اصلاح مدخل |
برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
== نامگذاری == | == نامگذاری == | ||
نخستینبار، سیبزمینی، در زمان فتحعلی شاه و توسط سفیر کمپانی هند شرقی انگلستان در تهران (سرجان ملکُم)، به ایران آورده شد. کِشت این گیاه، در دورهٔ پادشاهی محمدشاه قاجار توسعه یافت. این گیاه، بهواسطهٔ آورندهٔ آن به ایران، تا مدتها بهنام «آلوی ملکُم» معروف بود.<ref>اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، ۱۳۶۳ش، ج1، ص153؛{{سخ}} | نخستینبار، سیبزمینی، در زمان فتحعلی شاه و توسط سفیر [[کمپانی هند شرقی]] انگلستان در [[تهران]] (سرجان ملکُم)، به ایران آورده شد. کِشت این گیاه، در دورهٔ پادشاهی محمدشاه قاجار توسعه یافت. این گیاه، بهواسطهٔ آورندهٔ آن به ایران، تا مدتها بهنام «آلوی ملکُم» معروف بود.<ref>اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، ۱۳۶۳ش، ج1، ص153؛{{سخ}} | ||
پورداود، هرمزدنامه، ۱۳۳۱ش، ص۱۷۳–۱۷۶.</ref> سیبزمینی، هنوز هم در بسیاری از نقاط ایران مانند شیراز،<ref>خدیش، فرهنگ مردم شیراز، ۱۳۷۹ش، ص۲۷۹.</ref> سروستان<ref>همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۷۱ش، ص۱۵۵.</ref> و آبادان<ref>آذرلی، فرهنگ واژگان گویشهای ایران، ۱۳۸۷ش، ص۸.</ref> با نام «آلو» شناخته میشود. همچنین، این گیاه، در زبان کردی به «پاکهپاکه»، در محلات «ماخولی» و در ایلام «هَپَل» خوانده میشود.<ref>آذرلی، فرهنگ واژگان گویشهای ایران، ۱۳۸۷ش، ص70 و 352 و 405.</ref> واژهٔ سیبزمینی، ترجمهٔ فرانسوی آن است که در طول یک سدهٔ اخیر در ایران پذیرفته شده است.<ref>پورداود، هرمزدنامه، ۱۳۳۱ش، ص۱۷6-177.</ref> این گیاه در افغانستان به «کَچالو» معروف است. | پورداود، هرمزدنامه، ۱۳۳۱ش، ص۱۷۳–۱۷۶.</ref> سیبزمینی، هنوز هم در بسیاری از نقاط ایران مانند شیراز،<ref>خدیش، فرهنگ مردم شیراز، ۱۳۷۹ش، ص۲۷۹.</ref> سروستان<ref>همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۷۱ش، ص۱۵۵.</ref> و آبادان<ref>آذرلی، فرهنگ واژگان گویشهای ایران، ۱۳۸۷ش، ص۸.</ref> با نام «آلو» شناخته میشود. همچنین، این گیاه، در زبان کردی به «پاکهپاکه»، در محلات «ماخولی» و در ایلام «هَپَل» خوانده میشود.<ref>آذرلی، فرهنگ واژگان گویشهای ایران، ۱۳۸۷ش، ص70 و 352 و 405.</ref> واژهٔ سیبزمینی، ترجمهٔ فرانسوی آن است که در طول یک سدهٔ اخیر در ایران پذیرفته شده است.<ref>پورداود، هرمزدنامه، ۱۳۳۱ش، ص۱۷6-177.</ref> این گیاه در افغانستان به «کَچالو» معروف است. | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
=== آیینی === | === آیینی === | ||
سیبزمینی، در برخی از آیینها و مراسمهای ایرانیان نیز حضور داشته است؛ برای مثال، در بروجرد، سیبزمینی را بهعنوان یک خوراک مقوی در سحری ماه رمضان میخورند.<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص۲۹۰.</ref> این گیاه، در مراسم تیرماه سیزده در | سیبزمینی، در برخی از آیینها و مراسمهای ایرانیان نیز حضور داشته است؛ برای مثال، در بروجرد، سیبزمینی را بهعنوان یک خوراک مقوی در سحری ماه رمضان میخورند.<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص۲۹۰.</ref> این گیاه، در مراسم تیرماه سیزده در [[گیلان]]، بهعنوان یکی از خوراکهای اصلی شناخته شده است.<ref>بشرا، جشنها و آیینهای مردم گیلان، ۱۳۸۷ش، ص35-37.</ref> خوردن سیبزمینی پخته شده در زیر آتش، پیش از تاریک شدن هوا، در روستاهای چهارمحال و بختیاری رایج است.<ref>صداقتکیش، جشن یلدا، ۱۳۹۰ش، ص۲۶۱.</ref> | ||
== انواع == | == انواع == | ||