حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « <big>'''شولامیث فایرستون؛'''</big> فمینیسم رادیکال. شولامیث فایرستون از طرفداران گرایش فمینیسم رادیکال است که، تفاوت‌های جنسیتی فیزیولوژیک زن و مرد را پذیرفته، و در کتاب «دیالکتیک جنس» بر این عقیده‌ است که تقسیم میان مرد و زن مبنای زیس...» ایجاد کرد
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات مفهوم
| تصویر            =شولامیث فایرستون.png 
| زیرنویس تصویر    =شولامیث فایرستون 
| image_alt        =شولامیث فایرستون
| فایل پادکست      =شولامیث فایرستون.ogg 
| حجم فایلپادکست    =۶/۶۸ 
| تاریخ پادکست      =۱۴۰۵/۰۵/۲۶ 
| زیرنویس عنوان    = 


<big>'''شولامیث فایرستون؛'''</big> [[فمینیسم رادیکال]].
| عنوان اصلی        =
| عنوان انگلیسی    =
| عنوان عربی        =
| عنوان علمی        =
| شاخه علمی        =
| نوع مفهوم        =
| معنای اصطلاحی      =
| حوزه کاربرد      =
| گستره جغرافیایی  =
| منشأ تاریخی      =


شولامیث فایرستون از طرفداران گرایش [[فمینیسم رادیکال]] است که، تفاوت‌های [[جنسیتی]] فیزیولوژیک [[زن]] و [[مرد]] را پذیرفته، و در کتاب «دیالکتیک جنس» بر این عقیده‌ است که تقسیم میان مرد و زن مبنای زیست‌شناختی دارد.
| نخستین کاربرد    =
فایرستون معتقد بود: ماهیت حقیقی دو [[جنس]] مرد و زن مساوی و یکسان است، و طبیعت بشر اساساً دو [[جنسیتی]] است، لذا با کنترل ابزار تولید مثل توسط [[زنان]] و بر چیده شدن [[خانواده]] و نقش‌های جنسیتی، تفاوت‌های جنسیتی به تدریج کاهش می‌یابد و سرانجام از میان می‌رود.
| ریشه واژه        =
فایرستون بیولوژی تولید مثل را موجب سرکوب [[زنان]] می‌داند. او در كتابش تحت عنوان «ديالكتيك جنس»، بدن [[جنس]] مؤنث] را عامل ستم‌ديدگی [[زنان]] می‌داند، زيرا از نظر وی زنان  قدرت لازم برای انجام برخی از كارها را ندارند و به مرور، تن به كارهای پست هم‌چون خانه‌داری می‌دهند و هميشه اسير ساختار بدنشان خواهند بود، زيرا هماره نيازمند [[مردان]] بوده و مورد بهره‌كشی جنسی آنان قرار می‌گيرند. فايرستون معتقد است كه روابط جنسی و فرزندزايی سلطه‌ی مردان را بر زنان تقويت می‌كند.
| مرتبط با         =
==زندگی‌نامه==
| اهمیت            =
شولامیث فایراستون <ref> shulamith firestone</ref> متولد ۷ ژانویه ۱۹۴۵م در اتووای کانادا به دنیا آمد و در موسسه هنر شیکاکو تحصیل کرد. فایرستون مدرک کارشناسی ارشد هنرهای زیبا خود را از همین مدرسه دریافت کرد. فایرستون یکی از بنیان‌گذاران جنبش آزادی [[زنان]] در دهه ۱۹۶۰م بود. او یکی از اعضای زنان طرفدار اصلاحات نیویورک و نیز عضو گروهی بنام «وداستایتینگ» بود و برای مجله اصلاح طلب طرفدار آزادی زنان مقاله می‌نوشت. در سال ۱۹۷۰م وی کتابی با نام «مناظره [[جنسیت]]» رابه چاپ رساند که بیانیه‌ای در مورد انقلاب فمینیستی بود و یکی از تاًثرگذارترین آثار در کنار آثار [[بتی فریدان]]، [[کیت میلت]] و جرمی‌نگری محسوب می‌شد.<ref>[http://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2060 «نظریه های روانشناسی فمینیستی شولامیث فایرستون، وبلاگ جعفر هاشم‌لو]</ref>
| مبدع              =
| مروج              =  
| مقدس برای        =  
| مورد احترام      =  
| آثار مرتبط        =  
}}
{{درشت|'''شولامیث فایرستون؛'''}} فمینیسم رادیکال و از بنیانگذاران جنبش آزادی زنان در دههٔ ۱۹۶۰م.


==دیدگاه==
شولامیث فایرستون، نظریه‌پرداز [[فمینیسم رادیکال]] و از بنیانگذاران [[جنبش آزادی زنان]] در دههٔ ۱۹۶۰م در کتاب ''The Dialectic of Sex'' (به فارسی: دیالکتیک سکس) مفهوم '''طبقه جنسی''' را مطرح کرد و تضاد میان [[زن]] و [[مرد]] را نیروی محرکهٔ تاریخ دانست. وی ریشهٔ فرودستی زنان را در نقش تولیدمثلی آنان می‌دانست و خواستار انقلاب در فناوری‌های تولیدمثل شد و آن را راه رهایی از اسارت زیست‌شناختی معرفی کرد. به‌باور او، جداسازی [[تولیدمثل]] از [[رابطه جنسی|رابطهٔ جنسی]]، به فروپاشی خانواده طبیعی و محو [[نقش‌های جنسیتی]] می‌انجامد. اندیشمندان مسلمان با نقد این دیدگاه، [[مادری]] را نه مانع، که مسیر [[کمال معنوی]] و تجلی عشق الهی دانسته و بر نگاه [[اسلام]] به [[خانواده]] تأکید کرده‌اند.
«فایرستون» در کتاب «دیالکتیک [[جنسیت]]» معتقد است: فرودستی [[زنان]] نه تنها در زمینه‌های آشکاری مانند قانون و اشتغال تحقق دارد، بلکه در روابط شخصی نیز وجود دارد. زنان نه تنها از [[مردان]] متمایزند، بلکه زیردست آنانند. اساساً مرد دشمن اصلی [[زن]] است.  


بنابراین وظیفه نظری، فهمیدن نظام [[جنس]] و [[جنسیت]] و وظیفه سیاسی پایان دادن به آن است. به نظر فایرستون، تفاوت میان [[مردان]] و [[زنان]] مبنایی زیستی دارد. [[زنان]] به دلیل ویژگی‌های تناسلی‌شان و به این دلیل که ناگزیرند از نوزاد ناتوان انسان مراقبت کنند، از لحاظ جسمی ضعیف تر از مردان هستند. این امر روابط اجتماعی را ایجاد کرده است که بر اساس آن، زنان برای تأمین امنیت جسمانی خویش ناچارند به وابستگی به مردان تن دهند، اما چون پیشرفت‌های فناورانه، بارداری را به نحو دیگری نیز میسر ساخته است، بنابراین، مبنای زیستی عملاً خاصیت خویش را از دست داده و فرودستی زنان و در مقابل، سلطه مردان دیگر ضرورتی ندارد. این پیشرفت‌ها زنان را از اجبار به بچه‌دار شدن رها کرده، در نتیجه مردان و زنان می‌توانند در کار بچه آوردن و بچه‌داری سهیم شوند.<ref>[https://basirat.ir/fa/amp/news/235980 «نگاهی به گرایش‌‌های فمینیستی (بخش سوم)»، وب‌سایت بصیرت]</ref>
== زندگی‌نامه ==
[[شولامیث فایرستون|شولامیث فایراستون]] (Shulamith Bath Shmuel Ben Ari Firestone) در [[۷ ژانویه]] ۱۹۴۵م در اتاوا [[کانادا]] و در خانواده‌ای [[یهودیت|یهودی]] به دنیا آمد و در مؤسسهٔ هنر شیکاگو تحصیل کرد. فایرستون مدرک کارشناسی ارشد هنرهای زیبایی را از همین مؤسسه دریافت کرد. او یکی از بنیان‌گذاران [[جنبش آزادی زنان]] در دهه ۱۹۶۰م بود. وی علاوه بر عضویت و فعالیت در سازمان‌های فمینیستی رادیکال، برای مجلهٔ اصلاح‌طلب طرفدار [[آزادی زنان]] مقاله می‌نوشت. در ۱۹۷۰م وی کتابی با نام ''The Dialectic of Sex'' به‌معنای مناظرهٔ جنسی را به چاپ رساند که بیانیه‌ای در مورد انقلاب فمینیستی بود و یکی از تاًثرگذارترین آثار در کنار آثار [[بتی فریدان]] و [[کیت میلت]] محسوب می‌شود.<ref>[http://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2060 «نظریه‌های روان‌شناسی فمینیستی شولامیث فایرستون، وبلاگ جعفر هاشم‌لو]</ref> از میانه دهه ۱۹۷۰م، شولامیث نشانه‌هایی از یک بیماری روانی را تجربه کرد که تا پایان عمر با آن دست به گریبان بود؛ روان‌پریشی او در سال ۱۹۸۷م، اسکیزوفرنی پارانوئید/پارانویا تشخیص داده شد که در آن، ذهن بیمار با واقعیت موافق نیست و این اتفاق بر نحوه تفکر و رفتار فرد بیمار تأثیر می‌گذارد. فایرستون در دوره منتهی به مرگش به شیوه‌ای منزوی زندگی می‌کرد و از سلامت جسمی و روانی برخوردار نبود. در [[۲۸ آگوست]] ۲۰۱۲م، جسد شولامیث فایرستون در آپارتمانش در شهر نیویورک پیدا شد.<ref>Faludi, "[https://www.newyorker.com/magazine/2013/04/15/death-of-a-revolutionary Death of a Revolutionary]", The New Yorker.</ref>


فایرستون معتقد بود هر زمان که [[زنان]] و [[مردان]] در صحنه تئاتر تولیدمثل، بازیگر نقش­‌‌‌هایی متفاوت از یکدیگر نباشند امکانی برای محو تمامی نقش­‌های [[جنسی]] بوجود خواهد آمد. وی باور داشت که نقش‌­های فعلی زنان و مردان در [[خانواده]] تنها به منظور پشتیبانی از خانواده­‌ی طبیعی بر آنان تحمیل شده­ است و هنگامی ­‌که فناوری بتواند راه­‌های جدید و حتی «مصنوعی» برای تولیدمثل پیش‌­ِروی مردم بگذارد نیاز به خانواده‌­ی طبیعی و نقش آن در اجتماع و هم‌­چنین در پی آن، نیاز به تحمیل تنها دگرجنس‌­خواهی برای تضمین بقای نوع بشر از بین می‌­رود.  
== دیدگاه‌های {{درشت|شولامیث فایرستون}} ==
شولامیث فایرستون چهره‌ای برجسته در توسعه اولیه [[فمینیسم رادیکال]] و [[موج دوم فمینیسم]] و عضو بنیانگذار سه سازمان فمینیستی رادیکال بود: '''زنان رادیکال نیویورک'''، '''جوراب‌قرمزها''' و '''فمینیست‌های رادیکال نیویورک'''. در این جنبش‌ها، به دلیل شدت حمایت او از آرمان‌های فمینیستی، برخی او را آتش‌افروز و گلوله آتش می‌نامیدند.


بدین‌­ترتیب تمایل [[مرد]] به [[مردان]] و تمایل [[زن]] به [[زنان]] گزینه­‌های جدید و دل‌­بخواهی به جای دگرجنس­‌خواهی در جامعه سرمایه­‌داری تلقی نمی‌­شود. در واقع مفاهیم دگرجنس‌­خواهی و هم‌جنس­‌خواهی از رونق افتاده و آمیزش [[جنسی]] به روش کنونی که مرد و زن در آن نقش­‌هایی کاملاً تعریف شده و از پیش مشخص دارند از میان خواهد رفت.<ref>[http://abusadra.blogfa.com/post/851 محبوبی شریعت پناهی، نسیم‌السادات ،«دیالکتیک جنس»، وب‌لاگ فلسفه و عرفان ،جامعه شناسی،روانشناسی]</ref>
=== بازتعریف ماتریالیسم تاریخی ===
شولامیث فایرستون با نقد نظریه [[ماتریالیسم تاریخی]] [[کارل مارکس|مارکس]] و [[فردریش انگلس|انگلس]]، مدعی است که نیروی محرکه تاریخ نه مبارزه طبقاتی اقتصادی، بلکه دیالکتیک جنسی و تضاد میان دو طبقهٔ زیستی [[زن]] و [[مرد]] است. از دیدگاه وی، مارکس و انگلس از مفهوم طبقه جنسی غفلت کرده‌اند. او ماتریالیسم تاریخی را بر اساس تفاوت‌های زیست‌شناختی بازتعریف می‌کند و زیربنای سرکوب زنان را نه در اقتصاد، بلکه در نقش تولیدمثلی آنان می‌داند. به‌باور وی، این نابرابری زیست‌شناختی است که منجر به [[تقسیم کار جنسیتی]] و شکل‌گیری نظام [[مردسالاری]] شده است.<ref>تانگ، نقد و نظر درآمدی برنظریه‌های فمینیستی، ۱۳۸۷ ص۱۲۲.</ref>


باید توجه داشت که آن­چه [[شولامیث فایرستون]] را از سایر هم‌­قطارانش در [[فمینیسم رادیکال]] متمایز می‌­کند امید به ظهور فناوری­‌ها و تکنولوژی­‌هایی است که [[زنان]] را از آن­چه آنان را تحت ستم [[مردان]] قرار می­‌دهد (تولید مثل) رهایی بخشد. بنابراین فایرستون معتقد به فروپاشی مردسالاری با تغییر در طبقه‌­ی [[جنسی]] و دگرگونی بهره‌­کشی از توان تولید مثلی زنان بود. با انتشار کتاب «دیالکتیک جنس» انتقادات فراوانی به فایرستون شد انتقاداتی که فایرستون را متهم می­‌کرد که تنها برتری­‌ای را که زنان در [[خانواده]] دارند و تنها ویژگی­‌ای که آنان را از مردان متمایز می‌­کند نادیده گرفته و خواهان در اختیار قرار دادن این عرصه به مردان است. چرا که [[مردان]] در عرصه تکنولوژی پیشتاز بوده و فن‌آوری‌­های نوین به دست مردان ظهور می‌­یابد. بدین ­ترتیب زنان علاوه بر فرودستی در حیطه خانواده و اجتماع با قراردادن توانایی زایش خود به مردان برای ابد در طبقه‌­ی فرودست باقی خواهند ماند.<ref>محبوبی شریعت پناهی، نسیم‌السادات ،«دیالکتیک جنس»، وب‌لاگ فلسفه و عرفان ،جامعه شناسی،روانشناسی</ref>
=== ضرورت انقلاب در تولیدمثل ===
==آثار==
فایرستون طبقهٔ جنسی را بنیادی‌ترین شکل [[نابرابری]] می‌داند که در لایه‌های ناخودآگاه [[جامعه]] طبیعی‌سازی شده است. از نظر او، زنان تا زمانی که نقش تولیدمثل را به‌صورت انحصاری بر عهده دارند، در موقعیت فرودست باقی خواهند ماند. بر این اساس، وی راه رهایی زنان را نه در اصلاحات اقتصادی یا مشارکت اجتماعی صرف، بلکه در انقلاب زیست‌شناختی و به‌کارگیری فناوری‌های نوین [[تولیدمثل]] می‌داند تا زنان را از آنچه اسارت زیست‌شناختی می‌نامد رهایی بخشد.<ref>تانگ، نقد و نظر درآمدی برنظریه‌های فمینیستی، ۱۳۸۷ ص۱۲۲.</ref>
*دیالکتیک جنس: انقلاب فمینیستی (۱۹۷۰)


==پانویس==
=== دگرگونی بنیادین خانواده ===
فایرستون باور دارد که فناوری‌های تولیدمثل، امکان جداسازی تولیدمثل از [[رابطه جنسی]] را فراهم می‌آورد و در نتیجه نیازی به خانوادهٔ طبیعی و نقش‌های سنتی زن و مرد باقی نمی‌ماند. از دیدگاه وی، با از میان رفتن تولیدمثل طبیعی، تمایزات جنسیتی و حتی مفهوم [[دگرجنس‌خواهی]] به‌عنوان الزامی برای بقای نوع بشر اعتبار خود را از دست می‌دهد. او این تحول را زمینه‌ساز محو تمامی نقش‌های جنسی و ظهور اشکال نوینی از روابط انسانی می‌داند که در آن [[آمیزش جنسی]] نقش‌های از پیش تعریف‌شدهٔ کنونی را نخواهد داشت.<ref>.Firestone. Shulamith,The Dialectic of Sex, 1970, p4</ref>
 
== انتقاد به دیدگاه‌های شولامیث فایرستون ==
* از منظر اندیشمندان مسلمان، دیدگاه [[فمینیسم رادیکال]] در تقابل با [[مادری]]، مبتنی بر نگرشی تقلیل‌یافته به [[هویت زن]] و نادیده‌انگاشتن ابعاد متعالی وجود او است. به‌باور آنها مادری نه مانعی در مسیر پیشرفت زنان، بلکه عرصه‌ای برای شکوفایی استعدادهای فطری و نیل به کمال معنوی است. برخلاف ادعای فایرستون که فناوری‌های تولیدمثلی را راه‌گشای رهایی زنان از اسارت زیست‌شناختی می‌داند، این گروه از متفکران، مادری را موهبتی الهی و تجلی‌گاه عالی‌ترین مراتب [[عشق]] و [[ایثار]] می‌دانند که زن را به مرتبه‌ای از [[قرب الهی]] نائل می‌سازد.<ref>[https://www.aghlodin.ir/article_176586_c5c93b9506d155dff3b83bb6d1c9d9ca.pdf اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»،  1401ش، ص64-67.]</ref>
* منتقدان تأکید می‌کنند که فمینیست‌های رادیکال با پیش‌فرض‌گرفتن انحصار نقش تربیتی فرزند بر عهدهٔ مادر، دچار سوءبرداشتی بنیادین شده‌اند؛ چه آنکه در [[نظام تربیتی اسلام]]، [[پدر]] نیز مسئولیت‌های خطیری در قبال [[تربیت فرزند|پرورش فرزند]] بر عهده دارد و [[خانواده]] نهادی مبتنی بر همکاری و تقسیم مسئولیت است. از این‌رو، به جای انکار اصل مادری، باید در جهت اصلاح نگرش‌های نادرست نسبت به آن کوشید.<ref>[https://www.aghlodin.ir/article_176586_c5c93b9506d155dff3b83bb6d1c9d9ca.pdf اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»،  1401ش، ص64-67.]</ref>
* به اعتقاد آنها، آنچه فایرستون و هم‌فکرانش اسارت زیست‌شناختی می‌نامند، در حقیقت تجلی پیوندی فطری و سرشار از [[برکت]] میان مادر و [[فرزند]] است که [[مادر]] را به انجام مهم‌ترین کار هستی یعنی تربیت انسان نائل می‌گرداند. به‌باور منتقدان [[جامعه اسلامی|جامعهٔ اسلامی]] با بهره‌گیری از آموزه‌های وحیانی می‌تواند ضمن اصلاح رویکردهای اجتماعی، زمینه را برای درک عمیق‌تر این جایگاه رفیع و احیای منزلت والای مادری فراهم آورد.<ref>[https://www.aghlodin.ir/article_176586_c5c93b9506d155dff3b83bb6d1c9d9ca.pdf اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»،  1401ش، ص64-67.]</ref>
 
== آثار ==
شولامیث فایرستون دیدگاه‌های خود را در کتاب دیالکتیک سکس (۱۹۷۰م) طرح کرده و در آن، نخستین گام در تحقق نظم اجتماعی فمینیستی را رهایی زنان از آنچه «شر بیولوژی تولیدمثل» می‌نامد، معرفی می‌کند.<ref>[https://vatanemrooz.ir/fa/news/189983/فمینیسم-و-آرزوی-مادری-زنان «فمینیسم و آرزوی مادری زنان»، وب‌سایت وطن امروز.]</ref>
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
==منابع==
 
*محبوبی شریعت پناهی، نسیم‌السادات ،«دیالکتیک جنس»، وب‌لاگ فلسفه و عرفان ،جامعه شناسی،روانشناسی، تاریخ بازدید: 11 بهمن 1401ش.
== منابع ==
*«نگاهی به گرایش‌‌های فمینیستی (بخش سوم)»، وب‌سایت بصیرت، تاریخ درج مطلب: 30 بهمن 1390ش، تاریخ بازدید: 11 بهمن 1401ش.
* اردشیر لاریجانی، مریم و عیسوی، محدثه «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»، مجلهٔ عقل و دین، شمارهٔ ۲۴، ۱۴۰۱ش.
* «نظریه های روانشناسی فمینیستی شولامیث فایرستون، وبلاگ جعفر هاشم‌لو، تاریخ بازدید: 11 بهمن 1401ش.
* تانگ، رزمری، نقد و نظر درآمدی برنظریه‌های فمینیستی، منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۷ش.
* «فمینیسم و آرزوی مادری زنان»، وب‌سایت وطن امروز، تاریخ درج مطلب: ۲۰ اسفند ۱۳۹۶ش.
* «نظریه‌های روان‌شناسی فمینیستی شولامیث فایرستون، وبلاگ جعفر هاشم‌لو، تاریخ بازدید: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ش.
{{چپ‌چین}}
* Faludi, Susan, "Death of a Revolutionary", The New Yorker, April 8, 2013.
* Firestone. Shulamith. 1970. The Dialectic of Sex. New York: Bantam Books.
{{پایان چپ‌چین}}