زهرا فاضل (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «{{درشت|'''شگون'''}}؛ خجستگی و خوش‌یُمن بودن کاری یا چیزی. شگون، به‌معنی فال نیک، برکت، میمنت، بخت خوش و خجستگی است.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/شگون عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه شگون، سایت واژه‌یاب.]</ref> زمانی‌که گفته می‌شود، کاری شگون دارد به‌معنی آن اس...» ایجاد کرد
 
جز حذف متن تکراری
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۴: خط ۴:


== واژه‌شناسی شگون ==
== واژه‌شناسی شگون ==
واژه شگون در برهان قاطع، به‌صورت «شُگُن» و به‌معنی فال نیک برداشتن، آمده است، مانند تعبیر مثبت تمام حرکات و سکنات آدمیان و حیوانات.<ref>برهان قاطع، 1380ش، ذیل واژه شگن.</ref> مردم بختیاری نیز شگون را به‌معنای خجستگی و فال خوبِ می‌دانند و می‌گویند «شب بی‌شگون از سرِ شبی پیدا است».<ref>فروتن، گنجینهٔ مثل‌های بختیاری، ۱۳۷۵ش، ص۸۹.</ref> محمد معین با اشاره به واژه «شکونا» در زبان سنسکریت، شگون را دارای دو معنای مثبت و منفی می‌داند.<ref>معین، حاشیه بر برهان قاطع، ج3، 1380ش، ص1287، حاشیه6.</ref> در زبان عربی نیز، واژه «تفأل» به‌معنی فال نیک و واژه «تَطَیّر» به‌معنی فال بد زدن، است.<ref>لسان، «تفأل و تطیر»، ج1، ۱۳۵۷ش، ص۴۴۸.</ref> پژوهشگران بسیاری معتقدند که واژه شگون در زبان پارسی معادل واژه فال در زبان عربی است که هر دو، بار معنایی خوب و بد را شامل می‌شوند.<ref>زرین‌کوب، یادداشت‌ها و اندیشه‌ها، ۱۳۵۱ش، ص۲۵۶.</ref>
واژه شگون در برهان قاطع، به‌صورت «شُگُن» و به‌معنی فال نیک برداشتن، آمده است، مانند تعبیر مثبت تمام حرکات و سکنات آدمیان و حیوانات.<ref>برهان قاطع، 1380ش، ذیل واژه شگن.</ref> مردم [[ایل بختیاری|بختیاری]] نیز شگون را به‌معنای خجستگی و فال خوبِ می‌دانند و می‌گویند «شب بی‌شگون از سرِ شبی پیدا است».<ref>فروتن، گنجینهٔ مثل‌های بختیاری، ۱۳۷۵ش، ص۸۹.</ref> محمد معین با اشاره به واژه «شکونا» در زبان سنسکریت، شگون را دارای دو معنای مثبت و منفی می‌داند.<ref>معین، حاشیه بر برهان قاطع، ج3، 1380ش، ص1287، حاشیه6.</ref> در زبان عربی نیز، واژه «تفأل» به‌معنی فال نیک و واژه «تَطَیّر» به‌معنی فال بد زدن، است.<ref>لسان، «تفأل و تطیر»، ج1، ۱۳۵۷ش، ص۴۴۸.</ref> پژوهشگران بسیاری معتقدند که واژه شگون در زبان پارسی معادل واژه فال در زبان عربی است که هر دو، بار معنایی خوب و بد را شامل می‌شوند.<ref>زرین‌کوب، یادداشت‌ها و اندیشه‌ها، ۱۳۵۱ش، ص۲۵۶.</ref>


در نقاط مختلف ایران، واژگان متفاوتی برای فال بد استفاده می‌شود. برای مثال، در منطقه بردسیر کرمان، به فال بد «مُروه»، در اراک به آن «آتَر» و در ساوه به آن «اَتِر» می‌گویند.<ref>آذرلی، فرهنگ واژگان گویش‌های ایران، ۱۳۸۷ش، ص۳۶۰ و 1 و 11.</ref>
در نقاط مختلف ایران، واژگان متفاوتی برای فال بد استفاده می‌شود. برای مثال، در منطقه بردسیر کرمان، به فال بد «مُروه»، در اراک به آن «آتَر» و در ساوه به آن «اَتِر» می‌گویند.<ref>آذرلی، فرهنگ واژگان گویش‌های ایران، ۱۳۸۷ش، ص۳۶۰ و 1 و 11.</ref>
خط ۱۲: خط ۱۲:
زرین‌کوب، یادداشت‌ها و اندیشه‌ها، ۱۳۵۱ش، ص۲63.</ref> در دوران ساسانی، مردم معتقد بودند که خوردن عسل، در روز اول نوروز، پیش از سخن گفتن، بسیار خوش‌یمن بوده و فرد را از ناخوشی‌ها در طول سال پیش‌رو، مصون می‌دارد.<ref>بیرونی، آثار الباقیه، ۱۳۵۲ش، ص۲۸۲.</ref> شکستن ظروف حاوی گلاب، در شب عروسی نیز، به فال نیک گرفته می‌شد.<ref>بیرونی، آثار الباقیه، ۱۳۵۲ش، ص135.</ref> در متون پهلوی، ۲۹ روز از سال را روزهای خوش‌یمن در نظر گرفته بودند که انجام برخی از کارها، در این ۲۹ روز، سفارش می‌شد.<ref>متون پهلوی، ۱۳۷۱ش، ص107-109.</ref> باران نوروزی، توسط مولوی، مبارک و خوش‌شگون دانسته شده است.<ref>مولوی، کلیات شمس، ج2، ۱۳۶۳ش، ص40.</ref> تار عنکبوت در خانه، موجب فقر و بدشگون دانسته می‌شد.<ref>عطار نیشابوری، پندنامه، ۱۳۷۳ش، ص103.</ref> رفتن به مهمانی و عیادت از بیمار در روز و شب چهارشنبه نیز بدشگون بود.<ref>آقاجمال خوانساری، «عقائد النساء»، ۱۳۴9ش، ص32-33.</ref> مردم برای تعیین روزهای باشگون سال با منجمان مشورت می‌کردند تا کارهای مهم خود را در آن روز آغاز کنند.<ref>Rice, Persian Women and Their Ways, 1923, P247.</ref>
زرین‌کوب، یادداشت‌ها و اندیشه‌ها، ۱۳۵۱ش، ص۲63.</ref> در دوران ساسانی، مردم معتقد بودند که خوردن عسل، در روز اول نوروز، پیش از سخن گفتن، بسیار خوش‌یمن بوده و فرد را از ناخوشی‌ها در طول سال پیش‌رو، مصون می‌دارد.<ref>بیرونی، آثار الباقیه، ۱۳۵۲ش، ص۲۸۲.</ref> شکستن ظروف حاوی گلاب، در شب عروسی نیز، به فال نیک گرفته می‌شد.<ref>بیرونی، آثار الباقیه، ۱۳۵۲ش، ص135.</ref> در متون پهلوی، ۲۹ روز از سال را روزهای خوش‌یمن در نظر گرفته بودند که انجام برخی از کارها، در این ۲۹ روز، سفارش می‌شد.<ref>متون پهلوی، ۱۳۷۱ش، ص107-109.</ref> باران نوروزی، توسط مولوی، مبارک و خوش‌شگون دانسته شده است.<ref>مولوی، کلیات شمس، ج2، ۱۳۶۳ش، ص40.</ref> تار عنکبوت در خانه، موجب فقر و بدشگون دانسته می‌شد.<ref>عطار نیشابوری، پندنامه، ۱۳۷۳ش، ص103.</ref> رفتن به مهمانی و عیادت از بیمار در روز و شب چهارشنبه نیز بدشگون بود.<ref>آقاجمال خوانساری، «عقائد النساء»، ۱۳۴9ش، ص32-33.</ref> مردم برای تعیین روزهای باشگون سال با منجمان مشورت می‌کردند تا کارهای مهم خود را در آن روز آغاز کنند.<ref>Rice, Persian Women and Their Ways, 1923, P247.</ref>


مهمان در باور ایرانیان، خوش‌قدم است، زیرا حبیب خدا شمرده شده و روزی خود را (به‌صورت معنوی)، با خود به خانه میزبان می‌آورد. گاهی افراد، پشت سر مهمان خود، آب می‌ریزند تا به زودی برگردد. خیره شدن چشم (یا در اصطلاح عامه، راه باز کردن آن)، به‌معنی آمدن مهمان است. پذیرایی از افراد خوش‌قدم، در طالقان، در روز اول اسفند یک رسم دیرینه است که به فال نیک گرفته شده و معتقدند که منجر به برکت، سلامت و خوشی آن خانواده، در سال آینده خواهد شد.<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ج1، ۱۳۵۲ش، ص48.</ref>
مهمان در باور ایرانیان، خوش‌قدم است، زیرا حبیب خدا شمرده شده و روزی خود را (به‌صورت معنوی)، با خود به خانه میزبان می‌آورد. گاهی افراد، پشت سر مهمان خود، آب می‌ریزند تا به زودی برگردد. خیره شدن چشم (یا در اصطلاح عامه، راه باز کردن آن)، به‌معنی آمدن مهمان است. پذیرایی از افراد خوش‌قدم، در [[طالقان]]، در روز اول اسفند یک رسم دیرینه است که به فال نیک گرفته شده و معتقدند که منجر به برکت، سلامت و خوشی آن خانواده، در سال آینده خواهد شد.<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ج1، ۱۳۵۲ش، ص48.</ref>


== شگون در ادبیات فارسی ==
== شگون در ادبیات فارسی ==
خط ۳۷: خط ۳۷:
برخی از انگاره‌ها و باورهای ایرانیان مربوط به روزهای هفته است؛ رخت شستن در روز جمعه، در میان مردم کرمان، بدشگون است،<ref>گلاب‌زاده، زن کرمانی، روشنای زندگانی، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۹.</ref> درحالی‌که در میان مردم تایباد، خوش‌یمن محسوب می‌شود.<ref>مشایخی، فرهنگ مردم تایباد و باخرز، ۱۳۸۸ش، ص۱۵6.</ref> مردم کردزبان ایل سنجابی نیز، مسافرت و عروسی در روز شنبه را بسیار بدیمن می‌دانند.<ref>شربتیان، مردم‌شناسی ایلات و عشایر ایران، ۱۳۸۵ش، ص۱۰۴.</ref> از دیگر باورهای مردم در نقاط مختلف ایران، دربارهٔ شگون نیک و بد، می‌توان به بدیمن بودن جارو کردن خانه در شب،<ref>بخشی‌زادهٔ آلیانی، سیری در زندگی تالش‌ها، ۱۳۹۱ش، ص۳۸۱.</ref> بدشگون بودن سر بریدن مرغ در دوشنبه،<ref>دانای علمی، فرهنگ عامهٔ مردم تنکابن، ۱۳۸۹ش، ص۱۲۳.</ref> بدشگون بودن درآمدن اولین دندان نوزاد از فک بالایی،<ref>عسکری عالم، افسانه‌ها و باورداشت‌های غرب ایران، ۱۳۹۱ش، ص669.</ref> نحس بودن روز سه‌شنبه در میان برخی از کردزبانان، از جمله کوچ‌نشینان ایل پاپی،<ref>فیلبرگ، ایل پاپی، ۱۳۶۹ش، ص۷۱.</ref> سعد بودن روز چهارشنبه برای زیارت اهل قبول (در میان مردم بانه)،<ref>توکلی، جغرافیا و تاریخ بانهٔ کردستان، ۱۳۶3ش، ص۷۱.</ref> نحس بودن حمام کردن در روز چهارشنبه<ref>عسکری عالم، فرهنگ عامهٔ لرستان، ج2، ۱۳۸۷ش، ص184.</ref> و بدیمن بودن چهارشنبه برای شروع بسیاری از کارها، مانند پی‌ریزی ساختمان و امثال آن<ref>مشهدی نوش‌آبادی، نوش‌آباد در آینهٔ تاریخ، آثار تاریخی و فرهنگ، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۲.</ref> اشاره کرد.
برخی از انگاره‌ها و باورهای ایرانیان مربوط به روزهای هفته است؛ رخت شستن در روز جمعه، در میان مردم کرمان، بدشگون است،<ref>گلاب‌زاده، زن کرمانی، روشنای زندگانی، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۹.</ref> درحالی‌که در میان مردم تایباد، خوش‌یمن محسوب می‌شود.<ref>مشایخی، فرهنگ مردم تایباد و باخرز، ۱۳۸۸ش، ص۱۵6.</ref> مردم کردزبان ایل سنجابی نیز، مسافرت و عروسی در روز شنبه را بسیار بدیمن می‌دانند.<ref>شربتیان، مردم‌شناسی ایلات و عشایر ایران، ۱۳۸۵ش، ص۱۰۴.</ref> از دیگر باورهای مردم در نقاط مختلف ایران، دربارهٔ شگون نیک و بد، می‌توان به بدیمن بودن جارو کردن خانه در شب،<ref>بخشی‌زادهٔ آلیانی، سیری در زندگی تالش‌ها، ۱۳۹۱ش، ص۳۸۱.</ref> بدشگون بودن سر بریدن مرغ در دوشنبه،<ref>دانای علمی، فرهنگ عامهٔ مردم تنکابن، ۱۳۸۹ش، ص۱۲۳.</ref> بدشگون بودن درآمدن اولین دندان نوزاد از فک بالایی،<ref>عسکری عالم، افسانه‌ها و باورداشت‌های غرب ایران، ۱۳۹۱ش، ص669.</ref> نحس بودن روز سه‌شنبه در میان برخی از کردزبانان، از جمله کوچ‌نشینان ایل پاپی،<ref>فیلبرگ، ایل پاپی، ۱۳۶۹ش، ص۷۱.</ref> سعد بودن روز چهارشنبه برای زیارت اهل قبول (در میان مردم بانه)،<ref>توکلی، جغرافیا و تاریخ بانهٔ کردستان، ۱۳۶3ش، ص۷۱.</ref> نحس بودن حمام کردن در روز چهارشنبه<ref>عسکری عالم، فرهنگ عامهٔ لرستان، ج2، ۱۳۸۷ش، ص184.</ref> و بدیمن بودن چهارشنبه برای شروع بسیاری از کارها، مانند پی‌ریزی ساختمان و امثال آن<ref>مشهدی نوش‌آبادی، نوش‌آباد در آینهٔ تاریخ، آثار تاریخی و فرهنگ، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۲.</ref> اشاره کرد.


کردزبان‌ها، نسبت به روزهای جمعه، دیدگاه خوشی ندارند و در این روز، سفر نمی‌کنند. آنها همچنین روز سه‌شنبه را روز نحسی می‌دانند.<ref>افندی بایزیدی، آداب و رسوم کردان، ۱۳۶۹ش، ص۹۴.</ref> در باور این مردم، دیدن حیوانات وحشی، در سمت راست خود، به‌هنگام شروع سفر، خوش‌یمن است. برپایی مراسم عروسی، در روزهای زوج هفته و پنجشنبهٔ آخر سال، بدشگون است.<ref>پرنیان، فرهنگ عامهٔ کرد، ۱۳۸۰ش، ص۱۸۰–۱۸۳.</ref>
کردزبان‌ها، نسبت به روزهای جمعه، دیدگاه خوشی ندارند و در این روز، سفر نمی‌کنند. آنها همچنین روز سه‌شنبه را روز نحسی می‌دانند.<ref>افندی بایزیدی، آداب و رسوم کردان، ۱۳۶۹ش، ص۹۴.</ref> در باور این مردم، دیدن حیوانات وحشی، در سمت راست خود، به‌هنگام شروع سفر، خوش‌یمن است. برپایی مراسم عروسی، در روزهای زوج هفته و [[پنجشنبه آخر سال|پنجشنبهٔ آخر سال]]، بدشگون است.<ref>پرنیان، فرهنگ عامهٔ کرد، ۱۳۸۰ش، ص۱۸۰–۱۸۳.</ref>


=== مهمان ===
=== مهمان ===
خط ۴۳: خط ۴۳:


=== پا قدم ===
=== پا قدم ===
باور به خوش‌قدم بودن یا بدقدم بودن افراد نیز، از دیرباز، در همه جای ایران وجود داشته است، مانند پذیرایی از افراد خوش‌قدم، در طالقان، در روز اول اسفند یک رسم دیرینه است که به فال نیک گرفته شده و معتقدند که منجر به برکت، سلامت و خوشی آن خانواده، در سال آینده خواهد شد.<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ج1، ۱۳۵۲ش، ص48.</ref>
در [[تهران]]، اولین مشتری در سال نو، نمایانگر خوب و بد بودن امور کسب و کار در آن سال است. برای مثال، مشتری پرخرید، خوب خرید و نقد خرید، که به قول کاسبان، به‌معنای واقعی «مشتری» است، کنایه از سیاره مشتری دارد که در نظر عامه، نماد خوشبختی و سعادت است و سالی پربرکت را نشان می‌دهد. اما، مشتری که کم بخرد، نسیه بخرد و کمی کاسب را آزار دهد، به «زحل»، کنایه از نحس بودن، معروف است.
 
در تهران، اولین مشتری در سال نو، نمایانگر خوب و بد بودن امور کسب و کار در آن سال است. برای مثال، مشتری پرخرید، خوب خرید و نقد خرید، که به قول کاسبان، به‌معنای واقعی «مشتری» است، کنایه از سیاره مشتری دارد که در نظر عامه، نماد خوشبختی و سعادت است و سالی پربرکت را نشان می‌دهد. اما، مشتری که کم بخرد، نسیه بخرد و کمی کاسب را آزار دهد، به «زحل»، کنایه از نحس بودن، معروف است.


=== مکان‌ها ===
=== مکان‌ها ===
خط ۶۵: خط ۶۳:
از نظر مردم الادشت در مازندران، جارو کردن پشت سر مسافر، منجر به آسیب‌دیدگی یا فوت مسافر خواهد شد. ظاهر شدن سگ به‌هنگام سفر، عطسه، قدم گذاشتن روی قبر یا جفت کردن کفش مهمانان در مجلس ترحیم، بدشگون است؛ اما شکستن شیء شکستنی، قرار گرفتن چیزی بر روی مژه و سررسیدن مهمان ناخواسته، خوش‌یمن هستند.<ref>پهلوان، فرهنگ عامهٔ الاشت، ۱۳۸۵ش، ص۱۳۹–۱۴۲.</ref>
از نظر مردم الادشت در مازندران، جارو کردن پشت سر مسافر، منجر به آسیب‌دیدگی یا فوت مسافر خواهد شد. ظاهر شدن سگ به‌هنگام سفر، عطسه، قدم گذاشتن روی قبر یا جفت کردن کفش مهمانان در مجلس ترحیم، بدشگون است؛ اما شکستن شیء شکستنی، قرار گرفتن چیزی بر روی مژه و سررسیدن مهمان ناخواسته، خوش‌یمن هستند.<ref>پهلوان، فرهنگ عامهٔ الاشت، ۱۳۸۵ش، ص۱۳۹–۱۴۲.</ref>


در تنکابن، آواز خواندن خروس در کنار درب خانه، پریدن غذا در گلوی کسی، صدا کردن آب در زمان ریختن روی زمین، جارو کردن حیاط یا اتاق توسط بچه، قرار گرفتن ظروف غذا پشت سر یکدیگر و ایستادن برگ چای در استکان، خوش‌یمن محسوب می‌شود. اهالی تنکابن، تمامی این اتفاقات مذکور را نشانه آمدن مهمان می‌دانند. جارو کردن در شب، بدشگون؛ نگاه کردن به آینه در شب، منجر به زوال عقل؛ ناخن گرفتن در شب، منجر به فقر و بدبختی؛ تنیدن تار عنکبوت در خانه، منجر به فقر؛ وارونه قرار گرفتن کفش بر روی زمین، بدشگون و منجر به بدگویی پشت سر صاحب کفش خواهد شد.<ref>خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن، ۱۳۸۷ش، ص۹۹–۱۰۱.</ref>
در [[تنکابن]]، آواز خواندن خروس در کنار درب خانه، پریدن غذا در گلوی کسی، صدا کردن آب در زمان ریختن روی زمین، جارو کردن حیاط یا اتاق توسط بچه، قرار گرفتن ظروف غذا پشت سر یکدیگر و ایستادن برگ چای در استکان، خوش‌یمن محسوب می‌شود. اهالی تنکابن، تمامی این اتفاقات مذکور را نشانه آمدن مهمان می‌دانند. جارو کردن در شب، بدشگون؛ نگاه کردن به آینه در شب، منجر به زوال عقل؛ ناخن گرفتن در شب، منجر به فقر و بدبختی؛ تنیدن تار عنکبوت در خانه، منجر به فقر؛ وارونه قرار گرفتن کفش بر روی زمین، بدشگون و منجر به بدگویی پشت سر صاحب کفش خواهد شد.<ref>خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن، ۱۳۸۷ش، ص۹۹–۱۰۱.</ref>


در خراسان، مردم بر این باورند که دیدن اسب سفید در خواب، نشانه رسیدن به مراد و آرزو است. اسب سرخ نیز خوش‌یمن است و منجر به افزایش خیر و برکت در خانه می‌شود.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۳۰۹–۳۱۰.</ref>
در خراسان، مردم بر این باورند که دیدن اسب سفید در خواب، نشانه رسیدن به مراد و آرزو است. اسب سرخ نیز خوش‌یمن است و منجر به افزایش خیر و برکت در خانه می‌شود.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۳۰۹–۳۱۰.</ref>
برگرفته از «https://iranpedia.net/wiki/شگون»