imported>سلیمانی بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات مفهوم | |||
| تصویر =63(3).png | |||
| زیرنویس تصویر =پوشش مردان قاجاری|بندانگشتی|پوشش مردان در دوره قاجار | |||
| image_alt = | |||
| فایل پادکست =پوشاک مردان عصر قاجار.ogg | |||
| حجم فایلپادکست =10/9 | |||
| تاریخ پادکست =24-1-1405 | |||
| زیرنویس عنوان = | |||
| عنوان اصلی = | |||
| عنوان انگلیسی = | |||
| عنوان عربی = | |||
| عنوان علمی = | |||
| شاخه علمی = | |||
| نوع مفهوم = | |||
| معنای اصطلاحی = | |||
| حوزه کاربرد = | |||
| گستره جغرافیایی = | |||
| منشأ تاریخی = | |||
| نخستین کاربرد = | |||
| ریشه واژه = | |||
| مرتبط با = | |||
| اهمیت = | |||
| مبدع = | |||
| مروج = | |||
| مقدس برای = | |||
| مورد احترام = | |||
| آثار مرتبط = | |||
}} | |||
'''<big>پوشاک مردان عصر قاجار</big>'''؛ تنپوش مردان در دوره قاجار. | '''<big>پوشاک مردان عصر قاجار</big>'''؛ تنپوش مردان در دوره قاجار. | ||
پوشاک مردان قاجار از زمان فتحعلیشاه با حضور اروپاییان تحول پیدا کرد. همچنین با سفرهای ناصرالدینشاه به اروپا تغییراتی در پوشاک مردان صورت گرفت. این تغییرات بیشتر برای مردم شهر، درباریان و شاه بود و مردم روستا از این تغییرات دور بودند. | پوشاک مردان قاجار از زمان فتحعلیشاه با حضور اروپاییان تحول پیدا کرد. همچنین با سفرهای ناصرالدینشاه به اروپا تغییراتی در پوشاک مردان صورت گرفت. این تغییرات بیشتر برای مردم شهر، درباریان و شاه بود و مردم روستا از این تغییرات دور بودند. | ||
==سیر تحول پوشاک مردان در دوره قاجار== | ==سیر تحول پوشاک مردان در دوره قاجار== | ||
پوشاک یکی از ابزارهایی بود که در زمان قاجار قشرها و گروههای مختلف ایرانی تلاش میکردند تا هویت اجتماعی و طبقاتی خود را از طریق آن نمایش دهند.<ref> [https://www.magiran.com/paper/2485501 پوربختیار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار بر اساس نظریه تمایز بوردیو»، 1401ش، ص122.]</ref> در این دوره، چشموهمچشمی نیز نقش مهمی در روی آوردن به لباسهای گرانقیمت داشت.<ref> فوروکاوا، سفرنامه فوروکاوا، 1384ش، ص132-133. </ref> اوجگیری فرهنگ اروپایی در دورۀ ناصرالدینشاه و تحولات اجتماعی و فرهنگی در دوران مشروطه سبب شد که لباس ایرانیان به پیروی از لباس اروپاییان تغییر پیدا کند. تقلید از لباس اروپاییان در زمان مظفرالدینشاه نیز ادامه پیدا کرد. در اوایل تقلید ظاهری بود؛ ولی بعد از آن، مشروطیت، افکار تجددطلبانه، حضور اروپاییان در ادارات دولتی، تأسیس مدارس جدید و اعزام دانشجویان به خارج از کشور، باعث تحولات عمیقی در تنپوش مردان شد.<ref> پوپ و اکرمن ، سیری در هنر ایران ، 1387ش، ج5، ص144.</ref> | پوشاک یکی از ابزارهایی بود که در زمان [[قاجاریه|قاجار]] قشرها و گروههای مختلف ایرانی تلاش میکردند تا هویت اجتماعی و طبقاتی خود را از طریق آن نمایش دهند.<ref> [https://www.magiran.com/paper/2485501 پوربختیار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار بر اساس نظریه تمایز بوردیو»، 1401ش، ص122.]</ref> در این دوره، [[چشموهمچشمی]] نیز نقش مهمی در روی آوردن به لباسهای گرانقیمت داشت.<ref> فوروکاوا، سفرنامه فوروکاوا، 1384ش، ص132-133. </ref> اوجگیری فرهنگ اروپایی در دورۀ ناصرالدینشاه و تحولات اجتماعی و فرهنگی در دوران مشروطه سبب شد که لباس ایرانیان به پیروی از لباس اروپاییان تغییر پیدا کند. تقلید از لباس اروپاییان در زمان مظفرالدینشاه نیز ادامه پیدا کرد. در اوایل تقلید ظاهری بود؛ ولی بعد از آن، مشروطیت، افکار تجددطلبانه، حضور اروپاییان در ادارات دولتی، تأسیس مدارس جدید و اعزام دانشجویان به خارج از کشور، باعث تحولات عمیقی در تنپوش مردان شد.<ref> پوپ و اکرمن ، سیری در هنر ایران ، 1387ش، ج5، ص144.</ref> | ||
==انواع پوشاک مردان== | ==انواع پوشاک مردان== | ||
لباس مردان قاجار شامل کلاه، شال کمر، قبا یا جامه، سرداری، اَرخالق، جُبِّه، کُلیجه، شلوار و دستمال جیبی است.<ref> [https://www.magiran.com/paper/2485501 پوربختیار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار بر اساس نظریه تمایز بوردیو»، 1401ش، ص122.]</ref> | لباس مردان قاجار شامل کلاه، شال کمر، [[قبا]] یا جامه، سرداری، اَرخالق، جُبِّه، کُلیجه، شلوار و دستمال جیبی است.<ref> [https://www.magiran.com/paper/2485501 پوربختیار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار بر اساس نظریه تمایز بوردیو»، 1401ش، ص122.]</ref> | ||
==کلاه== | ==کلاه== | ||
در زمان آغامحمدخان قاجار کلاه از پوست بره سیاه و یا از چرم تهیه میشد.<ref> یارشاطر، پوشاک در ایران زمین، 1383ش، ص212.</ref> در دورۀ فتحعلیشاه تمام مردان از شاه تا گدا یک کلاه سیاه، سر میکردند که قد آن یکونیم فوت<ref> هر فوت معادل ۳۰٫۴۸ سانتیمتراست.</ref> بلندی داشت. از پوست برۀ نوزاد بهترین نوع کلاه و از پوست بره بزرگسال کلاه مردم عادی ساخته میشد. شالی که به دور کلاه میبستند تنها خصوصیت پوشاک سرشان بود که پادشاه، شاهزادگان و برخی از بزرگان و بلند پایگان کشور از آن استفاده میکردند.<ref> موریه، سفرنامه جیمزموریه، 1386ش، ص275-276.</ref> کلاه عامه مردم در عصر قاجار کلاه نمدی بود که بهجای کلاه پوست استفاده میکردند.<ref> بارنز، سفر به ایران در عهد فتحعلیشاه قاجار، 1366ش، ص90.</ref> مردم روستا عرقچینی که دو گوشه، نام داشت روی سر میگذاشتند.<ref> موریه، سفرنامه جیمزموریه، 1386ش، ص192.</ref> | در زمان آغامحمدخان قاجار کلاه از پوست بره سیاه و یا از چرم تهیه میشد.<ref> یارشاطر، پوشاک در ایران زمین، 1383ش، ص212.</ref> در دورۀ فتحعلیشاه تمام مردان از شاه تا گدا یک کلاه سیاه، سر میکردند که قد آن یکونیم فوت<ref> هر فوت معادل ۳۰٫۴۸ سانتیمتراست.</ref> بلندی داشت. از پوست برۀ نوزاد بهترین نوع کلاه و از پوست بره بزرگسال کلاه مردم عادی ساخته میشد. شالی که به دور کلاه میبستند تنها خصوصیت پوشاک سرشان بود که پادشاه، شاهزادگان و برخی از بزرگان و بلند پایگان کشور از آن استفاده میکردند.<ref> موریه، سفرنامه جیمزموریه، 1386ش، ص275-276.</ref> کلاه عامه مردم در عصر قاجار کلاه نمدی بود که بهجای کلاه پوست استفاده میکردند.<ref> بارنز، سفر به ایران در عهد فتحعلیشاه قاجار، 1366ش، ص90.</ref> مردم روستا عرقچینی که دو گوشه، نام داشت روی سر میگذاشتند.<ref> موریه، سفرنامه جیمزموریه، 1386ش، ص192.</ref> | ||
| خط ۲۰: | خط ۴۹: | ||
در زمان ناصرالدینشاه، مردان ایرانی بهویژه مقامات، شخصیتهای کشوری علاوه بر شال از کمربند چرمی استفاده میکردند. درباریان، نظامیان و مستخدمان عالیرتبه دولتی از کمربند پهن و سیاه که دارای قلاب کمر برنجی بود، استفاده میکردند. نظامیان و کارمندان از کمربند چرمی که جلوی آن سگک یا قلابی داشت، استفاده میکردند. شاهزادگان و دیگر درباریان هر کدام با توجه به مقامشان کمربند طلا یا نقره که مزین به جواهرات و یا سنگهای قیمتی که روی قلاب آن قطعهای فلز یا سنگ قیمتی وجود داشت، استفاده میکردند.<ref> اولیویه، سفرنامه مسیو اولیویه،1371ش، ص156-157.</ref> | در زمان ناصرالدینشاه، مردان ایرانی بهویژه مقامات، شخصیتهای کشوری علاوه بر شال از کمربند چرمی استفاده میکردند. درباریان، نظامیان و مستخدمان عالیرتبه دولتی از کمربند پهن و سیاه که دارای قلاب کمر برنجی بود، استفاده میکردند. نظامیان و کارمندان از کمربند چرمی که جلوی آن سگک یا قلابی داشت، استفاده میکردند. شاهزادگان و دیگر درباریان هر کدام با توجه به مقامشان کمربند طلا یا نقره که مزین به جواهرات و یا سنگهای قیمتی که روی قلاب آن قطعهای فلز یا سنگ قیمتی وجود داشت، استفاده میکردند.<ref> اولیویه، سفرنامه مسیو اولیویه،1371ش، ص156-157.</ref> | ||
==قبا یا جامه== | ==قبا یا جامه== | ||
قبا تا بالای زانو و گاهی حتی تا قوزک پا نیز میرسید، دامن آن گشاد و جلوی آن روی هم قرار میگرفت.<ref> [https://www.magiran.com/paper/2485501 پوربختیار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار بر اساس نظریه تمایز بوردیو»، 1401ش، ص128.]</ref> در زمان آغامحمدخان روی پیراهن، قباهایی که قد آن تا زانو بود میپوشیدند که در تابستان از پارچه ریسمانی و در زمستان از پارچه پنبهای استفاده میشد. مردان ثروتمند پیراهنی با پارچه ابریشمی سرخرنگ و مردم عادی پیراهنی با پارچه پنبهای میپوشیدند.<ref> اولیویه، سفرنامه مسیو اولیویه، 1371ش، ص155.</ref> مردان عصر قاجار جامه یا قبای گشاد میپوشیدند که کمربندی روی آن بسته میشد و جنس پارچه از قَدَک<ref> جامه کرباسی رنگ شده.</ref> یا کرباس که در روستا میبافتند استفاده میشد. گونه دیگری از قبا به اسم بغلی، از پارچه یا شال یا پنبه بود که بیشتر در زمستان مورد استفاده قرار میگرفت.<ref> موریه، سفرنامه جیمزموریه، 1386ش، ص294.</ref> قبا در طبقات پایین از جنس کرباس، چیت و کتان سفید بود. قبا در اقشار مرفه از ابریشم سفید و در نواحی جنوب که بهوسیله زنان گل بوتههای زیبایی روی پیشسینه آن برودردوزی شده بود استفاده میکردند. پیراهن کاسبها و روستاییها بهخاطر اینکه خیلی زود کثیف میشد، به رنگ آبی و سرمهای بود؛ اما طبقات اعیان رنگ پیراهن را سفید انتخاب میکردند.<ref> ویلز، ایران در یک قرن پیش، 1368ش، ص358-359.</ref> قبا همیشه یک رنگ داشت سفید، سبز، زرد، آبی، بنفش و قرمز و چین پلیسهای داشت که معمولاً روی ارخالق میپوشیدند.<ref> امین لشکر، خاطرات امین لشکر، 1378ش، ص142.</ref> | [[قبا]] تا بالای زانو و گاهی حتی تا قوزک پا نیز میرسید، دامن آن گشاد و جلوی آن روی هم قرار میگرفت.<ref> [https://www.magiran.com/paper/2485501 پوربختیار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار بر اساس نظریه تمایز بوردیو»، 1401ش، ص128.]</ref> در زمان آغامحمدخان روی پیراهن، قباهایی که قد آن تا زانو بود میپوشیدند که در تابستان از پارچه ریسمانی و در زمستان از پارچه پنبهای استفاده میشد. مردان ثروتمند پیراهنی با پارچه ابریشمی سرخرنگ و مردم عادی پیراهنی با پارچه پنبهای میپوشیدند.<ref> اولیویه، سفرنامه مسیو اولیویه، 1371ش، ص155.</ref> مردان عصر قاجار جامه یا قبای گشاد میپوشیدند که کمربندی روی آن بسته میشد و جنس پارچه از قَدَک<ref> جامه کرباسی رنگ شده.</ref> یا کرباس که در روستا میبافتند استفاده میشد. گونه دیگری از قبا به اسم بغلی، از پارچه یا شال یا پنبه بود که بیشتر در زمستان مورد استفاده قرار میگرفت.<ref> موریه، سفرنامه جیمزموریه، 1386ش، ص294.</ref> قبا در طبقات پایین از جنس کرباس، چیت و کتان سفید بود. قبا در اقشار مرفه از ابریشم سفید و در نواحی جنوب که بهوسیله زنان گل بوتههای زیبایی روی پیشسینه آن برودردوزی شده بود استفاده میکردند. پیراهن کاسبها و روستاییها بهخاطر اینکه خیلی زود کثیف میشد، به رنگ آبی و سرمهای بود؛ اما طبقات اعیان رنگ پیراهن را سفید انتخاب میکردند.<ref> ویلز، ایران در یک قرن پیش، 1368ش، ص358-359.</ref> قبا همیشه یک رنگ داشت سفید، سبز، زرد، آبی، بنفش و قرمز و چین پلیسهای داشت که معمولاً روی ارخالق میپوشیدند.<ref> امین لشکر، خاطرات امین لشکر، 1378ش، ص142.</ref> | ||
==سرداری== | ==سرداری== | ||
سرداری پوششی بود که روی قبا یا جامه میپوشیدند آستینهای بلندی داشت و روی آن کمربند نیز بسته میشد. مردم، سرداریهای زرد گوگردی و یا سبز سیر استفاده میکردند و طبقات ممتاز و اشراف، سرداری از شال ترمه کشمیر و گاهی از پارچه ماهوت استفاده میکردند.<ref> عینالسلطنه، روزنامه خاطرات عینالسلطنه، 1376ش، ص335.</ref> | سرداری پوششی بود که روی قبا یا جامه میپوشیدند آستینهای بلندی داشت و روی آن کمربند نیز بسته میشد. مردم، سرداریهای زرد گوگردی و یا سبز سیر استفاده میکردند و طبقات ممتاز و اشراف، سرداری از شال ترمه کشمیر و گاهی از پارچه ماهوت استفاده میکردند.<ref> عینالسلطنه، روزنامه خاطرات عینالسلطنه، 1376ش، ص335.</ref> | ||
| خط ۲۹: | خط ۵۹: | ||
جبه نوعی بالاپوش بلند و گشاد است که در سرزمینهای اسلامی در سدههای مختلف مرسوم بود.<ref> [https://www.cgie.org.ir/fa/article/223796/%D8%AC%D8%A8%D9%87 افتخار، «جبه»، مرکز دائره المعارف برزگ اسلامی.]</ref> جبه دارای یقه و آستین گشاد است.<ref> [https://www.magiran.com/paper/2485501 پوربختیار، «پوشاک و نقش آن درانعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار بر اساس نظریه تمایز بوردیو»، 1401ش، ص134.]</ref> طول آستین آن حدود ۴۵ تا ۶۰ سانتیمتر بلندتر از طول دست و قسمت اضافه آن دارای چین است.<ref> ویلز، ایران در یک قرن پیش، 1368ش، ص360. </ref> رنگ جبه اختیاری بود؛ مقامات و رجال از رنگ سنگین و باوقار و طبقات پایین از رنگهای شاد استفاده میکردند. شاه و شاهزادگان و مقامات درباری به حاکمان و اشراف جبههای ترمه و کشمیری حاشیهدار هدیه میدادند.<ref> غفاری، خاطرات و اسناد محمدعلی غفاری نایب اول پیشخدمت باشی، 1361ش، ص21. </ref> جبهها را برای افزایش زیبایی و ارزش و بها، جواهردوزی و ملیلهدوزی میکردند و یا با الماس، مروارید و یا سنگ و فلزات گرانبها تزیین میکردند.<ref> نظامالسلطنه، خاطرات و اسناد حسین قلی خان نظامالسلطنه مافی، 1368ش، ج1و2، ص307.</ref> علما و سادات بهجای جبه از عبا استفاده میکردند.<ref> [https://www.magiran.com/paper/2485501 پوربختیار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار بر اساس نظریه تمایز بوردیو»، 1401ش، ص136.]</ref> | جبه نوعی بالاپوش بلند و گشاد است که در سرزمینهای اسلامی در سدههای مختلف مرسوم بود.<ref> [https://www.cgie.org.ir/fa/article/223796/%D8%AC%D8%A8%D9%87 افتخار، «جبه»، مرکز دائره المعارف برزگ اسلامی.]</ref> جبه دارای یقه و آستین گشاد است.<ref> [https://www.magiran.com/paper/2485501 پوربختیار، «پوشاک و نقش آن درانعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار بر اساس نظریه تمایز بوردیو»، 1401ش، ص134.]</ref> طول آستین آن حدود ۴۵ تا ۶۰ سانتیمتر بلندتر از طول دست و قسمت اضافه آن دارای چین است.<ref> ویلز، ایران در یک قرن پیش، 1368ش، ص360. </ref> رنگ جبه اختیاری بود؛ مقامات و رجال از رنگ سنگین و باوقار و طبقات پایین از رنگهای شاد استفاده میکردند. شاه و شاهزادگان و مقامات درباری به حاکمان و اشراف جبههای ترمه و کشمیری حاشیهدار هدیه میدادند.<ref> غفاری، خاطرات و اسناد محمدعلی غفاری نایب اول پیشخدمت باشی، 1361ش، ص21. </ref> جبهها را برای افزایش زیبایی و ارزش و بها، جواهردوزی و ملیلهدوزی میکردند و یا با الماس، مروارید و یا سنگ و فلزات گرانبها تزیین میکردند.<ref> نظامالسلطنه، خاطرات و اسناد حسین قلی خان نظامالسلطنه مافی، 1368ش، ج1و2، ص307.</ref> علما و سادات بهجای جبه از عبا استفاده میکردند.<ref> [https://www.magiran.com/paper/2485501 پوربختیار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار بر اساس نظریه تمایز بوردیو»، 1401ش، ص136.]</ref> | ||
==کُلیجه== | ==کُلیجه== | ||
کلیجه تنپوشی نیمآستین و کوتاهتر از قبا بود که روی قبا میپوشیدند.<ref> [https://vajehyab.com/dehkhoda/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AC%D9%87-2 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه کلیجه، وبسایت واژهیاب.]</ref> کلیجه را معمولاً در فصل زمستان و هوای سرد و خنک و معتدل، میپوشیدند. این پوشش هم برای مردان و هم برای زنان مورد استفاده قرار میگرفت. پارچه آن از جنس شال، برک یا پارچهای از پشم شتر و یا حیوانات بود که حاشیهها یا سرآستین و یقه با نواری از ابریشم، فلانل و یا پوست، تزیین میشد.<ref> ویلز، ایران در یک قرن پیش، 1368ش، ص360.</ref> کلیجه بدون آستین یا با آستین کوتاه و گشاد بود. این تنپوش که روی سینه و سر آستین آن با پوستین بخارا بهصورت آستر دوخته میشد، از جنس پارچه شال ترمه کشمیری بود که بسیار با ارزش و گرانقیمت بود.<ref> بروگش، سفری به دربار سلطان صاحبقران، 1368ش، ص128.</ref> کلیجه تابستان ترمه ولی کلیجه زمستان دارای آستر از پوست خز و سنجاب بود.<ref> مستوفی، شرح زندگانی من، 1384ش، ج1، ص99.</ref> | کلیجه تنپوشی نیمآستین و کوتاهتر از قبا بود که روی قبا میپوشیدند.<ref> [https://vajehyab.com/dehkhoda/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AC%D9%87-2 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه کلیجه، وبسایت واژهیاب.]</ref> کلیجه را معمولاً در فصل زمستان و هوای سرد و خنک و معتدل، میپوشیدند. این پوشش هم برای مردان و هم برای زنان مورد استفاده قرار میگرفت. پارچه آن از جنس شال، برک یا پارچهای از پشم شتر و یا حیوانات بود که حاشیهها یا سرآستین و یقه با نواری از ابریشم، فلانل و یا پوست، تزیین میشد.<ref> ویلز، ایران در یک قرن پیش، 1368ش، ص360.</ref> کلیجه بدون آستین یا با آستین کوتاه و گشاد بود. این تنپوش که روی سینه و سر آستین آن با پوستین بخارا بهصورت آستر دوخته میشد، از جنس پارچه شال ترمه کشمیری بود که بسیار با ارزش و گرانقیمت بود.<ref> بروگش، سفری به دربار سلطان صاحبقران، 1368ش، ص128.</ref> کلیجه تابستان ترمه ولی کلیجه [[زمستان]] دارای آستر از پوست خز و سنجاب بود.<ref> مستوفی، شرح زندگانی من، 1384ش، ج1، ص99.</ref> | ||
==شلوار== | ==شلوار== | ||
شلوار نیز از دیگر پوششهای مردان بود که در آن زمان به آن زیرجامه و تنبان میگفتند و به گفته تانکوانی مطابق با مقام هر شخص پارچه آن پنبه یا ابریشم قرمز بود.<ref> تانکوانی، نامههایی درباره ایران و ترکیه آسیا، 1383ش، ص234.</ref> افراد طبقات بالا زیر جامهای از جنس نخ ابریشم و رنگ سفید استفاده میکردند. افراد فرودست از کتان، کرباس و رنگهای تیره استفاده میکردند.<ref> [https://www.magiran.com/paper/2485501 پوربختیار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار بر اساس نظریه تمایز بوردیو»، 1401ش، ص138.]</ref> | شلوار نیز از دیگر پوششهای مردان بود که در آن زمان به آن زیرجامه و تنبان میگفتند و به گفته تانکوانی مطابق با مقام هر شخص پارچه آن پنبه یا ابریشم قرمز بود.<ref> تانکوانی، نامههایی درباره ایران و ترکیه آسیا، 1383ش، ص234.</ref> افراد طبقات بالا زیر جامهای از جنس نخ ابریشم و رنگ سفید استفاده میکردند. افراد فرودست از کتان، کرباس و رنگهای تیره استفاده میکردند.<ref> [https://www.magiran.com/paper/2485501 پوربختیار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار بر اساس نظریه تمایز بوردیو»، 1401ش، ص138.]</ref> | ||
==دستمال جیبی== | ==دستمال جیبی== | ||
در میان ایرانیان عصر قاجار دستمال جیبی اهمیت زیادی داشت. اقشار مرفه بیشتر از آن استفاده میکردند و به گفته پولاک دستمالهای کتان مازندرانی که مخصوص ثروتمندان بود ملیلهدوزی داشت.<ref> پولاک، سفرنامه مسیو پولاک، 1368ش، ص106.</ref> | در میان ایرانیان عصر قاجار دستمال جیبی اهمیت زیادی داشت. اقشار مرفه بیشتر از آن استفاده میکردند و به گفته پولاک دستمالهای کتان مازندرانی که مخصوص ثروتمندان بود [[ملیلهدوزی]] داشت.<ref> پولاک، سفرنامه مسیو پولاک، 1368ش، ص106.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
{{آغاز منابع}} | |||
*افتخار، فریبا، «جبه»، مرکز دائره المعارف برزگ اسلامی، تاریخ بروزرسانی: 4 آذر 1398ش. | *افتخار، فریبا، «جبه»، مرکز دائره المعارف برزگ اسلامی، تاریخ بروزرسانی: 4 آذر 1398ش. | ||
*امین لشکر، میرزا.ق، خاطرات امین لشکر، به کوشش ایرج افشار و محمدرسول دریاگشت، تهران، اساطیر، 1378ش. | *امین لشکر، میرزا.ق، خاطرات امین لشکر، به کوشش ایرج افشار و محمدرسول دریاگشت، تهران، اساطیر، 1378ش. | ||
| خط ۶۷: | خط ۹۸: | ||
*هدین، سون، کویرهای ایران، ترجمه پرویز رجبی، تهران، توکا، چاپ اول، 2535شاهنشاهی. | *هدین، سون، کویرهای ایران، ترجمه پرویز رجبی، تهران، توکا، چاپ اول، 2535شاهنشاهی. | ||
*یارشاطر، احسان، پوشاک در ایران زمین، به کوشش پیمان متین، تهران، امیرکبیر، چاپ دوم، 1382ش. | *یارشاطر، احسان، پوشاک در ایران زمین، به کوشش پیمان متین، تهران، امیرکبیر، چاپ دوم، 1382ش. | ||
{{پایان منابع}} | |||