پرش به محتوا

بی‌بی‌خانم استرآبادی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
imported>ELHAM
بدون خلاصۀ ویرایش
ابرابزار
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات شخصیت
| عنوان          = بی‌بی‌خانم استرآبادی
| عنوان اصلی      =
| تصویر          =
| اندازه تصویر    =
| توضیح_تصویر    =
| زاده            = ۱۲۷۴ (قمری)؛نوکنده از روستاهای بندرگز از توابع استرآباد
| درگذشت          =    1300،تهران
| مکتب            =
| محل سکونت      =
| فرزندان        =  حسنعلی وزیری، مولود وزیری، علینقی وزیری، خدیجه افضل وزیری، علی‌اصغر وزیری،علیرضا وزیری، فتحعلی وزیری
| همسر            = موسی‌خان وزیری
| آثار            =  معایب الرجال
| سبک            =  طنز نویس
| زبان            =
| دین            =
| مذهب            =
| تحصیلات          =
| محل تحصیل      = 
| وبسایت          =
| استادان        =
| مرتبه علمی      =
| معروفترین نظرات =
| شغل            = معلم
| حرفه            = روزنامه‌نگاری
}}
[[پرونده:Ma‘ayib al-rijal.png|بندانگشتی|تصویر نسخه خطی از کتاب معایب الرجال که در کتابخانه مجلس نگهداری می‌شود. نخستین جمله‌ای که در بالای صفحه نوشته شده این است: «نخست از ابتدا آرم ثنا و حمد یزدان را/ که از اضلاع سمت چپ پدیدآورد نسوان را»]]
[[پرونده:Ma‘ayib al-rijal.png|بندانگشتی|تصویر نسخه خطی از کتاب معایب الرجال که در کتابخانه مجلس نگهداری می‌شود. نخستین جمله‌ای که در بالای صفحه نوشته شده این است: «نخست از ابتدا آرم ثنا و حمد یزدان را/ که از اضلاع سمت چپ پدیدآورد نسوان را»]]
بی‌بی‌خانم استرآبادی یا بی‌بی‌فاطمه استرآبادی از نویسندگان دوران مشروطه  
بی‌بی‌خانم استرآبادی یا بی‌بی‌فاطمه استرآبادی از نویسندگان دوران مشروطه


بی‌بی‌خانم استرآبادی در روزنامه‌های حبل المتین، تمدن و نشریه مجلس مقاله می‌نوشت. بیشتر مقالات او در دفاع از آموزش دختران است. او اولین دبستان دخترانه را بنیان گذاشت. بیشتر شهرت بی‌بی‌خانم استرآبادی به خاطر کتاب معایب الرجال است که به طنز و در پاسخ به تادیب‌النسوان نوشته‌است.برخی او را نخستین زن طنزنویس ایران می‌دانند.
بی‌بی‌خانم استرآبادی در روزنامه‌های حبل المتین، تمدن و نشریه مجلس مقاله می‌نوشت. بیشتر مقالات او در دفاع از آموزش دختران است. او اولین دبستان دخترانه را بنیان گذاشت. بیشتر شهرت بی‌بی‌خانم استرآبادی به خاطر کتاب معایب الرجال است که به طنز و در پاسخ به تادیب‌النسوان نوشته است. برخی او را نخستین زن طنزنویس ایران می‌دانند.
==زندگی‌نامه==
بی‌بی‌خانم استرآبادی حاصل [[ازدواج]] خدیجه ملاباجی از زنان باسواد آن دوران و محمدباقرخان سرکردهٔ ایل انزلی مازندران است. محمدباقرخان در یکی از سفرهای ناصرالدین شاه به مازندران با دلاوری شیری را از پا درآورد و لقب شیرکش گرفت و در رکاب شاه به پایتخت آمد و به سمت ایشیک آقاسی باشی منسوب شد. خدیجه خانم که یکی از ندیمه‌های ناصرالدین شاه (شکوه السطنه) بود، کار تدریس و آموزش کودکان درباری را نیز انجام می‌داد.<ref>[https://mandegar.tarikhema.org/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C کاظمی،«زندگینامه بی‌بی خانم استرآبادی»، سایت تاریخ ما، 12 خرداد1396ش]</ref>


محمدباقر با ملاباجی آشنا شد و از شاه اجازهٔ ازدواج با او را گرفت و با هم [[ازدواج]] کردند و به روستای نوکنده از روستاهای بندرگز از توابع استرآباد رفتند.بی‌بی و برادرش حسین‌علی در نوکنده به دنیا آمدند، اما مادرشان خدیجه علاقه‌ای به تداوم ازدواجش نداشت زیرا باقرخان شیرکش پنج زن دیگر هم داشت. خدیجه پس از مدتی موفق می‌شود خانهٔ همسر را با دو فرزندش به بهانه زیارت کربلا ترک کند اما از کربلا به تهران می‌آید و مجدداً به دربار می‌رود و به شغل ملاباجی دربار مشغول می‌شود. دو سال بعد محمدباقرخان در اختلافات قومی کشته می‌شود و خدیجه دیگر هرگز به مازندران بازنمی‌گردد.بی‌بی خانم توانست نزد مادرش آموزش ببیند و درس بخواند و از این امتیاز برخوردار بود که هم بتواند دنیای درون حرمسرا را مشاهده کند و هم دنیای بیرون را تجربه نماید.<ref>[https://www.abbasrajabi.com/blog/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C «بیوگرافی بی بی خانوم استرآبادی»، سایت فالادومی، 23 اسفند 1400ش]</ref>
== زندگی‌نامه ==
بی‌بی‌خانم استرآبادی حاصل [[ازدواج]] خدیجه ملاباجی از زنان باسواد آن دوران و محمدباقرخان سرکردهٔ ایل انزلی مازندران است. محمدباقرخان در یکی از سفرهای ناصرالدین شاه به مازندران با دلاوری شیری را از پا درآورد و لقب شیرکش گرفت و در رکاب شاه به پایتخت آمد و به سمت ایشیک آقاسی باشی منسوب شد. خدیجه خانم که یکی از ندیمه‌های ناصرالدین شاه (شکوه السطنه) بود، کار تدریس و آموزش کودکان درباری را نیز انجام می‌داد.<ref>[https://mandegar.tarikhema.org/زندگانی-بی‌بی-خانم-استرآبادی کاظمی،«زندگینامه بی‌بی خانم استرآبادی»، سایت تاریخ ما، 12 خرداد1396ش]</ref>


بی‌بی در دربار درس خواند و بزرگ شد تا آن که با افسر جوانی از اهالی قفقاز که به تهران مهاجرت کرده بود، به نام موسی‌خان وزیراف آشنا شد. این دو به هم علاقه‌مند شدند و چون خدیجه باجی با وصلت‌شان مخالف بود بی‌بی از خانه می‌گریزد و در ۲۲سالگی با موسی خان وزیری ازدواج می‌کند. برخی از تاریخ نویسان می‌گویند بی‌بی خانم استرآبادی زود [[ازدواج]] کرد و با همه عشق و علاقه‌ای که به همسرش داشت، زندگی مشترکشان کوتاه بود و همسرش  با دختر خدمتکاری ازدواج کرد.بي‌بي خانم بر اثر بي‌توجهي‌هاي شوهر و رفتارهاي ناشايست هوو به ناچار خانه را ترك گفت ولي چندي بعد دوباره به خانه بازگشت و با شوهر از در آشتي درآمد، اما تجربه تلخ هووداری در خاطرش تا پايان عمر باقي ماند تا آنجا كه در كتاب خود معايب‌الرجال به ذكر آن مي‌پردازد.<ref>[https://www.mazdaknameh.ir/Publish/PublishID/ArticleId/54 جلالی، «بی‌بی خانم استرابادی از فعالان حقوق زنان در عصر قاجار»، سایت مزدک نامه]</ref>
محمدباقر با ملاباجی آشنا شد و از شاه اجازهٔ ازدواج با او را گرفت و با هم [[ازدواج]] کردند و به روستای نوکنده از روستاهای بندرگز از توابع استرآباد رفتند. بی‌بی و برادرش حسین‌علی در نوکنده به دنیا آمدند، اما مادرشان خدیجه علاقه‌ای به تداوم ازدواجش نداشت زیرا باقرخان شیرکش پنج زن دیگر هم داشت. خدیجه پس از مدتی موفق می‌شود خانهٔ همسر را با دو فرزندش به بهانه زیارت کربلا ترک کند اما از کربلا به تهران می‌آید و مجدداً به دربار می‌رود و به شغل ملاباجی دربار مشغول می‌شود. دو سال بعد محمدباقرخان در اختلافات قومی کشته می‌شود و خدیجه دیگر هرگز به مازندران بازنمی‌گردد. بی‌بی خانم توانست نزد مادرش آموزش ببیند و درس بخواند و از این امتیاز برخوردار بود که هم بتواند دنیای درون حرمسرا را مشاهده کند و هم دنیای بیرون را تجربه نماید.<ref>[https://www.abbasrajabi.com/blog/بیوگرافی-بی-بی-خانوم-استرآبادی «بیوگرافی بی بی خانوم استرآبادی»، سایت فالادومی، 23 اسفند 1400ش]</ref>


==تاسیس مدرسه==
بی‌بی در دربار درس خواند و بزرگ شد تا آن که با افسر جوانی از اهالی قفقاز که به تهران مهاجرت کرده بود، به نام موسی‌خان وزیراف آشنا شد. این دو به هم علاقه‌مند شدند و چون خدیجه باجی با وصلت‌شان مخالف بود بی‌بی از خانه می‌گریزد و در ۲۲سالگی با موسی خان وزیری ازدواج می‌کند. برخی از تاریخ نویسان می‌گویند بی‌بی خانم استرآبادی زود [[ازدواج]] کرد و با همه عشق و علاقه‌ای که به همسرش داشت، زندگی مشترکشان کوتاه بود و همسرش با دختر خدمتکاری ازدواج کرد. بی‌بی خانم بر اثر بی‌توجهی‌های شوهر و رفتارهای ناشایست هوو به ناچار خانه را ترک گفت ولی چندی بعد دوباره به خانه بازگشت و با شوهر از در آشتی درآمد، اما تجربه تلخ هووداری در خاطرش تا پایان عمر باقی ماند تا آنجا که در کتاب خود معایب‌الرجال به ذکر آن می‌پردازد.<ref>[https://www.mazdaknameh.ir/Publish/PublishID/ArticleId/54 جلالی، «بی‌بی خانم استرابادی از فعالان حقوق زنان در عصر قاجار»، سایت مزدک نامه]</ref>
از آنجا كه بي‌بي خانم اعتقاد داشت: «مردان با دور نگه‌داشتن زن از سواد و علم و معرفت به او ظلم مي‌كنند و سبب ناآگاهي آنان مي‌شوند»، پس از برقراري نظام مشروطه (1324ق) و انتساب شوهرش به رياست قشون شيراز، به فكر تأسيس مدرسه دخترانه افتاد. بدين ترتيب مدرسه دخترانه ملي «دوشيزگان» را در خانه خود نزديك دروازه محمديه در بازارچه حاجي محمدحسن در سال 1324 ق تأسيس و با اجازه‌نامه رسمي از وزارت معارف با سه كلاس افتتاح كرد. يك كلاس را خود و دوتای ديگر را دخترانش اداره مي‌كردند.


بي‌بي خانم اعلاميه‌اي در روزنامه مجلس مورخ 9 صفر 1325 به چاپ رساند و در آن اعلام كرد كه مدرسه داراي حياطي بزرگ و اطاق‌هاي متعدد است و پنج معلم در آن دروس رياضي،تاريخ، جغرافي، علوم ديني و آشپزي تدريس مي‌كنند و شاگردان آن نيز از هفت الي دوازدة سال دارند. او همچنين مركزي را براي آموزش كارهاي دستي افتتاح كرد و به تهيدستان جهت ثبت نام دخترانشان در مدرسه تخفيف داد.تأسيس اين مدرسه با واكنش‌ها و مخالفت‌هایی از سوي مردم  رو به رو شد. سيد علي شوشتري روحاني محل به عنوان اعتراض در حرم حضرت عبدالعظيم(ع) متحصن شد. او درباره بي‌بي خانم و مدرسه‌اش تكفيرنامه‌اي صادر كرد و در آن نوشت: «اين زن مفاسد دينيه دارد، در منزلش تار مي‌زنند و اجتماع هنرمندان است». <ref>[https://www.gisoom.com/book/1409189 مهرانگیز ملاح، «از زنان پیشگام ایرانی: افضل وزیری دختر بی‌بی خانم استرآبادی»، 1385ش]</ref> و آن را به منظور رواج بي‌عفتي داير كرده است.» <ref>[https://ketabnak.com/book/76072 عبدالحسین، «زنان ایران در جنبش مشروطه»، 1360ش]</ref>
== تأسیس مدرسه ==
از آنجا که بی‌بی خانم اعتقاد داشت: «مردان با دور نگه‌داشتن زن از سواد و علم و معرفت به او ظلم می‌کنند و سبب ناآگاهی آنان می‌شوند»، پس از برقراری نظام مشروطه (۱۳۲۴ق) و انتساب شوهرش به ریاست قشون شیراز، به فکر تأسیس مدرسه دخترانه افتاد. بدین ترتیب مدرسه دخترانه ملی «دوشیزگان» را در خانه خود نزدیک دروازه محمدیه در بازارچه حاجی محمدحسن در سال ۱۳۲۴ ق تأسیس و با اجازه‌نامه رسمی از وزارت معارف با سه کلاس افتتاح کرد. یک کلاس را خود و دوتای دیگر را دخترانش اداره می‌کردند.


تكفيرنامه او ورقه‌اي يك شاهي به فروش رفت و حتي بازار سياه پيدا كرد. سر چارلز مارلينگ، كاردار وقت سفارت امريكا در تهران، به سر ادوارد گري، وزير امور خارجه انگلستان در گزارش 16 ژوئيه 1908 نوشت:«در تهران شايع شده كه اين مدرسه با تلقين و تحريك همسر يكي از غلامان ما تشكيل شده است.» <ref>[https://www.bitabook.ir/product معاصر، «تاریخ استقرار مشروطیت در ایران (2جلدی)»، 1352ش]</ref>برخي نيز تأسيس مدرسه را «با اشاعه فاحشه‌خانه‌ها و اباحه مسكرات» برابر دانستند. <ref>[https://www.gisoom.com/book/1271672 خسرو پناه، «هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی»، 1382ش]
بی‌بی خانم اعلامیه‌ای در روزنامه مجلس مورخ ۹ صفر ۱۳۲۵ به چاپ رساند و در آن اعلام کرد که مدرسه دارای حیاطی بزرگ و اتاق‌های متعدد است و پنج معلم در آن دروس ریاضی، تاریخ، جغرافی، علوم دینی و آشپزی تدریس می‌کنند و شاگردان آن نیز از هفت الی دوازدة سال دارند. او همچنین مرکزی را برای آموزش کارهای دستی افتتاح کرد و به تهیدستان جهت ثبت نام دخترانشان در مدرسه تخفیف داد. تأسیس این مدرسه با واکنش‌ها و مخالفت‌هایی از سوی مردم رو به رو شد. سید علی شوشتری روحانی محل به عنوان اعتراض در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) متحصن شد. او دربارهٔ بی‌بی خانم و مدرسه‌اش تکفیرنامه‌ای صادر کرد و در آن نوشت: «این زن مفاسد دینیه دارد، در منزلش تار می‌زنند و اجتماع هنرمندان است».<ref>[https://www.gisoom.com/book/1409189 مهرانگیز ملاح، «از زنان پیشگام ایرانی: افضل وزیری دختر بی‌بی خانم استرآبادی»، 1385ش]</ref> و آن را به منظور رواج بی‌عفتی دایر کرده است.»<ref>[https://ketabnak.com/book/76072 عبدالحسین، «زنان ایران در جنبش مشروطه»، 1360ش]</ref>
</ref>
بی‌بی خانم در اثر تهدید و فشارهای مخالفان نزد مخبرالسلطنه هدایت (وزیر معارف) شکایت کرد، اما به وی گفتند مصلحت در این است که مدرسه تعطیل شود. پس از آن مدرسه دوشیزگان تا یک سال تعطیل شد. با به توپ بسته شدن مجلس شوراي ملي (1326ق)، بي‌بي خانم دوباره نزد مخبرالسلطنه رفت و اين بار ناچار شد در مقابل پذيرش دختران از چهار تا شش سال و حذف واژه «دوشيزه» مدرسه را داير كند. <ref>[https://www.gisoom.com/book/1157350 ترابی فارسانی، «اسنادی از مدارس دختران از مشروطیت تا پهلوی»، ص 14 و 24 1378ش]
</ref>
بدين ترتيب با اين تظلم‌خواهي‌ها بود كه بي‌بي خانم توانست در 15 ربيع‌الاول 1326/ 12 آوريل 1908 دوباره مدرسه را باز كند اما عامل مهمي كه در گشايش دوباره اين مدرسه تاثير بسزايي داشت و نبايد از آن غافل بود،همانا تصويب متمم قانون اساسي در 29 شعبان 1325 بود. زيرا اصل 18 آن تحصيل علوم و معارف و صنايع را بدون ذكر [[جنسيت]] آزاد مي‌دانست.بي‌بي خانم با بازگشت شوهرش از مأموريت، بر اساس گزارش روزنامه حبل‌المتين <ref>(س 2، ش 45، 9 جمادي‌الاولي 1326، ص 8)</ref> مدرسه را به عمارتي اجاره‌اي در بازارچه حاجي غلامرضا، صاحب انجمن محمديه،در گذر علي پاچنار منتقل كرد. مدرسه اين بار تحت نظارت وزارت معارف درآمد.سرانجام بی‌بی‌خانم به علت كهولت سن و خستگي  مدرسه دوشيزگان را بست.<ref>[https://www.mazdaknameh.ir/Publish/PublishID/ArticleId/54 جلالی، «بی‌بی خانم استرابادی از فعالان حقوق زنان در عصر قاجار»، سایت مزدک نامه]</ref>


==کتاب معایب الرجال==
تکفیرنامه او ورقه‌ای یک شاهی به فروش رفت و حتی بازار سیاه پیدا کرد. سر چارلز مارلینگ، کاردار وقت سفارت آمریکا در تهران، به سر ادوارد گری، وزیر امور خارجه انگلستان در گزارش ۱۶ ژوئیه ۱۹۰۸ نوشت: «در تهران شایع شده که این مدرسه با تلقین و تحریک همسر یکی از غلامان ما تشکیل شده است.»<ref>[https://www.bitabook.ir/product معاصر، «تاریخ استقرار مشروطیت در ایران (2جلدی)»، 1352ش]</ref>برخی نیز تأسیس مدرسه را «با اشاعه فاحشه‌خانه‌ها و اباحه مسکرات» برابر دانستند.<ref>[https://www.gisoom.com/book/1271672 خسرو پناه، «هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی»، 1382ش]</ref>
در سال ۱۳۰۹ (قمری) کتابی ،به قلم شخص ناشناسی ،به نام تادیب زنان نوشته و منتشر شد. هر فصل این رساله به نحوه اصلاح رفتار و کردار ناپسندی می‌پردازد که نویسنده منتسب به [[زنان]] می‌داند: فصل اول دربارهٔ «سلوک زن»، فصل دوم «حفظ زبان»، فصل سوم «گله‌گزاری»، فصل چهارم «قهر کردن»، فصل پنجم «طرز راه رفتن»، فصل ششم «آداب غذا خوردن»، فصل هفتم «پاکیزه نگه داشتن بدن و استعمال بعضی از عطریات»، فصل هشتم «طرز لباس پوشیدن»، فصل نهم «آداب خوابیدن» و فصل دهم دربارهٔ «آداب صبح برخاستن از خواب» است. <ref>[https://fa.wikipedia.org/wiki «بی بی خانم استر آبادی»، در ویکی پدیا]</ref>  
بی‌بی خانم در اثر تهدید و فشارهای مخالفان نزد مخبرالسلطنه هدایت (وزیر معارف) شکایت کرد، اما به وی گفتند مصلحت در این است که مدرسه تعطیل شود. پس از آن مدرسه دوشیزگان تا یک سال تعطیل شد. با به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی (۱۳۲۶ق)، بی‌بی خانم دوباره نزد مخبرالسلطنه رفت و این بار ناچار شد در مقابل پذیرش دختران از چهار تا شش سال و حذف واژه «دوشیزه» مدرسه را دایر کند.<ref>[https://www.gisoom.com/book/1157350 ترابی فارسانی، «اسنادی از مدارس دختران از مشروطیت تا پهلوی»، ص 14 و 24 1378ش]</ref>
بدین ترتیب با این تظلم‌خواهی‌ها بود که بی‌بی خانم توانست در ۱۵ ربیع‌الاول ۱۳۲۶/ ۱۲ آوریل ۱۹۰۸ دوباره مدرسه را باز کند اما عامل مهمی که در گشایش دوباره این مدرسه تأثیر بسزایی داشت و نباید از آن غافل بود، همانا تصویب متمم قانون اساسی در ۲۹ شعبان ۱۳۲۵ بود؛ زیرا اصل ۱۸ آن تحصیل علوم و معارف و صنایع را بدون ذکر [[جنسیت]] آزاد می‌دانست. بی‌بی خانم با بازگشت شوهرش از مأموریت، بر اساس گزارش روزنامه حبل‌المتین<ref>(س 2، ش 45، 9 جمادی‌الاولی 1326، ص 8)</ref> مدرسه را به عمارتی اجاره‌ای در بازارچه حاجی غلامرضا، صاحب انجمن محمدیه، در گذر علی پاچنار منتقل کرد. مدرسه این بار تحت نظارت وزارت معارف درآمد. سرانجام بی‌بی‌خانم به علت کهولت سن و خستگی مدرسه دوشیزگان را بست.<ref>[https://www.mazdaknameh.ir/Publish/PublishID/ArticleId/54 جلالی، «بی‌بی خانم استرابادی از فعالان حقوق زنان در عصر قاجار»، سایت مزدک نامه]</ref>


چند سال بعد بی‌بی‌خانم استرآبادی در سال ۱۳۱۳ (قمری) ،اندکی قبل از ترور ناصرالدین شاه ،کتابی به نام معایب الرجال نوشت که ردیه‌ای بر آن بود. بی‌بی‌خانم در این کتاب ضمن برشمردن معایب مردان سعی کرده‌است راه و رسم درست زناشویی را توضیح دهد. او در این رساله علاوه بر آن که پاسخی جداگانه به هر ده فصل کتاب تأدیب‌النسا می‌دهد ،چهار فصل را نیز به معایبی که در مردان می‌بیند نسبت می‌دهد. این چهار فصل عبارت اند از: «اطوار شراب‌خوار»، «کردار اهل قمار»، «در تفصیل چرس و بنگ و واپور و اسرار» و «شرح گفتگو در اوضاع عبائره و اقرات اجامره و الواط». او در این کتاب مردان را دعوت می‌کند که «دست ار تأدیب کردن نسوان بردارند و در پی تأدیب و تربیت خود برآیند». در بخش آخر ،بی‌بی خانم به شرح داستان زندگی خود و داستان بی‌وفایی شوهرش می‌پردازد.
== کتاب معایب الرجال ==
در سال ۱۳۰۹ (قمری) کتابی، به قلم شخص ناشناسی، به نام تأدیب زنان نوشته و منتشر شد. هر فصل این رساله به نحوه اصلاح رفتار و کردار ناپسندی می‌پردازد که نویسنده منتسب به [[زنان]] می‌داند: فصل اول دربارهٔ «سلوک زن»، فصل دوم «حفظ زبان»، فصل سوم «گله‌گزاری»، فصل چهارم «قهر کردن»، فصل پنجم «طرز راه رفتن»، فصل ششم «آداب غذا خوردن»، فصل هفتم «پاکیزه نگه داشتن بدن و استعمال بعضی از عطریات»، فصل هشتم «طرز لباس پوشیدن»، فصل نهم «آداب خوابیدن» و فصل دهم دربارهٔ «آداب صبح برخاستن از خواب» است.


بی‌بی‌خانم در این کتاب آورده‌است:
چند سال بعد بی‌بی‌خانم استرآبادی در سال ۱۳۱۳ (قمری)، اندکی قبل از ترور ناصرالدین شاه، کتابی به نام معایب الرجال نوشت که ردیه‌ای بر آن بود. بی‌بی‌خانم در این کتاب ضمن برشمردن معایب مردان سعی کرده است راه و رسم درست زناشویی را توضیح دهد. او در این رساله علاوه بر آن که پاسخی جداگانه به هر ده فصل کتاب تأدیب‌النسا می‌دهد، چهار فصل را نیز به معایبی که در مردان می‌بیند نسبت می‌دهد. این چهار فصل عبارت اند از: «اطوار شراب‌خوار»، «کردار اهل قمار»، «در تفصیل چرس و بنگ و واپور و اسرار» و «شرح گفتگو در اوضاع عبائره و اقرات اجامره و الواط». او در این کتاب مردان را دعوت می‌کند که «دست ار تأدیب کردن نسوان بردارند و در پی تأدیب و تربیت خود برآیند». در بخش آخر، بی‌بی خانم به شرح داستان زندگی خود و داستان بی‌وفایی شوهرش می‌پردازد.
 
بی‌بی‌خانم در این کتاب آورده است:
«نه هر مردی از هر زنی فزون‌تر است و نه هر زنی از هر مردی فروتر»
«نه هر مردی از هر زنی فزون‌تر است و نه هر زنی از هر مردی فروتر»
«انواع و اقسام از خواص و عوام زن و مرد خوب و بد هر دو می‌باشند، صفات حمیده و رذیله از همه قسم مشاهده می‌شود. اگر باید تربیت بشوند باید همه را بنمایند؛ و تربیت هم موقوف به تمام قوانین تمدن و تدین ملیه و دولتیه و شرعیه و عرفیه کشوریه و لشکریه می‌باشد. <ref>[https://www.ketabcity.com/ جوادی، «رویارویی زن و مرد در عصر قاجار : دو رساله تادیب النسوان و معایب الرجال و (زن: موضوعی برای طنز)»، 1371ش]
«انواع و اقسام از خواص و عوام زن و مرد خوب و بد هر دو می‌باشند، صفات حمیده و رذیله از همه قسم مشاهده می‌شود. اگر باید تربیت بشوند باید همه را بنمایند؛ و تربیت هم موقوف به تمام قوانین تمدن و تدین ملیه و دولتیه و شرعیه و عرفیه کشوریه و لشکریه می‌باشد.<ref>[https://www.ketabcity.com/ جوادی، «رویارویی زن و مرد در عصر قاجار : دو رساله تأدیب النسوان و معایب الرجال و (زن: موضوعی برای طنز)»، 1371ش]</ref>
</ref>
نثر معایب‌الرجال پر از کلمات و عبارات عربی است و نویسنده جابه‌جا برای روشن کردن منظور خود از شعر و آیات قرآن و احادیث بهره برده است. زبان آن «تند و بی‌پروا و به دور از عفت کلام و محافظه‌کاری» است.<ref>[https://mandegar.tarikhema.org/زندگانی-بی‌بی-خانم-استرآبادی کاظمی،«زندگینامه بی‌بی خانم استرآبادی»، سایت تاریخ ما، 12 خرداد 1396ش]</ref>
نثر معایب‌الرجال پر از کلمات و عبارات عربی است و نویسنده جابه‌جا برای روشن کردن منظور خود از شعر و آیات قرآن و احادیث بهره برده‌است. زبان آن «تند و بی‌پروا و به دور از عفت کلام و محافظه‌کاری» است.<ref>[https://mandegar.tarikhema.org/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C کاظمی،«زندگینامه بی‌بی خانم استرآبادی»، سایت تاریخ ما، 12 خرداد 1396ش]</ref>


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
==منابع==
 
*انی، کاظمی، «زندگینامه بی‌بی خانم استرآبادی»، سایت تاریخ ما، 12 خرداد 1396ش
== منابع ==
*جلالی، نادره، «بی‌بی خانم استرابادی از فعالان حقوق زنان در عصر قاجار»، سایت مزدک نامه
* انی، کاظمی، «زندگینامه بی‌بی خانم استرآبادی»، سایت تاریخ ما، ۱۲ خرداد ۱۳۹۶ش
*«بی بی خانم استر آبادی»، در ویکی پدیا، بازدید 26 بهمن 1401ش
* جلالی، نادره، «بی‌بی خانم استرابادی از فعالان حقوق زنان در عصر قاجار»، سایت مزدک نامه
*خسروپناه، محمدحسين، «هدف‌ها و مبارزه زن ايراني از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوي»، تهران، پيام امروز، 1381ش
* «بی بی خانم استر آبادی»، در ویکی‌پدیا، بازدید ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ش
*«Bibi Khanoom Astarabadi»، در ویکی پدیای انگلیسی، بازدید 26 بهمن 1401ش
* خسروپناه، محمدحسین، «هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی»، تهران، پیام امروز، ۱۳۸۱ش
*«بیوگرافی بی بی خانوم استرآبادی»، سایت فالادومی، 23 اسفند 1400ش
* «Bibi Khanoom Astarabadi»، در ویکی‌پدیای انگلیسی، بازدید ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ش
*«آموزش و پرورش جدید دختران ایران؛ بی بی خانم استرآبادی»، حقوق نیوز
* «بیوگرافی بی بی خانوم استرآبادی»، سایت فالادومی، ۲۳ اسفند ۱۴۰۰ش
[[رده:ویکی‌جنسیت]]
* «آموزش و پرورش جدید دختران ایران؛ بی بی خانم استرآبادی»، حقوق نیوز
[[رده:کنشگران]]
* عبدالحسین، ناهید، «زنان ایران در جنبش مشروطه»، نشر احیا، تبریز، ۱۳۶۰ش
[[رده: ایرانی]]
 
[[رده:قبل از انقلاب]]
{{شخصیت‌های مشروطه}}
[[رده: فعالان]]
{{جنبش زنان در ایران}}

نسخهٔ کنونی تا ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۴۴

پرونده:Ma‘ayib al-rijal.png
تصویر نسخه خطی از کتاب معایب الرجال که در کتابخانه مجلس نگهداری می‌شود. نخستین جمله‌ای که در بالای صفحه نوشته شده این است: «نخست از ابتدا آرم ثنا و حمد یزدان را/ که از اضلاع سمت چپ پدیدآورد نسوان را»

بی‌بی‌خانم استرآبادی یا بی‌بی‌فاطمه استرآبادی از نویسندگان دوران مشروطه

بی‌بی‌خانم استرآبادی در روزنامه‌های حبل المتین، تمدن و نشریه مجلس مقاله می‌نوشت. بیشتر مقالات او در دفاع از آموزش دختران است. او اولین دبستان دخترانه را بنیان گذاشت. بیشتر شهرت بی‌بی‌خانم استرآبادی به خاطر کتاب معایب الرجال است که به طنز و در پاسخ به تادیب‌النسوان نوشته است. برخی او را نخستین زن طنزنویس ایران می‌دانند.

زندگی‌نامه

بی‌بی‌خانم استرآبادی حاصل ازدواج خدیجه ملاباجی از زنان باسواد آن دوران و محمدباقرخان سرکردهٔ ایل انزلی مازندران است. محمدباقرخان در یکی از سفرهای ناصرالدین شاه به مازندران با دلاوری شیری را از پا درآورد و لقب شیرکش گرفت و در رکاب شاه به پایتخت آمد و به سمت ایشیک آقاسی باشی منسوب شد. خدیجه خانم که یکی از ندیمه‌های ناصرالدین شاه (شکوه السطنه) بود، کار تدریس و آموزش کودکان درباری را نیز انجام می‌داد.[۱]

محمدباقر با ملاباجی آشنا شد و از شاه اجازهٔ ازدواج با او را گرفت و با هم ازدواج کردند و به روستای نوکنده از روستاهای بندرگز از توابع استرآباد رفتند. بی‌بی و برادرش حسین‌علی در نوکنده به دنیا آمدند، اما مادرشان خدیجه علاقه‌ای به تداوم ازدواجش نداشت زیرا باقرخان شیرکش پنج زن دیگر هم داشت. خدیجه پس از مدتی موفق می‌شود خانهٔ همسر را با دو فرزندش به بهانه زیارت کربلا ترک کند اما از کربلا به تهران می‌آید و مجدداً به دربار می‌رود و به شغل ملاباجی دربار مشغول می‌شود. دو سال بعد محمدباقرخان در اختلافات قومی کشته می‌شود و خدیجه دیگر هرگز به مازندران بازنمی‌گردد. بی‌بی خانم توانست نزد مادرش آموزش ببیند و درس بخواند و از این امتیاز برخوردار بود که هم بتواند دنیای درون حرمسرا را مشاهده کند و هم دنیای بیرون را تجربه نماید.[۲]

بی‌بی در دربار درس خواند و بزرگ شد تا آن که با افسر جوانی از اهالی قفقاز که به تهران مهاجرت کرده بود، به نام موسی‌خان وزیراف آشنا شد. این دو به هم علاقه‌مند شدند و چون خدیجه باجی با وصلت‌شان مخالف بود بی‌بی از خانه می‌گریزد و در ۲۲سالگی با موسی خان وزیری ازدواج می‌کند. برخی از تاریخ نویسان می‌گویند بی‌بی خانم استرآبادی زود ازدواج کرد و با همه عشق و علاقه‌ای که به همسرش داشت، زندگی مشترکشان کوتاه بود و همسرش با دختر خدمتکاری ازدواج کرد. بی‌بی خانم بر اثر بی‌توجهی‌های شوهر و رفتارهای ناشایست هوو به ناچار خانه را ترک گفت ولی چندی بعد دوباره به خانه بازگشت و با شوهر از در آشتی درآمد، اما تجربه تلخ هووداری در خاطرش تا پایان عمر باقی ماند تا آنجا که در کتاب خود معایب‌الرجال به ذکر آن می‌پردازد.[۳]

تأسیس مدرسه

از آنجا که بی‌بی خانم اعتقاد داشت: «مردان با دور نگه‌داشتن زن از سواد و علم و معرفت به او ظلم می‌کنند و سبب ناآگاهی آنان می‌شوند»، پس از برقراری نظام مشروطه (۱۳۲۴ق) و انتساب شوهرش به ریاست قشون شیراز، به فکر تأسیس مدرسه دخترانه افتاد. بدین ترتیب مدرسه دخترانه ملی «دوشیزگان» را در خانه خود نزدیک دروازه محمدیه در بازارچه حاجی محمدحسن در سال ۱۳۲۴ ق تأسیس و با اجازه‌نامه رسمی از وزارت معارف با سه کلاس افتتاح کرد. یک کلاس را خود و دوتای دیگر را دخترانش اداره می‌کردند.

بی‌بی خانم اعلامیه‌ای در روزنامه مجلس مورخ ۹ صفر ۱۳۲۵ به چاپ رساند و در آن اعلام کرد که مدرسه دارای حیاطی بزرگ و اتاق‌های متعدد است و پنج معلم در آن دروس ریاضی، تاریخ، جغرافی، علوم دینی و آشپزی تدریس می‌کنند و شاگردان آن نیز از هفت الی دوازدة سال دارند. او همچنین مرکزی را برای آموزش کارهای دستی افتتاح کرد و به تهیدستان جهت ثبت نام دخترانشان در مدرسه تخفیف داد. تأسیس این مدرسه با واکنش‌ها و مخالفت‌هایی از سوی مردم رو به رو شد. سید علی شوشتری روحانی محل به عنوان اعتراض در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) متحصن شد. او دربارهٔ بی‌بی خانم و مدرسه‌اش تکفیرنامه‌ای صادر کرد و در آن نوشت: «این زن مفاسد دینیه دارد، در منزلش تار می‌زنند و اجتماع هنرمندان است».[۴] و آن را به منظور رواج بی‌عفتی دایر کرده است.»[۵]

تکفیرنامه او ورقه‌ای یک شاهی به فروش رفت و حتی بازار سیاه پیدا کرد. سر چارلز مارلینگ، کاردار وقت سفارت آمریکا در تهران، به سر ادوارد گری، وزیر امور خارجه انگلستان در گزارش ۱۶ ژوئیه ۱۹۰۸ نوشت: «در تهران شایع شده که این مدرسه با تلقین و تحریک همسر یکی از غلامان ما تشکیل شده است.»[۶]برخی نیز تأسیس مدرسه را «با اشاعه فاحشه‌خانه‌ها و اباحه مسکرات» برابر دانستند.[۷] بی‌بی خانم در اثر تهدید و فشارهای مخالفان نزد مخبرالسلطنه هدایت (وزیر معارف) شکایت کرد، اما به وی گفتند مصلحت در این است که مدرسه تعطیل شود. پس از آن مدرسه دوشیزگان تا یک سال تعطیل شد. با به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی (۱۳۲۶ق)، بی‌بی خانم دوباره نزد مخبرالسلطنه رفت و این بار ناچار شد در مقابل پذیرش دختران از چهار تا شش سال و حذف واژه «دوشیزه» مدرسه را دایر کند.[۸] بدین ترتیب با این تظلم‌خواهی‌ها بود که بی‌بی خانم توانست در ۱۵ ربیع‌الاول ۱۳۲۶/ ۱۲ آوریل ۱۹۰۸ دوباره مدرسه را باز کند اما عامل مهمی که در گشایش دوباره این مدرسه تأثیر بسزایی داشت و نباید از آن غافل بود، همانا تصویب متمم قانون اساسی در ۲۹ شعبان ۱۳۲۵ بود؛ زیرا اصل ۱۸ آن تحصیل علوم و معارف و صنایع را بدون ذکر جنسیت آزاد می‌دانست. بی‌بی خانم با بازگشت شوهرش از مأموریت، بر اساس گزارش روزنامه حبل‌المتین[۹] مدرسه را به عمارتی اجاره‌ای در بازارچه حاجی غلامرضا، صاحب انجمن محمدیه، در گذر علی پاچنار منتقل کرد. مدرسه این بار تحت نظارت وزارت معارف درآمد. سرانجام بی‌بی‌خانم به علت کهولت سن و خستگی مدرسه دوشیزگان را بست.[۱۰]

کتاب معایب الرجال

در سال ۱۳۰۹ (قمری) کتابی، به قلم شخص ناشناسی، به نام تأدیب زنان نوشته و منتشر شد. هر فصل این رساله به نحوه اصلاح رفتار و کردار ناپسندی می‌پردازد که نویسنده منتسب به زنان می‌داند: فصل اول دربارهٔ «سلوک زن»، فصل دوم «حفظ زبان»، فصل سوم «گله‌گزاری»، فصل چهارم «قهر کردن»، فصل پنجم «طرز راه رفتن»، فصل ششم «آداب غذا خوردن»، فصل هفتم «پاکیزه نگه داشتن بدن و استعمال بعضی از عطریات»، فصل هشتم «طرز لباس پوشیدن»، فصل نهم «آداب خوابیدن» و فصل دهم دربارهٔ «آداب صبح برخاستن از خواب» است.

چند سال بعد بی‌بی‌خانم استرآبادی در سال ۱۳۱۳ (قمری)، اندکی قبل از ترور ناصرالدین شاه، کتابی به نام معایب الرجال نوشت که ردیه‌ای بر آن بود. بی‌بی‌خانم در این کتاب ضمن برشمردن معایب مردان سعی کرده است راه و رسم درست زناشویی را توضیح دهد. او در این رساله علاوه بر آن که پاسخی جداگانه به هر ده فصل کتاب تأدیب‌النسا می‌دهد، چهار فصل را نیز به معایبی که در مردان می‌بیند نسبت می‌دهد. این چهار فصل عبارت اند از: «اطوار شراب‌خوار»، «کردار اهل قمار»، «در تفصیل چرس و بنگ و واپور و اسرار» و «شرح گفتگو در اوضاع عبائره و اقرات اجامره و الواط». او در این کتاب مردان را دعوت می‌کند که «دست ار تأدیب کردن نسوان بردارند و در پی تأدیب و تربیت خود برآیند». در بخش آخر، بی‌بی خانم به شرح داستان زندگی خود و داستان بی‌وفایی شوهرش می‌پردازد.

بی‌بی‌خانم در این کتاب آورده است: «نه هر مردی از هر زنی فزون‌تر است و نه هر زنی از هر مردی فروتر» «انواع و اقسام از خواص و عوام زن و مرد خوب و بد هر دو می‌باشند، صفات حمیده و رذیله از همه قسم مشاهده می‌شود. اگر باید تربیت بشوند باید همه را بنمایند؛ و تربیت هم موقوف به تمام قوانین تمدن و تدین ملیه و دولتیه و شرعیه و عرفیه کشوریه و لشکریه می‌باشد.[۱۱] نثر معایب‌الرجال پر از کلمات و عبارات عربی است و نویسنده جابه‌جا برای روشن کردن منظور خود از شعر و آیات قرآن و احادیث بهره برده است. زبان آن «تند و بی‌پروا و به دور از عفت کلام و محافظه‌کاری» است.[۱۲]

پانویس

  1. کاظمی،«زندگینامه بی‌بی خانم استرآبادی»، سایت تاریخ ما، 12 خرداد1396ش
  2. «بیوگرافی بی بی خانوم استرآبادی»، سایت فالادومی، 23 اسفند 1400ش
  3. جلالی، «بی‌بی خانم استرابادی از فعالان حقوق زنان در عصر قاجار»، سایت مزدک نامه
  4. مهرانگیز ملاح، «از زنان پیشگام ایرانی: افضل وزیری دختر بی‌بی خانم استرآبادی»، 1385ش
  5. عبدالحسین، «زنان ایران در جنبش مشروطه»، 1360ش
  6. معاصر، «تاریخ استقرار مشروطیت در ایران (2جلدی)»، 1352ش
  7. خسرو پناه، «هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی»، 1382ش
  8. ترابی فارسانی، «اسنادی از مدارس دختران از مشروطیت تا پهلوی»، ص 14 و 24 1378ش
  9. (س 2، ش 45، 9 جمادی‌الاولی 1326، ص 8)
  10. جلالی، «بی‌بی خانم استرابادی از فعالان حقوق زنان در عصر قاجار»، سایت مزدک نامه
  11. جوادی، «رویارویی زن و مرد در عصر قاجار : دو رساله تأدیب النسوان و معایب الرجال و (زن: موضوعی برای طنز)»، 1371ش
  12. کاظمی،«زندگینامه بی‌بی خانم استرآبادی»، سایت تاریخ ما، 12 خرداد 1396ش

منابع

  • انی، کاظمی، «زندگینامه بی‌بی خانم استرآبادی»، سایت تاریخ ما، ۱۲ خرداد ۱۳۹۶ش
  • جلالی، نادره، «بی‌بی خانم استرابادی از فعالان حقوق زنان در عصر قاجار»، سایت مزدک نامه
  • «بی بی خانم استر آبادی»، در ویکی‌پدیا، بازدید ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ش
  • خسروپناه، محمدحسین، «هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی»، تهران، پیام امروز، ۱۳۸۱ش
  • «Bibi Khanoom Astarabadi»، در ویکی‌پدیای انگلیسی، بازدید ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ش
  • «بیوگرافی بی بی خانوم استرآبادی»، سایت فالادومی، ۲۳ اسفند ۱۴۰۰ش
  • «آموزش و پرورش جدید دختران ایران؛ بی بی خانم استرآبادی»، حقوق نیوز
  • عبدالحسین، ناهید، «زنان ایران در جنبش مشروطه»، نشر احیا، تبریز، ۱۳۶۰ش