صفحهای تازه حاوی «{{درشت|'''مازندران'''}}؛ استانی در شمال کشور به مرکزیت شهر ساری{{سخ}} 400px|thumb|left|استان مازندران استان مازندران، که در گویش محلی، «مازِرون» یا «مازِندِرون» گفته میشود، از شمال به دریای خزر، از جنوب به رشتهکوههای البرز، از ش...» ایجاد کرد |
جز ویکی سازی |
||
| (۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{درشت|'''مازندران'''}}؛ استانی در شمال کشور به مرکزیت شهر ساری{{سخ}} | {{درشت|'''مازندران'''}}؛ استانی در شمال کشور به مرکزیت شهر ساری{{سخ}} | ||
[[پرونده:مازندران.png|400px|thumb|left|استان مازندران]] | [[پرونده:مازندران.png|400px|thumb|left|استان مازندران]] | ||
استان مازندران، که در گویش محلی، «مازِرون» یا «مازِندِرون» گفته میشود، از شمال به دریای خزر، از جنوب به رشتهکوههای البرز، از شرق به گلستان و از غرب به گیلان محدود است. رشتهکوه البرز مانند یک سد بزرگ، مناطق شمالی را از مرکز ایران جدا کرده و تمام رطوبت دریای خزر را در خود متوقف میکند که همین موضوع منجر به بارش و رطوبت فراوان در استان مازندران و مناطق همجوار آن شده است. | استان مازندران، که در گویش محلی، «مازِرون» یا «مازِندِرون» گفته میشود، از شمال به دریای خزر، از جنوب به رشتهکوههای البرز، از شرق به [[استان گلستان|گلستان]] و از غرب به [[گیلان]] محدود است. [[رشتهکوه البرز]] مانند یک سد بزرگ، مناطق شمالی را از مرکز ایران جدا کرده و تمام رطوبت دریای خزر را در خود متوقف میکند که همین موضوع منجر به بارش و رطوبت فراوان در استان مازندران و مناطق همجوار آن شده است. | ||
== نام مازندران == | == نام مازندران == | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
برآمد یکی ابر مازندران *** چو مار شکنجی و ماز اندر آن<ref>[https://ganjoor.net/manoochehri/divanm/ghaside-ghete/sh48 منوچهری، دیوان اشعار، در مدح منوچهر بن قابوس.]</ref> | برآمد یکی ابر مازندران *** چو مار شکنجی و ماز اندر آن<ref>[https://ganjoor.net/manoochehri/divanm/ghaside-ghete/sh48 منوچهری، دیوان اشعار، در مدح منوچهر بن قابوس.]</ref> | ||
عدهای دیگر نیز اینگونه استنباط میکنند که «دران» بهمعنای درنده و کنایه از ببر و گوزنهای مازندران است که روزگاری در این منطقه به وفور مشاهده میشد. | عدهای دیگر نیز اینگونه استنباط میکنند که «دران» بهمعنای درنده و کنایه از ببر و گوزنهای [[مازندران]] است که روزگاری در این منطقه به وفور مشاهده میشد. | ||
== پیشینه و تغییر نام استان مازندران == | == پیشینه و تغییر نام استان مازندران == | ||
تحقیقات انجامگرفته در غارهای گمیشان، هوتو و کمربند این استان، گواهِ تمدن ۷۵ هزار ساله در این منطقه است. این استان، یکی از پایگاههای باستانشناسی در آسیا و خاورمیانه است. مازندرانِ کنونی، بخشی از منطقهای گستردهتر است که در متون تاریخی به آن، با نام «فراشوراگر» و «پتیسخوارگر» اشاره شده است. این منطقه از سرزمین ایران تا سده هفتم هجری، طبرستان نامیده میشد و در قرن هفتم، مصادف با حملهٔ مغول به ایران، اسم طبرستان به مازندران تغییر کرد. یاقوت، اولین تاریخدانی است که به این تغییر نام اشاره کرده است، هرچند، خود او نیز از تاریخ دقیق این تغییر نام بیخبر است.<ref>لسترنج، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، 1337ش، ص394؛{{سخ}} | تحقیقات انجامگرفته در غارهای گمیشان، هوتو و کمربند این استان، گواهِ تمدن ۷۵ هزار ساله در این منطقه است. این استان، یکی از پایگاههای باستانشناسی در آسیا و خاورمیانه است. مازندرانِ کنونی، بخشی از منطقهای گستردهتر است که در متون تاریخی به آن، با نام «فراشوراگر» و «پتیسخوارگر» اشاره شده است. این منطقه از سرزمین ایران تا سده هفتم هجری، طبرستان نامیده میشد و در قرن هفتم، مصادف با حملهٔ مغول به ایران، اسم طبرستان به مازندران تغییر کرد. یاقوت، اولین تاریخدانی است که به این تغییر نام اشاره کرده است، هرچند، خود او نیز از تاریخ دقیق این تغییر نام بیخبر است.<ref>لسترنج، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، 1337ش، ص394؛{{سخ}} | ||
[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/مازندران-2 دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل واژه مازندارن.]</ref> در زمان کریمخان زند نیز، این منطقه با نام «دارالبرکت مازندران» معروف بوده است.<ref>امیراحمدیان، تقسیمات کشوری، 1383ش، ص65 و 78 و 98.</ref> استانهای | [https://www.vajehyab.com/dehkhoda/مازندران-2 دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل واژه مازندارن.]</ref> در زمان کریمخان زند نیز، این منطقه با نام «دارالبرکت مازندران» معروف بوده است.<ref>امیراحمدیان، تقسیمات کشوری، 1383ش، ص65 و 78 و 98.</ref> استانهای [[استان گلستان|گلستان]]، سمنان و [[تهران]] که بخشهایی از مازندران بزرگ در گذشته بودند بهترتیب در سالهای ۱۳۷۶ش، ۱۳۵۵ش و ۱۳۴۹ش از آن، جدا شدند. | ||
== جغرافیا و جمعیت مازندران == | == جغرافیا و جمعیت مازندران == | ||
مساحت این استان در حدود ۲۳۷۵۶ کیلومتر مربع است که حدود ۱٫۴۶ درصد از کل خاک ایران را دربردارد. مازندران، از جانب شمال، همجوار با دریای خزر و کشورهای روسیه، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان است. از مشرق به استان | مساحت این استان در حدود ۲۳۷۵۶ کیلومتر مربع است که حدود ۱٫۴۶ درصد از کل خاک ایران را دربردارد. مازندران، از جانب شمال، همجوار با دریای خزر و کشورهای روسیه، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان است. از مشرق به [[استان گلستان]]، از جنوب به استانها سمنان و [[تهران]] و البرز و از مغرب به استان [[گیلان]] محدود است. براساس آخرین تقسیمات کشوری، مازندران دارای ۲۲ شهرستان به نامهای آمل، بابل، بابلسر، بهشهر، تنکابن، جویبار، [[چالوس]]، رامسر، ساری، سوادکوه، قائمشهر، گلوگاه، محمودآباد، میاندرود، نکا، نور، نوشهر، فریدونکنار، سوادکوه شمالی، عباسآباد، سیمرغ و کلاردشت و ۵۷ شهر، ۵۷ بخش، ۱۳۲ دهستان و ۳۶۴۵ آبادی است.<ref>[https://www.sabteahval.ir/mz/اطلاعات-عمومی-استان «موقعیت جغرافیایی استان مازندران»، سایت اداره کل ثبت احوال استان مازندران، تاریخ بازدید: 24 مهر 1400ش.]</ref> | ||
استان مازندران با توجه به وسعت خود، بهلحاظ جمعیتی از جمله استانهای پرتراکم است. براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ش، جمعیت این استان، ۳٬۲۸۳٬۵۷۷ نفر است که ۵۰٫۳۷ درصد آن را مردان و ۴۹٫۶۳ درصد آن را زنان تشکیل میدهند. ۴۳ درصد از کل جمعیت مازندران، روستانشین است. | استان مازندران با توجه به وسعت خود، بهلحاظ جمعیتی از جمله استانهای پرتراکم است. براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ش، جمعیت این استان، ۳٬۲۸۳٬۵۷۷ نفر است که ۵۰٫۳۷ درصد آن را مردان و ۴۹٫۶۳ درصد آن را زنان تشکیل میدهند. ۴۳ درصد از کل جمعیت مازندران، روستانشین است. | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
== طبیعت مازندران == | == طبیعت مازندران == | ||
مازندران، استانی وسیع است که معروفترین | مازندران، استانی وسیع است که معروفترین [[جلگه|جلگهها]]، [[بیشه|بیشهها]]، [[جنگلهای هیرکانی|جنگلهای هیرکانی]] با تنوع گیاهی بالا و منحصر به فرد در جهان، آب و هوای گوناگون و سواحل شنی را دربر گرفته است. | ||
=== جنگلها === | === جنگلها === | ||
جنگلهای هیرکانی، جنگلهای مختلط پهنبرگی هستند که در جنوب و جنوبغرب دریای خزر در دو کشور ایران و آذربایجان قرار دارند. قدمت این جنگلها به بیش از ۴۰ میلیون سال میرسد و از ارزشمندترین بیشههای جهان است. گاهی از این جنگلها بهعنوان «موزههای طبیعی» یاد میکنند. | جنگلهای هیرکانی، جنگلهای مختلط پهنبرگی هستند که در جنوب و جنوبغرب دریای خزر در دو کشور ایران و [[جمهوری آذربایجان|آذربایجان]] قرار دارند. قدمت این جنگلها به بیش از ۴۰ میلیون سال میرسد و از ارزشمندترین بیشههای جهان است. گاهی از این جنگلها بهعنوان «موزههای طبیعی» یاد میکنند. | ||
=== حیوانات === | === حیوانات === | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
=== ناهمواریها === | === ناهمواریها === | ||
رشتهکوه پهناور البرز که شامل | رشتهکوه پهناور البرز که شامل [[کوه دماوند]]، مرتفعترین قله ایران و بلندترین آتشفشان آسیا، است از جمله ناهمواریهای طبیعی این استان بهحساب میآید. | ||
=== منابع آبی === | === منابع آبی === | ||
این خطه از خاک ایران، دارای رودهای فراوانی است که همگی از البرز سرچشمه گرفته و به دریای خزر میریزند. جلگهٔ مازندران، محصول رسوبات بهجا مانده از همین رودخانهها است. معروفترین این رودها عبارتاند از: سههزار، چالوس، هراز، رود بابل، تالار، تجن، نیکا و قرهسو.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/مازندران-2 دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل واژه مازندارن.]</ref> از دیگر منابع آبی این استان، دریاچههای کوچک محلی است که در نتیجهٔ طغیان رودها ایجاد شدهاند. نوعی دیگر از ذخایر آبی، آببندانها هستند که در راستای مهار سیلابها ساخته میشوند و نیز بهعنوان محل پرورش ماهی استفاده میشوند. چشمههای آبمعدنی طبیعی نیز در نقاط مختلف این استان وجود دارد. دریاچههای «الندان»، «ممرز»، | این خطه از خاک ایران، دارای رودهای فراوانی است که همگی از البرز سرچشمه گرفته و به دریای خزر میریزند. جلگهٔ مازندران، محصول رسوبات بهجا مانده از همین رودخانهها است. معروفترین این رودها عبارتاند از: سههزار، چالوس، هراز، رود بابل، تالار، تجن، نیکا و قرهسو.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/مازندران-2 دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل واژه مازندارن.]</ref> از دیگر منابع آبی این استان، دریاچههای کوچک محلی است که در نتیجهٔ طغیان رودها ایجاد شدهاند. نوعی دیگر از ذخایر آبی، آببندانها هستند که در راستای مهار سیلابها ساخته میشوند و نیز بهعنوان محل پرورش ماهی استفاده میشوند. چشمههای آبمعدنی طبیعی نیز در نقاط مختلف این استان وجود دارد. دریاچههای «الندان»، «ممرز»، «[[دریاچه شورمست|شورمست]]»، «ساهون»، «دوخواهران»، «گلپل»، «[[دریاچه چورت|چورت]]»، «[[دریاچه ولشت|ولشت]]»، «آبیدر»، «حصارچال»، «الیمالات»، «قو»، «امامزاده علی»، «استخر پشت»، «خضرنبی»، «فراخین» و «لفور» از مهمترین دریاچههای استان مازندران هستند. | ||
== طوایف مازندران == | == طوایف مازندران == | ||
متناسب با نام تبرستان، اقوام ساکن این نواحی را با نام قوم «تپوری» یا «تبری» میشناختند که به زبان تبری (زبان مازندرانی) سخن میگویند. | متناسب با نام تبرستان، اقوام ساکن این نواحی را با نام قوم «تپوری» یا «تبری» میشناختند که به زبان تبری (زبان مازندرانی) سخن میگویند. | ||
امروزه، در این منطقه، گروههایی از عشایر نیز زندگی میکنند. مانند «ایل عبدالملکی» که اصالتی قشقایی دارند و از زمان قاجاریان به مازندران مهاجرت کردهاند. ایل «عمرانلو» در شهر گلوگاه، به زبانهای ترکی، مازندرانی و فارسی سخن میگویند. طوایف «گلباد» نیز در بهشهر و بندرگز سکنی گزیدهاند. چهار طایفهٔ معروف مازندرانی به نامهای مشاغی، لاریجانی، نوایی و نوری نیز در اطراف آمل زندگی میکنند. «ایل خواجهوند» نیز با اصالت کُردستانی، در دوران قاجار به چالوس تبعید شدند و در حوالی کجور سکنی گزیدند. همچنین طوایف «گریلی» و «نکا» که اصالتی کُرد دارند در اطراف رود نیکا اقامت دارند.<ref>کیهان، جغرافیای سیاسی، 1310ش، ص281-284؛ کیهان، جغرافیای طبیعی، 1310ش، ص18 و 61-71.</ref> | امروزه، در این منطقه، گروههایی از عشایر نیز زندگی میکنند. مانند «ایل عبدالملکی» که اصالتی قشقایی دارند و از زمان قاجاریان به مازندران مهاجرت کردهاند. ایل «عمرانلو» در شهر گلوگاه، به زبانهای ترکی، مازندرانی و فارسی سخن میگویند. طوایف «گلباد» نیز در بهشهر و بندرگز سکنی گزیدهاند. چهار طایفهٔ معروف مازندرانی به نامهای مشاغی، لاریجانی، نوایی و نوری نیز در اطراف آمل زندگی میکنند. «ایل خواجهوند» نیز با اصالت کُردستانی، در دوران قاجار به [[چالوس]] تبعید شدند و در حوالی کجور سکنی گزیدند. همچنین طوایف «گریلی» و «نکا» که اصالتی کُرد دارند در اطراف رود نیکا اقامت دارند.<ref>کیهان، جغرافیای سیاسی، 1310ش، ص281-284؛ کیهان، جغرافیای طبیعی، 1310ش، ص18 و 61-71.</ref> | ||
== کشاورزی مازندران == | == کشاورزی مازندران == | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
== مازندران در ادبیات ایران == | == مازندران در ادبیات ایران == | ||
این خطهٔ سرسبز از خاک ایران، همواره در اشعار و نوشتههای نویسندگان بزرگ ایرانی جایگاه ویژهای داشته است؛ از آن جمله میتوان به فردوسی و خاقانی اشاره کرد. | این خطهٔ سرسبز از خاک ایران، همواره در اشعار و نوشتههای نویسندگان بزرگ ایرانی جایگاه ویژهای داشته است؛ از آن جمله میتوان به [[فردوسی]] و [[خاقانی]] اشاره کرد. | ||
تاج و سریر خسرو مازندران ز رشک *** خورشید را گذار همانا برافکند.<ref>[https://ganjoor.net/khaghani/divankh/ghasidekh/sh79/ خاقانی، دیوان اشعار، در ستایش نصرةالدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران.]</ref> | تاج و سریر خسرو مازندران ز رشک *** خورشید را گذار همانا برافکند.<ref>[https://ganjoor.net/khaghani/divankh/ghasidekh/sh79/ خاقانی، دیوان اشعار، در ستایش نصرةالدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران.]</ref> | ||