|
|
| (۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| | [[پرونده:سندرا هاردینگ.png|جایگزین=سندرا هاردینگ|بندانگشتی|سندرا هاردینگ]] |
| | {{درشت|'''سندرا هاردینگ؛'''}} فیسلوف علم و نظریهپرداز فمینیست آمریکایی. |
|
| |
|
| <big>'''سندرا هاردینگ؛'''</big> فیسلوف علم، فمینیست آمریکایی.
| | سندرا هاردینگ؛ فیلسوف علم و نظریهپرداز معاصر آمریکایی است که بهسبب اثرگذاری در تکوین و گسترش شناختشناسی فمینیستی، شناخته میشود. او با تمرکز بر نسبت علم، قدرت و موقعیتهای اجتماعی، مفاهیمی چون عینیت نیرومند را در نقد علم مدرن مطرح کرد و در آثار خود، علاوه بر [[جنسیت]]، به ابعاد نژادی، استعماری و چندفرهنگی در تولید دانش علمی پرداخته است. |
|
| |
|
| سندرا هاردینگ به بحث در مورد توسعهٔ شناختشناسی فمینیستی میپردازد تا بر این مسئله تأکید کند که ایدهآلهای مدرن دانش تا چه اندازه آرمانهای مردانه را مجسم کرده و شکلهای ممکنِ دانشی را که بهطور سنتی زنانه توصیف شده است طرد کردهاند.
| | == زندگینامه == |
| ==زندگینامه== | | سندرا هاردینگ (به انگلیسی: Sandra Harding) فیلسوف علم و نظریهپرداز معاصر آمریکایی، در [[۲۹ مارس]] ۱۹۳۵م در [[آمریکا]] متولد شد. وی از چهرههای مؤثر در حوزهٔ شناختشناسی فمینیستی و [[علوم اجتماعی]] بهشمار میرود. هاردینگ دکترای خود را در ۱۹۷۳م از دانشگاه نیویورک دریافت کرد و پس از آن بهعنوان استاد در دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس (UCLA) به تدریس پرداخت. وی علاوهبر سردبیری نشریههای علمی، ریاست مرکز مطالعات زنان در دانشگاه کالیفرنیا در لسآنجلس را نیز بر عهده داشت.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20120327143730-3023-264.pdf نصر اصفهانی، «کتابشناسی ساندرا هاردینگ»، 1388ش، 72.]</ref> سندرا هاردینگ در [[۵ مارس]] ۲۰۲۵، در سن ۸۹ سالگی درگذشت. |
| سندرا هاردینگ فیلسوف علم و نظریهپرداز معاصر آمریکایی، در 1935م در آمریکا متولد شد. وی از چهرههای شاخص و مؤثر در حوزهی شناختشناسی فمینیستی و علوم اجتماعی به شمار میرود. او دکترای خود را در ۱۹۷۳م از دانشگاه نیویورک دریافت کرد و پس از آن بهعنوان استاد در دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس (UCLA) به تدریس پرداخت. هاردینگ علاوه بر سردبیری نشریهم های علمی، ریاست مرکز مطالعات زنان UCLA را نیز بر عهده داشت. | |
|
| |
|
| وی با تألیف سه کتاب و مقالات متعدد، بهویژه با گسترش «نظریه دیدگاه فمینیستی» شناخته میشود. کار فکری هاردینگ با تمرکز بر نقش جنسیت در تولید دانش علمی آغاز شد و به تدریج ابعاد نژادی، استعماری و اکولوژیک را نیز در تحلیلهای خود گنجاند. هدف اصلی او نشان دادن این بود که چگونه علم میتواند با در نظر گرفتن زمینههای سیاسی و اجتماعی، به نیرویی مؤثر برای بهبود زندگی انسانها تبدیل شود.<ref>نصر اصفهانی، «کتاب شناسی ساندرا هاردینگ»، 1388ش، 72.</ref>
| | == دیدگاههای سندرا هاردینگ == |
| | سندرا با تألیف سه کتاب و مقالات متعدد، بهویژه با گسترش نظریه دیدگاه فمینیستی شناخته میشود. کار فکری هاردینگ با تمرکز بر نقش [[جنسیت]] در تولید دانش علمی آغاز شد و بهتدریج ابعاد نژادی، استعماری و اکولوژیک را نیز در تحلیلهای خود گنجاند. او میکوشید تا نشان دهد که توجه به زمینههای سیاسی و اجتماعی میتواند اثرگذاری علم در بهبود زندگی انسانها را افزایش دهد.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20120327143730-3023-264.pdf نصر اصفهانی، «کتابشناسی ساندرا هاردینگ»، 1388ش، 72.]</ref> |
|
| |
|
| == دیدگاه == | | === نقد تجربهگرایی === |
| | هاردینگ رویکرد تجربهگرایانهٔ فمینیستی را بهدلیل محافظهکاری ذاتی و محدودیت در خواستههایش نقد میکند. از دید او، این رویکرد اگرچه به دنبال افزایش دقت علمی است، اما در نهایت نمیتواند با یافتههای مطالعات فمینیستی که خواستار تغییراتی فراتر از دقت صرف هستند، سازگاری کامل داشته باشد. <ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20120327143730-3023-264.pdf نصر اصفهانی، «کتابشناسی ساندرا هاردینگ»، 1388ش، 73.]</ref> |
|
| |
|
| ===معرفتشناسی فمینیسم=== | | === معرفتشناسی فمینیسم === |
| سندرا هاردینگ یکی از بنیانگذاران و نظریه پردازان حوزه شناختشناسی فمینیستی است. انتخاب آثار هاردینگ برای معرفی مسئله شناخت در فمینیسم، به سبب دو مزیت خاص این متفکر است: نخست اینکه او خود از نمایندگان حوزه شناختشناسی فمینیستی و از صاحب نظران بنام این نحله است که در معرفی، پیشرفت و گسترش آن تأثیر بسزایی داشته، به نحوی که در سیر تطور آثار او می توان چگونگی رشد و بلوغ شناخت شناسیهای فمینیستی را نیز پی گرفت و دیگر اینکه او در آثار مختلف خود دست به جمعبندی و طبقهبندی آراء سایر فلاسفه شناختشناس فمینیست پیش از خود زده است.
| | ساندرا هاردینگ با طرح نظریه دیدگاه فمینیستی، به جای جستجوی یک معرفت مطلق و بیطرف، بر نقش تعیینکنندهٔ موقعیت اجتماعی و تجربههای جنسیتیشده در شکلگیری دانش تأکید میکند. از دید او، زنان بهدلیل قرارگرفتن در موضع حاشیهای، هم با ساختارهای سلطه آشنایی دارند و هم الزاماً باید واقعیتهای اجتماعی را از دو منظر مسلط و منظر خود بفهمند. این دیدگاه دوگانه به آنها امکان دستیابی به درکی کاملتر، انتقادیتر و عینیتر از جهان میدهد که از دیدگاه مردانه نهان میماند؛ معرفت برآمده از زندگی و مبارزات زنان، بهدلیل داشتن امکان نقد رادیکالتر ساختارهای قدرت، از ظرفیت شناختی برتری برخوردار است.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20120327143730-3023-264.pdf نصر اصفهانی، «کتابشناسی ساندرا هاردینگ»، 1388ش، 73-74.]</ref> |
|
| |
|
| او در ابتدا با تمرکز بر روشنسازی مقتضيات [[جنسیت]] یافته علوم آغاز کرد و همراه با پیشرفت اندیشههایش به بررسی دیگر جنبههای مقتضیات فرهنگی و اجتماعی علوم، شامل مقتضيات نژادی و استعماری، پرداخت. تلاش او مصروف روشن کردن شیوههایی است که در آن علم میتواند نیروی مؤثرتری برای زندگی بهتر بشر باشد، آثار او مقتضیات سیاسی و اجتماعی گوناگون در علم، شامل استلزامات بهرهکشی از طبیعت، فرهنگ های غیرغربی و [[زنان]] را تحلیل میکنند.
| | === شناختشناسی چندفرهنگی === |
| | در مسیر تکامل فکری، هاردینگ دیدگاه خود را در شناختشناسی بهسوی موقعیتهای چندفرهنگی، گسترش داد.<ref>بلیکی، پارادایمهای تحقیق در علوم انسانی، 1393ش، ص234-236.</ref> این رویکرد چندفرهنگی، بر هویتهای متکثر و پیچیده مانند زنان رنگینپوست و [[فمینیسم سوسیالیست|فمینیستهای سوسیالیست]] تأکید میکند و شناخت را از دیدگاه تمام دیگریهای به حاشیهراندهشده بر اساس [[نژاد]]، [[طبقه]] و [[فرهنگ]] ممکن میداند.<ref>فی، پارادایمشناسی علوم انسانی، 1390، ص123.</ref> |
|
| |
|
| هاردینگ در سال ۱۹۸۳ با همکاری ''مریل هیتتیکا''<ref>Merrill Hintikka. </ref> مجموعه مقالاتی با عنوان کشف واقعیت، چشماندازی فمینیستی درباره شناختشناسی، متافیریک، روششناسی و فلسفه ...<ref>Discovering reality: Feminist perspectives on epistemology, metaphysics, methodology, and philosophy</ref> منتشر کرد. در این کتاب که به عنوان یکی از کتب آغازگر شناختشناسی فمینیستی شناخته میشود، مقالاتی در اثبات [[جنسیت]] یافتگی علم و شناخت وجود داشت. نویسندگان مقالات که اغلب آنها دانشمندانی فمینیست بودند در مقالات مختلف به تفوق اندیشههای مردمدارانه در علوم اشاره کرده بودند و نشان دادند که چگونه علم و شناخت بشری با تأثیر این اندیشهها نتایج غلطی در علم به بار آوردهاست. گفته میشود که این کتاب «تأثیری انقلابی بر استنتاج محض در فلسفه نهاد.» هاردینگ در آخرین مقاله این کتاب با عنوان «چرا نظام [[جنس]]- [[جنسیت]] تنها اکنون آشکار شده است؟<ref> Why has the Sex/Gender System become visible only now?</ref> تلاش می کند تا ناکارآمدی نظامهای شناخت شناسی مرسوم: تجربه گرا، مارکسیست و کابرد نسبی گرا را در توضیح ابژه نوظهور نظام جنس- جنسیت" <ref> Sex/gender system.</ref>توضیح دهد. او در این مقاله میکوشد تا اثبات کند ناکارآمدی نظامهای شناختشناسانه موجود، حضور نظامهای شناختی جایگزینی را طلب میکند.
| | == دیدگاههای منتقدان == |
| === تاکید بر منظرگرایی اضافه به جای معرفت مطلق ===
| | به نظر اندیشمندان، نسبیگرایی فمینیستی با یک پارادوکس درونی روبهرو است و ادعای نسبیت در این گزاره، اطلاق آن را نقض میکند. افزون بر این، بسیاری از حقایق مانند وجود هستی و خودآگاهی انسان بهصورت حضوری و مطلق درک میشوند و وابسته به [[جنسیت]]، نژاد یا جایگاه اجتماعی نیستند.<ref>مصباح یزدی، آموزش فلسفه، 1383ش، ج2، ص160.</ref> |
| ساندرا هاردینگ معتقد است هر جا که فمینیستها وارد عرصه شناختشناسی شدهاند علم متمایزی را بر اساس نظریه فعالیت [[جنسی]] شده و تجربه اجتماعی رقم زدهاند.<ref>نورمن، بلیکی؛ پارادایمهای تحقیق در علوم انسانی؛ ترجمه سید حمیدرضا حسنی؛ قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ دوم، 1393؛ ص234-236.</ref> آنها به دنبال پیوند زدن معرفتشناسی با [[جنسیت]] هستند. از این رو مدعی هستند که باید پژوهشهای آنها به نفع [[زنان]] بوده باشد و جهان بهتری را برای آنها بسازد. نتیجه این رویکرد منظرگرایی یا توجه به دیدگاه در معرفتشناسی فمینیستی است.
| |
|
| |
|
| «منظرگرائـی روش مسلط معرفتشناسی در زنـدگی معاصـر اسـت کـه در رقابـت بـا پارادايم پوزيتيويسم (به عنوان ديدگـاه مـسلط)، جايگزين آن شده اسـت. مطـابق منظرگرائی فاعلان شناسايی هرگز مستقيما به واقعيت به عنوان چيـزی در ذات خـود نمينگرنـد؛ بلکـه نگرش آنها برخواسته از تمايلات شخصي، فـرضها و دانش پيشين آنها است.»<ref>فی، برایان؛ پارادایمشناسی علوم انسانی؛ ترجمه مرتضی مردیها؛ تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، جاپ سوم، 1390؛ ص 123.</ref>
| | از دید منتقدان حتی اگر تفاوت در شناخت زنانه و مردانه پذیرفته شود، نمیتوان بهراحتی ادعا کرد که معرفت زنانه برتر است. تجربهٔ زندگی در حاشیه یا مواجهه با تبعیض، لزوماً بهمعنای دسترسی به شناخت کاملتر یا عینیتر نیست. بهعلاوه، چنین ادعایی را نمیتوان به همهٔ زنان تعمیم داد، زیرا تجربهها و موقعیتهای زنان یکسان نیست.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/158977 «نگاهی انتقادی به مبانی معرفتشناسی فمینیسم (1)»، وبسایت راسخون.]</ref> |
|
| |
|
| وقتی ما از منظرها و زوايای متفاوتی به اشيا مینگريم، تصاوير مختلفی از آنها به دست میآوريم. طرفداران فمينيسم میگويند [[زنان|زنان]] و [[مردان|مردان]] از زوايای متفاوتی به واقعيت مینگرند؛ لذا ديدگاه آنها نسبت به واقعيت، با يكديگر متفاوت است. آنها همچنين ادعا میكنند كه نه تنها ديدگاه و منظر زنان نسبت به مردان متفاوت است، بلكه اين منظر، امتيازی ويژه و مزيتی خاص بر منظر و ديدگاه مردان دارد.
| | == آثار == |
| خاستگاه نظریه دیدگاه مارکسیسم است.
| | ساندرا هاردینگ آثار متعددی در حوزههای فلسفه علم، شناختشناسی فمینیستی و مطالعات علم و فناوری تألیف کرده که برخی از مهمترین آنها به فارسی ترجمه شدهاند، ازجمله: مقاله «از تجربهگرایی فمینیستی تا شناختشناسیهای دارای دیدگاه فمینیستی»؛ مقاله «جنسیت و علم» در مجموعهای از دفتر مطالعات و تحقیقات زنان. اثر دیگر، «فصل زنان» است که در قالب یک مجموعه دو جلدی دیدگاههای فمینیستی توسط نوشین احمدی خراسانی و همکاران گردآوری شده و بخشی از آن به نوشته هاردینگ اختصاص دارد.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20120327143730-3023-264.pdf نصر اصفهانی، «کتابشناسی ساندرا هاردینگ»، 1388ش، 76.]</ref> |
| | |
| فمینیسم با توجه به نظریاتی همچون «منظرگرایی» نشان میدهد که در عرصه معرفتی به انکار معرفت مطلق پرداخته و خصوصا با [[جنسیتی]] کردن معرفت، خوانشهای مختلف از معرفت را موجه میداند.
| |
| در حقیقت نسبیگرایی معرفتی با نفی ملاک شناخت حقیقی و تمییز آن از شناخت غیر حقیقی، به انکار موجه بودن معرفت پرداخته و معرفت را محصول برخورد ادراککننده با جهان خارج میداند. از این رو به اعتقاد آنها شیئ خارجی بر سیستم ادراکی انسان تاثیر گذاشته و فعل و انفعالات ذهنی را نتیجه میدهد. در اثر این فعل و انفعالات است که معرفت به وجود میآید. نتیجه سخن آنان این است که حقیقت و معرفت حقیقی معلول برخورد و تاثیر و تاثر عالم خارج و ذهن بشر است.<ref>مطهری، مرتضی؛ اصول فلسفه و روش رئاليسم در مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، قم: صدرا، چاپ هشتم، 1372؛ج6، ص 174.</ref> طبق این دیدگاه است که معرفت- شناسي فمينيستي براساس اين مبنا بیان میدارد كه [[جنس]] و [[جنسيت]] كه از عوارض جسم و روحيات و نقشهاي اجتماعي [[زن]] و [[مرد]] است، ميتواند معرفت را تحتتأثير قرار دهد و به همين جهت معرفت مردانه و معرفت زنانه با يكديگر تفاوت مبنايي دارند. به عنوان نمونه [[فمینیسم اسلامی]] درصدد خوانش دوبارهی منابع چهارگانهی دین اسلام است و بر این باور است که برداشتها و اجتهادهای مردانه، سبب قرائتهای ناقص و یک جانبهای از متون مقدس شده است. درحالیکه اگر این قرائت با نگاهی زنانه بازبینی شود، ممکن است احکام متفاوتی از آن استخراج گردد.
| |
| | |
| نقدی که به نسبیتگرایی فمینیسم وارد است این است که ادعای نسبی بودن همه شناختها، خود یک قضیه مطلق و کلی و دائمی است بنابراین حداقل یک شناخت مطلق اتفاق افتاده است. و اگر مدعی شوند که این قضیه هم نسبی است، پس دلالت بر مدعای آنها نمیکند. یعنی در بعضی موارد صحیح نیست پس قضیه مطلق و دائمی وجود دارد.<ref>مصباح یزدی، محمدتقی؛ آموزش فلسفه؛ تهران: امیرکبیر، چاپ چهارم، 1383؛ ج2؛ ص 160.</ref>
| |
|
| |
| فارغ از نقد کلی نسبیت میتوان به این نکته اشاره کرد که همه انسانها حداقل با علم حضوری در درون خود حقایقی را به صورت مطلق درک میکنند. در دایره علوم حصولی نیز بسیاری از حقایق مطلق وجود دارند که همگان به آن اذعان دارند مانند وجود هستی و اصل وجود انسان. در میان سایر حقایق نیز میتوان موارد بسیاری را یافت که فارغ از [[جنسیت]]، نژاد و طبقات اجتماعی و... ثابت بوده و در برخورد با فاعل شناسا تغییری در آنها رخ نمیدهد.
| |
| با توجه به نقدهای وارد شده بر نسبیت معرفتشناسی، میتوان ایرادات وارده بر دیدگاه تفاوت معرفت [[زنانه]] و مردانه و همچنین بطلان تفوق معرفت زنانه بر معرفت [[مردانه]] را نیز استنتاج کرد. از این رو نمیتوان گفت صرفا به دلیل [[جنسیت]] متفاوت، [[زنان]] برداشت متفاوتی از حقیقت داشته و یا حقیقت با برداشتها زنانه تفاوت پیدا خواهد کرد. همچنین طبق این نقد، دیگر تفاوتی وجود ندارد تا یک دیدگاه بر سایر دیدگاهها برتری پیدا کند. علاوه بر آن در صورتی که تفاوت معرفت زنانه و مردانه پذیرفته شود، دلیلی بر برتری معرفت زنانه وجود نداشته و این ادعا مستند به استدلال متقنی نیست. زیرا در حاشیه فعالیتها، اجتماعی بودن و عدم بهرهمندی از نظام اجتماعی و حتی فعالیت بیشتر برای تولید کالا نمیتواند دلیلی بر برتری در معرفتشناسی زنان باشد. در صورتی که این مطلب نیز پذیرفته شود، شمول آن بر همه [[زنان]] مورد خدشه و اشکال است. این نکته حائز اهمیت است که نقدهای نسبیگرایی که در معرفتشناسی فمینیسم بیان گردید در حوزه نسبیگرایی هستیشناسی و ارزششناسی نیز وارد است.
| |
| ==آثار ==
| |
| * هاردینگ، ساندرا، (۱۳۸۰). «از تجربه گرایی فمینیستی تا شناخت شناسیهای دارای دیدگاه فمینیستی» در کھون، لارنس، متن های برگزیده از مدرنیسم تا پست مدرنیسم. ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده. دو مقاله دیگر از هاردینگ هم به زبان فارسی برگردانده شده است که متأسفانه ترجمه های آنها از کیفیت خوبی برخوردار نیست.<ref>[http://abusadra.blogfa.com/post/848 «معرفت شناسی های فمینیستی»، وب سایت فلسفه و عرفان ،جامعه شناسی،روانشناسی]</ref>
| |
| *هاردینگ، ساندرا، (۱۳۸۲)، جنسیت و علم، در مجموعه فمینیسم و دانش های فمینیستی: ترجمه، تحلیل و نقد مجموعه مقالات دایره المعارف روتليج، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، صص۲۱۹-۲۳۶.<ref>[http://ensani.ir/fa/article/107559/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C «معرفی کتاب فمینیسم و دانشهای فمینیستی»، پروتال جامع علوم انسانی]</ref>
| |
| * هاردینگ، ساندرا (۱۳۸۴). فصل زنان ها مجموعة ازرا و دیدگاههای فمینیستی، به کوشش نوشین احمدی خراسانی و دیگران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، ص۲۸-۴۸
| |
| * Sciences From Below: Feminisms, Posicolonialisms, and Modernities Forthcoming 2008 Duke university press.
| |
| * Science and Social Inequality: Feminist and Postcolonial Issues. 2006. University of Illinois Press.
| |
| * The Feminist Standpoint Theory Reader. Edited. 2004. Routledge.
| |
| * Science and Other Cultures Issues in Philosophies of Science and Technology, coedited with Robert Figueroa. 2003. New York: Routledge.
| |
| * Decantering the Center: Philosophy for a Multicultural. Pontcolonial and Feminist World. With Uma Narayan. Bloomington: Indiana University Press, 2000.
| |
| * Is Science Multicultural? Postcolonialisms, Feminisms, and Epistemologies. Bloomington: Indiana University Press, 1998.
| |
| *Sex and Scientific Inquiry. With Jean O'Barr. Chicago: University of Chicago Press. 1987
| |
| * The "Racial Economy of Science: Toward a Democratic Future. Bloomington: Indiana University Press, 1993.
| |
| * Whose Science? Whose knowledge? Thinking from Women's Lives. Ithaca, NY: Cornell University Press, 1991 - The Science Question in Feminism. Ithaca: Cornell University Press, 1986.
| |
| * Discovering Reality: Feminist Perspectives on Epistemology. Metaphysics, Methodology, and Philosophy of Science. Co-edited with Merrill Hintikka. 1983. Second edition 2003. 2nd ed. Boston, MA: Kluwer Academie.
| |
|
| |
|
| == پانویس == | | == پانویس == |
| {{پانویس}} | | {{پانویس}} |
| ==منابع== | | |
| *مصباح یزدی، محمدتقی؛ آموزش فلسفه؛ تهران: امیرکبیر، چاپ چهارم، 1383ش. | | == منابع == |
| *«Sandra G. Harding»، در ویکی پدیا انگلیسی، تاریخ بازدید: 21 دی 1401ش.
| | * بلیکی، نورمن، پارادایمهای تحقیق در علوم انسانی، ترجمه سید حمیدرضا حسنی و دیگران، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۳ش. |
| *زرگر، زهرا، تکثرگرایی علمی ساندرا هاردینگ و ناسازگاریهای آن، فلسفه، سال 49 ،شمارۀ 2 ،پاییز و زمستان 1400ش.
| | * فی، برایان، پارادایمشناسی علوم انسانی، ترجمهٔ مرتضی مردیها، تهران، پژوهشکدهٔ مطالعات راهبردی، ۱۳۹۰ش. |
| *نصر اصفهانی مریم، شناخت شناسی فمینیستی به روایت ساندرا هاردینگ ، پایان نامه، 1387ش.
| | * مصباح یزدی، محمدتقی؛ آموزش فلسفه؛ تهران: امیرکبیر، ۱۳۸۳ش. |
| *«معرفت شناسی های فمینیستی»، وب سایت فلسفه و عرفان ،جامعه شناسی،روانشناسی، تاریخ بازدید:21 دی 1401ش.
| | * نصر اصفهانی، مریم، «کتابشناسی ساندرا هاردینگ»، کتاب ماه فلسفه، شمارهٔ ۲۴، ۱۳۸۸ش. |
| *«معرفی کتاب فمینیسم و دانشهای فمینیستی»، پروتال جامع علوم انسانی، تاریخ بازدید:21 دی 1401ش.
| | * «نگاهی انتقادی به مبانی معرفتشناسی فمینیسم (۱)»، وبسایت راسخون، تاریخ درج مطلب: ۲۶ خرداد ۱۳۸۹ش. |
| *نصر اصفهانی، مریم، «کتاب شناسی ساندرا هاردینگ»، کتاب ماه فلسفه، شمارۀ 24، 1388ش.
| |
| *نورمن، بلیکی، پارادایمهای تحقیق در علوم انسانی، ترجمه سید حمیدرضا حسنی، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ دوم، 1393ش.
| |
| *فی، برایان، پارادایمشناسی علوم انسانی، ترجمه مرتضی مردیها، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، چاپ سوم، 1390ش. | |
| *مطهری، مرتضی، اصول فلسفه و روش رئاليسم در مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، قم، صدرا، چاپ هشتم، 1372ش. | |