حذف رده‌ها
سعید مقدم (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''طلاق در آیین یهودیت'''؛ تمام شدن زندگی و جدایی بین همسران به صورت قانونی.
{{جعبه اطلاعات مفهوم
| تصویر            =  طلاق در آیین یهود.jpg
| زیرنویس تصویر    =  نقاشی «گِط» (سند طلاق یهودی)، اثر موشه رینِکی، حدود سال ۱۹۳۰ میلادی.
| image_alt        =نقاشی گِط (سند طلاق یهودی)
| فایل پادکست      = 
| حجم فایلپادکست    = 
| تاریخ پادکست      = 
| زیرنویس عنوان    = 


'''[[طلاق]]''' در آیین یهود؛ مجاز است و ممنوعیتی ندارد، ولی به شدت مکروه شمرده شده و کاری ناپسند است.در آیین یهود تأکید شده‌است هرکه همسر اولش را طلاق دهد، حتی قربانگاه معبد نیز برای او اشک می‌ریزد. در شریعت یهود فقط یک نوع طلاق وجود دارد. طلاق در این دین زمانی واقع می‌شود که مرد یک گیط<ref>گیط یک اصطلاح میشنایی برای چیزی است که تورات آن را سفر کریتوت می‌نامد، که اساساً یک یاداشت مکتوب است. سالتز، سیری در تلمود، مترجم طالبی دارابی، 1383، ص 199</ref> را به همسرش تحویل دهد.
| عنوان اصلی        =
| عنوان انگلیسی    =
| عنوان عربی        =
| عنوان علمی        =
| شاخه علمی        =
| نوع مفهوم        =
| معنای اصطلاحی      =
| حوزه کاربرد      =
| گستره جغرافیایی  =
| منشأ تاریخی      =


==حق طلاق==
| نخستین کاربرد    =  
در دین یهود؛ حق طلاق فقط با شوهر است و او می‌تواند یک طرفه '''[[زن]]''' را طلاق دهد و نیازی به رضایت زن نیست.در تورات باب 24 آيه 1 در مورد طلاق آمده است: «چون كسى زن گرفته و به نكاح خود درآورد اگر در نظر او پسند نيايد از اينكه چيزى ناشايسته در او بيابد آنگاه طلاق‌نامه نوشته به دستش دهد و او را از خانه‌اش رها كند و زن از خانه او روانه شده برود و زن ديگرى شود».
| ریشه واژه        =
| مرتبط با          =
| اهمیت            =
| مبدع              =
| مروج              =
| مقدس برای        =  
| مورد احترام      =  
| آثار مرتبط        =  
}}
'''طلاق در آیین یهود'''؛ قوانین جدایی زن و شوهر در آیین یهود.


در دين يهود مرد مى‌‏تواند حتّى بدون دليل زن را طلاق دهد البتّه به شرطى كه زن داراى شئون بالايى نباشد و زن به هيچ عنوان نمى‌‏تواند تقاضاى طلاق نمايد.  
در آیین یهود، [[حق طلاق]] بر اساس [[تورات]] و [[تلمود]] در اختیار [[مرد]] است و او می‌تواند با صدور گِط (طلاق‌نامه) همسرش را یک‌طرفه طلاق دهد، هرچند آموزه‌های اخلاقی بر پایداری [[خانواده]] تأکید دارند و در رویه‌های معاصر، [[زنان]] نیز می‌توانند با مراجعه به دادگاه، درخواست طلاق دهند. موجبات طلاق از سوی مرد شامل مواردی مانند نفرت، زنا، عدم پوشش سر در ملأعام، عیوب جسمی زن، و اهانت شدید است؛ در مقابل، زن نیز در شرایطی چون اجبار به رفتار خلاف شرع، عدم پرداخت [[نفقه]]، بیماری صعب‌العلاج مرد، غیبت طولانی و سوءمعاشرت غیرقابل تحمل، می‌تواند به دادگاه شرعی (بیت‌دین) مراجعه کرده و تقاضای طلاق کند. در طلاق، مرد موظف به پرداخت [[مهریه]] و حقوق مالی زن است، مگر در موارد استثنایی مانند ارتکاب زنا یا رفتار فضیحت‌آمیز که در این صورت زن از مهریه محروم می‌شود. پس از طلاق، زن باید تا نود روز [[عده طلاق|عده]] نگه‌دارد و در صورت ازدواج با مرد دیگر، بازگشت به شوهر نخست برای او جایز نیست. همچنین، محدودیت‌هایی برای ازدواج کاهنان با [[زن مطلقه|زنان مطلقه]] وجود دارد.


در تلمود <ref group="پانویس"> تلمود به معنى تعليم است و مجموعه سنّت‏‌هاى ربّانى كه قوانين و مقرّرات موسى در آن گردآورى شده و شرح و تفسير مى‌‏شود.</ref> آمده است: «مرد حق طلاق دارد و براى زن چنين حقّى نيست. '''[[مرد]]''' مى‌تواند با كمترين دليل حتى سوزاندن غذا، زن خود را طلاق دهد».<ref> محقق داماد، خانواده، نكاح و انحلال، ص 498</ref>
== حق طلاق در آیین یهودیت ==
بر اساس احکام سنتی و فقهی [[دین یهود|یهود]]، حق طلاق به‌طور انحصاری در اختیار شوهر است و او می‌تواند به‌صورت یک‌طرفه همسر خود را [[طلاق]] دهد. مستند این حکم به تورات ارجاع داده می‌شود که آیه ۱ از باب ۲۴ در سفر تثنیه، بر دادن طلاق‌نامه از سوی مرد به زن تأکید شده است. در متون تلمودی نیز بر صلاحیت انحصاری مرد در صدور طلاق تأکید شده است،<ref>[https://www.porseman.com/!110537 «طلاق در یهودیت و مسیحیت-آثار ممنوعیت طلاق»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان.]</ref> هرچند آموزه‌های اخلاقی یهودیت همواره بر [[تحکیم خانواده]] سفارش کرده و محدودیت‌های اخلاقی و اجتماعی را برای استفادهٔ بی‌رویه از این حق توصیه می‌کنند.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص94.</ref> در قوانین و رویکردهای معاصر قضایی میان جوامع مختلف یهودی، اصلاحاتی صورت گرفته است؛ بر این اساس، زنان در شرایط خاصی حق ارائهٔ دادخواست طلاق به دادگاه را دارا هستند و طلاق منوط به توافق طرفین و رضایت زن شده است.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص95.</ref>


اما در قوانینی که امروزه در میان یهودیان رواج دارد، زنان در موارد خاصی از حق درخواست طلاق برخوردار شده‌اند و می‌توانند دادخواست خود را به دادگاه عرضه کنند و طلاق باید به صورت توافقی باشد و رضایت زن در طلاق شرط دانسته شده است.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص95</ref>
== موجبات طلاق ==
در فقه یهود، هرچند اصل حق طلاق با مرد است، اما إعمال آن در موارد مشخصی نیازمند اذن و تأیید دادگاه شرعی است.  


با این که یهودیت به مرد قدرت مطلق و زیادی در طلاق می‌دهد و او با کمترین دلیلی می‌تواند زن را طلاق دهد، ولی آموزه‌های اخلاقی یهودی، اهمیت ثبات و پایداری '''[[خانواده]]''' را به مردان سفارش می‌کنند. مردان را در اعمال این قدرت خود، با محدودیت‌هایی اخلاقی و اجتماعی مواجه می‌کند.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص94</ref>
=== موجبات طلاق از سوی مرد ===
در هنگام طلاق، نوشتن طلاق‌نامه (گِیطین) ضروری است و با تسلیم سند طلاق از سوی مرد به زن، طلاق محقق می‌شود. گِط علاوه بر تاریخ و محل طلاق، دربردارنده این بیانیه است که فلان مرد به موجب این سند همسرش را طلاق مى‌دهد و آن زن از هم اینک مجاز است مجدداً ازدواج کند. گِط مانند کتوبا (عقدنامه) به زبان آرامى نوشته مى‌شود.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص95</ref>


==موجبات طلاق==
* '''نفرت از همسر''': زن در نظر شوهر ناپسند جلوه کند یا چیزی ناشایسته در او یافت شود. البته مکتب شَمّای آن را به بی‌ناموسی محدود می‌کرد، اما مکتب هیلِل دامنهٔ آن را گسترده‌تر دانسته تا جایی که سوزاندن غذا را نیز دربرمی‌گیرد. ربی عقیوا نیز یافتن زنی زیباتر را از دلایل قابل طرح برای طلاق شمرده است. در برخی منابع تلمودی نیز جدایی از همسر بد، به‌عنوان تکلیفی دینی برای مرد مطرح شده است.<ref>هولم و بوکر، زن در ادیان بزرگ جهان، 1387ش، ص219.</ref>
گر چه فقه، طلاق را در اختیار مرد دانسته، ولی او در مواردی‌ که مشخص شده با اذن و تأیید دادگاه می‌تواند زن خود را طلاق دهد. که در ذیل به توضیح موجبات طلاق در تعالیم یهودی پرداخته می‌شود.
* '''اختلاف بر سر مهاجرت''': اگر مرد بخواهد [[مهاجرت]] کند و زن رضایت ندهد، مرد می‌تواند بدون پرداخت [[مهریه]] او را طلاق دهد.<ref>[http://www.iranjewish.com/essay/Essay_37_Talagh%20Dar%20Yahood.htm افرامیان، «طلاق در فقه یهود»، وب‌سایت انجمن کلیمیان تهران.]</ref>
===موجبات طلاق برای مرد===
* '''زنا از سوی زن''': درصورتی‌که زن مرتکب [[زنا]] شود و در دادگاه اثبات شود، مرد موظف است او را بدون کتوبا (مهریه) طلاق دهد.<ref>[http://ensani.ir/fa/article/433360/بررسی-نقش-زن-در-یهودیت عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص80.]</ref>
# در موردی که شوهر از زنش نفرت دارد. مثلا بیان شده، اگر مردی، با زنی ازدواج کند، اگر زن در نظر او پسند نیاید، یا اینکه چیزی ناشایسته در او بیابد. اصطلاح «چیزی ناشایست» کلی است و مکتب‌های مختلف تفاسیر متفاوتی درباره آن بیان کرده‌اند؛ پیروان مکتب شمای معتقدند که مرد نباید زن خود را طلاق دهد، مگر آنکه در وی نشانه‌ای از بی‌ناموسی بیابد. پیروان مکتب هیلل می‌گویند: مرد می‌تواند برای اینکه زوجه‌اش خوراک را سوزانیده است، وی را طلاق دهد. ربی عقیوا نیز گفته است؛ مرد در صورت یافتن زنی زیباتر، حق دارد از همسرش جدا شود. در تلمود گفته شده؛ مردی که همسرش بد است، طلاق آن زن وظیفه دینی مرد است.<ref>هولم و بوکر، زن در ادیان بزرگ جهان،1387ش، ص 219</ref>  
* '''عدم پوشش سر در ملأعام''': اگر زن در انظار عمومی بدون روسری ظاهر شود، معادل [[خیانت زناشویی|خیانت]] تلقی می‌شود و مرد می‌تواند دادخواست طلاق دهد.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص110.</ref>
# اگر شوهر بخواهد مهاجرت کند و همسرش با این کار موافق نباشد، زن را مجبور به مهاجرت می‌کنند؛ اگر زن به هیچ وجه به مهاجرت راضی نشود، شوهر باید وی را طلاق دهد بدون آنکه مهریه‌ای به او بپردازد.<ref>[http://www.iranjewish.com/essay/Essay_37_Talagh%20Dar%20Yahood.htm افرامیان، طلاق در فقه یهود، 1388ش]</ref>
* '''عیوب جسمی زن''': وجود بیماری‌هایی چون [[جذام]]، برص (پیسی)، [[نازایی|عقیم‌بودن]]، یا عیوبی که مانع نزدیکی می‌شود. اگر این عیوب قبل‌از عقد در زن موجود باشد و مرد نسبت به آن جاهل بوده باشد، این موارد در نزد بت‌دین (محکمه و دادگاه) ثابت می‌شود. اگر ثابت شد، مرد زن را با اذن بت‌دین بدون مهریه طلاق می‌دهد.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/433360/بررسی-نقش-زن-در-یهودیت عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص80.]</ref> اگر زن بتواند ثابت کند که مرد از این عیوب آگاه بوده است، مرد باید برای معالجهٔ زن بکوشد و اگر درمان نشد، مرد می‌تواند زن دیگری بگیرد یا با پرداخت مهریه او را طلاق دهد.<ref>[http://www.iranjewish.com/essay/Essay_37_Talagh%20Dar%20Yahood.htm افرامیان، «طلاق در فقه یهود»، وب‌سایت انجمن کلیمیان تهران.]</ref>
# زنی که مرتکب زنا شود، شوهرش باید او را طلاق گوید. در مکتب شمای که فقط [[زنا|'''زنای''']] زن را مستوجب طلاق‌دادن او می‌داند. در شریعت یهود هرگاه زن مرکتب عمل زنا شود پس از این‌که در محضر دادگاه اثبات شد شوهر مجبور می‌شود زن خود را بدون کتوبایی (مهریه) طلاق دهد.<ref>[http://ensani.ir/fa/article/433360/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%D9%87%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%AA عزیزی خادم، حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص 80]</ref>
* '''بوی بد دهان یا زیربغل''': اگر این بوها قابل درمان نباشد، مرد می‌تواند با پرداخت مهریه طلاق دهد. در صورت ابتلای مرد، حق طلاق با زن است.<ref>[http://www.iranjewish.com/essay/Essay_37_Talagh%20Dar%20Yahood.htm افرامیان، «طلاق در فقه یهود»، وب‌سایت انجمن کلیمیان تهران.]</ref>
# اگر زنی در ملأعام بدون پوشش سر ظاهر شود، شوهرش می‌تواند دادخواست طلاق بدهد. چون این عمل زن معادل خیانت او به شوهرش تلقی می‌شود.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص110</ref>
* '''باکره نبودن زن''': عدم [[بکارت]] زن در زمان عقد، در صورت اثبات، حق طلاق برای مرد ایجاد می‌کند.<ref>علیجانی، زن در متون مقدس: زن در آیین یهود، 1389ش، ص138.</ref>
# وجود بعضی عیوب در زن موجب حق طلاق برای مرد می‌شود. که عبارتند از؛ قرن، جذام، برص، افضاء و عقیم بودن زوجه.<ref>عزیزی خادم، حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص 80</ref>
* '''محکومیت جنایی زن''': اگر زن به جرمی محکوم شود، مرد می‌تواند او را طلاق دهد. همین امر برای مرد نیز حق طلاق به زن می‌دهد.<ref>[http://www.iranjewish.com/essay/Essay_37_Talagh%20Dar%20Yahood.htm افرامیان، «طلاق در فقه یهود»، وب‌سایت انجمن کلیمیان تهران.]</ref>
# اگر عیوب گفته شده قبل از عقد در زن موجود باشد و مرد نسبت به آن جاهل بوده باشد. این موارد در نزد «بت‌دین» (محکمه و دادگاه) ثابت می‌شود. اگر ثابت شد مرد زن را با اذن بت‌دین بدون مهریه طلاق می‌دهد. اما اگر زن بتواند ثابت کند که مرد از این عیوب آگاه بوده است مرد باید برای معالجه زن بکوشد و اگر درمان نشد مرد می‌تواند زن دیگری بگیرد یا با پرداخت مهریه او را طلاق دهد. اگر این عیوب بعد از عقد بوجود آمد، مرد باید برای معالجه زن تلاش کند و اگر درمان نشد می‌تواند زن دیگری بگیرد یا با پرداخت مهریه او را طلاق دهد.<ref>افرامیان، طلاق در فقه یهود، 1388ش</ref>
* '''اهانت شدید زن به شوهر''': توهین شدید زن به شوهر، حق طلاق را برای مرد به وجود می‌آورد.<ref>[http://www.iranjewish.com/essay/Essay_37_Talagh%20Dar%20Yahood.htm افرامیان، «طلاق در فقه یهود»، وب‌سایت انجمن کلیمیان تهران.]</ref>
# هرگاه زن دچار بوی بد دهان، زیر بغل و بینی باشد و قابل معالجه نباشد. در این صورت مرد با پرداخت کتوبایی (مهریه) می‌تواند او را طلاق دهد. و اگر مرد دچار بوهای نامطبوع شود برای زن حق طلاق است.<ref>افرامیان، طلاق در فقه یهود، 1388ش</ref>  
# باکره نبودن زن موجب طلاق را برای مرد به وجود می‌آورد. <ref>علیجانی، زن در متون مقدس: زن در آیین یهود، 1389ش، ص 138</ref>  
# اگر برای زن محکومیت جنایی قرار داده شود، مرد می‌تواند او را طلاق دهد. محکومیت کیفری مرد هم برای زن ایجاد حق درخواست طلاق می‌کند.<ref>افرامیان، طلاق در فقه یهود، 1388ش</ref>  
# اهانت شدید زن به شوهر موجب حق طلاق برای مرد می‌شود.<ref>افرامیان، طلاق در فقه یهود، 1388ش</ref>


===موجبات طلاق برای زن===
=== موجبات طلاق از سوی زن ===
# هرگاه مرد همسرش را اجبار کنند که برخلاف مقررات شرعی رفتار کند برای زن حق طلاق به وجود می‌آید. در آیین یهود اجبار زن به تمکین ازشوهر در مواقعی که شرعاً جایز نیست به زن این حق رامی‌دهد که به دادگاه مراجعه کند و تقاضای طلاق را به این دلیل بنماید. اثبات این امر با شهادت شهود نزد دادگاه انجام می‌گیرد.<ref>افرامیان، طلاق در فقه یهود، 1388ش</ref> 
در سنت یهودی زن حق مستقیم طلاق ندارد، اما در موارد زیر می‌تواند به دادگاه شرعی مراجعه کرده و تقاضای طلاق دهد:
# وقتی مرد سایر حقوق واجبه زن را ایفا ننماید برای زن حق طلاق به وجود می‌آید.<ref>افرامیان، طلاق در فقه یهود، 1388ش</ref>
# وجود امراض غش و صرع در مرد ایجاد حق طلاق برای زن می‌کند. در آیین یهود هرگاه مرد پس از '''[[ازدواج]]''' به امراض گفته شده مبتلا شود زن حق دارد با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق کند.<ref>افرامیان، طلاق در فقه یهود، 1388ش</ref> 
# هر گاه شوهر سوءرفتار داشته و دچار امراض مقاربتی شود. پس از اثبات این امر بت دین (به زبان عبری به معنی خانه قضاوت، دادگاه شرعی یهود می‌باشد)، شوهر را مجبور به طلاق زن می‌کند و شوهر با پرداخت مهریه مجبور است زن را طلاق دهد.<ref>افرامیان، طلاق در فقه یهود، 1388ش</ref>
#اگر مرد سوءمعاشرت داشته و سوءمعاشرت او در حدی باشد که ادامه زندگی را برای زن غیرقابل تحمل سازد و ترس خطر جانی او برود زن حق درخواست طلاق را دارد.<ref>عزیزی خادم، حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص 80</ref>
# غایب مفقودالاثر شدن زوج، اگر شرط وکالت در طلاق در ضمن عقد برای زن شده باشد این حق برای زن محفوظ است در این دین زن می‌تواند ضمن عقد نکاح شرط کند که اگر شوهر غایب مفقودالاثر شد و پس از انقضا مدت نیامد برای زن حق طلاق باشد و همچنین زن می‌تواند شرط کند که شوهر به فلانجای مشخص مسافرت نکند. پس از تحقق تخلف از شرط، زن حق طلاق می‌‌یابد، بعد از عقد هم مرد می‌تواند وکالت غیابی طلاق زن رابه بت دین بسپارد.<ref>آنترمن، باورهای آیین‌های یهودی، مترجم رضا فرزین، 1385ش، ص 247؛  هولم، بوکر، زن در ادیان بزرگ جهان،1387ش، ص 220</ref>
# در صورتی که شوهر به امراض غیر قابل درمان و یا بیماری که وجود آن دوام زندگی زناشویی را برای زن موجب خطر کند، حق طلاق برای زن به وجود می‌آید.<ref>افرامیان، طلاق در فقه یهود، 1388ش</ref>
# هرگاه مردی بر اثر حادثه‌ای از دودست، یا دو پا و یا دو چشم محروم شود، زوجه حق مراجعه به بت دین را دارد ولی اگر یک مورد از موارد ذکر شده کم باشد زن حق مراجعه را ندارد.<ref>افرامیان، طلاق در فقه یهود، 1388ش</ref> 
# درصورتی که دختر با رضایت کامل ازدواج نکرده باشد، حق طلاق برای او به‌ وجود می‌آید به هرحال چون درزمان عقد رضایت خود رااعلام کرده عقد انجام شده صحیح دانسته می‌شود ولی اگر بتواند ثابت کند که رضایت نداشته و تحت شرایطی بوده می‌تواند تقاضای طلاق کند.<ref>افرامیان، طلاق در فقه یهود، 1388ش</ref>
==تعهدات مالی در طلاق==
در متون مقدس یهودی به منظور حمایت از زن، برخی تعهدات مالی نسبتا سنگین در زمان طلاق؛ مثل پرداخت مهریه و جهیزیه در دوران معاصر، اعطای بخشی از دارایی‌های مرد را، بر عهده مرد قرار داده‌اند.


در صورت بروز برخی موارد؛ زن را از این حقوق مالی محروم می‌دانند، مثل؛ رفتار فضیحت‌آمیز زن، غذا خوردن و طولانی‌شدن نوشیدن از سوی او در منظر عموم، شیردادن به بچه در مسیر عبور مردم، پشم ریسیدن در کوچه و بازار، پیروی نکردن او از قوانین دینی یهود، نپوشاندن سر در ملأ عام، سبک سری و اختلاط با مردان، سوزاندن غذا، بلند حرف زدن با مرد درباره امور زناشویی در خانه، دشنام‌دادن به والدین شوهر در حضور او و... هم ازدواج باطل است و هم مبلغ مهریه به زن تعلق نمی‌گیرد.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص94</ref>  
* '''اجبار زن به رفتار خلاف شرع''': هرگاه مرد همسرش را اجبار کند که برخلاف مقررات شرعی رفتار کند، برای زن [[حق طلاق زن|حق طلاق]] به وجود می‌آید. در آیین یهود اجبار زن به [[تمکین زن|تمکین]] از شوهر در مواقعی که شرعاً جایز نیست، به زن این حق را می‌دهد که از دادگاه، تقاضای طلاق کند. اثبات این امر با شهادت شهود نزد دادگاه انجام می‌گیرد.<ref>[http://www.iranjewish.com/essay/Essay_37_Talagh%20Dar%20Yahood.htm افرامیان، «طلاق در فقه یهود»، وب‌سایت انجمن کلیمیان تهران.]</ref>
* '''عدم ایفای حقوق واجب زن''': مانند [[نفقه]] و دیگر حقوق شرعی؛<ref>[http://www.iranjewish.com/essay/Essay_37_Talagh%20Dar%20Yahood.htm افرامیان، «طلاق در فقه یهود»، وب‌سایت انجمن کلیمیان تهران.]</ref>
* '''بیماری‌های مرد''': در صورت ابتلای شوهر به بیماری صرع یا غش پس‌از [[ازدواج]] و همچنین درصورتی‌که شوهر به امراض غیرقابل درمان یا بیماری که وجود آن دوام زندگی زناشویی را برای زن موجب خطر کند، حق طلاق برای زن به وجود می‌آید.<ref>[http://www.iranjewish.com/essay/Essay_37_Talagh%20Dar%20Yahood.htm افرامیان، «طلاق در فقه یهود»، وب‌سایت انجمن کلیمیان تهران.]</ref>
* '''بیماری مقاربتی''': در صورت ابتلای مرد به بیماری آمیزشی، دادگاه حکم طلاق با پرداخت مهریه صادر می‌کند.<ref>[http://www.iranjewish.com/essay/Essay_37_Talagh%20Dar%20Yahood.htm افرامیان، «طلاق در فقه یهود»، وب‌سایت انجمن کلیمیان تهران.]</ref>
* '''سوءمعاشرت به حد غیرقابل تحمل''': اگر رفتار مرد چنان باشد که جان زن را به خطر اندازد، زن می‌تواند درخواست طلاق کند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/433360/بررسی-نقش-زن-در-یهودیت عزیزی خادم و حسینی، «بررسی نقش زن در یهودیت»، 1393ش، ص80.]</ref>
* '''مفقودالاثر شدن شوهر''': زن می‌تواند در ضمن عقد شرط کند که در صورت غایب‌شدن طولانی‌مدت شوهر یا تخلف او از برخی تعهدات، مانند سفر به مکان‌های معین، حق طلاق برای زن ایجاد شود. در صورت تحقق این شرایط، زن می‌تواند از این حق استفاده کند. همچنین مرد می‌تواند پس از عقد، اختیار اجرای طلاق را از طریق اعطای وکالت به دادگاه دینی (بیت‌دین) واگذار کند.<ref>آنترمن، باورهای آیین‌های یهودی، 1385ش، ص247؛ هولم و بوکر، زن در ادیان بزرگ جهان،1387ش، ص220.</ref>
* '''ازکارافتادگی شدید مرد''': محرومیت شوهر از هر دو دست، هر دو پا، یا هر دو چشم (نه یک عضو) حق مراجعه به دادگاه را به زن می‌دهد.<ref>[http://www.iranjewish.com/essay/Essay_37_Talagh%20Dar%20Yahood.htm افرامیان، «طلاق در فقه یهود»، وب‌سایت انجمن کلیمیان تهران.]</ref>
* '''نبود رضایت کامل زن در زمان عقد''': اگر زن اثبات کند که تحت فشار یا اکراه به ازدواج رضایت داده، می‌تواند تقاضای فسخ یا طلاق کند.<ref>[http://www.iranjewish.com/essay/Essay_37_Talagh%20Dar%20Yahood.htm افرامیان، «طلاق در فقه یهود»، وب‌سایت انجمن کلیمیان تهران.]</ref>


در تلمود، پرداخت '''[[مهریه]]''' زن در هنگام طلاق از وظایف تخطی ناپذیر مرد دانسته شده است و صرفاً در چند مورد استثنایی، مرد می‌تواند بدون پرداخت مهریه، زن را طلاق دهد.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص110</ref>  
== تعهدات مالی در طلاق ==
==قوانین طلاق==  
[[پرونده:طلاق در آیین یهود۱.jpg|جایگزین=کارت پستال مراحل طلاق، موزه یهودیان سوئیس|بندانگشتی|کارت پستالی که مراحل طلاق را نشان می‌دهد، موزه یهودیان سوئیس]]
* '''طبق قانون اول'''؛ طلاق دادن زن بدون اطلاع او باطل است.<ref>هولم، بوکر، زن در ادیان بزرگ جهان،1387ش، ص 220</ref>  
متون یهودی برای حمایت از زن، تعهدات مالی قابل توجهی بر عهدهٔ مرد قرار داده‌اند: پرداخت مهریه، [[جهیزیه]] و در دوران معاصر، اعطای بخشی از دارایی.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص94.</ref> در تلمود، پرداخت [[مهریه]] هنگام طلاق وظیفه‌ای غیرقابل تخطی برای مرد شمرده شده و تنها در چند استثنا می‌تواند بدون پرداخت مهریه زن را طلاق دهد.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص110.</ref>
* '''قانون دوم؛''' شرایط کتوبا (مهریه و شرایط مذکور در عقدنامه) است که مرد را ملزم می‌کند شرایط کتوبا را در قبال همسرش انجام دهد، زن می‌تواند هنگام طلاق یا در فوت شوهرش مهریه خود را از مال او بردارد.<ref>هولم، بوکر، زن در ادیان بزرگ جهان،1387ش، ص 220</ref>  
 
* '''قانون سوم'''؛ مرد باید طلاق‌نامه‌ای بنویسد و به دست زن دهد و بعد او را از خانه‌اش بیرون کند.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص93</ref>  
مواردی که زن از حقوق مالی محروم می‌شود عبارت است از: رفتار فضیحت‌آمیز در ملأعام مانند غذا خوردن در کوچه، شیردادن به کودک در مسیر عبور مردم، پشم ریسیدن در کوچه و بازار، نپوشاندن سر، اختلاط با مردان، سوزاندن غذا و دشنام به والدین شوهر در حضور او، که در این صورت هم ازدواج باطل است و هم مهریه به زن تعلق نمی‌گیرد.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص94.</ref>
* '''قانون چهارم'''؛ نوشتن طلاق‌نامه باید در حضور شاهد باشد و در روز انجام شود و در ایام خاصی انجام آن جایز نیست.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص94</ref>  
 
* '''قانون پنجم'''؛ زن و شوهری که از هم جدا می‌شوند، دیگر حق ندارند با هم ازدواج کنند، چون فاسد و بی‌عفت شده‌اند. زن با ازدواج با مرد دوم حرمت خود را نزد شوهر اول از دست داده و برای او نجس می‌شود. خداوند از چنین ازدواجی متنفر است. کاهنان یهود مجاز نیستند که با زن مطلقه ازدواج کنند. اما آنها نیز می‌توانند زنان خود را طلاق دهند.<ref>هولم، بوکر، زن درادیان بزرگ جهان،1387ش، ص 219</ref>
== قوانین طلاق ==
مقصود از این امر، پیشگیری از طلاق‌ها و ازدواج‌های یک شبه به ‌منظور مبادله‌ی همسر می‌باشد. این قانون، وسیله‌ای برای جلوگیری از طلاق به‌شمار می‌رفت.<ref>افرامیان، طلاق در فقه یهود، 1388ش</ref>
[[پرونده:طلاق در آیین یهود۲.jpg|جایگزین=سند طلاق یهودی|بندانگشتی|این سند طلاق یهودی مربوط به سال ۱۱۸۱، در جنیزه قاهره پیدا شد. ]]
==عده طلاق==
در آیین یهود، مجموعه‌ای از مقررات برای جلوگیری از طلاق‌های خودسرانه و [[ازدواج موقت|ازدواج‌های موقت]] و [[ازدواج صوری|صوری]] وضع شده است. این قواعد در منابع دینی به‌عنوان ابزاری برای کاهش طلاق معرفی شده‌اند.<ref>[http://www.iranjewish.com/essay/Essay_37_Talagh%20Dar%20Yahood.htm افرامیان، «طلاق در فقه یهود»، وب‌سایت انجمن کلیمیان تهران.]</ref> بر اساس این احکام، طلاق بدون آگاهی زن معتبر دانسته نمی‌شود. همچنین مفاد کتوبا (عقدنامهٔ ازدواج) که شامل مهریه و شرایط ازدواج است، مرد را ملزم می‌کند در صورت طلاق یا فوت، حقوق مالی همسر، از جمله مهریه، را از دارایی خود بپردازد.<ref>هولم و بوکر، زن در ادیان بزرگ جهان، 1387ش، ص220.</ref>
عده طلاق در یهودیت نود روز است و زن پس از گذشت این مدت می‌تواند مجدد ازدواج کند. زن مطلقه می‌تواند ازدواج کند، اما قبیح و ناپسند است.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص95</ref>
 
==یادداشت==
در یهودیت، جدایی رسمی زوجین مستلزم تنظیم و تسلیم طلاق‌نامه‌ای به نام گِط است.<ref>سالتز، سیری در تلمود، 1383ش، ص199.</ref> این سند که زمان و مکان طلاق در آن ذکر می‌شود، حاوی اعلام رسمی آزادی زن برای ازدواج مجدد است و طلاق شرعی با تحویل آن از سوی شوهر به زن تحقق می‌یابد.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص95.</ref> نگارش این سند باید در حضور شاهدان انجام شود و اجرای آن تابع شرایط و زمان‌های معینی است.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص94.</ref>  
{{پانویس|۲|گروه=پانویس|اندازه=ریز}}
 
==پانویس==
در برخی احکام آمده است که اگر زن پس از طلاق با مرد دیگری ازدواج کند، بازگشت او به همسر نخست مجاز نیست، چون فاسد و بی‌عفت شده‌اند. زن با ازدواج با مرد دوم حرمت خود را نزد شوهر اول از دست داده و برای او نجس می‌شود. همچنین در متون دینی محدودیت‌هایی برای ازدواج کاهنان یهود با [[زن مطلقه|زنان مطلقه]] ذکر شده است، هرچند آنان امکان طلاق دادن همسران خود را دارند.<ref>هولم و بوکر، زن درادیان بزرگ جهان، 1387ش، ص219.</ref> در این سنت برای زن مطلقه [[عده طلاق]] نود روزه در نظر گرفته شده است و پس از پایان آن امکان ازدواج مجدد وجود دارد، هرچند در برخی منابع این امر ناپسند شمرده شده است.<ref>غلامی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، 1399ش، ص95.</ref>
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
==منابع==
 
* آنتزمن، الن، باورهای آیین‌های یهودی، مترجم رضا فرزین، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب تهران، 1385ش.
== منابع ==
* افرامیان، فرهاد، طلاق در فقه یهود، سایت انجمن کلیمیان تهران، آذر 1388ش، تاریخ بازدید: دی ماه 1401
{{آغاز منابع}}
* سالتز، آدین اشتاین، سیری در تلمود، مترجم باقر طالبی دارابی، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، قم، چاپ اول، 1383ش.
* آنتزمن، الن، باورهای آیین‌های یهودی، مترجم رضا فرزین، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب تهران، ۱۳۸۵ش.
* عزیزی خادم، معصومه، حسینی، علی‌یار، «بررسی نقش زن در یهودیت»، نشریه زن و فرهنگ، شماره 22، زمستان 1393ش.
* افرامیان، فرهاد، «طلاق در فقه یهود»، وب‌سایت انجمن کلیمیان تهران، تاریخ درج مطلب: آذر ۱۳۸۸ش.
* علیجانی، رضا، زن درمتون مقدس: زن درآیین یهود، روشنگران و مطالعات زنان، تهران، 1389ش.
* سالتز، آدین اشتاین، سیری در تلمود، مترجم باقر طالبی دارابی، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، قم، ۱۳۸۳ش.
* غلامی، علی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، قم، جامعه الزهراء، چاپ اول، تابستان 1399ش.
* «طلاق در یهودیت و مسیحیت-آثار ممنوعیت طلاق»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان، تاریخ درج مطالب: ۲۸ دی ۱۳۹۴ش.
* هولم، جین؛ بوکر، جان؛ زن در ادیان بزرگ جهان، ترجمه: علی غفاری، تهران، نشر بین الملل، چاپ دوم، بهار 1387ش.
* عزیزی خادم، معصومه و حسینی، علی‌یار، «بررسی نقش زن در یهودیت»، نشریه زن و فرهنگ، شماره ۲۲، زمستان ۱۳۹۳ش.
* علیجانی، رضا، زن درمتون مقدس: زن درآیین یهود، روشنگران و مطالعات زنان، تهران، ۱۳۸۹ش.
* غلامی، علی، زن و خانواده در ادیان (با رویکرد تطبیقی)، قم، جامعه‌الزهراء، چاپ اول، ۱۳۹۹ش.
* هولم، جین و بوکر، جان، زن در ادیان بزرگ جهان، ترجمه علی غفاری، تهران، بین‌الملل، چاپ دوم، بهار ۱۳۸۷ش.
{{پایان منابع}}