حذف ردهها |
علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''بلوغ دختران'''؛ آغاز تکالیف دختران در برابر خداوند. | '''بلوغ دختران'''؛ آغاز تکالیف دختران در برابر خداوند. | ||
بلوغ دختران، مرحلهای از رشد دختران است که مکلف به انجام واجبات و ترک محرمات میشوند. احتلام، روییدن مو بر روی عورت، حامله شدن، دیدن خون حیض و رسیدن به سن تکلیف، پنج | بلوغ دختران، مرحلهای از رشد دختران است که مکلف به انجام واجبات و ترک محرمات میشوند. احتلام، روییدن مو بر روی عورت، حامله شدن، دیدن خون حیض و رسیدن به سن تکلیف، پنج نشانهٔ بلوغ دختران است. فقیهان، نُهسالگی را سن بلوغ دختران دانستهاند و آن را اجماعی میدانند. اما برخی، بلوغ دختران را در سیزدهسالگی دانستهاند. عدهای، حیض را ملاک اصلی بلوغ میدانند و سن را ملاک اصلی برنمیشمارند. برخی نیز معتقدند سن بلوغ دربارهٔ تکالیف مختلف، متفاوت است و سیزده سالگی را برای روزه، دهسالگی را برای وصیت و امثال آن، و نهسالگی را برای اجرای حدود معتبر میدانند. | ||
==مفهومشناسی== | |||
بلوغ، در لغت بهمعنای رسیدن است <ref>صادقی تهرانی، فقه گویا، 1383ش، ص51؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص17.</ref> و در اصطلاح، مرحلهای از رشد انسان است که از کودکی (صَباوت) خارج | == مفهومشناسی == | ||
== | بلوغ، در لغت بهمعنای رسیدن است<ref>صادقی تهرانی، فقه گویا، 1383ش، ص51؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص17.</ref> و در اصطلاح، مرحلهای از رشد انسان است که از کودکی (صَباوت) خارج شده<ref>موسسة دایرة المعارف الفقه الإسلامی، موسوعة الفقه الاسلامی، ۲۰۱۱م، ج۲۱، ص۱۸۰.</ref> و مُلزَم به انجام واجبات و ترک محرمات میشود.<ref>احمری، «علائم بلوغ و رشد در فقه اسلام»، 1384ش، ص۱۳۹.</ref> یا از مرحلهٔ فریب خوردن (صَبوَه)، فاصله گرفته و به رشد عقلی میرسد.<ref>سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص96-97.</ref> | ||
در قرآن، سن خاصی بهعنوان | |||
==نشانههای بلوغ دختران== | == در اسلام == | ||
در فقه اسلامی، پنج | === در قرآن === | ||
==سن بلوغ در دختران== | در قرآن، سن خاصی بهعنوان نشانهٔ بلوغ بیان نشده است،<ref>[http://majmaqom.ir/مقالات/فقهی/2015-06-13-17-42-06-629 فاضل میبدی، «بلوغ از دیدگاه فقهی و کارشناسی»، وبسایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم.]</ref> اما از تعابیر «رشد»، «بلوغ النکاح»،<ref>سوره نساء، آیه6.</ref> «بلوغ الحُلُم»<ref>سوره نور، آیه58 و 59.</ref> و «بلوغ الأشُدّ»<ref>سوره أنعام، آیه152؛ سوره حج، آیه5؛ سوره غافر، آیه67؛ سوره أحقاف، آیه15؛ سوره یوسف، آیه22؛ سوره قصص، آیه14.</ref>استفاده شده است، که به دادن مال یتیم، به او و اجازه گرفتن [[کودک|کودکان]]، هنگام ورود به اتاق پدر و مادر، اشاره دارد. با این حال، مفسران از اشارههای قرآن به رشد و جنبشدن، سن دقیقی برای بلوغ بهدست نیاوردهاند.<ref>جناتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، 1374ش، ص۴۲؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص18 و 28 و 36.</ref> | ||
بسیاری از فقها سن را از نشانههای اصلی بلوغ و ملاک آن را، سال قمری دانستهاند. <ref>موسسة دایرة معارف الفقه | |||
=== نشانههای بلوغ دختران در فقه اسلامی === | |||
در فقه اسلامی، پنج نشانه برای بلوغ دختران بیان شده است: احتلام؛ خروج منی از زن،<ref>محقق حلی، مختصر النافع، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۴۰؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص19.</ref> روییدن مو بر روی عورت،<ref>سبحانی، البلوغ، قم، 1376ش، ص۱۷.</ref> حامله شدن،<ref>طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۲۸۲.</ref> قاعدگی و دیدن خون حیض<ref>جناتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، 1374ش، ص۴۲.</ref> و سن. در روایات، از سنین ۷، ۹، ۱۰، ۱۳ و ۱۴ سالگی بهعنوان ملاک بلوغ دختران، یاد شده است.<ref>نورمفیدی، بلوغ دختران، ۱۳۸۲ش، ص۱۵۴.</ref> شافعی و احمد بن حنبل نیز پنج نشانه برای بلوغ دختران ذکر کردهاند: احتلام، روییدن موی خشن بر روی عورت، حیض، بارداری و اگر هیچیک از این نشانهها نبود، دختران مثل پسران، با اتمام پانزدهسال قمری بالغ میشوند.<ref>طوسی، الخلاف، 1407ق، ج3، ص382-383؛ حِلّی، تذکرة الفقهاء، 1414ق، ج14، ص197؛ المنهاجی أسیوطی، جواهر العقود، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۱۳۳؛ مهریزی، «بلوغ دختران»، 1372ش، ص285؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص150-151؛ جزایری، الفقه علی المذاهب الأربعة، ج2، بیتا، ص35.</ref> | |||
==== سن بلوغ در دختران ==== | |||
بر حسب مجموعه ای از روایات که مشهور فقهای شیعه بر طبق آنها [[فتوا]] دادهاند، با قطع نظر از سایر [[علائم بلوغ]]، از نظر سنی، پسران در پانزده سالگی<ref>. وسائل الشیعه؛ ج1، باب 4 از ابواب مقدمة العبادات، ص30، ح2 و ج14، باب 6 از ابواب عقد النکاح، ص209، ح9.</ref> و دختران در نه سالگی<ref>. همانجا؛ همان؛ ج13، باب 44 و 45 از احکام الوصایا، ص431، ح12 و ص433، ح4 و ج14، باب 45 از ابواب مقدمات النکاح، ص72، ح10 و باب 12 از ابواب المتعه، ص461، ح2 و ج18، باب 28 از ابواب حدّ السرقة، ص526، ح13.</ref> به بلوغ میرسند. در برخی روایات، سن سیزده سال برای بلوغ پسران یا بلوغ هر دو جنس تعیین شده است.<ref>. همان؛ ج1، ص32، ح12 و ج13، ص430ـ431.</ref> در روایات دیگری نیز از سنین شش، هفت، هشت، ده و دوازده سالگی سخن به میان آمده که یا مربوط به احکام خاص یا ناظر به جنبههای استحبابی و غیر الزامی اند.<ref>. همان؛ ج1، ص30 و ج3، ص12 و ج13، ص321ـ322 و 428ـ430 و ج18، ص525 ـ526.</ref> در مورد نشانههای دیگر بلوغ (احتلام، اِنبات و حیض یا قاعدگی) نیز روایاتی وارد شده و به ویژه بر طبق چند روایت، تکالیف دختران (بهطور خاص، نماز، روزه، حج و حجاب) منوط به نخستین قاعدگی است<ref>. همان؛ ج1، ص32 و ج3، ص294ـ297 و ج7، ص169 و ج8، ص30.</ref> که فقها این روایات را توجیه کرده و ملاک توجه تکالیف به دختران را همان سن نه سالگی دانستهاند.<ref>. از جمله، ر.ک. المقدس الاردبیلی؛ مجمع الفائدة والبرهان؛ ج6، ص52 ; النجفی؛ جواهر الکلام؛ ج26، ص43ـ44.</ref> بسیاری از فقها سن را از نشانههای اصلی بلوغ و ملاک آن را، سال قمری دانستهاند.<ref>موسسة دایرة معارف الفقه الإسلامی، موسوعة الفقه الاسلامی، ۲۰۱۱م، ج۲۱، ص۲۱۰.</ref> ولی برخی محققان، ملاکبودن سن را در بلوغ، زیر سؤال بردهاند،<ref>مرعشی، «تحقیقی دربارهٔ سن بلوغ»، 1371ش، ص۶۷.</ref> زیرا در قرآن، رشد عقلی، آمادگی ازدواج و قوت جسمی،<ref>فیض کاشانی، الوافی، 1406ق، ج15، ص301؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص107.</ref> بدون تفکیک بین پسر و دختر، در بلوغ، مطرح شده است.<ref>سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص34، 46، 88 و 89.</ref> تا پیش از شیخ طوسی، فقیهانی همچون شیخ مفید در «مُقنِعة» و «أحکام النساء»، سیدمرتضی و ابوالصلاح حلبی، ملاک بلوغ دختران را ۹سالگی او نمیدانستند.<ref>سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص161.</ref> | |||
نظر مشهور فقها بر پیش فرض مهمی استوار است و آن، عدم تفکیک میان سن بلوغ حقوقی و سن بلوغ عبادی است، تا آنجا که صاحب جواهر (رحمه الله) در مقام رد نظر فیض کاشانی (رحمه الله) که قائل به تفکیک شده، این پیش فرض را مورد اجماع همه فقهای شیعه، بلکه فقهای اسلام دانسته است.<ref>. همان؛ ج26، ص41.</ref> ولی گذشته از اینکه ظاهر روایات چنین پیش فرضی را تأیید نمیکند، در آرای فقها نیز به موارد نقض برمیخوریم؛ برای نمونه، شیخ صدوق (رحمه الله) با وجود آنکه بر طبق روایاتِ متضمن بلوغ دختر در نه سالگی فتوا میدهد،<ref>. الصدوق؛ من لایحضره الفقیه؛ ج4، ص221.</ref> ملاک وجوب روزه بر دختر را قاعدگی دانسته، روزه گرفتن دختر پیش از قاعدگی را تمرینی قلمداد میکند<ref>. عبارت وی چنین است: «وجوب الصوم علیهما بعد الاحتلام والحیض و ما قبل ذلک تأدیب» (همان؛ ج2، ص122).</ref> و مرحومْ صاحب حدائق نیز در مورد بلوغ پسر این تفکیک را پذیرفته است، به این صورت که روایات پانزده سالگی را مربوط به بلوغ حقوقی و روایات سیزده یا چهارده سالگی را مربوط به بلوغ عبادی دانسته است.<ref>. البحرانی؛ الحدایق الناضرة؛ ج13، ص185.</ref> با این توضیح، بحث را دربارهٔ سن بلوغ حقوقی دختر و پسر پی میگیریم. | |||
فقهای شیعه در مورد سن بلوغ، نظرات مختلفی دارند: | فقهای شیعه در مورد سن بلوغ، نظرات مختلفی دارند: | ||
۹سالگی؛ برخی فقیهان شیعه، روایات ۹سالگی را مشهور<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۶، ص۳۸.</ref> و بعضی، بدون مخالف<ref>ابنادریس حلّی، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۶۷.</ref> دانستهاند. روایات بسیاری (۲۶ روایت<ref>آلراضی، «سن البلوغ فی المرأة»، 1417ق، ص93؛ سبحانی، البلوغ، 1376ش، ص68-69؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص136.</ref>)، بلوغ دختر را نهسالگی ذکر کردهاند،<ref>آلراضی، «سن البلوغ فی المرأة»، 1417ق، ص۸۵ – ۹۳؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دخترا، 1401ش، ص95.</ref> از جمله، در روایاتی از امام باقر و امام صادق، دختر پس از ۹سالگی حکم یتیم ندارد و میتواند ازدواج کند و حدود الهی دربارهٔ او اجرا میشود.<ref>کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۴۶۳ و ج۷، ص۱۹۸؛ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۴۲۱؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص93-94 و 106.</ref> البته اگر توانایی انجام برخی تکالیف، نظیر روزه را نداشته باشد، بر او واجب نیست.<ref>نجفی (کاشف الغطاء)، أنوار الفقاهة (کتاب الصیام)، ۱۴۲۲ق، ص۴۴؛ صادقی تهرانی، فقه گویا، 1382ش، ص52.</ref> به اعتقاد برخی فقیهان، سند روایات بلوغ در ۹سالگی دارای اشکال بوده و این روایات بر خلاف قاعدهٔ سهولت در دین، بار سنگین تکالیف و احکام و اجرای حدود کامل را بر دوش دختران ۹ساله قرار داده است، در حالی که آن دختران، ضعیف، ناتوان و فاقد رشد بدنی و قابلیت ازدواج هستند.<ref>صانعی، بلوغ دختران (فقه و زندگی۷)، ۱۳۸۵ش، ص۲۱–۲۲ و 35.</ref> برخی نیز، این روایات را در تعارض با دیگر روایات دانسته و در نتیجه، حمل بر استحباب کردهاند.<ref>قندهاری، الفقه و مسائل طبیة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۰۴.</ref> بعضی نیز این روایات را مربوط به محیط خاصی دانستهاند که در آنها بلوغ زودرس بوده و دختران در آن سن، حق ازدواج داشتهاند.<ref>[http://majmaqom.ir/مقالات/فقهی/2015-06-13-17-42-06-629 فاضل میبدی، «بلوغ از دیدگاه فقهی و کارشناسی»، وبسایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم.]</ref> | |||
دهسالگی؛ شیخ طوسی و ابنحمزه، قایل به این مبنا بودهاند. <ref>طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۲۶۶؛ | دهسالگی؛ شیخ طوسی و ابنحمزه، قایل به این مبنا بودهاند.<ref>طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۲۶۶؛ ابنحمزه طوسی، الوسیلة إلی نیل الفضیلة، ۱۴۰۸ق، ص۱۳۷.</ref> | ||
سیزدهسالگی؛ برخی فقیهان، با اشاره به آیات قرآن و قواعدی مانند | سیزدهسالگی؛ برخی فقیهان، با اشاره به آیات قرآن و قواعدی مانند قاعدهٔ رفعِ قلم، به روایت عمار ساباطی از امام صادق،<ref>طوسی، تهذیب الأحکام، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۸۱.</ref> استناد کردهاند که سن بلوغ دختران را سیزدهسالگی دانسته و معتقد است نماز و تکلیف در این سن بر او واجب میشود، مگر اینکه قبل از آن، حیض ببیند<ref>[https://www.hawzahnews.com/news/959672/%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%86-%D8%AA%DA% صانعی، بلوغ دختران (فقه و زندگی ۷)، ۱۳۸۵ش، فصل دوم؛ «تغییر فتوای یکی از مراجع تقلید درباره سن تکلیف دختران»، خبرگزاری رسمی حوزه.]</ref> یا سایر علایم بلوغ در آنها پیدا شود.<ref>[https://www.hawzahnews.com/news/959672/%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%86-%D8%AA%DA% «تغییر فتوای یکی از مراجع تقلید درباره سن تکلیف دختران»، خبرگزاری رسمی حوزه.]</ref> | ||
قول به تفصیل؛ فیض کاشانی معتقد است که سن بلوغ نسبت به تکالیف مختلف، متفاوت است. <ref>سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص11.</ref> او برای روزه، سیزدهسالگی را معتبر میداند، <ref>فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، 1401ق، ج۱، ص۱۴؛ فیض کاشانی، معتصم الشیعة فی أحکام الشریعة، 1429ق، ج1، ص63.</ref>مگر آنکه قبل از آن حیض دیده باشد. وصیت و امثال | قول به تفصیل؛ فیض کاشانی معتقد است که سن بلوغ نسبت به تکالیف مختلف، متفاوت است.<ref>سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص11.</ref> او برای روزه، سیزدهسالگی را معتبر میداند،<ref>فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، 1401ق، ج۱، ص۱۴؛ فیض کاشانی، معتصم الشیعة فی أحکام الشریعة، 1429ق، ج1، ص63.</ref>مگر آنکه قبل از آن حیض دیده باشد. وصیت و امثال آن را در دهسالگی، و حدود را زمانی که دختر ۹سالگی را تمام کرده باشد، معتبر میداند. صادقی تهرانی نیز، نماز و مانند آن، از تکالیف عقلانی را از آغاز دهسالگی و روزهداری را از سیزدهسالگی در دختران معتبر میداند.<ref>صادقی تهرانی، فقه گویا، 1383ش، ص52.</ref> | ||
برخی محققان معتقدند، سن، | برخی محققان معتقدند، سن، نشانهٔ شرعی بر بلوغ دختران نیست، بلکه معیار در بلوغ آنان، قاعدگی است، زیرا اگر ۹سالگی را معیار بلوغ بدانیم، نمیتواند مبنای تمام تکالیف باشد، زیرا در این صورت، با ادلهٔ دیگرِ بلوغ در سیزدهسالگی معارضه خواهد داشت.<ref>مهریزی، «بلوغ دختران»، 1372ش، ص۲۸۷؛ مهریزی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، 1390ش، ص431.</ref> سروش محلاتی نیز معتقد است حتی در صورت تعارض روایات و مراجعه به ترجیح، چه از باب موافقت با آیات قرآن، و چه از باب مخالفت با عامّه، ترجیح با ۱۳سالگی است.<ref>سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص154.</ref> جناتی پس از بررسی احادیث، اینگونه نتیجه میگیرد که سن، بهعنوان امر کلی، نشانهٔ بلوغ دختران قرار داده نشده و ذکر سنین مختلف در روایات، بهدلیل اختلاف محیط زندگی، اوضاع جغرافیایی، عوامل ژنتیکی و فیزیکی و نوع تغذیه آنها است.<ref>جناتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، 1374ش، ص۴۲.</ref> | ||
==حیض، ملاک اصلی بلوغ== | ==== حیض، ملاک اصلی بلوغ ==== | ||
فقها، حیض را از نشانههای بلوغ دانستهاند، یعنی دختر زمانی که به سن قاعدگی برسد، باید نماز بخواند، روزه بگیرد و سر خود را بپوشاند. <ref>کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۵۳۳؛ طوسی، تهذیب الأحکام، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۲۸۱.</ref> شهید ثانی حیض را تنها در مواردی که سن مشخص نباشد، | فقها، حیض را از نشانههای بلوغ دانستهاند، یعنی دختر زمانی که به سن قاعدگی برسد، باید نماز بخواند، روزه بگیرد و سر خود را بپوشاند.<ref>کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۵۳۳؛ طوسی، تهذیب الأحکام، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۲۸۱.</ref> شهید ثانی حیض را تنها در مواردی که سن مشخص نباشد، نشانهٔ بلوغ میداند.<ref>شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۵۷.</ref> شیخ انصاری نیز معتقد است، حیض دلیلی مستقل بر بلوغ نیست، بلکه تنها میتواند کاشف از سن باشد و نشانهٔ بلوغ، تنها، سنّ است.<ref>شیخ انصاری، کتاب الطهارة، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۳۶–۱۳۷.</ref> اما شیخ صدوق در «المُقنِع» و «مَن لایحضُرُه الفقیه» معتقد است، بلوغ زن، به قاعدگی است.<ref>صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۲؛ سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص11، 159-160.</ref> بنابراین، ملاک بلوغ، حیض است و سن، ملاک مستقل بهشمار نمیرود.<ref>سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص169.</ref> | ||
محمدهادی معرفت از روایت امام صادق که بلوغ دختر در نهسالگی را متوقف بر دیدن حیض کرده | محمدهادی معرفت از روایت امام صادق که بلوغ دختر در نهسالگی را متوقف بر دیدن حیض کرده است،<ref>کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۶۹.</ref> نتیجه میگیرد که دختران آن زمان در نهسالگی حیض میدیدند و این روایت، بر تمام روایات نهسالگی حاکم است و آنها را تفسیر میکند.<ref>معرفت، بلوغ دختران، ۱۳۷۸ش، ص۱۷۳.</ref> محمدآصف محسنی قندهاری، بلوغ دختران را به دیدن خون حیض یا استعداد برای ازدواج دانسته است که این نشانهها، تا زمان رسیدن به سیزدهسالگی معتبر است.<ref>قندهاری، الفقه و مسائل طبیة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۰۵.</ref> جناتی معتقد است حیض در دختران بهمنزله منی در پسران است و معیار بلوغ دختران، عادت ماهانه است، نه رسیدن به ۹سالگی.<ref>جناتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، 1374ش، ص۴۲؛ مهریزی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، 1390ش، ص431.</ref> سروش محلاتی نیز معتقد است، قرآن، حیض، احتلام و نکاح را ملاک بلوغ دختران میداند، که با ۹سالگی محقق نمیشود، اما با ۱۳سالگی منطبق است.<ref>سروش محلاتی، بلوغ دینی دختران، 1401ش، ص115 و 117.</ref> | ||
==پانویس== | |||
== بلوغ حقوقی دختران == | |||
به نظر میرسد نتیجه تأمل کافی در روایات مسئله، پذیرش نظر اصلاح شده مشهور فقها خواهد بود. برای بیان این مطلب در گام نخست، دلیل پذیرش نظر مشهور فقها را که قائل به بلوغ دختر در نه سالگی و بلوغ پسر در پانزده سالگی اند، مطرح میکنیم و سپس دلیل نیاز این نظر به اصلاح را بررسی خواهیم کرد. | |||
دربارهٔ قسمت اول، از روایات متعدد به دست میآید که اسلامْ سن بلوغ حقوقی را برای دختر، پایان نه سالگی قمری و برای پسر در صورت فقدان نشانههای دیگر، پایان پانزده سالگی قمری قرار داده است. البته سند این روایات، خالی از مناقشه نیست و مشکل تعارض روایات نیز وجود دارد، ولی با توجه به امکان تصحیح سند برخی از این روایات بنابر بعضی مبانی رجالی و نیز با در نظر گرفتن فراوانی این روایات، به گونه ای که اطمینان به صدور دست کم برخی از آنها از معصوم (علیه السلام) حاصل میشود، اعتبار این روایات به اثبات میرسد. این در حالی است که هیچ روایتی وجود ندارد که بتوان نظر مشهور را با استناد به آن رد کرد؛ زیرا روایت عبدالله بن سنان که به چند سند نقل شده<ref>. وسائل الشیعه؛ ج13، ص430ـ431.</ref> و سن بلوغ پسر را سیزده سالگی تعیین کرده و نیز روایت دیگری که سن بلوغ را مابین سیزده و چهارده سالگی دانسته،<ref>. همان؛ ص432، ح3.</ref> با روایات یاد شده در تعارض اند و در مسئله تعارض با دو مبنا روبه رو هستیم: بر طبق مبنای تساقط و بیاعتبار شدن هر دو دلیل متعارض باید به اصول عملی رجوع کنیم و مقتضای اصل عملی استصحاب، عدم بلوغ پسر تا پایان پانزده سالگی است؛<ref group="پانویس">ممکن است این اشکال مطرح شود که در فرض تساقط دو دلیل متعارض باید به ادله عام تکالیف رجوع شود که مؤمنان را موضوع احکام شرعی قرار دادهاند و این موضوع، کودکان مابین سیزده تا پانزده ساله را نیز شامل است. ولی با تأمل در مسئله روشن میشود که باید آن را از مصادیق بحث دوران امر بین تمسک به عام یا استصحاب حکم مخصص تلقی کرد و چون زمان در ناحیه دلیل مخصص به صورت مفرّد لحاظ نشده، به نظر میرسد استصحاب حکم مخصص رجحان داشته باشد؛ زیرا خروج کودکان سیزده تا پانزده ساله از تحت ادله عام تکالیف ـ بر فرض آنکه تخصیص خورده باشند ـ با همان تخصیص کودکان زیر سیزده سال حاصل میشود و لذا مستلزم تخصیص زائد نیست تا بخواهیم با اصالة العموم، احتمال تخصیص زائد را نفی کنیم.</ref> | |||
بر مبنای تخییر نیز میتوان روایات پانزده سالگی را انتخاب کرد و همانند مشهور فقها این روایات را مبنای عمل قرار داد. | |||
در مورد سن بلوغ حقوقی دختر نیز نظر مشهور با قطع نظر از اشکالی که در مرحله دوم مطرح خواهیم کرد، قابل دفاع است. البته برخی این اشکال را مطرح کردهاند که روایت عبدالله بن سنان بنابر یکی از نقلها سن بلوغ دختر را نه سالگی و علت این حکم را قاعدگی دختر در این سن دانسته است،<ref>. متن روایت: «اذا بلغ الغلام ثلاث عشرة سنة کتبت له الحسنة و کتبت علیه السیئة و عوقب و اذا بلغت الجاریة تسع سنین فکذلک و ذلک انّها تحیض لتسع سنین» (همان؛ ص 431).</ref> که این تعلیل نشان میدهد که ملاک اصلی بلوغ دختران، قاعدگی است و تعیین نه سالگی در روایات فقط به این دلیل صورت گرفته که دختران در صدر اسلام و در محیط جزیرة العرب معمولاً اولین قاعدگی را در این سن داشتهاند، نه اینکه معیار تعیین بلوغ دختران در همه زمانها و مکانها را نه سالگی بدانیم.<ref>. معرفت؛ «بلوغ دختران»، کتاب نقد؛ ش12، ص173.</ref> ولی این اشکال به نظر مشهور وارد نیست؛ زیرا ممکن است معنای روایت این باشد که تعیین سن نه سالگی برای بلوغ دختران به این دلیل است که نخستین زمان «امکان» قاعدگی در دختر، نه سالگی است، نه اینکه اولین قاعدگی دختر در نه سالگی باشد و با وجود چنین احتمالی در معنای روایت نمیتوان از ظهور روایات متعددی که نه سالگی را سن بلوغ دختر دانستهاند، چشم پوشی کرد. | |||
=== دیدگاهها === | |||
با این همه، اشکالی در فتوای فقها در باب سن بلوغ حقوقی دختر به نظر میرسد که اصلاح و تعدیل آن را ضروری مینماید. توضیح اشکال آن است که روایات دال بر بلوغ دختر در نه سالگی با یکدیگر متفاوت اند؛ یعنی برخی تنها به معنای خاصی از بلوغ ناظرند که عبارت از آمادگی دختر برای عمل زناشویی است<ref>. همان؛ ج14، ص461، ح2.</ref> و بنابراین، ارتباطی به معنای مورد نظر بلوغ ندارند؛ زیرا مفاد این روایات بیش از این نیست که شرط جواز همبستری شوهر، پایان نه سالگی دختر است، ولی بلوغی که منشأ احکام حقوقی دیگر باشد، در این روایات مدّ نظر نیست. اما قسم دیگری از این روایات، حدّ بلوغ دختر را نه سالگی دانستهاند و قسم سوم که شامل دو روایت از مهمترین روایات این مسئله است، نه سالگی را به تنهایی کافی ندانسته، ازدواج و همبستری شوهر را نیز در اجرای احکام بلوغ بر دختر نه ساله شرط قرار دادهاند.<ref group="پانویس">در یکی از این دو روایت میخوانیم: «انّ الجاریة اذا تزوّجت و دخل بها و لها تسع سنین ذهب عنها الیتم و دفع الیها مالها و جاز امرها فی الشراء والبیع و اقیمت علیها الحدود التامّه و اخذ لها و بها» (همان؛ ج1، ص30 و نیز ج14، ص209).</ref> | |||
با وجود این، فقها شرط همبستری شوهر را معتبر ندانسته و ملاک حکم را همان نه سالگی قرار دادهاند که با توجه به ظاهر این دو روایت نمیتوان با این برداشت موافقت کرد و در ضمن، سایر روایات مطلق با همین دو روایت قابل تقیید خواهند بود. | |||
از سوی دیگر، روایت عبدالله بن سنان بدون در نظر گرفتن اجمالی که در تعلیل آن وجود دارد، قاعدگی دختر را ـ بالفعل یا بالامکان ـ معیار بلوغ دانسته است و نیز بر این مطلب ادعای اجماع شده است که قاعدگی از نشانههای بلوغ است.<ref>. الشهید الثانی؛ مسالک الافهام؛ ج4، ص145ـ146.</ref> پس میتوان به این نتیجه رسید که بلوغ حقوقی دختر، حدّ سنی مشخصی ندارد و نه سالگی دختر فقط برای احکام خاصی مانند جواز همبستری شوهر<ref>. وسائل الشیعه؛ ج14، باب 45 از ابواب مقدمات النکاح، ص70ـ71.</ref> و نیز صلاحیت شرعی دختر برای دادن اجازه ازدواج،<ref>. همان؛ ج14، ص209.</ref> معیار قرار گرفته است؛ اما سایر احکام و آثار حقوقی بلوغ مانند جواز تصرفات مالی و امکان اجرای حدود فقط به شرط ازدواج و زناشویی بر دختر نه ساله ثابت میشود و با فقدان این شرط، اثبات بلوغ دختر منوط به نشانههای دیگر بهویژه قاعدگی خواهد بود. | |||
گفتنی است که بر حسب روایت معتبری که میتواند تأییدی بر این نتیجهگیری باشد، امام جعفر صادق میفرماید: «دختری را که هنوز قاعده نشده بود و اقدام به سرقت کرده بود، نزد امام علی آوردند؛ پس آن حضرت، حد سرقت یعنی قطع انگشتان دست را بر وی جاری نساخت و فقط ]برای تأدیب[ چند تازیانه به او زد».<ref>. متن روایت: «اُتی علی(علیه السلام) بجاریة لم تحض قد سرقت فضربها اسواطاً و لم یقطعها» (همان; ج18، باب 28 از ابواب حدّ السرقة، ص524).</ref> البته این احتمال که دختر مزبور کمتر از نه سال داشته، چه بسا موجب ضعف دلالت این روایت قلمداد شود، ولی همین که امام صادق به جای اشاره به سن دختر بر موضوع قاعده نشدن او تأکید نموده، تا حدودی ادعای بالا را تقویت میکند؛ حال آنکه بنابر نظر مشهور فقها، حد سرقت باید بر دختر نه ساله جاری گردد و قاعده شدن یا نشدن او تأثیری در این حکم ندارد.<ref group="پانویس">اما در مورد سن بلوغ عبادی دختر و پسر ـ هر چند به مباحث این فصل مرتبط نیست ـ نظر مشهور فقها قابل دفاع به نظر نمیرسد; زیرا همان گونه که در متن اشاره شد، روایات متعدد، اولین قاعدگی دختر را معیار توجه تکالیف عبادی بهویژه نماز، روزه، حج و حجاب دانستهاند و فقط دو روایت با این مطلب مغایرت دارند: نخست روایت عبدالله ابن سنان که نه سالگی دختر را معیار ثبت نیکیها و بدیها قرار داده است، اما مشخص نبودن معنای تعلیل، این روایت را مجمل میسازد; دوم، روایتی که وجوب فرایض و حدود را در نه سالگی برای دختر ثابت کرده است (وسائل الشیعه; ج18، ص526) که این روایت نیز گذشته از آشفتگی متن آن به دلیل قرار دادن بلوغ پسر در هشت سالگی، ممکن است بر جنبههای استحبابی حمل شود. در نتیجه، این دو روایت به تنهایی نه میتوانند معارض سایر روایات تلقی شوند و نه مفسّر آنها قلمداد گردند، آن گونه که عدّه ای از فقها اظهار داشتهاند. درباره پسران نیز بیشتر روایاتی که به عبادات ناظرند، احتلام را معیار قرار دادهاند و روایاتی که پانزده سالگی را معیار دانستهاند، ناظر به تکالیف عبادی نیستند; تنها برخی روایاتی که بلوغ پسر را در سیزده سالگی یا بین سیزده و چهارده سالگی و یا در خصوص روزه، بین چهارده و پانزده سالگی (همان; ج7، ص167) دانستهاند، به تکالیف عبادی هم ناظرند که مضمون آنها برخلاف نظر مشهور فقها است، زیرا ایشان به جز روایات پانزده سال، باقی روایات را کنار گذاشتهاند. بنابراین، معیار اصلی [[بلوغ عبادی دختر]] و پسر به ترتیب، قاعدگی و احتلام است و از نظر سنّی هم میتوان برای دختر، سن سیزده سالگی و برای پسر سن چهارده سالگی را تعیین کرد؛ زیرا اینها حداکثر سنّی است که برای بلوغ عبادی دختر و پسر در روایات وارد شده است. البته روشن است که این معیارها صرفاً ناظر به مبدأ وجوب تکالیف عبادی هستند، ولی از جنبه استحبابی، روایات فراوان بر مطلوبیت انجام عبادات در سنین پیش از بلوغ دلالت دارند، ضمن آنکه مخالفت با نظر مشهور فقها برخلاف احتیاط است.</ref> | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
==منابع== | |||
*قرآن | == منابع == | ||
*آلراضی، محمدهادی، «سن البلوغ | {{آغاز منابع}} | ||
*ابنادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، محقق و مصحح: حسن بن احمد موسوی، قم، اسلامی، ۱۴۱۰ق. | * قرآن کریم. | ||
*ابنحمزه طوسی، محمد بن علی، الوسیلة إلی نیل | * «تغییر فتوای یکی از مراجع تقلید دربارهٔ سن تکلیف دختران»، خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ش. | ||
*احمری، حسین، «علائم بلوغ و رشد در فقه اسلام»، فقه و تاریخ تمدن ملل اسلامی، شماره | * آلراضی، محمدهادی، «سن البلوغ فی المرأة»، مجلة فقه أهلالبیت، شماره۳، ۱۴۱۷ق. | ||
*المنهاجی الأسیوطی، شمسالدین، جواهر العقود، محقق: عبدالحمید مسعد، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۹۹۶م | * ابنادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، محقق و مصحح: حسن بن احمد موسوی، قم، اسلامی، ۱۴۱۰ق. | ||
* ابنحمزه طوسی، محمد بن علی، الوسیلة إلی نیل الفضیلة، محقق و مصحح، محمد حسون، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۸ق. | |||
*جزایری، عبدالرحمان، الفقه علی المذاهب الأربعة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بیتا. | * احمری، حسین، «علائم بلوغ و رشد در فقه اسلام»، فقه و تاریخ تمدن ملل اسلامی، شماره ۷–۸، بهار و تابستان ۱۳۸۵ش. | ||
*جناتی، محمدابراهیم، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، مجله کیهان اندیشه، شماره ۶۱، مرداد و شهریور۱۳۷۴ش. | * المنهاجی الأسیوطی، شمسالدین، جواهر العقود، محقق: عبدالحمید مسعد، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۹۹۶م. | ||
*حِلّی، جمالالدین، تذکرة الفقهاء، قم، آلالبیت لإحیاء التراث، | * جزایری، عبدالرحمان، الفقه علی المذاهب الأربعة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بیتا. | ||
*سبحانی، جعفر، البلوغ حقیقته، علامته و | * جناتی، محمدابراهیم، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، مجله کیهان اندیشه، شماره ۶۱، مرداد و شهریور۱۳۷۴ش. | ||
*سروش محلاتی، محمد، بلوغ دینی دختران، تهران، میراث اهل قلم، | * حِلّی، جمالالدین، تذکرة الفقهاء، قم، آلالبیت لإحیاء التراث، ۱۴۱۴ق. | ||
*شهید ثانی، زینالدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق. | * سبحانی، جعفر، البلوغ حقیقته، علامته و أحکامه، قم، مؤسسهٔ امام صادق، ۱۳۷۶ش. | ||
*شیخ انصاری، کتاب الطهاره، قم، کنگره شیخ اعظم | * سروش محلاتی، محمد، بلوغ دینی دختران، تهران، میراث اهل قلم، ۱۴۰۱ش. | ||
*صادقی تهرانی، محمد، فقه گویا یا فقه سنتی و فقه پویا، تهران، امید فردا، | * شهید ثانی، زینالدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق. | ||
*صانعی، یوسف، بلوغ دختران (فقه و زندگی ۷)، قم، میثم تمار، ۱۳۸۵ش. | * شیخ انصاری، کتاب الطهاره، قم، کنگره شیخ اعظم انصاری، ۱۴۱۵ق. | ||
*صدوق، الخصال، محقق و مصحح: علیاکبر غفاری، قم، اسلامی، ۱۳۶۲ش. | * صادقی تهرانی، محمد، فقه گویا یا فقه سنتی و فقه پویا، تهران، امید فردا، ۱۳۸۳ش. | ||
*صدوق، من لایحضره الفقیه، محقق و مصحح: علیاکبر غفاری، قم، اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق. | * صانعی، یوسف، بلوغ دختران (فقه و زندگی ۷)، قم، میثم تمار، ۱۳۸۵ش. | ||
*طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، محقق: حسن موسوی خرسان، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق. | * صدوق، الخصال، محقق و مصحح: علیاکبر غفاری، قم، اسلامی، ۱۳۶۲ش. | ||
* صدوق، من لایحضره الفقیه، محقق و مصحح: علیاکبر غفاری، قم، اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق. | |||
* طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، اسلامی، ۱۴۰۷ق. | |||
* طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، محقق: حسن موسوی خرسان، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق. | |||
{{پایان منابع}} | |||