زهرا فاضل (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «{{درشت|'''زردچوبه'''}}؛ گیاهی علفی و زردرنگ با خواص دارویی و خوراکی{{سخ}} 200px|thumb|left|زردچوبه زردچوبه، گیاهی علفی و از تیرهٔ زنجبیل‌ها است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/زردچوبه دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه زردچوبه]</ref> این گیاه، ساقه...» ایجاد کرد
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{درشت|'''زردچوبه'''}}؛ گیاهی علفی و زردرنگ با خواص دارویی و خوراکی{{سخ}}
{{درشت|'''زردچوبه'''}}؛ گیاهی علفی و زردرنگ با خواص دارویی و خوراکی{{سخ}}
[[پرونده:زردچوبه.jpg|200px|thumb|left|زردچوبه]]
زردچوبه، گیاهی علفی و از تیرهٔ زنجبیل‌ها است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/زردچوبه دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه زردچوبه]</ref> این گیاه، ساقه‌ای زیرزمینی به ارتفاع ۵۰ تا ۱۵۰ سانتی‌متر دارد که زردرنگ است و بخشی از این ساقه در بیرون از زمین قرار دارد. بخش زیرزمینی آن به‌عنوان دارو و ادویه مصرف می‌شود.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/زردچوبه عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه زردچوبه.]</ref> زردچوبه در هند و کشورهای جنوبی آسیا می‌روید. این گیاه، برای رویش به دمای حدود ۲۰ تا ۳۰ درجه سانتی‌گراد و محیطی بارانی و مرطوب نیاز دارد. نام‌های دیگر این گیاه، زرچوبه، زرجوبک، زردچوبگ، زردچوب، زرچوب (چوب زرین)، و زرسود (گرد طلا)، زرده‌چوب، زرده‌چال و اصل‌الزعفران است.<ref>[https://www.vajehyab.com/moein/زردچوبه معین، فرهنگ فارسی معین، ذیل واژه زردچوبه.]</ref> در عربی نیز به آن «عروق‌الصُفر» می‌گویند.<ref>مظاهری، جادهٔ ابریشم، ج2، ۱۳۷۳ش، ص841-849؛{{سخ}}
زردچوبه، گیاهی علفی و از تیرهٔ زنجبیل‌ها است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/زردچوبه دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه زردچوبه]</ref> این گیاه، ساقه‌ای زیرزمینی به ارتفاع ۵۰ تا ۱۵۰ سانتی‌متر دارد که زردرنگ است و بخشی از این ساقه در بیرون از زمین قرار دارد. بخش زیرزمینی آن به‌عنوان دارو و ادویه مصرف می‌شود.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/زردچوبه عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه زردچوبه.]</ref> زردچوبه در هند و کشورهای جنوبی آسیا می‌روید. این گیاه، برای رویش به دمای حدود ۲۰ تا ۳۰ درجه سانتی‌گراد و محیطی بارانی و مرطوب نیاز دارد. نام‌های دیگر این گیاه، زرچوبه، زرجوبک، زردچوبگ، زردچوب، زرچوب (چوب زرین)، و زرسود (گرد طلا)، زرده‌چوب، زرده‌چال و اصل‌الزعفران است.<ref>[https://www.vajehyab.com/moein/زردچوبه معین، فرهنگ فارسی معین، ذیل واژه زردچوبه.]</ref> در عربی نیز به آن «عروق‌الصُفر» می‌گویند.<ref>مظاهری، جادهٔ ابریشم، ج2، ۱۳۷۳ش، ص841-849؛{{سخ}}
  قهرمان، تطبیق نام‌های کهن گیاهان دارویی با نام‌های علمی، ج1، ۱۳۸۳ش، ص208؛{{سخ}}
  قهرمان، تطبیق نام‌های کهن گیاهان دارویی با نام‌های علمی، ج1، ۱۳۸۳ش، ص208؛{{سخ}}
خط ۳۴: خط ۳۳:


== زردچوبه در ادبیات ==
== زردچوبه در ادبیات ==
زردچوبه بعد از مرسوم شدن در ایران، در ادبیات عامه مردم نیز وارد شد. امثال و کنایاتی هستند که از واژه زردچوبه یا اشاراتی به آن درست شده‌اند. مانند: «مثل زردچوبه»: خیلی زرد؛ «به گوش (گوشت) زردچوبه مالیدی؟»: کنایه از بی‌غیرتی؛ «از زیره، زردچوبه نگیر»: که معادل «از آب، کره نگیر» است؛ «زرد است مثل زردچوبه»؛ «زردچوبه/ تخم مرغ به چانه بستن»: کنایه از پرحرف بودن است.<ref>شاملو، کتاب کوچه، حرف ب، دفتر2، ۱۳۷۷–۱۳۷۹ش، ص1281؛{{سخ}}
زردچوبه بعد از مرسوم شدن در ایران، در ادبیات عامه مردم نیز وارد شد. امثال و کنایاتی هستند که از واژه زردچوبه یا اشاراتی به آن درست شده‌اند. مانند: «مثل زردچوبه»: خیلی زرد؛ «به گوش (گوشت) زردچوبه مالیدی؟»: کنایه از بی‌غیرتی؛ «از زیره، زردچوبه نگیر»: که معادل «از آب، کره نگیر» است؛ «زرد است مثل زردچوبه»؛ «زردچوبه/ [[تخم مرغ]] به چانه بستن»: کنایه از پرحرف بودن است.<ref>شاملو، کتاب کوچه، حرف ب، دفتر2، ۱۳۷۷–۱۳۷۹ش، ص1281؛{{سخ}}
  عسگری، «ضرب‌المثل‌های رایج در بین مردم رودبار الموت و رودبار شهرستان واقع در استان قزوین»، ۱۳۸۶ش، ص137.</ref>
  عسگری، «ضرب‌المثل‌های رایج در بین مردم رودبار الموت و رودبار شهرستان واقع در استان قزوین»، ۱۳۸۶ش، ص137.</ref>