صفحهای تازه حاوی «<big>'''بقالی'''</big>؛ پیشهی فروش خواروبار<br> بقالی، از حرفههای کهن و سنتی در ایران است. این واژهی عربی، از ریشه «بقل» و بهمعنی تره (سبزی) و خواروبارفروشی است.<ref>فیضی سرهندی، مدار الافاضل، ۱۳۳۷ش؛ <br> زمخشری، پیشرو ادب یا مقدمة الادب، تهران، ۱۳۴...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
امروزه، دکانهای بقالی هنوز در نقاطی مختلف از ایران حضور دارند، اما برخی دیگر از آنها نیز به فروشگاههایی بزرگ و زنجیرهای تبدیل شدهاند که به «سوپر» یا «سوپر مارکت» معروف هستند. | امروزه، دکانهای بقالی هنوز در نقاطی مختلف از ایران حضور دارند، اما برخی دیگر از آنها نیز به فروشگاههایی بزرگ و زنجیرهای تبدیل شدهاند که به «سوپر» یا «سوپر مارکت» معروف هستند. | ||
==بقالی در نقاط مختلف ایران== | ==بقالی در نقاط مختلف ایران== | ||
در | در [[تهران]]، رسم بود که بقالیها، گاهی اجناس را بهصورت نسیه به مشتریهای قابل اعتماد خود عرضه میکردند و هر مشتری، نزد بقال محل، یک ترکهی آلبالویی (به طول دو وجب) داشت که با هر بار خرید، بقال، روی آن خطی میانداخت و زمانیکه به اصطلاح چوبخط مشتری پر میشد، با بقال تسویهحساب میکردند.<ref>شهری، طهران قدیم، ج4، ۱۳۷۱ش، ص339 و 341.</ref><br> | ||
دکانهای بقالی، معمولا در کنار خانهی خود بقال بود و در بیشتر مواقع، تنها دری مجزا از خانه داشت. این ویژگی باعث میشد تا فرد بقال، حتی در نیمه شب هم پاسخگوی نیاز مشتریهای محل باشد.<ref>ایازی، آیینۀ سنندج، ۱۳۷۱ش، ص۵۴۸.</ref><br> | دکانهای بقالی، معمولا در کنار خانهی خود بقال بود و در بیشتر مواقع، تنها دری مجزا از خانه داشت. این ویژگی باعث میشد تا فرد بقال، حتی در نیمه شب هم پاسخگوی نیاز مشتریهای محل باشد.<ref>ایازی، آیینۀ سنندج، ۱۳۷۱ش، ص۵۴۸.</ref><br> | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
بقالی نزد عامه مردم، از جایگاه و منزلت بالایی برخوردار نبوده است. برخی، ریشهی این باور را، سختگیری بقالها، در هنگام عرضه کالای نسیه میدانند. در برخی از داستانهای عامیانه و ضربالمثلها نیز به این باور اشاره شده است.<ref>مجد خوافی، روضۀ خلد، ۱۳۴۵ش، ص۷۲؛ <br> | بقالی نزد عامه مردم، از جایگاه و منزلت بالایی برخوردار نبوده است. برخی، ریشهی این باور را، سختگیری بقالها، در هنگام عرضه کالای نسیه میدانند. در برخی از داستانهای عامیانه و ضربالمثلها نیز به این باور اشاره شده است.<ref>مجد خوافی، روضۀ خلد، ۱۳۴۵ش، ص۷۲؛ <br> | ||
هزارویکشب، ج4، ۱۳۷۲ش، ص177؛ <br> | هزارویکشب، ج4، ۱۳۷۲ش، ص177؛ <br> | ||
نخشبی، طوطینامه، ۱۳۷۲ش، ص۸۲.</ref> برای نمونه، در مثلی معروف آمده است که «بقال نگوید که ماست من ترش است»<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص534.</ref> یا «بهتر است آدم بهجای وعده به قصاب و بقال، به شکم خود وعده دهد».<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص556.</ref> شاعران بزرگ ایرانزمین، در اشعار خود به این پیشه و صفات گستردهی آنها اشاراتی داشتهاند. برای مثال، مولانا در شعری میگوید:<ref> [https://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh2432 مولانا، دیوان شمس، غزلیات، غزل شماره 2432، سایت گنجور.]</ref><br> | نخشبی، طوطینامه، ۱۳۷۲ش، ص۸۲.</ref> برای نمونه، در مثلی معروف آمده است که «بقال نگوید که ماست من ترش است»<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص534.</ref> یا «بهتر است آدم بهجای وعده به قصاب و بقال، به شکم خود وعده دهد».<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص556.</ref> شاعران بزرگ ایرانزمین، در اشعار خود به این پیشه و صفات گستردهی آنها اشاراتی داشتهاند. برای مثال، [[مولانا]] در شعری میگوید:<ref> [https://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh2432 مولانا، دیوان شمس، غزلیات، غزل شماره 2432، سایت گنجور.]</ref><br> | ||
{{آغاز نستعلیق}} | {{آغاز نستعلیق}} | ||
{{شعر|نستعلیق}} | {{شعر|نستعلیق}} | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
{{پایان نستعلیق}} | {{پایان نستعلیق}} | ||
ملکالشعرای بهار نیز، به واژه بقال و بقالی در اشعار خود اشاراتی کرده است، مانند:<ref> [https://ganjoor.net/bahar/ghasidebk/sh66 ملکالشعرای بهار، قصاید، شماره 66، دختر گدا، سایت گنجور.]</ref><br> | [[محمدتقی بهار (ملکالشعرا)|ملکالشعرای بهار]] نیز، به واژه بقال و بقالی در اشعار خود اشاراتی کرده است، مانند:<ref> [https://ganjoor.net/bahar/ghasidebk/sh66 ملکالشعرای بهار، قصاید، شماره 66، دختر گدا، سایت گنجور.]</ref><br> | ||
{{آغاز نستعلیق}} | {{آغاز نستعلیق}} | ||
{{شعر|نستعلیق}} | {{شعر|نستعلیق}} | ||