imported>ELHAM
صفحه‌ای تازه حاوی « تأثیر مدیریت بدن بر کاهش باروری چکیده: یکی از اولویت های اصلی در سطح مدیریت کلان کشور، کنترل نرخ رشد جمعیت به دنبال افزایش سریع جمعیت در دهه های ۵۰ و ۶۰ بود۔ هرچند این کنترل، نشان از توانایی های مختلف در عرصه برنامه ریزی و یاست گذاری بود، اما ب...» ایجاد کرد
 
ابرابزار
 
(۶۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:مدیریت-بدن.jpg|بندانگشتی|337x337پیکسل]]
{{درشت|'''مدیریت بدن'''}}، هرگونه نظارت، کنترل و ایجاد تغییر در بدن.


تأثیر مدیریت بدن بر کاهش باروری
بدن به‌عنوان سرمایه‌ای نمادین همواره از طریق آراستن، دست‌کاری، اصلاح سبک فعالیت‌های بدنی و ورزش، مدیریت می‌شود و الگوهای مدیریت آن از طریق فرایند جامعه‌پذیری به نسل بعد منتقل می‌شود.
چکیده:
یکی از اولویت های اصلی در سطح مدیریت کلان کشور، کنترل نرخ رشد جمعیت به دنبال افزایش سریع
جمعیت در دهه های ۵۰ و ۶۰ بود۔ هرچند این کنترل، نشان از توانایی های مختلف در عرصه برنامه ریزی و
یاست گذاری بود، اما با تبدیل مساله کنترل جمعیت از یک سیاست موقت و مقطعی به یک شیوه زندگی
در سطح جامعه) با مساله جدید شکل گیری فرهنگ تک فرزندی مواجه شدیم؛ به تعبیر دیگر درسبک
زندگی جدید یکی از مهمترین کارکردهای خانواو که(تولید فرزند و تربیت نسل جدید است، آگاهانه ترک
شده است در ای بهعنوان یکی ازمهمترین تولیدات مدرنیته، در شکل گیری
بک زندگی مدرن زنان پرداخته شده است پش بلا کنگکت گرفتن از دستاوردهای تحقیقات محققان در
ایران، اهمیت مدیریت بدن به عنوان یکی ازاد غفغه های مه (در بک زندگی زنان نشان داده شده است و
براین امر تاکید شده که مدیریت بدن از جمله مقولات مهم در کاهش فرزند آوری در ایران است که موج


کاهش نرخ رشد جمعیت در سالهای اخیر در راشدها
== مفهوم‌شناسی ==
[[مدیریت بدن]]، به‌معنای هرگونه نظارت، کنترل و دست‌کاری مستمر در ویژگی‌های ظاهری [[بدن|بدن،]] یکی از محورهای مطالعاتی مهم در حوزه [[جامعه‌شناسی بدن]] است و مصادیقی مثل رعایت نظافت، آراستگی، رعایت [[رژیم لاغری|رژیم غذایی]]، [[ورزش بانوان|ورزش]]، [[کاشت ناخن]] و [[جراحی زیبایی]] را دربر می‌گیرد. مدیریت بدن، که منجر به خلق [[انواع بدن]] می‌شود، در ظاهر به معنای آزادی و برخورداری از امکاناتی برای تسلط فرد بر بدن خویش است، اما برخی بر این باورند که مدیریت بدن، شاهدی بر انضباط‌بخشی گفتمان‌هایی است که با موفقیت، ما را به شکل‌دادن و زیباسازی بدن برای متناسب‌شدن با هنجارهای فرهنگی تشویق، بلکه وادار می‌کنند و هویت‌های خاصی را برای فرد رقم می‌زنند. برای مثال نفوذ و سیطره گفتمان پزشکی بر سبک زندگی به بهانه ارتقای [[حق سلامتی زنان|سلامت]]، همواره روایت‌هایی از تغییرات قاعده‌مند بدن ارائه<ref>بارکر، مطالعات فرهنگی نظریه و عملکرد، 1395ش، ص216.</ref> و افراد را مجبور به تبعیت از آن می‌کند.


واژگان کلیدی:
== اهمیت ==
سبک زندگی مدرن، مدرنیته. فمنیسم، زنان، مدیریت بدن
در جامعه مصرفی، به‌جای توجه به این که «بدن قادر به انجام چه کاری است»، این مسئله اولویت می‌یابد که «بدن چگونه به نظر می‌رسد». بدین ترتیب بدن به منبعی برای سرمایه نمادین تبدیل می‌شود و مدیریت بدن به محور اصلی کسب منزلت و حفظ تمایزهای طبقاتی تبدیل<ref>بوردیو، تمایز نقد اجتماعی قضاوت‌های ذوقی، ص31، 47، 93 و 98.</ref> می‌شود.


مقدمه 
== شیوه‌های مدیریت بدن ==
امروزه فرهنگ غرب با تسلط بر بیشتر امکانات و ظرفیت های اطلاعاتی و ارتباطی، سعی در تحمیل الگوهای ناقص خویش به ملت های جهان دارد. امروز کمتر کشوری را می توان یافت که خود را عضوی از این دنیای مدرن احساس نکند، با این تفاوت که دنیای مدرن، جهان طبقه بندی شده ای است که به درجه یک» دو و سه یا جهان پیشرفته، در حال توسعه و توسعه نیافته، تقسیم بندی شده است و هر یک از کشورها بر اساس معادلات غربیها سهمی از این درجه را به خود اختصاص داده اند. در این میان انقلاب اسلامی ایران رویدادی است که با انقلابهای مدرن دنیا تفاوتی بنیادین دارد و خود را عضوی از این جهان تقسیم بندی شدة مغرب نمی داند؛ زیرا خواهان طی شدن فرایندی است که نتیجه آن عینیت یافتن حیات معنوی است. چنین آرمانی در تقابل جدی با خواست نهایی مدرنیته است که در پی زیست مادی عاری از معنویت است. د راین پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای داده های مرتبط با چارچوب مفهومی گردآوری شده است و س پس با تکیه بر کاهش رشد جمعیت مورد مطالعه قرار گرفته است.
[[پرونده:مدیریت-بدن1.jpg|بندانگشتی|257x257پیکسل]]


 
=== آراستن ===
حفظ آراستگی و رسیدگی به بدن به‌عنوان یکی از [[شیوه‌های مدیریت بدن]]، از طریق رعایت بهداشت و آرایش سر و صورت انجام می‌شود. توجه به بدن و حفظ ظاهر و طراوت، [[بدن و مصرف|مصرف]] را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بدن انسان به‌ویژه نوع زنانه آن در جامعه مدرن، موضوعی است که مرتب باید برای جلوه‌گری آن هزینه شود. استفاده از لوازم آرایشی و بهداشتی و انواع [[رنگ لباس|لباس]] و حتی داروهایی که حداقل در ظاهر به آراستگی کمک می‌کنند، از جمله مواردی است که افراد و به‌ویژه زنان هزینه زیادی برای آن پرداخت می‌کنند. سرانه مصرف لوازم آرایشی توسط زنان در کشورهای مختلف تفاوت بسیاری دارد، به‌عنوان نمونه رتبه بالای زنان ایرانی در دنیا و منطقة جنوب غرب آسیا، در مصرف لوازم آرایشی، قابل توجه است.<ref>عابدینی، تغییرات فرهنگی اجتماعی ایران در 30 ساله گذشته، 1396ش، ص99.</ref>
[[پرونده:مدیریت-بدن3.jpg|بندانگشتی|321x321پیکسل]]


چارچوب مفهومی 
=== دست‌کاری در بدن ===
‏مدرنیته 
دست‌کاری بدن، هرگونه نشانه‌گذاری، [[خالکوبی]]، تراشیدن قسمتی از موی سر یا صورت، بریدن تکه‌ای از بدن بر اساس آیین‌ها مثل ختنه و کشیدن، سفید یا مرتب کردن دندان‌ها، کوچک نگه‌داشتن شکم یا پاها از طریق پوشیدن لباس و کفش‌های مخصوص و رشد دادن گردن با استفاده از گردن‌بندهای مخصوص است. یکی از شایع‌ترین شیوه‌های دست‌کاری بدن در دنیای معاصر عمل [[جراحی زیبایی]] است؛ مثلاً در کره جنوبی، افراد چهره طبیعی خود را نمی‌پسندند و عمل جراحی زیبایی را ضروری تلقی می‌کنند. شایع‌ترین عمل زیبایی در کره جنوبی، عمل پلک‌ها است. در ایران نیز بر اساس آمارهای غیررسمی، ۴۰ هزار عمل جراحی زیبایی در سال انجام می‌گیرد، که ۶۰ درصد از آن‌ها مربوط به جراحی بینی است. دختران رده سنی ۱۷ تا ۲۲ سال بیشترین متقاضیان جراحی بینی در ایران هستند. و حال این که جراحی بینی در این سن، عوارض خطرناکی در بزرگسالی دارد.<ref>فتحی، روزنامه جام جم، 20/ 11/ 1382.</ref> ایران در جراحی زیبایی به‌طور کلی<ref>موسوی‌زاده و همکاران، ارزیابی گرایش انگیزه‌های بیماران زن در جراحی‌های زیبایی، 1388ش.</ref> و جراحی بینی به‌طور خاص<ref>عابدینی، تغییرات فرهنگی اجتماعی ایران در 30 ساله گذشته، 1396ش، ص99.</ref> جزء ۵ تا ۷ کشور اول دنیا است. البته به دلیل کیفیت قابل قبول عمل جراحی در ایران و همچنین نرخ ارزان آن نسبت به کشورهای دیگر، همه ساله افراد زیادی برای انجام عمل جراحی زیبایی به ایران سفر می‌کنند و این آمار صرفاً محدود به ایرانی‌ها نیست.
مدرنیته به شیوه های زندگی اجتماعی و تشکیلات و سازمانهای اجتماعی اشاره دارد که از حوالی قرن هفدهم به این طرف در اروپا ظاهر شدند، و به تدریج دامنه تاثیرات و نفوذ آنها کم و بیش در سایر نقاط جهان نیز بسط و گسترش یافت فراتر از آنچه که
تجربه گرایی 
تجربه گرایی اصرار می ورزید که عقل بدون یاری حواس، هیچ گونه شناختی ندارد و تنها راه معرفت، توسل به تجربه های حسی است.از این رو، هر آن چه در چارچوب معرفت حسی و دانش تجربی نگنجد، نه تنها قابل اعتنا نیست، بلکه باید آن را در زمره موهومات و تخیلات بشری به شمار آورد (استوده، ۱۳۸۳: ۵۵).  
سکولاریسم 
سکولاریسم عبارت است از اعتقاد به اینکه زندگی و امور مربوط به آن باید از دین فاصله بگیرد و ملاحظات دین نادیده گرفته شود. بر این اساس، ارزش های اخلاقی و روش های اجتماعی باید با توجه به معیشت دنیوی و رفاه اجتماعی تعیین گردد، نه با رجوع به دین
نسبیت گرایی 
در کنار سکولاریسم، یکی دیگر از مهمترین ارمغان های تجربه گرایی، نسبیت ارزش یا جداسازی ارزش ها از واقعیات بود.ارزش ها و امور اخلاقي، اموری کاملا نسبی و فردی هستند و هیچ ارزش و آرمان مشترکی بین انسانها وجود ندارد. مهمترین پیامد تاکید بر نسبیت اخلاقی این است که انسان را از همه قیود اخلاقی و ارزش های انسانی آزاد می کند و سرکشی در برابر فرمان های اخلاقی و دینی را مجاز می شمارد (زیبایی نژاد، ۱۳۸۲: ۲۷). 
اومانیسم 
اومانیسمم نظامی اعتقادی است که نیازهای بشری را مورد توجه قرار می دهد و راه حل آنها را به جای ایمان به خدا از طریق عقل و خرد جست و جو می کند و با انکار و نادیده انگاری مبدا هستی، انسان محوری - اومانیسم - جایگزین خدا محوری شد. بر اساس این اندیشه، انسان مدار و محور همه اشیا و آفریننده ارزش ها و شاخص شناسایی نیکی و بدی است.  
فردگرایی
فردگرایی را می توان قله اندیشه غرب، عصاره عصر روشن گری و یکی از پیامدهای طبیعی اومانیسم و سکولاریسم به شمار آورد. فردگرایی محور بودن غریزه و امیال انسانی را در گزیدن ارزش ها، خلقیات و رفتارها می پذیرد و خرد آدمی را به منزله ابزاری در خدمت تامین منافع فردی و اغراض و امیال شخصی قرار می دهد
لیبرالیسم 
عبارت است از «نوعی ایدئولوژی و گونه ای جهان بینی که فرد را پایه ارزش های اخلاقی می شمارد، و همه افراد را دارای ارزش برابر می داند؛ از این رو فرد باید در انتخاب هدف زندگی خود آزاد باشد» 
 
‏سبک زندگی 
تعاریف متعددی تاکنون درباره سبک زندگی در علوم اجتماعی ارائه شده است، سبک های زندگی به معنای عام روش های متمایز زیستن است که توسط گروه های مختلف مردم برگزیده می شود (خادمیان، ۱۳۸۸: ۱۸)
در ادبیات جامعه شناسی از مفهوم سبک زندگی دو برداشت و دو گونه مفهوم سازی متفاوت به عمل آمده است. در برداشت نخست که سابقه آن به دهه ۱۹۲۰ باز می گردد، سبک زندگی معرف ثروت و موقعیت اجتماعی افراد و غالبا شاخصی برای تعیین طبقه اجتماعی است. در فرمول بندی دوم، سبک زندگی نه راهی برای تعیین طبقه اجتماعی، بلکه شکل اجتماعی
نوینی دانسته می شود که تنها در متن تغییرات فرهن رنیته و رشد فرهنگ  فرد گرایی معنا می یابد۔


=== اصلاح سبک فعالیت‌های بدنی ===
بسیاری از افراد تلاش می‌کنند با شیوه‌های مختلف سبک فعالیت‌های بدنی خود مثل شیوه راه رفتن، نشستن، خوابیدن و حتی فعالیت‌های بدنی جزئی‌تر مثل خندیدن و گریستن را مطابق معیارهای مطلوب روز اصلاح کنند. این‌گونه از مدیریت بدن بیشتر در میان طبقات بالای اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد.


=== ورزش ===
انگیزه‌های ورزشی افراد فقط به شرکت در رقابت‌های ورزشی یا کسب [[حق سلامتی زنان|سلامت جسمانی]] محدود نمی‌شود و تغییر شکل و ریخت بدن را (حتی اگر با سلامتی منافات داشته باشد) نیز در بر می‌گیرد؛ در این چارچوب، ورزش‌هایی مثل بدنسازی که سریع‌تر از سایر ورزش‌ها تأثیر خود را در تغییرات بدنی نشان می‌دهند، با استقبال بیشتری مواجه می‌شوند. به‌گفته رئیس فدراسیون پرورش اندام ایران، ۱۲ هزار باشگاه یعنی ۱۲٫۵ درصد از باشگاه‌های ورزشی کشور به رشته پرورش اندام اختصاص یافته و نشان می‌دهد که از میان ۵۵ رشته ورزشی دارای فدراسیون، بدنسازی و پرورش اندام طرفداران بیشتری داشته است.<ref>«فعالیت 12 هزار باشگاه بدن‌سازی و پرورش اندام در کشور»، خبرگزاری فارس.</ref> البته بسیاری از افراد علاوه بر ورزش بدنسازی، تلاش می‌کنند، با تغییر روژیم غذایی و مصرف داروهای مکمل که در بسیاری موارد مضر و حتی [[عوامل اعتیاد زنان|اعتیادآور]] نیز هستند، سریع‌تر به اهداف خود دست یابند. چوی (۲۰۰۰)، در تحقیق خود با موضوع [[ورزش بانوان]]، نشان داد که زنان به‌صورت معناداری، بیش از مردان علت فعالیت‌های ورزشی خود را کنترل وزن و حفظ زیبایی‌های ظاهری ذکر کرده‌اند.<ref>[https://www.hamooniran.ir/item/6306 احمدنیا، جامعه‌شناسی بدن و بدن زن، 1384ش.]</ref>


=== شیوه‌های انضباطی مدیریت بدن ===
* منزوی‌سازی؛ زمینه اصلی تحقق این شیوه، گروه‌بندی انسان‌ها به دسته‌های گوناگون است و مدل عملیاتی آن عقلانی‌سازی نظام رهبانی و پیامد آن بدن منزوی است که قادر به همدلی و دریافت محبت نباشد. نمونه اصلی آن رهبانیت، نهاد تولیدکننده آن کلیسا و کارگزاران اصلی آن زنان راهبه بوده‌اند.<ref>- Frank, For a sociology of the body: an analytical review', 1991, Figure 4.2.</ref>
* بوروکراتیزه‌سازی؛ زمینه‌ساز اصلی این شیوه در جوامع معاصر، نظام‌سرمایه‌داری، مدل عقلانی آن مقیدسازی بدن‌ها به رژیم‌های بوروکراتیک و تحمیل نظم شدید زمانی و مکانی بر بدن‌ها است. در رژیم‌های بوروکراتیک صرف نظر از نیازهای بدنی کارگران، کمیت‌ها و کیفیت‌های خاصی از کار در یک نظم زمانی بر بدن آنان تحمیل می‌شود. با این حال، رژیم‌های بوروکراتیک اغلب بدن زنان را تحت کنترل قرار می‌دهند؛ زیرا از زنان انتظار می‌رود قاعدگی، بارداری و یائسگی را در مؤسساتی که سازماندهی زمان و مکان آنها درک کمی از آنها دارد، مدیریت و پنهان کنند. این شیوه از مدیریت بدن پیامدهای فرا جنسیتی نیز دارد. طرح‌های بهره‌وری با عدم امکان استراحت و آرامش کافی در طول روز کاری، می‌تواند منجر به بیماری‌های مرتبط با استرس در بین زنان و مردان به‌صورت مشترک شود.<ref>- Martin, The Woman in the Body, 1989/1987, p94.</ref>
* شیوه‌های نظارتی؛ فوکو رویت‌پذیر ساختن بدن را مطرح کرد. از این منظر بدن‌ها، نظارت بیرونی را نمی‌پذیرند، بلکه با القائات فرهنگی از درون مورد نظارت قرار می‌گیرند و برای تحقق آن تلاش خواهند کرد. در این شیوه نه تنها فشار نظارت احساس نمی‌شود، بلکه رؤیای تحقق نظارت در جان‌ها شکل می‌گیرد. در این شیوه از توجیهاتی چون آزادی، تحقق، رشد و تکامل بدن استفاده شود و مردان و زنان با طیب خاطر آنرا اجرایی می‌کنند.<ref>- Cregan, The Sociology of the Body: Mapping the Abstraction of Embodiment, 2012, p18.</ref>


=== شیوه‌های نمایشی ===
در این شیوه بدن در آیینه جامعه نمایش داده می‌شود. مصرف شاه کلید تحقق آن در جامعه است. فروشگاه‌های بزرگ و مکان‌های مدرن محل تحقق آن و مدل کلی آن فروشگاهی است. در این شیوه تمایلات سطحی با مصرف به نمایش در می‌آید. ساختارهای نهاد سرمایه‌داری بی‌وقفه بدن را با اشیاء خارجی و اشیاء خارجی را با بدن مرتبط می‌سازد. حتی تمایل شهوانی این بدن‌ها را به جای آنکه با اشخاص دیگر مرتبط سازد در درون یک زندگی مصنوعی محصور می‌سازد و در نهایت یک شخصیت خودشیفته تولید خواهد شد. بخش عمده مخاطبین این شیوه زنان هستند.<ref>- Frank, For a sociology of the body: an analytical review', 1991, Figure 4.2.</ref> با ورود فن‌آوری زنان برای نمایش در عرصه‌های عمومی از مدیریت بدن استفاده می‌کنند.<ref>- باصری و دیگران، «مطالعه انسان‌شناسی مدیریت بدن زنان با تأکید بر جراحی (بای پس معده) در منطقه 2 تهران»، 1401ش، ص143.</ref> راجع به ارزشمندی شیوه‌های نمایشی اختلاف است. از نظر اورباخ، شیوه پرورش بدن لاغر، طبیعی و شیوه‌های رشد دادن چاقی تحریف است. برخلاف اورباخ، چرنین شیوه‌های پرورش‌دهنده بدن زنان چاق را مثبت و طبیعی می‌بیند.<ref>- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p68.</ref> شیوه تمرکز بر بدن جوان، لاغر و جنسی در فرهنگ مصرفی معاصر بسیار ارزشمند تلقی می‌شود، در حالی‌که شیوه‌های مبتنی بر بدن‌های پیر معمولاً از توجه عمومی دور نگه داشته خواهند شد.<ref>-- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p35.</ref> شیوه‌های مدیریت بدن‌های آیینه در نمایش صرف خلاصه نخواهد شد؛ بلکه علاوه بر انجام ورزش‌های منظم، رعایت برنامه‌های سلامت شخصی، رژیم‌های غذایی پرفیبر و پوشیدن لباس‌های رنگی نیازمند تنظیم دقیق، مراقبت، بازسازی و ارائه منظم بدنی است.<ref>--- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p35.</ref>


توانایی کنترل بدن در نتیجه پیشرفت در جراحی پیوند، تلقیح مصنوعی، لقاح آزمایشگاهی و جراحی پلاستیک با سرعت ادامه یافته است. همان‌طور که جان اونیل (۱۹۸۵) نشان می‌دهد، اکنون بخش‌های کمی از بدن وجود دارد که فناوری نمی‌تواند به نحوی آن را بازسازی کند. کاشت مو زشتی طاسی را از بین می‌برد، دندان‌های مصنوعی شکل صورت را بهینه نگه می‌دارد و تعداد فزاینده‌ای از اندام‌ها وجود دارند که می‌توانند به بدن انسان پیوند زده شوند. جراحی پیوند قلب دیگر ارزش خبری ندارد و پیوند چشم می‌تواند توانایی دیدن را بازگرداند. ضربان‌سازها به افراد دارای قلب معیوب اجازه می‌دهند تا به‌طور عادی زندگی کنند. پس قسمت‌های مختلف بدن را می‌توان با استفاده از مواد مصنوعی بازسازی کرد و اندام‌های مصنوعی پیچیده‌تری در سال‌های اخیر در دسترس قرار گرفته‌اند.<ref>- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p36.</ref> زنان ورزشکار ایران با مدیریت بدن چالش وزن را حل می‌کنند.<ref>- زمانیان و دیگران، «مدیریت بدن در زنان فوتبالیست»، 1403ش، ص379.</ref> مدیریت بدن گاهی صرفاً جنبه حفظ سلامتی پیدا می‌کند و بدن‌ها از طریق رژیم غذایی، ورزش منظم و معاینات بهداشتی حفظ و تنظیم خواهد شد؛ تا خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی، سکته مغزی، سرطان و تصادفات کاهش یابد.<ref>- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p37.</ref>
علل رونق شیوه‌های مدیریت بدن نمایشی را چنین گزارش کرده‌اند:
* ترس از مرگ؛ باومن معتقد است که یکی از دلایل رونق حفاظت و مدیریت بدن، ترس انسان‌ها از مرگ در دنیای معاصر است. انسان‌ها تلاش دارند با نگهداری بهینه بدن به سلامت مادام العمر و فرار از مرگ برسند. با ساعت‌ها تمرین در باشگاه یا استدیوی ایروبیک فرصت کمی به فکر کردن در مورد مرگ پیدا می‌کنند. این ترس فراتر از مسئله جنسیت و بین همه انسان‌ها مشترک است.<ref>- Bauman, 'Survival as a social construct', 1992, p18.</ref>
* کالایی شدن بدن؛ در دنیای معاصر، جنبه‌های کالایی بر جنبه‌های غیر کالائی سلطه یافته است. کالایی‌سازی شیوه‌ای است که کنشگران در جوامع معاصر از طریق آن می‌کوشند تا حداقل تداوم را در نحوه ارائه خود را تضمین کنند. به عبارت دیگر، ابزارهای مدیریت خود به‌طور فزاینده‌ای با کالاهای مصرفی گره خورده‌اند و دستیابی به موفقیت اجتماعی و اقتصادی به‌طور حیاتی به ارائه یک تصویر کالائی قابل قبول از خودِ وابسته است. جنبه کالائی‌شدن بدن زنان بیشتر از مردان بوده است.<ref>Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p93.</ref>
* نظارت‌پذیر شدن بدن‌ها؛ در شرایط فعلی هیچ چیز نمی‌تواند مانع از این شود که افراد احساس کنند بدن ماشین آنهاست که از طریق رژیم غذایی، ورزش منظم و معاینات بهداشتی حفظ و تنظیم خواهد شد.<ref>- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p38.</ref> به باور فوکو در قرن بیستم، اشکال تبعیض‌آمیزتری از کنترل بر بدن رواج یافت که از نظر تأثیرات اجتماعی و اقتصادی پربارتر بودند. شیوه جدیدی از سرمایه‌گذاری بر بدن ظهور کرده است که دیگر خود را نه به شکل کنترل از طریق سرکوب، بلکه به شکل کنترل از طریق تحریک نشان می‌دهد. توصیه اصلی این شیوه این است که لاغر، خوش‌قیافه و برنزه باش!<sup>.</sup><ref>- Foucault, Body/Power, 1980, p57.</ref>


=== شیوه‌های سلطه‌جویانه ===
شیوه اصلی تحقق این شیوه بدنی زور و مدل آن جنگ است؛ این بدن برای آن‌که بتواند مجازات را اجرا و جذب کند باید از خود جدا شود. شکل ظاهری بدن به گونه‌ای تنظیم شود که ترس ایجاد کند و به سمت دیگران معطوف باشد عمده مخاطبین آن مردان و تولیدکننده این شیوه ارتش‌ها هستند.<ref>- Frank, For a sociology of the body: an analytical review', 1991, Figure 4.2.</ref>


رویکرد جامعه شناسانه
=== شیوه‌های بدن ارتباطی ===
برخی اندیشمندان غربی نوع خاص و مبهمی از شیوه مدیریت بدن را به‌عنوان یک رؤیا ذکر کرده‌اند. عنوان آن را «شیوه ارتباطی بدن» گذاشته‌اند و معتقدند که رسانه عامل اصلی تحقق آن و شناخت زمینه‌ساز اصلی آن است. این شیوه می‌تواند با روایت‌های مشترک، آیین‌های جمعی و روابط دلسوزانه به تحقق نزدیک‌تر شود. در این شیوه مدیریت بدنی نیز میل ایجاد خواهد شد؛ اما بیش از آنکه میل به مصرف باشد، میل به بیان دوتایی است، در نهایت در قالب روایت‌های تجسم یافته از بدن تحقق می‌یابد.<ref>- Frank, For a sociology of the body: an analytical review', 1991, Figure 4.2.</ref>


توجه به مقوله بدن، همزمان با توجه به مفهوم خود در جامعه شناسی وجود دارد۔
== فرهنگسازی مدیریت بدن ==
[[پرونده:مدیریت-بدن2.jpg|بندانگشتی|282x282پیکسل]]فرد عرصه‌هایی از مدیریت بدن را از طریق فرایند [[جامعه‌پذیری جنسیتی در خانواده|جامعه‌پذیری]] درونی می‌کند. تجربة خانواده‌هایی که کودکانی را از فرهنگ‌های دیگر به فرزندی پذیرفته‌اند، مطالعات مردم‌شناختی در مورد گوناگونی حیرت‌انگیز رفتارهای انسانی از یک جامعه به جامعه دیگر، کودکانی که در میان جامعه انسانی حضور نداشته و نسل دومی‌ها نسبت به والدین مهاجرشان در کشورهای پیشرفته، شاهدی بر این است<ref>لو بروتون، جامعه‌شناسی بدن، 1392ش، ص94.</ref> که همه کودکان از ظرفیت‌های مشابهی برای یادگیری برخوردارند و این قرار گرفتن‌شان در یک گروه اجتماعی خاص است که قابلیت ایشان را در یک جهت یا در جهتی دیگر بنا بر آموزش دریافتی، رشد می‌دهد. موقعیت انسانی فرد تابع دنیایی از معانی است که بدن او را می‌سازد و رابطه اجتماعی او را حفظ می‌کند.<ref>لو بروتون، جامعه‌شناسی بدن، 1392ش، ص96.</ref>


از مکاتب جامعه شناسی که بدن را به عنوان موة باحث خود قرار دادند، می توان از
== شیوه‌های تاریخی مدیریت بدن ==
در جوامع پیشامدرن مدیریت نشانه‌های بیرونی و عینی بدن شیوه اصلی مدیریت بدن بوده است. در آن دوران مدیریت بدن با نشانه‌های بیرونی ارزیابی و مورد قضاوت قرار می‌گرفت؛ مثلاً به جای بدن کارکردهای بدن نشانه بدن خوب و منظم بوده است. در جامعه فئودالی، مدیریت بدن از نشانه‌های عمده طبقاتی و عامل تحقق آن زنان بوده و مردان بر آن نظارت می‌کردند. در این دوره مدریت بدن بر جسم‌ها رواج یافت، اما ملاک‌ها تنظیم و چگونگی اجرای آن توسط طبقات تعیین می‌شد. با توسعه سرمایه‌داری، نمایش فرد به تدریج از نقش‌های نهادی جدا شد. همان‌طور که ترنر خاطرنشان می‌کند، این امر اهمیت زیادی برای کار چهره و شیوه‌های مدیریت بدن دربرداشت: قبل از سرمایه‌داری جایگاه شخصیت در نشان خانوادگی قرار داشت، در حالی‌که امروزه چنین نیست؛ بلکه دائماً در تعاملات بین فردی در حال شکل‌گیری است، زیرا مصرف‌گرایی و بازار انبوه، نشانه‌های بیرونی تفاوت اجتماعی و شخصی را از بین برده یا حداقل محو کرده‌اند، با مدیریت‌های فردی بدن، باید تمایزات را ایجاد کرد.<ref>- Turner, The Body and Society, 1984, p109,</ref>


تب کنش متقابل نمادین و آثار جامعه شناس کانادایی تبار، اروینگ گافمن، یاد کرد۔
=== در ایران ===
طی دهه‌های اخیر مدیریت بدن در ایران به‌ویژه در میان اعضای جامعه شهری به‌صورت گسترده رواج یافته است.<ref>- باصری و دیگران، «مطالعه انسان‌شناسی مدیریت بدن زنان با تأکید بر جراحی (بای پس معده) در منطقه 2 تهران»، 1401ش، ص143.</ref> ایران نیز مفاهیم مدرنی چون بدن نمایشی را تجربه کرده است. کسانی که از این شیوه‌ها استفاده کرده‌اند نیز اظهار داشته‌اند که در ایران انگیزه اول استفاده از شیوه‌های مدیریت بدن کسب زیبائی است و معیار کسب سلامتی در رتبه بعدی است.<ref>- باصری و دیگران، «مطالعه انسان‌شناسی مدیریت بدن زنان با تأکید بر جراحی (بای پس معده) در منطقه 2 تهران»، 1401ش، ص149.</ref> در ایران یکی از مشکلات زنان ورزشکار بدن بزرگ آنان است، چراکه جامعه بدن ظریف را از زنان توقع دارد، به همین دلیل زنان ورزشکار برای کوچک کردن و ایجاد ظرافت در بدن از برخی شیوه‌های مدیریت بدن بهره می‌برند.<ref>- زمانیان و دیگران، «مدیریت بدن در زنان فوتبالیست»، 1403ش، ص380.</ref> عواملی نظیر انگیزه زیبایی شناختی، شرایط خانوادگی، برداشت شخص از مدیریت بدن، فشار و تأیید اجتماعی، رقابت با دیگران، کسب هویت اجتماعی و جنسی، نگرش فرهنگی، گسترش شبکه‌های ارتباطی، توانمندی اقتصادی و پیشرفت پزشکی بر شیوع مدیریت بدن مؤثر بوده است.<ref>- باصری و دیگران، «مطالعه انسان‌شناسی مدیریت بدن زنان با تأکید بر جراحی (بای پس معده) در منطقه 2 تهران»، 1401ش، ص151-158.</ref>


گافمن با اثر «نمود خود در زندگی روزمره» به بحث خود اجتماعی و خود انسانی می پردازد۔
== محدودیت‌های شیوه‌های مدیریت بدن ==
به‌طور کلی بسیاری از اندیشمندان غربی اعتراف کرده‌اند که علیرغم افزایش کنترل فرآیندهای عقلانی‌سازی مدرنیته بر بدن، مسیر نهایی آن مبهم و غیرقابل تصور است. تنها جنبه واضح آن فراهم شدن ظرفیت کنترل اشخاص بر بدن خود و نظارت‌پذیر ساختن آن برای دیگران است. این فرایند دارای ماهیت دولبه و عدم اطمینان از محتوای آن و ابهام در خاستگاه اولیه و نتایج نهایی این مسیر است.<ref>- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p38.</ref>
گافمن، بر این تاکید می کند که چگونه بین خود اجتماعی ما و یا هویت اجتماعی ماء با خود واقعی مان فاصله وجود دارد.  


رویکرد فمنیستی 
=== ماهیت غیرقطعی شیوه‌های مدیریت بدن ===
رویکردهای فمنیستی جامعه شناختی، به رغم تنوع، از وجه مشترک اساسی نیز برخوردارند. در این رویکردها زمینه، تصویر و ارزیابی دختران از اندام خود، در متن مشکلات آنها در جامعه، فرهنگ، نظام معنایی و یا موقعیت زبانی ای دیده می شود که زنان نمایش می دهند. تقسیم بندی کلاسیک این رویکردها به محافظه کار، سوسیالیست و رادیکال، تحلیل های متفاوتی را از رابطه زنان با بدن خود ارائه می کنند.  
ماهیت غیرقطعی دانش علمی می‌تواند موانع بزرگی را برای اتخاذ موفقیت‌آمیز شیوه‌های مدیریت بدن ایجاد کند. زنان و مردانی که از شیوه‌های مدیریت بدن بصورت گسترده استفاده نموده‌اند به عدم قطعیت آثار شیوه‌های مدیریت بدن اعتراف دارند؛ مثلاً برخی ورزش‌کاران معتقدند که پس از چندین سال انجام ورزش‌های مثل دویدن بر این باورند که بدن آنها را متناسب‌تر و سالم‌تر خواهد کرد، اما در عوض فرسودگی این قبیل ورزش‌ها به بخش‌هایی از بدن آسیب رسانده است. برخی افراد که رژیم غذایی را برای مدیریت سلامت بدن انتخاب کرده بودند متوجه شدند که برخی از افزودنی‌های مورد استفاده در مارگارین عامل مؤثری در بیماری قلبی است. پس به‌طور کلی دانش علمی و پیشرفت‌های تکنولوژیکی میزان توانایی ما در تغییر بدن‌هایمان را افزایش می‌دهند، اما در عین حال ساختار بیولوژیکی اکثراً نادیده پنداشته شده است؛ چراکه بدن همزمان توانمندساز و محدودکننده است.<ref>- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p203.</ref> تحقیقات در جامعه ایران نیز نشان داده است که. برخی از زنان در استفاده از رژیم غذایی، تغییر شیوه زندگی، روان درمانی و دارو درمانی برای مدیریت بدن ناموفق بوده‌اند.<ref>-باصری و دیگران، «مطالعه انسان‌شناسی مدیریت بدن زنان با تأکید بر جراحی (بای پس معده) در منطقه 2 تهران»، 1401ش، ص142.</ref>


رویکرد مطالعات فرهنگی 
=== تولید الگوهای جنسیتی ناکارآمد ===
علاقه اولیه به مقوله بدن را می توان در مطالعات فرهنگی بریتانیایی دید. کتاب خرده فرهنگ، معنای سبک دیک هبدیژ، که به تحلیل خرده فرهنگ های خیابانی می پردازد، بدن را به عنوان نخستین محمل هویت آنان، بر می شمارد و معتقد است که آنها «به جای امر مصرف بر بدن هایشان به عنوان ابزار تجلی تکیه می کنند، چرا که بدن یکی از معدود
پرسش اندیشمندان از شیوهای رایج بدن‌های نمایشی این است که چرا زنان در غرب با «استبداد لاغری» مواجه هستند که رشد و بیان اجتماعی و جسمی آنها را محدود می‌کند. برخلاف مردان که طوری تربیت شده‌اند که به بدن خود افتخار کنند، زنان طوری تربیت می‌شوند که از بدن خود متنفر باشند و اغلب در تلاش برای کاهش آن وسواس پیدا می‌کنند. نتایج مخرب این تلاش به‌طور فزاینده‌ای در میان زنان عمومیت یافته است و شامل افزایش استفاده از جراحی زیبایی، لیپوساکشن و بی‌اشتهایی عصبی است. تعداد فزاینده مرگ و میر ناشی از فشاری که زنان برای کاهش وزن با آن مواجه هستند، این نکته را نشان می‌دهد که زنان بیشتر از مردان از زندگی در بدن رنج می‌برند.<ref>- Chernin, Kim, Womansize. The Tyranny of Slenderness, 1983, p82,983.</ref> در حال حاضر نیز برخی شیوه‌های مدیریت بدن زنان قابل قبول و برخی دیگر غیرقابل قبول است؛ به‌عنوان مثال عضلات بزرگ همچنان غیرقابل قبول هستند و ترس از پرورش آنها بسیاری از دختران را از ورزش دور می‌کند. علاوه بر این، لباس ورزشی زنان نیز محل مناقشه‌های مختلفی قرار دارد. در مجموع زنان در شیوه‌های مدیریت بدن در ورزش با گزینه‌هایی مواجه هستند که اکثراً غیرقابل قبول است. اگر آنان هنجارهای رایج را بپذیرند از بدن زنانه بیگانه خواهند شد، چراکه هنجارها مردانه هستند. اگر آنرا کنار بگذارند از عرصه‌های اجتماعی متعدد محروم خواهند شد.<ref>- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p65.</ref>
مصالحی است که در اختیار دارند». این خرده فرهنگ هاۍ همچنین سبک ها را با یکدیگر تلفیق کرده و به یکدیگر پیوند می دهند، به گونه ای که از آن معنای خاص و جدیدی به دست میآید (ذکایی، ۱۳۸۷: ۵۰).  
پیشینه تحقیق 
در پژوهش پیش رو؟ مقوله مدیریت بدن، بیانگر یک وضعیت فکری و معنایی در میان زنان است که طبق آن فرزند آوری متعدد، منجر به از بین رفتن تعادل جسمانی آنها خواهد شد. نتیجه این امر، کاهش بارداری ها و به تبع آن زایمان است؛ چرا که زایمان می تواند شکل و فرم بدن را از حالت معمولی خود خارج سازد.  
روش تحقیق و داده ها
در طول فرایند مطالعه، همواره لازم است که پژوهشگر به عمق برگردد و اطلاعات قبلی را
دستکاری، تعدیل و بازنویسی نماید۔ در این پژوهش ابتدا داده های مرتبط با چارچوب مفهومی


دآوری شده است و سپس با تکیه بر دستاوردهای تحقیقات میدانی موجود در زمینه باروری و فرزندآوری و تحلیل وتفسیر آنهاء رابطه مدیریت بدن و مورد:مظالعه قرار گرفته است،
=== آسیب رساندن به شخصیت ===
گافمن در کتاب «ارائه خود در زندگی روزمره» تناقض مهمی در شیوه‌های رایج مدیریت بدن را برملا می‌کند. از یک طرف صنعت روبه‌رشد مروج تناسب اندام، رژیم غذایی و مراقبت‌های عمومی از بدن فشار زیادی را برای استفاده از این روش‌ها بر اعضای جامعه وارد می‌سازد. از طرف دیگر بسیاری از این روش‌ها با احتمال شکست مواجه هستند. در حالی که شکست در آنها منجر به بی‌اشتهایی عصبی و امثال آن خواهد شد. تحقیقات علمی نشان داده است که بی‌اشتهایی عصبی زنان ارتباط نزدیکی با شکست در استفاده از روش‌هایی نظیر زیبائی و لاغری دارد.<ref>- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p93.</ref>


=== سرکوبگری شیوه‌های مدیریت بدن ===
جنبه‌های سرکوبگرانه زیادی در ساخت بدن مطابق با کلیشه‌های جنسیتی وجود دارد. به‌عنوان مثال، فشارهای مطلوبیت اجتماعی لاغری برای زنان و عضلانی بودن برای مردان، باعث اختلالات خوردن خواهد شد. همچنین استفاده از داروهای غیرقانونی مانند استروئیدهای آنابولیک توسط مردان آمریکایی در دوران نوجوانی را افزایش داده است. در واقع، در سال ۱۹۹۲ تخمین زده شد که حدود ۵۰۰۰۰۰ کودک مدرسه‌ای برای بهبود مهارت‌های ورزشی خود از محرک‌ها و استروئیدها استفاده می‌کردند. عوارض جانبی داروهایی مانند استروئیدهای آنابولیک علاوه بر این‌که از نظر جسمی برای مصرف‌کننده خطرناک است، شامل افزایش پرخاشگری و تمایل به انجام اعمال خشونت‌آمیز نیز خواهد بود.<ref>- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p111.</ref>


یافته ها
شیوه‌های مدیریت بدن برای ورزشکاران نیز دارای پیامدهای مضر بوده است. علوم ورزشی در مسیر تکامل تجهیزات و تکنیک‌های تمرینی بخش‌هایی از بدن را که برای عملکرد رقابتی از اهمیت بیشتری برخوردارند، مشخص، ایزوله و تغییر شکل می‌دهند. در مجموع ماده آزمایشی علوم ورزشی بدن مردان و زنان جوان است.<ref>- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p37.</ref> کتاب‌های خودیاری در زمینه‌های رژیم غذایی، ورزش، رابطه جنسی، آرامش، وضعیت بدن و برنامه‌های مراقبت از پوست، همگی مشوق روش‌های جدید مدیریت بدن هستند. نتیجه نهایی این کتاب‌ها وابسته‌سازی بدن‌ها به عادات بدنی از پیش تعیین‌شده و مشروط شدن به انبوه اطلاعات جدید توسعه‌یافته در سیستم‌های انتزاعی پزشکان، متخصصان سلامت و تغذیه است. همه این فرایندها برای آزادی عمل کنشگران، مخصوصاً زنان، مضر هستند.<ref>- Giddens, ''Modernity and Self-Identity,'' 1991, p100.</ref>
با توجه به این که سبک زندگی  مدرن که موجب تغییرات زیادی در سبک زندگی زنان در
جامعه ایران شده است، در اینجا به,پررییی دات ای ن/ډگراگونی ها بر سه مولفه بینش؛ ارزش
و کنش زنان پرداخته ایم۔


۴۔ سبک زندگی مدرن و تغییر بینش
== پانویس ==
اصولا هر بینش و نگرشی به پدیده های هستی، بر مجموعه ای از اصول و بنیان های فکری
{{پانویس}}
فی ویژه استوار استو باتکیه ب( آن اس گهل، به تبیین و تحلیل پدیده هامی پردازه
نظور از اصل، در اینجا گزاره ای است که از چارچوب های نظری: یک نظام پرده بر می دارد،
یا جهت گیری های کلان یک نظام را توضیح می دهد فمنیسم نیز به عنوان مولود مدرنیته،
از این قاعده بر کنار نیست۔ اندیشه هایی ,کبه*پتش»از/رنسانس ظاهر شدند، بستری منا


برای ظهور و بروز فمنیسم ایجاد کردند و در جایگاه اصول و مبانی فمنیسم قرار گرفتند۔ در
== منابع ==
واقع بن مایه هویتی فمنیسم و آنچه آن را مستقل از غیر فمنیسم می کند، اصول شش گانه
{{آغاز منابع}}
 
* «فعالیت ۱۲ هزار باشگاه بدن‌سازی و پرورش اندام در کشور»، خبرگزاری فارس، تاریخ انتشار: ۷ بهمن ۱۴۰۲ش.
اومانیسم، سکولاریسم، فردگرایی، نسبیت گرایی اخلاقی، لیبرالیسم و برابری است (چراغی،
* احمدنیا، شیرین، جامعه‌شناسی بدن و بدن زنان، فصلنامه زنان، شماره ۵، ۱۳۸۴ش.
 
* بارکر، کریس، مطالعات فرهنگی نظریه و عملکرد، ترجمه مهدی فرجی نفیسه حمیدی، تهران، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، ۱۳۹۵ش، چاپ سوم.
* باصری، علی و همکاران، «مطالعه انسان‌شناسی مدیریت بدن زنان با تأکید بر جراحی (بای پس معده) در منطقه ۲ تهران»، پژوهش‌های انسانشناسی ایران، دوره ۱۲، شماره ۲۳، پاییز و زمستان۱۴۰۱ش.
‏۲-. سبک زندگی مدرن و تغییر ارزش ها 
* بوردیو، پی‌یر، تمایز نقد اجتماعی قضاوت‌های ذوقی، ترجمه حسن چاوشیان، تهران، ثالث، ۱۳۹۰ش.
ر هر جامعه ای یکسری الگوها و ایده آل های فرهنگی در ارتباط با خصوصیات زیبایی اندام و چهره در مورد زنان مورد تبلیغ و اشاعه قرار می گیرد. با توجه به پدیده انتشار گسترده الگوهای فرهنگی غربی در سطح بین المللی که از طریق رسانه های جمعی و تکنولوژی های  نوین ارتباطی تشدید و تسهیل می گردد، ارزشهای خاصی مرتبط با اشکال و اندازه های بدنی ایده آل و مطلوب مورد تاکید قرار می گیرد. این گونه ارزش ها به عنوان ایده آل ها و اهداف عینی بر رفتارهای افراد بویژه زنان در جوامع مختلف برای هماهنگ کردن یا نزدیک تر کردن خصوصیات بدن خود با این ارزشها مورد توجه قرار می گیرند
* زمانیان، فائزه و دیگران، «مدیریت بدن در زنان فوتبالیست»، زن در توسعه و سیاست، دوره۲۲، شماره۲، ۱۴۰۳ش.
3 سبک زندگی مدرن و تغییر کنش (مدیریت بدن)
* عابدینی، مهدی، تغییرات فرهنگی اجتماعی ایران در ۳۰ ساله گذشته، تهران، جامعه‌شناسان روش‌شناسان، ۱۳۹۶ش.
جذابیت جسمانی از جمله موضوعاتی است که در دوران مدرن استانداردهای جدیدی پیدا کرده و از عوامل شکل دهنده روابط افراد محسوب می شود، به طوری که مدیریت بدن در دوران مدرن، اهمیت بیشتری پیدا کرده است و رفتارهای گوناگون بهداشتی نظیر بدن سازی، رژیم های غذایی، تجهیزات ورزشی و آرایشی مختلف برای مراقبت از بدن پدیدار شده است
* فتحی، مهدی، فوق تخصص جراحی پلاستیک، مصاحبه با روزنامه جام جم، ۲۰/ ۱۱/ ۱۳۸۲.
* لو بروتون، داوید، جامعه‌شناسی بدن، ترجمه ناصر فکوهی، تهران، ثالث، ۱۳۹۲ش.
نتیجه گیری 
* موسوی‌زاده، سیدمهدی و همکاران، «ارزیابی گرایش انگیزه‌های بیماران زن در جراحی‌های زیبایی»، مجلهٔ پژوهشی پژوهنده، ش۶، ۱۳۸۸ش.
با اجرای سیاست های کنترل مواليد در ایران در دهه هفتاد شمسی و کاهش چشم گیر رشد جمعیت در دهه هشتاد مسئله کاهش باروری زنان و اکتفاء به یک فرزند به شکلی عام در جامعه بوجود آمد؛ تا جایی که امروزه اکثریت دختران و پسران جوان آنرا پسندیده و تجربه می کنند. ازآنجایی که سبک زندگی جدید در جامعه ایران محصول مدرنیته و مولود آن یعنی فمنیسم است؛ زنان به مسئله بدن به عنوان هویت خود و لااقل بخشی از هویت خویش می اندیشند و در نتیجه به فکر مدیریت بدن به عنوان یک پروژه در زندگی جدید افتاده اند؛ به عبارت دیگر این پندار بوجود آمد که مسئله باروری و فرزندآوری از سوی زنان، در تقابل با حفظ سلامت بدن و تناسب اندام و نیز زیبایی و ظاهر خود است. در واقع با ارزش تلقی شدن تناسب اندام و زیبایی بدن و تبدیل آن به یک دغدغه مهم در سبک زندگی جدید، کم کم نگرش تازه ای در جامعه بوجود آورد، و این باور برای جامعه خصوصا زنان جوان شکل گرفت که مدیریت صحیح بدن با کاهش فرزندآوری نسبت مستقیم دارد.  
{{آغاز چپ‌چین}}
پیامد چنین باوری، آن است که کنش گران در جریان درک و تفسیری که از شرایط و بسترهای زندگی اجتماعی خود دارند، کنش های خود را تنظیم و هدایت می کنند. از این رو کنش گران در ارتباط با کنش فرزندآوری به درک جدید و تفسیر نوین دست یافته اند و امکان بازاندیشی و دگرگونی در شرایط زندگی و کنش فرزندآوری برای آنها ایجاد شده است. متاسفانه کنش کاهش فرزندآوری به عشوان کنش رایج و اصلی در سبک زندگی جدید پذیرفته شده است که به طور طبیعی موجب کاهش شدید رشد جمعیت در کشور شده است. البته توجه به این نکته لازم است که سطح باروری در ایران هنوز به سطح بسیار نگران کننده مانند برخی از کشورهای اروپایی نرسیده است،اما ضرورت دارد که برای حفظ میزان جمعیت در سطح متعادل و قابل قبول راهکارهای مناسب و بلند مدت طراحی شود و در عرصه سیاست گذاری ها نیز سیاست های کارآمدی اتخاذ گردد. به عنوان نمونه می توان با کمک گرفتن از آموزه های دینی و نیز تبلیغ صحیح از سوی مبلغان دینی و رسانه های جمعی و همچنین سیاست های حمایتی دستگاه های دولتی، جلوی این روند کاهش را گرفت و آنرا به طور صحیح مدیریت نمود.
* ''Bauman, Zygmunt,''. “Survival as a social construct”, ''Theory Culture and Society'', volume 9(1) 1992.
* Chernin, Kim, ''Womansize. The Tyranny of Slenderness,'' London, The Women's Press, 1983.
* Cregan , Kate, The Sociology of the Body: Mapping the Abstraction of Embodiment, Sage Academic Books , 2012.
* Foucault, ''Michel'', 'Body/Power', in C. Gordon (ed.), ''Michel Foucault: Power/Knowledge'', Brighton, Harvester, 1980.
* Frank, Arthur, W, 'For a sociology of the body: an analytical review', in M. Featherstone, M. Hepworth and B. Turner (eds), ''The Body: Social Process and Cultural Theory(chapter2)'', London: Sage, 1991.
* Giddens, A. ''Modernity and Self-Identity''. Cambridge: Polity Press, 1991.
* Martin, Emily, ''The Woman in the Body''. Milton Keynes: Open University Press, 1989/1987.
* Shilling, Chris, The Body and Social Theory, London, Newbury Park and New Delhi, Sage Publications, 1993.
* Turner, Bryan. S. , The Body and Society, Oxford, Basil Blackwell, 1984.
{{پایان چپ‌چین}}
{{پایان منابع}}