زن در یهودیت: تفاوت میان نسخهها
حذف ردهها |
حمید گلزار (بحث | مشارکتها) جز حمید گلزار صفحهٔ زن در آیین یهود را بدون برجایگذاشتن تغییرمسیر به زن در یهودیت منتقل کرد |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
*«نگاهی به حجاب در مسیحیت، یهودیت و زرتشت»، در خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ درج: 21 تیر 1402ش. | *«نگاهی به حجاب در مسیحیت، یهودیت و زرتشت»، در خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ درج: 21 تیر 1402ش. | ||
*نوید، نفیسه، «بررسی تطبیقی جایگاه زن در ادیان ابراهیمی»، در مجلة نامة الهیات، سال شانزدهم، شماره 62، بهار 1402ش. | *نوید، نفیسه، «بررسی تطبیقی جایگاه زن در ادیان ابراهیمی»، در مجلة نامة الهیات، سال شانزدهم، شماره 62، بهار 1402ش. | ||
<big>'''زن در شریعت یهودی'''</big>؛ | |||
یهودیان بر این باورند که هدایت انسان از سوی خداوند از طریق فرامینی صورت میپذیرد که در اصطلاح یهود «میتصووت»<ref>Mitzvoth</ref> یا شریعت نام دارد. | |||
علیرغم اشتراک [[زن]] و [[مرد]] در اصل انجام شرایع یهودی (میتصووت)، در پارهای موارد با یکدیگر متفاوتاند؛ از جمله در دستورهای مربوط به ختنه، [[قاعدگی]] و سایر مناسکی که با تفاوتهای جسمانی [[زن]] و [[مرد]] و [[جنسیت]] [[زنان]] به طور مستقیم مرتبط است، این تفاوتها به چشم میخورد؛ همچنین در احکامی که دارای علل خاصی است و به طور غیرمستقیم با [[جنسیت]] [[زنان]] ارتباط دارد، تمایزاتی وجود دارد؛ مانند تفاوت در زیارت و [[ارث]].<ref>نتصر،پژوهشنامه یهود ایران (پادیاوند)، ص324-325</ref>از سوی دیگر در هلاخا، برخی احکام اختصاصی نیز برای [[زنان]] وجود دارد: 1.مراسم غسل و طهارت مربوط به [[عادت ماهانه]](نیدا) 2.روشن کردن شمع در روز شنبه و اعیاد 3.پختن نان حلا که در روز شنبه خورده میشود. این فرامین اختصاصی [[زنان]]، در حقیقت نمادی از نقش سنتی [[زنان]] و اختیارات او در خانه و [[خانواده]] محسوب میشود. عالمان یهودی به منظور نشان دادن نقش مهم [[زنان]] در شریعت یهودی به این نکته اشاره میکنند که در سه آیین مهم یهودی (برپایی احکام شنبه، رعایت قوانین حلال و حرام در خوراکیها (کشروت) و طهارت [[زناشویی]]) که جنبه نمادین برای این دین دارند و یهودیت با آنها شناخته میشود، [[زنان]] دارای نقشی ویژهاند. | |||
قاعده مهم هلاخایی این است که در همه «نهیهای دینی» (احکام سلبی) [[زن]] و [[مرد]] یهودی یکساناند؛ ولی در «اوامر» حکم ایجابی، مواردی که محدود به مناسبتهای خاص مذهبی است، بر [[زنان]] واجب نیست؛ به عبارت دیگر، [[زن]] یهودی تمام نواهی دینی را باید رعایت کند، ولی در اوامر، دارای معافیتها و تخفیفاتی است. دیوید بی یوسف ابودرحام <ref>David ben Abudarham</ref>-مفسر قرون وسطایی، دلیل واجب نبودن میتصووتهای مثبتی را که مربوط به زمان خاصی است، وجود نوعی تعارض بین فرامین الهی و خواستهها و نیازهای [[شوهر]] میداند.<ref>هولم و بوکر، [[زن]] در ادیان بزرگ جهان، ترجمه علی غفاری،ص93</ref> | |||
===سن و آیین بلوغ و تکلیف مندی در مقابل شریعت=== | |||
در یهودیت، [[پسران]] از پایان سیزده سالگی به بلوغ رسیده، ملزم به رعایت کلیه واجبات دینی شریعت یهود هستند، ولی برای [[دختران]]، این سن از دوازده سالگی تعیین شده است. البته این سنین، حد پایین بلوغ است و بسته به بروز نشانهها میتواند افزایش یابد. ممکن است نشانههای بلوغ [[پسران]] و [[دختران]]، از جمله تغییرات جسمی (مانند روییدن موی زیر بغل و کلفت شدن صدا) در سنین بالاتری بروز یابد که همان، به عنوان سن تکلیف برای آنان تعیین میگردد. | |||
پس از رسیدن [[پسران]] به سن تکلیف، برای آنان آیین مذهبی ویژهای همراه با جشن و سرور مذهبی، برگزار میشود. البته در دهههای اخیر، در میان برخی فرقههای یهودی این آیین برای [[دختران]] نیز برپا میشود. [[پسران]] پس از این آیین، «برمیتصوا»، و [[دختران]] «بت میتصوا» میشوند. آنان پس از رسیدن به سن تکلیف، مسئول اعمال و رفتار خویش هستند. | |||
===طهارت و نجاست و قوانین خوراکیها=== | |||
در زمره احکام مهم و پردامنه یهودیت، قوانین مربوط به خوراکیها و نیز بحث طهارت و نجاست است. در بحث قوانین خوراکیها، نقش [[زنان]] به جز در ذبح که عملی [[مردانه]] است، در رعایت سایر قوانین مرتبط با خوردنیها، بسیار پررنگ است. در قوانین مربوط به حلیت و حرمت در خوراکیها، در نوع حیوانی که ذبح میگردد، شیوه ذبح آنها و نیز برای فرد ذبحکننده، شرایط و قواعدی تعیین شده است. نکته حائز اهمیت از منظر [[جنسیت]]ی این است که [[زنان]] در گذشته نمیتوانستند به ذبح حیوان اقدام کنند؛ در زمره تحولات دوران مدرن، اجازه انجام ذبح به برخی [[زنان]] از سوی برخی گرایشهای یهود است. | |||
در قوانین طهارت و نجاست، در برخی برههها [[زنان]]، طاهر یا ناپاک (نجس) تلقی میشوند و قوانین سختگیرانهای در خصوص این دوران در یهودیت وضع شده است.<ref group="پانویس">برخی از محققان بیان کردهاند که دورانهای پیشین یهودیت، [[زنان]] در زمان وقوع [[حیض]]، از دیگران جدا، و در مکانهای خاصی محصور میشدند (Encyclopedia Judaica, p. 163)</ref> ایام [[قاعدگی]] را در یهودیت، «نیدا» یا ایام ناپاکی مینامند.<ref group="پانویس">حجم قابل اعتنایی از احکام شرعی یهودبه این موضوع میپردازد؛ به طوری که رسالهای کامل در تلمود و هفده باب از کتاب شولحان عاروخ به این مسئله اختصاص دارد</ref> <ref>شختر و دیگران، واژههای فرهنگ یهود، ترجمه منشه امیر و دیگران، ص240</ref> براساس قوانین نیدا، [[زن]] در ایام [[حیض]] ([[قاعدگی]]) و یک روز قبل از آن-در صورتی که [[قاعدگی]] منظم دارد، برای [[شوهر]]ش ناپاک است. این ناپاکی و احکام مربوط به آن، تا هفت روز پس از پاکی ادامه دارد. حاخامها به [[زنان]]ی که در اواخر دوره [[عادت ماهانه]] خود قرار داشتند، توصیه میکردند بیشتر احتیاط کنند و از غسل در حمام آیینی (غسل گاه میقوه)<ref group="پانویس"> میقوه، حمامی خاص است که در یهودیت برای غسلکردن استفاده میشود. با توجه به ویژگیهای خاص این حوضچه و ابعاد ویژه آن، در کنیسه مکان خاصی برای این غسل در نظر گرفته شده است.</ref> و [[روابط جنسی]] با [[شوهران]]شان تا هفت روز بعد از پاکی خودداری ورزند تا کاملاً مطمئن شوند که ناپاکیشان پایان یافته است.<ref>Encyclopedia Judaica.p.163</ref>[[زن]] پس از تطهیر خود در حمام مخصوص آیینی که باید با حضور [[زن]]ی جهت نظارت بر صحت انجام آن صورت پذیرد و نیز دادن کفاره به عبادتگاه، <ref>لاویان 15: 19-33</ref> میتواند با [[همسر]] خود [[ارتباط جنسی]] برقرار کند؛ در تنخ تصریح شده: | |||
[[زن]]ی که [[عادت ماهانه]] داشته باشد، به مدت هفت روز ناپاک خواهد بود. آن [[زن]] در دوران [[عادت ماهانه]] خود، به هرچه دست زند و بر هر چیزی که بخوابد یا بنشیند، آن چیز ناپاک میشود. هر کسی که به بستر آن [[زن]] و یا چیزی که آن [[زن]] روی آن نشسته باشد، دست بزند، تا غروب نجس خواهد بود و باید لباس خود را بشوید و غسل کند. <ref>لاویان 15: 19-33</ref>چنان چه [[زن]]، انجام این غسل را به تأخیر بیندازد، ناپاکی او و احکام آن همچنان ادامه مییابد. | |||
در این ایام، هرگونه [[تماس جنسی]] و تحریکآمیز با [[زن]] و برقراری [[رابطه جنسی]] ممنوع است <ref>لاویان 18:19</ref> و گناه بزرگی در حد [[زنا]] شمرده شده است. همچنین [[مرد]] حق نزدیک شدن به [[زن]] و تماس با اشیایی را که وی با آنها در ارتباط است، ندارد؛ [[شوهر]] نمیتواند به هیچ وجه [[زن]] را لمس کند و حتی دست دادن با او و گرفتن انگشتان دست وی ممنوع شمرده میشود. [[مرد]] صرفاً مجاز به نگاه کردن به اعضایی است که معمولاً پوشیده نیستند. [[زن]] و [[شوهر]] در دوران [[قاعدگی]] نمیتوانند در یک تختخواب یا دو تختخواب به هم چسبیده بخوابند؛ مگر آنکه فاصله زیادی بین آنها باشد. | |||
[[مرد]] نمیتواند حتی با وساطت اشیایی دیگر، چیزی از [[زن]] بگیرد. [[مرد]] نمیتواند با [[زن]] بر سر یک میز، غذا بخورد؛ مگر اینکه چیزی که غالباً روی میز غذا استفاده نمیشود، بین ظرفهای آنها فاصله بیندازد. [[مرد]] نباید باقی مانده نوشیدنی [[زن]] که در لیوان مانده و تهمانده غذای او را بخورد. | |||
استشمام بوی عطر از [[زن حائض]]، سفر تفریحی با او با یک وسیله نقلیه، و شنیدن صدای خواندن وی نیز حرام است.<ref group="پانویس">هلاخا توصیه میکند [[زن]] در این ایام لباسهای مخصوصی بپوشد تا ناپاکی او یادآوری شود.</ref> آرایش کردن [[زن حائض]]، پس از نقض و ابرامهای فراوان، به این دلیل که [[زن]] برای [[مرد]] در این دوران مشمئز کننده نباشد، مجاز دانسته شد. در قرون وسطی، قوانین مربوط به [[عادت ماهانه]] [[زنان]] سخت گیرانهتر شد و [[زن]] «نیدا» حق ورود به کنیسه را نداشت. همچنین تماس با کتابهای مقدس، نماز یا قرائت نام خدا برای او ممنوع بود. در گزارشهای تاریخی مربوط به اواخر قرن پانزدهم آمده است که [[زنان حائض]] چنان چه به کنیسهها وارد میشدند، «مراقب بودند که به صفحه تورات نگاه نکنند».<ref>Encyclopedia Judaica.p.164</ref> | |||
نکتهی دیگر این است که اگر [[زن]]ی [[پسر]] به دنیا آورد، تا هفت روز نجس است و 33 روز نباید هیچ چیز مقدسی را لمس کند و اگر [[دختر]] بزاید، دو برابر آن، یعنی دو هفته نجس خواهد بود و باید 66 روز از نزدیک شدن به معبد خودداری کند.<ref group="پانویس">البته به دلیل دشواری عمل به این قوانین شرعی، امروزه جز اندکی از یهودیان به این قوانین عمل نمیکنند.</ref> در برخی جوامع یهودی، برای [[پسر]] چهل روز پس از تولدش غسل طهارت انجام میشد و برای [[دختر]] این غسل هشتاد روز پس از تولد وی انجام میشد.<ref>مقیسه، پایاننامه ارشد، ترجمه هشتاد صفحه از بخش چهارم کتابCode of Jewish Law،ص54 </ref> | |||
===احکام روز شنبه === | |||
شنبه بسیار مقدس شمرده میشود. و جنبه نمادین برای هویت یهودی یافته است.<ref>خروج15:31 و 17</ref> یهودیان باید در این روز، از تمام کارهای ممنوع شده و این روز را تعطیل، و مجموعه قوانین را رعایت کنند؛ به عنوان مثال، در شنبه نمیتوان عقد کرد و نمیتوان [[طلاق]] داد و [[زن]] نیز نمیتواند موهای سر خود را ببافد و موهای سرش را شانه بزند. با استناد به سفر خروج 3:35، یهودیان از روشنکردن آتش در این روز و انجام کارها و نیز فعالیت اقتصادی خودداری میکنند؛ حتی در میان برخی گرایشها، در روز شنبه، از روشن کردن لامپ، استارتزدن به ماشین، روشن کردن شعله گاز برای پخت و پز و یا برافروختن شعله بخاری اجتناب میکنند. این دسته از یهودیان، از روز قبل چراغ و شعلههای آتش را روشن میسازند. | |||
از احکام مهم روز شنبه، روشنکردن شمعهای شبات است <ref group="پانویس">شمع در یهودیت همانند بسیاری از ادیان دیگر دارای جایگاه و کارکرد آیینی است. این اهمیت در یهودیت تا بدان حد است که از لحاظ نمادین، شمعدان (منورا)، نماد آیینی یهودیت شناخته میشود. یهودیان از جمعه شب این شمعها را روشن میکنند.</ref> که معمولا [[زن]]ها این کار را میکنند. [[زنان]] در این روز دعایی نیز زمزمه میکنند و [[مردان]] هم بر ظرف شراب، دعایی خوانده، در آن میدمند و شراب داخل آن را که با اذکاری تقدیس شده، مینوشند و به دیگر اعضای [[خانواده]] نیز میدهند. به دلیل ممنوعیت برافروختن آتش در روز شنبه، [[زنان یهودی]] از صبح جمعه برای درست کردن غذای شب و نهار فردا نیز غذای آیینی این روز(شولنت) دست به کار میشوند.<ref>فرازهایی از کتاب مقدس؛ عیسای ناصر، ج6: [[زنان در کتاب مقدس]]، ترجمهای ازLe Dossiers de la Bible،ص17</ref> | |||
در پاسخ به این پرسش که چرا روشنکردن شمع شنبه بر عهدهی [[زنان یهودی]] است، برخی عالمان دینی این مسئله را با گناه حوا در داستان آفرینش و سرپیچی او از فرمان خدا مرتبط دانستهاند. گفته شده است که [[زن]] با این گناه، چراغ زندگی بشر را خاموش کرد! اکنون [[زن]] با روشن کردن شمعها ایمان را در دل خود روشن میسازد و بدین وسیله گناهش تخفیف مییابد. | |||
===سرپرستی [[مرد]] بر [[زن]]=== | |||
طبق قوانین شریعت یهود، [[دختر]] تا زمان [[ازدواج]]، متعلق به [[پدر]]ش است و در زمانهایی که [[دختر]]، مستحق دریافت غرامت و خسارتی میشود، این مبلغ به [[پدر]] وی تعلق میگیرد.<ref>سفر خروج 15-16: 22 و کتاب تثنیه 29-28: 22.</ref> | |||
در زمان [[ازدواج]]، [[داماد]] با پرداخت مبلغی به [[پدر]] [[عروس]]، که بهای [[دختر باکره]] نامیده میشود او را از [[پدر]] [[دختر]] دریافت کرده، صاحب اختیارش میشود.<ref>هولم و بوکر، [[زن]] در ادیان بزرگ جهان، ترجمه علی غفاری، ص87</ref>جایگاه [[مرد]] نسبت به [[زن]] باعث شده که در آموزههای یهودی، [[پدر]] تا زمانی که [[دختر]]ش [[ازدواج]] نکرده یا بنا بر برخی اقوال به دوازده سالگی نرسیده، و [[شوهر]] تا زمانی که [[طلاق]] رخ نداده، بر [[زن]] ولایت دارد. نذر [[دختران]] و [[زنان]] نیز بدون اجازه [[پدر]] و [[شوهر]]شان پذیرفته نیست<ref group="پانویس"> برخی علمای یهودی این اجازه را محدود به نذرهایی کردهاند که به روابط [[زناشویی]] مربوط میشود.</ref> <ref>اعداد30: 3-5 و 13-15 </ref>و براساس سنت یهودی و قوانین هلاخایی، [[پدر]] و [[شوهر]] میتوانند عهد و پیمانهای [[دختر]] و [[همسر]] خویش را باطل کنند.<ref>همان30: 4-6.</ref> برای [[زن]] [[متاهل]]، تنها راه کسب استقلال، یا [[طلاق]] گرفتن_البته حق [[طلاق]] در اختیار [[شوهر]] است_ و یا مرگ [[شوهر]] است. | |||
در خصوص رابطه [[زن]] و [[شوهر]]، در تنخ از واژه «بعل» برای [[مرد]] به معنای صاحب و مالک استفاده شده است که مؤیدی بر نظام طولی [[خانواده]] ([[شوهر]] در رأس و [[همسر]] و فرزندان تحت مدیریت او) در این بخش از کتاب مقدس است. آیات متعددی، [[مردان]] را در موقعیت ریاست بر [[زنان]] و صاحب اختیاری آنها قرار میدهند و اطاعت [[زن]] از [[مرد]] را لازم میشمرند. البته باید توجه داشت که گرچه [[مرد]] با [[ازدواج]] و ادای کلمات مقدس و میشنایی، صاحب اختیار [[زنش]] میشود، این به معنای مالک شدن [[شوهر]] بر [[زنش]] نیست؛ یعنی [[شوهر]] این اختیار را ندارد که [[همسر]]ش را بفروشد و با او به مثابه شیئی مورد تملک رفتار کند. | |||
در نقطه مقابل، برتری [[زن]] بر [[مرد]]و حاکمیت او بر [[شوهر]] و [[خانواده]]، منفی تلقی شده و [[مردان]] یهودی از چنین مناسباتی با [[زنان]] خویش نهی شدهاند، به عنوان مثال در تلمود آمده است: «جزء افرادی که فریاد میزنند، اما کسی به داد آنها نمیرسد، [[شوهر]]ی است که [[همسر]]ش بر او حکومت میکند».<ref>باوامصیعا 75 ب.</ref> | |||
===آداب ولادت فرزند=== | |||
در یهودیت، هنگام تولد [[پسر]] جشنی میگرفتند و برای تبرک، ابتدا نام عبری بر او میگذاشتند و سپس آن نام را تغییر میدادند. در هلاخا آمده است که پس از تولد [[پسر]]، در روز هشتم، طی مراسمی مذهبی او را ختنه و نامگذاری میکنند و از این طریق، او یهودی میشود. در گذشته، این مراسم صرفاً برای [[پسران]] برپا میشود و به آن «زودهابات»<ref>Zeved Habat</ref> میگویند. در ایام پس از تولد [[دختر]]، [[والدین]] به کنیسه رفته، خدا را سپاس میگویند. چون [[زنان]] اجازه خواندن دعا با صدای بلند در کنیسه را ندارند، [[پدر]] به تنهایی در اولین شنبه پس از تولد [[دختر]]ش به کنیسه میرود و با دعا و قرائت تورات، وی را متبرک میکند.<ref>هولم و بوکر، [[زن]] در ادیان بزرگ جهان، ترجمه علی غفاری، ص83و 84.</ref> | |||
===[[زن]] و مجازات=== | |||
مجازاتها در کتاب مقدس یهودی دامنه وسیعی دارند و شامل قتل، سوزاندن، خفه کردن مجرم، ریختن سرب مذاب در دهان، سر بریدن با شمشیر، حبس، طرد، غرامت مالی و... میشوند و شاهد مجازاتهای سهمگینی برای گناهان هستیم؛ به عنوان مثال، از جمله احکامی که احتمالاً بعدها تعدیل شده یا به بنای مجدد معبد مقدس که برخی احکام صرفاً باید در آن اجرا شود، موکول شده، سوزاندن [[دختران]] به صورت زنده زنده، در آتش، و سنگسارکردن در پی [[زنا]]ی آنان بوده است.<ref>پیدایش38: 24؛ لاویان20: 27 و21: 9؛ تثنیه22: 13-21 و 22: 23-29.</ref> | |||
در این دین، برای [[سقط جنین]] غرامت وضع شده.<ref>خروج21: 22-23.</ref> در [[زنای محصنه]]، به قتل [[زانی]] و [[زانیه]] حکم گردیده<ref>لاویان20: 10 و تثنیه 22: 22.</ref> و برای [[زنای با محارم]]، مجازاتهای مختلف تعیین شده است. برای [[زنا]] با [[دختر باکره]]، [[ازدواج]] با او و یا پرداخت [[مهرالمثل]] [[دوشیزگان]] تعیین شده است.<ref>خروج22: 16-17</ref> همچنین [[تجاوز]] به [[زن]] برده، [[زنا]] به عنف محسوب شده و [[نزدیکی]] با [[زن]] [[حائض]] و [[مساحقه]] نیز دارای مجازاتهای خاصی است. | |||
در همین راستا، [[ازدواج]] اجباری در پی [[تجاوز]] به [[دختر]] و پرداخت غرامت به [[پدر]] آن [[دختر]]، از احکام مصرح در کتاب مقدس یهودی است: اگر [[مرد]]ی به [[دختر باکره]]ای [[تجاوز]] کند و در حین عمل غافلگیر شود (روابط پنهانی او آشکار شود)، باید به [[پدر]] [[دختر]] پنجاه شقل نقره بپردازد و با آن [[دختر]] [[ازدواج]] کند و هرگز نمیتواند او را [[طلاق]] دهد.<ref>تثنیه22: 28-29.</ref> همچنین وی باید تاوان درد و رنج، خجلتزدگی و لکهدار کردن [[دختر]] را نیز بدهد.<ref>سلیمانی، «مجازاتها در حقوق کیفری یهود»، هفت آسمان، ش16، ص158.</ref> | |||
در قوانین شریعت یهود آمده: «اگر فردی شایعهای را پیرامون [[زنای محصنه]] [[همسر]]ش شنید، اگرچه درباره صحت آن اطمینان ندارد، باید با یک مرجع حاخامی مشورت کند که آیا با وی زندگی کند یا نه».<ref>مقیسه، پایاننامه ارشد، ترجمه هشتاد صفحه از بخش چهارم کتاب Code of Jewish Law، ص15.</ref> همچنین در تورات آمده اگر کسی به [[همسر]]ش اتهام ناروای بیعفتی در دوران پیش از [[ازدواج]] بزند و نتواند ثابت کند، «آن گاه رهبران شهر باید [[مرد]] را بگیرند و تازیانه بزنند و معادل یک صد تکه نقره جریمهاش کنند و این جریمه باید به [[پدر]] [[دختر]] پرداخت شود؛ زیرا او به یک [[دختر باکره]] اسرائیلی تهمت زده است».<ref>تثنیه22: 19.</ref> گرچه به [[زن]] تهمت زده شود غرامت آن به [[پدر]]ش پرداخت میشود و [[دختر]] در این غرامت سهمی ندارد. | |||
در حقوق کیفری یهود، [[زنا]] در صورتی [[محصنه]] است که [[زن]] دارای شوهر باشد؛ چه [[مرد]] دارای [[همسر]] باشد، چه نباشد. از این رو اگر کسی با [[زن]] [[شوهر]]دار [[زنا]] کند، چه [[زانی]] [[مجرد]] باشد و چه دارای [[همسر]]، هر دو کشته میشوند. فلسفه چنین حکمی، تلقی یهودیان از پیوند [[ازدواج]] بوده است؛ زیرا [[ازدواج]] در یهودیت نوعی پیوند بوده که [[زن]] را در مالکیت [[مرد]] در میآورده است؛ [[زنا]]ی با [[زن]] [[شوهر]]دار در حقیقت [[تجاوز]] به حق مالکیت فردی [[شوهر]] تلقی میشد؛ اما [[زن]] چنین اختیاری درباره [[همسر]]ش نداشت.<ref>سلیمانی، «مجازاتها در حقوق کیفری یهود»، هفت آسمان، ش16، ص155.</ref> | |||
در کتاب تورات، [[مرد]]ی که احتمال دهد [[همسر]]ش مرتکب خیانت [[جنسی]] شده است، باید به کاهن هدیهای بدهد و کاهن با تشریفات خاصی، آب لعنت تلخ را به [[زن]] بنوشاند تا اگر مرتکب گناهی شده که کسی شاهد آن نبوده است، آب لعنت وارد احشای او شده، ران او ساقط و شکمش منتفخ گردد و آن [[زن]] در میان قوم خود مورد لعنت خواهد بود.<ref>اعداد5: 11-28</ref> | |||
بر اساس حکم تورات، اگر [[مردی]] با [[زن]]ی [[ازدواج]] کرده، ولی پس از مدتی از او سیر شده، به او تهمت زند که تو پیش از [[زناشویی]] و در خانه [[پدر]]ت با [[مرد]] دیگری [[همخواب]]ه شدهای، [[پدر]] [[زن]] موظف است جامه خونین شب [[زفاف]] را که بیانگر [[باکره]] بودن [[دختر]] بوده است، به دادگاه بنمایاند، و گرنه [[زن]]، محکوم به [[سنگسار]] میشود.<ref>تثنیه22: 13-21</ref> | |||
===[[ارث]] [[زن]]=== | |||
در کتاب مقدس یهودی در تقسیم [[ارث]] تفاوتهایی میان اعضای [[خانواده]] لحاظ میشود و هر یک از اعضا و خویشان متوفی سهم متفاوتی از [[ارث]] دارند.<ref group="پانویس"> به طور مثال اگر [[پدر]]ی بمیرد و 5 [[پسر]] از خود بجای بگذارد، فرزند ارشد یک سوم، و چهار فرزند دیگر هرکدام یک ششم از ارث را مالک میشوند و اگر نه [[پسر]] از خود باقی بگذارد، فرزند اول یک پنجم، و هشت فرزند دیگر هرکدام یک دهم از [[ارث]] را مالک میشوند.</ref> در [[ارث]]، پسر ارشد دو سهم <ref>تثنیه،22: 17.</ref>، و سایر [[پسر]]ان، هرکدام یک سهم دارند، و [[دختر]]ان(اگر متوفی دارای [[پسر]] باشد) بدون سهم و از ارث محروماند. تنها در صورتی که میت [[پسر]] نداشته باشد، [[دختر]] ارث میبرد.<ref>اعداد 27: 8.</ref> از همین رو، اگر میت یک [[پسر]] یا نوه [[پسر]]ی و ده [[دختر]] داشته باشد، هیچ سهمی از [[ارث]] به دخترانش نمیرسد؛ البته طبق متن تلمود حتی اگر [[پدر]]، [[پسر]] دارد، [[دختر مجرد]] برای معاش خویش، از اموال [[پدر]] [[ارث]] میبرد، حتی اگر [[برادران]]ش بدون معاش بمانند. این [[دختران]] که به سن [[ازدواج]] نرسیدهاند، با فوت [[پدر]]، به اندازه سهم [[خواهران]]ی که [[جهاز]] بردهاند، سهم دارند. [[دختر]] اگر [[جهیزیه]] برده باشد، ارزش [[جهیزیه]] با سهم مقایسه میشود و اگر [[ارث]]یه بیشتر باشد، مبلغ [[جهیزیه]] کسر میشود و مابقی به او تعلق میگیرد. | |||
در یهودیت، [[زن]]، تنها در صورتی که اولاد نداشته باشد، از [[همسر]]ش [[ارث]] میبرد. در صورت فوت فرزند، [[پدر]] به تنهایی از او [[ارث]] میبرد و [[مادر]] از ارث فرزندش محروم است.<ref>دیلمی،«مطالعه تطبیقی [[ارث]] [[زن]] »، نامه مفید، ش29، 1381، ص100.، مقررات اصلاحی ارث کلیمیان جهان، بند 1، ماده 7.</ref> [[مادر]] در هیچ طبقهای از [[ارث]] قرار ندارد. به عبارت دیگر، [[مادر]] شخص میت و همچنین [[برادران]] [[مادر]] او، با این توجیه که رابطه [[خانوادگی]]، بر اساس ارتباط- با [[پدر]] برقرار میشود، نه [[مادر]]-از سلسله [[ارث]] حذف شدهاند.<ref>Jacobs,J,& Greenstone, J.(n.d.).INHERITANCE-JewishEncylopedia.com. Retrieved from http://www.jewishencylopedia.com/articales/8114-inheritance.[Accessed 28 Jan 2018].</ref> | |||
تلمود در بحث مسائل مالی، حکم را تغییرپذیر دانسته است و از همین رو، در بحث [[ارث]]، اصلاحاتی در قرون بعدی صورت گرفت. در دوران معاصر و با تحولاتی که رخ داده، در برخی جوامع بر اساس قوانین جدید شرعی، [[دختران]] [[نصف پسران]] [[ارث]] میبرند <ref group="پانویس">از سال 1355 [[دختران]] در ایران نصف پسران [[ارث]] میبرند.</ref> و در برخی دیگر (مانند یهودیان رفورمیست آمریکایی)، ربیهای یهودی به ارث برابر [[زنان]] و [[مردان]] حکم کردهاند. | |||
===شهادت [[زن]]=== | |||
در متن تنخ، بیان صریحی درباره تفاوت [[زن]] و [[مرد]] در شهادت وجود ندارد؛ اما مفسرین و تاریخدانان از وجود برخی محدودیتها در شهادت [[زنان]] سخن میگویند که از مفاد فرازهای کتاب مقدس یهودی برداشت کردهاند.<ref group="پانویس"> به عنوان نمونه یوسف فلاوی ( Flavius Josephus ) - تاریخنگار یهودی - بیان میدارد که در جامعه یهودی نخستین، [[زنان]] و بردگان اجازه شهادت دادن نداشته اندEncyclopedia Judaica : Witness . [ online ] Available at Jewish Virtual Library( . ( 2008 ) http://www.jewishvirtuallibrary.org/witness [ Accessed I Feb. 2018 ] ) .</ref>از این رو بیان داشتهاند که در یهودیت نخستین، شهادت [[زن]] در دادگاه پذیرفته نمیشد.<ref>فرازهایی از کتاب مقدس؛ عیسای ناصری ، ج ۶ : [[زنان]] در کتاب مقدس، ترجمهای از Le Dossiers de la Bible، ص ۲۰</ref> | |||
موسی ابن میمون<ref>Moses Maimonides</ref>-از مهمترین عالمان یهودی- از ده دسته نام میبرد که شهادت آنها قبول نیست: [[زنان]]، بردگان، خردسالان، مجانین، ناشنوایان، نابینایان، بدکاران، انسانهای پست، اقوام و نزدیکان و گروههای هوادار. وی در توضیح اینکه چرا [[زنان]] نمیتوانند شهادت دهند، مینویسد: | |||
با استفاده از قاعده قیاس<ref>gezerah shavah</ref> در مطالعه کتاب مقدس، این حکم از تنخ برداشت میشود که تنها مردان میتوانند شاهدانی مورد قبول باشند؛ زیرا وقتی کتاب مقدس یهودی در مورد شاهدان سخن میگوید، از ضمیر و شکل مذکر الفاظ استفاده نموده است.<ref> Jewish Virtual Library . ( 2008 ) . Encyclopedia Judaica : Witness . [ online ] Available at : http://www.jewishvirtuallibrary.org/witness [ Accessed 1 Feb. 2018 ] . </ref> | |||
===خرید و فروش [[دختران]]=== | |||
در کتاب مقدس یهودی، خرید و فروش [[دختران]] و قرارگرفتن آنان به منزله موضوع هدیه و معامله، و مالکیت [[پدر]] بر [[دختر]] و به کنیزی فروختن او را شاهد هستیم و برای نحوه انجام آن، احکامی به صراحت آمده است.<ref>لاویان ۱۹ : ۲۹؛ خروج ۲۱ : ۷ - ۱۲؛ نحمیا ۵ : ۲ – ۵؛ داوران ۱ : ۱۲؛ یوشع ۱۵ : ۱۶– ۱۹.</ref> در تنخ، پدر اجازه دارد دختر خود را در هنگامه فقر و تنگدستی براساس قوانینی که سفر خروج تبیین کرده، به کنیزی بفروشد: «اگر شخصی [[دختر]] خود را به کنیزی بفروشد، مثل غلامان بیرون نرود...» و فقط باید از فروش او به بیگانگان اجتناب کند.<ref>خروج ۲۱ : ۰۷</ref> حق [[پدر]] در فروختن [[دختران]] با محدودیتهایی در زمینه فروختن آنان به عنوان برده و یا [[روسپی]] همراه بود.<ref>همان ۲۱ : ۷ - ۱۱ و ۲۲ : ۱۵ - ۱۶؛ نحمیا ۵ : ۵ و لاویان ۱۹ : ۲۹.</ref> | |||
==پانویس== | |||
{{پانویس}} | |||
==منابع== | |||
*غلامی، علی، حاجاسماعیلی، سمیه، زن و خانواده در ادیان با رویکرد تطبیقی، قم، انتشارات جامعةالزهرا، 1399 | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۰۶
زن در آیین یهود؛ منزلت انسانی و نقشهای جنسیتی زنان در نگرش یهودی.
در آیین یهود زن موجود ضعیفالنفس و منشأ گناه بهشمار میآید. زن از دنده مرد آفریده شده است تا همانند استخوان همیشه پوشیده باشد. ازدواج تقدیس شده و خانواده بهترین نهاد برای تولید نسل و افزایش جمعیت یهود برای تسلط بر جهان محسوب میشود. زن یهودی قبل از ازدواج در تملک پدر و پس از آن ملک همسرش است. برجستهترین ویژگیهای زن، حفظ عفت، اطاعت از همسر و ایفای درست نقش مادری است. حقوق اجتماعی زنان محدود است و به باور غالب یهودیان آتش زدن تورات بهتر از آن است که به دختران آموزش داده شود.
آفرینش زن از منظر یهود
در تورات، گاهی زن و مرد دارای حقیقت یکسان و در آیاتی دیگر زن مخلوق تبعی برای مرد توصیف میشود.[۱] در سِفر پیدایش تصریح شده که خدا زن را از دنده آدم آفرید و آدم او را از استخوان خود خواند و نامش را نسا نهاد چون از انسان گرفته شده است. در توجیه آن آمده است که زن از سر، چشم، گوش، دهان، دل، دست و پای آدم خلق نشد تا به ترتیب؛ مغرور، کنجکاو، سخنچین، پرحرف، حسود، هرزه و ولگرد نشود، او از عضو مخفی آدم آفریده شد تا موجودی محجوب بهبار آید.[۲]
در تلمود، هدف از خلقت زن، مساعدت به مرد دانسته شده و زن ممتاز، به تاج شوهر تشبیه میشود.[۳] برمبنای آیین یهود، خداوند روح را در بینی آدم دمید و روحی در زن دمیده نشده است، مرد با قدرت روح حرکت میکند، اما فعالیتهای زن ناشی از حلول موجودی به نام بعلزبول در او است.[۴] از این گزارهها، مفسرین آیین یهود؛ سلطنت مرد و مطیع بودن زن را استنباط کردهاند.[۵] برخی محققین کلیمی معتقدند که زن در آفرینش، شریک مرد است و آیه خلقت زن از دنده مرد، اشاره به این دارد که زن همیشه در کنار مرد است.[۶] یهودیان، پسر را منتج از بیضه راست و دختر را ناشی از بیضه چپ دانسته و معتقد بودند؛ بیضه چپ کوچکتر و ضعیفتر از بیضه راست است.[۷]
گناهکاری زن
در یهودیت، زن منشأ گناه آدمی بهشمار میآید؛ مار حوا را فریب داد و او آدم را وادار کرد که از درخت ممنوعه بخورد.[۸] درد زایمان و وابستگی زن به مرد، مجازات همین گناه زن دانسته میشود. عهد عتیق، زن را تلۀ نیرنگ و موجودی با سیرت آلوده توصیف میکند.[۹]
منزلت زن در آیین یهود
از منظر برخی محققان؛ با وجود تصریح تورات به گناهکاری زن اما در نهایت نگرش آن به زن توأم با احترام است و یهودیان زن را بهعنوان موجودی با وقار، پاکدامن و همسر در زندگی میپذیرند.[۱۰] برخی محققین دیگر معتقدند؛ گناهکار بودن موجب شده که یهودیان زن را ضعیفالنفس، عامل فساد[۱۱] و مهمترین ابزار شیطان برای فریب مرد تلقی کنند.[۱۲] در تلمود با وجود طرفداری فراوان از مرد، زنان عاقلتر از مردان دانسته میشوند. در عین حال از پرگویی و تمایل زنان به جادوگری اظهار تأسف شده است. یهودیان از داشتن فرزند دختر ناراحت و از تولد فرزند پسر بسیار خوشحال میشوند. تولد پسر را با مراسم ختنه که مراسمی سخت است، جشن میگیرند اما تولد دختر با مراسم معمولی و دعای خیر یک کودک خبر داده میشود. مردان یهودی موظف هستند هر روز این دعای برکت را بخوانند؛ «مبارک است که خدای مرا زن نیافرید»، محققین، چنین گزارهای را نشاندهنده حقارت جنس زن در میان یهودیان میدانند.[۱۳]
نقص ذاتی زن
در آیین یهود بهدلیل اعتقاد به نقص ذاتی زن، هرگز او عامل خوشبختی مرد بهشمار نمیآید.[۱۴] زن حائض، ناپاک تلقی شده و هر کس او را لمس کند تا شامگاه ناپاک خواهد بود. تلمود زن حائض را حتی بدون تماس فیزیکی «شوم و مرگبار» میداند، بسیاری از زنان یهودی هنوز از قاعدگی با عنوان «نفرین» یاد میکنند.[۱۵]
عبادت زن در آیین یهود
در دین یهود، مردان نسبت به زنان از شایستگی ایمانی بیشتری برخوردار بوده و دستورات دینی عمدتا متوجه مردان است.[۱۶] در عبادتگاهها زنان و مردان جداگانه دعا میخوانند و این تفکیک اجباری است چون زنان مانع برگزاری دعا تلقی میشوند. زنان از انجام مراسماتی که در زمانهای خاص برگزار میشود، منع شدهاند و در بقیه وظایف همانند مردان عمل میکنند. مینیان (حد نصاب) یهودیان سنتی برای برگزاری نماز جماعت ده مرد است اما در نگرش یهودیان اصلاحطلب زنان نیز مینیان بهشمار میآیند.[۱۷] عبادت زن نصف مرد ارزش دارد، نذر، دعا و تکالیفش بدون اجازه پدر یا شوهر بیاثر است. تورات، روشن کردن شمعهای شبات را به عهده زنان گذاشته است، چون زن مرتکب گناه نخستین شده و با روشن کردن این چراغها خطای زن تا حدودی جبران میشود، زیرا اجرای دستورات شبات، ایمان را روشن و گناه را تخفیف میدهد.[۱۸] برخی، یکسان شمردن دعای زنان، خدمه و کودکان نابالغ در برخی موارد را حاکی از منزلت پایین زن در آیین یهود میدانند.[۱۹]
موقعیت اجتماعی زنان
در آیین یهود، زن بهدلیل آفرینش طفیلی و ارتکاب گناه نخستین، دارای شخصیت اجتماعی تبعی است. در تفسیر این گزاره تلمود که «زنان از مطالعه و فراگیری تورات معافاند»، برخی از خاخامهای یهودی معتقدند؛ سوزاندن تورات بهتر از آموزش دادن آن به زنان است، زیرا توراتآموزی دختران بهمثابه یاد دادن حرفهای مستهجن به آنها است و در عهد قدیم نیز سفارش میشود؛ قوانین یهودیت را به پسرانتان بیاموزید. زنان اجازه شهادت،[۲۰] فعالیتهای اجتماعی، داشتن شغل اجرایی[۲۱] و قضایی را ندارند، انعکاس این نگاه در فقه یهود باعث شده است، زنان حق ریاست، شهادت و قسم را نداشته باشند.[۲۲] زن بر مبنای گزارههای آیین یهود، پیش از ازدواج در تملک پدر و پس از آن ملک شوهرش بوده و برمبنای تلمود؛ حق شوهر بر اموال همسرش نتیجه مالکیت شوهر بر همسرش است.[۲۳] تورات در آیههای 23 و 24 باب بیستودوم کتاب تثنیه، تجاوز جنسی به دختر باکره را جرم علیه شوهر آینده او میداند. از نگاه یهوه، خدای یهود، هر رابطه جنسی نامشروع، گناهش برگردن زن است چون اوست که با جاذبه جنسی خود مرد را افسون کرده و آلوده به گناه میکند.[۲۴] حفظ حجاب برای زنان ضروری بوده و از نگاه تورات، آرایش دختران برای بیگانگان موجب نزول عذاب میشود.[۲۵]
پیوند ازدواج
ازدواج در یهودیت امر مقدس شمرده شده و هدف از آن تولید مثل، حفظ عفت و همبستگی میان زن و شوهر دانسته میشود؛ در فرمان هفتم موسی، ازدواج مبنای خانواده ذکر شده است. دختر و پسر اجازه ندارند پیش از ازدواج رابطه جنسی داشته باشند، اگر دختری پیش از ازدواج با مردی رابطه داشته و دوشیزگی خود را از دست بدهد باید سنگسار شود، زنای محصنه بدتر از زنای غیر محصنه دانسته میشود. ازدواج در میان یهودیان معمولا از طریق خرید و فروش انجام میشد؛ بر مبنای اعتقاد آنها؛ یعقوب لئیه و راحل را با کار خویش خریداری کرد، بوعز و یوشع نبی نیز با دسترنج خود صاحب همسر شدند. نامی که عبرانیان به زن و همسر میدادند بُلهه بود که معنای مملوک دارد. به گزارش برخی محققین در قوانین یهودی برای رعایت حقوق زنان پس از ازدواج داماد موظف است سندی به نام کتوبا (پیمان زناشویی) را امضا کند و در یکی از بندها متعهد میشود؛ معیشت همسرش را تأمین و با حفظ احترام از او حمایت و دفاع کند.[۲۶] تعدد ازدواج برای مرد هیچ محدودیتی نداشته و تنها شرطش این است که مرد بتواند نفقه همسران خود را تأمین کند.[۲۷]
حق طلاق در آیین یهود
در آیین یهود، حق طلاق بهصورت انحصاری برای شوهر بوده[۲۸] و بهرغم تأکیدی که بر قداست ازدواج میشود، طلاق امر ساده است، در صورتی که بین زن و مرد سازگاری وجود نداشته باشد آنها میتوانند از هم طلاق بگیرند،[۲۹] طلاق با دادن گت (طلاقنامه) مرد به زن محقق میشود.[۳۰] در میان یهودیان اگر زنی موی سرش پیدا بود مرد میتوانست او را طلاق دهد. طلاق دادن زن زناکار واجب شمرده میشد. طلاق هرچند در دست مرد است اما زنان یهودی در مواردی از قبیل عهدشکنی، عقیم بودن، ناتوانی جنسی، منع زن از استقلال مالی، رفتار ظالمانه و بیدینی مرد میتوانستند دادخواست طلاق دهند.[۳۱]
جنون از موانع طلاق بهشمار آمده، نه مرد میتواند همسر دیوانه خود را طلاق دهد چون زن نیاز به حامی دارد و نه زن میتواند از همسر دیوانه خود تقاضای طلاق کند چون طلاق منوط به امضای سند رسمی است.[۳۲]
خانواده و تقسیم کار جنسیتی
در تورات نقش دوگانه زن نسبت به مرد بهعنوان همسر و مادر تعریف شده است.[۳۳] یهودی بودن از مادر به ارث رسیده و مادر متولی پرورش فرزندان است.[۳۴] برخی با استناد به موقعیت ممتاز مادر در خانه یهودی خواستهاند مادرسالاری را از آن استنباط کنند، اما پژوهشهای معتبر این امر را منحصر به محیط خانه میداند.[۳۵] خانواده میان قوم یهود از منزلت بالایی برخوردار است. خانه را مهمترین محل برای پرورش و افزایش جمعیت در راستای عهدی میدانند که خدا برای نجات بشر بهعهده آنها گذاشته است. در ده فرمانی که موسی آورده، خانواده در فرمان پنجم تقدیس شده است. در گذشته پدر عبرانی میتوانست دختران صغیر خود را بدون رضایت آنها شوهر دهد. هرچند در آیین یهود، تبعیض نسبت به فرزندان منع شده و تأکید بر تربیتی توأم با محبت میشود اما در عمل وقتی دختران یهودی به سن تکلیف (۱۲ سالگی) میرسند. برخلاف پسران که برایشان جشن تکلیف میگیرند، برای دختران هیچ جشنی برگزار نمیشود.[۳۶] پدر وظیفه دارد به پسران خود، تورات را آموزش دهد و در نگاه غالب یهودیان، آموزش دادن آن به دختران ممنوع است.[۳۷]
ویژگیهای زنان مطلوب
در آیین یهود نقش زن به امور خانهداری منحصر است و تنها راه کمال زن، تشویق شوهر و فرزندان به فراگیری تورات است.[۳۸] میدراش؛ زن ایدئال را زنی میداند که خواست شوهرش را انجام دهد؛ ابنمیمون بر مبنای سفارش حکیمان یهودی معتقد است؛ زن یهودی باید در داخل خانه حیا را حفظ کرده و با اجتناب از سبکسری زیاد از همسرش بترسد. مرد باید همسرش را احترام کرده و دوست بدارد. در سِفر پیدایش، به زن شوهردار دستور داده شده است که مشتاق و مطیع شوهر خود باشد. در آیین یهود اوج کمال زن رسیدن بهمقام مادری البته یک مادر کامل بودن است.[۳۹]
پانویس
- ↑ نوید، «بررسی تطبیقی جایگاه زن در ادیان ابراهیمی»، 1402ش، ص4.
- ↑ عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص73- 72.
- ↑ توکلی، «زن در ادیان ابراهیمی (اسلام، یهودیت، مسیحیت)»، در پرتال امام خمینی.
- ↑ «زن در دین یهود»، در وبسایت پرسمان دانشگاهیان.
- ↑ اخلاقی، «جایگاه و مقام زن در یهودیت و اسلام»، 1398ش، ص9.
- ↑ حمامي، «زن در شريعت يهود نقش پنهاني دارد»، در خبرگزاری ایسنا.
- ↑ عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص75.
- ↑ عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص73.
- ↑ اخلاقی، «جایگاه و مقام زن در یهودیت و اسلام»، 1398ش، ص11- 10.
- ↑ عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص81.
- ↑ اخلاقی، «جایگاه و مقام زن در یهودیت و اسلام»، 1398ش، ص10.
- ↑ بروجردی، «جایگاه زن در کتب آسمانی تورات، انجیل و قرآن (مطالعۀ تطبیقی)»، 1402ش، ص6.
- ↑ عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص74-73.
- ↑ خوشدل روحانی و حاتمزاده، «شخصیت زن در یهود و اسلام با تأکید بر جایگاه عرفانی آن»، 1391ش، ص22.
- ↑ «زن در دین یهود»، در وبسایت پرسمان دانشگاهیان.
- ↑ سخایی، «ریشهیابی بحران زنان در غرب با تکیه بر آموزههای کتاب مقدس»، 1390ش، ص254.
- ↑ عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص74-73.
- ↑ «زن در دین یهود»، در وبسایت پرسمان دانشگاهیان.
- ↑ خوشدل روحانی و حاتمزاده، «شخصیت زن در یهود و اسلام با تأکید بر جایگاه عرفانی آن»، 1391ش، ص22.
- ↑ اخلاقی، «جایگاه و مقام زن در یهودیت و اسلام»، 1398ش، ص13.
- ↑ نوید، «بررسی تطبیقی جایگاه زن در ادیان ابراهیمی»، 1402ش، ص14.
- ↑ «زن در دین یهود»، در وبسایت پرسمان دانشگاهیان.
- ↑ اخلاقی، «جایگاه و مقام زن در یهودیت و اسلام»، 1398ش، ص15- 13.
- ↑ «زن در دین یهود»، در وبسایت پرسمان دانشگاهیان.
- ↑ «نگاهی به حجاب در مسیحیت، یهودیت و زرتشت»، در خبرگزاری رسمی حوزه.
- ↑ عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص78- 77.
- ↑ «زن در دین یهود»، در وبسایت پرسمان دانشگاهیان.
- ↑ «زن در دین یهود»، در وبسایت پرسمان دانشگاهیان.
- ↑ عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص79.
- ↑ سخایی، «ریشهیابی بحران زنان در غرب با تکیه بر آموزههای کتاب مقدس»، 1390ش، ص262.
- ↑ عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص81- 80.
- ↑ عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص81- 80.
- ↑ بروجردی، «جایگاه زن در کتب آسمانی تورات، انجیل و قرآن (مطالعۀ تطبیقی)»، 1402ش، ص9.
- ↑ عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص74.
- ↑ توکلی، «زن در ادیان ابراهیمی (اسلام، یهودیت، مسیحیت)»، در پرتال امام خمینی.
- ↑ عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص75-74.
- ↑ «زن در دین یهود»، در وبسایت پرسمان دانشگاهیان.
- ↑ توکلی، «زن در ادیان ابراهیمی (اسلام، یهودیت، مسیحیت)»، در پرتال امام خمینی.
- ↑ عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص78- 75.
منابع
- اخلاقی، مرضیه، «جایگاه و مقام زن در یهودیت و اسلام»، در دو فصلنامه تخصصی پژوهشهای اسلامی جنسیت و خانواده، سال دوم، شماره2، بهار و تابستان 1398ش.
- بروجردی، اشرف، «جایگاه زن در کتب آسمانی تورات، انجیل و قرآن (مطالعۀ تطبیقی)»، در دو فصلنامه اسلامشناسی و قرآن پژوهی در جهان معاصر، سال دوم، شماره2، پاییز و زمستان 1402ش.
- توکلی، نسرین، «زن در ادیان ابراهیمی(اسلام، یهودیت، مسیحیت)»، در پرتال امام خمینی، تاریخ درج: 5 خرداد 1397ش.
- حمامي، يونس، «زن در شريعت يهود نقش پنهاني دارد»، در خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج: 6 مرداد 1386ش.
- خوشدل روحانی، مریم و حاتمزاده، نگین، «شخصیت زن در یهود و اسلام با تأکید بر جایگاه عرفانی آن»، در فصلنامه تخصصی ادیان و عرفان، سال هشتم، شماره 31، بهار 1391ش.
- «زن در دین یهود»، در وبسایت پرسمان دانشگاهیان، تاریخ درج: 2 اسفند 1394ش.
- سخایی، سیدهمژگان، «ریشهیابی بحران زنان در غرب با تکیه بر آموزههای کتاب مقدس»، در مطالعات راهبردی زنان، سال چهاردهم، شماره 53، پاییز 1390ش.
- عزیزی خادم، معصومه و حسینی، علییار، «بررسی نقش زن در یهودیت»، در فصلنامه علمیپژوهشی زن و فرهنگ، سال پنجم، شماره 22، زمستان 1393ش.
- «نگاهی به حجاب در مسیحیت، یهودیت و زرتشت»، در خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ درج: 21 تیر 1402ش.
- نوید، نفیسه، «بررسی تطبیقی جایگاه زن در ادیان ابراهیمی»، در مجلة نامة الهیات، سال شانزدهم، شماره 62، بهار 1402ش.
زن در شریعت یهودی؛
یهودیان بر این باورند که هدایت انسان از سوی خداوند از طریق فرامینی صورت میپذیرد که در اصطلاح یهود «میتصووت»[۱] یا شریعت نام دارد.
علیرغم اشتراک زن و مرد در اصل انجام شرایع یهودی (میتصووت)، در پارهای موارد با یکدیگر متفاوتاند؛ از جمله در دستورهای مربوط به ختنه، قاعدگی و سایر مناسکی که با تفاوتهای جسمانی زن و مرد و جنسیت زنان به طور مستقیم مرتبط است، این تفاوتها به چشم میخورد؛ همچنین در احکامی که دارای علل خاصی است و به طور غیرمستقیم با جنسیت زنان ارتباط دارد، تمایزاتی وجود دارد؛ مانند تفاوت در زیارت و ارث.[۲]از سوی دیگر در هلاخا، برخی احکام اختصاصی نیز برای زنان وجود دارد: 1.مراسم غسل و طهارت مربوط به عادت ماهانه(نیدا) 2.روشن کردن شمع در روز شنبه و اعیاد 3.پختن نان حلا که در روز شنبه خورده میشود. این فرامین اختصاصی زنان، در حقیقت نمادی از نقش سنتی زنان و اختیارات او در خانه و خانواده محسوب میشود. عالمان یهودی به منظور نشان دادن نقش مهم زنان در شریعت یهودی به این نکته اشاره میکنند که در سه آیین مهم یهودی (برپایی احکام شنبه، رعایت قوانین حلال و حرام در خوراکیها (کشروت) و طهارت زناشویی) که جنبه نمادین برای این دین دارند و یهودیت با آنها شناخته میشود، زنان دارای نقشی ویژهاند.
قاعده مهم هلاخایی این است که در همه «نهیهای دینی» (احکام سلبی) زن و مرد یهودی یکساناند؛ ولی در «اوامر» حکم ایجابی، مواردی که محدود به مناسبتهای خاص مذهبی است، بر زنان واجب نیست؛ به عبارت دیگر، زن یهودی تمام نواهی دینی را باید رعایت کند، ولی در اوامر، دارای معافیتها و تخفیفاتی است. دیوید بی یوسف ابودرحام [۳]-مفسر قرون وسطایی، دلیل واجب نبودن میتصووتهای مثبتی را که مربوط به زمان خاصی است، وجود نوعی تعارض بین فرامین الهی و خواستهها و نیازهای شوهر میداند.[۴]
سن و آیین بلوغ و تکلیف مندی در مقابل شریعت
در یهودیت، پسران از پایان سیزده سالگی به بلوغ رسیده، ملزم به رعایت کلیه واجبات دینی شریعت یهود هستند، ولی برای دختران، این سن از دوازده سالگی تعیین شده است. البته این سنین، حد پایین بلوغ است و بسته به بروز نشانهها میتواند افزایش یابد. ممکن است نشانههای بلوغ پسران و دختران، از جمله تغییرات جسمی (مانند روییدن موی زیر بغل و کلفت شدن صدا) در سنین بالاتری بروز یابد که همان، به عنوان سن تکلیف برای آنان تعیین میگردد.
پس از رسیدن پسران به سن تکلیف، برای آنان آیین مذهبی ویژهای همراه با جشن و سرور مذهبی، برگزار میشود. البته در دهههای اخیر، در میان برخی فرقههای یهودی این آیین برای دختران نیز برپا میشود. پسران پس از این آیین، «برمیتصوا»، و دختران «بت میتصوا» میشوند. آنان پس از رسیدن به سن تکلیف، مسئول اعمال و رفتار خویش هستند.
طهارت و نجاست و قوانین خوراکیها
در زمره احکام مهم و پردامنه یهودیت، قوانین مربوط به خوراکیها و نیز بحث طهارت و نجاست است. در بحث قوانین خوراکیها، نقش زنان به جز در ذبح که عملی مردانه است، در رعایت سایر قوانین مرتبط با خوردنیها، بسیار پررنگ است. در قوانین مربوط به حلیت و حرمت در خوراکیها، در نوع حیوانی که ذبح میگردد، شیوه ذبح آنها و نیز برای فرد ذبحکننده، شرایط و قواعدی تعیین شده است. نکته حائز اهمیت از منظر جنسیتی این است که زنان در گذشته نمیتوانستند به ذبح حیوان اقدام کنند؛ در زمره تحولات دوران مدرن، اجازه انجام ذبح به برخی زنان از سوی برخی گرایشهای یهود است.
در قوانین طهارت و نجاست، در برخی برههها زنان، طاهر یا ناپاک (نجس) تلقی میشوند و قوانین سختگیرانهای در خصوص این دوران در یهودیت وضع شده است.[پانویس ۱] ایام قاعدگی را در یهودیت، «نیدا» یا ایام ناپاکی مینامند.[پانویس ۲] [۵] براساس قوانین نیدا، زن در ایام حیض (قاعدگی) و یک روز قبل از آن-در صورتی که قاعدگی منظم دارد، برای شوهرش ناپاک است. این ناپاکی و احکام مربوط به آن، تا هفت روز پس از پاکی ادامه دارد. حاخامها به زنانی که در اواخر دوره عادت ماهانه خود قرار داشتند، توصیه میکردند بیشتر احتیاط کنند و از غسل در حمام آیینی (غسل گاه میقوه)[پانویس ۳] و روابط جنسی با شوهرانشان تا هفت روز بعد از پاکی خودداری ورزند تا کاملاً مطمئن شوند که ناپاکیشان پایان یافته است.[۶]زن پس از تطهیر خود در حمام مخصوص آیینی که باید با حضور زنی جهت نظارت بر صحت انجام آن صورت پذیرد و نیز دادن کفاره به عبادتگاه، [۷] میتواند با همسر خود ارتباط جنسی برقرار کند؛ در تنخ تصریح شده: زنی که عادت ماهانه داشته باشد، به مدت هفت روز ناپاک خواهد بود. آن زن در دوران عادت ماهانه خود، به هرچه دست زند و بر هر چیزی که بخوابد یا بنشیند، آن چیز ناپاک میشود. هر کسی که به بستر آن زن و یا چیزی که آن زن روی آن نشسته باشد، دست بزند، تا غروب نجس خواهد بود و باید لباس خود را بشوید و غسل کند. [۸]چنان چه زن، انجام این غسل را به تأخیر بیندازد، ناپاکی او و احکام آن همچنان ادامه مییابد.
در این ایام، هرگونه تماس جنسی و تحریکآمیز با زن و برقراری رابطه جنسی ممنوع است [۹] و گناه بزرگی در حد زنا شمرده شده است. همچنین مرد حق نزدیک شدن به زن و تماس با اشیایی را که وی با آنها در ارتباط است، ندارد؛ شوهر نمیتواند به هیچ وجه زن را لمس کند و حتی دست دادن با او و گرفتن انگشتان دست وی ممنوع شمرده میشود. مرد صرفاً مجاز به نگاه کردن به اعضایی است که معمولاً پوشیده نیستند. زن و شوهر در دوران قاعدگی نمیتوانند در یک تختخواب یا دو تختخواب به هم چسبیده بخوابند؛ مگر آنکه فاصله زیادی بین آنها باشد.
مرد نمیتواند حتی با وساطت اشیایی دیگر، چیزی از زن بگیرد. مرد نمیتواند با زن بر سر یک میز، غذا بخورد؛ مگر اینکه چیزی که غالباً روی میز غذا استفاده نمیشود، بین ظرفهای آنها فاصله بیندازد. مرد نباید باقی مانده نوشیدنی زن که در لیوان مانده و تهمانده غذای او را بخورد.
استشمام بوی عطر از زن حائض، سفر تفریحی با او با یک وسیله نقلیه، و شنیدن صدای خواندن وی نیز حرام است.[پانویس ۴] آرایش کردن زن حائض، پس از نقض و ابرامهای فراوان، به این دلیل که زن برای مرد در این دوران مشمئز کننده نباشد، مجاز دانسته شد. در قرون وسطی، قوانین مربوط به عادت ماهانه زنان سخت گیرانهتر شد و زن «نیدا» حق ورود به کنیسه را نداشت. همچنین تماس با کتابهای مقدس، نماز یا قرائت نام خدا برای او ممنوع بود. در گزارشهای تاریخی مربوط به اواخر قرن پانزدهم آمده است که زنان حائض چنان چه به کنیسهها وارد میشدند، «مراقب بودند که به صفحه تورات نگاه نکنند».[۱۰]
نکتهی دیگر این است که اگر زنی پسر به دنیا آورد، تا هفت روز نجس است و 33 روز نباید هیچ چیز مقدسی را لمس کند و اگر دختر بزاید، دو برابر آن، یعنی دو هفته نجس خواهد بود و باید 66 روز از نزدیک شدن به معبد خودداری کند.[پانویس ۵] در برخی جوامع یهودی، برای پسر چهل روز پس از تولدش غسل طهارت انجام میشد و برای دختر این غسل هشتاد روز پس از تولد وی انجام میشد.[۱۱]
احکام روز شنبه
شنبه بسیار مقدس شمرده میشود. و جنبه نمادین برای هویت یهودی یافته است.[۱۲] یهودیان باید در این روز، از تمام کارهای ممنوع شده و این روز را تعطیل، و مجموعه قوانین را رعایت کنند؛ به عنوان مثال، در شنبه نمیتوان عقد کرد و نمیتوان طلاق داد و زن نیز نمیتواند موهای سر خود را ببافد و موهای سرش را شانه بزند. با استناد به سفر خروج 3:35، یهودیان از روشنکردن آتش در این روز و انجام کارها و نیز فعالیت اقتصادی خودداری میکنند؛ حتی در میان برخی گرایشها، در روز شنبه، از روشن کردن لامپ، استارتزدن به ماشین، روشن کردن شعله گاز برای پخت و پز و یا برافروختن شعله بخاری اجتناب میکنند. این دسته از یهودیان، از روز قبل چراغ و شعلههای آتش را روشن میسازند.
از احکام مهم روز شنبه، روشنکردن شمعهای شبات است [پانویس ۶] که معمولا زنها این کار را میکنند. زنان در این روز دعایی نیز زمزمه میکنند و مردان هم بر ظرف شراب، دعایی خوانده، در آن میدمند و شراب داخل آن را که با اذکاری تقدیس شده، مینوشند و به دیگر اعضای خانواده نیز میدهند. به دلیل ممنوعیت برافروختن آتش در روز شنبه، زنان یهودی از صبح جمعه برای درست کردن غذای شب و نهار فردا نیز غذای آیینی این روز(شولنت) دست به کار میشوند.[۱۳]
در پاسخ به این پرسش که چرا روشنکردن شمع شنبه بر عهدهی زنان یهودی است، برخی عالمان دینی این مسئله را با گناه حوا در داستان آفرینش و سرپیچی او از فرمان خدا مرتبط دانستهاند. گفته شده است که زن با این گناه، چراغ زندگی بشر را خاموش کرد! اکنون زن با روشن کردن شمعها ایمان را در دل خود روشن میسازد و بدین وسیله گناهش تخفیف مییابد.
طبق قوانین شریعت یهود، دختر تا زمان ازدواج، متعلق به پدرش است و در زمانهایی که دختر، مستحق دریافت غرامت و خسارتی میشود، این مبلغ به پدر وی تعلق میگیرد.[۱۴]
در زمان ازدواج، داماد با پرداخت مبلغی به پدر عروس، که بهای دختر باکره نامیده میشود او را از پدر دختر دریافت کرده، صاحب اختیارش میشود.[۱۵]جایگاه مرد نسبت به زن باعث شده که در آموزههای یهودی، پدر تا زمانی که دخترش ازدواج نکرده یا بنا بر برخی اقوال به دوازده سالگی نرسیده، و شوهر تا زمانی که طلاق رخ نداده، بر زن ولایت دارد. نذر دختران و زنان نیز بدون اجازه پدر و شوهرشان پذیرفته نیست[پانویس ۷] [۱۶]و براساس سنت یهودی و قوانین هلاخایی، پدر و شوهر میتوانند عهد و پیمانهای دختر و همسر خویش را باطل کنند.[۱۷] برای زن متاهل، تنها راه کسب استقلال، یا طلاق گرفتن_البته حق طلاق در اختیار شوهر است_ و یا مرگ شوهر است.
در خصوص رابطه زن و شوهر، در تنخ از واژه «بعل» برای مرد به معنای صاحب و مالک استفاده شده است که مؤیدی بر نظام طولی خانواده (شوهر در رأس و همسر و فرزندان تحت مدیریت او) در این بخش از کتاب مقدس است. آیات متعددی، مردان را در موقعیت ریاست بر زنان و صاحب اختیاری آنها قرار میدهند و اطاعت زن از مرد را لازم میشمرند. البته باید توجه داشت که گرچه مرد با ازدواج و ادای کلمات مقدس و میشنایی، صاحب اختیار زنش میشود، این به معنای مالک شدن شوهر بر زنش نیست؛ یعنی شوهر این اختیار را ندارد که همسرش را بفروشد و با او به مثابه شیئی مورد تملک رفتار کند.
در نقطه مقابل، برتری زن بر مردو حاکمیت او بر شوهر و خانواده، منفی تلقی شده و مردان یهودی از چنین مناسباتی با زنان خویش نهی شدهاند، به عنوان مثال در تلمود آمده است: «جزء افرادی که فریاد میزنند، اما کسی به داد آنها نمیرسد، شوهری است که همسرش بر او حکومت میکند».[۱۸]
آداب ولادت فرزند
در یهودیت، هنگام تولد پسر جشنی میگرفتند و برای تبرک، ابتدا نام عبری بر او میگذاشتند و سپس آن نام را تغییر میدادند. در هلاخا آمده است که پس از تولد پسر، در روز هشتم، طی مراسمی مذهبی او را ختنه و نامگذاری میکنند و از این طریق، او یهودی میشود. در گذشته، این مراسم صرفاً برای پسران برپا میشود و به آن «زودهابات»[۱۹] میگویند. در ایام پس از تولد دختر، والدین به کنیسه رفته، خدا را سپاس میگویند. چون زنان اجازه خواندن دعا با صدای بلند در کنیسه را ندارند، پدر به تنهایی در اولین شنبه پس از تولد دخترش به کنیسه میرود و با دعا و قرائت تورات، وی را متبرک میکند.[۲۰]
زن و مجازات
مجازاتها در کتاب مقدس یهودی دامنه وسیعی دارند و شامل قتل، سوزاندن، خفه کردن مجرم، ریختن سرب مذاب در دهان، سر بریدن با شمشیر، حبس، طرد، غرامت مالی و... میشوند و شاهد مجازاتهای سهمگینی برای گناهان هستیم؛ به عنوان مثال، از جمله احکامی که احتمالاً بعدها تعدیل شده یا به بنای مجدد معبد مقدس که برخی احکام صرفاً باید در آن اجرا شود، موکول شده، سوزاندن دختران به صورت زنده زنده، در آتش، و سنگسارکردن در پی زنای آنان بوده است.[۲۱]
در این دین، برای سقط جنین غرامت وضع شده.[۲۲] در زنای محصنه، به قتل زانی و زانیه حکم گردیده[۲۳] و برای زنای با محارم، مجازاتهای مختلف تعیین شده است. برای زنا با دختر باکره، ازدواج با او و یا پرداخت مهرالمثل دوشیزگان تعیین شده است.[۲۴] همچنین تجاوز به زن برده، زنا به عنف محسوب شده و نزدیکی با زن حائض و مساحقه نیز دارای مجازاتهای خاصی است.
در همین راستا، ازدواج اجباری در پی تجاوز به دختر و پرداخت غرامت به پدر آن دختر، از احکام مصرح در کتاب مقدس یهودی است: اگر مردی به دختر باکرهای تجاوز کند و در حین عمل غافلگیر شود (روابط پنهانی او آشکار شود)، باید به پدر دختر پنجاه شقل نقره بپردازد و با آن دختر ازدواج کند و هرگز نمیتواند او را طلاق دهد.[۲۵] همچنین وی باید تاوان درد و رنج، خجلتزدگی و لکهدار کردن دختر را نیز بدهد.[۲۶] در قوانین شریعت یهود آمده: «اگر فردی شایعهای را پیرامون زنای محصنه همسرش شنید، اگرچه درباره صحت آن اطمینان ندارد، باید با یک مرجع حاخامی مشورت کند که آیا با وی زندگی کند یا نه».[۲۷] همچنین در تورات آمده اگر کسی به همسرش اتهام ناروای بیعفتی در دوران پیش از ازدواج بزند و نتواند ثابت کند، «آن گاه رهبران شهر باید مرد را بگیرند و تازیانه بزنند و معادل یک صد تکه نقره جریمهاش کنند و این جریمه باید به پدر دختر پرداخت شود؛ زیرا او به یک دختر باکره اسرائیلی تهمت زده است».[۲۸] گرچه به زن تهمت زده شود غرامت آن به پدرش پرداخت میشود و دختر در این غرامت سهمی ندارد.
در حقوق کیفری یهود، زنا در صورتی محصنه است که زن دارای شوهر باشد؛ چه مرد دارای همسر باشد، چه نباشد. از این رو اگر کسی با زن شوهردار زنا کند، چه زانی مجرد باشد و چه دارای همسر، هر دو کشته میشوند. فلسفه چنین حکمی، تلقی یهودیان از پیوند ازدواج بوده است؛ زیرا ازدواج در یهودیت نوعی پیوند بوده که زن را در مالکیت مرد در میآورده است؛ زنای با زن شوهردار در حقیقت تجاوز به حق مالکیت فردی شوهر تلقی میشد؛ اما زن چنین اختیاری درباره همسرش نداشت.[۲۹]
در کتاب تورات، مردی که احتمال دهد همسرش مرتکب خیانت جنسی شده است، باید به کاهن هدیهای بدهد و کاهن با تشریفات خاصی، آب لعنت تلخ را به زن بنوشاند تا اگر مرتکب گناهی شده که کسی شاهد آن نبوده است، آب لعنت وارد احشای او شده، ران او ساقط و شکمش منتفخ گردد و آن زن در میان قوم خود مورد لعنت خواهد بود.[۳۰]
بر اساس حکم تورات، اگر مردی با زنی ازدواج کرده، ولی پس از مدتی از او سیر شده، به او تهمت زند که تو پیش از زناشویی و در خانه پدرت با مرد دیگری همخوابه شدهای، پدر زن موظف است جامه خونین شب زفاف را که بیانگر باکره بودن دختر بوده است، به دادگاه بنمایاند، و گرنه زن، محکوم به سنگسار میشود.[۳۱]
در کتاب مقدس یهودی در تقسیم ارث تفاوتهایی میان اعضای خانواده لحاظ میشود و هر یک از اعضا و خویشان متوفی سهم متفاوتی از ارث دارند.[پانویس ۸] در ارث، پسر ارشد دو سهم [۳۲]، و سایر پسران، هرکدام یک سهم دارند، و دختران(اگر متوفی دارای پسر باشد) بدون سهم و از ارث محروماند. تنها در صورتی که میت پسر نداشته باشد، دختر ارث میبرد.[۳۳] از همین رو، اگر میت یک پسر یا نوه پسری و ده دختر داشته باشد، هیچ سهمی از ارث به دخترانش نمیرسد؛ البته طبق متن تلمود حتی اگر پدر، پسر دارد، دختر مجرد برای معاش خویش، از اموال پدر ارث میبرد، حتی اگر برادرانش بدون معاش بمانند. این دختران که به سن ازدواج نرسیدهاند، با فوت پدر، به اندازه سهم خواهرانی که جهاز بردهاند، سهم دارند. دختر اگر جهیزیه برده باشد، ارزش جهیزیه با سهم مقایسه میشود و اگر ارثیه بیشتر باشد، مبلغ جهیزیه کسر میشود و مابقی به او تعلق میگیرد.
در یهودیت، زن، تنها در صورتی که اولاد نداشته باشد، از همسرش ارث میبرد. در صورت فوت فرزند، پدر به تنهایی از او ارث میبرد و مادر از ارث فرزندش محروم است.[۳۴] مادر در هیچ طبقهای از ارث قرار ندارد. به عبارت دیگر، مادر شخص میت و همچنین برادران مادر او، با این توجیه که رابطه خانوادگی، بر اساس ارتباط- با پدر برقرار میشود، نه مادر-از سلسله ارث حذف شدهاند.[۳۵] تلمود در بحث مسائل مالی، حکم را تغییرپذیر دانسته است و از همین رو، در بحث ارث، اصلاحاتی در قرون بعدی صورت گرفت. در دوران معاصر و با تحولاتی که رخ داده، در برخی جوامع بر اساس قوانین جدید شرعی، دختران نصف پسران ارث میبرند [پانویس ۹] و در برخی دیگر (مانند یهودیان رفورمیست آمریکایی)، ربیهای یهودی به ارث برابر زنان و مردان حکم کردهاند.
شهادت زن
در متن تنخ، بیان صریحی درباره تفاوت زن و مرد در شهادت وجود ندارد؛ اما مفسرین و تاریخدانان از وجود برخی محدودیتها در شهادت زنان سخن میگویند که از مفاد فرازهای کتاب مقدس یهودی برداشت کردهاند.[پانویس ۱۰]از این رو بیان داشتهاند که در یهودیت نخستین، شهادت زن در دادگاه پذیرفته نمیشد.[۳۶] موسی ابن میمون[۳۷]-از مهمترین عالمان یهودی- از ده دسته نام میبرد که شهادت آنها قبول نیست: زنان، بردگان، خردسالان، مجانین، ناشنوایان، نابینایان، بدکاران، انسانهای پست، اقوام و نزدیکان و گروههای هوادار. وی در توضیح اینکه چرا زنان نمیتوانند شهادت دهند، مینویسد: با استفاده از قاعده قیاس[۳۸] در مطالعه کتاب مقدس، این حکم از تنخ برداشت میشود که تنها مردان میتوانند شاهدانی مورد قبول باشند؛ زیرا وقتی کتاب مقدس یهودی در مورد شاهدان سخن میگوید، از ضمیر و شکل مذکر الفاظ استفاده نموده است.[۳۹]
خرید و فروش دختران
در کتاب مقدس یهودی، خرید و فروش دختران و قرارگرفتن آنان به منزله موضوع هدیه و معامله، و مالکیت پدر بر دختر و به کنیزی فروختن او را شاهد هستیم و برای نحوه انجام آن، احکامی به صراحت آمده است.[۴۰] در تنخ، پدر اجازه دارد دختر خود را در هنگامه فقر و تنگدستی براساس قوانینی که سفر خروج تبیین کرده، به کنیزی بفروشد: «اگر شخصی دختر خود را به کنیزی بفروشد، مثل غلامان بیرون نرود...» و فقط باید از فروش او به بیگانگان اجتناب کند.[۴۱] حق پدر در فروختن دختران با محدودیتهایی در زمینه فروختن آنان به عنوان برده و یا روسپی همراه بود.[۴۲]
پانویس
- ↑ Mitzvoth
- ↑ نتصر،پژوهشنامه یهود ایران (پادیاوند)، ص324-325
- ↑ David ben Abudarham
- ↑ هولم و بوکر، زن در ادیان بزرگ جهان، ترجمه علی غفاری،ص93
- ↑ شختر و دیگران، واژههای فرهنگ یهود، ترجمه منشه امیر و دیگران، ص240
- ↑ Encyclopedia Judaica.p.163
- ↑ لاویان 15: 19-33
- ↑ لاویان 15: 19-33
- ↑ لاویان 18:19
- ↑ Encyclopedia Judaica.p.164
- ↑ مقیسه، پایاننامه ارشد، ترجمه هشتاد صفحه از بخش چهارم کتابCode of Jewish Law،ص54
- ↑ خروج15:31 و 17
- ↑ فرازهایی از کتاب مقدس؛ عیسای ناصر، ج6: زنان در کتاب مقدس، ترجمهای ازLe Dossiers de la Bible،ص17
- ↑ سفر خروج 15-16: 22 و کتاب تثنیه 29-28: 22.
- ↑ هولم و بوکر، زن در ادیان بزرگ جهان، ترجمه علی غفاری، ص87
- ↑ اعداد30: 3-5 و 13-15
- ↑ همان30: 4-6.
- ↑ باوامصیعا 75 ب.
- ↑ Zeved Habat
- ↑ هولم و بوکر، زن در ادیان بزرگ جهان، ترجمه علی غفاری، ص83و 84.
- ↑ پیدایش38: 24؛ لاویان20: 27 و21: 9؛ تثنیه22: 13-21 و 22: 23-29.
- ↑ خروج21: 22-23.
- ↑ لاویان20: 10 و تثنیه 22: 22.
- ↑ خروج22: 16-17
- ↑ تثنیه22: 28-29.
- ↑ سلیمانی، «مجازاتها در حقوق کیفری یهود»، هفت آسمان، ش16، ص158.
- ↑ مقیسه، پایاننامه ارشد، ترجمه هشتاد صفحه از بخش چهارم کتاب Code of Jewish Law، ص15.
- ↑ تثنیه22: 19.
- ↑ سلیمانی، «مجازاتها در حقوق کیفری یهود»، هفت آسمان، ش16، ص155.
- ↑ اعداد5: 11-28
- ↑ تثنیه22: 13-21
- ↑ تثنیه،22: 17.
- ↑ اعداد 27: 8.
- ↑ دیلمی،«مطالعه تطبیقی ارث زن »، نامه مفید، ش29، 1381، ص100.، مقررات اصلاحی ارث کلیمیان جهان، بند 1، ماده 7.
- ↑ Jacobs,J,& Greenstone, J.(n.d.).INHERITANCE-JewishEncylopedia.com. Retrieved from http://www.jewishencylopedia.com/articales/8114-inheritance.[Accessed 28 Jan 2018].
- ↑ فرازهایی از کتاب مقدس؛ عیسای ناصری ، ج ۶ : زنان در کتاب مقدس، ترجمهای از Le Dossiers de la Bible، ص ۲۰
- ↑ Moses Maimonides
- ↑ gezerah shavah
- ↑ Jewish Virtual Library . ( 2008 ) . Encyclopedia Judaica : Witness . [ online ] Available at : http://www.jewishvirtuallibrary.org/witness [ Accessed 1 Feb. 2018 ] .
- ↑ لاویان ۱۹ : ۲۹؛ خروج ۲۱ : ۷ - ۱۲؛ نحمیا ۵ : ۲ – ۵؛ داوران ۱ : ۱۲؛ یوشع ۱۵ : ۱۶– ۱۹.
- ↑ خروج ۲۱ : ۰۷
- ↑ همان ۲۱ : ۷ - ۱۱ و ۲۲ : ۱۵ - ۱۶؛ نحمیا ۵ : ۵ و لاویان ۱۹ : ۲۹.
منابع
- غلامی، علی، حاجاسماعیلی، سمیه، زن و خانواده در ادیان با رویکرد تطبیقی، قم، انتشارات جامعةالزهرا، 1399
خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «پانویس» وجود دارد، اما برچسب متناظر با <references group="پانویس"/> یافت نشد.