حانیه کلهر (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «<big>'''چشمزخم'''</big>، آسیبی که گمان میرود با نگاه کردن برخی افراد یا جانوران، به دیگران وارد میشود. چشمزخم به آزار و نقصانی گفته میشود که در اثر نگاه همراه با حسد، حسرت و یا حتی دوستانه به فرد میرسد.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/چشم+زخم دهخدا، لغ...» ایجاد کرد |
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) ایجاد لینک داخلی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''چشمزخم'''</big>، آسیبی که گمان میرود با نگاه کردن برخی افراد یا جانوران، به دیگران وارد میشود. | <big>'''چشمزخم'''</big>، آسیبی که گمان میرود با نگاه کردن برخی افراد یا جانوران، به دیگران وارد میشود. | ||
چشمزخم به آزار و نقصانی گفته میشود که در اثر نگاه همراه با | چشمزخم به آزار و نقصانی گفته میشود که در اثر نگاه همراه با [[حسد]]، حسرت و یا حتی دوستانه به فرد میرسد.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/چشم+زخم دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه چشمزخم.]</ref> این حالت شورچشمی، غیر ارادی است و معمولا زمانی رخ میدهد که خوشحالی، زیبایی و موفقیت دیگران به چشم بیاید.<ref>[https://lib.eshia.ir/12823/2/442 ملاصدرا، شرح اصول الکافی، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۴۴۲.]</ref> از این منظر، گمان میرود که چشم میتواند وسیلهای برای انتقال تمایلات بد و زیانرسان باشد.<ref>Westermarck, Pagan Survivals in Mohammedan Civilisation, 1973, P24.</ref> | ||
==واژگان هممعنی== | ==واژگان هممعنی== | ||
در زبان فارسی واژگانی مانند چشم، چشمبد، چشمزد، چشمزدگی، نظر، نظرکردن و نظر زدگی هممعنی چشمزخم هستند. چشمزخم خوردگی، چشمزخم دیدگی، چشمزخم رسیدن، چشمزدن، چشمکردن و چشم رسیدن، واژگانی بهمعنی گزند رسیدن در اثر چشمزخم زدن هستند. چشمزننده، چشمزخم زننده، چشمفسای، شورچشم، چشمشور، بدچشم، چشمرسان و چشمرساننده بهمعنی کسی است که نگاهش آسیب میرساند.<ref>تبریزی، برهان قاطع، ذیل واژه چشمزخم.</ref> | در زبان فارسی واژگانی مانند چشم، چشمبد، چشمزد، چشمزدگی، نظر، نظرکردن و نظر زدگی هممعنی چشمزخم هستند. چشمزخم خوردگی، چشمزخم دیدگی، چشمزخم رسیدن، چشمزدن، چشمکردن و چشم رسیدن، واژگانی بهمعنی گزند رسیدن در اثر چشمزخم زدن هستند. چشمزننده، چشمزخم زننده، چشمفسای، شورچشم، چشمشور، بدچشم، چشمرسان و چشمرساننده بهمعنی کسی است که نگاهش آسیب میرساند.<ref>تبریزی، برهان قاطع، ذیل واژه چشمزخم.</ref> | ||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
باور به چشمزخم از دیرباز در جامعه بشری وجود داشته است. در ادبیات رومیان و یونانیان باستان و در خطوط تصویرنگاری مصریان باستان به چشمزخم اشاره شده است.<ref>Westermarck, Pagan Survivals in Mohammedan Civilisation, 1973, P56-58.</ref> باور به چشمزخم در میان اقوام سامی، آریایی، مدیترانهای، و مردم یهودی و مسیحی تقریبا یک انگارهی فرهنگی مشابه را نشان میدهد.<ref>Westermarck, Pagan Survivals in Mohammedan Civilisation, 1973, P57.</ref> برخی با اثرپذیری از باورهای عامیانه جوامع آسیایی و بربرهای عهد باستان،<ref>Westermarck, Pagan Survivals in Mohammedan Civilisation, 1973, P57. </ref> مردمان سیاهپوست آفریقا را دارای دو مردمک در هر چشم میانگاشتند که تمجید و تحسین آنها از چیزی یا فردی موجب از بین رفتن آن میشد<ref>Pliny, Natural History, 1947, II, P517.</ref>. رومیها نیز نگاه زنانی را که چشمان دو مردمکی داشتند، آسیبزا میدانستند.<ref> Pliny, Natural History, 1947, II, P519.</ref> گروههایی از کوچندگان، طلسمهای پیشگیری از چشمزخم به همراه کودکانشان داشتهاند<ref> Spooner, «The Evil Eye in the Middle East», 1970, P314.</ref> و یکی از دلایل پوشاندن صورت زنان و عزلتنشینی آنها در گذشته را ترس از چشمزخم گفتهاند. حتی مردان خوشچهره نیز گاهی صورت خود را برای پیشگیری از چشمزخم میپوشاندند.<ref>Westermarck, Pagan Survivals in Mohammedan Civilisation, 1973, P26.</ref> برخی از اندیشمندان مسلمان همچون ابنسینا (370-428ق)، غزالی (450-505ق) و مولوی (604-672ق) نیز به چشمزخم و تأثیر نفس انسان از طریق نگاه، روی اجسام و افراد اشاره کردهاند.<ref>ابنسینا، اشارات و تنبیهات، ۱۳۷۵ش، ص۴۸۹؛ غزالی، کیمیای سعادت، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۳۴؛ مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۶۰ش، دفتر ۵، ص۷۳۲.</ref> | باور به چشمزخم از دیرباز در جامعه بشری وجود داشته است. در ادبیات رومیان و یونانیان باستان و در خطوط تصویرنگاری مصریان باستان به چشمزخم اشاره شده است.<ref>Westermarck, Pagan Survivals in Mohammedan Civilisation, 1973, P56-58.</ref> باور به چشمزخم در میان اقوام سامی، آریایی، مدیترانهای، و مردم یهودی و مسیحی تقریبا یک انگارهی فرهنگی مشابه را نشان میدهد.<ref>Westermarck, Pagan Survivals in Mohammedan Civilisation, 1973, P57.</ref> برخی با اثرپذیری از باورهای عامیانه جوامع آسیایی و بربرهای عهد باستان،<ref>Westermarck, Pagan Survivals in Mohammedan Civilisation, 1973, P57. </ref> مردمان سیاهپوست آفریقا را دارای دو مردمک در هر چشم میانگاشتند که تمجید و تحسین آنها از چیزی یا فردی موجب از بین رفتن آن میشد<ref>Pliny, Natural History, 1947, II, P517.</ref>. رومیها نیز نگاه زنانی را که چشمان دو مردمکی داشتند، آسیبزا میدانستند.<ref> Pliny, Natural History, 1947, II, P519.</ref> گروههایی از کوچندگان، طلسمهای پیشگیری از چشمزخم به همراه کودکانشان داشتهاند<ref> Spooner, «The Evil Eye in the Middle East», 1970, P314.</ref> و یکی از دلایل پوشاندن صورت زنان و عزلتنشینی آنها در گذشته را ترس از چشمزخم گفتهاند. حتی مردان خوشچهره نیز گاهی صورت خود را برای پیشگیری از چشمزخم میپوشاندند.<ref>Westermarck, Pagan Survivals in Mohammedan Civilisation, 1973, P26.</ref> برخی از اندیشمندان مسلمان همچون ابنسینا (370-428ق)، غزالی (450-505ق) و مولوی (604-672ق) نیز به چشمزخم و تأثیر نفس انسان از طریق نگاه، روی اجسام و افراد اشاره کردهاند.<ref>ابنسینا، اشارات و تنبیهات، ۱۳۷۵ش، ص۴۸۹؛ غزالی، کیمیای سعادت، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۳۴؛ مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۶۰ش، دفتر ۵، ص۷۳۲.</ref> | ||
==چشمزخم از دیدگاه اسلام== | ==چشمزخم از دیدگاه اسلام== | ||
بسیاری از مسلمانان، آیه «وَ إن یَکادُ الّذينَ کفَروا لَيُزلِقونَک بأبصارِهِم لَمّا سَمِعوا الذّکرَ ...»<ref>. سوره قلم، آیه 51.</ref> را دلیل بر وجود چشمزخم دانستهاند.<ref>[https://lib.eshia.ir/86469/10/91 طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۶ش، ج۱۰، ص۹۱.]</ref> در شأن نزول این آیه گفته شده که مشرکان از کسی که شورچشم بود، خواستند تا حضرت محمد را هنگام خواندن آیات قرآن، چشم بزند، اما جبرئيل آیه «وَ إن یَکاد» را فرود آورد تا پیامبر از آسیب چشمزخم، حفظ شود.<ref>[https://lib.eshia.ir/10514/19/370 رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۶ش، ج۱۹، ص۳۷۰.] </ref> در مقابل چنین برداشتی از قرآن، برخی از مفسران، آیه مذکور را ناظر به مفهوم چشمزخم ندانسته و عبارت «لَيُزلِقونَک» در آن آيه را بهمعنای نگریستن با تندی و دشمنی دانستهاند.<ref>[https://lib.eshia.ir/86854/10/512 طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۵۱۲.]</ref> | بسیاری از مسلمانان، آیه «وَ إن یَکادُ الّذينَ کفَروا لَيُزلِقونَک بأبصارِهِم لَمّا سَمِعوا الذّکرَ ...»<ref>. سوره قلم، آیه 51.</ref> را دلیل بر وجود چشمزخم دانستهاند.<ref>[https://lib.eshia.ir/86469/10/91 طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۶ش، ج۱۰، ص۹۱.]</ref> در شأن نزول این آیه گفته شده که مشرکان از کسی که شورچشم بود، خواستند تا [[حضرت محمد]] را هنگام خواندن آیات قرآن، چشم بزند، اما جبرئيل آیه «وَ إن یَکاد» را فرود آورد تا پیامبر از آسیب چشمزخم، حفظ شود.<ref>[https://lib.eshia.ir/10514/19/370 رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۶ش، ج۱۹، ص۳۷۰.] </ref> در مقابل چنین برداشتی از قرآن، برخی از مفسران، آیه مذکور را ناظر به مفهوم چشمزخم ندانسته و عبارت «لَيُزلِقونَک» در آن آيه را بهمعنای نگریستن با تندی و دشمنی دانستهاند.<ref>[https://lib.eshia.ir/86854/10/512 طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۵۱۲.]</ref> | ||
همچنین برخی مفسران قرآن، سفارش یعقوب پیامبر به فرزندانش برای ورود به مصر از دروازههای مختلف،<ref>. سوره یوسف، آیه 67.</ref> را به خاطر آن دانستهاند که پسران او، خوشچهره و برومند بودند و یعقوب نگران چشمخوردن آنها بود.<ref>[https://lib.eshia.ir/41730/18/481 فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۱۸، ص۴۸۱.]</ref> برخی با انکار چشمزخم در قرآن، نگرانی یعقوب را به ترس از آسیب مأموران حکومتی به فرزندانش دانستهاند<ref>[https://lib.eshia.ir/86469/6/167 طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۶ش، ج۶، ص۱۶۷.]</ref> و تصریح قرآن به کارساز نبودن تدبیر یعقوب<ref>. سوره یوسف، آیه 68.</ref> را دلیل نفی چشمزخم میدانند.<ref>معرفت، شبهات و ردود حول القرآن الکریم، ۱۳۸۸ش، ص۲۳۰-۲۳۱.</ref> | همچنین برخی مفسران قرآن، سفارش یعقوب پیامبر به فرزندانش برای ورود به مصر از دروازههای مختلف،<ref>. سوره یوسف، آیه 67.</ref> را به خاطر آن دانستهاند که پسران او، خوشچهره و برومند بودند و یعقوب نگران چشمخوردن آنها بود.<ref>[https://lib.eshia.ir/41730/18/481 فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۱۸، ص۴۸۱.]</ref> برخی با انکار چشمزخم در قرآن، نگرانی یعقوب را به ترس از آسیب مأموران حکومتی به فرزندانش دانستهاند<ref>[https://lib.eshia.ir/86469/6/167 طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۶ش، ج۶، ص۱۶۷.]</ref> و تصریح قرآن به کارساز نبودن تدبیر یعقوب<ref>. سوره یوسف، آیه 68.</ref> را دلیل نفی چشمزخم میدانند.<ref>معرفت، شبهات و ردود حول القرآن الکریم، ۱۳۸۸ش، ص۲۳۰-۲۳۱.</ref> | ||