حانیه کلهر (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «<big>'''آش دندانی'''</big>؛ نوعی آش به مناسبت روییدن نخستین دندان کودک. در بسیاری از نقاط ایران، زمانی که نخستین دندان کودک می‌روید، آشی از حبوبات مختلف پخته می‌شود.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۸.</ref> آش دندانی، نوعی آش نذری محسوب م...» ایجاد کرد
 
ایجاد لینک داخلی
 
(۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<big>'''آش دندانی'''</big>؛ نوعی آش به مناسبت روییدن نخستین دندان کودک.
{{جعبه اطلاعات مفهوم
| تصویر            = 
| زیرنویس تصویر    = 
| image_alt        =
| فایل پادکست      =آش دندانی.ogg 
| حجم فایلپادکست    =10/
| تاریخ پادکست      =22-2-1405 
| زیرنویس عنوان    = 


در بسیاری از نقاط ایران، زمانی که نخستین دندان کودک می‌روید، آشی از حبوبات مختلف پخته می‌شود.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۸.</ref> آش دندانی، نوعی آش نذری محسوب می‌شود.<ref>دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۶۲۰-۶۲۱.</ref> مردم پس از دریافت آش دندانی، دعا می‌کنند تا دندان‌های کودک پس از روییدن مانند این حبوبات سفت و محکم شود.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۸-۸۹.</ref> در بروجرد به آش دندانی «دنوروئه»<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۰.</ref> و در دماوند به آن «دونک» می‌گویند.<ref>جذوه، واژه‌نامه بوربسه، ۱۳۷۷ش، ص۲۳.</ref>  
| عنوان اصلی        =
==پیشینه==
| عنوان انگلیسی    =
برخی معتقدند این غذا از دوران قاجاریه در ایران رایج شده است. در متون آشپزی دوران قاجار، آش دندانی و شیوه‌ی پخت آن شرح داده شده است.<ref>آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۷۷-۷۸.</ref>
| عنوان عربی        =
==مواد تشکیل‌دهنده==  
| عنوان علمی        =
آش دندانی از گندم پوست‌کنده، لوبیا، نخود،<ref>آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۷۷.</ref> عدس و باقلا تهیه می‌شود.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۸-۸۹.</ref> آشپزها جهت تزیین آن از پیازداغ و نعناع‌داغ استفاده می‌کنند.<ref>دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۶۲۱.</ref> برخی به این آش، گوشت نیز اضافه می‌کنند.<ref>ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ۱۳۵۵ش، ج۱، ص۵۹-۶۰.</ref>
| شاخه علمی        =
==شیوه پخت==  
| نوع مفهوم        =
این غذا به دو نحوه‌ی آشی و دمی تهیه می‌شود. جهت تهیه دمی دندانی، ابتدا گندم پوست‌کنده، عدس، نخود، ماش، لوبیای قرمز و لوبیای چشم‌بلبلی هرکدام به مقدار ۴۰ عدد را در ظرفی می‌ریزند. به این مواد آب اضافه کرده و روی حرارت به آن‌ها اجازه پخت داده می‌شود و حبوبات را مانند پلو دم می‌کنند. برخی به این مواد، روغن و پیازداغ نیز می‌افزایند. بعضی از مردم، این خوراک را بدون مناسبت پخته و به آن «دونی» می‌گویند.<ref>هدایت، نیرنگستان، ۱۳۱۱ش، ص۱۹۴-۱۹۵.</ref>
| معنای اصطلاحی      =
==آش دندانی در فرهنگ ایرانیان==
| حوزه کاربرد      =
در نواحی مختلف ایران، آش دندانی را با آداب و رسوم خاصی تهیه می‌کنند. مادران بروجردی، جهت تهیه آش دندانی، از همسایه‌ها مقداری نخود، لوبیا، عدس و گندم برای خوش‌یمنی می‌گیرند. سپس از این مواد، آش دندانی تهیه کرده و به همسایه‌ها می‌دهند. همسایه‌ها معتقدند که اگر ظرف آش را خالی به صاحب آش پس دهند دندان‌های کودک کج و نافرم می‌شود. به این دلیل آن‌ها در کاسه‌های آش نمک، قند یا سکه قرار داده و هنگام پس دادن کاسه می‌گویند: نذرتان قبول؛ ان‌شاءالله دندان‌هایی مانند مروارید دربیاورد.<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۰.</ref>
| گستره جغرافیایی  =
| منشأ تاریخی      =
مردم گیلان، آش دندانی را طی یک مراسم ويژه می‌پزند. این مراسم نوعی شکرگزاری جهت توان غذاخوردن کودک و تأمین نیروی جسمانی او است.<ref>میرشکرایی، «مردم‌شناسی و فرهنگ عامه»، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۴۴۰. </ref> در کوچان و کومله، مراسمی با نام «دندون فشئون» برگزار می‌شود. در این مراسم، سه دیگ حاوی عدس، لوبیا و باقلا پخته می‌شود. آن‌ها پس از آمدن مهمان‌ها، سفره‌ای پهن می‌کنند و در آن قرآن، آینه، قیچی، سوزن، نخ، مداد، شیرینی و وسایل دیگری قرار می‌دهند و کودک را کنار سفره می‌نشانند. کودک هر وسیله‌ای را که برداشت، آن را تعبیر می‌کنند. به طور مثال اگر مداد را بردارد معلم و اگر قیچی و سوزن را بردارد خیاط می‌شود.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۸-۸۹؛ فخرایی، گیلان در گذرگاه زمان، ۱۳۵۴ش، ص۲۸۰؛ طاهری، «روایتی از هویت فرهنگی یک روستای زلزله‌زدۀ رودبار»، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۱۴۵.</ref> مهمان‌ها پس از خوردن آش، به کودک پول و به مادر جوراب، دستمال یا پارچه پیراهنی هدیه می‌دهند. بخشی از آش به کسانی که در مراسم حاضر نشدند داده می‌شود و آن‌ها در کاسه جوراب، تخم مرغ و پول قرار داده و ظرف را پس می‌دهند.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۹.</ref> در شرق گیلان،‌ آش دندونی را با گردو و کشمش طبخ می‌کنند. خانواده‌های تهی‌دست مقداری گندم پخته و در پشت‌بام برای کبوتران می‌ریزند.<ref>میرشکرایی، «مردم‌شناسی و فرهنگ عامه»، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۴۴۰.</ref> مردم تهران آش دندانی را با ۷ قلم بنشن تهیه کرده و به ۷ خانه می‌فرستند.<ref>سلیمی‌مؤید، سیمای میراث فرهنگی تهران، ۱۳۸۱ش، ص۷۰.</ref> در قزوین، پس از نیش زدن نخستین دندان کودک، مقداری گندم، پخته و بخشی از آن را به آشنایان و بخشی دیگر را به نخ کشیده و به کلاه کودک آویزان می‌کنند. به این نخ «دندان ‌کشه» گفته می‌شود.<ref>گلریز، مینودر یا باب‌الجنة قزوین، ۱۳۶۸ش، ج۱، ص۴۰۷؛ سیمای میراث فرهنگی قزوین، ۱۳۸۲ش، ص۵۵.</ref> اهالی شیراز بر این باورند که زمان درآمدن نخستین دندان کودک باید مقداری گندم در آب ریخته و بجوشانند. وقتی دانه‌ها بر اثر حرارت می‌شکفند، دندان کودک نیز به راحتی می‌شکفد و کودک را آزار نمی‌دهد.<ref>همایونی، گوشه‌هایی از آداب و رسوم مردم شیراز، ۱۳۵۳ش، ص۳۸.</ref> مردم شاهرود از نخود، گندم، ذرت، گوشت و عدس آش دندانی می‌پزند. آن‌ها پیازداغ فراوان به آش اضافه کرده و میان آشنایان تقسیم می‌کنند.<ref>شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۲۵۷.</ref> برخی از مردم بر این باورند که کودک، هنگام درآوردن نخستین دندان خود می‌گوید: اگر مادرم بداند که من برای درآوردن دندان چه سختی می‌کشم، چوب گهواره را شکسته و برایم آش دندانی می‌پزد.<ref>کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۷۸ش، ص۹۱.</ref>  
 
==پانویس==
| نخستین کاربرد    =
| ریشه واژه        =
| مرتبط با          =
| اهمیت            =
| مبدع              =
| مروج              =
| مقدس برای        =
| مورد احترام      =
| آثار مرتبط        =
}}
{{درشت|'''آش دندانی'''}}؛ آشی که به مناسبت روییدن نخستین دندان کودک، تهیه می‌شود.
 
آش دندانی که در زبان عامیانه آش دندونی گفته می‌شود، نوعی آش نذری است که در بسیاری از نقاط [[ایران]] به مناسبت روییدن نخستین دندان [[کودک]] پخته می‌شود و مردم با خوردن آن دعا می‌کنند تا دندان‌های کودک سفت و محکم شود. این آش، معمولاً از حبوباتی مانند [[گندم]]، [[نخود]]، [[لوبیا]]، [[عدس]] و [[باقلا]] تهیه می‌شود و بسته به منطقه، با آداب خاصی مانند گرفتن مواد از [[همسایه]] برای خوش‌یمنی، برگزاری مراسم سفره‌گذاری در [[گیلان]]، یا فرستادن آش به هفت [[خانه]] در [[تهران]] همراه است. پیشینهٔ این رسم به [[دوران قاجار]] بازمی‌گردد و در [[فرهنگ عامه]]، نماد [[شکرگزاری]] و آرزوی سلامتی برای کودک محسوب می‌شود.
 
== معرفی ==
در بسیاری از نقاط ایران، زمانی که نخستین دندان کودک می‌روید، آشی از [[حبوبات]] مختلف پخته می‌شود.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۸.</ref> آش دندانی، نوعی [[آش نذری]] محسوب می‌شود.<ref>دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۶۲۰–۶۲۱.</ref> مردم پس از دریافت [[آش دندانی]]، دعا می‌کنند تا دندان‌های کودک پس از روییدن مانند این حبوبات سفت و محکم شود.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۸–۸۹.</ref> در [[بروجرد]] به آش دندانی، دنوروئه<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۰.</ref> و در [[شهر دماوند|دماوند]] به آن دونک می‌گویند.<ref>جذوه، واژه‌نامه بوربسه، ۱۳۷۷ش، ص۲۳.</ref>
 
== پیشینه ==
برخی معتقدند این غذا از دوران قاجاریه در ایران رایج شده است. در متون آشپزی دوران قاجار، آش دندانی و شیوهٔ پخت آن شرح داده شده است.<ref>آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۷۷–۷۸.</ref>
 
== مواد تشکیل‌ دهنده ==
آش دندانی از گندم پوست‌کنده، [[لوبیا]]، نخود،<ref>آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۷۷.</ref> عدس و باقلا تهیه می‌شود.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۸–۸۹.</ref> آشپزها جهت تزیین آن از پیازداغ و نعناع‌داغ استفاده می‌کنند.<ref>دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۶۲۱.</ref> برخی به این [[آش]]، گوشت نیز اضافه می‌کنند.<ref>ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ۱۳۵۵ش، ج۱، ص۵۹–۶۰.</ref>
 
== شیوه پخت ==
این غذا به دو شیوه آشی و دمی تهیه می‌شود. جهت تهیه دمی دندانی، ابتدا گندم پوست‌کنده، عدس، نخود، ماش، لوبیا قرمز و لوبیا چشم‌بلبلی، هرکدام به مقدار ۴۰ عدد را در ظرفی می‌ریزند. به این مواد، [[آب]] اضافه کرده و روی حرارت به آن‌ها اجازه پخت داده می‌شود و حبوبات را مانند [[پلو]] دم می‌کنند. برخی به این مواد، روغن و پیازداغ نیز می‌افزایند. بعضی از مردم، این خوراک را بدون مناسبت پخته و به آن دونی می‌گویند.<ref>هدایت، نیرنگستان، ۱۳۱۱ش، ص۱۹۴–۱۹۵.</ref>
 
== آداب‌ورسوم ==
در نواحی مختلف ایران، آش دندانی را با آداب‌ورسوم خاصی تهیه می‌کنند. مادران بروجردی، جهت تهیه آش دندانی، از همسایه‌ها مقداری نخود، لوبیا، عدس و گندم برای خوش‌یمنی می‌گیرند. سپس از این مواد، آش دندانی تهیه کرده و به همسایه‌ها می‌دهند. همسایه‌ها معتقدند، اگر ظرف آش را خالی به صاحب آش پس دهند، دندان‌های کودک کج و نافرم می‌شود. به این دلیل، آن‌ها در کاسه‌های آش، نمک، قند یا سکه قرار داده و هنگام پس‌دادن کاسه می‌گویند: نذرتان قبول؛ ان‌شاءالله دندان‌هایی مانند [[مروارید]] در بیاورد.<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۰.</ref>
 
مردم گیلان، آش دندانی را طی یک مراسم ویژه می‌پزند. این مراسم، نوعی شکرگزاری جهت توان غذاخوردن کودک و تأمین نیروی جسمانی او است.<ref>میرشکرایی، «مردم‌شناسی و فرهنگ عامه»، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۴۴۰.</ref> در کوچان و کومله، مراسمی با نام دندون فشئون، برگزار می‌شود. در این مراسم، سه دیگ حاوی عدس، لوبیا و باقلا پخته می‌شود. آن‌ها پس از آمدن مهمان‌ها، سفره‌ای پهن می‌کنند و در آن [[قرآن]]، [[آینه]]، [[قیچی]]، [[سوزن]]، نخ، [[مداد]]، [[شیرینی]] و وسایل دیگری قرار می‌دهند و کودک را کنار سفره می‌نشانند. کودک، هر وسیله‌ای را که برداشت، آن را تعبیر می‌کنند. به‌طور مثال اگر مداد را بردارد، [[معلم]] و اگر قیچی و سوزن را بردارد، [[خیاطی|خیاط]] می‌شود.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۸–۸۹؛ فخرایی، گیلان در گذرگاه زمان، ۱۳۵۴ش، ص۲۸۰؛ طاهری، «روایتی از هویت فرهنگی یک روستای زلزله‌زدهٔ رودبار»، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۱۴۵.</ref> مهمان‌ها پس از خوردن آش، به کودک پول و به مادر [[جوراب]]، [[دستمال]] یا پارچه پیراهنی هدیه می‌دهند. بخشی از آش به کسانی که در مراسم حاضر نشدند، داده می‌شود و آن‌ها در کاسه، جوراب، [[تخم‌مرغ]] و پول قرار داده و ظرف را پس می‌دهند.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامه کومله، ۱۳۸۶ش، ص۸۹.</ref>
 
در شرق [[گیلان]]، آش دندونی را با [[گردو]] و [[کشمش]] طبخ می‌کنند. خانواده‌های تهی‌دست، مقداری گندم پخته و در پشت‌بام برای کبوتران می‌ریزند.<ref>میرشکرایی، «مردم‌شناسی و فرهنگ عامه»، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۴۴۰.</ref> مردم تهران آش دندانی را با ۷ قلم [[بنشن]] تهیه کرده و به ۷ [[خانه]] می‌فرستند.<ref>سلیمی مؤید، سیمای میراث فرهنگی تهران، ۱۳۸۱ش، ص۷۰.</ref> در [[قزوین]]، پس از نیش‌زدن نخستین دندان کودک، مقداری گندم، پخته و بخشی از آن را به آشنایان و بخشی دیگر را به نخ کشیده و به کلاه کودک آویزان می‌کنند. به این نخ، دندان‌کشه گفته می‌شود.<ref>گلریز، مینودر یا باب‌الجنة قزوین، ۱۳۶۸ش، ج۱، ص۴۰۷؛ سیمای میراث فرهنگی قزوین، ۱۳۸۲ش، ص۵۵.</ref> اهالی [[شیراز]] بر این باورند که زمان درآمدن نخستین دندان کودک باید مقداری گندم در آب ریخته و بجوشانند. وقتی دانه‌ها بر اثر حرارت می‌شکفند، دندان کودک نیز به راحتی می‌شکفد و کودک را آزار نمی‌دهد.<ref>همایونی، گوشه‌هایی از آداب و رسوم مردم شیراز، ۱۳۵۳ش، ص۳۸.</ref> مردم [[شاهرود]] از نخود، گندم، ذرت، گوشت و عدس آش دندانی می‌پزند. آن‌ها پیازداغ فراوان به [[آش]] اضافه کرده و میان آشنایان تقسیم می‌کنند.<ref>شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۲۵۷.</ref> برخی از مردم بر این باورند که کودک، هنگام درآوردن نخستین دندان خود می‌گوید: اگر مادرم بداند که من برای درآوردن دندان چه سختی می‌کشم، چوب گهواره را شکسته و برایم آش دندانی می‌پزد.<ref>کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۷۸ش، ص۹۱.</ref>
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
==منابع==
 
* آشپزباشی، علی‌اکبر، سفره اطعمه، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۳ش.  
== منابع ==
* جذوه، واژه‌نامه بوربسه، به‌تحقیق ایرج افشار، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۷۷ش.  
{{آغاز منابع}}
* دریابندری، نجف، کتاب مستطاب آشپزی، تهران، کارنامه، چ۸، ۱۳۸۴ش.  
* آشپزباشی، علی‌اکبر، سفره اطعمه، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۳ش.
* سلیمی‌مؤید، سلیم، سیمای میراث فرهنگی تهران، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۸۱ش.  
* جذوه، واژه‌نامه بوربسه، به‌تحقیق ایرج افشار، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۷۷ش.
* سیمای میراث فرهنگی قزوین، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۸۲ش.  
* دریابندری، نجف، کتاب مستطاب آشپزی، تهران، کارنامه، چ۸، ۱۳۸۴ش.
* شریعت‌زاده، علی‌اصغر، فرهنگ مردم شاهرود، تهران، مولف، چ۱، ۱۳۷۱ش.  
* سلیمی مؤید، سلیم، سیمای میراث فرهنگی تهران، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۸۱ش.
* شهاب کومله‌ای، حسین، فرهنگ عامه کومله، رشت، گیلکان، ۱۳۸۶ش.  
* سیمای میراث فرهنگی قزوین، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۸۲ش.
* طاهری، طاهر، «روایتی از هویت فرهنگی یک روستای زلزله‌زدۀ رودبار»، گیلان‌نامه، به تحقیق محمدتقی پوراحمد جکتاجی، رشت، ۱۳۷۴ ش.  
* شریعت‌زاده، علی‌اصغر، فرهنگ مردم شاهرود، تهران، مؤلف، ۱۳۷۱ش.
* فخرایی، ابراهیم، گیلان در گذرگاه زمان، تهران، جاودان، ۱۳۵۴ش.  
* شهاب کومله‌ای، حسین، فرهنگ عامه کومله، رشت، گیلکان، ۱۳۸۶ش.
* کتیرایی، محمود، از خشت تا خشت، تهران، ثالث، ۱۳۷۸ش.  
* طاهری، طاهر، «روایتی از هویت فرهنگی یک روستای زلزله‌زدهٔ رودبار»، گیلان‌نامه، به تحقیق محمدتقی پوراحمد جکتاجی، رشت، ۱۳۷۴ ش.
* کرزبر یاراحمدی، غلام‌حسین، فرهنگ مردم بروجرد، به‌تحقیق علی آنی‌زاده، تهران، طرح آینده، چ۱، ۱۳۸۸ش.  
* فخرایی، ابراهیم، گیلان در گذرگاه زمان، تهران، جاودان، ۱۳۵۴ش.
* گلریز، محمدعلی، مینودر یا باب‌الجنة قزوین، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۶۸ش.  
* کتیرایی، محمود، از خشت تا خشت، تهران، ثالث، ۱۳۷۸ش.
* ماسه، هانری، معتقدات و آداب ایرانی، ترجمه مهدی روشن‌ضمیر، تبریز، دانشگاه ملی ایران، ۱۳۵۵ش.  
* کرزبر یاراحمدی، غلام‌حسین، فرهنگ مردم بروجرد، به‌تحقیق علی آنی‌زاده، تهران، طرح آینده، ۱۳۸۸ش.
* میرشکرایی، محمد، «مردم‌شناسی و فرهنگ عامه»، کتاب گیلان، به‌تحقیق ابراهیم اصلاح عربانی، تهران، ۱۳۷۴ش.  
* گلریز، محمدعلی، مینودر یا باب‌الجنة قزوین، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۶۸ش.
* هدایت، صادق، نیرنگستان، تهران، دانش، ۱۳۱۱ش.  
* ماسه، هانری، معتقدات و آداب ایرانی، ترجمه مهدی روشن‌ضمیر، تبریز، دانشگاه ملی ایران، ۱۳۵۵ش.
* میرشکرایی، محمد، «مردم‌شناسی و فرهنگ عامه»، کتاب گیلان، به‌تحقیق ابراهیم اصلاح عربانی، تهران، ۱۳۷۴ش.
* هدایت، صادق، نیرنگستان، تهران، دانش، ۱۳۱۱ش.
* همایونی، صادق، گوشه‌هایی از آداب و رسوم مردم شیراز، شیراز، اداره کل فرهنگ و هنر استان فارس، ۱۳۵۳ش.
* همایونی، صادق، گوشه‌هایی از آداب و رسوم مردم شیراز، شیراز، اداره کل فرهنگ و هنر استان فارس، ۱۳۵۳ش.
{{پایان منابع}}