زهرا فاضل (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «<big>'''بنفشه'''</big>؛ گیاهی با گل‌های زیبا و رنگارنگ<br> بنفشه، گیاهی دارای شاخ‌های باریک و گلی کبودرنگ و خوشبو است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4%D9%87 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه بنفشه، سایت واژه‌یاب.]</ref> این گیاه بهاری، از خانواده کوکناریان و...» ایجاد کرد
 
امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
 
خط ۱: خط ۱:
<big>'''بنفشه'''</big>؛ گیاهی با گل‌های زیبا و رنگارنگ<br>
<big>'''بنفشه'''</big>؛ گیاهی با گل‌های زیبا و رنگارنگ<br>


بنفشه، گیاهی دارای شاخ‌های باریک و گلی کبودرنگ و خوشبو است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4%D9%87 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه بنفشه، سایت واژه‌یاب.]</ref>  این گیاه بهاری، از خانواده کوکناریان و دارای برگ‌های متناوب است. گل‌های این گیاه، کاربرد زینتی، درمانی و صنعتی (عطرسازی) دارد.  
بنفشه، گیاهی دارای شاخ‌های باریک و گلی کبودرنگ و خوشبو است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4%D9%87 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه بنفشه، سایت واژه‌یاب.]</ref>  این گیاه بهاری، از خانواده کوکناریان و دارای برگ‌های متناوب است. گل‌های این گیاه، کاربرد زینتی، درمانی و صنعتی ([[عطر|عطرسازی]]) دارد.
==واژه‌شناسی==  
==واژه‌شناسی==  
در منابع تاریخی و کهن، از بنفشه بیشتر با نام عربی آن، یعنی «بنفسج» یاد شده است. در برخی از منابع نیز نام یونانی (ابرو)، رومی (فسوشی لیون) و سریانی (منشخا یا منحشیا) این گیاه ذکر شده است.<ref>قهرمان، تطبیق نام‌های کهن گیاهان دارویی با نام‌های علمی، ج1، ۱۳۸۳ش، ص89.</ref>  گیاه بنفشه، در زبان پارسی پهلوی و میانه به‌صورت «وَنَفشگ»،<ref>Horn, Geschichte der persischen Literature, 1901, P53.</ref>  در میان کردزبانان به «وَنَوشه»، در مازندران به «ونوشه» و در میان مردم سمنان و لُرزبان ایران به «بِنوشَه» معروف است.<ref>ایزدپناه، فرهنگ لری، ۱۳۴۳ش، ص۱۶.</ref>  
در منابع تاریخی و کهن، از بنفشه بیشتر با نام عربی آن، یعنی «بنفسج» یاد شده است. در برخی از منابع نیز نام یونانی (ابرو)، رومی (فسوشی لیون) و سریانی (منشخا یا منحشیا) این گیاه ذکر شده است.<ref>قهرمان، تطبیق نام‌های کهن گیاهان دارویی با نام‌های علمی، ج1، ۱۳۸۳ش، ص89.</ref>  گیاه بنفشه، در زبان پارسی پهلوی و میانه به‌صورت «وَنَفشگ»،<ref>Horn, Geschichte der persischen Literature, 1901, P53.</ref>  در میان کردزبانان به «وَنَوشه»، در مازندران به «ونوشه» و در میان مردم سمنان و لُرزبان ایران به «بِنوشَه» معروف است.<ref>ایزدپناه، فرهنگ لری، ۱۳۴۳ش، ص۱۶.</ref>