهای مقاربتی مانند سفلیس و عفونتهای دستگاه تناسلی گزارش شده است. همچنین، خطر بالاتر سرطان سینه در زنان همجنسگرا مطرح گردیده<ref>Marrazzo and others, Genital human papillomavirus infection in women who have sex with women, Journal of Infections Diseases, December, 1998: 1604</ref> و درصد قابل توجهی نیز حامل ویروس مرتبط با سرطان رحم دانسته شدهاند.<ref>Gwat – Yong Lie and Gen Hewarrier, Intimate Violence in Lesbian relatioship, Journal of Social Service Research, No. 15, 1985: 11.</ref> از جنبه روانی، شیوع بیشتر افسردگی، افکار خودکشی، و اعتیاد به الکل و مواد در این گروه اشاره شده است. خشونت در روابط نیز از جمله موارد گزارششده میباشد.<ref>Bradford, J. Ryan, C., and Rothblum ED., National Lesbian Health Care Survey: Journal of Consulting and psychology, 1999 Washington, Dc, 1999: 228</ref> منتقدانی مانند کلودیا شاپمن، این رفتار را گونهای تبعیضآمیز و مخرب برای جامعه ارزیابی کردهاند.<ref name=":2" />
| | به نظر برخی محققان ادعای برتری اخلاقی ذاتی زنان فاقد پشتوانهٔ علمی و فلسفی است و به جای تقویت همکاری بین دو [[جنس]]، به قطبیسازی اجتماعی دامن میزند. علاوهبر این، تجربهٔ تاریخی [[فمینیسم رادیکال]] و [[لزبین فمینیسم]] نشان داده که تمرکز بر جدایی جنسیتی به بهبود وضعیت اخلاقی جامعه نمیانجامد، بلکه با ترویج فردگرایی افراطی و بیاعتنایی به [[نهاد خانواده]]، بحرانهای روانی و اجتماعی از جمله انزوا، [[افسردگی]] و [[خشونت]] در روابط همجنسگرایانه را افزایش داده است. از منظر [[ادیان توحیدی|ادیان الهی]] نیز این رویکرد در تعارض با [[فطرت]] انسانی و هدفمندی روابط زن و مرد در چارچوب [[خانواده]] قرار دارد.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/107554/فمینیسم-و-لزبینیسم فرهمند، «فمینیسم و لزبینیسم»، پورتال جامع علوم انسانی.]</ref> |
|
| |
|
| === اخلاق مساحقه === | | مطابق ادعای برخی منابع، رویکرد لوسیا هوگلند با پیامدهای منفی در [[سلامت]] همراه است.<ref name=":1">Cameron Paul, The Gay Nineties, Franklin Tennessee, 1993: 292-299</ref> از نظر جسمی، افزایش خطر [[بیماریهای مقاربتی]] مانند [[سیفلیس]] و عفونتهای [[دستگاه تناسلی]] گزارش شده است. همچنین، خطر بالاتر [[سرطان سینه]] در زنان [[همجنسگرایی|همجنسگرا]] مطرح گردیده<ref>Marrazzo and others, Genital human papillomavirus infection in women who have sex with women, 1998: 1604</ref> و درصد قابل توجهی نیز حامل ویروس مرتبط با [[سرطان رحم]] دانسته شدهاند.<ref>Gwat – Yong Lie and Gen Hewarrier, Intimate Violence in Lesbian relatioship, 1985: 11.</ref> از جنبه روانی، شیوع بیشتر افسردگی، [[افکار خودکشی]] و [[اعتیاد به الکل]] و مواد در این گروه اشاره شده است. [[خشونت]] در روابط نیز از جمله موارد گزارششده میباشد.<ref>Bradford, J. Ryan, C. , and Rothblum ED. , National Lesbian Health Care Survey, 1999: 228</ref> برخی منتقدان، این رفتار را گونهای تبعیضآمیز و مخرب برای جامعه ارزیابی کردهاند.<ref name=":2">Saghir M. T. and E. Robins, Male and Female Homosexuality, A Comprehensive Investigation, 1985: 226.</ref> |
| در سال 1978م، سارا هوگلند، اصطلاح «اخلاق همجنسگرايی زنانه» را در كارگاهی در مؤسسه كارآموزی [[زنان]] در ناحیه میدن راك در ویسكانسین به كار برد و در بوستون، [[مری دیلی]] عنوان فرعی رساله پزشكی زنان خود را «فرا اخلاق فمینیسم رادیكال» نام نهاد. | |
|
| |
|
| وی اظهار میدارد كه اخلاق مساحقه، به جامعه، اهتمام دارد؛ وقتى يك [[زن]] همجنسگرا براى خود انتخاب میكند، براى ديگر زنان همجنسگرا انتخاب میكند و آنها نيز به نوبه خود براى او انتخاب میكنند. از اين ديدگاه، اهتمام اخلاق اين نيست كه زن همجنسگرا به آنچه مطلقاً صواب میداند، عمل كند، بلكه جامعه همجنسگرايان زن، ارزشهای اخلاقى را شكل میدهند، از اينرو، ارزش و معناى اخلاقى در فضاى موجود، بين يك فرد و ديگران به وجود آمده و دوام میيابد. اخلاقيون مساحقهگرا نمیخواهند اشخاصى باشند كه به شركت در روابط سلطهگرى و سلطهپذيرى عادت كردهاند»، و به قول لوگنز میخواهند افرادى شوخ و بذلهگو باشند كه توان قدرت سفر به داخل و خارجِ جهان ديگران را داشته باشند. زنان همجنسگرا هرقدر بياموزند كه چگونه در جهانبينىهای متنوع، سير كرده و لذت ببرند، اخلاق را به قول هاگلند به عنوان «ابزار كنترل» بهکار نمیبرند.<ref>[https://vista.ir/w/a/16/efhzt «اخلاق فمنیستی»، وب سایت مجله وب گردی]</ref>
| | == آثار == |
| === خودآئینی === | | === کتابها === |
| سارا لوسيا هوگلند نگرشی بدبينانه به خودآئينی دارد و آنرا كاملاً مضرّ ميداند؛ چون معتقد است خودآئينی، ما را ترغيب میكند كه باور كنيم پيوند و ارتباط ما با ديگری و پيوستگی با ايشان ما را محدود و معنای خوديت و خويشـتن را در مـا انسـانهـا مخدوش میكند.<ref name=":0">Barclay, Linda (2000). Autonomy and the Social Self, in: Relational Autonomy: Feminist Perspectives on Autonomy, Agency and the Social Life, Edi. By Catriona Mackenzie and Natalie Stoljar, New York, Oxford University Press؛ Macintyre, Alasdair (2007). After Virtue: A Study in Moral Theory, Notre Dame, University of Notre Dame Press؛ </ref>
| | {| class="wikitable" |
| | !سال |
| | !عنوان انگلیسی |
| | !عنوان فارسی |
| | !توضیحات |
| | |- |
| | |۱۹۸۸ |
| | |For Lesbians Only: A Separatist Anthology |
| | |برای لزبینها تنها: گلچینی جداییخواه |
| | |ویراستاری مشترک با جولیا پنهلوپ |
| | |- |
| | |۱۹۸۸ |
| | |Lesbian Ethics: Toward New Value |
| | |اخلاق لزبین: به سوی ارزشی نوین |
| | |اثر اصلی و بنیادین |
| | |- |
| | |۲۰۰۰ |
| | |Feminist Interpretations of Mary Daly |
| | |تفسیرهای فمینیستی از مری دیلی |
| | |ویراستاری مشترک با مارلین فرای، انتشارات دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا |
| | |- |
| | |۲۰۰۷ |
| | |Philosophy in Multiple Voices |
| | |فلسفه در چندآوایی |
| | |ویراستاری مشترک با لوئیس گوردون و دیگران، انتشارات رومن و لیتلفیلد<ref>"[https://scholar.google.com/scholar?q=Sarah+Lucia+Hoagland Sarah Lucia Hoagland]", Google Scholar.</ref> |
| | |} |
|
| |
|
| البته نقد برداشت فردگرايانه از خودبنيادی و تأكيد بر فرديت بـه معنـای خاص آن مسئلهای نيست كه فقط مخـتص فمنيسـم باشـد؛ مـثلاً مـیتـوان از اجتمـاعگرايـان نيز به منزله گروهی كه نقد مشابهی از فردگرايی را مطرح كردهانـد يـاد كـرد؛ (جماعتگرايان)<ref>communitarians.</ref> مثلاً مك اينتاير طيفهای مختلف ليبرال، اعم از نوزيك و راولز، را به سبب باور به تقـدم هسـتی فرد و منافع فردی بر اجتماع و تلقی جامعه به مثابه امری ثـانوی و فرعی مـورد نقـد قـرار دادهاست.<ref>Macintyre, Alasdair (2007). After Virtue: A Study in Moral Theory, Notre Dame, University of Notre Dame Press. </ref>
| | === مقالات منتخب === |
| | هوگلند مقالات متعددی در مجلات معتبر فلسفه فمینیستی منتشر کرده است، ازجمله: |
| | * «لزبینگرایی، تمایلات جنسی و قدرت: پدرسالاری، خشونت و پورنوگرافی» (Lesbianism, Sexuality and Power: The Patriarchy, Violence and Pornography), 1980, Sinister Wisdom |
| | * «سادیسم، مازوخیسم و فمینیسم لزبین» (Sadism, Masochism, and Lesbian-Feminism)، ۱۹۸۲م، در کتاب Against Sadomasochism. |
| | * «عاملیت اخلاقی در زیر ستم» (Moral Agency Under Oppression), 1986, Trivia: A Journal of Ideasم. |
| | * «چند ملاحظه دربارهٔ مراقبت نل نادینگز» (Some Concerns About Nel Noddings' Caring), 1990, Hypatiaم. |
| | * «تأملاتی دربارهٔ دگرجنسخواهی» (Some thoughts about heterosexualism), 1990, Journal of Social Philosophyم. |
| | * «چرا اخلاق لزبین؟» (Why Lesbian Ethics?)، ۱۹۹۲، Hypatiaم. |
| | * «جدایی از دگرجنسخواهی» (Separating from heterosexualism)، ۱۹۹۵، در کتاب Feminism and Communityم. |
| | * «کنشگری به مثابه آموزش» (Towards a practice of radical engagement), 1999, The Radical Teacherم. |
| | * «روشهای دانستن» (Practices and Knowing), 2003, International Studies in Philosophyم. |
| | * «دگرجنسخواهی و برتری سفیدپوستان» (Heterosexualism and White Supremacy), 2007, Hypatiaم. |
| | * «انکار رابطهای بودن: معرفتشناسی و اخلاق نادانی» (Denying Relationality: Epistemology and Ethics of Ignorance)، ۲۰۰۷م، در کتاب Race and Epistemologies of Ignorance. |
| | * «سوگندها» (Oaths)، ۲۰۱۰م، در Handbook of Public Pedagogy. |
| | * «کنشهای استعماری/هویتهای استعماری» (Colonial Practices/Colonial Identities)، ۲۰۱۰م، در کتاب The Center Must Not Hold. |
| | * «جنبههایی از استعمارگرایی دانش» (Aspects of the Coloniality of Knowledge), 2020, Critical Philosophy of Raceم.<ref>"[https://philpeople.org/profiles/sarah-lucia-hoagland Sarah Lucia Hoagland]", PhilPeople.</ref> |
|
| |
|
| یکی از موضوعات مهم و قابل تأمل این مبحث، تأثیر فیزیکی و روانی همجنسگرايی بر سلامت [[زنان]] است. فمینیستهای زیستشناختی منشأ ظلم به زنان را تبعیض و تفاوت فیزیکی زن و [[مرد]] در نظام آفرینش میدانند. مبانی نظری این گروه در تقابل کامل با اندیشه دینی و الهی است. باروری، شیردهی و دوران قاعدگی از نکات مهمی است که این مسئله به زعم آنان، ظلم دستگاه آفرینش به زنان بوده و باید در این خصوص از این قشر سلب مسئولیت شود. به نظر آنها بهترین گزینه برای پاسخگویی به نیازهای زنان و جداسازی آنان از مردان، لزبینیسم است، امّا علیرغم طبیعی جلوه دادن این رفتار از نظر بیولوژیکی، همجنسگرايی برطبق آخرین مطالعات انجام گرفته عواقب سویی بر سلامت و بهداشت فیزیکی و روانی زنان دارد که در ادامه به برخی موارد اشاره میشوند:
| |
|
| |
| ـ لزبینها 19 بار بیشتر از [[زنان]] دگر جنسخواه به سفلیس و 2 برابر بیشتر از آنان به عفونتهـای دستـگاه تناسـلی مبتـلا میشـوند. میـزان ابتـلای این دستـه از [[زنان]] به قارچهـا و بیمـاری گـال نیـز 4 بـرابـر نسبـت به زنان دگـرجنسخواه بیشتـر است.<ref name=":1">Cameron Paul, The Gay Nineties, Franklin Tennessee, Adroit Press 1993: 292-299</ref>
| |
|
| |
| ـ [[زنان]] همجنسگرا 3 برابر بیشتر از دیگر زنان به سرطان سینه مبتلا میشوند؛ در آمریکا 104 هزار لزبین مبتلا به سرطان سینه هستند که هر ساله 7000 نفر به تعدادشان اضافه میشود.<ref>cf., Associated press, 1999</ref>
| |
|
| |
| ـ مطالعات پزشکی در سال 1998 در آمریکا نشان داد که 30 درصد لزبینها حامل ویروس تبخال دستگاه تناسلی هستند که 90 درصد از این حاملان مبتلا به سرطان رحم میشوند.
| |
|
| |
| ـ در سال 1994 نیز آمارها نشان میدهند که میانگین سنی [[زنان]] لزبین 45 سال است و 23 درصد از آنـان بالای 64 سـال عمر میکنند، 20 درصد از آنـان در اثر خشونت و 1/7 درصد بهعلت ابتلا به بیماری ایدز میمیرند.<ref>Cameron Paul, The Gay Nineties, Franklin Tennessee, Adroit Press 1993: 56</ref>
| |
|
| |
| اغلب افراد همجنسگرا نیز تحت تأثیر این رفتار از سلامت روانی مطلوبی برخوردار نیستند و دچار انواع افسردگی، بیماریهای روانی و اعتیاد به الکل و موادمخدر میباشند، به خصوص در لزبینها موارد حادی از افسردگی، ناامیدی و بروز رفتارهای خشونتآمیز دیده شده است. استرسهای ناشی از احساس عدم امنیت، مقبولیت و دور شدن از روند طبیعی زندگی باعث اختلالات فکری و روانی در همجنسگرایان میگردد که بسیاری از آنان تجربههای تلخی در زمینه افسردگی، خودکشی، اعتیاد، عدم تعادل روحی و روانی داشتهاند. در سال 1984 مؤسسه ملّی سلامت لزبینها آماری را به شرح زیر منتشر کرد:
| |
| *83 درصد لزبینها به طور متناوب مشروبات الکلی مینوشند.
| |
| *47 درصد آنان ماری جوآنا و 30 درصد سیگار میکشند.
| |
| * بیش از50 درصد لزبینها (جمعیت نمونه 2000 نفر بوده است) به فکر خودکشی افتادهاند و 18 درصد نیز دست به خودکشی زدهاند.
| |
|
| |
| آمارها نشان میدهد که دستیابی به وضعیت مطلوب و آرمانی فمینیستها یعنی دنیایی تفکیک شده و خارج از حیطه مردانـه نه تنها کارایی نداشته، بلکه جایگاه اجتماعی [[زنان]] را نیز به مخاطره انداخته است. فشارهای روانی و عدم تعادل روحی در همجنسگرایان باعث اعمال خشونت و ناسازگاری این افراد با محیط میگردد و گاه آنان را منزوی و مطرود از اجتماع مینماید. تحقیقات سال 1990 بر روی 90 زوج لزبین، نشان میدهد که 40 درصد آنان خشونت را در روابط خود تجربه کردهاند و در تحقیق سال 1985 از 1109 لزبین مشخص گردید که بیش از نیمی از آنان توسط شریک جنسی خود مورد آزار قرار گرفتهاند. همچنین 15 درصد از لزبینها بهمنظور کسب لذت جنسی به شکنجه طرف مقابل خود پرداختهاند. در حقیقت این [[زنان]] معمولاً دچار نوعی سادیسم جنسی میشوند که ناشی از عدم رضایت و ارضای نیازهای [[جنسی]] است و به صورت رفتارهای خشونتآمیز بروز مینماید.
| |
|
| |
| دکتر کلودیا شاپمن<ref>Claudia Schoppman.</ref> نیز از فعالین حزب سوسیالیست ملّی آلمان نیز در مطالعات گسترده خود از سال 1991 تا 1993، همجنسگرايی را زنگ خطری برای جامعه بشریت دانسته و آن را به شدّت محکوم میکند. وی اظهار میدارد همجنسگرايی گونهای از رفتار تبعیـضآمیـز [[جنسی]] اسـت که مدل رفتـاری آن مـانند نـازیهاسـت، لزبینها خود را [[زنان]] برتـر میداننـد، در حالـی کـه محکـوم به فنـا و نابـودی هستند.<ref>همان</ref>
| |
|
| |
| از سوی دیگر استغراق در لذات مادّی و تحریک اذهان عمومی به کسب لذت و آزادیهای بیحد و حصر در کامجوییهای [[جنسی]]، شخصیت انسانی [[زن]] را خدشهدار نموده است و اگر این هنجار گسیختگی در یک برههی زمانی جوابی کوتاهمدت و مقطعی به یک تمنای سرکش بدهد، لیکن در درازمدت تغییر و تحولات زیانبار و غیرقابل انکاری را به جامعه تحمیل خواهد نمود. ایجاد تنفر و محسوب نمودن [[مردان]] به عنوان دشمن فرضی که به صورت اصولی و نظاممند صورت میگیرد، تعامل اجتماعی و روابط زن و مرد را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد و به پررنگتر شدن فضای تبعیض جنسیتی میانجامد که به صورت غیرمستقیم زنان را دچار مشکل میسازد.
| |
|
| |
| تبلیغاتی که نحلههای گوناگون فمینیسم برای رهایی [[زنان]] از ستمگری [[مردان]] و قیود زندگی [[خانوادگی]] انجام میدهند، فضایی را بهوجود آورد که بسیاری از زنان، لزبینیسم را تنها راه پایان دادن به نقشهای کلیشهای دانستند تا آنجا که تیگریس اتکینسن از لزبین فمینیستهای معروف معاصر میگوید:
| |
|
| |
| «فمینیسم یک نظریه و لزبینیسم کاربرد آن است»؛ تحت تأثیر این فضا، بسیاری از زنان که هیچ تمایلی به همجنس خود نداشتند، جهت حمایت از فمینیسم به همجنسگرايی روی آوردند و به اختلالاتی چون عقده حقارت و افسردگی ناشی از پشیمانی شدید گرفتار شدند، به عنوان مثال بررسیهای سال 1985 نشان داد 30 درصد لزبینها پس از 35 سالگی رو به [[جنس]] مخالف میآورند و 45 درصد از آنان نیز قبل از همجنسگرايی، [[ازدواج]] کرده بودند و 20 درصد لزبینها نیز کمتر از 3 سال با هم زندگی میکنند.<ref name=":2">Saghir M. T. and E. Robins, Male and Female Homosexuality, A Comprehensive Investigation, 1985, Baltimore, London, 1985: 226.</ref> بر اساس این مطالعات میتوان چنین نتیجه گرفت که بسیاری از زنان علیرغم میل باطنی خود و تحت تأثیر تبلیغات فمینیستی، گرایشهای مقطعی خاصی پیدا میکنند، امّا در نهایت به نادرستی و عدمتطابق الگوهای ارائه شده جدید با فطرت و روحیات خود، پیخواهند برد.
| |
|
| |
| == آثار==
| |
| *Hoagland, Sarah Lucia; Penelope, Julia (1988). For lesbians only: a separatist anthology. London: Onlywomen Press Ltd. ISBN 9780906500286.
| |
|
| |
| *Hoagland, Sarah (1992). Lesbian Ethics: Toward New Value. Palo Alto, California: Institute of Lesbian Studies. ISBN 9780934903035.
| |
|
| |
| *Hoagland, Sarah Lucia; Frye, Marilyn (2000). Feminist interpretations of Mary Daly. Re-reading the cannon. University Park, Pennsylvania: Pennsylvania State University. ISBN 9780271020198.
| |
|
| |
| == جستارهای وابسته ==
| |
| * [[کلودیا کارد]]
| |
| * [[سارا رادیک]]
| |
| == پانویس == | | == پانویس == |
| {{پانویس}} | | {{پانویس}} |
| | |
| == منابع == | | == منابع == |
| *دوست کام، محسن،مهناز مهرابی زاده هنرمند، سجاد علی قنواتی و سپیده پورحیدري، «آسیب شناسی لزبینیسم؛ محسن دوست کام»،فصلنامه علمی پژوهشی زن و فرهنگ، سال دوم. شماره هشتم. تابستان 1390ش.
| | {{آغاز منابع}} |
| * طباطبایی، مرتضی، «رویکرد جنسیتی به اخلاق و چالشهای پیشرو»، مجلۀ تأملات اخلاقی، شمارۀ 4، 1403ش. | | * طباطبایی، مرتضی، «رویکرد جنسیتی به اخلاق و چالشهای پیشرو»، مجلهٔ تأملات اخلاقی، شمارهٔ ۴، ۱۴۰۳ش. |
| * مقاله به زبان اصلی «اخلاق لزبین سارا لوسیا هوگلند: به سوی ارزش جدید و توانمندگرایی»، کارول ون کرک، تاریخ بازدید: 20 دی 1401ش. | | * فرهمند، مریم، «فمینیسم و لزبینیسم»، پروتال جامع علوم انسان، تاریخ بازدید: ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ش. |
| *« گناه و عوارض همجنس گرایی»، وب سایت پرسمان، تاریخ بازدید: 20 دی 1401ش. | | {{آغاز چپچین}} |
| *تانگ، رزمري،اخلاق فمنيسيت فمنيسم و دانش هـاي فمنيسـيت، ترجمـة عبـاس يزداني، قم: دفتر مطالعات زنان، 1382ش. | | * Barclay, Linda (2000). Autonomy and the Social Self, in: Relational Autonomy: Feminist Perspectives on Autonomy, Agency and the Social Life, Edi. By Catriona Mackenzie and Natalie Stoljar, New York, Oxford University Press |
| *اسلامي، سید حسن، «ج نسيت و اخلاق مراقبت »، فصـلنامـة مطالعـات راهبـردي زنان، س 11 ،1387ش. | | * Bradford, J. Ryan, C. , and Rothblum ED. , National Lesbian Health Care Survey: Journal of Consulting and psychology, 1999 Washington, Dc, 1999: 228 |
| *«Sarah Hoagland»، ویکی پدیا انگلیسی، تاریخ بازدید: 20 دی 1401ش. | | * Cameron Paul, The Gay Nineties, Franklin Tennessee, Adroit Press 1993 |
| *«اخلاق فمنیستی»، وب سایت مجله وب گردی،تاریخ بازدید: 20 دی 1401ش. | | * Gwat – Yong Lie and Gen Hewarrier, Intimate Violence in Lesbian relatioship, Journal of Social Service Research, No. 15, 1985: 11. |
| | * Macintyre, Alasdair (2007). After Virtue: A Study in Moral Theory, Notre Dame, University of Notre Dame Press |
| | * Marrazzo and others, Genital human papillomavirus infection in women who have sex with women, Journal of Infections Diseases, December, 1998: 1604. |
| | * "Sarah Lucia Hoagland", Google Scholar, Seen in: February 17, 2026. |
| | * "Sarah Lucia Hoagland", PhilPeople, Seen in: February 17, 2026. |
| | {{پایان چپچین}} |
| | {{پایان منابع}} |