حانیه کلهر (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «<big>'''رشوه'''</big>؛ دریافت یا پرداخت پول یا چیزی ارزشمند، برای پیشبرد کاری برخلاف حق و عدالت. رشوه، دادن یا دریافت کردن پول، ملک یا اجناس قیمتی است تا کسی کاری را برخلاف وظیفه انجام دهد یا حقی را ضایع کند.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/رشوه عمید، فرهنگ فارس...» ایجاد کرد |
جز تمیزکاری |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''رشوه'''</big>؛ دریافت یا پرداخت پول یا چیزی ارزشمند، برای پیشبرد کاری برخلاف حق و عدالت. | <big>'''رشوه'''</big>؛ دریافت یا پرداخت پول یا چیزی ارزشمند، برای پیشبرد کاری برخلاف حق و عدالت. | ||
رشوه، دادن یا دریافت کردن پول، ملک یا اجناس قیمتی است تا کسی کاری را برخلاف وظیفه انجام دهد یا حقی را ضایع کند. | رشوه، دادن یا دریافت کردن پول، ملک یا اجناس قیمتی است تا کسی کاری را برخلاف وظیفه انجام دهد یا حقی را ضایع کند. | ||
==مفهومشناسی== | ==مفهومشناسی== | ||
رشوه در بردارندهی مفاهیم رشاء، راشی، مرتشی و ارتشا | رشوه، دادن یا دریافت کردن پول، ملک یا اجناس قیمتی است تا کسی کاری را برخلاف وظیفه انجام دهد یا حقی را ضایع کند.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/رشوه عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه رشوه.] </ref> رشوه در بردارندهی مفاهیم رشاء، راشی، مرتشی و ارتشا است. به رشوهخواری در علم حقوق ارتشا گفته میشود. به کسی که رشوه میدهد راشی میگویند و به کسی که رشوه میگیرد، مرتشی گفته میشود. رشوهخواری جرمی مرکب است و وجود دو نفر یا دو طرف در این جرم، لازم بوده و شرط تحقق جرم، پرداخت چیزی ارزشمند است. در این جرم باید حقی ضایع شود و نوعی تمایز رفتاری وجود داشته باشد. | ||
در گستره معنایی رشوه از چهار جهت میان فقها، اختلافنظر وجود دارد: | |||
# از جهت گیرنده، که فقط شامل قاضی و حاکم شرع است یا شامل حاکمان عرفی مثل فرماندار و سایر کارگزاران دولتی نیز میشود. | |||
# از جهت هدف [[رشوه]]، که فقط جهت حکم به باطل یا خودداری از حکم به حق است یا شامل مالی که به قاضی برای حکم به حق داده میشود نیز میگردد. | |||
# از جهت چیزی که بهعنوان [[رشوه]] داده میشود، که آیا اختصاص به مال دارد یا اعم از آن بوده و شامل هر نفعی است که به قاضی رسانده میشود، مانند تعمیر خانه، تمجید و ستایش و غیر آن. | |||
# از جهت وسعت معنای رشوه، که شامل جُعل (پرداخت چیزی در قبال کار حلال) و اُجرَت (کرایه و دستمزد) میشود یا نمیشود.<ref>[http://fa.wikifeqh.ir/رشوه_(فقه) «رشوه(فقه)»، سایت ویکی فقه.]</ref> | |||
== تفاوت رشوه، هدیه و اجرت == | |||
در رشوه هدف فرد، جلب نظر قاضی یا کارمند جهت انجام کاری به نفع او است. اما قصد فرد در هدیهدادن، تقرب به خداوند یا ابراز محبت و دوستی به فرد دیگری است.<ref>[http://lib.eshia.ir/10151/13/421/بعضهم الشهید الثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۳، ص۴۲۱.]</ref> | |||
اجرت، مالی است که طرفین دعوا یا یکی از آنها به قاضی پرداخت میکند تا میان آنها به حق قضاوت کند. تفاوت اجرت با رشوه در شرعی بودن اجرت است.<ref>[https://lib.eshia.ir/10159/12/320 عاملی، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، ۱۴۱۹ق، ج۱۲، ص۳۲۰-۳۲۱.]</ref> گروه زیادی از فقهای متقدم، به قاضی اجازهی دریافت اجرت را داده<ref>شافعی، الام، ۱۴۲۲ق، ج۷، ص۵۱۵.</ref> و آن را از جمله کسبهای حلال دانستهاند.<ref>[https://lib.eshia.ir/15114/1/588 مفید، المقنعة، ۱۴۱۳ق، ص۵۸۸.]</ref> اما در سدههای بعدی دیدگاه غالب، عدم جواز بوده<ref>[https://lib.eshia.ir/10789/16/102 السرخسی، المبسوط، ۱۴۰۶ق، ج۱۶، ص۱۰۲.]</ref> و حتی ادعای اجماع نیز شده است.<ref>[https://ito.pdf.lib.eshia.ir/85743/1/46 حطاب رعینی، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۶.]</ref> امروزه دیدگاه غالب در فقه امامیه، حرمت دریافت اجرت از سوی قاضی است.<ref>[https://lib.eshia.ir/10141/1/242 شیخ انصاری، المکاسب المحرمة، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۴۲.]</ref> | |||
==پیشینه== | ==پیشینه== | ||
رشوه از قدیمیترین جرایم در تاریخ کیفری بشر است. سابقهی این جرم به زمان تشکیل اولین دولتها در جهان میرسد. حکومتها به دلیل نقش تخریبی رشوه در نظم اجتماعی، همواره مجازات سختی برای این جرم در نظر گرفتهاند. در جامعه مسلمان نیز مبارزه با رشوهخواری همواره مورد توجه بوده است. | رشوه از قدیمیترین جرایم در تاریخ کیفری بشر است. سابقهی این جرم به زمان تشکیل اولین دولتها در جهان میرسد. حکومتها به دلیل نقش تخریبی رشوه در نظم اجتماعی، همواره مجازات سختی برای این جرم در نظر گرفتهاند. در جامعه مسلمان نیز مبارزه با رشوهخواری همواره مورد توجه بوده است. | ||
==رشوه در قرآن | ==رشوه در اسلام== | ||
بسیاری از مفسران قرآن، واژهی «سُحت» در آیات ۴۲ و ۶۳ سورهی مائده را بهمعنای رشوه دانستهاند.<ref>مجاهد بن جبر، تفسیر، [بیتا]، ج۱، ص۱۹۶؛ [https://lib.eshia.ir/41763/1/490 مقاتل بن سلیمان، تفسیر، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۴۹۰]؛ عیاشی، التفسیر العیاشی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۳۲۱؛ [https://lib.eshia.ir/71542/2/532 قاضی نعمان، دعائم الاسلام، ۱۹۶۳م ، ج۲، ص۵۳۲.]</ref> قرآن کریم در برخی آیات دیگر نیز در مورد «خوردن اموال مردم» و «خوردن اموال یکدیگر به باطل»<ref>سوره بقره، آیه ۱۸۸؛ سوره نساء، آیه ۱۶۱.</ref> سخن گفته که مفسرین، مراد از آن را رشوه میدانند.<ref>[https://lib.eshia.ir/41738/7/678 طبری، جامع البیان، ۱۴۲۲ق، ج۷، ص۶۷۸]؛ [https://lib.eshia.ir/86699/2/60 طبرسی، جوامع الجامع فی تفسیر قرآن، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۶۰.]</ref> | |||
== | === در قرآن === | ||
در روایتی از پیامبر نقل شده است که رشوهدهنده و رشوهگیرنده<ref>ابنماجه، سنن، ۱۴۳۰ق، ج۳، ص۴۱۱. </ref> و واسطهی بین آنها<ref>حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۱۱ق، ج۴، ص۱۱۵؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۹۴.</ref> همه مورد لعن هستند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11008/104/274 مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۴، ص۲۷۴.]</ref> روایت دیگری آن را در حد کفر و شرک میداند.<ref>عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۳۲۲؛ [https://lib.eshia.ir/11025/12/64 حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعة، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۶۴.]</ref> برخی از روایات رشوه را مال حرام دانستهاند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/5/127 کلینی، الکافی، ۱۳۶۷ش، ج۵، ص۱۲۷.]</ref> | کلمه [[رشوه]] در [[قرآن]] ذکر نشده است اما روایات بسیاری در مورد آن در منابع اسلامی وجود دارد. [[پیامبر اکرم|پیامبر]] خدا رشوهدهنده، رشوهگیرنده و واسطه آندو را مورد لعن و نفرین خداوند میداند.<ref> مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۴، ص۲۷۴.</ref> بسیاری از مفسران قرآن، واژهی «سُحت» در آیات ۴۲ و ۶۳ سورهی مائده را بهمعنای رشوه دانستهاند.<ref>مجاهد بن جبر، تفسیر، [بیتا]، ج۱، ص۱۹۶؛ [https://lib.eshia.ir/41763/1/490 مقاتل بن سلیمان، تفسیر، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۴۹۰]؛ عیاشی، التفسیر العیاشی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۳۲۱؛ [https://lib.eshia.ir/71542/2/532 قاضی نعمان، دعائم الاسلام، ۱۹۶۳م ، ج۲، ص۵۳۲.]</ref> قرآن کریم در برخی آیات دیگر نیز در مورد «خوردن اموال مردم» و «خوردن اموال یکدیگر به باطل»<ref>سوره بقره، آیه ۱۸۸؛ سوره نساء، آیه ۱۶۱.</ref> سخن گفته که مفسرین، مراد از آن را رشوه میدانند.<ref>[https://lib.eshia.ir/41738/7/678 طبری، جامع البیان، ۱۴۲۲ق، ج۷، ص۶۷۸]؛ [https://lib.eshia.ir/86699/2/60 طبرسی، جوامع الجامع فی تفسیر قرآن، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۶۰.]</ref> | ||
== | |||
=== در حدیث === | |||
در روایتی از پیامبر نقل شده است که رشوهدهنده و رشوهگیرنده<ref>ابنماجه، سنن، ۱۴۳۰ق، ج۳، ص۴۱۱. </ref> و واسطهی بین آنها<ref>حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۱۱ق، ج۴، ص۱۱۵؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۹۴.</ref> همه مورد لعن هستند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11008/104/274 مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۴، ص۲۷۴.]</ref> روایت دیگری آن را در حد کفر و شرک میداند.<ref>عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۳۲۲؛ [https://lib.eshia.ir/11025/12/64 حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعة، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۶۴.]</ref> برخی از روایات رشوه را مال حرام دانستهاند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/5/127 کلینی، الکافی، ۱۳۶۷ش، ج۵، ص۱۲۷.]</ref> در برخی روایات این عمل در حد کفر و شِرک به خدا<ref> عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۳۲۲؛ حر عاملی، وسائل الشیعة، ۱۳۷۶ش، ج۱۲، ص۶۴. </ref> و در برخی دیگر از روایات، رشوه از مصادیق مال حرام دانسته شده است.<ref> کلینی، الکافی، ۱۳۶۷ش، ج۵، ص۱۲۷. </ref> | |||
=== در فقه اسلامی === | |||
گرفتن رشوه بر قاضی برای حکم به نفع رشوه دهنده، حرام است. چه حکم به حق باشد چه ناحق. بنا بر تعریف دومِ رشوه، مالی که به قاضی جهت حکم به حق داده میشود، مصداق رشوه نیست.<ref>[http://lib.eshia.ir/10153/17/71/%D9%81%D9%85%D9%82%D8%AA%D8%B6%D9%89 <nowiki>نراقی، مستند الشیعة، [بیتا]، ج۱۷، ص۷۱-۷۲؛</nowiki>] [http://lib.eshia.ir/10088/22/145/%D8%A7%D9%84%D8%AB%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A9 <nowiki>نجفی، جواهرالکلام، [بیتا]، ج۲۲، ص۱۴۵-۱۴۶.</nowiki>] </ref> برخی نیز صِدق رشوه در صورتی که تأثیری بر اراده قاضی در حکم به حق، نداشته باشد را بعید میدانند.<ref>[http://lib.eshia.ir/10085/6/18/%D9%8A%D9%82%D8%A7%D9%84 موسوی خوانساری، جامع المدارک فی شرح المختصرالنافع، 1405ق، ج۶، ص۱۸-۱۹.] </ref> طبق نظر برخی از فقهای [[شیعه]]، پرداخت رشوه به قاضی جهت رسیدن به حق خود، جایز است، هرچند رسیدن به حق منوط به آن نباشد، البته گرفتن آن بر قاضی [[حرام]] است.<ref>[http://lib.eshia.ir/10099/4/869/%D8%A7%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%A9 محقق حلی، شرائع الإسلام فی مسائلالحلال والحرام، 1409ق. ج۴، ص۸۶۹؛] علامه حلی، تحريرالأحکام، [بیتا]، ج۵، ص۱۱۵.</ref> واسطه شدن در رشوه، مثل رشوه دادن و گرفتن، حرام است.<ref>خویی، مصباح الفقاهة، 1417ق، ج۱، ص۲۷۴. </ref> حکمی که قاضی با گرفتن رشوه صادر میکند، باطل و غیر نافذ (بیتاثیر) است هرچند به حق باشد.<ref>طباطبائی یزدی، العروة الوثقى (تکملة)، 1414ق، ج۳، ص ۲۵. </ref> | |||
قبول هدیه بر قاضی در دو مورد حرام است؛ آنجا که هدیهدهنده نزد قاضی دعوا و پرونده مالی دارد و آنجا که هدیهدهنده قبل از اینکه قاضی عهدهدار سمت قضاوت شود، به او [[هدیه]] نمیداده است.<ref>[http://lib.eshia.ir/10088/22/147/%D9%8A%D8%AD%D8%B1%D9%85 <nowiki>نجفی، جواهر الکلام، [بیتا]، ج۲۲، ص۱۴۷.</nowiki>] </ref> اکثریت فقها قائل هستند که گرفتن جُعل و اجرت برای قضاوت، بر قاضی حرام است.<ref>[http://lib.eshia.ir/10141/1/242/%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1 شیخ انصاری، کتاب المکاسب، 1415ق، ج۱، ص۲۴۲-۲۴۳.]</ref> برخی در صورتی جایز میدانند که قضاوت برای قاضی واجب نشده باشد<ref>تبریزی، إرشاد الطالب فی شرح المکاسب، 1389ش، ج۱، ص۱۵۳. </ref> و برخی بهصورت مطلق (چه قضاوت برای قاضی واجب باشد چه نباشد) جایز میدانند.<ref>[http://lib.eshia.ir/15114/1/588/%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B6%D8%A7%D8%A1 شیخ مفید، المقنعة، 1413ق، ص۵۸۸.] ؛ القاضی، المهذب، 1406ق، ج۱، ص۳۴۶. </ref> | |||
برخی رشوه گرفتن حاکمان محلی مثل استاندار، فرماندار و سایر کارگزاران حکومتی که از نظر قانونی موظف به انجام امور محول هستند را حرام میدانند.<ref>گلپایگانی، کتاب القضاء، [بیتا]، ج۱، ص۲۴۰؛ عراقی، شرح تبصرة المتعلمين، [بیتا]، ج۶، ص۴۲۸؛ شیخ انصاری، [http://lib.eshia.ir/10103/1/257/702 صراط النجاة، 1373ش، ج۱، ص۲۵۷.] </ref> در سایر افرادی که از نظر قانون و شرع انجامدادن عملی بر آنان واجب نیست، جایز بودن و حرام بودن رشوه، بستگی به عملِ درخواستی دارد که اگر عمل [[حلال]] باشد، جایز، و اگر حرام باشد، رشوه گرفتن حرام میشود.<ref>[http://lib.eshia.ir/10141/1/247/%D8%B5%D8%AF%D9%82%D9%87%D8%A7 شیخ انصاری، کتاب المکاسب، 1415ق، ج۱، ص۲۴۷-۲۴۸.]</ref> دریافتکننده رشوه، مالک آن نیست و واجب است آن را به صاحبش برگرداند و در صورت تلفشدن، ضامن مثل یا قیمت آن است.<ref>نجفی، جواهر الکلام، [بیتا]، ج۲۲، ص۱۴۹؛ خویی، مصباح الفقاهۀ، 1417ق، ج۱، ص۲۷۴.</ref> | |||
بر اساس اختلافی که در معنای رشوه وجود دارد، دیدگاه علما نیز در تعریف رشوه متفاوت است: | |||
# رشوه، مالی است که به قاضی داده میشود تا به نفع مالدهنده حکم به حق یا ناحق کند.<ref>حسینی العاملی، مفتاح الکرامة، [بیتا]، ج۸، ص۱۵۹. </ref> | |||
# رشوه، مال بخشیدهشده به قاضی است بهشرط حکم به باطل یا خودداری از حکم به حق.<ref>زینالدین بن علی، مسالک الأفهام، [بیتا]، ج۱۳، ص۴۲۱. </ref> | |||
# رشوه، چیزی است که به قاضی بخشیده میشود تا به نفع عطاکننده، حکم به حق یا ناحق کرده یا شیوه جدل را به او بیاموزد تا بر طرف دعوا چیره گردد. چه این رشوه مال باشد یا انجام کار، مانند ستایش قاضی و برآوردن نیازی از نیازهای او.<ref>طباطبائی یزدی، العروة الوثقى (تکملة)، 1414ق، ج۳، ص۲۲-۲۳. </ref> | |||
# رشوه، مالی است که به جهت رسیدن حق به حقدار یا پیشبرد باطل یا چاپلوسی یا رسیدن به خواسته خود یا در مقابل عملی که عرفاً رایگان است، به دیگری داده میشود.<ref>خویی، مصباح الفقاهۀ، 1417ق، ج۱، ص۲۶۲-۲۶۳. </ref> | |||
# رشوه، مالی است که در برابر به دستآوردن منفعت یا دفع ضرر به کسی داده میشود.<ref>[http://lib.eshia.ir/10153/17/72/%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%A7%D8%B5%D9%84 <nowiki>نراقی، مستند الشیعة، [بیتا]، ج۱۷، ص۷۲.</nowiki>] </ref> | |||
# رشوه، چیزی است که به قاضی، حاکم یا کارگزار حکومت در برابر عملی که بر او واجب است داده میشود، چه مال باشد یا غیر آن.<ref> [https://lib.eshia.ir/10137/1/240/%D9%81%D8%AA%D9%84%D8%AE%D8%B5 <nowiki>گلپایگانی، کتاب القضاء (گلپايگانى)، [بیتا]، ج۱، ص۲۴۰.</nowiki>] </ref> | |||
# رشوه، مالی است که جهت حکم به قاضی داده میشود، حتی اگر به صورت جُعل (پرداخت چیزی در قبال کار حلال) یا اُجرَت (دستمزد) باشد.<ref>شهید اول، الدروس الشرعیة، [بیتا]، ج۳، ص۱۷۲؛ محقق ثانی، جامعالمقاصد، [بیتا]، ج۴، ص۳۶-۳۷.</ref> | |||
==اقسام رشوه== | ==اقسام رشوه== | ||
رشوه را به اقسام مختلفی تقسیم کردهاند. رشوه به قاضی، همان گونه که در لغت به معنای دادنِ مالی به قاضی یا به شخصی برای انجام کاری ناروا یا رسیدن به مقصود خود، است<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/رشوه دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل «رشوه».] </ref> در اصطلاح شرع نیز این معنای دادن مال به قاضی برای تغییر حکم حق به باطل یا دادن حکم باطل بهجای حق،<ref>حسینی شاهرودی، محاضرات فی فقه الجعفری، [بیتا]، ج۱، ص۲۷۱.</ref> حفظ شده و عمل حرامی دانسته شده است.<ref>نجفی، جواهر الکلام، [بیتا]، ج۴۰، ص۱۳۱. </ref> به طور کلی رشوه را به سه قسم تقسیم کردهاند: | |||
* رشوه در حکم؛ این رشوه، همان [[رشوه به قاضی از دیدگاه آموزههای اسلام|رشوه به قاضی]] است.<ref>زارع مهرجردی، رشوه از دیدگاه اسلام و روایات اسلامی، ۱۳۹۱ش، ص۴۷.</ref> امام علی، صلاحیت و اهلیت رشوهخوار برای قضاوت را نفی کرده است زیرا چنین کسی، حقوق مردم را پایمال میکند و حق را به صاحب آن نمیرساند.<ref>[https://lib.eshia.ir/12092/1/189 نهجالبلاغه، 1374ش، خطبه ۱۳۱، ص189.]</ref> امام علی، یکی از راههای جلوگیری از رشوهخواری قاضی را بخشیدن مال فراوان و ارتقای منزلت او میداند تا به مال مردم محتاج نباشد و دیگران به نفوذ در او طمع نکنند.<ref>[https://lib.eshia.ir/12092/1/435 نهجالبلاغه، 1374ش، نامه ۵۳، ص435.]</ref> | |||
* رشوه در غیر حکم؛ دادن پول یا چیزی مانند آن به مدیر یا کارمند تا حقی را پایمال کند.<ref>زارع مهرجردی، رشوه از دیدگاه اسلام و روایات اسلامی، ۱۳۹۱ش، ص۴۷.</ref> در روایتی از پیامبر خدا، دریافت مال با این هدف، نکوهش شده است.<ref>متقی هندی، کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۳۶۴. </ref> | |||
* رشوه برای دفع ظلم و رسیدن به حق قانونی خود؛ بر اساس روایتی از امام موسی کاظم، رشوه دادن برای رد ظلم کارمندان حکومتی، جایز است.<ref>حر عاملی، وسائلالشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، کتاب التجارة. </ref> | |||
==مجازاتها== | |||
=== در غرب === | |||
سازمان شفافیت بینالمللی، یک سازمان مردمنهاد در برلین آلمان است که هدف آن مبارزه با فساد و رشوهخواری در دنیا تعریف شده است. بر اساس بررسیهای این سازمان، معمولا ریشهی فساد در سیاستهای مبهم دولتی و امتیازدهیهای تبعیضآمیز دیده میشود. نمرهای که این سازمان برای هر کشور تعیین میکند نمایانگر میزان فسادی است که مردم تصور میکنند نهادهای اداری و سیاسی آن کشور به آن آلوده هستند.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-سرمقاله-28/523995-وضعیت-فساد-رشوه-خواری-در-سطح-جهان «وضعیت فساد و رشوهخواری در سطح جهان»، دنیای اقتصاد.]</ref> | |||
=== در ایران === | |||
در قوانین ایران، مجازات حبس، جزای نقدی، شلاق و انفصال از خدمت برای رشوهگیرنده تعیین شده است. میزان این جزا وابسته به میزان رشوه و مرتبه مرتکب است و اگر مبلغ رشوه به میزان خاصی برسد علاوه بر جزای نقدی، مجازات حبس نیز إعمال میشود در صورتی که رشوهگیرنده قاضی باشد، قانون تعزیرات برای او اجرا خواهد شد.<ref>نظریه مشورتی شماره ۷۳۲۱، ۷ مورخه ۱۳۷۳ اداره حقوقی قوه قضاییه، میرمحمد صادقی، حقوق جزا اختصاصی ۲، ۱۳۹۲ش، ص۳۶۸. </ref> برخی دیگر از مجازاتهای ارتشا عبارتاند از: حبس از ۶ تا ۱۵ ماه و گاهی تا ابد، شلاق، انفصال از خدمت و ضبط مال مرتشی.<ref>[http://pajoohe.ir/فرهنگ-علوم-انسانی-و-اسلامی/حقوق/حقوق-جزا-و-جرم%E2%80%8Cشناسی/ارتشا-رشوه__a-46346-7537-28515-10047.aspx رحیمی، «ارتشا»، سایت پژوهشکده باقرالعلوم.]</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
==منابع== | |||
* قرآن کریم | == منابع == | ||
{{آغاز منابع}} | |||
* قرآن کریم. | |||
* «رشوه (فقه)»، سایت ویکی فقه، بازدید: ۲ اردیبهشت ۱۴۰۱. | |||
* «وضعیت فساد و رشوهخواری در سطح جهان»، دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۲۵ آذر ۱۳۹۱ش. | |||
* ابنماجه، محمد، سنن، بهتحقیق شعیب ارنؤوط، بیروت، [بینا]، ۱۴۳۰ق. | * ابنماجه، محمد، سنن، بهتحقیق شعیب ارنؤوط، بیروت، [بینا]، ۱۴۳۰ق. | ||
* السرخسی، محمد بن احمد بن ابی سهل شمس الائمه، المبسوط، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ق. | * السرخسی، محمد بن احمد بن ابی سهل شمس الائمه، المبسوط، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ق. | ||
* الشهید الثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم، المعارف الاسلامیه، ۱۴۱۳ق. | * الشهید الثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم، المعارف الاسلامیه، ۱۴۱۳ق. | ||
* القاضی، عبدالعزیز بن البراج، المهذب، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۰۶ق. | |||
* تبریزی، جواد، ارشاد الطالب فی شرح المکاسب، قم، دارالصدیقه الشهیده، ۱۳۸۹ش. | |||
* حاکم نیشابوری، محمد، المستدرک علی الصحیحین، بهتحقیق مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق. | * حاکم نیشابوری، محمد، المستدرک علی الصحیحین، بهتحقیق مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق. | ||
* حر عاملی، وسائلالشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، قم، آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۴ق. | * حر عاملی، وسائلالشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، قم، آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۴ق. | ||
* حطاب رعینی، محمد، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، بیروت، دار عالم الکتب، ۱۴۱۶ق. | * حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۷۶ش. | ||
* حسینی العاملی، سیدمحمد جواد، مفتاح الکرامه فی شرح قواعد العلامه للفقیه، قم، جامعه مدرسین، [بیتا]. | |||
* حسینی شاهرودی، سید علی، محاضرات فی فقه الجعفری، قم، دار الکتاب الإسلامی، [بیتا]. | |||
* حطاب رعینی، محمد، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، بیروت، دار عالم الکتب، ۱۴۱۶ق. | |||
* خویی، سید ابوالقاسم، مصباح الفقاههٔ فیالمعاملات، قم، انصاریان، ۱۴۱۷ق. | |||
* دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۲ اردیبهشت ۱۴۰۱. | |||
* رحیمی، جعفر، «ارتشا»، سایت پژوهشکده باقرالعلوم، تاریخ درج مطلب: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ش. | * رحیمی، جعفر، «ارتشا»، سایت پژوهشکده باقرالعلوم، تاریخ درج مطلب: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ش. | ||
* زارع مهرجردی، ابوالفضل، رشوه از دیدگاه اسلام و روایات اسلامی، اصفهان، بادران، ۱۳۹۱ش. | * زارع مهرجردی، ابوالفضل، رشوه از دیدگاه اسلام و روایات اسلامی، اصفهان، بادران، ۱۳۹۱ش. | ||
* شافعی، محمد، الام، بهتحقیق رفعت فوزی عبدالمطلب، بیروت، [بینا]، ۱۴۲۲ق. | * شافعی، محمد، الام، بهتحقیق رفعت فوزی عبدالمطلب، بیروت، [بینا]، ۱۴۲۲ق. | ||
* شمسالدین ابوعبدالله محمد بن محمد، شهید اول، الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، [بیتا]. | |||
* شهیدثانی، زینالدین بن علی، مسالک الأفهام الی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، [بیتا]. | |||
* شیخ الانصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث شیخ اعظم، ۱۴۱۵ق. | |||
* شیخ انصاری، مرتضی، المکاسب المحرمه، قم، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۴۱۵ق. | * شیخ انصاری، مرتضی، المکاسب المحرمه، قم، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۴۱۵ق. | ||
* طبرانی، سلیمان، المعجم الکبیر، قاهره، مکتبه ابن تیمیه، ۱۴۰۴ق. | * شیخ انصاری، مرتضی، صراط النجاهٔ، قم، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سالگرد میلاد شیخ انصاری، ۱۳۷۳ش. | ||
* شیخ مفید، محمد بن محمد، المقنعه، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق. | |||
* طباطبائی یزدی، سید محمدکاظم، تکملة العروة الوثقی، قم، مکتبة الداوری، ۱۴۱۴ق. | |||
* طبرانی، سلیمان، المعجم الکبیر، قاهره، مکتبه ابن تیمیه، ۱۴۰۴ق. | |||
* طبرسی، فضل، جوامع الجامع فی تفسیر قرآن، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۸ق. | * طبرسی، فضل، جوامع الجامع فی تفسیر قرآن، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۸ق. | ||
* طبری، محمد، جامع البیان، بهتحقیق عبدالله بن عبدالمحسن ترکی، قاهره، [بینا]، ۱۴۲۲ق. | * طبری، محمد، جامع البیان، بهتحقیق عبدالله بن عبدالمحسن ترکی، قاهره، [بینا]، ۱۴۲۲ق. | ||
* عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامه فی شرح قواعد العلامه، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۹ق. | * عاملی، محمدجواد، مفتاح الکرامه فی شرح قواعد العلامه، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۹ق. | ||
* عراقی، ضیاءالدین، شرح تبصره المتعلمین، [بیجا]، [بینا]، [بیتا]. | |||
* علامه حلی، حسن بن یوسف، تحریر الأحکام، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، [بیتا]. | |||
* عمید، حسن، فرهنگ فارسی، سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ش. | * عمید، حسن، فرهنگ فارسی، سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ش. | ||
* عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر | * عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، تهران، المکتبة العلمیة الإسلامیة، ۱۳۶۳ش. | ||
* قاضی نعمان، محمد، دعائم الاسلام، بهتحقیق آصف فیضی، قاهره، دارالمعارف، ۱۹۶۳م. | * قاضی نعمان، محمد، دعائم الاسلام، بهتحقیق آصف فیضی، قاهره، دارالمعارف، ۱۹۶۳م. | ||
* کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، | * کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۶۷ش. | ||
* گلپایگانی، السید محمدرضا، کتاب القضاء، قم، دارالقرآن الکریم، [بیتا]. | |||
* متقی هندی، علی بن حسامالدین، کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۹ق. | * متقی هندی، علی بن حسامالدین، کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۹ق. | ||
* مجاهد بن جبر، تفسیر، بهتحقیق عبدالرحمن طاهر سورتی، بیروت، المنشورات العلمیه، [بیتا]. | * مجاهد بن جبر، تفسیر، بهتحقیق عبدالرحمن طاهر سورتی، بیروت، المنشورات العلمیه، [بیتا]. | ||
* مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، | * مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق. | ||
* مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق. | |||
* محقق ثانی (کرکی)، علی بن الحسین، جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم، مؤسسه آلالبیت علیهمالسلام لاحیاء التراث، [بیتا]. | |||
* محقق حلی، نجمالدین جعفر بن الحسن، شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، تهران، استقلال، ۱۴۰۹ق. | |||
* مفید، محمد، المقنعه، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق. | * مفید، محمد، المقنعه، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق. | ||
* مقاتل بن سلیمان، ابوالحسن، تفسیر، بهتحقیق عبدالله محمود شحاته، بیروت، دار احیاء التراث، ۱۴۲۳ق. | * مقاتل بن سلیمان، ابوالحسن، تفسیر، بهتحقیق عبدالله محمود شحاته، بیروت، دار احیاء التراث، ۱۴۲۳ق. | ||
* نهجالبلاغه، سیدرضی، قم، مرکز البحوث الاسلامیة، | * موسوی خوانساری، احمد، جامع المدارک فی شرح المختصرالنافع، تهران، مؤلف، ۱۴۰۵ق. | ||
* میرمحمد صادقی، حسین، حقوق جزا اختصاصی ۲، تهران، میزان، ۱۳۹۲ش. | |||
* نجفی، حسن، جواهر الکلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، [بیتا]. | |||
* نراقی، احمد، مستند الشیعه، قم، مؤسسه آلالبیت علیهمالسلام لاحیاء التراث، [بیتا]. | |||
* نهجالبلاغه، سیدرضی، قم، مرکز البحوث الاسلامیة، ۱۳۷۴ش. | |||
{{پایان منابع}} | |||