زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «جایگزین=کادوی چشم روشنی تولد فرزند|بندانگشتی|نمونه ای از کادوی چشم روشنی تولد فرزند '''<big>چشمروشنی</big>؛''' اصطلاحی برای هدیه بردن و تبریک گفتن بهمناسبت یک رویداد خوب. چشمروشنی از دیرباز در فرهنگ ایرانیان ریشه داشته...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''<big>چشمروشنی</big>؛''' اصطلاحی برای هدیه بردن و تبریک گفتن بهمناسبت یک رویداد خوب. | '''<big>چشمروشنی</big>؛''' اصطلاحی برای هدیه بردن و تبریک گفتن بهمناسبت یک رویداد خوب. | ||
چشمروشنی از دیرباز در فرهنگ ایرانیان ریشه داشته و مردم به مناسبتهای مختلف مانند تولد نوزاد، بازگشت مسافر بهویژه از سفر زیارتی، خرید خانه و ماشین، دیدن عروس و داماد و هر اتفاق خوب دیگر، برای عزیزان خود هدیهای تهیه و تقدیم او میکنند. این هدایا و مبارکباد گفتن در فرهنگ عامیانه به چشمروشنی مشهور شده است. | چشمروشنی از دیرباز در فرهنگ ایرانیان ریشه داشته و مردم به مناسبتهای مختلف مانند تولد نوزاد، بازگشت مسافر بهویژه از سفر زیارتی، خرید خانه و ماشین، دیدن عروس و داماد و هر اتفاق خوب دیگر، برای عزیزان خود هدیهای تهیه و تقدیم او میکنند. این هدایا و مبارکباد گفتن در فرهنگ عامیانه به [[چشمروشنی]] مشهور شده است. | ||
==مفهومشناسی== | ==مفهومشناسی== | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۰: | ||
برخی معتقدند اصطلاح چشمروشنی در فرهنگ ایرانی، برگرفته از داستان قرآنیِ حضرت یوسف است.<ref>[http://philosociology.com/daily-articles/2436-1392-03-29-06-14-39.html . «تامل در حکمت فرهنگ عامه: چشمروشنی»، وبسایت فیلو جامعهشناسی.]</ref> برادران یوسف که از شدت علاقۀ پدر (حضرت یعقوب) به او حسادت میکردند، روزی به بهانۀ گشتوگذار، یوسف را به صحرا برده و وی را به چاهانداختند. کاروانی که از آنجا میگذشت یوسف را از چاه رهانید، اما او را بهعنوان برده با خود بردند. برادران یوسف، با خونیکردن پیراهن او به پدرشان گفتند که یوسف را گرگ خورده است. یوسف با کاروان به مصر رفت و بهعنوان برده به عزیز مصر فروخته شد. او پس از طی سختیها و سالهایی که در زندان و در فراق خانواده گذراند، سرانجام به مقام عزیزی مصر رسید. پس از آنکه قحطی در مصر و اطراف آن فراگیر شد، برادران یوسف برای گرفتن گندم از کنعان به مصر سفر کردند و پس از سالها برادر خود را در آنجا و در مقام عزیزی مصر ملاقات کردند. آنها پس از پشیمانی از کردۀ خود، از حال پدر به یوسف خبر دادند و گفتند که یعقوب از فرط گریه برای جدایی او نابینا شده است. یوسف نیز به همراه سهمیۀ گندم آنها، پیراهن خود را بهعنوان خبر سلامتی به برادرانش داد که به نزد پدر ببرند. زمانیکه برادران یوسف به کنعان رسیدند، خبر سلامتی او را به یعقوب دادند. یعقوب از شدت خوشحالی پیراهن یوسف را به چشمان خود مالید و چشمانش روشن شد و بینایی خود را بازیافت.<ref>[https://article.tebyan.net/165106/%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81-%D8%B9- . «حضرت یوسف»، وبسایت تبیان.]</ref> در این راستا، هدیهای که بهعنوان تبریک به فردی داده میشود، به چشمروشنی تعبیر شده است؛ زیرا مانند پیراهن یوسف موجب روشنی چشمودل گیرندۀ آن میشود.<ref>[https://akharinkhabar.ir/book/9107001 . «عبارت چشمروشنی به چه معناست؟»، وبسایت آخرین خبر.]</ref> | برخی معتقدند اصطلاح چشمروشنی در فرهنگ ایرانی، برگرفته از داستان قرآنیِ حضرت یوسف است.<ref>[http://philosociology.com/daily-articles/2436-1392-03-29-06-14-39.html . «تامل در حکمت فرهنگ عامه: چشمروشنی»، وبسایت فیلو جامعهشناسی.]</ref> برادران یوسف که از شدت علاقۀ پدر (حضرت یعقوب) به او حسادت میکردند، روزی به بهانۀ گشتوگذار، یوسف را به صحرا برده و وی را به چاهانداختند. کاروانی که از آنجا میگذشت یوسف را از چاه رهانید، اما او را بهعنوان برده با خود بردند. برادران یوسف، با خونیکردن پیراهن او به پدرشان گفتند که یوسف را گرگ خورده است. یوسف با کاروان به مصر رفت و بهعنوان برده به عزیز مصر فروخته شد. او پس از طی سختیها و سالهایی که در زندان و در فراق خانواده گذراند، سرانجام به مقام عزیزی مصر رسید. پس از آنکه قحطی در مصر و اطراف آن فراگیر شد، برادران یوسف برای گرفتن گندم از کنعان به مصر سفر کردند و پس از سالها برادر خود را در آنجا و در مقام عزیزی مصر ملاقات کردند. آنها پس از پشیمانی از کردۀ خود، از حال پدر به یوسف خبر دادند و گفتند که یعقوب از فرط گریه برای جدایی او نابینا شده است. یوسف نیز به همراه سهمیۀ گندم آنها، پیراهن خود را بهعنوان خبر سلامتی به برادرانش داد که به نزد پدر ببرند. زمانیکه برادران یوسف به کنعان رسیدند، خبر سلامتی او را به یعقوب دادند. یعقوب از شدت خوشحالی پیراهن یوسف را به چشمان خود مالید و چشمانش روشن شد و بینایی خود را بازیافت.<ref>[https://article.tebyan.net/165106/%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81-%D8%B9- . «حضرت یوسف»، وبسایت تبیان.]</ref> در این راستا، هدیهای که بهعنوان تبریک به فردی داده میشود، به چشمروشنی تعبیر شده است؛ زیرا مانند پیراهن یوسف موجب روشنی چشمودل گیرندۀ آن میشود.<ref>[https://akharinkhabar.ir/book/9107001 . «عبارت چشمروشنی به چه معناست؟»، وبسایت آخرین خبر.]</ref> | ||
==چشمروشنی در فرهنگ ایرانی== | ==چشمروشنی در فرهنگ ایرانی== | ||
| خط ۵۲: | خط ۴۹: | ||
==چشمروشنی در اشعار فارسی== | ==چشمروشنی در اشعار فارسی== | ||
اصطلاح «چشمروشنی» در اشعار کهن و معاصر ایرانی بسیار به چشم میخورد. [[قیصر امینپور]] شاعر معاصر در وصف آمدن [[امام خمینی]] به ایران و استقبال با شکوه مردم از او، اینگونه سروده است: <ref>[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_137527/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1/%DA%86%D8%B4%D9%85_%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%DB%8C . «چشمروشنی»، پرتال امام خمینی.]</ref> | |||
اصطلاح «چشمروشنی» در اشعار کهن و معاصر ایرانی بسیار به چشم میخورد. قیصر امینپور شاعر معاصر در وصف آمدن امام خمینی به ایران و استقبال با شکوه مردم از او، اینگونه سروده است: <ref>[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_137527/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1/%DA%86%D8%B4%D9%85_%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%DB%8C . «چشمروشنی»، پرتال امام خمینی.]</ref> | |||
{{شعر جدید | {{شعر جدید | ||
| عنوان = قیصر امینپور | | عنوان = قیصر امینپور | ||
| خط ۶۴: | خط ۵۹: | ||
آسمان برای چشمروشنی\\ آفتاب را به دشت هدیه داد | آسمان برای چشمروشنی\\ آفتاب را به دشت هدیه داد | ||
}} | }} | ||
[[کمال خجندی]] شاعر قرن هشتم هجری نیز در مورد روشنی چشم یعقوب چنین سروده است: <ref>[https://ganjoor.net/khojandi/ghazalkk/sh370 . کمال خجندی، غزلیات، شماره 370، وبسایت گنجور]</ref> | |||
کمال خجندی شاعر قرن هشتم هجری نیز در مورد روشنی چشم یعقوب چنین سروده است: <ref>[https://ganjoor.net/khojandi/ghazalkk/sh370 . کمال خجندی، غزلیات، شماره 370، وبسایت گنجور]</ref> | |||
{{شعر جدید | {{شعر جدید | ||