حانیه کلهر (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «<big>'''پَلاس'''</big>؛ جامة پشمینه و خشن. پلاس، چیزی شبیه به کرباس است که از ریسمان درخت سن بافند و در هندی به آن تات گویند.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/پلاس دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه پلاس]؛ رامپوری، غیاثاللغات، ذیل واژه پلاس.</ref> همچنین بافتهای زبر و درش...» ایجاد کرد |
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) ایجاد لینک داخلی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''پَلاس'''</big>؛ جامة پشمینه و خشن. | <big>'''پَلاس'''</big>؛ جامة پشمینه و خشن. | ||
پلاس، چیزی شبیه به کرباس است که از ریسمان درخت سن بافند و در هندی به آن تات گویند.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/پلاس دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه پلاس]؛ رامپوری، غیاثاللغات، ذیل واژه پلاس.</ref> همچنین بافتهای زبر و درشت است که از موی بز و شتر تهیه میشود.<ref>Huang, Tribes Women of Iran, 2009, P224.</ref> به پلاس، جُل نیز میگویند.<ref>حبیب اصفهانی، فرهنگ پارۀ لغات و تعبیرات دیوان البسه، ۱۳۰۳ق، ص۱۹۸.</ref> مرغوبترین پلاسها، مربوط به مناطق ترکمن صحرا و کلات نادری خراسان است که بافت و نقش مطلوبتری دارند.<ref>یاوری، تجلی نور در هنرهای سنتی ایران، ۱۳۸۴ش، ص۱۳۲؛ جزایری، شناخت گلیم، ۱۳۷۰ش، ص۵۷.</ref> | پلاس، چیزی شبیه به کرباس است که از ریسمان درخت سن بافند و در هندی به آن تات گویند.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/پلاس دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه پلاس]؛ رامپوری، غیاثاللغات، ذیل واژه پلاس.</ref> همچنین بافتهای زبر و درشت است که از موی بز و [[شتر]] تهیه میشود.<ref>Huang, Tribes Women of Iran, 2009, P224.</ref> به پلاس، جُل نیز میگویند.<ref>حبیب اصفهانی، فرهنگ پارۀ لغات و تعبیرات دیوان البسه، ۱۳۰۳ق، ص۱۹۸.</ref> مرغوبترین پلاسها، مربوط به مناطق ترکمن صحرا و کلات نادری خراسان است که بافت و نقش مطلوبتری دارند.<ref>یاوری، تجلی نور در هنرهای سنتی ایران، ۱۳۸۴ش، ص۱۳۲؛ جزایری، شناخت گلیم، ۱۳۷۰ش، ص۵۷.</ref> | ||
==پیشینه== | ==پیشینه== | ||
این بافته، سابقهای طولانی و چند هزار ساله دارد.<ref> Huang, Tribes Women of Iran, 2009, P224.</ref> از پلاس به دلیل زبری، خشونت و زمختی در بافت، جهت اقامة عزا استفاده میشد.<ref>شمیسا، فرهنگ اشارات ادبیات فارسی، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۲۳۸-۲۳۹.</ref> یهودیان از آن بهعنوان لباس توبه استفاده میکردند.<ref>سیار، ترجمه و حاشیه بر کتابهایی از عهد عتیق، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۳، حاشیه ۵.</ref> در برخی منابع کهن، به پوشش پلاس حضرت زکریا اشاره شده است.<ref>نیشابوری، قصص الانبیاء، ۱۳۵۹ش، ص۳۱۸؛ نظامالدین شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۷۳.</ref> پوشیدن این جامة خشن، بهويژه نزد عارفان و درویشان، نشانی از بیتکلفی، سادهزیستی و نفی دنیا و علایق دنیوی بوده است. در کتاب «حدود العالم» (سدة ۴ق) به منطق بافت پلاس اشاره شده است.<ref>حدودالعالم، ۱۳۶۲ش، ص۹۵و۱۰۹و۱۵۹.</ref> | این بافته، سابقهای طولانی و چند هزار ساله دارد.<ref> Huang, Tribes Women of Iran, 2009, P224.</ref> از پلاس به دلیل زبری، خشونت و زمختی در بافت، جهت اقامة عزا استفاده میشد.<ref>شمیسا، فرهنگ اشارات ادبیات فارسی، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۲۳۸-۲۳۹.</ref> یهودیان از آن بهعنوان لباس توبه استفاده میکردند.<ref>سیار، ترجمه و حاشیه بر کتابهایی از عهد عتیق، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۳، حاشیه ۵.</ref> در برخی منابع کهن، به پوشش پلاس حضرت زکریا اشاره شده است.<ref>نیشابوری، قصص الانبیاء، ۱۳۵۹ش، ص۳۱۸؛ نظامالدین شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۷۳.</ref> پوشیدن این جامة خشن، بهويژه نزد عارفان و درویشان، نشانی از بیتکلفی، [[سادهزیستی]] و نفی دنیا و علایق دنیوی بوده است. در کتاب «حدود العالم» (سدة ۴ق) به منطق بافت پلاس اشاره شده است.<ref>حدودالعالم، ۱۳۶۲ش، ص۹۵و۱۰۹و۱۵۹.</ref> | ||
==بافت پلاس== | ==بافت پلاس== | ||
بافت پلاس در غالب نقاط ایران برعهدة خانمها است. در میبد یزد، پلاسبافی با کرباسبافی شباهت دارد.<ref>Bazin, Gilân et Âzarbâyjân oriental cartes et documents ethnographiques, 1982, P72-73؛ عزیزی، بررسی ساختار اقتصادی ـ اجتماعی ایل شاهسون، ۱۳۸۷ش، ص۳۱۹؛ ساعدی، خیاو یا مشکین شهر، ۱۳۵۴ش، ص۱۵۰و۱۵۴.</ref> در این شهر از نخهای ضخیمی با نام «هُری» در بافت پلاس استفاده میشود. <ref>جانباللهی، چهل گفتار در مردمشناسی میبد (دفتر دوم و سوم)، ۱۳۸۵ش، ص۲۴۱.</ref>آنها پلاسها را دارای نقوش راهراه آبی و قرمز میبافتند. امروزه بیشتر از نقوش شطرنجی و چهارخانه استفاده میشود. این نقوش، شبیه به نقوش پتو است و به این دلیل به پلاس، پتو نیز میگویند.<ref>جانباللهی، چهل گفتار در مردمشناسی میبد (دفتر دوم و سوم)، ۱۳۸۵ش، ص۳۸۶. </ref> در استان گیلان، بانوان اغلب در فصل تابستان و در ییلاق به بافت پلاس مشغول میشوند.<ref>Bazin, Gilân et Âzarbâyjân oriental cartes et documents ethnographiques, 1982, P72؛ | بافت پلاس در غالب نقاط ایران برعهدة خانمها است. در میبد یزد، پلاسبافی با کرباسبافی شباهت دارد.<ref>Bazin, Gilân et Âzarbâyjân oriental cartes et documents ethnographiques, 1982, P72-73؛ عزیزی، بررسی ساختار اقتصادی ـ اجتماعی ایل شاهسون، ۱۳۸۷ش، ص۳۱۹؛ ساعدی، خیاو یا مشکین شهر، ۱۳۵۴ش، ص۱۵۰و۱۵۴.</ref> در این شهر از نخهای ضخیمی با نام «هُری» در بافت پلاس استفاده میشود. <ref>جانباللهی، چهل گفتار در مردمشناسی میبد (دفتر دوم و سوم)، ۱۳۸۵ش، ص۲۴۱.</ref>آنها پلاسها را دارای نقوش راهراه آبی و قرمز میبافتند. امروزه بیشتر از نقوش شطرنجی و چهارخانه استفاده میشود. این نقوش، شبیه به نقوش پتو است و به این دلیل به پلاس، پتو نیز میگویند.<ref>جانباللهی، چهل گفتار در مردمشناسی میبد (دفتر دوم و سوم)، ۱۳۸۵ش، ص۳۸۶. </ref> در استان گیلان، بانوان اغلب در فصل تابستان و در ییلاق به بافت پلاس مشغول میشوند.<ref>Bazin, Gilân et Âzarbâyjân oriental cartes et documents ethnographiques, 1982, P72؛ | ||
تهیدست، صنایع دستی گیلان، ۱۳۸۷ش، ص۴۰. | تهیدست، صنایع دستی گیلان، ۱۳۸۷ش، ص۴۰. | ||
</ref> پلاسبافی از صنایع دستی منطقة دشت مغان (در استان اردبیل) است.<ref>خاماچی، فرهنگ جغرافیایی آذربایجان شرقی، ۱۳۷۰ش، ص۴۸۱.</ref> این هنر شباهت بسیاری به گلیمبافی دارد. تفاوت آنها در کاربرد مواد اولیه و ساده و بدون نقش بودن پلاس است. در گذشته در بافت پلاس از الیاف طبیعی و رنگنشده استفاده میشد که به این دلیل معمولا پلاسها تیره بودند.<ref>جانباللهی، چهل گفتار در مردمشناسی میبد (دفتر دوم و سوم)، ۱۳۸۵ش، ص۳۸۶. </ref> مردم عشایر شاهسون استان آذربایجان، پلاس را نوعی جاجیم میدانند.<ref>Bazin, Gilân et Âzarbâyjân oriental cartes et documents ethnographiques, 1982, P72-73؛ عزیزی، بررسی ساختار اقتصادی ـ اجتماعی ایل شاهسون، ۱۳۸۷ش، ص۳۱۹؛ ساعدی، خیاو یا مشکین شهر، ۱۳۵۴ش، ص۱۵۰و۱۵۴.</ref> در برخی مناطق، پلاس دارای نقوش هندسی است.<ref>بداغی، نیاز جان و فرش ترکمن، ۱۳۷۱ش، ص۱۸و۴۹؛ یاوری، تجلی نور در هنرهای سنتی ایران، ۱۳۸۴ش، ص۱۳۲.</ref> مردمان ترکمن معمولا روی پلاس نقش «گل آیدی» ۹ پر میبافند که بسیار برای آنها قداست دارد. آنها این بافتهها را روی تابوت مردگان قرار میدهند.<ref>بداغی، نیاز جان و فرش ترکمن، ۱۳۷۱ش، ص۴۲و۴۹.</ref> مردمان بلوچ، نوعی پلاس میبافند که به آن «سکّه» میگویند. آنها پلاس را از پشم گوسفند یا موی بز با طول ۵/۱ متر و عرض ۱ متر بافته و روی آن صدفکاری و آیینهکاری انجام میدهند. آنها پلاسها را بر روی رختخوابپیچ (پارچهای که رختخوابها داخل آن پیچیده میشود.) پهن میکنند.<ref>ناصری، فرهنگ مردم بلوچ، ۱۳۵۸ش، ص۱۶۰؛ آذرلی، فرهنگ واژگان گویشهای ایران، ۱۳۸۷ش، ص۲۲۵.</ref> عشایر از پلاس برای سقف و دیوارههای چادر خود استفاده میکنند.<ref>لریمر، فرهنگ مردم کرمان، ۱۳۵۳ش، ص۲۱۵.</ref> برخی سیاهچادر را همان پلاس مینامند.<ref>میرشکرایی، «بَلْوَرد، پایگاه ایل بچاقچی»، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۱۰۱؛ فرهادی، «تحلیلی مردمشناختی از نقش و نگار گلیمینه»، ۱۳۷۷ش، ص۳۷؛ مؤیدمحسنی، فرهنگ عامیانۀ سیرجان، ۱۳۸۱ش، ص۵۵.</ref> عشایر سیرجان از نوارهای بلند و باریکی با نام «لَتَف» که بافتهای مویین از موی بز است، پلاس میبافند.<ref>فرهادی، «تحلیلی مردمشناختی از نقش و نگار گلیمینه»، ۱۳۷۷ش، ص۳۷.</ref> عشایر قشقایی، پلاسهایی که برای سقف استفاده میکنند را فشردهتر میبافند تا از ورود باران جلوگیری کند. آنها به پلاسهای دیوارة سیاهچادر «یِلَن» میگویند. قشقاییها نوعی از پلاس را برای زیرانداز و جلوگیری از نفوذ رطوبت و نوعی از پلاس را برای روی مشک میبافند، تا به خنک نگهداشتن آب کمک کند. آنها در فصل سرما حیوانات خود را در محفظهای سنگچین قرار داده و با پلاس روی آنها را میپوشانند.<ref>درداری، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایل بزرگ قشقایی، ۱۳۸۸ش، ص۱۹۲.</ref> | </ref> پلاسبافی از صنایع دستی منطقة دشت مغان (در استان اردبیل) است.<ref>خاماچی، فرهنگ جغرافیایی آذربایجان شرقی، ۱۳۷۰ش، ص۴۸۱.</ref> این هنر شباهت بسیاری به گلیمبافی دارد. تفاوت آنها در کاربرد مواد اولیه و ساده و بدون نقش بودن پلاس است. در گذشته در بافت پلاس از الیاف طبیعی و رنگنشده استفاده میشد که به این دلیل معمولا پلاسها تیره بودند.<ref>جانباللهی، چهل گفتار در مردمشناسی میبد (دفتر دوم و سوم)، ۱۳۸۵ش، ص۳۸۶. </ref> مردم عشایر شاهسون استان آذربایجان، پلاس را نوعی جاجیم میدانند.<ref>Bazin, Gilân et Âzarbâyjân oriental cartes et documents ethnographiques, 1982, P72-73؛ عزیزی، بررسی ساختار اقتصادی ـ اجتماعی ایل شاهسون، ۱۳۸۷ش، ص۳۱۹؛ ساعدی، خیاو یا مشکین شهر، ۱۳۵۴ش، ص۱۵۰و۱۵۴.</ref> در برخی مناطق، پلاس دارای نقوش هندسی است.<ref>بداغی، نیاز جان و فرش ترکمن، ۱۳۷۱ش، ص۱۸و۴۹؛ یاوری، تجلی نور در هنرهای سنتی ایران، ۱۳۸۴ش، ص۱۳۲.</ref> مردمان ترکمن معمولا روی پلاس نقش «گل آیدی» ۹ پر میبافند که بسیار برای آنها قداست دارد. آنها این بافتهها را روی تابوت مردگان قرار میدهند.<ref>بداغی، نیاز جان و فرش ترکمن، ۱۳۷۱ش، ص۴۲و۴۹.</ref> مردمان بلوچ، نوعی پلاس میبافند که به آن «سکّه» میگویند. آنها پلاس را از پشم [[گوسفند]] یا موی بز با طول ۵/۱ متر و عرض ۱ متر بافته و روی آن صدفکاری و آیینهکاری انجام میدهند. آنها پلاسها را بر روی رختخوابپیچ (پارچهای که رختخوابها داخل آن پیچیده میشود.) پهن میکنند.<ref>ناصری، فرهنگ مردم بلوچ، ۱۳۵۸ش، ص۱۶۰؛ آذرلی، فرهنگ واژگان گویشهای ایران، ۱۳۸۷ش، ص۲۲۵.</ref> عشایر از پلاس برای سقف و دیوارههای چادر خود استفاده میکنند.<ref>لریمر، فرهنگ مردم کرمان، ۱۳۵۳ش، ص۲۱۵.</ref> برخی سیاهچادر را همان پلاس مینامند.<ref>میرشکرایی، «بَلْوَرد، پایگاه ایل بچاقچی»، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۱۰۱؛ فرهادی، «تحلیلی مردمشناختی از نقش و نگار گلیمینه»، ۱۳۷۷ش، ص۳۷؛ مؤیدمحسنی، فرهنگ عامیانۀ سیرجان، ۱۳۸۱ش، ص۵۵.</ref> عشایر سیرجان از نوارهای بلند و باریکی با نام «لَتَف» که بافتهای مویین از موی بز است، پلاس میبافند.<ref>فرهادی، «تحلیلی مردمشناختی از نقش و نگار گلیمینه»، ۱۳۷۷ش، ص۳۷.</ref> عشایر قشقایی، پلاسهایی که برای سقف استفاده میکنند را فشردهتر میبافند تا از ورود باران جلوگیری کند. آنها به پلاسهای دیوارة سیاهچادر «یِلَن» میگویند. قشقاییها نوعی از پلاس را برای زیرانداز و جلوگیری از نفوذ رطوبت و نوعی از پلاس را برای روی مشک میبافند، تا به خنک نگهداشتن آب کمک کند. آنها در فصل سرما حیوانات خود را در محفظهای سنگچین قرار داده و با پلاس روی آنها را میپوشانند.<ref>درداری، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایل بزرگ قشقایی، ۱۳۸۸ش، ص۱۹۲.</ref> | ||
==پلاس در فرهنگ مردم== | ==پلاس در فرهنگ مردم== | ||
ترکمنها در شب عروسی، عروس را با شتری به خانة داماد میفرستند که روی آن نوعی پلاس منقوش با نام «آخال» قرار دارد.<ref>معطوفی، تاریخ فرهنگ و هنر ترکمان، ۱۳۸۳ش، ج۳، ص۲۱۳۶. </ref> آنها جهیزیة عروس را نیز در پلاسهای رنگارنگ و منقوش قرار میدهند.<ref>معطوفی، تاریخ فرهنگ و هنر ترکمان، ۱۳۸۳ش، ج۳، ص۲۱۶۸؛ گلی، تاریخ سیاسی و اجتماعی ترکمنها، ۱۳۶۶ش، ص۳۲۱.</ref> در لرستان، مردم به هنگام مرگ فردی، آیین پلاسپوشان برگزار میکنند. آنها در این مراسم، اسب فرد درگذشته را با پلاس میپوشانند.<ref>عسکریعالم، فرهنگ عامۀ لرستان، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۹۴و۱۰۰.</ref> قشقاییهای استان فارس برای غم درگذشت فردی تا یکسال پیراهن سیاه از جنس پلاس میپوشند تا عمق ناراحتی خود را نشان دهند.<ref>کیانی، سیهچادرها (تحقیقی در زندگی مردم ایل قشقایی)، ۱۳۷۱ش، ص۲۶۱-۲۶۲.</ref> در شاهرود، پلاس ارزشمند بوده و نوعی هدیه است که شاگردان به ملّای خود میدادند.<ref>شریعتزاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ص۵۰۹.</ref> مردمان لر کهگیلویه و بویراحمد، خمیر نانهای خود را درون پلاس قرار میدادند تا عمل آید.<ref>لمعه، فرهنگ عامیانۀ عشایر بویراحمدی و کهگیلویه، ۱۳۵۳ش، ص۱۸.</ref> | ترکمنها در شب عروسی، عروس را با شتری به خانة داماد میفرستند که روی آن نوعی پلاس منقوش با نام «آخال» قرار دارد.<ref>معطوفی، تاریخ فرهنگ و هنر ترکمان، ۱۳۸۳ش، ج۳، ص۲۱۳۶. </ref> آنها جهیزیة عروس را نیز در پلاسهای رنگارنگ و منقوش قرار میدهند.<ref>معطوفی، تاریخ فرهنگ و هنر ترکمان، ۱۳۸۳ش، ج۳، ص۲۱۶۸؛ گلی، تاریخ سیاسی و اجتماعی ترکمنها، ۱۳۶۶ش، ص۳۲۱.</ref> در لرستان، مردم به هنگام مرگ فردی، آیین پلاسپوشان برگزار میکنند. آنها در این مراسم، اسب فرد درگذشته را با پلاس میپوشانند.<ref>عسکریعالم، فرهنگ عامۀ لرستان، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۹۴و۱۰۰.</ref> قشقاییهای استان فارس برای غم درگذشت فردی تا یکسال پیراهن سیاه از جنس پلاس میپوشند تا عمق ناراحتی خود را نشان دهند.<ref>کیانی، سیهچادرها (تحقیقی در زندگی مردم ایل قشقایی)، ۱۳۷۱ش، ص۲۶۱-۲۶۲.</ref> در شاهرود، پلاس ارزشمند بوده و نوعی هدیه است که شاگردان به ملّای خود میدادند.<ref>شریعتزاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ص۵۰۹.</ref> مردمان لر کهگیلویه و بویراحمد، خمیر نانهای خود را درون پلاس قرار میدادند تا عمل آید.<ref>لمعه، فرهنگ عامیانۀ عشایر بویراحمدی و کهگیلویه، ۱۳۵۳ش، ص۱۸.</ref> | ||