صفحهای تازه حاوی «<big>'''پاییز'''</big>؛ یکی از چهار فصل اقلیم معتدل و سومین فصل از تقویم شمسی<br> پاییز یا خزان، سومین فصل از فصلهای چهارگانهی خورشیدی در نیمکره شمالی و شامل سه ماه «مهر» (میزان)، «آبان» (عقرب) و «آذر» (قوس) است. پاییز از منظر دانش نجوم، بین دو نقطه...» ایجاد کرد |
برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
پانوسی، «ریشهشناسی واژههای پاییز و خزان»، ج1، ۱۳۶۶ش، ص۲۰۱-۲۰۹.</ref> برخی، پادیز را بهمعنی جمع کردن و گردآوری دانستهاند و دلیل این معنا را واپسین فرصت اندوختن آذوقه، پیش از فصل زمستان بیان کردهاند. برخی دیگر نیز کلمه «اَیوی گامَ» در اوستا را به معنی فصل پاییز دانستهاند.<ref>تقیزاده، گاهشماری در ایران قدیم، ۱۳۱۶ش، ص59-60.</ref><br> | پانوسی، «ریشهشناسی واژههای پاییز و خزان»، ج1، ۱۳۶۶ش، ص۲۰۱-۲۰۹.</ref> برخی، پادیز را بهمعنی جمع کردن و گردآوری دانستهاند و دلیل این معنا را واپسین فرصت اندوختن آذوقه، پیش از فصل زمستان بیان کردهاند. برخی دیگر نیز کلمه «اَیوی گامَ» در اوستا را به معنی فصل پاییز دانستهاند.<ref>تقیزاده، گاهشماری در ایران قدیم، ۱۳۱۶ش، ص59-60.</ref><br> | ||
مسعودی در کتاب خود، به طبیعت پاییز اشاره کرده و آن را سرد و خشک و نیز سودایی دانسته است. همچنین، او، کل فصل خزان را شامل 88 روز و 17 ساعت و سهپنجم ساعت تا اولین دقیقه از برج جدی (دی ماه) محاسبه کرده است.<ref>مسعودی، التنبیه و الاشراف، ۱۸۹۳م، ص14.</ref> خوارزمی نیز، نقطه اعتدال پاییز (برابری شب و روز) را در اول برج میزان (مهر ماه) معرفی کرده است.<ref>خوارزمی، مفاتیح العلوم، ۱۴۰۴ق، ص241.</ref> ابوریحان | مسعودی در کتاب خود، به طبیعت پاییز اشاره کرده و آن را سرد و خشک و نیز سودایی دانسته است. همچنین، او، کل فصل خزان را شامل 88 روز و 17 ساعت و سهپنجم ساعت تا اولین دقیقه از برج جدی (دی ماه) محاسبه کرده است.<ref>مسعودی، التنبیه و الاشراف، ۱۸۹۳م، ص14.</ref> خوارزمی نیز، نقطه اعتدال پاییز (برابری شب و روز) را در اول برج میزان (مهر ماه) معرفی کرده است.<ref>خوارزمی، مفاتیح العلوم، ۱۴۰۴ق، ص241.</ref> [[ابوریحان بیرونی]]، در کتاب خود، روز هجدهم شهریور را «خزان خاصه» و روز دوم مهر را «خزان عامه» معرفی کرده و به گفته او، خزان، نشانهای برای سرد شدن هوا است.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص267-268.</ref> <br> | ||
پاییز در باور ایرانیان باستان، فصل آفرینش گیاهان و جانوران بوده است. بیرونی معتقد است که در روز شانزدهم مهر (اولین ماه از فصل خزان)، خداوند زمین را گسترانیده و ارواح را به کالبدهای بیجان، دمیده است. در همین روز نیز، خداوند، ماه را که بیفروغ و سیاه بود، جلا بخشید و بههمین دلیل، ماه در این روز، از آفتاب، برتر است.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص۲۲۲-۲۲۳.</ref> جشن «مهرگان» در روز شانزدهم مهر نیز برآمده از این انگاره است که آفرینش و پرتوافکنی خورشید را در این روز میدانستند و مهر، نام دیگر خورشید است.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص222.</ref> از اینرو، ایرانیان در دورههایی از تاریخ، فصل پاییز را آغاز سال میدانستند.<ref>بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، ۱۳۸۶ش، ص496.</ref> واژه «سَرِذا» یا «سارِذا» در کتاب اوستا بهمعنی «سال» و «پاییز» است. همچنین در کتیبههای برجایمانده از دوران داریوش، واژه «سَردُ» بهمعنی پاییز آمده که در زبان سانسکریت نیز بهمعنی سال است و این نشانهای دیگر بر شروع سال از فصل پاییز در گذشتههای دور است.<ref>تقیزاده، گاهشماری در ایران قدیم، ۱۳۱۶ش، ص59-60، نیز حاشیۀ ۱۱۰-۱۱۱.</ref> | پاییز در باور ایرانیان باستان، فصل آفرینش گیاهان و جانوران بوده است. بیرونی معتقد است که در روز شانزدهم مهر (اولین ماه از فصل خزان)، خداوند زمین را گسترانیده و ارواح را به کالبدهای بیجان، دمیده است. در همین روز نیز، خداوند، ماه را که بیفروغ و سیاه بود، جلا بخشید و بههمین دلیل، ماه در این روز، از آفتاب، برتر است.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص۲۲۲-۲۲۳.</ref> جشن «مهرگان» در روز شانزدهم مهر نیز برآمده از این انگاره است که آفرینش و پرتوافکنی خورشید را در این روز میدانستند و مهر، نام دیگر خورشید است.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص222.</ref> از اینرو، ایرانیان در دورههایی از تاریخ، فصل پاییز را آغاز سال میدانستند.<ref>بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، ۱۳۸۶ش، ص496.</ref> واژه «سَرِذا» یا «سارِذا» در کتاب اوستا بهمعنی «سال» و «پاییز» است. همچنین در کتیبههای برجایمانده از دوران داریوش، واژه «سَردُ» بهمعنی پاییز آمده که در زبان سانسکریت نیز بهمعنی سال است و این نشانهای دیگر بر شروع سال از فصل پاییز در گذشتههای دور است.<ref>تقیزاده، گاهشماری در ایران قدیم، ۱۳۱۶ش، ص59-60، نیز حاشیۀ ۱۱۰-۱۱۱.</ref> | ||
==جشنهای پاییزی== | ==جشنهای پاییزی== | ||
ایرانیان باستان، جشنهای بسیاری مانند مهرگان (شانزدهم مهر) و آبانگاه (بیستم آبان) در پاییز برپا میکردند. گرامیداشت مهرگان و رامروز (بیست و یکم مهر) از سفارشهای زردشت است.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص۲۲۲-۲۲4.</ref> رامروز، روزی است که فریدون بر ضحاک پیروز شد و او را در کوه دماوند به بند کشید.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص۲23.</ref> مهرگان نیز اولین ماه از سال هخامنشی بوده و جشن ویژه ایزد مهر (میترا)، جشن برداشت محصول و عید کشاورزان در آن برگزار میشد.<br> | ایرانیان باستان، جشنهای بسیاری مانند مهرگان (شانزدهم مهر) و آبانگاه (بیستم آبان) در پاییز برپا میکردند. گرامیداشت مهرگان و رامروز (بیست و یکم مهر) از سفارشهای زردشت است.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص۲۲۲-۲۲4.</ref> رامروز، روزی است که فریدون بر ضحاک پیروز شد و او را در کوه دماوند به بند کشید.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص۲23.</ref> مهرگان نیز اولین ماه از سال هخامنشی بوده و جشن ویژه ایزد مهر (میترا)، جشن برداشت محصول و عید کشاورزان در آن برگزار میشد.<br> | ||
| خط ۲۹: | خط ۳۰: | ||
مولوی نیز در اشعاری، خزان را نابودکننده زیباییها و موجب ریزش برگها دانسته است:<ref>[https://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar1/sh96 مولانا، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش 96، بیت 15، سایت گنجور.]</ref><br> | [[مولوی]] نیز در اشعاری، خزان را نابودکننده زیباییها و موجب ریزش برگها دانسته است:<ref>[https://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar1/sh96 مولانا، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش 96، بیت 15، سایت گنجور.]</ref><br> | ||
{{آغاز نستعلیق}} | {{آغاز نستعلیق}} | ||
{{شعر|نستعلیق}} | {{شعر|نستعلیق}} | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۵: | ||
ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص623.</ref> و نیز «روز پاییز هیچش به بر نیست» (کنایه از کوتاهی روزهای پاییز) را دارند.<ref>فتاحی قاضی، امثال و حکم کردی، ج2، ۱۳۷۵ش، ص139.</ref> مثل معروف مازندرانی «پاییز که پلو میپزی، به فکر بهار هم باش که زنبیل به دوش از این خانه به آن خانه باید بروی»، در میان مردم سوادکوه بهصورت «پاییز که زیاد میپزی، بهار را بهیاد داشته باش» مرسوم است. مَثل مازندرانی دیگری بهصورت «جوجه خروس پاییزه است» کنایه از شخص بیتجربه است،<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص756.</ref> که در میان تهرانیها بهصورت «جوجۀ پاییزه سر جوجۀ بهاره را میخواهد کلاه بگذارد» معروف شده است.<ref>شاملو، کتاب کوچه، حرف «پ»، دفتر اول، ۱۳۸۵ش، ص۱۵۶.</ref><br> | ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص623.</ref> و نیز «روز پاییز هیچش به بر نیست» (کنایه از کوتاهی روزهای پاییز) را دارند.<ref>فتاحی قاضی، امثال و حکم کردی، ج2، ۱۳۷۵ش، ص139.</ref> مثل معروف مازندرانی «پاییز که پلو میپزی، به فکر بهار هم باش که زنبیل به دوش از این خانه به آن خانه باید بروی»، در میان مردم سوادکوه بهصورت «پاییز که زیاد میپزی، بهار را بهیاد داشته باش» مرسوم است. مَثل مازندرانی دیگری بهصورت «جوجه خروس پاییزه است» کنایه از شخص بیتجربه است،<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص756.</ref> که در میان تهرانیها بهصورت «جوجۀ پاییزه سر جوجۀ بهاره را میخواهد کلاه بگذارد» معروف شده است.<ref>شاملو، کتاب کوچه، حرف «پ»، دفتر اول، ۱۳۸۵ش، ص۱۵۶.</ref><br> | ||
«برادر پاییزی» کنایهای کرمانشاهی نسبت به دوستانی است که معرفت کمتری داشته و تنها در فصل پاییز که فصل برداشت محصول است، خود را نشان میدهند.<ref>شمس، نگاهی به فرهنگ مردم کرمانشان، ۱۳۷۸ش، ص۱۲.</ref> مردم لر نیز مثل معروف «بهار با بهاری خودش، پاییز با پاییزی خودش» را دارند.<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص548.</ref> مردم هشترود، فصل پاییز را در مقایسه با بهار بهتر دانسته و معتقدند که «هرچه در بهار بکاری، به پای محصول پاییزه نمیرسد».<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1858.</ref> | «برادر پاییزی» کنایهای کرمانشاهی نسبت به دوستانی است که معرفت کمتری داشته و تنها در فصل پاییز که فصل برداشت محصول است، خود را نشان میدهند.<ref>شمس، نگاهی به فرهنگ مردم کرمانشان، ۱۳۷۸ش، ص۱۲.</ref> مردم لر نیز مثل معروف «بهار با بهاری خودش، پاییز با پاییزی خودش» را دارند.<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص548.</ref> مردم هشترود، فصل پاییز را در مقایسه با بهار بهتر دانسته و معتقدند که «هرچه در بهار بکاری، به پای محصول پاییزه نمیرسد».<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1858.</ref> | ||
==پاییز و هواشناسی مردمی== | ==پاییز و هواشناسی مردمی== | ||
درگذشته، هواشناسی تنها از طریق مشاهدات و تجربیات مردم صورت میگرفت و اصول آن، از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد. در گیلان، مردم معتقد بودند که در اواخر ماه آذر، درخت میوهای که دوباره شکوفه بزند و میوه بدهد، نشان از زمستانی سخت همراه با برف و کولاک دارد.<ref>شهاب کوملهای، فرهنگ عامۀ کومله، ۱۳۸۶ش، ص۱۶۲؛ <br> | درگذشته، هواشناسی تنها از طریق مشاهدات و تجربیات مردم صورت میگرفت و اصول آن، از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد. در گیلان، مردم معتقد بودند که در اواخر ماه آذر، درخت میوهای که دوباره شکوفه بزند و میوه بدهد، نشان از زمستانی سخت همراه با برف و کولاک دارد.<ref>شهاب کوملهای، فرهنگ عامۀ کومله، ۱۳۸۶ش، ص۱۶۲؛ <br> | ||