حانیه کلهر (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «<big>'''فال'''</big>؛ پیش‌گویی بخت و طالع با روش‌های مختلف. فال، به هرچیزی گفته می‌شود که با آن، بخت و اقبال را پیش‌بینی یا پیش‌گویی کنند.<ref>[https://vajehyab.com/amid/فال عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه فال.]</ref> فال واژه‌ای عربی بوده و معادل فارسی آن شُگون است.<ref...» ایجاد کرد
 
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<big>'''فال'''</big>؛ پیش‌گویی بخت و طالع با روش‌های مختلف.
<big>'''فال'''</big>؛ پیش‌گویی بخت و طالع با روش‌های مختلف.


فال، به هرچیزی گفته می‌شود که با آن، بخت و اقبال را پیش‌بینی یا پیش‌گویی کنند.<ref>[https://vajehyab.com/amid/فال عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه فال.]</ref>  فال واژه‌ای عربی بوده و معادل فارسی آن شُگون است.<ref>محمد پادشاه، آنندراج، ذیل واژه فال؛ رامپوری، غیاث اللغات، ذیل واژه فال‌.</ref>  از واژگان معادل آن می‌توان به اغور (آغر)، آغال، طالع و بخت، اختر، عاقبت‌گویی و غیب‌گویی اشاره کرد.<ref>نفیسی، فرهنگ، ذیل واژه اغور؛ [https://vajehyab.com/dehkhoda/اغور-3 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه اغور.]</ref>  فال‌زدن، فال‌دیدن، فال‌گشودن، فال‌گرفتن، فال‌جستن و فال‌برآوردن از واژگان معادل تفال‌زدن هستند.<ref>رامپوری، غیاث اللغات، ذیل واژه فال‌زدن.</ref>  همچنین واژة مُروا به‌معنی فال نیک و مُرغوا به‌معنی فال بد استفاده می‌شود.<ref>[https://vajehyab.com/moein/مروا معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه مروا]؛ [https://vajehyab.com/moein/مرغوا معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه مرغوا.]</ref>   
فال، به هرچیزی گفته می‌شود که با آن، [[بخت]] و اقبال را پیش‌بینی یا پیش‌گویی کنند.<ref>[https://vajehyab.com/amid/فال عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه فال.]</ref>  فال واژه‌ای عربی بوده و معادل فارسی آن شُگون است.<ref>محمد پادشاه، آنندراج، ذیل واژه فال؛ رامپوری، غیاث اللغات، ذیل واژه فال‌.</ref>  از واژگان معادل آن می‌توان به اغور (آغر)، آغال، طالع و بخت، اختر، عاقبت‌گویی و غیب‌گویی اشاره کرد.<ref>نفیسی، فرهنگ، ذیل واژه اغور؛ [https://vajehyab.com/dehkhoda/اغور-3 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه اغور.]</ref>  فال‌زدن، فال‌دیدن، فال‌گشودن، فال‌گرفتن، فال‌جستن و فال‌برآوردن از واژگان معادل تفال‌زدن هستند.<ref>رامپوری، غیاث اللغات، ذیل واژه فال‌زدن.</ref>  همچنین واژة مُروا به‌معنی فال نیک و مُرغوا به‌معنی فال بد استفاده می‌شود.<ref>[https://vajehyab.com/moein/مروا معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه مروا]؛ [https://vajehyab.com/moein/مرغوا معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه مرغوا.]</ref>   
==پیشینه==
==پیشینه==
از دیرباز، مردم از روی نشانه و علائمی متوجه پیروزی یا شکست خود در رویدادها می‌شدند؛ به‌طور مثال آن‌ها با دیدن عقاب به عقوبت و با دیدن هدهد به هدایت، تفأل می‌زدند.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/طیرة-3 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه طیره.] </ref>  در شاهنامه آمده است که خسروپرویز زمانی‌که در زندان پسر خود بود، میوة درشتی از دست او افتاد و روی زمین غلط خورد. او آن را به فال بد گرفته و تفال زد که تاج و تخت ساسانیان از بین می‌رود.<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۸۶ش، ج۸، ص۳۲۳-۳۳۱.</ref>  همچنین در بخشی دیگر از شاهنامه آمده است که هم‌زمانی تولد اسکندر و کره‌اسب فیلقوس به فال نیک گرفته شد.<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۸۶ش، ج۵، ص۵۲۴-۵۲۵.</ref>  در تاریخ بلعمی نوشته شده است که ایرانیان اگر هنگام خواندن نماز شب صدای خروسی را بشنوند، آن را به فال بد گرفته و خروس را ذبح می‌کنند.<ref>بلعمی، تاریخ‌نامۀ طبری، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۸۱.</ref>  در شرف‌نامه (سدة ۶ قمری) آمده است که اسکندر در دوراهی جنگ یا صلح با دارا بود. او روزی دو کبک را دید که با یکدیگر در حال جنگ هستند. او یکی از کبک‌ها را به نام خود و دیگری را به نام دارا کرد. کبک اسکندر پیروز شده اما عقابی آن را شکار کرد. اسکندر این ماجرا را به مرگ خود تفال زد.<ref>نظامی، خمسه، ۱۳۸۳ش، ص۷۶۸-۷۷۰.</ref>  در کتب نوروزنامه و رسالة قشیریه (سدة ۵ قمری)<ref>نوروزنامه، ۱۳۱۲ش، ص۳۰.</ref>  نیز دربارة فال مطالبی بیان شده است.<ref>ترجمه رساله قشیریه، ۱۳۴۵ش، ص۲۴۵.</ref>   
از دیرباز، مردم از روی نشانه و علائمی متوجه پیروزی یا شکست خود در رویدادها می‌شدند؛ به‌طور مثال آن‌ها با دیدن عقاب به عقوبت و با دیدن هدهد به هدایت، تفأل می‌زدند.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/طیرة-3 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه طیره.] </ref>  در شاهنامه آمده است که خسروپرویز زمانی‌که در زندان پسر خود بود، میوة درشتی از دست او افتاد و روی زمین غلط خورد. او آن را به فال بد گرفته و تفال زد که تاج و تخت ساسانیان از بین می‌رود.<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۸۶ش، ج۸، ص۳۲۳-۳۳۱.</ref>  همچنین در بخشی دیگر از شاهنامه آمده است که هم‌زمانی تولد اسکندر و کره‌اسب فیلقوس به فال نیک گرفته شد.<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۸۶ش، ج۵، ص۵۲۴-۵۲۵.</ref>  در تاریخ بلعمی نوشته شده است که ایرانیان اگر هنگام خواندن نماز شب صدای خروسی را بشنوند، آن را به فال بد گرفته و خروس را ذبح می‌کنند.<ref>بلعمی، تاریخ‌نامۀ طبری، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۸۱.</ref>  در شرف‌نامه (سدة ۶ قمری) آمده است که اسکندر در دوراهی جنگ یا صلح با دارا بود. او روزی دو کبک را دید که با یکدیگر در حال جنگ هستند. او یکی از کبک‌ها را به نام خود و دیگری را به نام دارا کرد. کبک اسکندر پیروز شده اما عقابی آن را شکار کرد. اسکندر این ماجرا را به مرگ خود تفال زد.<ref>نظامی، خمسه، ۱۳۸۳ش، ص۷۶۸-۷۷۰.</ref>  در کتب نوروزنامه و رسالة قشیریه (سدة ۵ قمری)<ref>نوروزنامه، ۱۳۱۲ش، ص۳۰.</ref>  نیز دربارة فال مطالبی بیان شده است.<ref>ترجمه رساله قشیریه، ۱۳۴۵ش، ص۲۴۵.</ref>   
==انواع فال==
==انواع فال==
به‌طور کلی سه نوع فال وجود دارد. فال طبیعی، نفسی و فلکی. نمونه‌ای از فال طبیعی این‌گونه است که فرد با دیدن خرگوشی در راه، فال نیک یا بد می‌زند. فال نفسانی به این معنی است که فرد، خوابی دیده و آن را به نیکی یا بدی برداشت می‌کند. فال فلکی، به‌معنی برداشت نیک یا بد از حرکات ستارگان است.<ref>ملطیوی، روضة العقول، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۴۹۱.</ref>  برخی معتقدند دو نوع فال وجود دارد. فال بر اساس قوانین مثبت علمی مانند رمل، اسطرلاب و جفر. نوع دیگر آن، فال‌گیری با وسایل مختلف مانند کوزه<ref>نصیب، «جلوه‌های فال‌بینی در فرهنگ مردم»، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۰.</ref>  و نخود است.<ref>ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ۱۳۵۵ش، ج۱، ص۴۴۲.</ref>  رایج‌ترین نوع فال، تفال‌زدن به قرآن است.<ref>مجدی، زینت المجالس، ۱۳۶۲ش، ص۶۹۷.</ref>  «فال طغرا» به این معنی است که فرد قرآن را می‌گشاید؛ اگر ابتدای صفحه بسم‌الله یا اسم الهی باشد فال نیک و اگر نباشد فال بد است.<ref>محمد پادشاه، آنندراج، ذیل واژه طغرا.</ref>  در روایتی آمده است که تفأل به نیکی، موجب رسیدن به آن می‌شود.<ref>[http://lib.eshia.ir/11023/3/2348/تفأل ری شهری، میزان الحکمة، ۱۳۸۴ش، ج۳، ص۲۳۴۸.]</ref>  همچنین در روایات، تفال‌زدن به قرآن نهی شده است.<ref>[http://lib.eshia.ir/11025/6/233/تتفأل حر عاملی، وَسائلِ الشیعَة إلی تَحْصیلِ مَسائلِ الشَّریعَة، ۱۴۱۴ق، ج۶، ص۲۳۳.] </ref>  فال زدن به مثنوی، دیوان حافظ، سعدی و رباعیات ابوسعید ابوالخیر نیز در میان مردم دیده می‌شود.<ref>ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ۱۳۵۵ش، ج۱، ص۴۴۳.</ref>  نوع دیگر فال، فال گوش است. زنان در قدیم، کلیدی را زیر پا قرار داده و فال‌گوش می‌ایستادند. آن‌ها نخستین حرفی که از رهگذران می‌شنیدند به فال نیک یا بد می‌گرفتند.<ref>ذوالفقاری، باورهای عامیانۀ مردم ایران، ۱۳۹۴ش، ص۸۵۹.</ref>  برخی با سنگ به پرندگان می‌زدند؛ اگر پرنده از سمت راست پرواز می‌کرد فال نیک و اگر از سمت چپ پرواز می‌کرد فال بد بود.<ref>ابن‌خلدون، مقدمه، ۱۳۳۶ش، ج۱، ص۲۱۸، حاشیه ۲.</ref>  در تنکابن، جوانان کفشدوزکی را در دست گرفته و به او می‌گفتند :زن‌بر، برای من زن بگیر. حشره به هرسویی پرواز می‌کرد آن‌ها برای خوستگاری می‌رفتند.<ref>خلعتبری لیماکی، فال و استخاره در فرهنگ عامه، ۱۳۹۰ش، ص۸۲-۸۳.</ref>  برخی از طریق چیدن نخود و جابه‌جا کردن آن فال می‌گرفتند.<ref>ثواقب، دریاچۀ پریشان و فرهنگ منطقۀ فامور، ۱۳۸۶ش، ص۴۴۵.</ref>
به‌طور کلی سه نوع فال وجود دارد. فال طبیعی، نفسی و فلکی. نمونه‌ای از فال طبیعی این‌گونه است که فرد با دیدن خرگوشی در راه، فال نیک یا بد می‌زند. فال نفسانی به این معنی است که فرد، خوابی دیده و آن را به نیکی یا بدی برداشت می‌کند. فال فلکی، به‌معنی برداشت نیک یا بد از حرکات ستارگان است.<ref>ملطیوی، روضة العقول، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۴۹۱.</ref>  برخی معتقدند دو نوع فال وجود دارد. فال بر اساس قوانین مثبت علمی مانند رمل، اسطرلاب و جفر. نوع دیگر آن، فال‌گیری با وسایل مختلف مانند کوزه<ref>نصیب، «جلوه‌های فال‌بینی در فرهنگ مردم»، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۰.</ref>  و نخود است.<ref>ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ۱۳۵۵ش، ج۱، ص۴۴۲.</ref>  رایج‌ترین نوع فال، تفال‌زدن به قرآن است.<ref>مجدی، زینت المجالس، ۱۳۶۲ش، ص۶۹۷.</ref>  «فال طغرا» به این معنی است که فرد قرآن را می‌گشاید؛ اگر ابتدای صفحه بسم‌الله یا اسم الهی باشد فال نیک و اگر نباشد فال بد است.<ref>محمد پادشاه، آنندراج، ذیل واژه طغرا.</ref>  در روایتی آمده است که تفأل به نیکی، موجب رسیدن به آن می‌شود.<ref>[http://lib.eshia.ir/11023/3/2348/تفأل ری شهری، میزان الحکمة، ۱۳۸۴ش، ج۳، ص۲۳۴۸.]</ref>  همچنین در روایات، تفال‌زدن به قرآن نهی شده است.<ref>[http://lib.eshia.ir/11025/6/233/تتفأل حر عاملی، وَسائلِ الشیعَة إلی تَحْصیلِ مَسائلِ الشَّریعَة، ۱۴۱۴ق، ج۶، ص۲۳۳.] </ref>  فال زدن به مثنوی، [[دیوان حافظ]]، [[سعدی]] و رباعیات [[ابوسعید ابوالخیر]] نیز در میان مردم دیده می‌شود.<ref>ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ۱۳۵۵ش، ج۱، ص۴۴۳.</ref>  نوع دیگر فال، فال گوش است. زنان در قدیم، کلیدی را زیر پا قرار داده و فال‌گوش می‌ایستادند. آن‌ها نخستین حرفی که از رهگذران می‌شنیدند به فال نیک یا بد می‌گرفتند.<ref>ذوالفقاری، باورهای عامیانۀ مردم ایران، ۱۳۹۴ش، ص۸۵۹.</ref>  برخی با سنگ به پرندگان می‌زدند؛ اگر پرنده از سمت راست پرواز می‌کرد فال نیک و اگر از سمت چپ پرواز می‌کرد فال بد بود.<ref>ابن‌خلدون، مقدمه، ۱۳۳۶ش، ج۱، ص۲۱۸، حاشیه ۲.</ref>  در تنکابن، جوانان کفشدوزکی را در دست گرفته و به او می‌گفتند :زن‌بر، برای من زن بگیر. حشره به هرسویی پرواز می‌کرد آن‌ها برای خوستگاری می‌رفتند.<ref>خلعتبری لیماکی، فال و استخاره در فرهنگ عامه، ۱۳۹۰ش، ص۸۲-۸۳.</ref>  برخی از طریق چیدن نخود و جابه‌جا کردن آن فال می‌گرفتند.<ref>ثواقب، دریاچۀ پریشان و فرهنگ منطقۀ فامور، ۱۳۸۶ش، ص۴۴۵.</ref>
 
==فال در مثل‌های فارسی==
==فال در مثل‌های فارسی==
ردپای فال در مثل‌های فارسی نیز دیده می‌شود. «هم فاله هم تماشا»، «ز دزد آن‌چه ماند، برد فال‌گیر»،<ref>ذوالفقاری، باورهای عامیانۀ مردم ایران، ۱۳۹۴ش، ج۲، ص۱۱۲۱.</ref>  «الهی فال زینب راست باشد»،<ref>دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۲۳۲.</ref>  «کار گیتی همه بر فال نهاده است خدای».<ref>دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۱۱۸۰. </ref>  
ردپای فال در مثل‌های فارسی نیز دیده می‌شود. «هم فاله هم تماشا»، «ز دزد آن‌چه ماند، برد فال‌گیر»،<ref>ذوالفقاری، باورهای عامیانۀ مردم ایران، ۱۳۹۴ش، ج۲، ص۱۱۲۱.</ref>  «الهی فال زینب راست باشد»،<ref>دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۲۳۲.</ref>  «کار گیتی همه بر فال نهاده است خدای».<ref>دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۱۱۸۰. </ref>  
برگرفته از «https://iranpedia.net/wiki/فال»