لیلی و مجنون: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «<big>'''لیلی و مجنون'''</big>؛ منظومهای عاشقانه و عارفانه از نظامی گنجوی<br> لیلی و مجنون، سومین منظومهی بلند حکیم نظامی گنجوی است که در آن به شرح شیدایی و عشق مجنون به لیلی پرداخته است.<ref>رادفر، كتابشناسي نظامي، 1371ش، ص70.</ref> این منظومه در ق...» ایجاد کرد |
علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) ابرابزار |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{درشت|'''لیلی و مجنون'''}}؛ منظومهای عاشقانه و عارفانه از نظامی گنجوی | |||
لیلی و مجنون، سومین | لیلی و مجنون، سومین منظومهٔ بلند حکیم نظامی گنجوی است که در آن به شرح شیدایی و عشق مجنون به لیلی پرداخته است.<ref>رادفر، کتابشناسی نظامی، 1371ش، ص70.</ref> این منظومه در قالب مثنوی سروده شده است. این مجموعهٔ ۴۷۰۰ بیتی، توسط [[نظامی]] در کمتر از ۴ ماه، در ۵۸۴ق نوشته شد و آن را به «شروانشاه ابوالمظفر اخستان» تقدیم کرد. نظامی، خود گفته است که هیچ میل و رغبتی برای نوشتن این منظومه نداشت و اگر گرفتاریهای دیگری نمیداشت، این منظومه را در ۱۴ روز بهاتمام میرساند.<ref>موید، در مدار نظامی (3)، نقدی بر لیلی و مجنون نظامی، 1371ش، ص531.</ref> برخی معتقدند که نظامی، پس از آن نیز تصرفات و تصحیحاتی را در این منظومه انجام داده و سرانجام، منظومهٔ پرطرفدار لیلی و مجنون را در ۵۸۸ق به پایان رسانید.<ref>ستاری، حالات عشق مجنون، 1366ش، ص9 و 11.</ref> | ||
==محتوای | |||
نظامی گنجوی، پیش از شروع داستان اصلی در این منظومه، به سُرایش مقدمهای در ستایش خداوند، نعت [[پیامبر اسلام]]، وصف معراج، مدح شروانشاه و مطالبی از این دست پرداخته است.<ref> | == محتوای منظومهٔ لیلی و مجنون == | ||
در نظم لیلی و مجنون، نظامی به تمام منابع و بهخصوص به یکی از داستانهای لیلی و مجنون که از دیرباز در میان مردم وجود داشته، توجه خاصی داشته است.<ref> | نظامی گنجوی، پیش از شروع داستان اصلی در این منظومه، به سُرایش مقدمهای در ستایش خداوند، نعت [[پیامبر اسلام]]، وصف معراج، مدح شروانشاه و مطالبی از این دست پرداخته است.<ref>نظامی گنجوی، داستان خسرو شیرین، 1353ش، ص16 (مقدمه).</ref> پس از آن، به داستان بلند شیدایی روانپریشانهٔ شاعر بادیهنشین، قیس عامری معروف به مجنون، و نیز سرنوشت پُر فراز و نشیب او میپردازد.<ref>آربری، ادبیات کلاسیک فارسی، 1371ش، ص144.</ref> | ||
==پیشینه داستان لیلی و مجنون== | در نظم لیلی و مجنون، نظامی به تمام منابع و بهخصوص به یکی از داستانهای لیلی و مجنون که از دیرباز در میان مردم وجود داشته، توجه خاصی داشته است.<ref>متینی، خلاصة لیلی و مجنون نظامی، 1341ش، ص3 (مقدمه).</ref> | ||
لیلی و مجنون را بیشتر مورخان، داستانی کهن در میان مردم عربزبان میدانند. «ابنندیم»، در بین کتابهای نوشتهشده | |||
== پیشینه داستان لیلی و مجنون == | |||
شعر لیلی و مجنون، چنان مورد علاقه مردم عرب بود که تا مدتها، هر شعری که در آن نام «لیلی» بود به داستان لیلی و مجنون مرتبط میدانستند. این داستان بهمرور زمان دچار تحولات زیادی شده و به شاخ و برگ آن افزود شده است.<ref>موید، در مدار نظامی (3)، نقدی بر لیلی و مجنون نظامی، 1371ش، ص528-529.</ref | لیلی و مجنون را بیشتر مورخان، داستانی کهن در میان مردم عربزبان میدانند. «ابنندیم»، در بین کتابهای نوشتهشده دربارهٔ عشاق، از کتابی بههمین نام یاد کرده است. کهنترین منبع عربی که به داستان لیلی و مجنون اشاره کرده، کتاب «الشعر و الشعرا» در قرن سوم هجری است. بعد از آن، اشاراتی است که در کتب «الاغانی» توسط ابوالفرج اصفهانی (در قرن ۴)، «الزهره» توسط ابوبکر بن داوود ظاهری (قرن ۳) و «مصارع العشاق» توسط ابنسراج (قرن ۵)، صورت گرفته است.<ref>ستودیان، «ریشهیابی داستان لیلی و مجنون»، 1387ش، ص100.</ref> «ابنقتیبه» نیز از این داستان بهتفصیل سخن گفته است.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج2، 1347ش، ص803.</ref> | ||
برخی از ادیبان و مورخان، اصل روایت لیلی و مجنون و دو شخصیت اصلی این قصه را حقیقی دانستهاند.<ref>ستودیان، «ریشهیابی داستان لیلی و مجنون»، 1387ش، ص96؛ | شعر لیلی و مجنون، چنان مورد علاقه مردم عرب بود که تا مدتها، هر شعری که در آن نام «لیلی» بود به داستان لیلی و مجنون مرتبط میدانستند. این داستان بهمرور زمان دچار تحولات زیادی شده و به شاخ و برگ آن افزود شده است.<ref>موید، در مدار نظامی (3)، نقدی بر لیلی و مجنون نظامی، 1371ش، ص528-529.</ref> | ||
کراچوفسکی، «تاریخ اولیه داستان لیلی و مجنون در ادبیات عرب»، 1368ش، ص121.</ref> | |||
برخی از ادیبان و مورخان، اصل روایت لیلی و مجنون و دو شخصیت اصلی این قصه را حقیقی دانستهاند.<ref>ستودیان، «ریشهیابی داستان لیلی و مجنون»، 1387ش، ص96؛{{سخ}} | |||
برخی، قصه لیلی و مجنون را افسانهای بابلی میدانند.<ref>ذوالفقاری، مقایسه چهار روایت لیلی و مجنون نظامی امیر خسرو جامی و مکتبی، 1388ش، ص260-261.</ref> | کراچوفسکی، «تاریخ اولیه داستان لیلی و مجنون در ادبیات عرب»، 1368ش، ص121.</ref> قدمت داستان لیلی و مجنون، حداقل به سه قرن پیش از زمان نظامی برمیگردد<ref>رضایی اردانی، نقد تحلیلی ـ تطبیقی منظومه «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون» نظامی گنجوی، 1387ش، ص97.</ref> و [[نظامی گنجوی]] آن را به [[زبان فارسی]] سروده است. نظامی در تصنیف این منظومه، به منابع عربی آن نیز وفادار بوده است.<ref>وحید دستگردی، منظومه لیلی و مجنون حکیم نظامی گنجوی/ تصحیح و تحشیه شاعر و دانشمند ایرانی وحید دستگردی، 1347ش، ص57 و 58.</ref> روایت عربی داستان لیلی و مجنون، بسیار ساده است<ref>PELLAT, "Mad̲j̲nūn Laylā in Arabic literature", 1986, p. 1102-1103.</ref> و نظامی با بهرهگیری از نبوغ خود، این داستان عاشقانهٔ ساده را به یک اثر بیبدیل و تازه تبدیل کرده است.<ref>وحید دستگردی، منظومه لیلی و مجنون حکیم نظامی گنجوی/ تصحیح و تحشیه شاعر و دانشمند ایرانی وحید دستگردی، 1347ش، ص58 و 59.</ref> | ||
قدیمیترین داستان فارسی مستقل مکتوب و منسوب به مجنون، داستان آزاد کردن آهوی مجنون است که در کتاب «حدیقة الحقیقة» سنایی به آن اشاره شده است.<ref>ذوالفقاری، مقایسه چهار روایت لیلی و مجنون نظامی امیر خسرو جامی و مکتبی، 1388ش، ص61.</ref> | برخی، قصه لیلی و مجنون را افسانهای بابلی میدانند.<ref>ذوالفقاری، مقایسه چهار روایت لیلی و مجنون نظامی امیر خسرو جامی و مکتبی، 1388ش، ص260-261.</ref> بر روی تعدادی از آثار باستانی همچون خشتنوشتههای کتابخانهٔ منسوب به «بختالنصر» نیز، داستان لیلی و مجنون (با نام بابلی «کیس» و «لیلاکس») حک شده است. لیلاکس و کیس، در معبدی مشغول به تحصیل و خدمت بودند که عشقی زمینی میان آن دو جریان مییابد. آن دو بارها از معبد گریخته و سرانجام به وصال میرسند؛ اما کیس به لیلاکس بیوفایی کرده و او را تنها میگذارد.<ref>حجازی، کشف ادبی (مآخذ داستان لیلی و مجنون)، 1309ش، ص142-148.</ref> برخی دیگر، کشف این داستان در آثار بهجا مانده از بابل قدیم را یک سوءتفاهم میدانند.<ref>کراچوفسکی، «تاریخ اولیه داستان لیلی و مجنون در ادبیات عرب»، 1368ش، ص121.</ref> | ||
قدیمیترین داستان فارسی مستقل مکتوب و منسوب به مجنون، داستان آزاد کردن آهوی مجنون است که در کتاب «حدیقة الحقیقة» سنایی به آن اشاره شده است.<ref>ذوالفقاری، مقایسه چهار روایت لیلی و مجنون نظامی امیر خسرو جامی و مکتبی، 1388ش، ص61.</ref> همچنین در شعری از «رابعه قزداری معروف به رابعه بلخی» که حدود دو قرن پیش از نظامی میزیسته، ردپای این داستان عاشقانه دیده میشود:<ref>موید، در مدار نظامی (3)، نقدی بر لیلی و مجنون نظامی، 1371ش، ص530.</ref>{{سخ}} | |||
{{آغاز نستعلیق}} | {{آغاز نستعلیق}} | ||
{{شعر|نستعلیق}} | {{شعر|نستعلیق}} | ||
{{ب|مگر چشم مجنون به ابر اندر است | که گل رنگ رخسار لیلی گرفت؟}} | {{ب|مگر چشم مجنون به ابر اندر است | که گل رنگ رخسار لیلی گرفت؟}} | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
{{پایان نستعلیق}} | {{پایان نستعلیق}} | ||
{{ب|در شعری دیگر از بابا طاهر عریان، که او نیز پیش از نظامی میزیسته، آمده است:<ref> [https://ganjoor.net/babataher/2beytiha/sh285 باباطاهر، دو بیتیها، دوبیتی شماره 285، بیت2، سایت گنجور.]</ref> | {{ب|در شعری دیگر از بابا طاهر عریان، که او نیز پیش از نظامی میزیسته، آمده است:<ref>[https://ganjoor.net/babataher/2beytiha/sh285 باباطاهر، دو بیتیها، دوبیتی شماره 285، بیت2، سایت گنجور.]</ref>{{سخ}} | ||
{{آغاز نستعلیق}} | {{آغاز نستعلیق}} | ||
{{شعر|نستعلیق}} | {{شعر|نستعلیق}} | ||
{{ب|اگر مجنون دل شوریدهای داشت | دل لیلی از آن شوریدهتر بی}} | {{ب|اگر مجنون دل شوریدهای داشت | دل لیلی از آن شوریدهتر بی}} | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
{{پایان نستعلیق}} | {{پایان نستعلیق}} | ||
در آثاری دیگر از نویسندگان پیش از نظامی مانند ناصرخسرو قبادیانی، منوچهری و مسعود سعد سلمان<ref> سجادی، لیلی و مجنون در قرن ششم ه.ق و لیلی و مجنون نظامی، 1387ش، ص10.</ref> | در آثاری دیگر از نویسندگان پیش از نظامی مانند ناصرخسرو قبادیانی، منوچهری و مسعود سعد سلمان<ref>سجادی، لیلی و مجنون در قرن ششم ه.ق و لیلی و مجنون نظامی، 1387ش، ص10.</ref> نیز به داستان لیلی و مجنون اشاره شده، اما هیچکدام به شرح جزئیات آن نپرداختهاند.<ref>DE BRUIJN, Mad̲j̲nūn Laylā in Persian, Kurdish and Pashto literature, p.1104.</ref> | ||
==شخصیتهای داستان لیلی و مجنون== | |||
== شخصیتهای داستان لیلی و مجنون == | |||
شیوهٔ شخصیتپردازی نظامی در این منظومه، شخصیتپردازی مستقیم است. اشخاص در این داستان، دارای ثبات و ایستایی هستند. چنانکه عشق مجنون، در گذر ایام، نه کم شده است و نه زیاد.<ref>قائدعلی، تحلیل شخصیت و شخصیت پردازی نظامی در دو منظومه «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، 1382ش، ص158.</ref> همچنین روایت این قصه بر پایهٔ شخصیت مرد شکل گرفته و نوعی از عشق عرفانی و فرازمینی را به تصویر کشیده است.<ref>رضایی اردانی، نقد تحلیلی ـ تطبیقی منظومه «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون» نظامی گنجوی، 1387ش، ص98.</ref> مجنون در روایت نظامی گنجوی، شخصیتی صاف و صادق است که گاهی رفتارهای سفیهانه و غیرمنطقی از او سر میزند.<ref>موید، در مدار نظامی (3)، نقدی بر لیلی و مجنون نظامی، 1371ش، ص535.</ref> برای مثال، در بیابان با حیوانات وحشی دمخور میشود.<ref>رضایی اردانی، نقد تحلیلی ـ تطبیقی منظومه «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون» نظامی گنجوی، 1387ش، ص99.</ref> اما شخصیت لیلی، این همه رنجور نیست. تنها رنج لیلی، خودکمبینی مجنون است و همین را مانع وصال خود به مجنون میداند.<ref>سعیدی سیرجانی، برگزیدهها: سیمای دو زن، 1386ش، ص154.</ref><ref>[https://ganjoor.net/nezami/5ganj/leyli-majnoon/sh21 نظامی، خمسه، لیلی و مجنون، بخش21، رسیدن نوفل به مجنون، بیت54، سایت گنجور.]</ref> | |||
{{آغاز نستعلیق}} | {{آغاز نستعلیق}} | ||
{{شعر|نستعلیق}} | {{شعر|نستعلیق}} | ||
{{ب|گل را نتوان به باد دادن |مهزاده به دیوزاد دادن}} | {{ب|گل را نتوان به باد دادن |مهزاده به دیوزاد دادن}} | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
{{پایان نستعلیق}} | {{پایان نستعلیق}} | ||
==خلاصه داستان لیلی و مجنون== | |||
لیلی دختری از قبیله عامریان، و مجنون پسری زیبا از دیار عرب بود. نام اصلی مجنون، قیس بود که بعد از عشق به لیلی و شوریدگی بسیارش، وی را مجنون خواندند. مجنون، از عشق لیلی، بارها کوه نجد را که | == خلاصه داستان لیلی و مجنون == | ||
لیلی دختری از قبیله عامریان، و مجنون پسری زیبا از دیار عرب بود. نام اصلی مجنون، قیس بود که بعد از عشق به لیلی و شوریدگی بسیارش، وی را مجنون خواندند. مجنون، از عشق لیلی، بارها کوه نجد را که قبیلهٔ لیلی در آنجا ساکن بود، طواف کرد. ابتدای آشنایی قیس و لیلی، در راه مکتب بود و مدتی هر دو این عشق را در سینه مخفی نگه داشتند. اما، پس از مدتی، این شوریدگی علنی شد. | |||
پدر لیلی که مردی مشهور و ثروتمند بود، راضی به این وصلت نشد. هیچکدام از مردان | |||
پدر لیلی که مردی مشهور و ثروتمند بود، راضی به این وصلت نشد. هیچکدام از مردان قبیلهٔ لیلی نیز به این وصلت رضایت ندادند. مجنون، پس از شنیدن جواب رد، بسیار التماس کرد اما وقتی قصد جانش را کردند، از آن قبیله گریخت. پس از آن، لیلی را برخلاف میل خودش، به مردی از قبیلهٔ بنیاسد دادند. | |||
غم از دست دادن لیلی، و پس از چندی، غم از دست دادن پدر، قیس را آشفتهتر کرد. مدتی بعد، همسر لیلی درگذشت. مجنون، پس از آن، دوباره به دیدار معشوق شتافت و سرانجام با لیلی وصلت کرد. اما این وصال نیز دیری نپایید و لیلی از دنیا رفت. مجنون، که تاب تحمل این غم را نداشت، از گریه و زاری بسیار، درگذشت.<ref>[https://www.beytoote.com/fun/fiction-little/story-majnun.html «خلاصه داستان لیلی و مجنون»، سایت بیتوته.]</ref> | |||
==ترجمه، تصحیح و تشریح لیلی و مجنون== | غم از دست دادن لیلی، و پس از چندی، غم از دست دادن پدر، قیس را آشفتهتر کرد. مدتی بعد، همسر لیلی درگذشت. مجنون، پس از آن، دوباره به دیدار معشوق شتافت و سرانجام با لیلی وصلت کرد. اما این وصال نیز دیری نپایید و لیلی از دنیا رفت. مجنون، که تاب تحمل این غم را نداشت، از گریه و زاری بسیار، درگذشت.<ref>[https://www.beytoote.com/fun/fiction-little/story-majnun.html «خلاصه داستان لیلی و مجنون»، سایت بیتوته.]</ref> | ||
از این داستان در طول زمان، نسخههای متعددی چاپ و منتشر شده است. در [[ایران]]، مثنوی لیلی و مجنون، توسط افرادی همچون حسن وحید دستگردی ( | |||
== ترجمه، تصحیح و تشریح لیلی و مجنون == | |||
منظومه لیلی و مجنون به زبانهای مختلفی مانند آلمانی، فرانسوی، انگلیسی،<ref>وحید دستگردی، منظومه لیلی و مجنون حکیم نظامی گنجوی/ تصحیح و تحشیه شاعر و دانشمند ایرانی وحید دستگردی، 1347ش، ص57.</ref> | از این داستان در طول زمان، نسخههای متعددی چاپ و منتشر شده است. در [[ایران]]، مثنوی لیلی و مجنون، توسط افرادی همچون حسن وحید دستگردی (۱۳۱۳ش)، پژمان بختیاری (۱۳۴۷ش)، بهروز ثروتیان (۱۳۶۵ش) و خسرو زعیمی (۱۳۶۲ و ۱۳۶۵ش) تشریح و به چاپ رسیده است. این منظومه در [[هند]] نیز بارها تجدید چاپ شده است.<ref>رادفر، کتابشناسی نظامی، 1371ش، ص72 و 86.</ref> | ||
==پانویس== | |||
منظومه لیلی و مجنون به زبانهای مختلفی مانند آلمانی، فرانسوی، انگلیسی،<ref>وحید دستگردی، منظومه لیلی و مجنون حکیم نظامی گنجوی/ تصحیح و تحشیه شاعر و دانشمند ایرانی وحید دستگردی، 1347ش، ص57.</ref> روسی و ارمنی ترجمه شد. داستانهایی نیز در ادبیات کشورهای دیگر، همچون لیلی و مجنون نظامی نوشته شده است. مانند، منظومه «آنوش» اثر هوانس تومانیان در ادبیات ارمنی<ref>ماناسریان، مقایسه دو منظومه «آنوش» و «لیلی و مجنون»، 1386ش، ص166.</ref> و مثنوی «مهم و زین» توسط احمد خانی در ادبیات کردی.<ref>شریفی، مقایسه بین مثنوی کردی مه م و زین احمد خانی و لیلی و مجنون نظامی، ص247.</ref> در ادبیات ترکی نیز، علاوه بر ترجمه منظومه لیلی و مجنون، داستانهایی مشابه با آن نوشتهاند.<ref>FLEMMING, Mad̲j̲nūn Laylā in Turkish literature, p.1105.</ref> | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
==منابع== | |||
* | == منابع == | ||
* باباطاهر، دو بیتیها، سایت گنجور، تاریخ بازدید: | * آربری، آرتور. جان، ادبیات کلاسیک فارسی، ترجمة اسدالله آزاد، مشهد، آستان قدس، ۱۳۷۱ش. | ||
* حجازی، میرمحمد، کشف ادبی (مآخذ داستان لیلی و مجنون)، ماهنامه شرق، تهران، شماره | * باباطاهر، دو بیتیها، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۱۶ آذر ۱۴۰۰ش. | ||
* «خلاصه داستان لیلی و مجنون»، سایت بیتوته، تاریخ بازدید: | * حجازی، میرمحمد، کشف ادبی (مآخذ داستان لیلی و مجنون)، ماهنامه شرق، تهران، شماره ۳، ۱۳۰۹ش. | ||
* ذوالفقاری، حسن، مقایسه چهار روایت لیلی و مجنون نظامی امیر خسرو جامی و مکتبی، فصلنامه پژوهشهای زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه اصفهان) علمی – پژوهشی، اصفهان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، شماره | * «خلاصه داستان لیلی و مجنون»، سایت بیتوته، تاریخ بازدید: ۱۶ آذر ۱۴۰۰ش. | ||
* رادفر، | * ذوالفقاری، حسن، مقایسه چهار روایت لیلی و مجنون نظامی امیر خسرو جامی و مکتبی، فصلنامه پژوهشهای زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه اصفهان) علمی – پژوهشی، اصفهان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، شماره ۱، ۱۳۸۸ش. | ||
* رضایی اردانی، فضلالله، نقد تحلیلی-تطبیقی منظومه «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون» نظامی گنجوی، دوفصلنامه زبان و ادبیات فارسی (پژوهشنامه ادب غنایی) (علمی-پژوهشی)، زاهدان، دانشگاه سیستان و بلوچستان، شماره | * رادفر، ابوالقاسم، کتابشناسی نظامی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۱ش. | ||
* | * رضایی اردانی، فضلالله، نقد تحلیلی-تطبیقی منظومه «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون» نظامی گنجوی، دوفصلنامه زبان و ادبیات فارسی (پژوهشنامه ادب غنایی) (علمی-پژوهشی)، زاهدان، دانشگاه سیستان و بلوچستان، شماره ۱۱، ۱۳۸۷ش. | ||
* ستودیان، مهدی، «ریشهیابی داستان لیلی و مجنون»، فصلنامه ادبیات فارسی، مشهد، دانشکده ادبیات دانشگاه آزاد مشهد، | * ستاری، جلال، حالات عشق مجنون، تهران، توس، ۱۳۶۶ش. | ||
* سجادی، ضیاءالدین، لیلی و مجنون در قرن ششم ه.ق و لیلی و مجنون نظامی، فصلنامه شعر، تهران، شماره | * ستودیان، مهدی، «ریشهیابی داستان لیلی و مجنون»، فصلنامه ادبیات فارسی، مشهد، دانشکده ادبیات دانشگاه آزاد مشهد، ۱۳۸۷ش. | ||
* سعیدی سیرجانی، علیاکبر، برگزیدهها: سیمای دو زن، فصلنامه ایرانشناسی: پژوهش در تاریخ و تمدن و و فرهنگ ایران و زبان و ادبیات فارسی، تهران، بنیاد مطالعات ایران، | * سجادی، ضیاءالدین، لیلی و مجنون در قرن ششم ه.ق و لیلی و مجنون نظامی، فصلنامه شعر، تهران، شماره ۲۵، ۱۳۸۷ش. | ||
* شریفی، احمد، مقایسه بین مثنوی کردی مهم و زین احمد خانی و لیلی و مجنون نظامی، فصلنامه فرهنگ، علمی ـ پژوهشی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، شماره | * سعیدی سیرجانی، علیاکبر، برگزیدهها: سیمای دو زن، فصلنامه ایرانشناسی: پژوهش در تاریخ و تمدن و و فرهنگ ایران و زبان و ادبیات فارسی، تهران، بنیاد مطالعات ایران، ۱۳۸۶ش. | ||
* صفا، | * شریفی، احمد، مقایسه بین مثنوی کردی مهم و زین احمد خانی و لیلی و مجنون نظامی، فصلنامه فرهنگ، علمی ـ پژوهشی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، شماره ۱۰. | ||
* قائدعلی، صدرا، تحلیل شخصیت و شخصیتپردازی نظامی در دو منظومه «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، فصلنامه ادبیات و علوم انسانی (دانشگاه بیرجند)، بیرجند، دانشگاه بیرجند، شماره | * صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ابنسینا، ۱۳۴۷ش. | ||
* کراچوفسکی، ایگناتای یولیانوویچ، «تاریخ اولیه داستان لیلی و مجنون در ادبیات عرب»، ترجمه احمد شفیعیها، فصلنامه معارف، تهران، نشر دانشگاهی، شماره | * قائدعلی، صدرا، تحلیل شخصیت و شخصیتپردازی نظامی در دو منظومه «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، فصلنامه ادبیات و علوم انسانی (دانشگاه بیرجند)، بیرجند، دانشگاه بیرجند، شماره ۳، ۱۳۸۲ش. | ||
* ماناسریان، آرمان، مقایسه دو منظومه «آنوش» و «لیلی و مجنون»، فصلنامه ادبیات تطبیقی، علمی ـ پژوهشی، جیرفت، دانشگاه آزاد جیرفت، شماره | * کراچوفسکی، ایگناتای یولیانوویچ، «تاریخ اولیه داستان لیلی و مجنون در ادبیات عرب»، ترجمه احمد شفیعیها، فصلنامه معارف، تهران، نشر دانشگاهی، شماره ۱۶ و ۱۷، ۱۳۶۸ش. | ||
* وحید دستگردی، محمد، منظومه لیلی و مجنون حکیم نظامی گنجوی/ تصحیح و تحشیه شاعر و دانشمند ایرانی وحید دستگردی، ماهنامه ارمغان ادبی، علمی، تاریخی، اجتماعی، تهران، شماره | * ماناسریان، آرمان، مقایسه دو منظومه «آنوش» و «لیلی و مجنون»، فصلنامه ادبیات تطبیقی، علمی ـ پژوهشی، جیرفت، دانشگاه آزاد جیرفت، شماره ۳، ۱۳۸۶ش. | ||
* | * وحید دستگردی، محمد، منظومه لیلی و مجنون حکیم نظامی گنجوی/ تصحیح و تحشیه شاعر و دانشمند ایرانی وحید دستگردی، ماهنامه ارمغان ادبی، علمی، تاریخی، اجتماعی، تهران، شماره ۳۷، ۱۳۴۷ش. | ||
* موید، حشمت، در مدار نظامی ( | * متینی، جلال، خلاصة لیلی و مجنون نظامی، مشهد، باستان، ۱۳۴۱ش. | ||
* نظامی، خمسه، لیلی و مجنون، سایت گنجور، تاریخ بازدید: | * موید، حشمت، در مدار نظامی (۳)، نقدی بر لیلی و مجنون نظامی، فصلنامه ایرانشناسی: پژوهش در تاریخ و تمدن و و فرهنگ ایران و زبان و ادبیات فارسی، تهران، بنیاد مطالعات ایران، ۱۳۷۱ش. | ||
* | * نظامی، خمسه، لیلی و مجنون، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۱۶ آذر ۱۴۰۰ش. | ||
* DE | * نظامی گنجوی، داستان خسرو شیرین، بهتحقیق عبدالمحمد آیتی، تهران، جیبی، ۱۳۵۳ش. | ||
* | * DE BRUIJN, Mad̲j̲nūn Laylā in Persian, Kurdish and Pashto literature. | ||
* FLEMMING, Mad̲j̲nūn Laylā in Turkish literature. | |||
* PELLAT, CH, "Mad̲j̲nūn Laylā in Arabic literature", The Encyclopaedia of Islam, leiden, E. J. Brill, 1986. | * PELLAT, CH, "Mad̲j̲nūn Laylā in Arabic literature", The Encyclopaedia of Islam, leiden, E. J. Brill, 1986. | ||
{{کتابهای ادبیات فارسی}} | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۳۲
لیلی و مجنون؛ منظومهای عاشقانه و عارفانه از نظامی گنجوی
لیلی و مجنون، سومین منظومهٔ بلند حکیم نظامی گنجوی است که در آن به شرح شیدایی و عشق مجنون به لیلی پرداخته است.[۱] این منظومه در قالب مثنوی سروده شده است. این مجموعهٔ ۴۷۰۰ بیتی، توسط نظامی در کمتر از ۴ ماه، در ۵۸۴ق نوشته شد و آن را به «شروانشاه ابوالمظفر اخستان» تقدیم کرد. نظامی، خود گفته است که هیچ میل و رغبتی برای نوشتن این منظومه نداشت و اگر گرفتاریهای دیگری نمیداشت، این منظومه را در ۱۴ روز بهاتمام میرساند.[۲] برخی معتقدند که نظامی، پس از آن نیز تصرفات و تصحیحاتی را در این منظومه انجام داده و سرانجام، منظومهٔ پرطرفدار لیلی و مجنون را در ۵۸۸ق به پایان رسانید.[۳]
محتوای منظومهٔ لیلی و مجنون
نظامی گنجوی، پیش از شروع داستان اصلی در این منظومه، به سُرایش مقدمهای در ستایش خداوند، نعت پیامبر اسلام، وصف معراج، مدح شروانشاه و مطالبی از این دست پرداخته است.[۴] پس از آن، به داستان بلند شیدایی روانپریشانهٔ شاعر بادیهنشین، قیس عامری معروف به مجنون، و نیز سرنوشت پُر فراز و نشیب او میپردازد.[۵] در نظم لیلی و مجنون، نظامی به تمام منابع و بهخصوص به یکی از داستانهای لیلی و مجنون که از دیرباز در میان مردم وجود داشته، توجه خاصی داشته است.[۶]
پیشینه داستان لیلی و مجنون
لیلی و مجنون را بیشتر مورخان، داستانی کهن در میان مردم عربزبان میدانند. «ابنندیم»، در بین کتابهای نوشتهشده دربارهٔ عشاق، از کتابی بههمین نام یاد کرده است. کهنترین منبع عربی که به داستان لیلی و مجنون اشاره کرده، کتاب «الشعر و الشعرا» در قرن سوم هجری است. بعد از آن، اشاراتی است که در کتب «الاغانی» توسط ابوالفرج اصفهانی (در قرن ۴)، «الزهره» توسط ابوبکر بن داوود ظاهری (قرن ۳) و «مصارع العشاق» توسط ابنسراج (قرن ۵)، صورت گرفته است.[۷] «ابنقتیبه» نیز از این داستان بهتفصیل سخن گفته است.[۸]
شعر لیلی و مجنون، چنان مورد علاقه مردم عرب بود که تا مدتها، هر شعری که در آن نام «لیلی» بود به داستان لیلی و مجنون مرتبط میدانستند. این داستان بهمرور زمان دچار تحولات زیادی شده و به شاخ و برگ آن افزود شده است.[۹]
برخی از ادیبان و مورخان، اصل روایت لیلی و مجنون و دو شخصیت اصلی این قصه را حقیقی دانستهاند.[۱۰] قدمت داستان لیلی و مجنون، حداقل به سه قرن پیش از زمان نظامی برمیگردد[۱۱] و نظامی گنجوی آن را به زبان فارسی سروده است. نظامی در تصنیف این منظومه، به منابع عربی آن نیز وفادار بوده است.[۱۲] روایت عربی داستان لیلی و مجنون، بسیار ساده است[۱۳] و نظامی با بهرهگیری از نبوغ خود، این داستان عاشقانهٔ ساده را به یک اثر بیبدیل و تازه تبدیل کرده است.[۱۴]
برخی، قصه لیلی و مجنون را افسانهای بابلی میدانند.[۱۵] بر روی تعدادی از آثار باستانی همچون خشتنوشتههای کتابخانهٔ منسوب به «بختالنصر» نیز، داستان لیلی و مجنون (با نام بابلی «کیس» و «لیلاکس») حک شده است. لیلاکس و کیس، در معبدی مشغول به تحصیل و خدمت بودند که عشقی زمینی میان آن دو جریان مییابد. آن دو بارها از معبد گریخته و سرانجام به وصال میرسند؛ اما کیس به لیلاکس بیوفایی کرده و او را تنها میگذارد.[۱۶] برخی دیگر، کشف این داستان در آثار بهجا مانده از بابل قدیم را یک سوءتفاهم میدانند.[۱۷]
قدیمیترین داستان فارسی مستقل مکتوب و منسوب به مجنون، داستان آزاد کردن آهوی مجنون است که در کتاب «حدیقة الحقیقة» سنایی به آن اشاره شده است.[۱۸] همچنین در شعری از «رابعه قزداری معروف به رابعه بلخی» که حدود دو قرن پیش از نظامی میزیسته، ردپای این داستان عاشقانه دیده میشود:[۱۹]
| مگر چشم مجنون به ابر اندر است | که گل رنگ رخسار لیلی گرفت؟ |
{{ب|در شعری دیگر از بابا طاهر عریان، که او نیز پیش از نظامی میزیسته، آمده است:[۲۰]
| اگر مجنون دل شوریدهای داشت | دل لیلی از آن شوریدهتر بی |
در آثاری دیگر از نویسندگان پیش از نظامی مانند ناصرخسرو قبادیانی، منوچهری و مسعود سعد سلمان[۲۱] نیز به داستان لیلی و مجنون اشاره شده، اما هیچکدام به شرح جزئیات آن نپرداختهاند.[۲۲]
شخصیتهای داستان لیلی و مجنون
شیوهٔ شخصیتپردازی نظامی در این منظومه، شخصیتپردازی مستقیم است. اشخاص در این داستان، دارای ثبات و ایستایی هستند. چنانکه عشق مجنون، در گذر ایام، نه کم شده است و نه زیاد.[۲۳] همچنین روایت این قصه بر پایهٔ شخصیت مرد شکل گرفته و نوعی از عشق عرفانی و فرازمینی را به تصویر کشیده است.[۲۴] مجنون در روایت نظامی گنجوی، شخصیتی صاف و صادق است که گاهی رفتارهای سفیهانه و غیرمنطقی از او سر میزند.[۲۵] برای مثال، در بیابان با حیوانات وحشی دمخور میشود.[۲۶] اما شخصیت لیلی، این همه رنجور نیست. تنها رنج لیلی، خودکمبینی مجنون است و همین را مانع وصال خود به مجنون میداند.[۲۷][۲۸]
| گل را نتوان به باد دادن | مهزاده به دیوزاد دادن |
خلاصه داستان لیلی و مجنون
لیلی دختری از قبیله عامریان، و مجنون پسری زیبا از دیار عرب بود. نام اصلی مجنون، قیس بود که بعد از عشق به لیلی و شوریدگی بسیارش، وی را مجنون خواندند. مجنون، از عشق لیلی، بارها کوه نجد را که قبیلهٔ لیلی در آنجا ساکن بود، طواف کرد. ابتدای آشنایی قیس و لیلی، در راه مکتب بود و مدتی هر دو این عشق را در سینه مخفی نگه داشتند. اما، پس از مدتی، این شوریدگی علنی شد.
پدر لیلی که مردی مشهور و ثروتمند بود، راضی به این وصلت نشد. هیچکدام از مردان قبیلهٔ لیلی نیز به این وصلت رضایت ندادند. مجنون، پس از شنیدن جواب رد، بسیار التماس کرد اما وقتی قصد جانش را کردند، از آن قبیله گریخت. پس از آن، لیلی را برخلاف میل خودش، به مردی از قبیلهٔ بنیاسد دادند.
غم از دست دادن لیلی، و پس از چندی، غم از دست دادن پدر، قیس را آشفتهتر کرد. مدتی بعد، همسر لیلی درگذشت. مجنون، پس از آن، دوباره به دیدار معشوق شتافت و سرانجام با لیلی وصلت کرد. اما این وصال نیز دیری نپایید و لیلی از دنیا رفت. مجنون، که تاب تحمل این غم را نداشت، از گریه و زاری بسیار، درگذشت.[۲۹]
ترجمه، تصحیح و تشریح لیلی و مجنون
از این داستان در طول زمان، نسخههای متعددی چاپ و منتشر شده است. در ایران، مثنوی لیلی و مجنون، توسط افرادی همچون حسن وحید دستگردی (۱۳۱۳ش)، پژمان بختیاری (۱۳۴۷ش)، بهروز ثروتیان (۱۳۶۵ش) و خسرو زعیمی (۱۳۶۲ و ۱۳۶۵ش) تشریح و به چاپ رسیده است. این منظومه در هند نیز بارها تجدید چاپ شده است.[۳۰]
منظومه لیلی و مجنون به زبانهای مختلفی مانند آلمانی، فرانسوی، انگلیسی،[۳۱] روسی و ارمنی ترجمه شد. داستانهایی نیز در ادبیات کشورهای دیگر، همچون لیلی و مجنون نظامی نوشته شده است. مانند، منظومه «آنوش» اثر هوانس تومانیان در ادبیات ارمنی[۳۲] و مثنوی «مهم و زین» توسط احمد خانی در ادبیات کردی.[۳۳] در ادبیات ترکی نیز، علاوه بر ترجمه منظومه لیلی و مجنون، داستانهایی مشابه با آن نوشتهاند.[۳۴]
پانویس
- ↑ رادفر، کتابشناسی نظامی، 1371ش، ص70.
- ↑ موید، در مدار نظامی (3)، نقدی بر لیلی و مجنون نظامی، 1371ش، ص531.
- ↑ ستاری، حالات عشق مجنون، 1366ش، ص9 و 11.
- ↑ نظامی گنجوی، داستان خسرو شیرین، 1353ش، ص16 (مقدمه).
- ↑ آربری، ادبیات کلاسیک فارسی، 1371ش، ص144.
- ↑ متینی، خلاصة لیلی و مجنون نظامی، 1341ش، ص3 (مقدمه).
- ↑ ستودیان، «ریشهیابی داستان لیلی و مجنون»، 1387ش، ص100.
- ↑ صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج2، 1347ش، ص803.
- ↑ موید، در مدار نظامی (3)، نقدی بر لیلی و مجنون نظامی، 1371ش، ص528-529.
- ↑ ستودیان، «ریشهیابی داستان لیلی و مجنون»، 1387ش، ص96؛
کراچوفسکی، «تاریخ اولیه داستان لیلی و مجنون در ادبیات عرب»، 1368ش، ص121. - ↑ رضایی اردانی، نقد تحلیلی ـ تطبیقی منظومه «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون» نظامی گنجوی، 1387ش، ص97.
- ↑ وحید دستگردی، منظومه لیلی و مجنون حکیم نظامی گنجوی/ تصحیح و تحشیه شاعر و دانشمند ایرانی وحید دستگردی، 1347ش، ص57 و 58.
- ↑ PELLAT, "Mad̲j̲nūn Laylā in Arabic literature", 1986, p. 1102-1103.
- ↑ وحید دستگردی، منظومه لیلی و مجنون حکیم نظامی گنجوی/ تصحیح و تحشیه شاعر و دانشمند ایرانی وحید دستگردی، 1347ش، ص58 و 59.
- ↑ ذوالفقاری، مقایسه چهار روایت لیلی و مجنون نظامی امیر خسرو جامی و مکتبی، 1388ش، ص260-261.
- ↑ حجازی، کشف ادبی (مآخذ داستان لیلی و مجنون)، 1309ش، ص142-148.
- ↑ کراچوفسکی، «تاریخ اولیه داستان لیلی و مجنون در ادبیات عرب»، 1368ش، ص121.
- ↑ ذوالفقاری، مقایسه چهار روایت لیلی و مجنون نظامی امیر خسرو جامی و مکتبی، 1388ش، ص61.
- ↑ موید، در مدار نظامی (3)، نقدی بر لیلی و مجنون نظامی، 1371ش، ص530.
- ↑ باباطاهر، دو بیتیها، دوبیتی شماره 285، بیت2، سایت گنجور.
- ↑ سجادی، لیلی و مجنون در قرن ششم ه.ق و لیلی و مجنون نظامی، 1387ش، ص10.
- ↑ DE BRUIJN, Mad̲j̲nūn Laylā in Persian, Kurdish and Pashto literature, p.1104.
- ↑ قائدعلی، تحلیل شخصیت و شخصیت پردازی نظامی در دو منظومه «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، 1382ش، ص158.
- ↑ رضایی اردانی، نقد تحلیلی ـ تطبیقی منظومه «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون» نظامی گنجوی، 1387ش، ص98.
- ↑ موید، در مدار نظامی (3)، نقدی بر لیلی و مجنون نظامی، 1371ش، ص535.
- ↑ رضایی اردانی، نقد تحلیلی ـ تطبیقی منظومه «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون» نظامی گنجوی، 1387ش، ص99.
- ↑ سعیدی سیرجانی، برگزیدهها: سیمای دو زن، 1386ش، ص154.
- ↑ نظامی، خمسه، لیلی و مجنون، بخش21، رسیدن نوفل به مجنون، بیت54، سایت گنجور.
- ↑ «خلاصه داستان لیلی و مجنون»، سایت بیتوته.
- ↑ رادفر، کتابشناسی نظامی، 1371ش، ص72 و 86.
- ↑ وحید دستگردی، منظومه لیلی و مجنون حکیم نظامی گنجوی/ تصحیح و تحشیه شاعر و دانشمند ایرانی وحید دستگردی، 1347ش، ص57.
- ↑ ماناسریان، مقایسه دو منظومه «آنوش» و «لیلی و مجنون»، 1386ش، ص166.
- ↑ شریفی، مقایسه بین مثنوی کردی مه م و زین احمد خانی و لیلی و مجنون نظامی، ص247.
- ↑ FLEMMING, Mad̲j̲nūn Laylā in Turkish literature, p.1105.
منابع
- آربری، آرتور. جان، ادبیات کلاسیک فارسی، ترجمة اسدالله آزاد، مشهد، آستان قدس، ۱۳۷۱ش.
- باباطاهر، دو بیتیها، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۱۶ آذر ۱۴۰۰ش.
- حجازی، میرمحمد، کشف ادبی (مآخذ داستان لیلی و مجنون)، ماهنامه شرق، تهران، شماره ۳، ۱۳۰۹ش.
- «خلاصه داستان لیلی و مجنون»، سایت بیتوته، تاریخ بازدید: ۱۶ آذر ۱۴۰۰ش.
- ذوالفقاری، حسن، مقایسه چهار روایت لیلی و مجنون نظامی امیر خسرو جامی و مکتبی، فصلنامه پژوهشهای زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه اصفهان) علمی – پژوهشی، اصفهان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، شماره ۱، ۱۳۸۸ش.
- رادفر، ابوالقاسم، کتابشناسی نظامی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۱ش.
- رضایی اردانی، فضلالله، نقد تحلیلی-تطبیقی منظومه «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون» نظامی گنجوی، دوفصلنامه زبان و ادبیات فارسی (پژوهشنامه ادب غنایی) (علمی-پژوهشی)، زاهدان، دانشگاه سیستان و بلوچستان، شماره ۱۱، ۱۳۸۷ش.
- ستاری، جلال، حالات عشق مجنون، تهران، توس، ۱۳۶۶ش.
- ستودیان، مهدی، «ریشهیابی داستان لیلی و مجنون»، فصلنامه ادبیات فارسی، مشهد، دانشکده ادبیات دانشگاه آزاد مشهد، ۱۳۸۷ش.
- سجادی، ضیاءالدین، لیلی و مجنون در قرن ششم ه.ق و لیلی و مجنون نظامی، فصلنامه شعر، تهران، شماره ۲۵، ۱۳۸۷ش.
- سعیدی سیرجانی، علیاکبر، برگزیدهها: سیمای دو زن، فصلنامه ایرانشناسی: پژوهش در تاریخ و تمدن و و فرهنگ ایران و زبان و ادبیات فارسی، تهران، بنیاد مطالعات ایران، ۱۳۸۶ش.
- شریفی، احمد، مقایسه بین مثنوی کردی مهم و زین احمد خانی و لیلی و مجنون نظامی، فصلنامه فرهنگ، علمی ـ پژوهشی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، شماره ۱۰.
- صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ابنسینا، ۱۳۴۷ش.
- قائدعلی، صدرا، تحلیل شخصیت و شخصیتپردازی نظامی در دو منظومه «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، فصلنامه ادبیات و علوم انسانی (دانشگاه بیرجند)، بیرجند، دانشگاه بیرجند، شماره ۳، ۱۳۸۲ش.
- کراچوفسکی، ایگناتای یولیانوویچ، «تاریخ اولیه داستان لیلی و مجنون در ادبیات عرب»، ترجمه احمد شفیعیها، فصلنامه معارف، تهران، نشر دانشگاهی، شماره ۱۶ و ۱۷، ۱۳۶۸ش.
- ماناسریان، آرمان، مقایسه دو منظومه «آنوش» و «لیلی و مجنون»، فصلنامه ادبیات تطبیقی، علمی ـ پژوهشی، جیرفت، دانشگاه آزاد جیرفت، شماره ۳، ۱۳۸۶ش.
- وحید دستگردی، محمد، منظومه لیلی و مجنون حکیم نظامی گنجوی/ تصحیح و تحشیه شاعر و دانشمند ایرانی وحید دستگردی، ماهنامه ارمغان ادبی، علمی، تاریخی، اجتماعی، تهران، شماره ۳۷، ۱۳۴۷ش.
- متینی، جلال، خلاصة لیلی و مجنون نظامی، مشهد، باستان، ۱۳۴۱ش.
- موید، حشمت، در مدار نظامی (۳)، نقدی بر لیلی و مجنون نظامی، فصلنامه ایرانشناسی: پژوهش در تاریخ و تمدن و و فرهنگ ایران و زبان و ادبیات فارسی، تهران، بنیاد مطالعات ایران، ۱۳۷۱ش.
- نظامی، خمسه، لیلی و مجنون، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۱۶ آذر ۱۴۰۰ش.
- نظامی گنجوی، داستان خسرو شیرین، بهتحقیق عبدالمحمد آیتی، تهران، جیبی، ۱۳۵۳ش.
- DE BRUIJN, Mad̲j̲nūn Laylā in Persian, Kurdish and Pashto literature.
- FLEMMING, Mad̲j̲nūn Laylā in Turkish literature.
- PELLAT, CH, "Mad̲j̲nūn Laylā in Arabic literature", The Encyclopaedia of Islam, leiden, E. J. Brill, 1986.